در آن نیامده ایام
چرا رهبر، تازه پس از تفاهم گفت نظر دیگری داشتم؟ (در باب تفرقه و جهالت خطاب نوزدهم) [صفحهٔ ۳/۳] مسئله این است: آمریکا و اسرائیل وقتی شکست خوردند و وقتی به میز تفاهم و مذاکره نزدیک شدند آرامآرام تاکتیکشان را عوض کردند. حالا دیگر آمریکا به نفعش نیست با اسرائیل یکی باشد. آمریکا قطعا اگر امید استجابت داشت، هزار بار از خدا میخواست زمان به عقب برگردد و ورود مستقیم در جنگی نکند که عمری ازش دم زده و برایش فیلم ساخته، اما آخر در واقعیت تویش شکست میخورد. پس آمریکا از اینجا تصمیم گرفت در نقش «پلیس خوب» و در نقش «آن شریکی که گویی بیطرف است و میخواهد معامله را با عافیت جوش بدهد» ظاهر شود و اسرائیل نقش «پلیس بد» و «شریکی که میخواهد معامله را به هم بزند». کارگردان: آمریکا، بازیگران: آمریکا و اسرائیل. این تفاوت لحن ابتدا چندان زیاد نبود ولی هرچه به امضای تفاهم نزدیکتر شدیم بیشتر شد. (یک پرانتز باز میکنم: تفاوت دشمن قطعا نداریم، ولی تفاوت روش و پایگاه اقتصادی دشمنی داریم واقعاً، بین خود دشمنان. اسرائیل، آمریکا و انگلیس با هم در اتحاد و یگانگی کاملاند، در دشمنی با ما همفکر و هممنفعتاند، ولی در روش، اسرائیل و جمهوریخواهان آمریکا با انگلیس و دموکراتهای آمریکا، مسلط و معتقد به دو روش متفاوتند. طبع انگلیسی عاشق براندازی با تفرقه است و طبع اسرائیلی عاشق ویرانی با جنگ. نکته اینجاست: این تفاوت روش الآن و در دورهٔ ترامپ وجود ندارد طبیعتاً، بنابراین ترامپ تصمیم دارد نقشش را بازی کند). آمریکا در این طراحی به ایران میگوید میبینی که من میخواهم کوتاه بیایم و توافقی به نفع تو و در جهت تثبیت پیروزی تو امضا کنم، اما میبینی که این اسرائیل تندرو غیرقابل کنترل است و هی دارد پارس میکند و میخواهد تندرویی کند، من به زور قلادهاش را نگه داشتهام و الآن است که پای خودم را هم بگیرد! پس بیا تو هم کوتاه بیا تا این قلادهاش را پاره نکرده توافق را نهایی کنیم برود پی کارش. در عین اینکه این تفاهم برای اسرائیل کابوس بود، در عین اینکه اگر جنگ تمام شود و آمریکا عقبنشینی کند، اسرائیل وضع وحشتناکی را تجربه خواهد کرد، ولی حقیقت این است: قلاده دست صاحبش است و آمریکا برای امتیازگیری در مذاکرات قلاده را شل و سفت میکند. و البته این نمایش هم برای فریب حکومت و مردم ایران است هم برای فریب خود مردم آمریکا و نیز اقتصاد و بازارهای جهانی، که اوضاع از کنترل خارج نشود. در چنین شرایطی، و در زمانی که تفاوت لحن و دوصدایی شدن دشمن به آشکارترین حالت خود رسید، و وقتی دورهٔ آزمایشی و راستیآزمایی تفاهمنامه آغاز شد، رهبری تفاوت نظر خود را درمورد تفاهمنامه اعلام کردند. چون رهبری که یکشبه نظرشان عوض نشده، در متن هم گفتهاند که از قبل نظر دیگری داشتهاند، پس آنچه جدید است «تفاوت نظر» نیست «اعلان تفاوت نظر» است. و دلیل چه بود؟ رهبری در برابر آرایش جنگی دو طرفهٔ دشمن در دیپلماسی، با این پیام آرایش جنگی ایران را هم دو طرفه کردند. که اگر توی آمریکا میخواهی بگویی یک نفر نیستید با اسرائیل، و دو نفر با دو نظر مختلفید که نظر دوم اتفاقاً خیلی تندتر و عصبانیتر است و سهم خودش را میخواهد؛ پس بدان برخلاف تو که دروغ میگویی، در ایران با صداقت محض واقعاً ما دو صداییم، یک صدا صدای دولتمردانی است که با تو مذاکره میکنند و با اینهمه امتیازی که گرفتهاند همچنان از صدای دیگر خیلی ملایمترند و اگر با اینها به نتیجه نرسی، به نتیجهرسیدن با صدای دوم خیلی سختتر است و اصلا معلوم نیست تفاهمنامهٔ مد نظر آن صدا چقدر سختتر باشد. از طرفی بازارهای مالیت هم خیلی خیالشان راحت نباشد از ثبات اقتصادی و باز ماندن تنگه. با این پیام، هم فشار نمایشی دشمن با یک فشار واقعی متقابل پاسخ داده شد، هم بهرهبرداری آمریکا از نمایش تفاهم به مثابه پایان جنگ و حل مشکلات آمریکا برای تثبیت بازار و آرامشدادن به تکانههای نفتی تضعیف شد. به همین دلیل بود که پیام رهبری این ششویژگی را داشت: ۱. برخلاف پیامهای قبلی کوتاه بود ۲. برخلاف پیامهای قبلی لحن سردی داشت ۳. برای نخستینبار اعلان نظر متفاوت داشت ۴. این اعلان نظر را پس از امضای تفاهمنامه اعلام میکرد ۵. مبهم بود و خودِ نظر را شرح نداده بود ۶. مشروط بود و همهچیز را به آینده موکول کرده بود به این میگویند جنگ روانی دفاعی، در برابر جنگ روانی تهاجمی دشمن. این است که گفتیم از ابتدا هدفگذاری اصلی پیام تقابل با دشمن خارجی است، نه طرفگیری در اختلاف داخلی، آنهم به نفع جناحِ تنازع و تفرقه! این تأسفانگیز و در عینحال شگفتانگیز است، که وقتی کشور برای مقابله با دشمن خارجی در حال طراحی و صفآرایی است، گروهی از چیدمان همین صفها هم دنبال منافع سیاسی خود باشند. اگر خدا بخواهد در مطلب دیگری به این موضوع و درسهای جنگ احد هم میپردازیم. @FihMaFih
۱. مخلص کلام: دشمن با استفاده از تفرقهطلبها میخواهد آن پیروزی که در میدان نبرد و جنگ نظامی به دست نیاورد، در خیابان و جنگ شناختی به دست بیاورد و برای این کار امیدش به تکرار کامل فاجعهٔ احد است. آیین مقدسِ تشییع رهبر شهید ایران، بزنگاه و تنگهای است که یا با اتحاد و نظم در آن، کشور را به سمت ثبات و عزت و اقتدار پیش چشم دشمن و جهان میبریم، یا با تفرقه و تنازع شرایط را برای تکرار کامل فاجعهٔ احد فراهم میکنیم.
۲. هیچوقت نمیخواستم چنین چیزی را بنویسم، ولی ظاهراً دیگر مجبورم: وقتی در وضعیت جنگی، به مردم بقبولانی همه مسئولان به جز رهبر خائناند و فقط رهبر خوب است، ظاهر منافقانهاش این است که داری رهبر را مدح میکنی، ولی باطنش اتفاقاً زمینهسازی هوشمندانه برای ترور رهبر و فروپاشی نظام است. خیلی ساده است: وقتی در ذهنها جا بیاندازی فقط یک نفر خوب است، فقط یک نفر میتواند باعث انسجام و اتحاد مردم باشد و مردم ایران دیگر به کسی اعتماد ندارند، برای شکستن مردم و انسجامشان کشتن همان یک نفر توسط دشمن کافیست. این است کلید فهم نفوذ و خطدهی غیرمستقیم اتاق فکر اسرائیل به تفرقهطلبها. نتیجهٔ عملیات تفرقه: رهبر را ترور میکنیم که آنوقت دیگر برعکس ۹اسفند همین انقلابیها برای قدرت به جان هم میافتند و کشور فرومیپاشد.
۳. بند بالا، نهایت هدفگذاری دشمن است، اما در هدفگذاری میانی، اگر تفرقهافکنی فقط به خود تفرقه منجر شود، اگر عدهای مدام به جان هم بیفتند، کمکم کمیت و کیفیت تجمعات کم میشود، و اگر این کمشدن محسوس شود، کشور آمادهٔ پذیرش انواع توطئهها و آشوبهای برنامهریزیشده از بیرون، شبیه کودتای دی ماه میشود.
۴. در هدفگذاری حداقلی دشمن هم، باز تفرقه فاجعهبار خواهد بود: با افزایش جدال و تفرقه و کاهش جمعیت و تنوع حضور مردم در تجمعات، مشارکت سیاسی عمومی در حمایت از کنش عزتمندانه کشور در جنگ کم میشود، پس فرماندهان جنگ و مذاکره در ایستادن در برابر دشمن پشتوانهٔ ضعیفی پیدا میکنند، درست مثل انتخاباتی که برگزیدهاش با رأی قوی انتخاب نشده باشد.
۵. هدفگذاری دیگر هم همان بحث احساس شکست و پیروزی و قدرت و اعتماد به نفس ملی است که قبلاً توضیح دادیم و با تردیدافکنی در پیروزیها و بهویژه با بالا بردن سطح توقعات حاصل میشود (و مثلا ایجاد این توهم که مثلاً چند موشک دیگر زده بودیم همهچیز تمام بود!). با تحقق این هدفگذاری، جمهوری اسلامی هر پیروزی عظیمی هم که در جنگ و پساجنگ به دست بیاورد به نظر بیارزش میشود و این خود میشود فاصلهاندازی بین مردم و حکومت و انقلابشان.
[ ادامه
۳.۱K
۱:۳۷