#جنگ_تمدنی#سنصلی_فی_القدس
۴:۱۴
إنا لله و إنا إلیه راجعون
سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ
سید عزیزشهادتت مبارک!
سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ
سید عزیزشهادتت مبارک!
۴:۵۳
بازارسال شده از دبیرستان ربیون (متوسطه اول)
قبل از اینکه دیپلم بگیری، لیسانس بگیر!
آیا می دونستید دانش آموز شما در هر سن و پایه ی تحصیلی که باشه، اگه حافظ کل قرآن بشه، می تونه بدون کنکور و زودتر از موعد آن مدرک لیسانس بگیره؟
آیا می دونستید دانش آموز شما با این مدرک، می تونه یکی از ده ها رشته تحصیلی کارشناسی ارشد رو انتخاب کنه و مشغول به تحصیل بشه؟
البته این مورد، تنها یکی از چند ده مزیت حفظ قرآن کریمه که بهش اشاره شد.
مدرسه ربّیّون در کنار کلاس های آموزشی و مرسوم خودش، برای دانش آموزان مستعد و داوطلب، کلاس های ویژه ی حفظِ قرآن برگزار کرده و برنامه ی آموزشی و تربیتی اش رو متناسب این مهم تنظیم می کنه.
مدت زمان حفظ کامل قرآن هم بین 3 تا 7 سال ، بسته به شرایط هر دانش آموز تنظیم میشه و با استاد مجرب و حافظ قرآن پیش میره.
دبیرستان پسرانه رِبّیّون (متوسطه اول)
برای کسب اطلاعات بیشتر به شناسه زیر مراجعه فرمایید: @rebiyon
۱۸:۴۸
بازارسال شده از بسیج مشکوة
وقتی از عاشورا درس مذاکره گرفتن و نزدیم تو دهنش، الان از حماسی ترین آیات قرآن زبونی های برجام رو توجیه میکنه!خدای قرآن به تو سیلی خواهد زد...
حجتالاسلام والمسلمین قاسمیان
بسیج طلاب حوزه علمیه مشکوه علی بن موسی الرضا علیه السلام
۷:۱۱
بازارسال شده از محمد قمی
_
[ایتا | بله | ویراستی | تارنما شخصی
۷:۱۵
بازارسال شده از قرآن و حکمرانی
#آموزشی
رشته «قرآن و حکمرانی» در نیمسال اوّل 1403 - 1404 برگزار میکند:
درس تخصّصی | درآمدی بر نظام سازی قرآنی
مدرّس: حجت الاسلام و المسلمین محمد حاجی ابوالقاسم دولابی
از 5 مهرماه، هر هفته پنجشنبه ها
ساعت 8 تا 9:30
__
گروه تخصصی قرآن و حکمرانی
@quranohokmrani
__
۱۸:۲۵
بازارسال شده از غلامرضا قاسمیان 🇮🇷
آقای رئیسجمهور
️
شما با این موضعگیریها کشور را به دره انتخابهای سخت وارد میکنید!
قرآن نخواندهاید
@Qasemian_ir
شما با این موضعگیریها کشور را به دره انتخابهای سخت وارد میکنید!
قرآن نخواندهاید
۷:۰۰
بازارسال شده از حا ميم
درخواست پول
مبلغ:
۰ ریال
۲۳:۰۷
بازارسال شده از کشکول|محسن مهدیان
حجت الاسلام قاسمیان اخیرا در یک برنامه تلویزیونی با انتقاد مجدد از انتقام گفته اند که درنگ باعث شک شده و در نهایت منجر به تغییر اولویت ها می شود و آنوقت یا انتقام نمی گیریم یا حداقلی عمل می کنیم که فرقی با انتقام نگرفتن ندارد. این در حالی است که رهبرانقلاب در دیدار سیزده آبان فرمودند: مطمئن باشید هیچ حرکت دشمن از جانب کسانی که به عنوان نماینده ملت ایران در تلاش برای مقابله هستند، بیپاسخ گذاشته نمیشود و قطعا پاسخ دندان شکنی دریافت خواهند کرد.البته پیشتر نیز تعبیر صریح تری داشتند؛ آنجا که در خطبه های نماز جمعه فرمودند: نه تعلل می کنیم و نه شتاب زده عمل می کنیم. و این درحالی است که جناب اقای قاسمیان پیشتر گفته بودند این تاخیر ها در انتقام، یعنی افتادن در تله دشمن. البته ماجرا به این موارد ختم نمی شود. آقای قاسمیان در ماجرای عین الاسد گفتند این عملیات فیک است و چون بنای انتقام نداشتیم اساسا در تله دشمن افتادیم. کدام عملیات؟ همان که رهبری انقلاب درباره آن فرمودند ضربه موثر نظامی و بلکه بالاتر حیثیتی بود. همان که سبب شد روز عملیات را یوم الله بنامند. در نهایت اینکه در همین برنامه رسانه ملی در مقام یک کارشناس نظامی توصیه می کنند که باید مثل ماجرای سوریه ورود مستقیم به میدان کنیم به این بهانه که حزب الله در جنگ زمینی به خوبی نمی تواند پیش رود. یعنی دقیقا در همان جایی که حزب الله توفیق چشمگیر داشته است و رژیم صهیونیستی را مجبور به پذیرفتن آتش بس می کند، آقای قاسمیان منکر می شوند.
۱۲:۴۹
چند خطی با برادرم آقای مهدیان (۱)
از محکمات مکتب امامین انقلاب این است که جمهوری اسلامی یک حکومت تمامیت خواه نیست و در این جنگ شناختی اگر تحلیل ها به این سمت برود که «اگر رهبری موضوعی را بخواهد کسی قدرت مقابله با آن را ندارد، مخصوصا در امور نظامی» اشتباه است. بارها و بارها دیده ایم که هزینه های هنگفتی بر مملکت بار شده، فقط به خاطر اینکه دیگرانی بودند که حاضر به پیشبرد اهداف ولی جامعه نبودند و فکر میکردند فقط خودشان می فهمند. آنها ولی الهی را مجبور به اتخاذ تصمیماتی کردند که لزوما تصمیمات دلخواه او نبود.
دیدن قرائن حالیه و مقالیه، اولین قدم در ارایه تحلیل از حرف های یک متکلم است. هر چه حکمت آن گوینده بیشتر باشد، تحلیل نیز باید عمیق تر باشد. دیدن یک یا دو کلام منفصل و بریده از یک متکلم، نه تنها حرف را غیر قابل فهم میکند؛ که آنرا به محاق می برد. استناد به یک یا دو جمله از رهبری و ارایه تحلیلی جامع از آن، قطعا نظام فهم حرف های ولی را دچار خدشه میکند.
این کلام رهبر انقلاب که فرمودند: «مطمئن باشید هیچ حرکت دشمن از جانب کسانی که به عنوان نماینده ملت ایران در تلاش برای مقابله هستند، بیپاسخ گذاشته نمیشود و قطعا پاسخ دندان شکنی دریافت خواهند کرد.» را بگذارید کنار این جمله که «عقبنشینی غیرتاکتیکی در هر میدانی غضب الهی را به دنبال دارد».
این جمله ای که میفرمایند: «نه تعلل می کنیم و نه شتاب زده عمل می کنیم» را بگذارید کنار این جمله که «اگر غلطی از آنها [سردمداران رژیم صهیونیستی] سر بزند، جمهوری اسلامی «تلآویو» و «حیفا» را با خاک یکسان خواهد کرد».
خوشبختانه با رهبری مواجه هستیم که حرفش را خودش میزند. بدون روتوش های معمول. بدون ملاحظات کذایی. بدون واسطه. «من دیپلمات نیستم، من انقلابیام، حرف را صریح و صادقانه میگویم. دیپلمات یک کلمهای را میگوید، معنای دیگری را اراده میکند. ما صریح و صادقانه حرف خودمان را میزنیم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را میزنیم».
بر این اساس میتوان با پیگیری مستقیم محکمات کلامی ایشان نظر ایشان را دانست. بدون استناد به کلام فلان مسئول و فلان مرتبط. اگر این کار را نکنیم تحلیلمان اشتباه است. این همان مشکلی است که سالیانی پیش سر برجام هم با دوستان حزب اللهیمان داشتیم. به این بیانات توجه کنید:
«مصلحت نمیدانم که اگر یک کسی یک چیزی گفت، ما هم اینجا برداریم یک اعلامیّه بدهیم که فلان کس غلط کرد این حرف را زد؛ اینکه نمیشود».
«یکی از دوستان گفتند تصویب برجام را به رهبری نسبت دادهاند؛ خب بله، امّا شما که چشم دارید، ماشاءالله هوش دارید، همه چیز را میفهمید! آن نامهای را که من نوشتم نگاه کنید، ببینید تصویب چه جوری است؛ شرایطی ذکر شده که در این صورت این [توافق] تصویب میشود. البتّه اگر چنانچه این شرایط و این خصوصیّات اجرا نشد، اِعمال نشد، وظیفهی رهبری این نیست که بیاید وسط و بگوید برجام نباید اجرا بشود. [البتّه]خود این، یک مقولهای است که وظیفهی رهبری در این جور مواقع اجرائی چیست. عقیدهی ما این است که در زمینههای اجرائی، رهبری نباید وارد میدان بشود و یک کاری را اجرا کند یا جلوی اجرای یک کاری را بگیرد، مگر آنجایی که به حرکت کلّی انقلاب ارتباط پیدا میکند؛ آنجا چرا، وارد میشویم، امّا در موارد دیگر نه . بنابراین نه، برجام را به آن صورتی که عمل شد و محقّق شد، بنده خیلی اعتقادی نداشتم و بارها هم به خود مسئولینِ این کار -به آقای رئیسجمهور، به وزیر محترم خارجه، به دیگران- همین را گفتهایم و موارد زیادی را به آنها تذکّر دادهایم.»
الان درست در موقف برجام هستیم. انحراف قطعا از بدنه مسئولین و مردم قابل فرض است. همان مردم و مسئولینی که در جمهوری اسلامی شأن تصمیم سازی و تصمیم گیری دارند.
«مسئلهی عقبگرد و توقّف و بازگشت به عقب مسئلهی کوچکی نیست، مسئلهی بسیار مهمّی است و قرآن به این مسئله پرداخته...خب، یک عاملی لازم است برای اینکه جلوی این را بگیرد؛ در نظام اسلامی این عامل «جایگاه رهبری» است...در مورد رهبری ممکن است گاهی بتواند، گاهی نتواند. البتّه در مورد رهبری «نخواستن» متصوّر نیست؛ مسئلهی توانستن و نتوانستن است ».
۱۲:۵۰
چند خطی با برادرم آقای مهدیان (۲)
گزاره «راحت بخواب، مملکت صاحب دارد» یک حرف صحیح غلط است. صحیح است چون واقعا مملکت صاحب دارد. غلط است چون طبق بیانات امامین صاحب مملکت همین مردم هستند. تا مردم مطالبه نکنند، تا مردم نخواهند، تا مردم نفهمند، تا مردم اراده نکنند هیچ چیز محقق نمی شود. این را سالیان متمادی زعامت حضرت آقا به خوبی نشان داده است. نمیتوانیم مردم را از معادلات صحنه واقعی مملکت حذف کنیم و بعد صرفا به خاطر آنکه مملکت صاحب دارد و مسئولین ما مورد اعتماد هستند آنها را به تخدیر بیندازیم. اگر مردم اراده کردند، حرف های رهبری محقق میشود اما اگر مردم ساکت بودند؛ عده ای فرصت طلب آن چنان حرف ها را تحریف میکنند «یحرفون الکلم عن مواضعه» که ولی جامعه را مجبور به موضع گیری دیگری میکنند. این کلام نه تنها در مورد امروز ما و ایران ما صادق است، که در مورد امیرالمومنین ع و جامعه او نیز. نه تنها در مورد برجام و انتقام صادق است، که در مورد بدعت هایی مثل تراویح و مسح بر خفین نیز. این جزء متیقنات قرآنی است.
در سال های اخیر مخصوصا در دولت های اصلاح طلب، کم ندیدیم دستورات رهبر انقلاب مورد توجه قرار نگرفت و طبعا موقف ایشان نیز تغییر یافت. هنوز خاطرات تلخ برجام را به یاد داریم. رهبر انقلاب مذاکره کنندگان را «بچه های انقلاب» خواندند و فرمودند «اگر آمریکائیها برجام را پاره کنند ما آن را آتش میزنیم». نتیجه چه شد؟ یک عده بچه حزب اللهی به خیال آنکه بچه های انقلاب حواسشان به همه چیز هست کار را رها کردند تا اینکه رهبر انقلاب مجبور شد موقف خود را تغییر دهد و با همین بچه های انقلاب همراهی کند. دیگر نه تنها خبر از آتش زدن برجام نبود که خبر از نشستن با طرف های اروپایی بدون حضور آمریکا بود.
امتی که به واسطه کج فهمی در دین، آنقدر کوته فکر شده اند که دستورات ظاهری و اولی قرآنی را بر نمی تابند، ولی جامعه را مجبور به یک انتخاب واحد میکنند. این امت رفته رفته به جای فریاد «انظرنا» داد «راعنا» سر میدهند و حرکت جامعه را کند میکنند تا جایی که «فطال علیهم الامد فقست قلوبهم». ارتقاء فهم مردم در جامعه اسلامی به عهده چه کسانی است؟ اصلا جهاد تبیین را چه کسانی باید عهده دار شوند؟ چه کسانی باید راه را برای پیشرفت مالک ها تا داخل خیمه معاویه هموار کنند؟ چه کسانی باید مردم را آنقدر آماده نگه دارند که اگر روزی ولی الهی خواست تصمیم نهایی را بگیرد، مردم با او همراهی کنند؟ چه کسی وظیفه دارد دایره تصمیمات ولی را آنقدر گسترده کند که ولی الهی بدون کوچکترین اضطرابی هر تصمیمی خواست بگیرد؟
اصل اعتماد به مسئولین نباید موجب بی تحلیلی و عدم فهم صحیح میدان باشد. اگر جامعه مخاطبمان را به سمتی کشاندیم که تحلیل نداشته باشند و به خواب تخدیری راحتی بروند، نه تنها ولایت مداری را به انحراف کشانده ایم، که دینداری را در سطحی بسیار نازل ارایه کرده ایم. چه بسیار ولایت مدارانی در طول تاریخ که به خاطر عدم وجود پایگاه تحلیلی صحیحی در بزنگاه ها توان همراهی با ولی را نداشته و ولی الهی را به انزوای سیاسی – اجتماعی مجبور ساختند.
آقای قاسمیان کارشناس قرآنی است. قرآن هم کتابی الهی است که جامع امور هدایتی بشر الی یوم القیامه است. در این کتاب هم اقتصاد هست و هم مسائل نظامی. هم دین هست و هم مسائل اجتماعی. خب. ما چه کنیم که قرآن مسائل اقتصادی را در مسائل نظامی و مسائل اجتماعی به هم تنیده است؟ اگر ایشان بیرون از قرآن نظری داشت مچش را بگیر. ولی اگر به خاطرِ نظامی بودنِ نظر، مچش را گرفتی دیگر چه فرقی داری با آنان که میگویند دین برای مسجد و حکومت برای دنیا؟ اشکالی هم بشود باید در مباحثه ای طلبگی مستندات او مورد ارزیابی قرار گیرد. او فهم خود از اصلی ترین متن دینی را ارایه کرده است. این فهم هم طبق ادعایشان مطابق با حرف های رهبر جامعه است. متهم کردن او به عدم فهم جامع و تحلیل ناقص، برخوردی ژورنالیستی است که سبب خشکاندن فکر در هر سطحی میشود. پیشنهاد میکنم یکبار صحبت های ایشان را به صورت کامل بشنوید و بعد حضوری مباحثه ای با ایشان داشته باشید و حتما یادداشت دیگری را به این ماجرا اختصاص دهید.
ارادتمندامیرحسین صفاریان
ارادتمندامیرحسین صفاریان
۱۲:۵۱
بازارسال شده از هیأت اصحاب الحسین (ع)
AudioCutter_241022_01.mp3
۴۳:۴۷-۴۰.۲ مگابایت
هیأت دانشجویی اصحاب الحسین(ع)
@ashabolhossein_ir
۸:۳۱
بازارسال شده از هیأت اصحاب الحسین (ع)
�یأت اصحاب الحسین سخنرانی.MP3
۴۶.۸۳ مگابایت
هیأت دانشجویی اصحاب الحسین(ع)
@ashabolhossein_ir
۸:۳۱
بازارسال شده از هیأت اصحاب الحسین (ع)
سخنرانی.mp3
۴۸:۵۹-۶۷.۲۶ مگابایت
هیأت دانشجویی اصحاب الحسین(ع)
@ashabolhossein_ir
۸:۳۱
کدام برنامه قرآن؟!
دستگاه تحلیل الهی با دستگاه تحلیل بشری بسیار متفاوت است. در دستگاه تحلیل بشری هزار برابر است با هزار، اما در دستگاه تحلیل الهی صد میتواند برابر با هزار باشد. در دستگاه تحلیل بشری دو دو تا لامحاله چهارتا می شود اما در دستگاه تحلیل الهی دو دو تا ای بسا پنج تا باشد. قرآن کتابی است که قسمتی از اعجازش، بیان این تحلیل هایی است که از قضا مطابق با واقع عالم هم هست: وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَم (نساء 113).
یکی از وظایف ولی الهی امتداد احکام و دستورات قرآنی در برهه های خاص، به اقتضاء زمانه است. قرآن کریم یک برنامه ندارد. یک تحلیل از وقایع ندارد. اما اینکه کدام تحلیل و کدام برنامه باید در جامعه در دستور کار قرار گیرد را ولی الهی مشخص میکند. در برهه ای از زمان امام معصوم ع تصمیم به آتش بس میگیرد و پای میز مذاکره شیعه را ازخطر نابودی می رهاند، و در برهه ای دیگر تصمیم به مقابله حداکثری با جبهه کفر میگیرد و با اهل و خاندانش در صحرایی با خون خود، تداوم اسلام را تضمین میکند. هر دو برنامه از قرآن گرفته شده است. هر دو مابازایی در شریعت دارد که قابل اسناد و استناد است. اما اینکه امروز تقیه باید دستور کار جبهه حق باشد یا مقاتله، بر عهده ولی جامعه است و بر همگی واجب است تبعیت تام کنند.
وظیفه فریاد اولین تحلیل در برهه های خاص بر عهده مومنین است. مومنینی که آنقدر به ولی نزدیک شده اند که نظر او را از قرآن می فهمند و در جامعه ترویج میدهند. حتی قبل تر از آنکه او چیزی بگوید. چرا؟ چون کارکرد قرآن همین است. قرآن امام صامت است و امام قرآن ناطق: (حدیث ثقلین).اینجا اگر مومنین قادر به تحلیل نبودند، باید فکری به حال خود کنند؛ ولو اینکه حافظ قرآن باشند. آنها برنامه ولی را نفهمیده اند. ندانسته اند کدام برنامه توسط او در جامعه امتداد پیدا کرده و میکند. واقعیت آن است که بسیاری از ما امت حزب الله فاصله زیادی تا فهم دستگاه اندیشه ای ولی امروز داریم. و این خیلی خطرناک است. خدا نکند در بزنگاه هاج و واج فقط ناظر باشیم یا کاری که نباید بکنیم را انجام دهیم.
مومنی که ذهنش و اندیشه اش پایه قرآنی دارد و دستگاه تحلیلی اش الهی است و از طرف دیگر برنامه ولی را میداند، وظیفه دارد تحلیل خود را در جامعه به تحلیل غالب تبدیل کند. اگر اینطور شد، نصرت الهی حتمی است. چون ابتلائات صرفا وسیله ای هستند تا مومنین به این حد از باور برسند: مما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْب (آل عمران 179).
دیروز حضرت آقا فرمودند: «عدهای همتشان این است که دل مردم را خالی کنند؛ طوری وقایع را تصویر میکنند که مردم را بترسانند. در داخل نباید کسی این کار را بکند؛ این جرم است». این یک حرف صرفا عقلایی یا سیاسی نیست. این یک باور قرآنی است. این یک امتدادی از قرآن کریم با توجه به اقتضائات روز است.
ای بسا، تحلیل های معمولی و عقلایی ما را به این سمت ببرد که شکست خورده ایم.
ای بسا خیلی از ما با استناد به تحلیل شکست در جنگ احد توسط قرآن کریم، وظیفه را تحلیل شکست و بیان نواقص بدانیم.
ای بسا خیلی از ما به تاسی از آیات قرآنی، وظیفه امروز را داد زدن نفاق و بی آبرویی منافقین بدانیم.
ای بسا خیلی از ما مطالبه گری تختطئه گونه مسئولین را در اولویت بدانیم.
اما دستور رهبری چیز دیگری است. امتداد قرآنی با توجه به نیاز روز از نظر او چیز دیگری است. به نظر او امروز ما مشابه مومنین سپاه طالوت است. کسانی که هر تحلیل مادی شکست انگارانه را کنار زده و پیروزی را داد میزنند. حتی پس از دیدن سپاه انبوه و مجهز جالوت. اگر اینطور شد پیروزی حتمی است.سید حسن را از دست دادیم؟! سوریه رفت؟! فدای سر جبهه مقاومت. از قضا خصوصیت این فضا داود پروری است. یک سید حسن دادیم، اما فضا به گونه ای است که میتوانیم ده ها سید حسن داشته باشیم. یک سوریه دادیم، اما فضا به گونه ای است که میتوانیم ده ها سوریه به دست آوریم. چه چیزی بهتر از آنکه در این فضا زیست میکنیم؟! فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَقُواْ اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّبرِِينَ(249) وَ لَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبرًْا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انصُرْنَا عَلىَ الْقَوْمِ الْكَفِرِينَ(250) فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَ قَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَ ءَاتَئهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الحِْكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ (بقره).
۶:۱۱
بازارسال شده از هیأت اصحاب الحسین (ع)
@ashabolhossein_ir
۲۰:۰۷
بازارسال شده از مرکز راهبری برهان
با دوره مذکور بیشتر آشنا شوید
-------------------------------------------------
۱۹:۰۳
بازارسال شده از مرکز راهبری برهان
لینک ورود به کلاس
-------------------------------------------------
۱۳:۲۶
بازارسال شده از حوزه علمیه کریمه اهلبیت(مشکات)
#دارالقرآن
۴:۴۹
گلچین میکنند...
روایت است که در صحرای محشر و وانفسای یفر المرء من أخیه، مادرمان بسان مرغی که دانه را از اضافات جدا میکند، شیعیان خود را جدا میکند و در پناه خودش نجاتشان میدهد.دنیای هم نازله ای است از صحرای محشر...در این وانفسای پر فشار هم این مادر است که آغوش باز کرده برای هر آنکه به او متمسک شود. جدا میکند.. میخرد... و میبرد...این را وقتی فهمیدم که همرزم حامد جان، میگفت دو هفته با هم بودیم. صبح تا شب. اصلا اجازه نداشتم از او جدا شوم. به اصرار، سر اذان صبح من را فرستاد پی نماز. اصرارش برایم عجیب بود. هنوز خیلی دور نشده بودم که... فهمیدم جا ماندم.خریدندش...جدایش کردند...بردندش...
و حالا منی که سی سال است او را می شناختم و از خون من است، ماندهام که تا حالا با کسی دمخور بوده ام که خریدنی بوده و من غافل...کاش ما را هم بخرند...بحق الحسین ع
روایت است که در صحرای محشر و وانفسای یفر المرء من أخیه، مادرمان بسان مرغی که دانه را از اضافات جدا میکند، شیعیان خود را جدا میکند و در پناه خودش نجاتشان میدهد.دنیای هم نازله ای است از صحرای محشر...در این وانفسای پر فشار هم این مادر است که آغوش باز کرده برای هر آنکه به او متمسک شود. جدا میکند.. میخرد... و میبرد...این را وقتی فهمیدم که همرزم حامد جان، میگفت دو هفته با هم بودیم. صبح تا شب. اصلا اجازه نداشتم از او جدا شوم. به اصرار، سر اذان صبح من را فرستاد پی نماز. اصرارش برایم عجیب بود. هنوز خیلی دور نشده بودم که... فهمیدم جا ماندم.خریدندش...جدایش کردند...بردندش...
و حالا منی که سی سال است او را می شناختم و از خون من است، ماندهام که تا حالا با کسی دمخور بوده ام که خریدنی بوده و من غافل...کاش ما را هم بخرند...بحق الحسین ع
۱۵:۵۴