در آن نیامده ایام
اگر رهبر شهید امروز اینجا بود چه میگفت؟ (خطاب پانزدهم در باب تفرقه و جهالت) هنوز یکسال نگذشته از این سخنرانی و یک ماه نگذشته بود از پایان جنگ دوازدهروزه، که رهبر شهید ایران این تذکر را به بیصبرها و پابهزمینکوبها دادند. دقیقا: ۲۵ تیر ۱۴۰۴. شبیه به این تذکر را رهبری بارها پیش از شروع جنگ دوازده روزه هم داده بودند. مثل همان سخن مهم و معروف ایشان که گفته بودند در پاسخ به دشمن «نه شتابزده میشویم نه تعلل میکنیم». البته کسانی که سخنان رهبر شهید را از کانال و با تفسیر تحریفآمیز بعضی جریانهای خاص میخوانند، همواره از مواجهه با سخن واقعی رهبر شهید شگفتزده میشوند. خطاب به آنها که بیفکر بعضی شعارهای دروغین و فریبنده را تکرار میکنند یادآوری میکنم، این همان سخنرانی است که رهبری در آن فرمود: « چه دستگاههای مسئول در عرصهٔ نظامی، چه دستگاههای مسئول در عرصهٔ دیپلماسی هر دو، به شکل درست و با جهتگیری درست، هر دو لازم است، بایستی با قوّت کار خودشان را انجام بدهند.» همان سخنرانی که رهبر راستگوی ایران گفتند: «ما هم در میدان دیپلماسی، هم در میدان نظامی انشاءالله به توفیق الهی هر وقت وارد بشویم، با دست پُر وارد خواهیم شد.» همان سخنرانی که رهبر دلسوز ایران گفتند: «ممکن است کسی در یک قضیّهٔ مربوط به نظامی یا دیپلماسی یا غیره به یک مسئولی اعتراض داشته باشد، ما نمیگوییم اعتراض را نگویند؛ چرا، منتها اوّلاً لحنی که برای بیان اعتراض و بیان انتقاد انتخاب میشود لحن قابل قبولی باشد؛ ثانیاً بعد از تحقیق باشد، بعد از اطّلاعیابی باشد. گاهی اوقات در روزنامهها و بعضی جاهای دیگر، یک چیزهایی را من میبینم، بعضی یک حرفهایی میزنند، اعتراضهایی میکنند که ناشی از بیاطّلاعی است، نمیدانند چه کار انجام گرفته» و خطاب به دلسوزانی که گاه شاید از شدت غیرت دینی، گاه شاید از سر بیدقتی و گاه متأسفانه از سر خودخواهی، تعصب و فقدان شعور دینی و اخلاقی، سعی میکنند میدانها و تجمعات میهنی را از هرکسی که به هر دلیلی شبیه خودشان نباشد (چه نوع حجاب چه نوع تفکر سیاسی) خالی کنند، یادآوری میکنم این همان سخنرانی است که رهبر شهید تقدیر کردند از همهٔ مردم وفادار به وطن و تأکید کردند در توصیفشان: «با ظاهرهای گوناگون، چهرههای گوناگون، لباسهای گوناگون، که هیچ به نظر هم نمیآمد اینها حاضر باشند اینجور فداکارانه حرف بزنند... با جهتگیریهای سیاسی گوناگون، با جهتگیریهای سیاسیِ گاهی متقابل، با وزن مذهبی کاملاً متفاوت... » و همان سخنرانی که رهبری «اتحاد عظیم ملی» مردم ایران را ستودند که البته هیچکدام از این نکات منحصر به این سخنرانی نبود. هنوز یک سال از این سخنرانی، و هنوز مدت زیادی از روز آتشین ۹ اسفند نگذشته، که اهل شقاق و نفاق تا اینقدر توانستند تفکر رهبر شهید را با استفاده از تریبونهایی که همین نظام در اختیارشان گذاشت، در ذهن بخشی از مردم مذهبی تحریف کنند و میدان اتحاد ملت ایران در مبارزه با دشمن بیگانه را در بعضی مناطق تا آستانهٔ تبدیل شدن به میدان تفرقه و مبارزه با حاکمیت جمهوری اسلامی پیش ببرند. انشاالله خداوند عاقبت همهٔ ما را ختم به خیر کند و کمکمان کند بفهمیم ما هیچکدام نه عقل کلیم، نه در برابر جنگهای روانی و شناختی دشمن، مصون و محفوظ از خطا و فریبخوردن.
متن کامل سخنرانی @FihMaFih
دشمن تمام تلاش خود را در جنگ ترکیبی و شناختی کرد برای اینکه امروز بسیاری از شما چنین احساسی را داشته باشید؛ تا حد قابل قبولی هم موفق شد. من به عنوان دوست و برادر کوچک شما، امروز برای شما یک ماشین زمان آوردهام. خاضعانه درخواست میکنم قبل از اینکه هر فکری بکنید، بیایید سوار شوید تا سه فصل از تاریخ پس از انقلاب را با هم مرور کنیم، در سه خرداد پر حادثهٔ دیگر، و بعد بیاییم سراغ امروز. که گفتهاند: ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم!
اما مردم ایران نباید این پیروزی را «احساس» میکردند. مردم ایران، مخصوصاً همان انقلابیها و هواداران استقلال کشور همواره باید احساس شکست میکردند، حتی هنگام پیروزی. پس کارگروه شناختی امنیتی دشمن ضرب شد در قدرتطلبی و جاهطلبی بعضی از اصلاحطلبان و کارگزارانیهای بازنده و همچنین عملکرد اشتباه بعضی دولتمردان، و نتیجه، تهییج و فریبِ بخش قابل توجهی از مردمی بود که با نهایت صداقت و خوشنیتی وارد یک امر سیاسی ملی شده بودند و سرانجام ناخواسته به ابزار دشمن تبدیل شدند. مهمترین حاصل این فریب و کشاکشهایش یک چیز بود: از دسترفتن احساس پیروزی و حتی بخشی از خود پیروزی، با احساس ناکامی، سرخوردگی و شکست در دو طرف انتخابات، یعنی: همهٔ مردم ایران، مخصوصاً مردم معتقد به کنش اجتماعی و انقلابی.
مدت اندکی گذشت و سوپرانقلابیها این ادبیات را جا انداختند: «به رئیسی رأی دادیم و حالا وقت مطالبه است» و یکی از اولین مطالبات بازگشت و بازگشایی «گشت ارشاد بود». رئیسی پیش از انتخابات گفته بود با گشت ارشاد مسئولین موافق است و پس از انتخابات در اولین مواجهه با این مطالبه گفت ۲۸ دستگاه فرهنگی غیر دولت درمورد حجاب مسئولاند بروید سراغ آنها و گفت در موضوع حجاب کار فرهنگی بر کار قهری مقدم است. اما سوپرانقلابیها خیلیخیلی جدی مطالبه داشتند، صبر هم نداشتند، از طرفی بخشی از همین دولت را هم تصرف کرده بودند. پس گشت ارشاد دقیقا در زمان اوجگرفتن عملیات قدیمیِ فرهنگیامنیتی دشمن برای ایجاد شکاف در زمینه حجاب آغاز شد و همهچیز برای فریب و تحریک بسیاری از مردم مهیا شد؛ چه فرصتی بهتر از یک دولت انقلابی! واقعه مهسا پیشآمد، بسیاری بهحق یا نابهحق جریحهدار شدند؛ تیمهای تروریستی وارد کشور شدند و حاصل: دوباره از دسترفتن احساس پیروزی و حتی بخشی از خود پیروزی و امکان موفقیت کشور، بهعلاوهٔ احساس ناکامی، سرخوردگی و شکست در دو گروه از مردم: هم انقلابیها، هم غیرانقلابیها و ضدها. یعنی همهٔ مردم ایران.
(پاد، دستیار رئیسی، پس از شهادتش فاش کرد او موافق گشت ارشاد نبود).
[ ادامه
@FihMaFih
۴.۶K
۳:۰۱