بله | کانال کعبه دل
عکس پروفایل کعبه دل ک

کعبه دل

۲.۴ هزار عضو
بازارسال شده از کاروان حج نباء
thumbnail

۱۰:۱۹

بازارسال شده از کاروان حج نباء
thumbnail

۱۰:۱۹

بازارسال شده از کاروان حج نباء
thumbnail

۱۰:۱۹

بازارسال شده از کاروان حج نباء
thumbnail

۱۰:۱۹

بازارسال شده از کاروان حج نباء
thumbnail

۱۰:۱۹

بازارسال شده از کاروان حج نباء
thumbnail

۱۰:۱۹

بازارسال شده از کاروان حج نباء
thumbnail

۱۰:۱۹

بازارسال شده از کاروان حج نباء
thumbnail
بسم الله النور[ اگر نمیدانید در این شرایط جنگی چه کاری از دستتان برمی‌آید، من به کمکتان نیاز دارم .خواندن این متن یک دقیقه زمان شما را میگیرد.]
در این روزهای غبارآلود جنگ، خیلی فکر کردم الان یکی از ارکانی که زمین مانده و باید خیلی زود و وسیع بهش بپردازیم چی هست؟ و پاسخ روشن انتشار روایت های درست و مستند و متعدد از بطن جنگ، از تلخی‌هاش، از مجاهدت‌ها و جانفشانی‌های وسط شهری است که نه دوربینی هست نه خبرنگاری برای روایت آن.
حالا یقین بدارید هرچقدر بیشتر روایت کنیم و بنویسیم به امید اینکه در میانه این آشوب‌ها شاید یکنفر بیشتر دلش از غفلت به درآید، یکنفر بیشتر دلش شعله بکشد برای به میدان آمدن، یکنفر بیشتر دلش قرص شود، می ارزد... و از همه مهمتر برای روزگار بعد از این جنگ، از همین روزها باید بفکر باشیم برای مستند داشتن ... هر انفجار ، هزاران هزار پلانی است که زیر آوار دفن میشود، تلاش کنیم حداقل ما دلیلی باشیم برای آنکه یک پلانِ را از مُردن نجات دهیم و راوی اش باشیم.
چیزی که از تک تک شما میخواهمکمترین اما موثرترین کاری که امروز از شما برمیاید
اگر حریصید و ناراحتید به اینکه کاری از دستتان بر‌نمی‌آید
بیاید که به کمکتان احتیاج دارممن یک قلم ناچیز دارم و یک مخاطب فعالی که شمایید و میتوانیم باهم نشر این روایت‌های عجیب را حداکثری کنیم
لطفا از همین امروز،آنچه را که در اطرافتان میبینید از مظلومیت، از شجاعت و فداکاری ،از همدلی ، از جنایت دشمن، از نیروهای مردمی داوطلب و .... برایم روایت کنید و بنویسید، بهتر آنکه بتوانید روایتتان را پیوست عکسی از آن حادثه نمایید . البته که در عکس‌ها، مراتب ملاحظاتی که وجود دارد را حتما رعایت نمایید.
اگر خودتان، خانواده‌تان و ... این روزها در میدانید آنچه را میبینید و قابل نشر هست ولو ساده برایم بفرستید. اگر در نزدیکی شما، خانواده ای شهید، مجروح یا آواره شده‌اند از آن ها برایم روایت کنید. نگذارید شهدا، فقط به عدد تبدیل شوند، این جز با همراهی شما مقدور نیست . من یک نفرم و یک نگاه دارم ...
امروز به عقیله بنی‌هاشم حضرت زینب کبری(س)، راوی و جریان‌ساز کربلا، متوسل شده‌ام و میخواهم در این پریشانی، این روایت‌ها زمین نماند.هر آنچه را که فکر میکنید گوهر شنیده شدن دارد را به آی دی زیر(در پیامرسان بله) بفرستید و لطفا تا جایی که میتوانید برای آنکه روایت های بیشتری به دستم برسد تا روی آن قلم بزنم و نشر دهم این پیام را در همه گروه های محلی، مسجد، اقوام و دوستان بفرستید.@kabehdel14
چند قاب از این روایت‌ها پیوست این متن شده است برای آنکه بدانید چقدر بیشتر از اخبار یک خطی، این روزها ، روایت‌های این‌چنینی مهم هستند .
منتظر هم‌یاری تون هستمundefined کعبه دل (ر.ف)
undefinedکاروان حج نباءble.ir/join/ApcDcKuEiw

۱۰:۱۹

بازارسال شده از کاروان حج نباء
استدعا دارم ، خواهش میکنم ازتون
تا جایی که میتوانید این پیام را در گروه‌های محلی، مساجد، اقوام و دوستان مورد اعتماد منتشر کنید . ما نیاز داریم این موج و روایت‌های متعدد دستمان برسد. باید هرکدام یک خبرنگار در میدان باشیم تا بتوانیم از هزاران پلان ، حداقل یک پلان را برای روایت نجات دهیم.

توسل کنید و کمکم کنید undefinedپیوست پیام هرطور که میتوانید از اهمیت این موضوع بگویید ... تا قبل از این خیلی مراعات میکردم کانال، از کاربری خودش خارج نشود اما حالا خیلی فرق میکند اگر این کانال حج و مخاطبانش در این بحبوبه، ارزنی نیارزد و به کار نیاید همان بهتر که ... نباشد، نباشم undefined

۱۰:۱۹

thumbnail
بیستم اسفند ماه ۱۴۰۴مقارن با شب بیست و یکم قدردر میانه جنگ تمام عیار حق و باطلاز وسط میدانِ دل‌آشوب ها و اضطرارهااز سوسوی امیدها و داغ های روی هم نشسته
به وقتِ قرآن به سر گرفتنو نیتی که از دلم میگذرداز این اوضاعِ پردلهره قرآن را باز میکنم و چشمانم ریز میشود،انگار نور میریزد، آیا درست می‌بینم !؟سوره حج می‌آیدباز همان حج عزیزم ...undefinedدرست به موقع!
و آیات ِ پر نوید و اُمیدشبا دنیایی از التیام و مرهمبرای ما نابلدهایی که نمیدانیمچطور باید، زخم‌هایمان را تاب بیاوریم ؟
حج عزیزم
ای وجود زنده و حی
ای تمام ِ معنای من
بیا و ما را به آن میقات و دیدار عجیب لایق کننکند ... خدا نکند که ما مُحرم این ملاقات نباشیم ؟ بیا و این روزها و داغ‌هایش را مایه رشد و صیقل و وسعت ظرفیت وجودی ما قرار بده ..
شک ندارم این سربازان پای لانچرها و پدافندهاامروز اصحابِ در میدانِ کربلای امام حسینند. به حق شجاعت این دلیر مردان، ما را قاطی همین‌ مجاهدانت بخواه! برای آنکه خاکستر پیکرمان، دلیلی بر قامت وطن و قیام اسلام بماند ...
نخاه که فقط بسوزیم ، بی‌آنکه شهدِ شیرین انتخاب تو، در این دروازه‌ی نور باشیم و عاقبت خسران زده از این معرکه، دستخالی برگردیم ...نخواه برامون !ای حج عزیزم ... عزیزم ..._
+ توصیه میکنم حتما ترجمه آیات ۴۱ تا ۵۶ سوره حج را مرور کنید (در تصویر پیوست قرآنم می‌توانید بخوانید) . تفالی بر این شب‌های جنگ در شب قدر امشبم ...
undefined کعبه دلble.ir/join/756bDUdHns

۰:۰۹

از این روزهاباید بیام بنویسمباید ...

اگر عمری باقی موندانشالله ...

۱۴:۴۲

بسم الله
به نمایندگی از همه شماهایی که در حال بستن چمدان سفرتان بودید و تهیه لیست اقلام سفر حج‌تان، می‌نویسم ...
این همان سفر حجی است که قبلا بارها نوشته بودم
نه رسیدن آن هایی که ثبت نام کرده‌اند قطعی است
نه نرسیدن ، آن هایی که جامانده اند ...

حتم دارم حجاجِ امسال،
برای خدای رحمانِ و مهربانمان
خیلی ویژه هستند، خیلی خیلی ویژه
بخاطر دل‌های هزار بار شکسته‌ شده‌شان
و خوف و رجایی که هر روز عمیق تر می‌شود
اما تمام نه !

حجاج دلشکسته ای که بار سفر بسته‌ بودیداز مال و پس انداز و اندوخته طلایتان تماما گذشتید و حالا عرصه برایتان سخت و تنگ شدهو شاید گمان کرده‌اید عجب خُسرانی ...
سفر حج،سفر تسلیم بودن محض هست
و حقیر یقین دارمحجاج امسال خیلی خیلی ویژه تر در محضر خدایندو میقات و عرفاتشان از هم اکنون آغاز شدهالبته اگر اگر چشم دل باز کنندو خود را رها و تسلیم ببیننددر مقدرات خداوند ...یقین بداریدحج، فقط انجام مناسک و زیست فیزیکی آنجا نیست ، خود بهتر میدانید ...
شما حاجیان بر خلافِ همه حاجیانِ تموم این سال‌ها سفرتان و امتحاناتتان و عروجتاناز همین حالا شروع شده
خداوند اراده فرموده‌اند تا دوباره
به درگاهش اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام بر فراز کنید و رزق حجی که در میان دستانتان بود را
دوباره طلب کنید ...

پس لطفا غمباد نگیریدحاضر ، شاهد و شاکر و تسلیم باشیدو احرام ببندید که میتوانید با همین با دل شکسته‌تان بالاترین لذات و فیوضات معنوی را فتح کنید...آهآهبه قول عزیزی : خدا رو چه دیدید! " یا من اذا تضایقت الامور فتح لها باباً لم تذهب الیه الاوهام" مگر "بِدا" سنت الهی نیست.شاید خدا همین امشب، همین فردا،... همه‌ی علائم ظهور را پس زد و ظهور را رقم زد.شاید ما هم در همین موسم حج به محضر قطب عالم امکان، کنار خانه‌ی خدا ملحق شدیم.گرچه ما کوچکیم اما خدا که بزرگ است.خدا رو چه دیدید؟چه سفر حج امسال برقرار بماند چه نهشما آنچه را که بر وظیفه‌تان بوده از دل کندن‌ از مال و پس اندازتان در راه خدا برای احیای یکی از اعمال عبادی واجبتان، انجام داده‌اید، لذا شاکر باشید از این توفیق.
شاید حجاج سال های گذشته بهره ظاهری معنوی‌اش را نیز برده باشند، اما شماهم کاسه‌تان را بالا بگیرید ، این راه بی نور تمام نمی‌شود ...بشرط آنکه کاسه را برنگردانید ! باشه؟
undefinedکعبه دلپنجم فروردین ۱۴۰۵در میانه‌ی جنگ تحمیلی

undefined کعبه دلble.ir/join/756bDUdHns

۱۴:۱۳

thumbnail
سی روز هست که میخواهم بنویسم از شما.اما انگار جوهر قلمم خشک شده.وای بر منی که رسالتم با قلم بودهو حالا الکن و ابتر شده ام .چه بگویم که نگفته‌هم پیداست.
خدا رحمت کنه ننه حاج علی رو. طاقچه خانه مادربزرگ را همان روزهای اول با آنچه که در صندوق خانه‌شان پیدا کردم، چیدم. قاب عکس هم مال همان سال‌های اولیه انقلاب است و عکس جدیدی در خانه‌شان نبود و چه بهتر و آن سیاهی هم حتما مال محرم‌هایشان، اما حالا چه نشسته به طاقِ طاقچه..

+بماند به یادگار از طاقچه‌ی داغِ دلم، که نتوانستم هیچ کلمه‌ای از این روزهای سختی که را گذراندم ، روایت کنم ...
یازدهم فروردیندر میانه جنگ تحمیلیوقتی هنوز جان‌مان را تشییع نکرده‌ایمو یک فصلِ تمام ، گریه‌های بلندبه خودمان و حیاتمان بدهکاریمتا همیشه.
undefined کعبه دلble.ir/join/756bDUdHns

۱۳:۰۱

این نوشته را برای کسانی می‌نویسم
که امسال حاجی می‌شوند اگر بخواهند ...
برای آنانی که با تمام طلاهای پس‌انداز و چندین وام و ...،بالاخره پول حج‌شان را جور کردند و گفتند: "بعد از این خدایشان بزرگ است" و از مال دنیا گذشتند تا بتوانند این معجون گوارای حج را همین امسال بچشند قبل از آنکه دیر شود یا ناتوان‌تر باشند یا راه سفر بسته شود یا...و بعدتر غول ثبت‌نام و بررسی کاروان‌ها وروزهای پر دلهره‌ای را پشت سر گذاشتند
همان‌ها که بعد از یک مارتن سخت و نفسگیر، بالاخره یک روز با شوق و ناباوری آمدند و
داستان و معجزه‌های پی‌در‌پی‌شان
را برایم کلمه کردند و نوشتند
من هم مکرر، قند در دلم آب می‌شد برای عزیزکرده‌های ناشناخته‌ام
من -کعبه‌دل- به واسطه‌ی ادمین بودن در کانال‌های کاروان حج نباء، مرجع تجربیات حاجیان و همین کانال سفرنامه حج‌م، اعتراف می‌کنم روایت‌های جانگداز و گریه‌های زیادی رو از شما در این چندین ماه شنیدم و خواندمتمام این روزها دلم با هرکدامتان راهی خرید فیش حج شد؛با هر کدامتان پشت اتاق طبقه اول سازمان، نشستم و ذکر گفتم تا..اما...اما حالا چهل روز است که دل به دل شما دلهره گرفته‌ام، با اینکه ده‌ها بار برایتان نوشته بودم تا لحظه اخر باید در طلب بود چون رزق حج، رزق عجیبیست که به آنی از کفمان می‌رود، حالا می‌بینم امسال این کاسه‌ی جمعی رزق از کفمان رفت و صدای شکسته شدن دل‌هایی که...دل ما را هم لرزاند.
شاید برای خیلی‌ها این سفر علی السویه بود و صرفا برای ادای واجب اقدام کرده بودند.اما بگذارید همینجا مقابل همه آن کسانی که روزها را میشماردند، شب ها با رویایش میخوابیدند، برای دیدار اول کعبه صدبار سناریو ساخته بودند، اعتراف کنم که واقعا این‌بار این حاجیان سخت آزموده شدند!
حالا از میان ۸۶هزارنفری که بالاخره در شرف تشرف بوده‌اند، گفته‌اند فقط سی هزار نفر را زمینی می‌بریم‌ همان هم متاسفانه قطعی نیست و شاید تا ساعاتی قبل از سفر منتفی باشد.
این بلاتکلیفی جان‌کاه است‌ | به واقع جان‌کاه‌‌|. جانِ عزیز آدمی را می‌کاهد این دلشیفتگی و بی قراری. اینکه تو به معشوقه‌ات بگویی:" سفر پروازی هم نباشد، زمینی‌ می‌آیم بروی چشم ... زمینی به سمتت پرواز می‌کنم"بگویند: جنگه! امنیت نیست منصرف شو بگویی: "امنیت و جان و عزتِ من در ید و اختیار و اذن رب کعبه‌ است‌ اگر دعوت کرده، چرا حتی لحظه‌ای مخیر باشم میان رفتن و نرفتن؟"
برای حال شماهایی می‌نویسم که با همه این شرایط انصراف ندادید یا همه شماهایی که علی رغم میل باطنی برای مصلحت خانواده، با اکراه تام فرم انصراف را با اشکتان خیس و امضا کردید
میخواهم بگویممن اهل شعار دادن نیستماساسا سابقه‌ی سیاه و سوادم قد نمی‌کشهتا برایتان روایت و آیات ردیف کنم!من فقط بلدم از دلم بگویم من یقین دارم همه شماهایی که امسال همت کردید، تلاش کردید، برای هر لحظه‌ای که التماس کردید تا کارتان درست شود، برای هر ریالی که روی هم گذاشتید تا عددتان کامل شود. شما جهاد کردید، جهادی بالاتر از همه حاجیان سال‌های گذشته و این حرف، واقعا یک تعارف نمایشی یا یک دلداری مرسوم نیست!ماها اگر تلاشی کردیم، ما به ازای آن را گرفتیم و طعم حج را چشیدیم. اما شما نه...پس جهادتان را کامل کنیدمیدانم افکار متعددی سراغتان می‌آیدخصوصا در باب مالی؛ طلا و پس اندازی که تبدیل کردید و حالا...مالی که به شما برمی‌گردد شاید برای سال دیگر مستطیعتان نکند یا هزار فکر و حساب و خیالِ دیگر...| من کاری به بخش سازمانی و جبران و وظایفی که باید دنبال شود ندارم که حتما باید بعدتر پیگیری شود و جبران مافات |
من فقط میخواهم با خودِ خودِ شما مستقیم صحبت کنم برای تکمیل جهاد و حج‌تان‌
خلوتی را مهیا کنید
روی سجاده‌تان بنشینید
لباس احرامتان را تن کنید
و بنشینید سر میز مذاکره. که خداوند در میز مذاکره دل‌شکستگان، بدون شک حاضر هست!
شما به تکلیف واجبتان عمل کردیداو اگر صاحبخانه است هم خسران و مشقت مالی‌تان را می‌داند و هم حسرت و شوق و بغضتان را پس آرام باشید.اگر او خدایی هست که امسال شما را مستطیع کرد، خدای سال دیگر و وقت دیگرم هست.اگر شما ریالی در راه خدا هزینه کردید، خدا هیچ وقت خودش را مدیون شما نمیگذارد، جبران میشود!
من دو سالی می‌شود که زیاد از حج نوشته اماز برداشت‌های ناقصم از حج ، بارها گفته‌ام سفر حج تمام وجودش آزمون هست آن هم سر نقطه ضعف‌هایمان.حج امتحان واکنش هاست به اتفاقاتِ غیرمترقبه‌ای که او برایمان ترتیب داده...میدانم که این‌ها را میدانیداما تکرارش را بزارید به پای دلی که حریص است برای در آغوش کشیدن جان خسته‌تان
امروز
شما در عرفات خویشتن حاضرید
خودتون رو با این تسلیم بودن گلاویز کنید
و جهادتان و حج امسال‌تان را کامل کنید
رزق حج‌ را در میانه همین حالتان باید بگیرید

۲۴ فروردین ۱۴۰۵چهل و پنجمین روز جنگ
undefined کعبه دلble.ir/join/756bDUdHns

۱۳:۱۴

کعبه دل
undefined موسیقی
امشب یاد این صوتِ پسرم افتادم که وقتی مکه بودم چندین چندین بار این مطلب رو گفت تا دعا کنم ! چه خوب شد که در آن ایام سفر یکی‌اش را اینجا فرستاده بودم .
یاد آرزوهایس افتادم که حالا ... دست‌نیافتنی شده !کنار کعبه تماس تصویری که با او میگرفتممیگفت مامان دستتو رو بزار روی کعبه و بعدش همین دعا رو میکرد تند تند...هروقت زنگ میزدم باز تاکید میکرد برای آرزوهاش دعا کنم ! اما افسوس که مادرش مستجاب الدعوه نبود ...من هیچ نقشی در ساختن یا پرورش این رویایش نداشتم، اساسا مادری نیستم که این چیزها را برایش بسازم !اما پسرم بعد از دیدن جشن تکلیف دخترا کنار آقاحسابی هوایی شده بود و با تصورات کودکیش فکر میکرد ، حتما ۹ سالگی قرار است او هم برود دیدار ... انتظارش بسیار عمیق بود و خواستنی. دلم نمی‌آمد به او بگویم پسرجان اولا که پسرها که جشن تکلیف ندارند دوما آن دیدار یک ملااقات بهشتی بود و تکرار نشدنی.
آخآخ ...
آخرین دیدار من، دیدار آقا با کارگزاران حج ۱۴۰۳ قبل سفرمان بود، مدیر کاروانمان در حقم پدری کرد و با اینکه هنوز مرا درست و حسابی نمی‌شناخت شب دیدار پیام زدند که اسمتون رو داده ام برای دیدار. من مات مبهوت و خوشحال رفتم دیدار.حتی آخرین جلسه دیدار من با آقا، با حج گره خوردundefined
تمام این چندماه با خودم قرار گذاشته بودم هر طور شده به هرکه میتوانم بسپارم و التماس کنم که امسال هم در دیدار کارگزاران حج خودم را جا بدهم ... افسوس که نمیدانستم قرار است خانه‌ی دلمان خراب شود !
+ امشب در برنامه اقای شهیدی‌فر، تصادفا مصاحبه آرمیتا رضایی نژاد رو دیدم. یک دل سیر گریه کردم برای همه دخترانی که دوباره بی پدر شدند ...حتی برای پسرم که در تمام دعاها و آرزوهایش میگفت خدا کنه تا من به سن تکلیف می‌رسم آقا شهید نشده باشند ! اصلا پسر شهادت رو از کجای دلت برداشته بودی؟ ... چرا ما اصلا این روز را حتی متصور نبودیم ...
آهآه آه
نیمه شب ۲۵ فروردینبعد از یک روز دلتنگی واشک بسیار برای حضرت ماه
undefined کعبه دلble.ir/join/756bDUdHns

۲۱:۳۹

thumbnail
کاش امسال می‌شدبه هوای همه‌ی دلتنگی‌هابه هوای سیل عظیم انصرافی‌هادر کاروان زمینی‌ات جا می‌شدمتا می اومدم برای اینکه دورت بگردم !امسال اینقدر تنهایی عمیق چشیده‌ام کهبتونم یک دل سیر تنهایی باهات سِیر کنم !دیگه اون دختر سابق نیستمتسلیم هرچیزی که تو بخوای ...
کاش می‌گفتند کاروان‌ها تکمیل نشده‌اندشما منتظرها سوار بشید.. - نیمه شب هستُ رویا بافی رهام نمی‌کنه-و البته چه چیزی شیرین‌تر از این رویا.
چقدر حج امسال عزیز و شریف است
چقدر حج امسال تاریخی و متفاوت است
چقدر این مقدمات، این دل‌کندن‌ها ، این هجرتخوبه با همه سختی‌ها و دلهره‌هاش !
آخ ای حج حَی و عزیزم
میبینی من رو ؟
من خیلی بهت امید بسته بودمحالا از همه وقت‌ها بیشتریعنی امسال هم ... ؟
+ خوشا به سعادت هر زائری که امسال حاجی میشه ...

نماز صبح ۲۷ فروردین در میانه آتش بس لغزانده روز مانده تا عملیات حج ۱۴۰۵
undefined کعبه دلble.ir/join/756bDUdHns

۱:۲۱

بازارسال شده از کاروان حج نباء
بسم الله.چند نکته و درد و دل بدون فیلتر
برای شرایط پیش روی حج و حواشی آن

چون این روزها حجاج عزیز، از من زیاد سوال میپرسند، نظر شخصی خودم را می‌نویسم به عنوان کسی که فقط دغدغه حج دارد و کمترین و هیچ‌کارترینم در این حوزه.
بنظرم در این مسیر و تصمیم، توصیه و نسخه واحد نباید برای حجاج پیچید. اصلا این قصه، نسخه دادنی یا توصیه کردنی نیست. حقیر به اندازه سر سوزنی نه به کسی توصیه میکنم که امسال حتما به حج مشرف شود و دیگر معلوم نیست سال دیگر چه شود و چه چه ؛ نه او را منع میکنم و میترسانم و نگرانی‌هایم را روی سرش هواربنظرم این یک قلم، تصمیم بسیار شخصی و اولا منوط به نظر مرجع، شرایط خانوادگی، وسعت روحی و توانمندی او در توکل و دل کندن و خیلی از موارد دیگر دارد .
لذا نه میتوان کسی را که انصراف داده سرزنش کرد نه حتی کسی که عازم هست را لزوما و مطلقا ستایش کرد. انشالله هر کدام از این عزیزان بهترین تصمیم را با توجه به شرایطشان گرفته باشند که قطعا در هر دو جبهه بنظرم مجاهدت است چه ماندن چه رفتنلذا در این موضع نه از حقیر و نه دیگرانی چون من، مشورت نگیرید که به هیچ سمت و سویی سوق‌تان نخواهم داد.اما نکته‌ی مهمترمن هم مثل شما، در بطن جامعه هستم، نگرانی‌ها و حرف‌ها را می‌شنوم کما اینکه سال‌های گذشته هم حج از حاشیه و این نگرانی‌ها مستثنی نبوده هیچ‌وقت. حج همیشه مغفول و مهجور بوده حالا امسال حجِ عزیزم گوشه رینگ، مظلوم گیر افتاده و مورد آماج شبهات و طعنه‌ها قرار گرفته است.من می‌پذیرم شرایط به تبیین بسیار بیشتر و گویاتری نیاز داشت تا این حجم از شبهات قُوت نگیرد تا این شکایت‌ها به کفِ خیابان یا مردمی که - گاها هیچ ازحج نمیدانستند- نرسد! هرچند پراکنده مسئولین پیام‌ها و توضیحاتی داشته‌اند که متاسفانه خیلی‌ها که شبهه میکنند کمتر دنبال پاسخند، اما میدانم کافی نبوده و اقناع صورت نگرفته است‌.من فقط میتوانم بگویم مسئولین ذیربط مسئولیت این جریان را به دوش کشیده‌اند و قاعدتا و عقلایی حتما با نیروهای مسلح و ارکان امنیتی این هماهنگیها انجام شده، چون شعام از ارکان این دایره است.اینکه چه احتمالاتی پیش روست و چه اتفاقی میافتد حتما تا حدود زیادی بررسی شده و جمع بندی این بوده برگزاری آن حتما منافع بیشتری داردنه اینکه هیچ آسیب یا احتمالی متوجه نباشد.من در مقام دفاع نیستم که خودم هم مثل شما کف میدان، بشدت نگران و دعاگو هستم قابل کتمان نیست مثل همه سال‌ها حج، سفر راحتی نبوده بخاطر شرایط کشور میزبان.اما چه میخواهم بگویموقتی مقام بالادست که متشکل از شعام،شورای امنیت ملی و اذن ولی فقیه‌یست به هردلیلی -چه خوشایند ما باشد چه نه- تشخیصی داده‌اند، دیگر نیازی نیست ما با زخم زبان به زائران بیت الله الحرام طعنه بزنیم و آن ها را باری برای نظام خطاب کنیم. مظلوم‌ترین افراد همین حجاجی هستند که امسال بر حسب تکلیفشان با تمام سختی‌ها و دلهره‌ها تصمیم گرفته‌اند اولا به خدا بعد مقام بالادست اعتماد کنند . اگر اگر اگر اگر اگر مسئولیتی هم هست به گردن همان مقامات بالادست هست نه این بندگان خدا‌
لذا خواهشا خواهشا حجاج عزیزتون رو تحت فشار قرار ندید . حجاج هر سال با التماس دعا و کرامت و شرف بدرقه می‌شدند امسال این نورچشمی ها خیلی مظلوم واقع شده‌اندلذا بیاین همان طور که در شرایط جنگی به ارکان بالادست نظام اعتماد میکنیم گاهی با دلهره و نگرانی، حالا هم با دعا بدرقه‌شون کنیمدعا کنیم اگر به مصلحت هست این عملیات در بهترین حالت و عزتمندانه‌ترین حالت ممکنش برگزار شود و اگر نه ولو یک روز قبل، کل عملیات حج ملغی شود کما اینکه همین الان دو هفته سفرها به تاخیر افتاده و جوانب رو مستمرا می‌سنجند.اگر در نزدیکانتان حاجی دارید دریابیدش...! اکرامش کنید و عزتمندانه و مهربانانه بدرقه‌اش نمایید. این زخم زبان‌ها و کنایه های تند تیز را جای دیگری نشانه بگیرید که دل این عزیزان بدجور شکسته و پیام های بسیار غم انگیزی دریافت کرده ام..حقیر به تک تک حجاجی که امسال بنا بر شرایط چمدانشان راهم بسته بودند و با هزار امید، خودشان را در طواف کعبه متصور بودند و حالا بنا به شرایط انصراف داده‌اند و دلشان خون استیا حجاجی که بنا بر تکلیفشان،با شرایط جنگی از فرزندان و تعلقاتشان دارند دل می‌کنند و توکل و اعتمادشان را هر روز به طریقی قوت میبخشند تا زیر این همه فشار روحی کم نیاورند،به همه این‌ها غبطه میخورمو از همه شما میخواهم سر نمازهاتون، میانه آیات سوره فتح‌تون و الهی عظم البلاهاتون، برای قصه حج دعا کنید. با عقل محدودمان تعیین تکلیف نکنیم، فقط دعا کنیم آن صاحب اصلی جز خیر برای ما و حج امسال نخواهد و اگر احیانا قصوری در کسب تکلیف و بررسی از مسئولین سر زده، خداوند خودش با کرمش برای ما جبران کند
undefinedکعبه دل سوم اردیبهشت ۱۴۰۵
undefinedکاروان حج نباءble.ir/join/ApcDcKuEiw

۱۰:۰۸

بازارسال شده از کعبه دل
بسم الله.از اون نیمه شب‌های کشدار ناتموم
در ذهنم مدام میچرخد[ چرا من، حج را این همه دوست داشتم ؟ ]چرا بعد از حج، همه وجودم فکر کردن به آنجا شدهچرا کودکانه دلم میخواهد مستمرا خواب آنجا را ببینم !بارها به این سوال فکر کرد‌ه ام ؟! حج مگر چه داشت ؟
من هیچ وقت آدم بلده کاری نبوده‌ام، نه اعمال را درست و حسابی میدانستم تا اماکن را ... اساسا آدم مذهبی و درستی خود را نمیدانم ! چون ...
دروغ چرا ، من همیشه اون دختر ته صفی بوده‌ام که خرده آبرویم را خدا برایم پیش خلایقش راست و ریس کرده ...[چرا این جمله را تا نوشتم چشمانم اشکی شد و گلویم از بغض دارد درد میگیرد ؟ مگر جز این است آدم تا حقیقت را که میگوید حالش منقلب میشود ...]خدای مهربان من ... با من اینکارو نکن undefinedمن همیشه ، خراب مرام و معرفت تو بوده ام ...
من ...چرا حج را این همه دوست داشتم ؟بلد نیستم مثل بقیه جواب های فیلسوفانه و قشنگ بگویم اما باید خودم را زودتر قانع کنم ...
فقط به یک جواب خیلی ساده رسیده‌ام ! ...
تمامِ من از حج شاید فقط در چند دقیقه در نیمه شبی در بلندی کوه صفا ، پشت درهای مسجد الحرام خلاصه شود ... دلم میخواهد دوباره برگردم همانجا و همان نقطه‌ای که میدانم !
همان چند دقیقه ای که خودم بودم و خدایی که با تمام وجودم حسش می‌کردم و باور کن این با شکوهترین دستاورد حج برای امثال منی است که غرقیم در دنیای رنگارنگ خود ونابلدی هایمان ...
بنظرم هرحاجی چه چهل روز بماند چه چند روز، آن چند دقیقه را تجربه میکند ! ... حالا اینکه چقدر برایش عمق داشته باشد و طولانی شود و یا پر تکرار باشد، بسیارش برمی‌گردد به ذخایر قبلی اش از زندگی روزمره ، هرچی بیشتر پس انداز داشته باشد، آنجا بیشتر بهش میدهند ..‌
حج خیلی رویایی هستبه زعم من یک جایزه بی نظیریست که تو را بدون جواز، با پارتی و رانت، از زمین به آسمون میچسبونه .. اجازه میدن بهت طعمی رو بچشی که مسحور باشی از لذتش !
حج ‌... زیباترین خلوتِ جهان تو و خصوصی ترین ملااقات تو با بهترین وجود عالمه !
من حج را برای همان چند دقیقه دوست داشتم ....! برای آن خلوتی که یادم میرفت یک مادر هستم، یک همسر هستم یا حتی تعلق خاطری دارم ! تا آن زمان چنین احساسی را تجربه نکرده بودم ...فوق العاده بود.. ....
حالا اواخر شب که همه میخوابند و تازه من با جهان درونم به نزاع میرسم، شاکی و شلوغ میشود احوالاتم از جهان بیرون...آخ !کاش بیشتر بلده کار بودمکاش مثل این هایی که بلدن حاضر باشن و سری تعظیم آورند به پیشگاه صاحب الزمان، در عرفات رویم میشد حتی یک لحظه دیدارشان را ارزو کنم...اما افسوس .....
کاش می‌شد ماهم مثل موسی، نشانی از دور می‌دیدیم و به آن قوم خسته و ناامید می‌گفتیم : «إِنِّي آنَسْتُ نَارًا»...بعد مثل او به سوی آتش روانه می‌شدیم و مؤمن و پیامبر ، باز می‌گشتیم....ولی اکنون؟ تا چشم‌ کار می‌کند برهوت می‌بینم. گم‌شده‌ام. دنباله شعله های آتشی هستم که به دادم برسد بسوزاندم ...
خدایا تو اینجایی؟ نمی‌خواهی آتشی روشن کنی تا به‌سویش بدومنمی‌خواهی بگویی کفش‌هایم را در بیاورم و قدم در وادی طوی بگذارم؟
من که می‌دانم اینجایی...

+ بر من ببخشید اگر آشفته و مبهم بود کلماتم .آه
undefined کعبه دلble.ir/join/756bDUdHns

۲۰:۱۶

بازارسال شده از کعبه دل
بسم الله
به نمایندگی از همه شماهایی که در حال بستن چمدان سفرتان بودید و تهیه لیست اقلام سفر حج‌تان، می‌نویسم ...
این همان سفر حجی است که قبلا بارها نوشته بودم
نه رسیدن آن هایی که ثبت نام کرده‌اند قطعی است
نه نرسیدن ، آن هایی که جامانده اند ...

حتم دارم حجاجِ امسال،
برای خدای رحمانِ و مهربانمان
خیلی ویژه هستند، خیلی خیلی ویژه
بخاطر دل‌های هزار بار شکسته‌ شده‌شان
و خوف و رجایی که هر روز عمیق تر می‌شود
اما تمام نه !

حجاج دلشکسته ای که بار سفر بسته‌ بودیداز مال و پس انداز و اندوخته طلایتان تماما گذشتید و حالا عرصه برایتان سخت و تنگ شدهو شاید گمان کرده‌اید عجب خُسرانی ...
سفر حج،سفر تسلیم بودن محض هست
و حقیر یقین دارمحجاج امسال خیلی خیلی ویژه تر در محضر خدایندو میقات و عرفاتشان از هم اکنون آغاز شدهالبته اگر اگر چشم دل باز کنندو خود را رها و تسلیم ببیننددر مقدرات خداوند ...یقین بداریدحج، فقط انجام مناسک و زیست فیزیکی آنجا نیست ، خود بهتر میدانید ...
شما حاجیان بر خلافِ همه حاجیانِ تموم این سال‌ها سفرتان و امتحاناتتان و عروجتاناز همین حالا شروع شده
خداوند اراده فرموده‌اند تا دوباره
به درگاهش اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام بر فراز کنید و رزق حجی که در میان دستانتان بود را
دوباره طلب کنید ...

پس لطفا غمباد نگیریدحاضر ، شاهد و شاکر و تسلیم باشیدو احرام ببندید که میتوانید با همین با دل شکسته‌تان بالاترین لذات و فیوضات معنوی را فتح کنید...آهآهبه قول عزیزی : خدا رو چه دیدید! " یا من اذا تضایقت الامور فتح لها باباً لم تذهب الیه الاوهام" مگر "بِدا" سنت الهی نیست.شاید خدا همین امشب، همین فردا،... همه‌ی علائم ظهور را پس زد و ظهور را رقم زد.شاید ما هم در همین موسم حج به محضر قطب عالم امکان، کنار خانه‌ی خدا ملحق شدیم.گرچه ما کوچکیم اما خدا که بزرگ است.خدا رو چه دیدید؟چه سفر حج امسال برقرار بماند چه نهشما آنچه را که بر وظیفه‌تان بوده از دل کندن‌ از مال و پس اندازتان در راه خدا برای احیای یکی از اعمال عبادی واجبتان، انجام داده‌اید، لذا شاکر باشید از این توفیق.
شاید حجاج سال های گذشته بهره ظاهری معنوی‌اش را نیز برده باشند، اما شماهم کاسه‌تان را بالا بگیرید ، این راه بی نور تمام نمی‌شود ...بشرط آنکه کاسه را برنگردانید ! باشه؟
undefinedکعبه دلپنجم فروردین ۱۴۰۵در میانه‌ی جنگ تحمیلی

undefined کعبه دلble.ir/join/756bDUdHns

۹:۰۸

کعبه دل
توبه‌های بلند، سجده‌‌های کوتاه ، خستگی‌های ممتد، غم‌های بزرگ، دردهای کاملا واقعی، دل‌تنگی‌های واقعا عمیق، نگاه‌های کلمه‌دار، بارقه‌های پراکنده‌ی نور، تماشاچی غربت انسان، تلاش‌‌ برای رهیدن از ابتلاء، امیدهای بسیار، نامهربانی‌های دل شکننده، لمس بی‌تفاوت‌های روزگار، نمیدانم‌های بسیار، گمگشته‌ی راه‌های ناشناخته، زیست در جغرافیای رازهای سرنوشت‌ساز و نیاز، نیاز، نیاز به در آغوش گرفتن همه‌ی خوبی‌ها... این‌ها تمام احساسات درهم من بعد از گذشت حدود یکسال از سفر حج است ! همینقدر درهم و آشفته ... امروز چهاردهم اردیبهشت بود و من با امروز، سی و سه سال زندگی کرده‌ام . سال گذشته بهترین هدیه های تولدم را گرفتم ... لباس ها و لوازم حجی که در پیش داشتم و اما امسال ... امروز دیدار آقا با کارگزاران حج بود ، یادم افتاد پارسال چطور لا بلای جمعیت مشتاق ، روبروی آقا لبیک می‌گفتیم، دلم تنگ شد ، گفتم کاش کادوی تولد امسال باز لبیک بود ، باز رفتن ...شمع را فوت کردم ! در مسخره ترین حالت ممکن ، امید در تمام رگ‌هایم می‌جوشد ، انگار نه انگار که به جهت مادی و عقلی چنین چیزی امکان پذیر نیست اما ... صدای مدیر کاروان در گوشم میپچد که میگوید : 《 دخترم تو باز به حج می آیی نگران نباش!》، وقتی فهمید که من از حج هیچ نفهمیده‌ام ... . امروز من در خلوتترین و تنهاترین اوقاتم در شلوغترین و پرهیاهوترین قسمت طواف بودم و روز تولدم را جایی پشت مقام ابراهیم در تصوراتم جشن گرفتم ! پراکنده نوشتم میدانم.... خاصیت این روزهای ماست که ذهنمان آرام و قرار ندارد در رفت و آمد خاطراتِ سال نور ... ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
thumbnail
امروز چهاردهم اردیبهشتو سومین سالی است که تولدم قاطی حج می‌شود و شمع را که فوت می‌کنمپشتش اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام هم بر فراز می‌شود ...
متن پارسالم را مرور میکنمکه چه آرزویی داشتیم چه شد ...
اما امروز و این چهارماهی که پشت سر گذاشته‌ام،خیلی سخت گذشت ! خیلیبرای منی که وابسته معنایی بوده‌ام که حالاخداوند اراده فرمودند که بازهم سر یکی ازنقطه ضعف‌های زندگی‌ام، امتحان شومگریه کنم ، صبوری کنم تا شاید بزرگ شوماما ... من بلد نیستم این یک قلم را !به قول ماجده هرکسی در چیزی امتحان میشود
که باید در آن قوی‌تر شود

چهار ماه برایم تنهایی و دوری از عزیزانی مقدر شده که هیچ وقت تابش را نداشته‌ام. انگار قلبم جایش خالیست و اشکم به راه است با دلیل و بی دلیل.
بگذریم که همه این تلخی‌ها را نامه و کادوی پسرمدر پایان امروز ساعت ده شب، شست و برد ...
نامه مختصرش را که خواندمگریه‌م گرفت و او مات و مبهوت پرسید:"مامان پس چرا گریه میکنی؟خوشحال نشدی؟"
و او نمیدانست چقدر به دعای خالصانه زیر نامه‌اشو نقاشی ساده آن کعبه‌ی عزیزدقیقا -همان لحظه نیاز- داشتم!
و البته گه گدار قبل از خواب از من می پرسد:مامان نباء امروزت رو خوندی؟و چه لذتی بالاتر از این که پسرکمیداند و میفهمد مادر در تمنای چیست
چرا من، حج را این همه دوست داشتم ؟ به واقع من محتاج چه چیزی شده‌ام ؟مکه رفتن ؟ نه ...حج برای من ، یک بغل گرم بودو شفای همه‌ی دردهایم...
و مع الاسف یادم نمی‌رود آن لحظات رامن معتاد و محتاج آن آغوش وصف‌ناشدنی هستموگرنه اساسا من نابلدترینم در این مناسک- و ادعای اینکه خیلی طالب و منتظرم-به قامت من نمی‌آید !نه من همان بنده‌ی حقیری امکه ته ته تهش دلم برای خودم میسوزدکه چه بغل گرم و نابی را از دست داده‌ام!

خدایا برای این همه بی‌قراریو مردودی و سروصدای پوچمرا ببخش
این چهاردهمین روز از اردیبهشت رابرایم عاقبت بخیری مقدر کن
undefinedکعبه دل۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵در میانه جنگ تحمیلی

undefined کعبه دلble.ir/join/756bDUdHns

۲۰:۵۲