در آن نیامده ایام
بالاخره رهبری موافق بود یا مخالف؟ (خطاب هفدهم در باب تفرقه و جهالت) [صفحه ۱/۲] پرسش: اگر رهبر انقلاب موافق توافق و مذاکرات است، چرا گفتند نظر دیگری داشتم؟ اگر مخالف است، چرا اجازه دادند؟ این تناقض نیست؟ همانطور که قبلاً هم گفتیم طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی کشور، فرماندهی کل قوا و نیز تصمیم درمورد جنگ و صلح همه جزو اختیارات و وظایف ولی فقیه است؛ از این جهت مذاکراتی که در پایان یا حین جنگها اتفاق میافتد بدون تایید ایشان نمیتواند تبدیل به توافق شود و این فرق مذاکرات جنگ با مذاکرات سیاسی معمول (مثل برجام) است که در شأن دولتهاست (و مشروعیتش را بیشتر از سمت آرا و انتخاب مردم میگیرد). با اینحال همانطور که حدس زده میشد، پیام اخیر رهبری گرچه معنای روشن و واضحی برای آمریکا، اسرائیل، جهان غرب، همسایگان و همچنین مسئولان داخلی دارد، برای بخشی از مردم مخصوصاً مردم انقلابی ممکن است گیجکننده باشد؛ مخصوصاً با انبوه بیشتفسیرهای پیشینی در جامعه. به قول دوستی وقتی قرار است یک متن، از نزدیکترین یاران تا دورترین کشورها و دشمنان تو را در پیامهایش پوشش بدهد، طبیعتاً وضعیت بسیار پیچیدهای رخ میدهد و ممکن است وضوح پیام برای همه یکسان نباشد (و اولویت در وضوح با مخاطبان حساستر، یعنی دشمنان باشد). اما برای رسیدن به پاسخ باید در چند تفکیک و دقت کاوش و پژوهش کنیم: ۱. تفاوت «مذاکره» و «تفاهم»: پیام رهبر انقلاب درباب مذاکرات، یا مذاکرات و تفاهم به صورت توامان نبود، پیام رهبر انقلاب تنها درمورد تفاهم بود. یعنی برخلاف بعضی القائات (همانطور که در دیگر پیامهای رهبری آشکار بود) بار دیگر ثابت شد رهبری با اصل بدیهی و منطقی «مذاکرات جنگی» (که بخشی از جنگ است) مخالفتی نداشتند. ۲. تفاوت «تفاهم و تفاهمنامه» با «توافق و توافقنامه»: این دو با هم معنای حقوقی متفاوتی دارند و تفاوت در میزان الزامآوری است؛ توافق یک متن نهایی است که الزامآوری آنهم قطعی است (البته در قانون، وگرنه برجام هم توافق بود که آمریکا نقضش کرد). پس رهبری نسبت به این تفاهم اولیه نظر دیگری داشتهاند، اما آیا نسبت به کلیت توافقی که طراحی شده نظر دیگری داشتهاند یا دارند از این متن مشخص نیست و امیدواریم روزی روشن شود (جدا از مصرف خارجی این عبارت)؛ مهمترین نکته اینجاست: این تفاهمنامه (جدا از اینکه به خودی خود به نظر بنده یک پیروزی بزرگ جنگی برای ایران است) ابتدای مسیر یک توافق است که بخشی از آیندهاش (یعنی بخش مربوط به تعهدات پسینی دشمن) مبهم است، پس حرکت به سوی آن نه جشن دارد نه عزا، پس موضعگیری درمورد کلیت آن نیز نباید با قطعیت همراه شود. ۳. تفاوت «اجازهدادن» و «موافق بودن»: وقتی به امری اجازه میدهیم یعنی مشروعیتش را تایید میکنیم ولی لزوما معنایش تایید جزئیات و جهتگیریها نیست. رهبری ضرورت این اقدام را با عنایت به بررسی مسئولان کشور قبول کردهاند و پای آن را امضا کردهاند، ولی معنای این قبول این نیست که هیچ راه دیگری نبوده یا رهبری دقیقا این روش را با همین جزئیات روش بهتری میدانستند. ۴. تفاوت «نظر دیگری داشتن» و «مخالفت کردن»: در خیلی امور ممکن است نظر دیگری داشته باشیم، یعنی نظر روی میز را بهترین یا تنها گزینه ندانیم ولی این به معنای مخالفت با نظر روی میز نیست. مگر اینکه دلالت و تصریحی بر این مخالفت باشد. پس رهبری با روش در پیشگرفتهشده مخالف نیستند (یعنی قطعا آن را خیانت، وطنفروشی، تحمیل و... نمیدانند) ولی اینکه آن نظر دیگر رهبری چه بوده و اصلا امکان تحقق داشته یا نه، دقیقاً در این متن مشخص نیست. چه اینکه بسیاری از اوقات ما نظر به صدی داریم که شدنی نیست و خودمان با عقل و اختیار هفتاد یا هشتادی را انجام میدهیم که شدنیست. قصاص یکایک جنایتکاران جنگی و قاتلان رهبر شهید، در همین زمان، صد ماست، ولی شکست دشمن، امتیاز ندادن به دشمن، پایان عزتمندانه و پیروزمندانهٔ جنگ، امنیت پایدار، گرفتن امتیازهای گسترده از دشمن، تحقیر دشمن، توقف خونریزی و شهادت هموطنان و همراهان در لبنان، حفظ توان نظامی، مشروعیت بخشیدن به خسارتگیری و لغو تحریمها، پایان محاصره دریایی و آغاز مدیریت رسمی بر تنگه هرمز و... شاید همان هشتاد شدنی با توجه به توان موجود در کشور و منطقه است. [ ادامه
] @FihMaFih
بنابر آنچه گفته شد، و بنا بر متن پیام، آن مقدار که با پژوهش منطقی میشود فهمید (و بدون ادعای فهم مطلق) پاسخ اینجاست:
۱. رهبری در این متن تلاش دستاندرکاران و مسئولان را با سه ویژگی تلاش زیاد، دلسوزی و حسن نظر ستودهاند؛ که این یعنی حمایت ایشان از مذاکرات و مذاکره کنندگان و مسئولان دولت ایران.
۲. رهبری به وضوح مسئولیت و تعهد رئیسجمهور را در اجرای تفاهم مشخص کردهاند و همچنین تعهد حکومت به پیگیری تحقق شروط مندرج در تفاهمنامه را از سوی دشمن. این هم تعیین تکلیف و ایجاد مسئولیتپذیری برای مسئولان است و هم خط و نشان کشیدن برای دشمن.
۳. رهبری در آغاز تفاهم و توافقی که هوشمندانه و بدبینانه، به صورت پلکانی، مرحلهای و آزمایشی با دشمنی بدعهد و خبیث طراحی شده، تاکید کرده نظر دیگری داشتهاند اما هیچ نشانی از آن نظر دیگر ندادهاند، این یعنی مهمترین علت حضور این عبارت، مخاطبِ خارجی و دشمن است. چون اگر قرار باشد خطاب اصلی با مخاطب داخلی باشد، محتوای این نظر باید گفته شود تا توسط هواداران انقلاب و وطن پی گرفته شود؛ لکن وقتی تاکید میشود بر نظر دیگری و آن نظر ابراز نمیشود، در حقیقت بیشترین تکیه سخن با دشمن است که بداند رهبر ایران از لفاظیها و امتیازدادنهای زبانی دشمن نه ذوقزدهشده و نه خیالش راحت است و با اولین تخطی دشمن از تعهداتش همهچیز آمادگی برگشت به حالت اول یا بدتر از آن را دارد.
۴. برای ذهنهایی که تحت حملات جنگ روانی هستند: رهبری اگر ترسو و تحمیلپذیر باشد، جدا از اینکه از ولایت و عدالت منعزل و ساقط میشود (که این تهمت بزرگی است که بعضی بی که معنایش را بفهمند به پدر بزرگوار و رهبر شهیدمان نیز میزدند) طبیعتا نمیگوید و نمیتواند بگوید «من نظر دیگری داشتم»!؛ از طرفی (وقتی رهبری را ترسو در نظر نگیریم و به این قهرمان شجاع توهین نکنیم) اگر این «نظر دیگر داشتن» به معنای مخالفت با نظر روی میز است، رهبری امکان و جواز مخالفت دارند و ابراز میکنند، مجبور نیستند امضا کنند که هیچ، حرام است که جواز امر حرام را صادر کنند!؛ و از طرفی اگر رهبری ضعیف است ولی ترسو نیست، یا در فشار است ولی ترسو نیست، و نظر روی میز را مخالف عزت و مصلحت و حکمت ایران و اسلام میداند، همانطور که میتواند بگوید من نظر دیگری داشتم، میتواند از مسلمین و ایرانیان جانفدای وطن طلب حمایت و استمداد کند!
۵. رهبری با عنایت به مسئولیت و اختیاری که دین و قانون در اختیارش قرار داده، ضمن محفوظ داشتن مسئولیت و تعهدات رییس جمهور و دولت، جواز این تفاهم را صادر کرده است؛ یعنی اولا رهبری پای صلاحیت این روند را تایید و امضا کردهاند و هرگز چنانکه درموارد مشابه شایعهسازان شایعه کردند، این امور بدون اذن، اجازه، آگاهی و قبول رهبری امکان تحقق ندارند و ثانیا اگر تا دیروز بعضی با نیتخوانی میگفتند رهبری با این روند مخالف است، از امروز و با امضای رهبری، مخالفت عملی با این روند مخالفت با رهبری است.
پاسخ خلاصه: رهبری مذاکرات را به صورت قطعی و تفاهم را به صورت مشروط، با اعتماد به مسئولان کشور و بدبینی نسبت به دشمن تایید کرده است، با اینحال باز با بدبینی به دشمن و برای هشدار به دشمنان، در صورت عدم تامین منافع ملت ایران، راههای دیگر را نیز منتفی ندانستند و موضوع را تمامشده تلقی نکردند.
والله اعلم
گر خطا گفتیم اصلاحش تو کنمصلحی تو ای تو سلطان سخن
کیمیا داری که تبدیلش کنیگرچه جوی خون بود نیلش کنی
این چنین میناگریها کار توستاین چنین اکسیرها اسرار توست
هم دعا از تو، اجابت هم ز توایمنی از تو، مهابت هم ز تو
@FihMaFih
۶.۲K
۲۲:۴۹