عکس پروفایل در آن نیامده ایامد
۲ هزار عضو

در آن نیامده ایام

«ای با همه در حدیث و گوش همه کر وی با همه در حضور و چشم همه کور»
...(در اینستاگرام، تلگرام و ایتا هم با همین نشانی FihMaFih)
در آن نیامده ایام
undefinedسرسلسلهٔ مخالفت با ولی، در جنگ و صلح (خطاب هفتم در باب تفرقه و جهالت) عُمَر بن خطاب، پیش از آنکه توافق‌نامۀ صلح حدیبیه به‌سرانجام برسد، با خشم به محضر پیامبر اسلام شرفیاب شد و گفت: «يا رسول الله ألست نبي الله» (ای فرستادۀ خدا! آیا تو واقعا پیامبر خدا هستی؟!) «قال: بلي» (پیامبر فرمودند بله) «قال: ألسنا علي الحق و عدونا علي الباطل» (گفت: نه آیا ما بر حقیم و دشمن ما [مسلمانان] باطل؟) «قال: بلي» (پیامبر فرمودند بله) «فقال: أليس قتْلانا في الجنة و قتلاهم في النّار» (عمر‌ پرسید: آیا کشتگان ما در بهشت و کشتگان آنان در جهنم نیستند؟) «قال: بلي» (پیامبر فرمودند بله) «قال: فلم نعْطي الدّنيّة في ديننا؟! أنرجع و لمّا يحكم اللّه بيننا و بينهم؟» (عمر پرسید: پس چرا [با این مذاکره و پذیرفتن چنین صلحی] ذلت را در دین خود آوردیم؟! آیا می‌خواهی پیش از اینکه [با مبارزه] خدا بین ما و ایشان داوری کند دوباره به مدینه برگردیم؟!) فقال: «يا ابن الخطّاب! إنّي رسول اللّه، و لنْ يضيعني اللّه أبدا» (پس پیامبر فرمود: ای فرزند خطاب! من فرستادۀ خداوندم و خداوند هرگز مرا ذلیل نخواهد کرد!) {طبق روایتِ خود عمر به جای جملۀ اخیر گفتگو اینگونه ادامه پیدا کرده:} «إذاً قال: إني رسول الله و لست أعصيه و هو ناصري» (آنگاه پیامبر فرمود: من فرستادۀ خدا هستم و هرگز از او نافرمانی نکرده‌ام و او مرا یاری خواهد کرد) «قلت: أولست كنت تحدثنا أنا سنأتي البيت فنطوف حقا» (عمر باز می‌گوید: مگر تو نگفته بودی به مکه وارد خواهم شد و دور کعبه طواف می‌کنیم؟) «قال: بلي أفأخبرتك أنك تأتيه العام» (پیامبر فرمودند: بله، اما آیا من گفته بودم همین امسال این اتفاق خواهد افتاد؟) «قلت: لا» (عمر‌ گفت نه) ... خلیفۀ دوم اهل سنت بعد از این گفتگوی چالشی با پیامبر خدا باز هم راضی نمی‌شود، خود می‌گوید نزد جناب ابوبکر می‌رود و او تاحدی راضی‌اش می‌کند. این ماجرا را شیعه، سنی و خود جناب عمر نقل کرده‌اند. خلیفۀ دوم گفته در هیچ زمانی به اندازۀ موضوع صلح حدیبیه در پیامبری رسول خدا (ص) شک نکرده‌ام! و گفته اگر همفکران زیادی داشتم قطعا زیر صلح می‌زدیم و از اسلام هم خارج می‌شدیم! و البته منابع روایی به ما می‌گویند اینگونه نبوده که عمر همفکر نداشته، ولی هیچکس مانند او نبوده. مسلمانان پس از بیعت شجره با پیامبر، در آستانۀ نبرد با مشرکان بودند و بنا به شرایط سختی که داشتند دیگر از نظر ذهنی خود را سلحشورانه آمادهٔ شهادت کرده بودند؛ در این بین، مذاکرات بین فرستادگان پیامبر و دشمنان شروع شد و خبرش باعث تعجب بسیاری شد. در ادامهٔ ماجرا با اعلان خبر توافق بسیاری دچار شوک و سرخوردگی و خشم می‌شوند. روایتی دیده‌ بودم مبنی بر اینکه پیامبر پس از این ماجرا دستور به حلق و نحر می‌دهد و هیچکس از جای برنمی‌خیزد! پیامبر سه بار دستور را تکرار می‌کنند و باز عمل نمی‌کنند تا ایشان خود با ناراحتی اقدام به حلق (تراشیدن مو) و نحر (قربانی شتر خود) می‌کنند و بعد تازه افراد دل به کار می‌دهند. (در این روایت عبرت تلخی‌ست: باز، تقدم قربانی حج، بهتر از تقدم قربانی خود ولی است، تا امتی بیدار شود!) این درحالیست که خداوند پس از همین صلح حدیبیه سورهٔ فتح را نازل کرد و پس از همین صلح مسلمانان در روند پیروزی‌ها قرار گرفتند. وقتی تاریخ اسلام را می‌خوانیم می‌بینیم در همان زمان حکومت پیامبر و امامان (ع) (از نبی اکرم تا امام حسن مجتبی) به جز دشمن بیرونی، گروهی در داخل امت اسلامی با تصمیمات و تدابیر ولی خدا مخالفت می‌کردند و مدام از ولی می‌خواستند اقناعشان کند! این جماعت را به دو دستۀ کلی می‌شود تقسیم کرد: گروه اول که از نظر کمّی زیادتر بودند جاهلان بودند؛ کسانی که دقیق فکر نمی‌کردند، هیجانی و احساساتی بودند، به راحتی فریب می‌خوردند و تحت تأثیر قرار می‌گرفتند، در عین حال بسیار به رای و نظر و فکر خود اعتماد و اعتقاد داشتند. بخش زیادی از این گروه در زمان پیامبر در بین امت بودند با همه اذیت‌ها ولی در زمان امام علی (ع) جزو خوارج شدند و در نهروان روی امیرمومنان شمشیر کشیدند؛ بخشی دیگر بین نحله‌های مختلف سیاسی درون امت اسلام همواره در رفت و آمد بودند (یک‌روز چپ بودند و یک‌روز راست!) و گروهی از ایشان علی‌رغم اشتباهات بسیار سرانجام عاقبت به خیر شدند. اما دستۀ دوم منافقان بودند. منافقان شاید از نظر جمعیت به نسبت جاهلان کمتر بودند ولی از نظر میزان تأثیرگذاری و قدرت قوی‌تر بودند. منافقان کسانی بودند که هیچ اعتقاد راسخ درونی به اسلام نداشتند اما نه‌تنها ظاهرشان عین مسلمانان بود بلکه گاهی در این ظواهر اغراق می‌کردند و بلکه خود را مسلمان‌تر از دیگران می‌نمایاندند که راحت‌تر بتوانند جاهلان و ظاهربینان را مدیریت کنند. نکتهٔ مهم این است که اکثریت مدعیانی که همواره منتقد کاهلی ولی خدا! در جهاد بودند اتفاقاً خودشان حضور چندان موثری در بخش جهاد نداشتند! @FihMaFih
thumbnail
undefinedنگذاریم خون شهدا پایمال شود(خطاب هشتم در باب تفرقه و جهالت)
اینجا دو فیلم را کنار هم گذاشتم.‌ اولی از اسفند ۱۳۹۳ است و دومی دی ۱۳۹۳.
آن شب که خبر شهادت دکتر علی لاریجانی منتشر شد خیلی یاد این رفتارها افتادم و حتی به ذهنم رسید فیلم دوم را منتشر کنم؛ بعد با خودم گفتم نه، اولا الآن وسط جنگ فقط وقت اتحاد است، ثانیا این خون و این شهادت خیلی‌ها را بیدار کرده و می‌کند. حتما خود این فرد هم الان شرمنده است، پس دلیلی ندارد شرمنده‌ترش کنیم و حتماً از این به بعد متأثر از این رویداد معنوی و انسانی عظیم، مثل عموم مردم سعی می‌کند بر طبل تفرقه و کینه و جهل نکوبد. لذا از انتشارش چشم‌پوشیدم.
اما هرچه گذشت دیدم اشتباه کرده‌ام.‌ از همان روز شهادت تا الآن هیچ تغییری در ایشان و بعضی همفکرانش دیده نشده و آن‌ها در این شرایط هم باز بذر کینه و تفرقه و تردید را در دل دیگران می‌کارند.‌
پس از شهادت مظلومانهٔ لاریجانی و‌ فرزندش، این فرد در صفحه‌اش به جای عذرخواهی، حلالیت، شرمندگی و این‌ها به کنار، حتی به جای رسم مسلمانی و سادهٔ «تسلیت»، دو مطلب درمورد این منتشر کرد که علت شهادت مسئولانی چون لاریجانی بی‌دقتی خود آنان یا خانواده و نزدیکانشان در استفاده از تلفن همراه است!
رفتارهای قبلی این فرد هم جلوه‌هایی عظیم از دنائت و پستی بودند، اما این نوع واکنش پس از شهادت، دیگر نهایت دنائت و پستی بود. یک ایرانی، یک قهرمان ملی که تو سال‌ها ترور شخصیتی‌اش کردی حالا توسط آمریکا و اسرائیل ترور فیزیکی شده بعد تو پس از شهادت هم دنبال این باشی در ذهن‌ها او را مقصر جلوه بدهی؟! و بعد ادعای ایرانی‌بودن و مسلمان‌بودن و انقلابی‌بودن هم داری؟!
از آن شب از این فرد تا همین امروز باز هرروز صفحه‌ای تازه از تردیدافکنی، وحدت‌شکنی، تفرقه‌افکنی، نفرت‌پراکنی و فریب مردم انقلابی منتشر شده. دقیقا در راستای منویات آمریکا!
رفتارهای این آدم و امثال او در این مدت چیزی بین رفتار اهل نهروان و اهل صفین بود، یعنی هم جهالت و تعصب و گفتگوناپذیری، هم قرآن سر نیزه کردن و و فریب عامه با شعارهای قشنگ و ظاهراً انقلابی.
اما این هردو فیلم، فراتر از رفتارهای سیاسی، چند نکته را روشن می‌کند:
یکوقتی به محتوا و لحن خاص این سخنان با دقت گوش کنیم می‌فهمیم ماجرا برای این شخص و بعضی از همفکرانش متأسفانه اصلا سیاسی و اعتقادی نیست، ماجرا اخلاقی و روان‌شناختی است. اگر اختلاف در طرز تفکر باشد عملکرد، سخن و اندیشهٔ یک فرد را نقد می‌کنیم، اما وقتی رد صلاحیت طرف مقابل را یک «باخت» و تأیید صلاحیت و رای‌آوردن خود را یک «برد»! عنوان می‌کنیم (در یک جامعهٔ مسلمان انقلابی، نه مثلاً یک جامعهٔ سرمایه‌دار آمریکایی) یا دربارهٔ شخصیتی با آن‌همه فرهیختگی و رتبهٔ علمی بالا و آن‌همه سوابق ارزشمند کاری و انقلابی و مدیریتی (به اندازه کل سن ما!) می‌گوییم او چون یک آقازاده است یا داماد کسی است در کشور مطرح شده!! و خودش شایستگی و صلاحیتی ندارد! یعنی بحث اختلاف تفکر یا نقد منصفانهٔ عملکرد طرف مقابل نیست؛ بحثِ حسادت، حقارت، عقده، کوچکی، کینه‌های شخصی و قبیله‌ای و پستی‌های درونی و شخصیتی خود ماست. بحثِ لقلقهٔ زبان بودن و درونی نبودن همان سنت الهی و حدیثی است که جلوی دوربین ۹۰ میلیونی بر زبان می‌آوریم.
دونمی‌دانم روند تایید صلاحیت‌ها در انتخابات‌ها چگونه است، اما عملا و با مهندسی معکوس می‌فهمم سیستمی که در ده سال اخیر فیلترگذاری‌اش به این شکل تغییر پیداکرد که شهید #علی_لاریجانی را دوبار‌ (آن‌هم علی‌رغم تذکر رهبر شهید) و بدون هیچ دلیل واضحی رد کرد ولی امثال این آقای ثابتی و دیگر مشابهانش (اشتری، رسایی، رائفی‌پور، منان رئیسی و...) که ید طولایی در تهمت‌پراکنی و دروغ‌پراکنی دارند (و بعضی حتی محکومیت قضایی دارند) را تایید کرده، قطعاً نیاز به بازنگری دارد. باور من این است که احراز صلاحیت‌های اخلاقی و روان‌شناختی اگر بیش از احراز صلاحیت‌های سیاسی، عقیدتی و روبنایی مد نظر نباشد دستکم باید به همان اندازه ملاک باشد. چراکه کسی که سلامت اخلاق و روان ندارد، در همهٔ نماز جمعه‌های جهان هم حضور فعال داشته باشد باز صلاحیت ادارهٔ جامعه را ندارد.
سهویدئوی اول مربوط به یک خبرگزاری است. اما ویدئوی دوم در کمال تعجب به صورت رسمی از تلویزیون پخش شده. اینکه چنین ادبیات و گفتمان سخیفی اجازه پیداکرده از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران که زمانی امام خمینی گفته بودند باید مثل دانشگاه باشد پخش شود خود نکتهٔ عجیب، تلخ و قابل تأملی‌ست. این هم سند دیگری مبنی بر ترک‌تازی بخش بی‌‌اخلاقی از یک‌ جریان سیاسی خاص در این سال‌ها در اکثریت برنامه‌ها و بخش‌های سیاسی صداوسیما.

undefinedاین خون‌های پاک و مظلوم به قساوت دشمن و جهالت ما بر زمین ریختند، پس اگر موجب آگاهی نشوند، پایمال شده‌اند.اگر بر انتقام متعصبیم، بر آگاهی و اتحاد هم متعصب باشیم.
#روایت_جنگ
@FihMaFih
undefined۳۷۶
undefined۴۵
undefined۲۶
undefined۱۲
undefined۱۱

۲۱.۳K

۲۱:۲۱