تهران کنارت، فیلم خوش ساخت و باکیفیتی است. از فیلمبرداری و قابها گرفته تا تدوین، فلشبکها و شاید حتی بازی، بازیگران. خوش ساخت دقیقا مانند تاماهاک! مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا در مورد این موشک کروز دور برد گفته است که: «تاماهاک برای پرواز در سرعت زیر صوت و در ارتفاع پائین طراحی شده و همین موضوع کشف آن، توسط رادار را دشوار میکند.» امّا این روزها علاوه بر ویژگیهای نظامی این موشک کروز، تاماهاک تبدیل به نمادی شده، برای تبر زدن به ریشهی شجرۀ طیبۀ ایران اسلامی.برای یادآوری باز میگردیم به ساعت ۱۰:۴۵ صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ حدود یک ساعت بعد از شهادت امام امت، وقتی که ارتش جزیرهی بدنام برای پیشکشی به بعلها، پیشدبستانی و دبستان شجره طیبه میناب را با پنج موشک تاماهاک هدف قرار داد و نام ۱۶۸ دانشآموز و معلم را با رنگ سُرخ در کتاب تاریخ ثبت کرد. اما برای توجیه این جنایت تمدن غرب، رسانههای غربی شروع به عملیات کردند، که «این فاجعه را جمهوری اسلامی انجام داده تا مظلومنمایی بکند، بعد که تصویر تاماهاکِ نظامیِ ارتش ایالات متحده آمریکا! در لحظهی اصابت منتشر شد گفتند مدرسه کنار پایگاه نظامی بوده، اصلا مدرسه وابسته به نیروی دریایی سپاه بوده پس ارتشِ اخلاقی جزیرهی اخلاقی اجازهی نابودی آن مدرسه را داشته است.» در پاسخ به این جنایت و دیگر اخلاقمداریهای ارتش تمدن غرب، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی پایگاههای دولت تروریستی آمریکا را ۴۰ شبانه روز، زیر خشم مقدس خود موشکباران کردند و سیلی محکمی بر صورت دشمن زدند. امّا افسوس نیروی مسلحی برای پاسخ به تاماهاک غربزدهها که ریشۀ درخت تنومند ایران اسلامی هدف قرار داده وجود ندارد.
از آنجا که برای پاسخ به هر کنشی نیاز است آن را موشکافانه بررسی کرد به بررسی این تاماهاک خوش رنگ سینما میپردازیم.تهران کنارت مانند اکثر فیلمهای سینمای ایران با فاکتورگیری از انواع کمدیها، دِرامی عاشقانه است که داستان آن نه منحصر بهفرد است و نه جدید. تهران کِنارت راوی رابطهای عاشقانه است، امّا عشقی با مختصات خیابانهای منهتن که در آن یک طرف رابطه قصد مهاجرت دارد، کسی در آن تعهدی نسبت به دیگری ندارد و فقط از لحظۀ حال در کنار هم بودن لذّت میبرند و آن چیزی که فیلم را «برای طبقۀ آرینشهریها» جذاب کرده است، تصاویر خوشرنگ و لُعاب آن است و همانطور که احتمالاً از خبرها متوجه شدهاید نقض حریم هوایی آسمان فرهنگ ایرانی-اسلامی توسط این تاماهاک، با قُبحشکنی و تابوشنکیهای متعدد که خیلی از آنها هم واقعی نیست و یا حداقل فیلم، در به تصویر کشیدن آن دچار اغراق شده است. با این حال در تهران کِنارت، عوامل تولید به خصوص آقای بهراد که نویسندگی و کارگردانی را بر عهده دارد تلاش کردهاند تا مانند جیمز.اچ واکر -سرپرست پروژۀ تولید بیجیام ۱۰۹- محصولی رادار گریز تولید کنند، که حتی پس از انجام اصلاحات بر روی فیلم، این تاماهاکِ فرهنگی بتواند به هدف خود اصابتی دقیق داشته باشد به خصوص با تبلیغات رایگانی که نهادهای مثلاً نظارتی انجام میدهند. ابتدا فیلم را توقیف میکنند و احتمالاً بعد از سانسورهایی که در اصل فیلم تغییری ایجاد نمیکند آنرا روانهی میدان جنگ فکری میکنند. همانطور که قبلتر نوشتهام تهران کنارت داستانِ خلاقانهای ندارد امّا با تصویری جدید از تهران به عنوان پایتخت ایران اسلامی مواجهایم که بیشتر شبیه «آرینشهر» مدنظر غربزدهها است، تا تهرانی که این شبها خط مقدم میدان است. ممکن است برخی بگویند که تهران کِنارت محصول ۱۴۰۴ نیست که بخواهد تهرانِ مبعوثشده را به تصویر بکشد این نقد نیز دو پاسخ دارد.
۱. آیا تهران کِنارت با همهی مسائل اجتماعی که به تصویر کشیده که البته هیچ سنخیتی با تودۀ مردم ندارد و میتوان گفت فقط برای طبقهی مُنجی و رویایی نظریههای آقای سریعالقلم، «بورژوازی» ساخته شده است، آیا نتواسته ظرفیت مردم را در تبدیل شدن به سردمداران اصلی مقاومت مُقدس در برابر تمدن جنایتکار غرب ببنید؟
۲. اگر این ظرفیت را نتوانسته ببنید هم اشکالی ندارد، امّا آقای بهراد و تیماش حاضرند مانند مهدویان، خواجهپاشا، کریمی و.... تصویر اُمتِ ایران اسلامی که حداقل ۴۰ روز در میدان نبرد نظامی و ۹۰ روز در میدان خیابان ایستادگی کردند را بر روی پردهی سینما و قاب رسانۀ ملّی ببرند؟
بخش دوم
#غربزدگی
۸۹۸
۱۴:۱۶