و رسول خدا(ص) مدهوش گشته بود و امیرالمؤ منین (ع) کفّار را از آن حضرت دور میکرد و نود جراحت بر بدن على علیه السلام رسیده بود و در آن روز از مواسات آن جناب ملائکه تعجب کردند و در میان آسمان و زمین ندا بلند شد:
لاسیف الا ذوالفقار
و لا فتى الا على
پس بعضى اصاحب ملحق شدند مانند: عاص بن ثابت ، ابودجانه ، و سهل بن حنیف.
و آخرون مرجون لامرالله اما یعذبهم واما یتوب علیهم "1".
و وحشى از حضرت رسول (ص) پنهان می زیست، به جهت آنکه نگاه رسول (ص) به صورت او نیفتد و شهادت حمزه را یاد نکند تا در ایام خلافت ابى بکر که بجنگ مسیلمه کذّاب رفت و هم حربه بر او برانید و او را بکشت. مسلمانان از قتل مسیلمه نیک شاد شدند؛ چندان که در شهادت حمزه حزین بودند و وحشى همی گفت: بهترین خلق را من کشتم و بدترین خلق نیز بدست من تباه شد.
و بالجمله بعد از شهادت حمزه، هند مادر معاویه از بغض و عدواتى که با حمزه داشت جگر حمزه را طلبید و در دهان گذاشت، در دهانش به قدرت خدا سخت و از دهان بیفکند. از این جهت او را (آکلة الاکباد) گفتند. پس به بالین حمزه آمد و گوش و بینى و اعضاى آن جناب را مُثله کرد و ابن الزبعرى در مفاخرت قریش و فتح ایشان اشعارى بگفت که یزید به بعضى از آنها تمثّل جست در آن هنگام که سرمبارک امام حسین علیه السلام را در مجلس او آوردند.
و قتل حمزه در رسول خدا(ص) سخت تأثیر کرد و چون از جنگ گاه به مدینه تشریف آورد و این هنگام که کمتر خانه اى بود که از آن بانگ گریه و سوگوارى بلند نباشد، از جهت عزاى شهید خود، جز از خانه حمزه. لهذا رسول خدا(ص) اشک در چشمانش گردید و فرمود.(لکن حمزد لابواکى له)"2" ؛ حمزه در این روز گریه کن ندارد.
انصار، چون این شنیدند، به خانه هاى خود شدند و زنها را گفتند که بر کشتگان خویش گریه نکنید. اول به خانه حمزه شوید و بر او بگریید آنگاه بر کشتگان خود، نوحه نمایید. ایشان چنین کردند. پیغمبر را خوش آمد و دعا کرد در حق ایشان و این قاعده در میان زنان مدینه ماند که در هر مصیبتى که روى بکند اول لختى بر حمزه بگریند، آنگاه بر مصیبت خود.
بالجمله ، حمزه را با خواهر زاده اش عبدالله بن جحش در یک قبر نهادند و از این گونه هر کس با کسى مألوف بود، هر دو تن و سه تن را در یک لحد مى نهادند و ایشان را با همان جامه هاى خون آلود به خاک مى سپردند و قصه شکافتن قبور شهداى احد، در زمان معاویه ، هنگامى که خواست چشمه آب از آنجا جارى کند، معروف است.
شایسته است که مؤ منین در این روز محزون و غمگین باشند و بسیارى از لذایذ را ترک نمایند به جهت مصیبت و شکستگى خاطر پیغمبر صلى الله علیه وآله.
۶۲۵
۶:۴۰