جلوی غریبه‌ها تُف نکنید!
با اینکه آدم کاملاً سیاسی‌ام، اما اِبا دارم از ورود به دعواهای حزبی.ماجرای این روزها اما، دعوای حزبی نیست، جریحه‌دارشدن غرورمان است.بابای خدا بیامرزم همیشه بهمان می‌گفت: "حتی اگر دهنتان پر از خون بود، جلوی غریبه تُف نکنید!"نه اینکه این ضرب‌المثل فقط حرف بابای من باشد؛ نه. این یک باور ایرانی است.
آقا ظریف!شما رفتید در یک اجلاس خارجی شرکت کردید؛ آن هم غیرقانونی. پیش خودمان بماند که ماجرای معاونت راهبردی شما هنوز حل نشده و شما اجازه‌ی سفر نداشتید.آنجا با آقای زکریا مصاحبه کردید.
برای هر کسی ممکن است بخشی از صحبت‌های شما، مهم باشد. مثلاً برای طرفداران آقای جلیلی، آن قسمتی که درباره‌ی ایشان حرف زدید. احتمالاً پیش خودشان گفته‌اند: "چطور توانستی دلخوری‌ها و اختلافات داخلی‌مان را بین خارجی‌ها جار بزنی؟! "یا حرص‌وجوش خورده باشند که: "مرد حسابی! پس وفاق چه شد؟!" خُب راست می‌گویند. مثل عشقِ یک‌طرفه که زجرآور است‌؛ انتظار وفاقِ یک‌طرفه‌ هم لَج‌ دربیار است.
اما من، یک خاتونم. از بین همه‌ی حرف‌هایتان، حواسم رفت پِی جواب‌هایتان درباره‌ی زنان.وقتی فرید زکریا مدعی شد: "من سال گذشته به عربستان سفر کردم. زنان سعودی گفتند که حقوق ما در عربستان بیشتر از زنان در ایران است."شما گفتید: "در کابینه دولت چهاردهم چهار زن حاضر هستند." این قسمت خوب بود. بعد گفتید: "اگر به خیابان‌های تهران بیایید برخی خانم‌ها موهای خود را نپوشانده‌اند، این خلاف قانون است، اما دولت تصمیم گرفته، که زنان را تحت فشار قرار ندهد."
خدایی، مرد سیاست! این جواب بود برای این سوال؟!یعنی از حق ما زنان، جلوی غریبه‌ها، فقط پُز قانون‌شکنی و کوتاه‌آمدن مسئولانمان را باید می‌دادید؟!مثلا نمی‌شد بپرسید، زنان در عربستان چه حقوقی دارند؟!نمی‌شد از پیشرفت‌های ما زنان ایرانی بگویید؟!درباره‌ی برابری جنسیتی در تحصیل دختر و پسر. درباره‌ی پیشرفت‌های علمی‌مان. درباره‌‌ی فوق‌تخصص‌هایمان. درباره‌ی المپیادی‌هایمان در فیزیک و ریاضی و نجوم. درباره‌ی مُخترعانمان که جایزه‌های کُره را درو کردند‌. درباره‌ی ورزشکاران‌مان و مدال‌آوری‌شان. درباره‌ی آزادی بیانمان.درباره‌ی اشتغالمان. درباره‌ی هنر و ادبیاتمان.درباره‌ی دیدارهای مختلفمان با رهبری.
ما در بحث زنان در جمهوری اسلامی حرف زیاد داریم. فقط قانون‌شکنی‌هایمان یادتان بود!؟نمی‌شد جلوی غریبه‌ها، تُف نکنید!؟
undefined جناب‌یاسخاتون، خانه‌ی روایت‌‌‌های بانوی ایرانی است از قانون حمایت از خانواده..https://eitaa.com/khatooonjan
#قانون_حمایت‌ازخانواده#حجاب_و_عفاف #کوثرانه‌ها@kosaraneh_ha

۱۳:۱۳

بازارسال شده از پویش حضرت خدیجه (دیجیتال)
thumbnail
نخستین هم اندیشی مسیر پیش روی مادرپذیری دانشگاه های صنعتی کشور
با حضور اساتید و پژوهشگران خانم حوزه های فنی مهندسی دانشگاه های برتر تهران
دوشنبه (راس) ساعت ۹سالن کنفرانس خانه اندیشه ورزان
برای حضور در جلسه با شماره 09125841922 هماهنگ فرمایید.

۱۹:۰۳

thumbnail
شهردار مهربون داغدار شده..undefined (undefined)
#ای‌بی‌‌همه‌کس#تلخند#کوثرانه‌ها#طنز_جمعیتی@kosaraneh_ha

۱۵:۲۵

بازارسال شده از روزهای زیبای ما
thumbnail
undefined غافلگیری به توان چهار
undefined پرده اولهنوز ساعت کلاس مجازی نرسیده و بچه ها خوابند. اما همسرجان چمدان ش رو‌ چیده. داره می‌ره اداره و ساعت هفت شب، عازم مأموریته. همسرجان رو که راهی میکنی، حسنا بیدار میشه و میری سراغش.
undefined پرده دومصبح، داریم با بچه ها صبحانه میخوریم.ریحانه: «چقدر دلم برای بابا تنگ شده از همین الان.» زهرا: «آخرین صحنه‌ای که از بابا دیدم، داشتن دعای بعد نماز صبح رو می‌خوندن.»محمدامین:«من صدای بستن زیپ چمدون رو می‌شنیدم تو خواب و بیداری». می‌دونی روز دلگیری داری. انگار روز اول جدایی، سخت تره.
undefined پرده سومنزدیک اذان ظهره. داری خونه رو جارو میزنی که صدای تلفن میاد. خواهرت فریده است. می‌دونه همسرت از امروز نیست. معلومه تو ماشینه و داره ازت راجع به برنامه امروزت می‌پرسه. با خوشحالی میگی برنامه ای نداری و منتظری برسه منزلت.
undefined پرده چهارمفریده و چهار تا بچه هاش نیم ساعتی هست که رسیدن و حال و هوای خونه مون رو شاد کردن. صدای زنگ در میاد. فکر می‌کنی مامان هستن. آخه منزل ما تو یک مجتمعه و معمولاً مامان سرزده میان. در رو باز می‌کنی. همسرجانهundefinedکلی ذوق می‌کنی. اصلا انتظارش رو نداشتی. گویا کار همسرجان زودتر تمام شده و این زمان تا پرواز رو، تصمیم گرفته بیاد خونه. هرچند سه ساعتی بیشتر زمان نداره، اما همین هم غنیمته.
undefined پرده پنجمحسنا بغل مامان آرومه و تازه تونستی تتمه سفره رو با کمک بچه‌ها جمع کنی. نشستی تا حسنا رو از مامان بگیری که صدای زنگ تلفن میاد. خواهرت زهراست. جویای حالته. بهش میگی فریده و مامان اینجا هستن و خوشحال میشی اون هم اگه تونست بیاد. در حالیکه بعید می‌دونی تو این راه های تهران، پیشنهادت رو قبول کنه، میگه :«پس در رو باز کن»! متوجه نمیشی، میگی «چی؟!» میگه :«پشت درم، در رو باز کن.»!همه ذوق میکنیم با اومدن زهرا و دختر گل ش.
undefined پرده ششممنتظری آب جوش بیاد تا از خواهرت پذیرایی کنی. تلفنت دوباره زنگ میخوره. داداش محسنه. می‌پرسه کجایی؟-خونه-مامان کجان؟-پیش من-پس من میام اونجا.اومدن داداش محسن و سه تا فرشته هاش، جمع مون رو جمع تر می‌کنه.
پ.ن- لا حول و لا قوه الا بالله.-تصویر متن، من و خواهرا و برادرم در کودکی؛ لحظات شیرین الان ما، ماحصل زحمات دیروز پدر و مادرمونه.- آینده فرزندان مون رو از الان میتونیم زیبا بسازیم.

#خانوادگی#روزنوشت#غافلگیری#فرزندآوری
undefined@roozhaye_zibaye_ma

۱۱:۱۸

مامان بابایی که پشت پرده آشپزخونه وایسادی به بچه‌هات میگی بگو الله اکبر؛ دقیقا کدوم ور پرده‌ای؟!undefined
#هستم‌ولی‌خسته‌م undefined#من‌دیگر‌ما#ای‌روزهای‌خوب‌که‌درراهید..
@kosaraneh_ha

۱۷:۵۳

thumbnail
undefined آیین رونماییundefined مستند لابیرنتundefined مستند لابیرنت با موضوع سقط جنین، پس از مدت‌ها منع پخش، بالاخره به آنتن رسانه‌ی ملی رسید.undefined جمعه ۳ اسفند ۱۴۰۳undefined حوالی ساعت ۱۶undefined شبکه ۳ سیماundefined نویسنده و کارگردان:محمدرضا عبدالحمیدی
#میخواهم‌زنده‌بمانم#کوثرانه‌ها@kosaraneh_ha

۱۰:۲۲

بازارسال شده از تشییع خورشید و ماه
thumbnail
undefinedundefinedبا این ابتکار مردمی فاتحه خوانی بر تابوت نمادین سید مقاومت که با هنرنمایی ساده چند نفره امکان پذیر شده است.
🫵شما هم میتوانید همین ایده را در مساجد، میادین، مدارس اطراف خود فوری تا فردا پیاده کنید
ما برای پشتیبانی اینجا هستیم.
#بزرگداشت_مردمی_سید_مقاومت#انا_علی_العهد#مواراه_الشمس_و_القمر

۱:۴۴

thumbnail
من از تمام دختران شهر سر بودم🥰
شعر جذابی که بایدددد برای همسرها خواند:)
@kosaraneh_ha

۶:۴۱

thumbnail
چادر ممنوع، حتی شما فعال محترم حوزه تربیتی
undefinedهیچکس نمی‌تواند انکار کند که سیاستگذار ما چند سالی است در حال جایگزین کردن چادر با عبا است و البته این امر را خیلی روشن ولی با نام ترویج پوشاک حجاب پیش میبرد. گرچه احتمالا در لایه نظری اختلافاتی بین سیاستگذاران فرهنگی و صمتی وجود دارد ولی خروجی اقدامات به روشنی این میل به جایگزینی را تایید میکند. بعبارتی روشن تر، این عباهای بلند و گشاد خیلی بیش از آنکه مانتویی ها را عبایی کند، چادری ها را بی چادر و عباپوش کرده است.
undefinedگام اول توسعه فروش عبا: وزارت صمت موظف است اقدامات لازم برای ترویج پوشاک عفیفانه را فراهم کند. این دوستان هم لطف میکنند فضای عمومی شهر را که اساسا در آن مانتو برای افراد مانتویی پیدا نمیشود با بلوز و کت (و حتی تیم تنه) رها می‌کنند و سالانه نمایشگاه های حجابی را به صورت گسترده برگزار میکنند که صرفا عبا فروشی است. این یعنی خانم مانتویی کت یا بلوز بپوشد و خانم های چادری اهل مصلا بروند به سوی عبا پوشیدن در خانه بجای چادر رنگی و بعدتر در بیرون از خانه بجای چادر مشکی .
undefinedمرجعیت بخشیدن بی سابقه به پوشش عبا: جوری در اکوسیستم فرهنگی تربیتی رفتار می‌شود گویا عبای رنگی و کار شده همان چادر است! البته این انصافا نه مستقیما دست ارشادی هاست نه دست صمتی ها، توجه بی سابقه سالهای اخیر به رشته مهم رسانه و محور قرارگرفتن رسانه ای ها به صورت مستقل و بدون محتوای غنی چنین کرده است. یک خانم بزک کرده با عبای رنگی خیلی ی ی ی جذابیت رسانه ای بیشتری از یک خاله چادری رو گرفته دارد و لابد سبب جذب حداکثری میشود! وسط برنامه جشن تکلیف (جشن فرشته ها شبکه پویا هرشب بعد از افطار) دختران تازه مکلفی که در برنامه رنگ چادر خود را باید انتخاب کنند، مجری حسابی آرایش کرده و هرروز یک عبای رنگ و وارنگ می پوشد، لابد میخواهد به دخترکان بیچاره این پیام را بدهد که این مراسمات کشک است و آخرش تا مثل من نشوید پذیرش تخصصی از سوی هیچکس حتی مدیر جوان انقلابی پویا هم منتظر شما نیست.
undefined محوریت عبایی ها در تربیت فرزندان خانواده های چادری: تا اینجای وضعیت را به هرحال میشد تحمل کرد و ذیل اشتباهات سیاستی و تنوع سلیقه ای به شکلی پذیرفت اما اینکه در اکوسیستم تربیتی نیز نسل بعد دختران و پسران، عبایی ها را در محوریت قرار داده است پذیرفتنی نیست. رویدادها و استارتاپهای فرهنگی در کارستان بهارستان ارشاد را ملاحظه کنید! درک خواهید کرد که داستان چیست؟! در رویدادهای مختلف نهادهای فرهنگی برای تربیت اسلامی و خلاقانه و ...پر طمطراق کودکان معصوم تعدادی دختر متین اما بزک کرده با عباهای فاخر و روسری های ست شده در یک محیط استارتاپی جذاب رویدادهای پرموسیقی میگذارند و به سبب محیط مدرن خیلی راحت برادرانه! با نامحرمان جوان گپ میزنند و لابد این تربیت قرار است دختران ما را زهرایی و پسران ما را علوی بار بیاورد!!!
ریاست محترم سازمان تبلیغات، علی الخصوص ریاست حوزه هنری،علی الخصوص حوزه هنری کودک و نوجوان،شورای محترم فرهنگ عمومی،معاونت محترم زنان!،مدیرکل محترم پوشاک صمت،مدیر محترم رسانه ملی، علی الخصوص مدیر نهال ،و همه آنان که دستتان میرسد،چادر حجاب برتر و ارثیه حضرت مادر است.
به دادش برسید
....

۷:۴۵

بازارسال شده از روایت پیشرفت ایران
thumbnail
undefined سُهــــا منتشر شد اولین شماره مجله «سُها»، روایتی از نقش‌آفرینی زنان در عرصه پیشرفت کشور، منتشر شد. این مجله با هدف روایت حضور و تأثیر زنان در حوزه‌های مختلف پیشرفت، به‌ویژه در عرصه علم و فناوری، توسط «خانه هنر و رسانه پیشرفت» و به سفارش مرکز راهبری امور بانوان سازمان تبلیغات اسلامی در ۲۲۴ صفحه تولید شده است. مجله «سُها» تلاشی است برای روایت داستان‌ها و دستاوردهای الهام‌بخش زنان در مسیر پیشرفت کشور.

undefinedسرمقالهundefinedپیشرفت، چهرۀ زنانه دارد
undefinedمیدان پیشرفتِ دانش‌بنیانundefinedما جوان‌ها، واکسن نوترکیب ساختیم undefinedاز ناامیدی تا نوآوری undefinedبذرهای ایرانی، جوانه‌های امید undefinedمی‌خواستم دانشم را برای کشورم خرج کنم undefinedاساتید ایرانی نانو، به فیلیپین خوش آمدید!
undefinedزنان، رسانه، پیشرفتundefinedکارِ قهرمان‌ها را، من تمام می‌کنم! undefinedکفش‌های پاره؛ قلب‌های پرامید undefinedزن بودن به روایت «دختران ایران»
undefinedپیشرفت بر مدار جامعهundefinedپیشرفت اجتماعی بر مدار «مادرانه» undefinedکیمیاگری معلمان قائنی undefinedطبابت در عشق‌آباد undefinedامدادگریِ زنانه؛ حتی در دل آتش
undefinedدانشِ ثروت‌آفرین در همه ایرانundefinedرؤیای بچگی‌ام تولید بود undefinedطعم استقلال با قاشق فناورانه undefinedدختر کرمانشاه، مهندسِ کارآفرین undefinedتعمیر کردیم تا سازنده شدیم
undefinedمادرانه‌ها و همسرانه‌های پیشرفتundefinedروایت مادرانه در حرکت فناوری و پیشرفت undefinedتحمل غربت تحصیل به امیدِ مادر undefinedهرچه دارم ریشه‌اش در تربیت مادرم هست undefinedمعنای «معراج مرد از دامن زن» را فهمیدم undefinedدرس خواندنِ نوبتی
undefinedیادداشتundefinedزیست‌بوم فناوری و سنگرسازی‌های جدیدِ الگوی سوم undefinedآینهٔ پیشرفت و ترک‌خوردگی تصویر ایده‌آل «بانو»


undefinedهمکاران این شماره: زهرا ابوالحسنی، نرگس‌سادات مظلومی، مریم برزویی، فرزانه غلامشاهی، نرجس توکلی، فرناز ایزدبین، پریسا زارع، ریحانه رزم‌آرا، فاطمه وطن‌دوست، فروزان ایزدبین، سعیده خدابین، مرتضی اسدزاده، حسن فاطمی.
مدیر مسئول: سارا طالبیسردبیر: پژمان عربدبیر اجرایی: مریم حنطه‌زادهمجری طرح: خانه هنر و رسانه پیشرفت
undefinedخوانندگان عزیز، برای تهیه شماره اول مجله «سُــها»، مبلغ 200 هزار تومان (۱۵۰ + ۵۰ ارسال) به شماره کارت: 6104338800433050 به‌ نام «پیشگامان فرهنگ مبین» واریز کرده و اطلاعات واریز را به شماره 09365028441 خانم جوکار يا به آيدی ایشان @Z_moshaver66 ارسال نمایید.

undefined خانه هنر و رسانه پیشرفت‌| راوی پیشرفت ایران @khaneh_pishraft

۱۶:۵۷

thumbnail
بنده بارها گفته بودم که دشمنان ملت ایران بیش از آنچه به توپ و تفنگ و این چیزها احتیاج داشته باشند، به اشاعه‌ی بنیان‌های فرهنگىِ فاسدساز نیاز دارند. در خبرها خواندم که یکی از مسؤولان یک مرکز مهم سیاسی در امریکا گفته به جای انداختن بمب، دامن‌های کوتاه برایشان بفرستید! راست میگوید؛ اگر برای کشوری شهوات جنسی و آمیزش بیرویه‌ی زن و مرد و دختر و پسر را ترویج کردند و جوان را به راه‌هایی کشاندند که غریزه‌ی او هم به‌طور طبیعی متمایل به آن است، دیگر احتیاج به استفاده‌ی از توپ و تفنگ علیه یک ملت نیست. فساد، یک ملت را به خودی خود ضایع و باطل میکند و آینده‌ی او را تباه میسازد.
بیانات مقام معظم رهبری دی ماه ۸۳
#پرونده_ویژه_عفاف_و_حجاب#حرام_اجتماعی#نمیتونین_ابلاغ_نکنین#آندلس_سازی_ایران#حماقت_صورتی#بیحجابی_یعنی_خداحافظی_با_خانواده
@kosaraneh_ha

۲۰:۴۱

بازارسال شده از جنگ جهانی جمعیت
thumbnail
undefined ایال زمیر رئیس ارتش اسرائیل: اقتصاد و #جمعیت در بلندمدت ایران را شکست خواهند داد!
undefinedفصل ششم"کتاب راه‌های شکست ایران‌":از منظر رقابت بلندمدت، روندهایی مانند نرخ زاد و ولد، جمعیت‌شناسی، اقتصاد و آب و هوا، عوامل جدی هستند که به نفع ایران نیستند. در حالی که این کشور برای دستیابی به سلطه منطقه‌ای بر اساس قدرت و تاب‌آوری ملی تلاش می‌کند!
undefinedسَهمِ جوانundefined@sahmejavan
#صالح_قاسمیپژوهشگر جمعیت ایران و جهانایتا / بله / ویراستی

۱۳:۰۹

thumbnail
بودجه قانون جوانی جمعیت کجاست؟؟؟
undefinedدر آخرین سالهای فرصت برای اصلاح پنجره جمعیتی بودجه قانون جوانی جمعیت گم و گور شد.
undefinedانتشار جداول بودجه ۱۴۰۴ یک افتضاح بودجه ریزی را در خصوص قانون جوانی جمعیت پیش روی دغدغه‌مندان آینده ایران گشود.
از همان بودجه‌ی کمِ جمعیتِ امسال، به نام جمعیت ولی بی ارتباط به جمعیت، بین نهادهای بیربط مختلف حیف و میل شده است و این وسط سرِ نهادهای اصلی دارای تکالیف قابل توجه در قانون جوانی جمعیت بی‌کلاه مانده است.

نمایندگان محترم مجلس ؛اعزه شورای نگهبان ؛و یا حتی بزرگان تشخیص
undefined️امسال قرار است نهاد ریاست جمهوری جمعیت را بیفزاید یا سازمان برنامه و بودجه ؟! که بودجه جمعیتی برای اینها قرارداده شده است؟ آیا تکلیفی در این باب دارند؟
undefined️تکالیف مرتبط با مسکن و زمین وزارت راه و انبوه تکالیف وزارت بهداشت، و نیز تکالیف عمومی دستگاه های دولتی چه شد؟!
undefinedخانواده‌های جدید که با عزم دولت بر عدم ابلاغ قانون حمایت از خانواده سست می شوند، ادامه حیات جمعیتی هم با این نوع برنامه ریزی به فنا می رود.
undefinedقبل از بسته شدن همه راههای ویرایش بودجه ، چاره کنید و جلوی این نفوذ روشن و آشکار بایستید.

۱۹:۵۴

بازارسال شده از مشفقون
undefined ته پیاز و رنده رو پرت کردم توی سینک... اشک از چش و چارم جاری بود...!
undefined در یخچالو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت، روغن رو ریختم توی ماهیتابه و اولین کتلت رو، کف دستم پهن کردم و خوابوندم کف تابه... برای خودش جلز جلز خفیفی کرد، که زنگ در رو زدن...!
undefined پدرم بود...بازم نون تازه آورده بود...
undefined نه من و نه شوهرم حس و حال صف نونوایی نداشتیم.
undefined بابام می گفت : «نون خوب خیلی مهمه... من که بازنشسته ام، کاری ندارم، هر وقت برای خودمون گرفتم، برای شما هم میگیرم...»
undefined در میزد و نون رو همون دم در می داد و می رفت... هیچ وقت هم بالا نمی اومد، هیچ وقت...!
undefined دستم چرب بود، شوهرم در رو باز کرد و دوید توی راه پله...
undefined پدرمو خیلی دوست داشت. کلا پدرم از اون جور آدمهاست که بیشتر آدمها دوستش دارن، این البته زیاد شامل مادرم نمیشه...!
undefined صدای شوهرم از توی راه پله می اومد که به اصرار تعارف می کرد و پدر و مادرم رو برای شام دعوت می کرد بالا !!
undefined برای یک لحظه خشکم زد ... هی اصرار میکرد، اصرار میکرد...!
undefined آخر سر، در باز شد و پدر مادرم وارد شدن...
undefined من اصلا خوشحال نشدم...خونه نا مرتب بود... خسته بودم... تازه از سر کار برگشته بودم... توی یخچال میوه نداشتیم...
undefined چیزهایی که الان وقتی فکرش رو میکنم، خنده دار به نظر میاد... اما اون روز لعنتی، خیلی مهم به نظر می رسید
undefined شوهرم اومد توی آشپزخونه تا برای مهمان ها چایی بریزه... اخم های درهم رفته ی من رو دید...!
undefined پرسیدم: «برای چی این قدر اصرار کردی...؟!»
undefined گفت:‌ «خب... دیدم کتلت داریم، گفتم باهم بخوریم.»
undefined گفتم: «ولی من این کتلت ها رو برای فردا هم درست می کردم.»
undefined گفت: «حالا مگه چی شده...؟!»گفتم: چیزی نیست...؟؟؟!!!
undefined در یخچالو باز کردم و چند تا گوجه فرنگی رو با عصبانیت بیرون آوردم و زیر آب گرفتم.
undefined پدرم سرش رو توی آشپزخونه کرد و گفت: «دختر جون، ببخشید که مزاحمت شدیم... میخوای نونها رو برات ببرم سر سفره...؟!»
undefined تازه یادم افتاد که حتی بهشون سلام هم نکرده بودم...!!!
undefined پدر و مادرم تمام شب، عین دو تا جوجه کوچولو روی مبل کز کرده بودن...!
undefined وقتی شام آماده شد، پدرم یه کتلت بیشتر بر نداشت...
undefined مادرم هم به بهانه ی گیاه خواری، چند قاشق سالاد کنار بشقابش ریخت و بازی بازی کرد...!
undefined خورده و نخورده خداحافظی کردن و رفتن...
undefined این داستان فراموش شد و پانزده سال گذشت...!!!پدر و مادرم هر دو فوت کردن.
undefined چند روز پیش برای خودم کتلت درست میکردم که فکرش مثل برق از سرم گذشت...
undefined نکنه وقتی با شوهرم حرف می زدم پدرم صحبت های ما رو شنیده بود...؟!نکنه برای همین شام نخورد...؟!
undefined از تصورش مهره های پشتم تیر میکشه و دردی مثل دشنه ته دلم می شینه...
undefined راستی چرا هیچ وقت برای اون نون سنگک ها ازش تشکر نکردم...؟!
undefined آخرین کتلت رو از روی ماهیتابه بر میدارم... یه قطره روغن میچکه توی ظرف و جلز محزونی میکنه...!
undefined واقعا چهار تا کتلت چه اهمیتی داشت...؟!
undefined حقیقت مثل یک تکه آجر توی صورتم میخوره: «من آدم زمختی هستم...!»
undefined زمختی یعنی :ندانستن قدر لحظه ها، یعنی نفهمیدن اهمیت چیزها، یعنی توجه به جزییات احمقانه و ندیدن مهم ترین ها...
undefined حالا دیگه چه اهمیتی داشت وسط آشپزخانه ی خالی، چنگال به دست، کنار ماهیتابه ای که بوی کتلت می داد، آه بکشم...؟!
undefined آخ... چقدر دلم تنگ شده براشون... فقط… فقط اگه الان پدر و مادرم از در می اومدن تو، دیگه چه اهمیتی داشت خونه تمیز بود یا نه...!میوه داشتیم یا نه...!
undefined همه چیز کافی بود...من بودم و بوی عطر روسری مادرم... دست پدرم و نون سنگک...!
undefined پدرم راست می گفت که:نون خوب خیلی مهمه...
undefined من این روزها هر قدر بخوام می تونم کتلت درست کنم... اما کسی زنگ این در رو نمیزنه... کسی که توی دستهاش نون سنگک گرم و تازه و بی منتی بود، که بوی مهربونی می داد.
undefined اما دیگه چه اهمیتی داره...؟!
undefined چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی اهمیتشو می فهمی...!
undefined خانم میلانی
پ.ن: شادی روح پدر مادرهایی که از پیشمان رفته اند و سلامتی پدر مادرهایی که الحمدلله کنارمان هستند، صلوات
یاعلیundefined
محمد صالح مشفقی پور
undefined @Moshfeghoun undefined

۱۲:۳۶

thumbnail
انگار به دیده‌ نیامده؛ به دل هم نمی‌آیدایام عید چندسالی هست که همه شبکه ها خط مقدم جبهه‌ای می‌شوند که قرار است از تلافات تصادفات نوروزی کم کند.حق هم هست. هیچ کس نمیخواهد داغدار عزیزانش شود آن هم در روزهای خوش‌ خوشان همه ملت.
برنامه‌های لقمه ای، نماهنگ، استاپ موشن بین فیلم و سریال و فوتبال و برنامه‌های ترکیبی جاخوش کرده اند. تازه اینها روی رسانه‌ای، فرهنگ‌سازی، جون مادرت نکنِ سکه است؛ آن روی دیگر سکه کنترل محسوس و نامحسوس و جریمه نقدی است.همه این آماده باش‌ها برای جلوگیری از مرگ نهایتا چند هم‌ وطن است که خدانکند هیچ وقت رخ بدهد؟به آخرهای پنجره دورهمی ملی مذهبی‌مان داریم میرسیم..برای لانه‌های عنکبوتی زیرزمینی که روزانه به اندازه‌ای بیش از تلفات تصادفات نوروز طفل‌ معصوم‌ها را در نطفه خفه می‌کنند چه تدبیری اندیشیده شده است؟بچه‌های خط مقدم جبهه مقاومت را غرق خون می‌بینیم و جگرمان می‌سوزد، خیلی هایمان حاضریم جان بدهیم ولی غزاوی ها را در این وضع تاریخی نبینیم، اما حواسمان به بچه‌ شیعه‌هایی که نیامده میروند نیستند.
سینه چاک میکنیم و یقه میدریم برای رگ و ریشه آریایی مان؛ اما تحدید این نسل و ژن باهوش برایمان تفاوتی نمی‌کند.
لاتقسموا طاعه معروفه!این جماعتی که به حق جنین نام دارند چرا که پنهان و در حجابند را دریابیم.
کمتر حرف نزنیم! اما برادری مان با این آب و خاک را در عمل ثابت کنیم
#نه_به_اسقاط_جنین#برای_آنکه_از_ما_کسی_کم_نشود#کوثرانه_ها@kosaraneh_ha

۲۰:۱۴

thumbnail
آخرین تصاویری که از بچه‌های جبهه مقاومت به دست ما رسیده..
انصافا از ته دل برای عاقبت‌بخیری و ثابت قدمی‌شان در این مسیر دعا کنیم و این جمعه همراهی‌شان کنیم.
#دختروپسرنداره#علی_العهد_یا_قدس#کوثرانه‌ها@kosaraneh_ha

۱۱:۰۳

علامه جوادی آملی:
اصولاً كملهٴ «زوج» أفصح از كلمهٴ «زوجه» است . در قرآن به همسر زوجه گفته نشده است، زوج گفته شده است، «كلّ واحد» زوج ديگري‌اند: ﴿وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ﴾.
بعضيها پنداشتند به اين كه، بر اساس آنچه در اول سورهٴ «نساء» آمده است كه، خداي سبحان اول نفسي را خلق كرده است: ﴿خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا﴾ خواستند اين‌چنين استنباط كنند كه اول حوّاء (عليها السّلام) خلق شد بعد آدم؛ براي اينكه خدا فرمود: ﴿خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا﴾ خيال كردند در قرآن «زوج» در برابر «زوجه» است طرفين را ميگويند: «زوج» هم زن را ميگويند: «زوج»، هم مرد را ميگويند: «زوج» لغت فصيح اين است و قرآن كلمهٴ «زوجه» را دربارهٴ زن به كار نبرده است؛ چون «كلّ واحد» باعث پيدايش زوجيّت‌اند، كلّ واحد زوج ديگري‌اند ؛ لذا سخن از زوجات نيست [بلكه] سخن از ازواج است ، فرمود: ﴿وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴾؛ ازواجي‌اند كه هم از عادات و امثال ذلك كه در دنيا مبتلاي‌اند طاهرند و هم از همهٴ نقصها مطهّرند، تطهير شدهاند، خداي سبحان تطهيرشان كرده است. ﴿وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴾؛ يعني اهل بهشت در بهشت مخلّدند.

#خُلق_متکی_به_اعتقاده#اعتقادتو_درست_کن#نظریه_زوجیت#زندگی_با_آیه_ها#کوثرانه_ها@kosaraneh_ha

۱۶:۵۸

بازارسال شده از رادیو سلامت
thumbnail
شما هم دعوتید به حضور در برنامه چند حبه قند
undefined شنوندگان عزیز رادیو سلامت که دارای یک فرزند و بیش‌تر هستند، می توانند برای حضور در برنامه رادیویی "چند حبه قند" رادیو سلامت به شماره تماس ۰۹۲۱۹۵۷۷۱۲۹ در پیام رسان بله یا به صورت پیامک، پیام اعلام آمادگی ارسال کنند تا هماهنگی‌ها جهت گفتگوی تلفنی صورت گیرد.
۱. زوجینی که چند تا فرزند دارند۲. زوجینی که بعد از گذشت ۳ سال از ازدواج‌شان بچه دار شدن
undefined برنامه چند حبه قند به تهیه‌کنندگی "مسعود حسني" با محوریت فرزندآوری روزهای پنجشنبه هر هفته حوالی ساعت ۱۲:۳۰ به روي آنتن می‌رود.
رادیو سلامت صدای دانش، نشاط، آرامش
بله | سروش | ایتا | سایت | آی گپ | روبیکا | رادیو نما
undefined @radiosalamat

۱۹:۱۸

thumbnail
undefinedاز حمایت بی بدیل #پایتخت_هفت از خانواده خوش فرزند متشکریم.
undefinedنگاه عمیق نویسنده به نحوه تقبیح بازگشت به خانواده های شش فرزندی و با اسامی مذهبی و در مقابل، تحسین فرزندخواندگی بدون پرداختن به مسایل آن (و جا انداختن گزاره ذهنی یکی بودن پدری اجتماعی و پدری بیولوژیکی) در پنجره چندساله جمعیتی ایران عزیزمان، زیاد #معمولی به نظر نمی رسد.
@kosaraneh_ha

۱۷:۳۹

thumbnail
سریال جانان
روایت نجات یافتگان از سقط..
پنج شنبه‌ها و جمعه‌ها
ساعت ۲۱
از شبکه ۲

۱۲:۳۷