عکس پروفایل در آن نیامده ایامد
۲ هزار عضو

در آن نیامده ایام

«ای با همه در حدیث و گوش همه کر وی با همه در حضور و چشم همه کور»
...(در اینستاگرام، تلگرام و ایتا هم با همین نشانی FihMaFih)
در آن نیامده ایام
undefinedقصهٔ انحلال ساختارها | قسمت اول: ارتش (خطاب بیست‌ویکم درباب تفرقه و جهالت) سه روز پس از پیروزی انقلاب، سازمان چریک‌های فدایی خلق با فراخوانی، یک راهپیمایی عظیم مردمی درمورد انحلال ارتش راه انداخت. قرار بود جمعیت به سمت محل حضور امام خمینی برود تا ضمن بیعت مجدد با امام این مطالبه را که خیلی‌هایشان فکر می‌کردند مطالبهٔ امام هم هست در محضر ایشان فریاد بزنند. با اینحال امام ایشان را به حضور نپذیرفت. این مطالبه بعد از مدت اندکی توسط دیگر گروه‌ها هم تکرار و درخواست شد، گروه‌هایی که می‌توانیم آن‌ها را سوپرانقلابی‌های آن زمان بدانیم، ولو با گرایش‌های مختلف؛ به جز فداییان خلق، از سازمان مجاهدین خلق تا گروهک‌های کوچکی مثل شفق سرخ، تا خود سوپرانقلابی‌های مسلمان، حتی ملی و حتی مذهبی و روحانی، بسیاری خواستار انحلال ارتش شدند. خواسته‌شان هم پر بی‌مبنا نبود، ارتش ارتش شاهنشاهی بود در ذهن مردم، بسیاری نسبت به ارتش حس خشم داشتند، تا همین چندوقت پیش بخشی از ارتش جلوی مردم ایستاده بود و مردم بی‌سلاح را کشته بود. جدا از سران قاتل، انبوهی مستشار مستقیم و گماشتهٔ غیرمستقیم آمریکا هم در ارتش حضور داشت. اما دقت که می‌کردی خواسته‌شان اشتباه و بی‌عقلی بود. ارتش سازمان نظامی و منبع قدرت کشور بود. اکثریت ارتش روی مردم اسلحه نکشیده بود، همافرها و ارتشی‌های دیگری پیش از پیروزی انقلاب با امام بیعت کرده بودند، یعنی ارتش نیاز به اصلاح و ترمیم داشت ولی انحلال یک خواست استعماری برای تضعیف کشور بود. اما درک این مسئله با هیجانات انقلابی آسان نبود. گروه اندکی با شناخت حربهٔ استعمار پای ارتش ایستادند، به‌ویژه این چهار نفر: شهید قرنی، شهید چمران، رهبر شهید آیت‌الله خامنه‌ای و مهمتر از همه: امام خمینی. درگیری‌ها علیه ارتش با تجمعات و مقاله‌های سوپرانقلابی‌ها در اسفند ۵۷ اوج گرفت. بسیاری از منافقان که جرات نداشتند به امام چیزی بگویند به بازرگان حمله می‌کردند (۶ اسفند۵۷، روزنامه کیهان به نقل از مسعود رجوی: «آقای بازرگان! اگر مسأله ارتش حل نشود، شما مسئول کشتارهای آینده خواهید بود. این مبرم‌ترین مساله کنونی ماست، انحلال و تجدید سازمان انقلابی ارتش...»). ماجرای کردستان پیش آمد، شهید قرنی وارد شد و با ارتش جلوی تجزیه ایستاد، جنگ روانی و ترور شخصیتی علیه ارتش تشدید شد، قرنی نوروز ۵۸ مجبور به استعفا شد (یک ماه بعد قرنی توسط گروهک فرقان ترور شد). امام خمینی از پیام نوروزی همان سال حمایت خود را از ارتش تصریح کرد. ۲۶فروردین سخنان خیلی محکم و عجیبی را گفت: «من اعلام می‌کنم که اگر امروز کسی با ارتش ما مخالفت بکند، با اسلام مخالفت کرده است؛ با پیغمبر اسلام مخالفت کرده است. امروز ارتش، ارتش طاغوتی نیست؛ ارتش محمدی است». ۲۸فروردین امام ضمن اعلام روز ارتش، پیام تاریخی‌اش را درمورد ارتش صادر کرد، با چنین جملاتی: «ملت ایران موظفند از ارتش اسلامی استقبال کنند و احترام برادرانه از آنان نمایند... افراد خارج از ارتش حق ندارند در امر ارتش دخالت کنند...» و چنین پایانبندی: «از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین و هدایت جوانان فریب‌خورده‌ای را که می‌خواهند در صفوف مسلمان‌ها تفرقه بیندازند خواستارم، و هوشیاری ملت را در مقابل توطئه‌های غیر اسلامی امیدوار.» با این حمایت‌های محکم امام حجم زیادی از عملیات‌های استعمار که توسط نیروهای نیابتی پیاده می‌شد خنثی یا متوقف شد، ولی در کنار نفاق، جهالت هم همواره سرباز استعمار است؛ عملیات نیروهای مارکسیستی کند شد، ولی سوپرانقلابی‌های مسلمان به نظر خوشبینانهٔ من از روی جهالت هنوز تحت تأثیر تبلیغات علیه ارتش بودند؛ پس از پیام امام از ایدهٔ انحلال ارتش کوتاه آمده بودند ولی دنبال تضعیف ارتش و انحلال بخش‌هایش بودند. اوج این تقابل در همان حضور و دفاع حماسی شهید چمران در مجلس اول در سال ۵۹ است وقتی آماج حملات سوپرانقلابی‌های عموما معمم مجلس وقت قرار می‌گیرد و محکم می‌گوید در همین ارتش فردی بسیار باتقوا را می‌شناسم به نام صیاد شیرازی که در تفسیر قرآن از اکثریت روحانیان حاضر در این مجلس تخصص بیشتری دارد! آنجا حریف اصلی چمران که همگی فیلمش را دیده‌اید، حسن روحانی‌ست، که جزو سوپرانقلابی‌های آن وقت بوده، ولی اگر کاملش را خوانده باشید نیروهای کمکی دیگری هم مثل صادق خلخالی و عبدالمجید معادی‌خواه دارد روحانی، و اگر‌ تاریخ انقلاب را خوانده باشید می‌دانید برخلاف تصور پساشهادت امروزی در همه میتینگ‌ها و تجمعات آن زمان از چمران (مثل شهید بهشتی) به عنوان نماد اسلام آمریکایی، گماشته امپریالیسم و نفوذی یاد می‌شد و بخشی از مردم مبعوث انقلابی آن زمان پای میتینگ‌ها مرگ بر چمران می‌گفتند. سیلی تاریخ اینجاست: چمران آمریکایی و صیاد ارتش شاهی، سرانجام قهرمانانه شهید شدند، ولی سوپرانقلابی‌های پرسروصدای آن زمان ماندند و ماندند تا به مرور سوپرروشنفکر شدند. @FihMaFih
thumbnail
پیوست‌ها برای خطاب بیست‌ویکم درباب تفرقه و جهالت
۱. ۲۳ تیر ۱۳۵۹: ویدئویی که می‌بینید بخشی از همان جلسه مجلس است که شهید چمران در برابر حملات حسن روحانی (خلخالی، معادیخواه و...) از ارتش دفاع می‌کند. این جلسه پیروی کودتای نوژه است، کودتای شکست‌خورده‌ای که عواملی ارتشی داشت و اولین هدفش قتل امام خمینی بود و همین باعث می‌شد احساسات کور انقلابی‌ها برای تضعیف و انحلال بخش‌های ارتش دوباره شعله‌ور شود. در این جلسه چمران بزرگ هم تاکید می‌کند انحلال ارتش «خواست استعمار» است.
۲. ۱۹ بهمن ۱۳۵۸ اشرف دهقانی در تجمع:«دولت بازرگان ارتش ضد خلقی و مزدور شاهنشاهی را فوری سر‌ و ‌سامان دادند و برای یورش به خلق آماده‌اش کردند. اسمش را هم گذاشتند ارتش جمهوری اسلامی! (شعار‌ مردم:«ارتش آمریکایی نابود باید گردد.») آمدند تیمسارهای شاه خائن را کردند فرمانده قوا، وزیر دفاع، فرمانده نیروی دریایی، استاندار فلان‌‌جا. اغلب کارمندان سطح بالا را می‌بینیم که هر یک به نحوی وابسته به نیروهای خارجی، یعنی امپریالیست‌ها (آمریکا) هستند. مثلاً این آقای چمران (شعار مردم: «مرگش باد! مرگ بر چمران! مرگ بر چمران!») چمران را اول کردند معاون نخست‌وزیر. بعد آمد کردستان را سرکوب کرد و به پاس این آدمکشی این‌ بار او را کردند وزیر‌ دفاع... راستی، او این سال‌ها که در ایران نبود، کجا بود؟ بسیاری می‌دانند در خدمت اربابان امپریالیستش بود».

۳. آن حمایت‌های حکیمانه و محکم امام خمینی از ارتش که در متن اصلی آوردیم، همه قبل از جنگ بود. بعد از آغاز جنگ و در میانه‌اش امام خمینی ماجرای تضعیف و انحلال ارتش را اینطور روایت کردند:
۲۴ خرداد ۱۳۶۰:‌«شما دیدید که از اولی که این انقلاب به پیروزی رسید، اول قدمشان این بود که ارتش لازم نیست دیگر، اول حرف آن‌هایی که تابع سیاست‌های خارجی هستند این بود که این ارتش طاغوتی است، این ارتش طاغوتی باید از بین برود.
این کلمه (طاغوتی) را هم رویش گذاشتند که مردم را اغفال کنند!
خوب، ما هم می‌‏دانستیم که مسئله چیست و این‌ها می‌‏خواهند چه بکنند...
آن‌ها می‌‏خواستند که این قدرت را از ایران بگیرند و ارتش را نابود کنند و ارتش برود سراغ کار خودش و ایران بماند بدون ارتش و همچو راحت و آسوده آقای صدام هرجا دلشان می‌‏خواهد بیایند!».

@FihMaFih
undefined۲۳
undefined۵

۱.۸K

۱۱:۰۶