در آن نیامده ایام
آنکه بوَد بر سخن سوار، سوار اوست (به احترام زادروز ناصر خسروِ بزرگ) «چونکه به من ننگری ز کبر و سیاست؟ من چه کنم گر تو را ضیاع و عقار است؟ من شرف و فخرِ آلِ خویش و تبارم گر دگری را شرف به آل و تبار است آنکه بوَد بر سخن سوار، سوار اوست آن نه سوار است کو بر اسپ سوار است شهره درختی است شعر من که خرد را نکته و معنی برو شکوفه و بار است» امروز #ناصر_خسرو را به چی میشناسیم؟ در تهران همه یاد خریدوفروش داروی زیرزمینی میافتند. القصه امروز تولد اوست و دوست دارم چند خطی خودش را پررنگ کنم و داروفروشی را کمرنگ. و البته که شعر او داروی جان است و شفای روح. جدا از آنکه در طب هم استاد بود. آزادهمردِ دانشمندِ خردمندِ شیعیِ زباندان و زبانآورِِ ستیهنده و رنجکشیده، ناصر خسروی قبادیانی، که جهان را سخت و تلخ میگذراند ولی تسلیم نمیشد و میجنگید و میجنگید و کار میکرد و بیدار میکرد انسان را در اوج روزگار خاموشی و فراموشی. او دین را عقلانی میفهمید و عقل را دینی میدید. دین را عدلمحور میدانست و عدالت را خردبنیان. انسانی هنری بود و هنر را نیز امر انسانی و معنوی و مقدس میپنداشت و غیر اینها طرد میکرد و البته خود مطرود جامعه و روزگار خود بود: متعصبان و جاهلان خانهاش را به آتش کشیدند، ناصبیان به جرم تشیع تکفیرش کردند، از شهرش بیرونش کردند، و همهجا در پی قتلش بودند و او بود از جمله شایستگان این عنوان: مردی در تبعید ابدی ناصرخسرو به نوعی یک همهچیزدان بود، هم طب میدانست هم فلسفه، هم ادبیات هم الهیات. و نجوم و کلام و ریاضی و موسیقی. هم مبلغ بود هم دیوانی هم ادیب. در ادبیات نیز هم در شعر هم نثر دستی بلند داشت. آشنایان دیوان شعرش به چند ویژگی میشناسندش ۱. بیش از همه به عزت و آزادگیاش: «من آنم که در پای خوکان نریزم مر این قیمتی دُرّ لفظ دری را» از این نظر قابل مقایسه و همانندیابی با فردوسی است و سپس حافظ ۲. به عقل و خردگراییاش: «از سنگ خاره رنج بود حاصل بیعقل مرد، سنگ بود خاره» از این نظر فقط با فردوسی قابل مقایسه است ۳. به دانشگراییاش: «درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را» از این نظر با فردوسی و البته همه شاعرانی که پیشوند حکیم دارند قابل مقایسه است ۴. به اخلاقگرایی و رواداریاش: «چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت» از این نظر با سعدی و تاحدی حافظ قابل مقایسه است ۵. به رنج کشیدنش؛ از این نظر با فردوسی و رودکی بهویژه قابل مقایسه است و البته با مسعود سعد سلمان ۶. به تعصبستیزی و جاهلیتستیزیاش؛ از این نظر با کسی قابل مقایسه نیست ۷. به دینداری و دیندوستیاش: «گزینم قرآن است و دین محمد همین بود ازیرا گزین محمد» از این نظر با سنایی و مولوی و سعدی قابل مقایسه است ۸. به محبت اهل بیت و تشیّعش: «پشتم قوی به فضل خدای است و طاعتش تا دررسم مگر به رسول و شفاعتش پیش خدای نیست شفیعم مگر رسول دارم شفیع پیش رسول آل و عترتش» از این نظر با فردوسی و کسایی و ابن یمین و البته در مراتب بعدی با حافظ و رودکی قابل مقایسه است ۹. به دادخواهی و عدالتطلبیاش؛ که از این نظر شاید فقط با فردوسی قابل مقایسه است ۱۰. به زبان پارسی پاکیزه و استوار و قدرتمندش و به قصیدهاش؛ که از این نظرها با بزرگان شعر سبک خراسان قابل مقایسه است و... به بهانۀ این روز، دو انتخاب دیگر هم از دیوانش بخوانید و در آخرین سطر از ایهام رندانهاش لذت ببرید:
«دین، گرامی شد به دانا و به نادان خوار گشت پیش نادان، دین، چو پیش گاو باشد یاسمن دین، یکی جامهست چون داناش پوشد پاک و نو باز چون نادانْش پوشد چون گلیمی پر دَرَن مادر و مایهیْ هنر دین است، نشگفت از هنر جز به زیر مایه و مادر نمیگیرد وطن» //
«ای جاهل ناصبی، چه کوشی چندین به جفا و کارزارم؟ از دور نگه کنی سوی من گویی که یکی گزنده مارم شادان شدهای که من به یُمگان درمانده و خوار و بیزوارم در کوه بوَد قرارِ گوهر زین است به کوه در قرارم ای آنکه چهار یار گویی من با تو بدین خلاف نارم، من شیعت حیدرم ببخشای این یک گنه بزرگوارم!» #از_میراث_ادبیات_کهن @FihMaFih
وقتی میخواهیم یک دیوان شعر از بزرگان گذشته ادبیات فارسی را بخریم، مهمترین نکته توجه به تصحیح نسخه دیوان است.
درمورد #ناصر_خسرو تازگی دیدم مد شده ناشران زرد دارند تصحیح تقیزاده و مینوی را میفروشند. زیاد دیدهام اینگونه ناشران از این کارها کنند، مخصوصاً وقتی مصححی زنده باشد و نخواهند حقالزحمهاش را بدهند، میروند سراغ تصحیحهایی قدیمیتر، ولو با اعتبار علمی کمتر و حتی منقضیشده. (بعضی ناشران البته همان تصحیح را با اندکی دستکاری صوری به اسم یک مصحح قلابی منتشر میکنند که این یکی روش گرچه ناشرافتمندانهتر است، ولی ضررش برای خریدار بیچاره کمتر است).
تصحیح علمی و دقیق دیوان شاعرِ حکیم ناصر خسرو قبادیانی همین تصحیح مشترک مینوی و محقق است که در دهه پنجاه توسط دانشگاه تهران عرضه شد و دهه شصت باز ویرایش شد (همینکه عکس جلدش را در متن اولی گذاشتم). تصحیح تقیزاده و مینوی پنجاه سال از تصحیح اخیر عقب است، یعنی واقعاً پنجاه سال قدیمیتر است (مربوط به حوالی ۱۳۰۰ است) و سرشار از اشکال است. و چهبسا در بروز آن اشکالها گناهی هم نداشتند، چون آن موقع برای ارائهٔ منقح شعرهای ناصرخسرو فقط به یک نسخه دسترسی داشتند. پنجاه سال بعد تازه به نسخه قدیمی و معتبر ترکیه هم دسترسی پیدا شد و کمک کرد تا مینوی اینبار با همراهی دستیار جوانترش محقق به این تصحیح ارزشمند دست پیدا کند. این را هم باید بگویم تصحیحهای بعد از انقلاب را من خودم ندیدهام و فقط شنیدهام تصحيح مستقل نیستند و بیشتر شرح و توضیحاند. بنابراین اگر دنبال خواندن کاملترین و صحیحترین نسخه از اشعار جناب ناصر خسرو هستیم به اسامی زندهیاد #مجتبی_مینوی و استاد #مهدی_محقق در محل درج عنوان مصحح دقت کنیم.
(پن: البته شاید هم عدهای از سر علاقهٔ سیاسی به شخصیت منحط و منقضی خود حسن تقیزاده، لجوجانه بخواهند نسخهٔ بدتر را بخرند و بخوانند، و کاری به اصل و متن کتاب ندارند، که برایشان آرزوی موفقیت میکنیم!)
#معرفی_کتاب@FihMaFih
۷۶۸
۱۹:۲۳