خانه اندیشهورزان
ماراتُن مذاکرات در سایه پنج خطای راهبردی – بخش دوم
یادداشت | پریسا نصرآبادی: ۲. انفعال در برابر «محاصره دریایی»
مهمترین خطای راهبردی ایران از زمان توقف تبادل آتش با آمریکا–اسرائیل، سوءتعبیر و خوانش نادرست از اقدامات خصمانه ایالات متحده در چارچوب پروژه «محاصره دریایی ایران» بوده است. ایران بنا به دلایلی مبهم یا نامحکم، اعمال محاصره دریایی را پروژهای خصمانه و ناقض وضعیت به اصطلاح آتشبس تلقی نکرده و از انجام اقدامات ضروری در شکستن آن و مقابله با قلدری آشکار آمریکا، اجتناب کرده است و این سنگ بنای ناترازی در روند گفتگوها و مذاکرات شده است.
رویکرد انفعالی ایران در قبال محاصره دریایی، از یک سو به طرف متخاصم این سیگنال را ارسال کرده که ایران خود را به نحو قابل توجهی آسیبپذیر ارزیابی میکند و به همین خاطر از مقابله با نیروهای آمریکایی در آبهای نزدیک به ساحل خود اجتناب میکند. از سوی دیگر نیز، این تلقی را در میانجیهایی که با تکاپوی فراوان به دنبال کاهش تنش در منطقه هستند دامن زده است که میتوانند با افزایش فشارهای سیاسی، هشدار نسبت به منزوی شدن ایران در وضعیت پساجنگی و در چارچوب مناسبات و ملاحظات همسایگی، ایران را وادار کنند تا به تمهیدات مورد نظر آنان تن دهد.
برای آمریکا محاصره دریایی، امتداد مستقیم رویارویی نظامی بوده است، نه اقدامی «ورای آتشبس» یا تمهیدی «غیرنظامی». ایران با این که میداند این فشار و تهدید، بخشی از همان زنجیره ۴۰ روزه تبادل آتش و تهدیدها بوده است، باز هم آن را «نقض آتشبس» اعلام نکرده و هیچ اقدام مؤثری برای در هم شکستن آن انجام نداده است. برآیند این رویکرد خطا، برهم خوردن توازنی است که تا پیش از توقف تبادل آتش، در میدان به سود ایران رقم خورده بود. بنابراین:
پاسخ حسابشده به محاصره دریایی از سوی ایران یک ضرورتِ به تعویقافتاده است. ایران باید هزینهی محاصرهی دریایی را برای آمریکا و متحداناش بالا ببرد و با اقدامات موثر و متنوع، به یک بازدارندگی ملموس در این عرصه دست یابد. از جمله:
از طریق حمایت از نیروهای مقاومت در مسیرهای دریایی و اقتصادی (به ویژه بابالمندب)؛
افزایش هزینهی سیاسی و امنیتی برای کشتیها و کشورهای همدست با محاصرهی دریایی
اجرای اقدامات نظامی-امنیتی کنترلشده در آبهای سرزمینی و آبهای آزاد؛
و...
برای ایران این یک هدف حیاتی است که طرف مقابل متقاعد شود محاصرهی دریایی دیگر «بیهزینه» نیست و ادامهی آن، بهای سنگینی دارد؛ بدون اینکه درِ مذاکره بسته شود. ۳. خلق «معادله تنگه هرمز در برابر محاصره دریایی»
معادله «بازگشایی تنگه هرمز در برابر رفع محاصره دریایی» از نظر راهبردی برای ایران پرمخاطره و در بنیان خود خطا است؛ زیرا دو موضوع با ارزش راهبردی ناهمسان را با هم قابل مبادله جلوه میدهد و عملاً به شکل یکطرفه ایران را در جایگاه امتیازدهی قرار میدهد. حال آنکه تنگه هرمز یک اهرم دائمی، جغرافیایی و وجودی برای ایران است، اما محاصرهی دریایی از جانب ایالات متحده، یک فشار موقت، تاکتیکی و قابلبازگشت است.
گزارشهای تاکنون موجود تأیید میکنند که آمریکا و متحدان آن، حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را صراحتاً رد کردهاند و بر «حق عبور آزاد در آبهای بینالمللی» تأکید کردهاند. اگر ایران در ازای رفع محاصره دریایی، حق حاکمیت خود بر آبراهه هرمز را تلویحاً یا تصریحاً تعلیق کند، آمریکا هرگز این حق را به رسمیت نخواهد شناخت، اما ایران اهرم خود را از دست میدهد. محاصره دریایی ایران هزینه سیاسی و نظامی کمی برای آمریکا دارد (ناوگانی که در حال حاضر در منطقه است)، اما بستن هرمز برای آمریکا هزینه فاجعهباری دارد (افزایش قیمت نفت، بحران جهانی، جنگ با ایران، و...
چنانچه ایران در یادداشت تفاهم مذکور متعهد شود که «حق بستن تنگه را برای ۳۰ روز تعلیق میکند»، یا «حق نظارت خود را محدود میکند»، نه فقط خود را در معرض یک ریسک وجودی قرار میدهد که به از دست دادن اهرم بازدارندگی منطقهایاش منجر میشود، بلکه ایران با دست خود یک سابقه سوء حقوقی برای خود میتراشد که میتواند برای دههها علیه ایران و در جهت تحدید حقوق بنیادین آن به کار گرفته شود.
تحت هیچ شرایطی ایران نباید حق حاکمیت یا حق بستن هرمز را موضوع مذاکره قرار دهد. این یک خط قرمز وجودی است، نه اهرمی دمدستی برای چانهزنی. #رصد #یادداشت #مذاکرات #پرونده_مقاومت_ملی
خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!
۴. تهیشدن مفهوم «پیشرفت» در مذاکرات
بدون این شفافیت، هر سخنی از«پیشرفت» در مذاکرات، فقط یک ابزار تبلیغاتی است که در نهایت به ضرر ایران تمام میشود.
۵. خنثیسازی دستاوردهای راهبردی میدان در میز دیپلماسی
#رصد #یادداشت#مذاکرات#پرونده_مقاومت_ملی
۴K
۸:۳۶