اینجا دو فیلم را کنار هم گذاشتم. اولی از اسفند ۱۳۹۳ است و دومی دی ۱۳۹۳.
آن شب که خبر شهادت دکتر علی لاریجانی منتشر شد خیلی یاد این رفتارها افتادم و حتی به ذهنم رسید فیلم دوم را منتشر کنم؛ بعد با خودم گفتم نه، اولا الآن وسط جنگ فقط وقت اتحاد است، ثانیا این خون و این شهادت خیلیها را بیدار کرده و میکند. حتما خود این فرد هم الان شرمنده است، پس دلیلی ندارد شرمندهترش کنیم و حتماً از این به بعد متأثر از این رویداد معنوی و انسانی عظیم، مثل عموم مردم سعی میکند بر طبل تفرقه و کینه و جهل نکوبد. لذا از انتشارش چشمپوشیدم.
اما هرچه گذشت دیدم اشتباه کردهام. از همان روز شهادت تا الآن هیچ تغییری در ایشان و بعضی همفکرانش دیده نشده و آنها در این شرایط هم باز بذر کینه و تفرقه و تردید را در دل دیگران میکارند.
پس از شهادت مظلومانهٔ لاریجانی و فرزندش، این فرد در صفحهاش به جای عذرخواهی، حلالیت، شرمندگی و اینها به کنار، حتی به جای رسم مسلمانی و سادهٔ «تسلیت»، دو مطلب درمورد این منتشر کرد که علت شهادت مسئولانی چون لاریجانی بیدقتی خود آنان یا خانواده و نزدیکانشان در استفاده از تلفن همراه است!
رفتارهای قبلی این فرد هم جلوههایی عظیم از دنائت و پستی بودند، اما این نوع واکنش پس از شهادت، دیگر نهایت دنائت و پستی بود. یک ایرانی، یک قهرمان ملی که تو سالها ترور شخصیتیاش کردی حالا توسط آمریکا و اسرائیل ترور فیزیکی شده بعد تو پس از شهادت هم دنبال این باشی در ذهنها او را مقصر جلوه بدهی؟! و بعد ادعای ایرانیبودن و مسلمانبودن و انقلابیبودن هم داری؟!
از آن شب از این فرد تا همین امروز باز هرروز صفحهای تازه از تردیدافکنی، وحدتشکنی، تفرقهافکنی، نفرتپراکنی و فریب مردم انقلابی منتشر شده. دقیقا در راستای منویات آمریکا!
رفتارهای این آدم و امثال او در این مدت چیزی بین رفتار اهل نهروان و اهل صفین بود، یعنی هم جهالت و تعصب و گفتگوناپذیری، هم قرآن سر نیزه کردن و و فریب عامه با شعارهای قشنگ و ظاهراً انقلابی.
اما این هردو فیلم، فراتر از رفتارهای سیاسی، چند نکته را روشن میکند:
یکوقتی به محتوا و لحن خاص این سخنان با دقت گوش کنیم میفهمیم ماجرا برای این شخص و بعضی از همفکرانش متأسفانه اصلا سیاسی و اعتقادی نیست، ماجرا اخلاقی و روانشناختی است. اگر اختلاف در طرز تفکر باشد عملکرد، سخن و اندیشهٔ یک فرد را نقد میکنیم، اما وقتی رد صلاحیت طرف مقابل را یک «باخت» و تأیید صلاحیت و رایآوردن خود را یک «برد»! عنوان میکنیم (در یک جامعهٔ مسلمان انقلابی، نه مثلاً یک جامعهٔ سرمایهدار آمریکایی) یا دربارهٔ شخصیتی با آنهمه فرهیختگی و رتبهٔ علمی بالا و آنهمه سوابق ارزشمند کاری و انقلابی و مدیریتی (به اندازه کل سن ما!) میگوییم او چون یک آقازاده است یا داماد کسی است در کشور مطرح شده!! و خودش شایستگی و صلاحیتی ندارد! یعنی بحث اختلاف تفکر یا نقد منصفانهٔ عملکرد طرف مقابل نیست؛ بحثِ حسادت، حقارت، عقده، کوچکی، کینههای شخصی و قبیلهای و پستیهای درونی و شخصیتی خود ماست. بحثِ لقلقهٔ زبان بودن و درونی نبودن همان سنت الهی و حدیثی است که جلوی دوربین ۹۰ میلیونی بر زبان میآوریم.
دونمیدانم روند تایید صلاحیتها در انتخاباتها چگونه است، اما عملا و با مهندسی معکوس میفهمم سیستمی که در ده سال اخیر فیلترگذاریاش به این شکل تغییر پیداکرد که شهید #علی_لاریجانی را دوبار (آنهم علیرغم تذکر رهبر شهید) و بدون هیچ دلیل واضحی رد کرد ولی امثال این آقای ثابتی و دیگر مشابهانش (اشتری، رسایی، رائفیپور، منان رئیسی و...) که ید طولایی در تهمتپراکنی و دروغپراکنی دارند (و بعضی حتی محکومیت قضایی دارند) را تایید کرده، قطعاً نیاز به بازنگری دارد. باور من این است که احراز صلاحیتهای اخلاقی و روانشناختی اگر بیش از احراز صلاحیتهای سیاسی، عقیدتی و روبنایی مد نظر نباشد دستکم باید به همان اندازه ملاک باشد. چراکه کسی که سلامت اخلاق و روان ندارد، در همهٔ نماز جمعههای جهان هم حضور فعال داشته باشد باز صلاحیت ادارهٔ جامعه را ندارد.
سهویدئوی اول مربوط به یک خبرگزاری است. اما ویدئوی دوم در کمال تعجب به صورت رسمی از تلویزیون پخش شده. اینکه چنین ادبیات و گفتمان سخیفی اجازه پیداکرده از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران که زمانی امام خمینی گفته بودند باید مثل دانشگاه باشد پخش شود خود نکتهٔ عجیب، تلخ و قابل تأملیست. این هم سند دیگری مبنی بر ترکتازی بخش بیاخلاقی از یک جریان سیاسی خاص در این سالها در اکثریت برنامهها و بخشهای سیاسی صداوسیما.
#روایت_جنگ
@FihMaFih
۲۱.۳K
۲۱:۲۱