عکس پروفایل در آن نیامده ایامد
۲ هزار عضو

در آن نیامده ایام

«ای با همه در حدیث و گوش همه کر وی با همه در حضور و چشم همه کور»
...(در اینستاگرام، تلگرام و ایتا هم با همین نشانی FihMaFih)
در آن نیامده ایام
undefinedقصهٔ انحلال ساختارها | قسمت چهارم: شعام (خطاب بیست‌وششم درباب تفرقه و جهالت) [صفحه ۴/۴] نمی‌دانم عبارت خائنانۀ «انحلال شعام» دقیقا از کی و از کجا پخش شد؛ ولی مشخصا پس از پیام مشهور به «علی‌الاصول» رهبری و با تفاسیر دروغین و بی‌سند سوپرانقلابی‌ها از این پیام، به‌طرز خجالت‌آوری به بعضی تجمعات راه پیدا کرد و حتی در فضای مجازی برای آن فراخوان راهپیمایی بدون اسم و امضایی در یکی از روزهای سوگ رهبری منتشر شد، با استناد به این سخن که چون نظر اعضای شعام با نظر رهبری متفاوت بوده، پس شعام خائن است و کل ساختارش باید منحل شود! یعنی دعوت به شورش خیابانی برای انحلالِ مهم‌ترین مرکز مدیریت دفاعی و نظامی کشور در وضعیت جنگی! آن‌هم از داخل و به اسم نیروهای انقلابی و دلسوز! و به اسم ملت مبعوث! ملتی که رهبر شهید گفتند اگر خطری شبیه کودتای خارجی دی علیه حکومت شکل بگیرد به میدان می‌آید و در دفاع از ایران کار را تمام می‌کند؛ در جنگ شناختی باید با همان پرچم علیه کشور خودش قیام کند! یاد آهنگ خرمشهر انتظامی افتادم که برای دفاع از ایران در جنگ ۸ساله ساخته شده، در جنگ ۱۲روزه در حد جهانی بازنشر شد باز به نفع ایران؛ بعد ۱۸و۱۹دی برای تدارک حمله ایران همان آهنگ را استعمار روی کلیپ‌های سلطنت‌طلب‌ها گذاشت! نمی‌گویم هرکس این شعار را بالای سرش گرفته می‌فهمد چه دارد می‌گوید. ولی وقتی کمی تاریخ و قانون و سیاست بخوانیم، احمقیم اگر نفهمیم این عبارت در تلاویو طراحی شده، نه در تهران، قم، مشهد یا اصفهان؛ و باعث شرم ابدی جریانی است که در این فتنه (با نهایت حسن ظن به ایشان) چنان فریب خوردند که علمِ وقیح‌ترین هدف و خواستۀ دشمن آمریکایی و اسرائیلی را علیه کشور خودشان بالای سر گرفتند؛ در همین چهار شهر عزیز. و این‌بار هم باز مقام رهبری بود که با پیام اخیرش در مقابل توطئهٔ انحلال ایستاد. جدال منطقی: انحلال یا اصلاح؟ چرا نوشتم بعضی متوجه نیستند؟ چون صحبت کردم با بعضی‌شان (که حقا اقلیت بودند، حتی قبل از همین پیام اخیر رهبری)؛ پرسیدم چرا چنین شعاری را دست گرفتی برادر؟ گفت چون اعضای شعام اکثرا مخالف رهبری نظر دادند و از همینجا فهمیدیم خائن‌اند. یک سوال پرسیدم: اگر همه اعضای شعام سعید جلیلی بودند که به تصور شما پیروی مخلص و خالص رهبر است، باز هم می‌گفتی انحلال شعام؟ پاسخی نداشت. گفتم پس تو با اعضا مشکل داری نه ساختار. بنابراین انحلال شعام شعار تو نیست؛ تو باید بگویی اصلاح شعام یا نهایتاً اعلان مخالفت با نظرش. وقتی با فکر و رای اعضا مشکل داریم اول باید به اصلاح فکرها بپردازیم. یعنی (با فرض درست بودن فکر خودم) استدلال قوی و حقیقی مطرح کنیم تا استدلال ضعیف طرف مقابل کنار برود. اگر به دنبال اصلاح و تغییر اعضا هستیم هم باز اول باید بدانیم چی پیش روی ماست؛ شما با رای چند نفر مشکل داری؟ با همه جز یکی! خب ببین رای و صلاحیت این‌ها از کجا آمده؟ این شورا که بر اساس نسبت خانوادگی یا ثروت تشکیل نشده، شورای نجیب‌زادگان و اشراف نیست که مثلاً فلان شاهزاده یا زمین‌دار به اتکای زمین یا خونش انتخاب شده باشد؛ شورای حقوقی است. یعنی یا مسئولانی هستند که همه توسط رهبر انتخاب شد‌ه‌اند. یا مسئولانی هستند که باز با رای مردم مستقیم یا غیرمستقیم انتخاب شدند. درمورد اول، اصلاح یعنی رهبری باید خودش نظر خودش را اصلاح کند؛ چون شما که نمی‌توانی به جای رهبری برای رهبری تصمیم بگیری و نماینده انتخاب کنی! مگر اینکه بگویی اساسا نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را قبول نداری، که اصطلاحا می‌شوی برانداز. درمورد دوم هم نمی‌شود چیزی که با رای مردم در فرایند قانونی انتخاب شده اگر‌ مخالف نظر توست با زور و شعار و اردوکشی خیابانی عوضش کنی، چون اینطوری می‌شوی دیکتاتور، کودتاگر و فتنه‌گر. راهش همان وقت انتخابات است، دفعه بعد انشاالله متحدانه و بدون تبلیغات سلبی و منفی در انتخابات شرکت کنید که مسئولانتان در چنین شرایطی با شما هم نظر باشند. و به خود نهیب بزن نکند پیروی منطق «دیگی که برای من نجوشه توش سر سگ بجوشه» هستی، که روزی که شعام هم‌نظر من علیه روحانی رای بدهد طرفدارش باشم و بگویم شعام خوب است و روزی که خلاف نظر من رای بدهد بگویم شعام باید منحل شود؛ یعنی باز مشکل ساختار شعام نیست (چون لااقل بعضی وقت‌ها درست کار می‌کرده!) اینجا مشکل خودت هستی! و باید روزانه ویدئوی امام خمینی درمورد قانون را ببینی! اگر هم بگویی «نه نگفتم چون مخالف من است، گفتم چون مخالف رهبری است»؛ یادآور می‌شوم اولا رهبری خودش می‌تواند نمایندگان خود را در شورا عوض‌کند و راه اصلاح برایش باز است، ثانیا مصوبات شورا بدون امضای رهبری اجازهٔ اجرایی شدن ندارند. و اگر بگویی رهبر آنقدر ضعیف است که نمی‌تواند خودش جای خودش امضا کند؛ یا نظام ولایت فقیه آنقدر غیرکاربردی است که نمی‌تواند یک رهبر مستقل تعیین کند؛ باز می‌شوی همان برانداز. @FihMaFih
undefinedاتحاد و دانایی {موخره داستان انحلال‌ها}(خطاب بیست‌وهفتم درباب تفرقه و جهالت)
رمز پیروزی انقلاب، به تفسیر امام خمینی، «وحدت کلمه» بود و رمز شکست تمام جنبش‌های ایرانی پیش از انقلاب که عموما با نیت‌های خیر و مجاهدت‌های بسیار بودند تفرقه بود؛ تفرقه‌ای که توسط استعمار طراحی می‌شد و آن دسته از مبارزان داخلی که فاقد مطالعه و بینش کامل در نوع عملکرد استعمار بودند همه خیال می‌کردند نه این نوعی کمال‌بخشی، خلوص‌بخشی و اصلاحات درمورد حرکت و جماعت خودشان است.
برای دانستن این موارد و یافتن همانندی‌ها با وضعیت امروزی، ناگزیریم از خوانش مداوم تاریخ؛ وگرنه ایران مبارز کم نداشته، مبارز مومن کم نداشته، مبارز مومن دانشمند هم کم نداشته؛ ولی به جز این‌ها تمایز امام و رهبر شهید در دشمن‌شناسی، مطالعه و اطلاعات عمیق تاریخی و نیز شناخت روش عملکرد استعمار در به بند کشیدن مردم جهان بوده.
امام خمینی یک‌روز پیش از پیروزی انقلاب در پاسخ نامه‌ای از مردم نوشت:«امید است به یاری خدای‌‌ ‌‌تعالی این همبستگی را تا پیروزی کامل حفظ فرمایید، و از تفرقه و اختلاف که وسیلهٔ ‌‌تسلط دشمنان اسلام و بیگانگان است پرهیز نمایید.»
یک‌روز پس از پیروزی انقلاب هم در سخنرانی گفتند:«از این به بعد توجه به بسیاری از امور لازم است که عمده‌ی آن توجه‌‌ ‌‌به حفظ وحدت کلمه است».
استعمار برای اینکه بتواند یک کشور، یک تمدن و یک ملت را نابود کند و به بردگی بکشد، به انهدام منابع قدرت آن ملت نیاز دارد. ملتی که منابع قدرت دارد با تکیه بر منابع قدرتش می‌تواند در برابر دشمن بایستد. یکی از منابع قدرت رهبران و فرماندهان شجاع آن مردمند، یکی خود پشتوانهٔ مردمی گسترده است و یکی ساختارهایی‌ست که مردم و رهبران به وسیلهٔ آن‌ها بتوانند قدرتشان را نشان بدهند و به بیگانه شلیک‌کنند.
راه‌های مبارزهٔ استعمار با این سه عامل قدرت ملی، گاهی متمایز و گاهی مشترک است. «ایجاد منع و تحریم قانونی» مخصوص ساختارهاست، «ترور فیزیکی» و «ترور شخصیتی» مخصوصاً ساختارها و رهبران است؛ اما «تفرقه» برای نابودی هر سه مفید است. به همین دلیل است که از رهبر نخست ایران، آن‌هم پیش از پیروزی انقلاب، تا رهبر سوم ایران، پس از این آیین عظیم، خیره‌کننده و متحدانهٔ تشییع رهبر شهید که مانور قدرت و اقتدار و به تعبیری انقلاب دیگر ایران و اسلام بود، مهم‌ترین و بیشترین تاکیدشان بر تثبیت اتحاد و سرکوب تفرقه است.
ملت‌هایی که در معرض استعمار و دشمنی قدرت‌های بزرگ‌اند، هیچ راهی ندارند مگر اینکه هر قدمی می‌خواهند بردارند (هرچقدر زیبا، هرچقدر با نیت خوب و خدایی و هرچقدر با احساس وظیفه) با مطالعه تاریخ و بررسی وضعیت استعمار در همان روز و روزگار باشد. هر قدمی که می‌خواهند بردارند نگاه کنند: در نهایت دارم پازلی از پازل‌های دشمن را کامل می‌کنم؟ یا دارم نقشهٔ دشمن را به‌هم می‌زنم و از رهبران آزاده پیروی می‌کنم.
نتیجهٔ عمل مهم است، «حسن عاقبت» مهم است، وگرنه چه‌بسا نمازها و نافله‌های سلیمان بن صرد خزاعی از طاعات و عباداتی کسی چون حر بن یزید ریاحی بیشتر بوده.
@FihMaFih
undefined۵۰
undefined۹
undefined۳

۶.۹K

۱۴:۵۷