بازارسال شده از مرکز تحلیل راهبردی و بینالملل (آیساسنتر)
۱۵:۱۸
*الزامات «بودجه ارزی» در بخش منابع در شرایط تحریمی*
مسعود براتی| بخش اول
دولت و بانک مرکزی باید متوجه باشد که روی منابع ارزی میتواند تکیه کند که «در دسترس» باشد. صرف اینکه منابعی وجود دارد به معنای در دسترس بودن آن نیست.
در یادداشت قبلی با عنوان «برای ثبات اقتصادی «بودجه ارزی» را جدی بگیرید» (منتشر شده در مورخ ۲۱ دی ۱۴۰۴) درباره ضرورت توجه به «بودجه ارزی» برای ایجاد ثبات در بازار ارز صحبت شد. تجربه ما نشان داده است که ثبات اقتصادی به شدت وابسته به ثبات بازار ارز است. ثبات به معنای آرامش است. یعنی فعالان اقتصادی و مردم نسبت به تغییرات و تحولات قیمت دلار دغدغه و نگرانی نداشته باشند و اثری مخرب بر رفتار آنها نداشته باشد و آنها را وادار به انجام رفتارهای ناهنجار اقتصادی نکند.
ماموریت بودجه ارزی حفظ «تعادل» در بازار ارز است. ثبات در بازار با حفظ تعادل در بازار حاصل میشود. تعادل در بازار ارز با مراقبت از تعادل «عرضه» و «تقاضا» به دست میآید. هر وقت تعادل میان عرضه و تقاضا به هم بخورد، تعادل بازار ارز هم به هم میخورد. پس ماموریت اصلی بودجه ارزی «مراقبت» از تعادل میان عرضه و تقاضا یا به عبارتی مراقبت از «منابع» و «مصارف» در بازار ارز است. پس باید تاکید کنیم که دولت نمیتواند نسبت به وضعیت منابع و مصارف بیتوجه باشد.
جریان بازار معتقد است که «قیمت» اصلیترین عامل ایجاد تعادل در بازار ارز است. یعنی اگر اختلالی در سمت منابع ایجاد شد و یا تغییری در وضعیت مصارف شکل گرفت، قیمت در بازار تغییر میکند و این تغییر سبب میشود که تعادل جدید شکل بگیرد. افزایش قیمت موجب میشود که برخی از تقاضاها از بازار خارج شوند چون دیگر برای آنها صرفه اقتصادی ندارد، لذا تعادل جدید شکل میگیرد.
این نگاه هرچند در ظاهر قابل تامل است اما اگر بخواهیم به این نگاه تکیه کنیم، بازار ارز ثبات پیدا نمیکند. چرا که حداقل دو پدیده سبب میشود که قیمت نتواند ایجاد تعادل کند. یکی این که بخش مهمی از تقاضا در بازار ارز مربوط به تامین اقلام اساسی است که امنیت غذایی به آن وابسته است و لذا فارغ از اینکه قیمت ارز چه عددی باشد، هیچ گاه کاهش چشمگیر نمییابد. یعنی اگر بخواهد کاهش تقاضا صورت گیرد ناشی از افزایش قیمت نخواهد بود بلکه با روشهای دیگر باید تقاضای این بخش را کاهش داد. دومین مورد به تقاضاهایی مانند واردات کالاهای لوکس و خروج سرمایه و واردات قاچاق مربوط است که برای آنها قیمت اهمیت ندارد. یعنی میتواند قیمتهای خیلی بالاتر را بپذیرد. به نظر تکیه بر قیمت برای ایجاد تعادل یا همان تکیه بر سازوکار بازار، که دولت در حال حاضر این رویکرد را انتخاب کرده است، نتواند ثبات در بازار ارز را نتیجه دهد.
دولت باید هم در تامین حداکثری منابع ارزی فعال باشد و هم در مدیریت مصارف ارزی مداخله فعال داشته باشد. در بخش منابع درآمد ارزی اعم از بخش دولتی و غیردولتی است. دولت در گام اول باید اطمینان لازم از حصول درآمدهای ارزی و بازگشت آنها به چرخه تجارت را حاصل کند. در گام دوم نیز بر افزایش منابع ارزی که نتیجه افزایش صادرات است، تمرکز کند. در بخش دولتی که بیشتر ارزهای حاصل از فروش نفت و گاز و فرآوردههای نفتی است و در بخش غیردولتی شامل پتروشیمی، فولادیها و سایر صادرکنندگان است.
یکی از مسایلی که در بخش منابع ارزی به دلیل شرایط تحریم وجود دارد و دولت باید در مراقبت از منابع ارزی به آن توجه کند، مساله «در دسترس» بودن منابع ارزی است. یعنی دولت و بانک مرکزی باید متوجه باشد که روی منابع ارزی میتواند تکیه کند که «در دسترس» باشد. صرف اینکه منابعی وجود دارد به معنای در دسترس بودن آن نیست.
برای مثال چند سالی است که ایران به عراق گاز میفروشد. منابع ارزی حاصل از آن در بانک تجارت عراق در حسابی که متعلق به ایران است، واریز میشود. اما در این مرحله لزوما منابع «در دسترس» نیست. بلکه صرفا متعلق به ایران است. بانک مرکزی میتواند آنها را تخصیص دهد اما امکان دارد که آن منابع «بلافاصله» در اختیار وارد کننده قرار نگیرد. چرا؟ به دلیل آنکه حساب متعلق به ایران در بانک تجارت عراق از قوانین تحریمی آمریکا تبعیت میکند. این حساب یک حساب امانی است و برای انجام هر تراکنش نیازمند تاییده وزارت خزانهداری آمریکا است. (بخش ۵۰۳ قانون کاهش تهدید ایران که اصلاح شده بخش ۱۲۴۵ قانون اختیارات دفاع ملی ۲۰۱۲ است). این حساب تنها برای خرید کالای بشردوستانه (تقریبا غذای اساسی) میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
۶:۰۹
الزامات «بودجه ارزی» در بخش منابع در شرایط تحریمی
مسعود براتی| بخش دوم
لذا اگر بانک مرکزی (دولت) متوجه این مهم نباشد که به نظر میرسد نیست (در قضیه پولهای کره که در قطر بلوکه شد این موضوع روشن شد)، وقتی تخصیصی از این محل برای واردات انجام میدهد، امکان دارد تا «تامین» منابع (به معنای در دسترس قرار گرفتن ارز برای متقاضی واردات) فاصله بیفتد که این اتفاق خیلی رخ داده است. این تاخیر به دلیل عدم صدور مجوز از سوی وزارت خزانهداری آمریکا است. وقتی این تاخیر رخ میدهد، آثار مختلفی دارد. از جمله اینکه واردات با تاخیر انجام میشود. یک احتمال دیگر هم این است که وارد کننده با تکیه بر اینکه ارز مورد نظر را تخصیص گرفته است، ارز مورد نیاز خود را از بازار غیررسمی تامین کند و در نتیجه فشار بیشتری بر بازار غیررسمی وارد شده و قیمت در آنجا افزایش مییابد.
به عبارت دیگر سازوکار حساب امانی امکان «مداخله» وزارت خزانهداری آمریکا در بازار ارز ایران را فراهم میکند. دولت اگر نسبت به این موضوع توجه و تسلط نداشته باشد، نمیتواند ثبات بازار ارز را تامین کند.
بحث دیگر مربوط به شبکه تراستی است. شبکه تراستی که این روزها زیاد دربارهاش صحبت میشود، به شبکهای از فعالان اقتصادی که عمدتا صرافی هستند گفته میشود. این شبکه وظیفه دریافت منابع ارزی و انتقال آن به محل مصارف ارزی را دارند. این شبکه با دور زدن نظام مالی بینالمللی که به علت اعمال تحریمهای ظالمانه نمیتوان به صورت رسمی از آن استفاده کرد، اجازه نقل و انتقال مالی به ما میدهد. شبکه تراستی قواعد متفاوتی از نظام رسمی پرداخت دارد. در این شبکه احتمال فساد و اختلال وجود دارد و لذا نیازمند دقت و مراقبت بیشتری است که این وظیفه دولت است. دولت باید مراقبت کند که این شبکه با کمترین هزینه و ریسک فعالیت کند و همچنین از سورفتارهای این شبکه جلوگیری کند. سورفتارهایی مانند تاخیر در انجام دستورات پرداخت و یا هزینهکرد برخی از منابع برای تامین منافع بنگاهی خود که در نتیجه آن اختلال در ماموریت اصلی آنها ایجاد میشود. این موضوع هرچند پیچیده است اما به دلیل تجربه فراوان موجود در این زمینه، راهکارهای بسیار متعدد و مطمئن دارد که دولت میتواند آنها را اجرایی کند. آنچه که مهم است مراقبت مستمر دولت در این رابطه است.
۶:۱۰
نسبت اغتشاشات و تغییر نظم جهان
برای تحلیل تحولات باید تصویر کلان را دید. داستان تغییر نظم داستان اصلی است. اگر به این داستان توجه نکنیم تحلیل درست نخواهیم داشت. باید #بزنگاه تغییر نظم را فهم کنیم. آمریکا و سایر بازیگران کلیدی بر این اساس رفتارهای خود را تنظیم کردند.
در بزنگاه تغییر نظم، طبق راهبرد امنیت ملی آمریکا، منطقه غرب آسیا به چهار دلیل اهمیت دارد. آمریکا نمیتواند بدون تعیین تکلیف معادلات این منطقه نقشه کلان خود برای دوره گذار به نظم جدید را پیاده کند.منابع انرژی، گذرگاه ها، اندیشه مقاومت اسلامی و مهمترین امنیت رژیم صهیونسیتی.
آمریکا و رژیم صهیونسیتی در جنگ ۱۲ روزه در خرداد ماه علیه ایران، شکست راهبردی خوردند و مجبور به بازطراحی نقشه خود شدند.
هدف تغییر نکرده است، هدف تعیین مناسبات جدید منطقه با محوریت غلبه نظامی ، امنیتی و اقتصادی رژیم صهیونسیتی بر منطقه است.
کارکرد اغتشاشات در ایران یکی تضعیف انسجام اجتماعی حول رهبری و سیاستهای نظام و مشروع جلوه دادن مداخله نظامی است.
به نظرم دو مسیر باید جدی دنبال شود.آمادگی برای جنگ و نمایش معتبر آن و حضور حداکثری مردم در حمایت از نظام و بروز حداکثری آن.این ها افزایش بازدارندگی خواهد داشت اما لزوما به معنای جلوگیری از برخورد نظامی نیست. بلکه هزینه ما را کاهش و هزینه دشمن را افزایش میدهد.
مسعود براتی
۱۵:۱۹
لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلاَّ أَذىً وَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ(اهل کتاب، بهویژه یهود،) جز آزاری (اندک)، به شما زیانی نخواهند رساند، و اگر با شما بجنگند، (برای فرار،) به شما پشت میکنند، و آنگاه یاری نخواهند شد.آل عمران - ۱۱۱#جنگ
۲:۴۷
آقایان دولت و مجمع تشخیص با این استدلال که از اتهام حمایت از تروریسم دوری کنیم معاهده CFT را تصویب کردند حالا اتحادیه اروپا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را سازمان تروریستی اعلام کرد.
۵:۰۷
بازارسال شده از علیرضا فقیهی
۱۵:۲۹
در واکنش به دستور رییس جمهور برای مذاکره با آمریکا:دفعه قبلی پایان مذاکره غیرمستقیم با آمریکا جنگ ۱۲ روزه با ۱۱۰۰ شهید بود.مسعود براتی
۵:۵۰
۱۹:۳۷
بازارسال شده از دکتر سعید جلیلی
۱۱:۲۳
یکی از ابزارهای مداخله خزانه داری آمریکا در بازار ارز ایران، «حساب امانی» در بانک تجارت عراق است. درآمد حاصل از صادرات گاز به عراق، به آن واریز میشود و تنها با تأییدیه اوفک قابل استفاده است.در چند ماه گذشته در این مسیر اختلال وجود داشته است/توضیح بیشتر:https://ble.ir/mbarati1364/9180721365425900229/1740055792134
در مطلب «الزامات «بودجه ارزی» در بخش منابع در شرایط تحریمی» به این موضوع پرداختهامhttps://farsnews.ir/mas_barati/1769407522639163777
در مطلب «الزامات «بودجه ارزی» در بخش منابع در شرایط تحریمی» به این موضوع پرداختهامhttps://farsnews.ir/mas_barati/1769407522639163777
۵:۵۰
بعد از مصلحت اندیشی آقایان در مجمع تشخیص، با این توجیه که میخواهند اتهام تامین مالی تروریسم از کشور دور شود، معاهده CFT تصویب شد.حالا خبر اینکه FATF کماکان درباره ریسک تامین مالی تروریسم «مستمر » از ایران به کشورها هشدار داده است.خسته نباشید...مسعود براتی
۱۷:۰۵
۱۷:۰۵
دو تا نکته درباره حرف های عجیب معاون اقتصادی وزیر خارجه:یکی حجم توهم از بابت اینکه فکر میکنند مشکل این بوده که آمریکا در توافق برجام ذینفع نبوده و حالا اگر حل بشه توافقی امکانپذیر میشود دوم اینکه همین آقای قنبری نقش خودش را در قضیه توافق انتقال پولهای کره به قطر شفاف کند عیار تحلیلهایش مشخص میشود.https://x.com/i/status/2023079367010877766
۱۷:۰۵
تا قبل از جراحی که قرار بود همه چیز گلو بلبل شود، حالا بعد از جراحی میگویند که تا دو سال بیمار خونریزی و درد دارد...#جراحی_اقتصادی
۵:۵۱
بازارسال شده از عصر ایرانیان
#روزنامه
سهشنبه ۲۸ بهمنماه ۱۴۰۴
فصل پاسخگویی
️ همه آنهایی که باید درباره شکست پرونده FATF پاسخگو باشند
در این شماره، ایوب سحابنژاد از “دکترین آتش در برابر آتش“ گفته و حمید لشگری “مسکن، اسیر ناکارآمدی داخلی“ را روایت کرده است؛
مشاهده نسخه کامل روزنامه درasre-iranian.ir
@asreiranian_ir
۶:۰۶
بازارسال شده از عصر ایرانیان
#سرخطاول | فصل پاسخگویی
️ همه آنهایی که باید درباره شکست پرونده FATF پاسخگو باشند
مسعود براتی
بخش اول
امسال و بعد از هشت سال مباحثات کارشناسی بالاخره روایت غربگراها درباره نحوه تعامل با FATF غلبه پیدا کرد و دو معاهده پالرمو و CFT در مجمع تشخیص مصلحت تصویب شد. پالرمو قبل از جنگ ۱۲ روزه و CFT بعد از جنگ و چند روز بعد از آنکه کشورهای اروپایی اسنپ بک را فعال کردند. هیچ کدام از استدلالهای متعدد منتقدان هم موثر نشد.
جمعه گذشته FATF در بیانیه انتهایی نشست خود آخرین وضعیت ایران را اعلام کرد. در حالیکه جریان غربگرا وعده داده بود که پرونده ایران پیشرفت کند و ایران از فهرست سیاه خارج شود، متاسفانه هیچگونه پیشرفتی که حاصل نشد بلکه محدودیتها علیه ایران افزایش نیز یافت. این یک شکست روشن برای رویکرد سادهاندیش و سطحینگر غربگراهاست که به هر دلیلی نمیتواند واقعیتهای جهانی را ببیند و درک کند. نتیجه این رویکرد برای کشور تحمیل هزینه و از دست رفتن فرصتهاست. میخواهیم مروری کوتاه بر شخصیتهای موثر در این پرونده داشته باشیم. البته همه این افراد را نمیتوان در جریان غربگرا دستهبندی کرد و برخی از آنها افرادی هستند که فریب این جریان را خوردند. اما به هر حال در تصویب دو معاهده پالرمو و CFT موثر بودند.
️ حسن روحانی:
پرونده اخیر ایران و FATF همزمان با مذاکرات برجام آغاز شد. اروپاییها با زیرکی ایران را مجاب کردند که همزمان با مذاکرات هستهای که به برجام منجر شد، تعامل با FATF را دنبال کنند تا مانعی سر راه تعاملات کلان اقتصادی اروپا با ایران نباشد (زهی خیال باطل). این خطای راهبردی حسن روحانی بود که در این بازی افتاد. هرچند بعد از آنکه ایرادات ذاتی برجام در تامین منافع ملی و رفع تحریمها محرز شد، پرونده FATF به دولت روحانی کمک کرد تا روی شکست برجام سرپوش گذارد و به مردم آدرس غلط بدهد. روحانی از همان ابتدا با FATF سیاسی برخورد کرد و مسیر را برای مواجهه کارشناسی با این موضوع را مسدود کرد.
️ محمد جواد ظریف:
او که درکی از FATF نداشته و ندارد، نقش مهمی در شروع تعامل با FATF و پذیرش «برنامه اقدام» داشت. تیم او به همراه تیم کارشناسی دو وزارتخانه دیگر در پذیرش برنامه اقدام دیکته شده از سوی FATF بسیار موثر بود.
️ علی طیبنیا:
در تاریخ خواهد ماند که امضای علی طیبنیا پای برنامه اقدام دیکته شده از سوی FATF است. وقتی وزیر اقتصاد و رئیس شورای عالی مبارزه با پولشویی بود، بدون آنکه شناختی از پدیده تحریم و نسبت استانداردهای FATF با تحریم داشته باشد، بدون هیچ مطالعه کارشناسی و با سواستفاده از جایگاه خود به نمایندگی از دولت ایران «تعهد سطح بالای سیاسی» برای اجرای کامل برنامه اقدام ارایه کرد. در هر بیانیه FATF به این تعهد سطح بالای سیاسی ارجاع میدهد و طلبکاری خود را با استناد به آن توجیه میکند.
️ سید محمود علوی:
او در زمان ارایه تعهد سطح بالای سیاسی، وزیر اطلاعات بود. هرچند اظهارنظر رسانهای نداشت اما مجموعه تحت نظر او فعالیتهای زیادی برای توجیه تصمیمگیران جهت پذیرش و اجرای برنامه اقدام انجام دادند. از مجلس و شورای نگهبان تا مجمع تشخیص مصلحت نظام زحمت زیادی کشیدند.
️ سید احسان خاندوزی:
هرچند رویکرد کلان او با جریان غربگرا و دولت روحانی تفاوت داشت اما در زمان وزارت اقتصاد و در موضوع FATF عمل خوبی نداشت. گزارشی که در اواخر سال ۱۴۰۱ برای شهید رئیسی ارسال کرد و پرونده FATF را در دولت سیزدهم باز کرد، گزارشی اشتباه و غیرکارشناسی بود. همچنین انتخاب خانی به عنوان رئیس مرکز اطلاعات مالی اشتباه بزرگ او بود که تا زمانی که وقت داشت آن را اصلاح نکرد.
@asreiranian_ir
پرونده اخیر ایران و FATF همزمان با مذاکرات برجام آغاز شد. اروپاییها با زیرکی ایران را مجاب کردند که همزمان با مذاکرات هستهای که به برجام منجر شد، تعامل با FATF را دنبال کنند تا مانعی سر راه تعاملات کلان اقتصادی اروپا با ایران نباشد (زهی خیال باطل). این خطای راهبردی حسن روحانی بود که در این بازی افتاد. هرچند بعد از آنکه ایرادات ذاتی برجام در تامین منافع ملی و رفع تحریمها محرز شد، پرونده FATF به دولت روحانی کمک کرد تا روی شکست برجام سرپوش گذارد و به مردم آدرس غلط بدهد. روحانی از همان ابتدا با FATF سیاسی برخورد کرد و مسیر را برای مواجهه کارشناسی با این موضوع را مسدود کرد.
او که درکی از FATF نداشته و ندارد، نقش مهمی در شروع تعامل با FATF و پذیرش «برنامه اقدام» داشت. تیم او به همراه تیم کارشناسی دو وزارتخانه دیگر در پذیرش برنامه اقدام دیکته شده از سوی FATF بسیار موثر بود.
در تاریخ خواهد ماند که امضای علی طیبنیا پای برنامه اقدام دیکته شده از سوی FATF است. وقتی وزیر اقتصاد و رئیس شورای عالی مبارزه با پولشویی بود، بدون آنکه شناختی از پدیده تحریم و نسبت استانداردهای FATF با تحریم داشته باشد، بدون هیچ مطالعه کارشناسی و با سواستفاده از جایگاه خود به نمایندگی از دولت ایران «تعهد سطح بالای سیاسی» برای اجرای کامل برنامه اقدام ارایه کرد. در هر بیانیه FATF به این تعهد سطح بالای سیاسی ارجاع میدهد و طلبکاری خود را با استناد به آن توجیه میکند.
او در زمان ارایه تعهد سطح بالای سیاسی، وزیر اطلاعات بود. هرچند اظهارنظر رسانهای نداشت اما مجموعه تحت نظر او فعالیتهای زیادی برای توجیه تصمیمگیران جهت پذیرش و اجرای برنامه اقدام انجام دادند. از مجلس و شورای نگهبان تا مجمع تشخیص مصلحت نظام زحمت زیادی کشیدند.
هرچند رویکرد کلان او با جریان غربگرا و دولت روحانی تفاوت داشت اما در زمان وزارت اقتصاد و در موضوع FATF عمل خوبی نداشت. گزارشی که در اواخر سال ۱۴۰۱ برای شهید رئیسی ارسال کرد و پرونده FATF را در دولت سیزدهم باز کرد، گزارشی اشتباه و غیرکارشناسی بود. همچنین انتخاب خانی به عنوان رئیس مرکز اطلاعات مالی اشتباه بزرگ او بود که تا زمانی که وقت داشت آن را اصلاح نکرد.
۶:۰۶
بازارسال شده از عصر ایرانیان
فصل پاسخگویی
بخش دوم
️ دکتر مسعود پزشکیان:
ایشان از زمان انتخابات درباره FATF صحبت کرد و آن را لازمه حل شدن مشکلات میدانست. بعد از چند ماه که از استقرارشان گذشت، نامهای به رهبر انقلاب ارسال کردند و برای بررسی سهباره دو معاهده دیکته شده از ایشان مجوز خواستند. همچنین با حضور فعال در جلسات مجمع در تصویب شدن دو معاهده موثر بودند.
️ آیت الله آملی لاریجانی:
ایشان به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در توجیه وجه مصلحتی تصویب دو معاهده تشخیص اشتباه داشتند. ایشان در جلسه دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر چنین گفتند: «بزرگترین مصلحت پیوستن، دفع تهمت از کشور است.» در حالیکه همان زمان هم مشخص بود تصویب معاهدات نه تنها کمکی به رفع تهمت نمیکند بلکه آن را تشدید میکند. همین هم شد. همچنین تلاش زیادی کردند که مساله تصویب دو معاهده را از مساله FATF جدا نشان بدهند.
️ محمد باقر ذوالقدر:
ایشان دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند. انصافا در یک سال گذشته زحمات زیادی برای تصویب دو معاهده در مجمع تشخیص کشیدند. مثلا در کمیسیونهای دبیرخانه مجمع سه کمیسیون اقتصادی، حقوقی و سیاسی-دفاعی درگیر پرونده بودند. تنها کمیسیون حقوقی که موافق تصویب بود به صحن مجمع گزارش ارایه داد. همچنین در تنظیم جلسات و دفاع از دولت خیلی موثر بود.
️ همتی و مدنیزاده:
هر دو در کسوت وزیر اقتصاد دولت چهاردهم فعال بودند. مدنیزاده که تازه وزیر شده بود از گشایش در پرونده FATF خبر داد و گفت: «در حوزه همکاریهای بینالمللی و FATF تحولات مثبتی رخ داده و پس از سالها گرهی باز شده است.» البته مدنیزاده روی حرفهای بیپایه خانی رئیس مرکز اطلاعات مالی این صحبتها را کرده بود ولی بالاخره مسئولیت اصلی با او بوده است. اما همتی خوب موضوع را میفهمید و با چشم باز دفاع میکرد. مثلا همتی این را گفته بود که پیگیری FATF به معنای «رفع محدودیت پولی و مالی ۲۰۰ کشور و نهاد بینالمللی علیه اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی» است. یا «خنثیسازی پروژه منزوی کردن نظام پولی و مالی کشورمان توسط آمریکا و متحدینش»
️ هادی خانی:
او رئیس مرکز اطلاعات مالی است. سومین رئیس این نهاد است. دو نفر قبلی هم البته تلاش داشتند که پرونده جلو برود. اما هیچ کدام به اندازه خانی خودشان را به آب و آتش نزدند. او که در زمان خاندوزی رئیس مرکز شد، در دولت پزشکیان هم ادامه کار داد. حرفهای بیپایه زیادی درباره پرونده FATF زده است. حتی بعد از آنکه در نشست رم شروط ایران بر معاهده پالرمو از سوی FATF رد شده بود، او در مصاحبهای ادعا کرد که FATF شروط ایران بر معاهده پالرمو را پذیرفته است. مشخص است بازی روایت را یاد گرفته است. برای مثال علی رغم اینکه متن بیانیه FATF مشخص و صریح است، مرکز اطلاعات مالی زیر نظر خانی بیانیه داده و برای خود روایت پیروزی نوشته است. حداقل قضیه این بود که خانی باید استعفا میداد.
@asreiranian_ir
ایشان از زمان انتخابات درباره FATF صحبت کرد و آن را لازمه حل شدن مشکلات میدانست. بعد از چند ماه که از استقرارشان گذشت، نامهای به رهبر انقلاب ارسال کردند و برای بررسی سهباره دو معاهده دیکته شده از ایشان مجوز خواستند. همچنین با حضور فعال در جلسات مجمع در تصویب شدن دو معاهده موثر بودند.
ایشان به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در توجیه وجه مصلحتی تصویب دو معاهده تشخیص اشتباه داشتند. ایشان در جلسه دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر چنین گفتند: «بزرگترین مصلحت پیوستن، دفع تهمت از کشور است.» در حالیکه همان زمان هم مشخص بود تصویب معاهدات نه تنها کمکی به رفع تهمت نمیکند بلکه آن را تشدید میکند. همین هم شد. همچنین تلاش زیادی کردند که مساله تصویب دو معاهده را از مساله FATF جدا نشان بدهند.
ایشان دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند. انصافا در یک سال گذشته زحمات زیادی برای تصویب دو معاهده در مجمع تشخیص کشیدند. مثلا در کمیسیونهای دبیرخانه مجمع سه کمیسیون اقتصادی، حقوقی و سیاسی-دفاعی درگیر پرونده بودند. تنها کمیسیون حقوقی که موافق تصویب بود به صحن مجمع گزارش ارایه داد. همچنین در تنظیم جلسات و دفاع از دولت خیلی موثر بود.
هر دو در کسوت وزیر اقتصاد دولت چهاردهم فعال بودند. مدنیزاده که تازه وزیر شده بود از گشایش در پرونده FATF خبر داد و گفت: «در حوزه همکاریهای بینالمللی و FATF تحولات مثبتی رخ داده و پس از سالها گرهی باز شده است.» البته مدنیزاده روی حرفهای بیپایه خانی رئیس مرکز اطلاعات مالی این صحبتها را کرده بود ولی بالاخره مسئولیت اصلی با او بوده است. اما همتی خوب موضوع را میفهمید و با چشم باز دفاع میکرد. مثلا همتی این را گفته بود که پیگیری FATF به معنای «رفع محدودیت پولی و مالی ۲۰۰ کشور و نهاد بینالمللی علیه اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی» است. یا «خنثیسازی پروژه منزوی کردن نظام پولی و مالی کشورمان توسط آمریکا و متحدینش»
او رئیس مرکز اطلاعات مالی است. سومین رئیس این نهاد است. دو نفر قبلی هم البته تلاش داشتند که پرونده جلو برود. اما هیچ کدام به اندازه خانی خودشان را به آب و آتش نزدند. او که در زمان خاندوزی رئیس مرکز شد، در دولت پزشکیان هم ادامه کار داد. حرفهای بیپایه زیادی درباره پرونده FATF زده است. حتی بعد از آنکه در نشست رم شروط ایران بر معاهده پالرمو از سوی FATF رد شده بود، او در مصاحبهای ادعا کرد که FATF شروط ایران بر معاهده پالرمو را پذیرفته است. مشخص است بازی روایت را یاد گرفته است. برای مثال علی رغم اینکه متن بیانیه FATF مشخص و صریح است، مرکز اطلاعات مالی زیر نظر خانی بیانیه داده و برای خود روایت پیروزی نوشته است. حداقل قضیه این بود که خانی باید استعفا میداد.
۶:۰۶
مسعود براتی
۱۳:۳۰