«اسنپبک که در چارچوب برجام توافق شده بود، مستقیماً بین وزرای خارجه ایران (ظریف) و ایالات متحده (کری) توافق شده بود و بقیه، حداقل روسیه و چین، در تدوین این مکانیسم که در رویه جهانی بیسابقه است، شرکت نداشتند.»؛ وزیر خارجه روسیه.
ولی ظریف میگفت در برجام اسنپ بک نیست
۱۳:۴۴
«ریاکار چرا راه رو میبندی؟!»بنزسواران میخواهند با اخلاص از سفره بیت الحال استفاده کنند.اصل داستان را مازیار بیژنی به خوبی به تصویر کشیده
۱۳:۴۴
محفلها از به هم ریختگی اقتصادی و سختتر شدن زندگی مردم سود بیشتری میبرند و برای همین وقتی اقتصاد به هم ریخته است و قیمتها بالا میرود، پول بیشتری برای مشغول کردن افکار عمومی و تخریب هزینه میکنند.کافیست شبکههای اجتماعی را پایش کنید.مسعود براتی https://x.com/mas_barati/status/2001523818083352679
۵:۳۰
توهین به شهید رئیسی از سوی طرفداران دولت، نشان دهنده ناچاری آنها در دفاع از دولت است. شرایط آنقدر تیره است که طرفداران دو آتشه به هذیانگویی و توهین افتادهاند.مردم خیلی خوب واقعیت را درک میکنند.
۱۶:۲۷
نگاه رمانتیک (توهمی) امثال علی اکبر صالحی در سیاست خارجی نه تنها منافع ملی را تامین نمیکند، بلکه امنیت ملی را به خطر میاندازد.
۱۶:۵۸
توصیه چند وقت پیش رهبر انقلاب«مسئولان راوی قدرت و قوت و امکانات کشور باشند و نه راوی ضعفها»پی نوشت: روزنامه نیویورک تایمز تیتر زده: چه کسی میتواند مشکلات بسیار ایران را حل کند؟ رییس جمهور ایران میگوید: من نیستم.
۵:۱۸
۵:۳۳
آمریکا تحریمهای سزار علیه سوریه را مشروط به ۸ شرط لغو کرده است. یک شرط آن عدم درگیری نظامی با اسرائیل است.در قانون NDAA 2026 بخش 8369 رییس جمهور موظف شده تا ۴ سال هر ۱۸۰ روز یک گزارش از وضعیت ۸ شرط به کنگره ارایه بدهد.https://www.congress.gov/bill/119th-congress/senate-bill/1071/text
۸:۲۸
ظریف در مقاله اخیر خود در فارین افرز از نبود اجماع داخلی بر ایده خود (مذاکره با آمریکا) ناراحت استدلیل نبود اجماع روشن است، مردم ایران تسلیم نمیشوند و آن چیزی که ظریف میگوید چیزی جز تسلیم شدن نیست.نقد این مقاله را فردا در روزنامه عصر ایرانیان بخوانیدhttps://www.foreignaffairs.com/iran/how-america-and-iran-can-break-nuclear-deadlock
۱۸:۴۲
مسعود براتی
ظریف در مقاله اخیر خود در فارین افرز از نبود اجماع داخلی بر ایده خود (مذاکره با آمریکا) ناراحت است دلیل نبود اجماع روشن است، مردم ایران تسلیم نمیشوند و آن چیزی که ظریف میگوید چیزی جز تسلیم شدن نیست. نقد این مقاله را فردا در روزنامه عصر ایرانیان بخوانید https://www.foreignaffairs.com/iran/how-america-and-iran-can-break-nuclear-deadlock
۱۹:۲۰
بازارسال شده از عصر ایرانیان
#سرخطاول | نسخۀ ظریفِ تسلیم
️ نگاهی به مقالۀ محمدجواد ظریف در فـارن افرز
مسعود براتی
بخش اول
روز گذشته مقالهای مشترک از ظریف وزیر اسبق امور خارجه و معاون سابق رئیس جمهور و فرد دیگری در وب سایت فارین افرز با عنوان «چگونه آمریکا و ایران میتوانند بنبست هستهای را بشکنند؟» منتشر شد. اگر بخواهیم در یک جمله کوتاه حرف اصلی این مقاله را بازگو کنیم باید بگوییم که ظریف نسخه «تسلیم» ایران را ارایه کرده است. آنچه که موجب شرم میشود این است که نویسنده این مقاله در همین چند ماه پیش معاون رئیس جمهور بوده و به عنوان یک مقام رسمی نظام اسلامی شناخته میشده است. ۸ سال وزیر امور خارجه بوده و وظیفهاش دفاع از نظام اسلامی و مردم عزیز ایران در خارج از کشور بوده است.
مقاله با محوریت مفهوم امنیتیسازی تهیه شده است، همان مفهومی که ظریف از زمان حضور در وزارت خارجه در ۱۳۹۲ با تکیه بر آن موضوع مذاکرات هستهای را دنبال کرد و تمام نواقص و کاستیهای مذاکرات و برجام را با آن تلاش کرد توجیه کند. مفهومی که با گذشت زمان مشخص شد سودش بیش از آنکه برای مردم ایران باشد، برای آمریکا بوده و مردم ایران بیشتر ضررش را چشیدند. مذاکرات و توافق برجام که با ادعای پایان دادن به امنیتیسازی پرونده هستهای ایران انجام شد، نه تنها پرونده هستهای ایران را عادی نکرد، بلکه هزینههای زیادی روی دوش مردم ایران گذاشت. هزینهها شامل امتیازات فراوانی که در بخش هستهای داده شد و از آن مهمتر هزینههایی که بابت معطلی و منتظر ماندن برای انجام تعهدات غرب در موضوع اقتصادی و رفع تحریمها پرداخت شد. دلار سه هزار تومانی به ۳۰ هزار تومان رسید و رشد اقتصادی کشور صفر و در برخی سالها منفی شد. در آخر هم ایران اسلامی مورد حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت و بیش از هزار نفر از هموطنان ما شهید شدند.
جالب این است که ظریف در همین مقاله همچنان بر تجربه تلخ و ضرر محض برجام تاکید میکند و آن را قابل تکرار میداند. در مقاله آمده است: «اما تاریخ نشان میدهد که از طریق دیپلماسی دقیق، میتواند راهی برای خروج پیدا کند. ایران توانست در نیمه اول دهه ۲۰۱۰ با گفتگو با ایالات متحده، چرخه امنیتیسازی را بشکند که به برنامه جامع اقدام مشترک ۲۰۱۵ منجر شد.» اما ظریف حاضر نیست درباره دلایل شکست خوردن این تجربه صحبت کند و در سراسر مقاله اشارهای به خروج آمریکا از توافق و اعمال شدید تحریمها بیشتر از قبل توافق نمیکند. در این نقطه به جای تشریح واقعیت انگشت اتهام را به داخل ایران میآورد و مینویسد: «شکستن چرخه امنیتیسازی، از داخل و با ایجاد یک اجماع گسترده داخلی آغاز شد. ایران میتواند دوباره چنین اجماعی را ایجاد کند، اما انجام این کار مستلزم ایجاد یک گفتگوی ملی بین گروههای سیاسی، جناحهای اجتماعی و عموم مردم است.» این میزان وقاحت بینظیر است.
این حرف در زمانی مطرح شده است که جامعه ایران پس از تجربه بسیار بزرگ جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی در خرداد امسال، بالاترین انسجام اجتماعی را در مقابله با دشمن دارد. این انسجام اجتماعی اتفاقا مقابل آن چیزی است که ظریف بیان کرده، اما مبتنی بر تجربه روشن بیفایده بودن مذاکره با آمریکا است. مردم ایران با چشمان باز دیدند که در زمان مذاکره آمریکا و رژیم صهیونیستی حمله کردند.
وقاحت ظریف ادامه داشته و در متهم دانستن ایران به مفهوم «ایران قوی» حمله میکند و آن را عامل تهدید همسایهها میداند. او مینویسد: «تهران همچنین باید درک کند که قدرتش میتواند دیگران را ناراحت کند، و بنابراین این کشور باید از روایت ساختن یک «ایران قوی» – که میتواند یکجانبه و تهدیدآمیز به نظر برسد – به روایت ساختن یک «منطقه قوی» تغییر جهت دهد.» در این میان کوچکترین اشارهای به نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در چالشهای منطقه نمیکند. آن هم در زمانیکه ماهیت رژیم صهیونیستی برای اکثر بازیگران منطقه آشکار شده و این گزاره که رژیم صهیونیستی عامل اصلی ناامنی در منطقه است از زبان کشورهای عربی زیاد شنیده میشود. حمله رژیم صهیونیستی به قطر نقطه عطفی در این موضوع بود.
@asreiranian_ir
۶:۰۲
بازارسال شده از عصر ایرانیان
نسخۀ ظریفِ تسلیم
بخش دوم
ظریف هدف اصلی خود را اینگونه بیان میکند: «تهران باید احتمال از سرگیری گفتگوی مستقیم با واشنگتن را بر اساس جایگاه برابر در نظر بگیرد.» این صحبت در نقطه مقابل سخنان رهبر انقلاب در اول مهر ماه امسال است که تاکید فرمودند: «مذاکرهی با آمریکا برای مسئلهی هستهای و شاید برای مسائل دیگر، بنبست محض است.» مقاله ظریف در کنار سخنان علیاکبر صالحی و حسن روحانی و فعالیتهای رسانهای جریان غربگرا برای مقابله با سیاست اعلام شده از سوی رهبر انقلاب است. آنها نمیخواهند جامعه ایران مذاکره با آمریکا را بنبست ببیند و تلاش میکنند با این کار حیات سیاسی خود را در ایران تضمین کنند. به روشنی شکست خورده بودن ادعاهای آنان برای جامعه اثبات شده است.
رفع تحریم و یا جلوگیری از جنگ با مذاکره که مهمترین شعارهای این جریان بوده، همهگی رنگ باخته و حیات سیاسی آنها با خطر جدی روبهرو شده است. ظریف بار دیگر بر تجویز نسخه شکست خورده همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی میپردازد. با اینکه نمیتواند خیانتهای این نهاد را نبیند و به آنها اشاره میکند اما با بیان اینکه تهران میتواند از آژانس بخواهد که حرفهایتر رفتار کند، همکاری با آژانس را مباح میکند. او با یک اعتماد به نفس کاذب مینویسد: « شفافیت با آژانس بینالمللی انرژی اتمی باید انتشار روایتهای امنیتی بیاساس پیرامون ایران را متوقف کند و یک معامله سیاسی با ایالات متحده را تسهیل کند.» گویی ایران تاکنون هیچ همکاری با آژانس انجام نداده است. ظریف یادش رفته است که گستردهترین برنامه بازرسی آژانس در طول تاریخ روابط بینالملل از برنامه هستهای ایران در قالب برجام انجام شد که ظریف در سال ۹۹ به آن اعتراف کرد و این میزان باجدهی حتی سبب پایان یافتن پرونده PMD نشد. این میزان عدم توجه به تجربه واقعی چند سال اخیر، مایه تعجب و البته تاسف است. گویا ذهن غربگرایان و ظریف نمیتواند طور دیگری فکر کند.
بخش وقیحتر مقاله که نوعی آرزوهای ظریف است درباره برجامهای موشکی و منطقهای و … است. همانند شتری که در خواب پنبهدانه میبیند. مقاله میگوید: «اگر تهران و واشنگتن یک توافق هستهای بهروز شده را اجرا کنند، این کشورها ممکن است بتوانند به مسائل دشوار دیگری مانند امنیت منطقهای، کنترل تسلیحات و مبارزه با تروریسم نیز بپردازند. به عنوان مثال، ممکن است از ایران خواسته شود که در ازای تضمین متقابل ایالات متحده و شرکایش، قول دهد که به ایالات متحده یا متحدانش در منطقه حمله نخواهد کرد. تهران همچنین ممکن است قول دهد که بر اساس تعهد متقابل، از قابلیتهای نظامی خود جز در دفاع از خود در برابر حمله مسلحانه قبلی استفاده نخواهد کرد.»
ظریف در قامت یک غربگرای کامل مسایل را بیش از آنکه متوجه آمریکا بداند متوجه ایران میبیند و در آخر کلام هم حرف آخر را اینگونه میزند: «اقدامات دفاعی و واکنشی ایران، به جای کاهش تهدیدها، برداشتهای امنیتیشده از ایران را تشدید کرده و به پیشبرد روایت خطرناک بودن تهران کمک کرده است. شکستن این چرخه برای تهران یک ضرورت حیاتی است.» این همان چیزی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی سالها در قبال ایران دنبال کردند. محدود کردن توان دفاعی و نظامی ایران اسلامی که خود مقدمهای برای شکست و بعد از آن تجزیه ایران است.
آنچیزی که در سوریه امروز و یا در سایر تجربیات بینالمللی مشاهده میکنیم. امروز و پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، همه مردم اهمیت توان دفاعی و موشکی را عمیقا درک کردهاند. در نظرسنجی صدا و سیما پس از جنگ، نزدیک به ۹۰ درصد مردم محدود کردن توان موشکی را نپذیرفته بودند. ظریف و غربگرایان نشان دادهاند که هیچ نسبتی با مردم ندارند.
@asreiranian_ir
۶:۰۲
#سرخطاول | وقتی عراقچی واقعیت را میبیند
مسعود براتی
به نظر میرسد عباس عراقچی وزیر امور خارجه گام به گام با واقعیت مسائل و مشکلات کشور آشنا میشود. اما هنوز نیازمند تکمیل این واقعگراییست. وزیر امور خارجه با استناد به صحبتهای بازرگانان و تجار تصریح میکند که مشکلات آنان مربوط به داخل است و عمده مطالبات آنان هم درباره حل آنها است. و به حالتی تعجب گونه بیان میکند که آنها از من مطالبه رفع تحریم نداشتند.
این واقعیتی است که عباس عراقچی البته دیر به آن رسیده است. او که از افراد اصلی در تجربه تلخ،کم فایده و پرهزینه برجام بوده، بعد از سالها اصرار بر تجربه اشتباه اکنون چشمانش بر واقعیت کشور و مسائل و مشکلات آن باز شده است. از همان ابتدای شروع مسیر مذاکره برای رفع تحریم در سال ۹۲ که با توهم مذاکره برای رفع تحریم و وعده دروغین حل مشکلات صورت گرفت، رهبر انقلاب با ابلاغ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی روی این واقعیت تاکید کرد، اما عاشقان مذاکره که عراقچی هم بخشی از آن بود، هیچ توجهی به آن نکردند.
مسیری که آنها دنبال کردند با شکست مواجه شد و در دولت شهید رئیسی مسیر دیگری دنبال شد. اما عراقچی از تجربه گذشته خود درس نگرفت و در دولت پزشکیان زمانی که امور وزارت خارجه را به دست گرفت باز هم بر همان تجربه اشتباه آن هم در زمانه اشتباه اصرار کرد. هرچند میزان اصرار بر حلال مشکلات بودن مذاکره کاهش یافته بود اما با توهم رفع سایه جنگ و لزوم رسیدن به یک توافق با آمریکا این مسیر دنبال شد.
باید از این واقعگرایی عراقچی استقبال کرد و برای گسترش این واقعگرایی در درون دولت به او کمک کرد. اما یک مراقبت هم نیاز است، و آن درباره وظایف وزارت خارجه در لحظه بسیار حساس فعلی و نقش آن در تامین منافع ملی است. صحبتهای عراقچی برای برخی از غربگرایان که به ظاهر اقتصاددان هم هستند خوش نیامده و انتقادهایی به او وارد کردند. طبیبیان که در رسانههای غربگرا به عنوان یک اقتصاددان درجه یک شناخته میشود به این حرفها انتقاد کرده است. به نظرم آنچه که او را ناراحت کرده رسوا شدن دروغهای مکرری است که آنها به اسم اقتصاد ه جامعه میفروشند.
درست است که بخش مهمی از مشکلات اقتصادی کشور مربوط به داخل است و توهم رفع تحریم از طریق مذاکره را کنار گذاشت. اما نقش اصلی وزارت خارجه و وزیر امور خارجه صرفاً تذکر این واقعیت به دولت نیست، بلکه دنبال کردن فرصتهای واقعی بسیاری که در لحظه تغییر نظم وجود دارد، مهمترین وظیفه وزارت خارجه است. برای نمونه فرصتهای همکاری بسیاری میان ایران و کشورهای همسایه و کشورهای همسو مانند چین و روسیه وجود دارد که دنبال کردن آنها وظیفه اصلی وزارت خارجه است. پیگیری تفاهمات و توافقهای صورت گرفته در سفرهای خارجی رئیس جمهور از جمله سفری که چند ماه گذشته به چین داشتند و در اجلاس شانگهای شرکت کردند.
وزارت خارجه باید دستگاههای مختلف را با واقعیت تغییر نظم در فضای بین الملل و فرصتهای بسیاری که از این محل برای تامین منافع ملی ایجاد شده است آشنا سازد.
روزنامه عصر ایرانیان- ۶ دی ۱۴۰۴
روزنامه عصر ایرانیان- ۶ دی ۱۴۰۴
۷:۴۱
حکومت مستضعفان
روایت مسعود براتی از سفر دکتر سعید جلیلی به شهر ارومیه در روزنامه عصر ایرانیان
نهم آذر ۱۴۰۴. پروازمان از تهران با تاخیر حدوداً ۴۰ دقیقهای انجام شد اما هنوز برای انجام به موقع برنامهها فرصت وجود داشت، ولی از دست رفت. روی دریاچه بدون آب ارومیه رسیدیم هواپیما چرخشهای اضافی داشت و به سمت فرودگاه شهید باکری نرفت...
روایت کامل سفر را در وبسایت روزنامه عصر ایرانیان بخوانید:
https://asre-iranian.ir/?p=10261
روایت کامل سفر را در وبسایت روزنامه عصر ایرانیان بخوانید:
۱۲:۱۳
روایت سفر دکتر سعید جلیلی به شهر ارومیه در روزنامه عصر ایرانیان.pdf
۲.۰۹ مگابایت
حکومت مستضعفان
روایت مسعود براتی از سفر دکتر سعید جلیلی به شهر ارومیه در روزنامه عصر ایرانیان
نهم آذر ۱۴۰۴. پروازمان از تهران با تاخیر حدوداً ۴۰ دقیقهای انجام شد اما هنوز برای انجام به موقع برنامهها فرصت وجود داشت، ولی از دست رفت. روی دریاچه بدون آب ارومیه رسیدیم هواپیما چرخشهای اضافی داشت و به سمت فرودگاه شهید باکری نرفت...
روایت کامل سفر را در وبسایت روزنامه عصر ایرانیان بخوانید:
https://asre-iranian.ir/?p=10261
روایت کامل سفر را در وبسایت روزنامه عصر ایرانیان بخوانید:
۱۲:۱۴
بازارسال شده از عصر ایرانیان
#یادداشت | به حساب شرکتهای دولتی باید رسید
مسعود براتی
در مناظرات انتخابات ۱۴۰۳ دکتر سعید جلیلی این جمله را خیلی صریح گفت: «به حساب شرکتهای دولتی خواهم رسید.» خیلی از افراد نمیدانند داستان شرکتهای دولتی چیست و چه پدیدهای هستند. آیا واقعا پدیده شرکتهای دولتی آنقدر اهمیت دارد که صداهایی علیه یک نامزد بلند شود آن هم به دلیل آنکه میدانند اگر او انتخاب شود به حساب آنها میرسد؟ با کمک اعداد منعکس شده در بودجه ۱۴۰۵ که دولت به تازگی به مجلس ارایه کرده، کمی درباره شرکتهای دولتی صحبت کنیم و بیشتر با آنها آشنا شویم.
بودجه هر سال که به مجلس ارایه میشود، دو بخش اصلی دارد، بودجه دولت و بودجه شرکتهای دولتی. بودجه شرکتهای دولتی همیشه از بودجه دولت بزرگتر است اما هیچ وقت جدی بررسی نمیشود. چرا؟ گفته میشود اینها شرکت هستند و یکسری درآمد دارند و یکسری مصارف و خیلی قابل برنامهریزی نیستند. پس نباید وقت مجلس برای این موضوع مصرف بشود. ظاهر حرف عقلانی است.
اما وقتی اعداد و ارقام را کمی دقیقتر بررسی میکنیم، احساس میکنیم بیش از اندازه به این پدیده بزرگ کم توجهی شده است. چرا بزرگ؟ بودجه شرکتهای دولتی برای ۱۴۰۵ حدود ۸۹۰۰ هزار میلیارد تومان است. در حدود یک و نیم برابر بودجه دولت. عدد بزرگ است. به عبارت دیگری سفره بزرگی پهن است که شاید اقلام کوچکش برای مردم خیلی اتفاقا بزرگ باشد. مثلا حقوقهایی که در این شرکتها پرداخت میشود و یا قراردادهایی که این شرکتها منعقد میکنند و یا کارهای مختلف دیگری که هرکدامشان میتواند دندانگیر باشد.
یک سوال مهم این است که این شرکتها با این میزان گردش مالی و فعالیت اقتصادی چه میزان برای دولت که صاحب آنهاست، سود دارد؟ بالاخره این شرکتهای دولتی قرار است کاری انجام دهند و سودی حاصل کنند و آن سود را در اختیار دولت قرار دهند تا دولت با آنها بتواند بخشی از وظایف خود در قبال مردم را انجام دهد. پس میزان سود حاصل از فعالیتهای اقتصادی با حجم حدود ۸۹۰۰ هزار میلیارد تومان (همت) مهم و مورد توجه باید باشد.
طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی سود در نظر گرفته شده برای دولت در بودجه ۱۴۰۵ برابر با ۱۱۷ هزار میلیارد تومان است. اگر این عدد را بر حجم کلی فعالیت اقتصادی این شرکتها تقسیم کنیم میشود ۱.۳ درصد (یک و سه دهم درصد). خندهدار است. با اینکه بودجه شرکتهای دولتی نسبت به سال قبل ۴۰ درصد افزایش پیدا کرده است، سود حاصل از آنها تنها ۱۷ درصد افزایش یافته است. یعنی دولت پذیرفته است که این شرکتها بیشتر زیانده شوند و کمتر سود بدهند. مالیات دهی این شرکتها نیز کم است و در سالهای اخیر کاهشی بوده و زیر ۱۰۰ هزار میلیارد تومان است.
عددهای فوق فریاد میزند که شرکتهای دولتی وِل وِل هستند. نشتی جدی در این شرکتها وجود دارد و نظمی که بتواند سود آنها را افزایش دهد، وجود ندارد. این شرکتها هزینههای زیاد در برابر درآمدهای کم دارند که نتیجه آن زیانده بودن و یا سربهسر شدن و یا سود کم است. این یک واقعیت تلخ است و باید برای تغییرش برنامه داشت. هر یک درصد افزایش سوددهی این شرکتها برابر است با ۸۹ هزار میلیارد تومان افزایش منابع دولت. عدهای با استناد به همین وضعیت تلخ و غصهدار، سریع کار خود را راحت میکنند و نسخه واگذاری شرکتها و داراییهای دولت را مینویسند. تجربه نشان داد که این نسخه نه تنها راه حل نیست بلکه خودش مشکلساز است. باید مشکل را واقعی حل کرد.
راه کار همان جمله ابتدایی است. باید به حساب شرکتهای دولتی رسید. یعنی دولت و مجلس و قوه قضاییه در یک وفاق واقعی به حساب شرکتهای دولتی برسند. این شرکتها منابع با ارزشی در اختیار دارند و اصلیترین داراییهای دولت در اختیار آنهاست. خبرهایی که گاه و بیگاه از حقوقهای فراتر از تصور، ریختو پاشها و یا تخلفهایی مانند عدم بازگشت ارز صادراتی و یا حتی مداخله در امور سیاسی از این شرکتها شنیده میشود، نشان میدهد که کسی به حساب این شرکتها نمیرسد. گام اول رسیدن به حساب شرکتهای دولتی این است که بودجه آنها دقیقتر مورد توجه و بررسی قرار گیرد. چند سالی است که این حرف مطرح میشود، اما جدی گرفته نمیشود. شرکتهای دولتی نباید یک جعبه سیاه سربسته باشند. نمایندگان محترم مجلس باید این کار را آغاز کنند.
@asreiranian_ir
۵:۴۲
بازارسال شده از عصر ایرانیان
#یادداشت | دشمن و محفلها علیه مردم
مسعود براتی
در همان روزی که نتانیاهو، جنایتکار جنگی در آمریکا به سرمیبرد و قرار است با جنایتکار دیگر، ترامپ دیدار داشته باشد و درباره ما گفتگو و طراحی خصمانه کنند، در ایران به بهانه اعتراض به گران شدن دلار و بیثباتی تجمعات اعتراضی شکل میگیرد. اینکه خیلی زود نمادسازی برای این تجمعات انجام میشود و اینکه چهرههایی که تنها چیزی که ندارند دغدغه معیشت و مردم است (همانند سلیبریتیها، انسان رسانهها و ...) به این جریان میپیوندند و اینکه در دانشگاهها تحرکات رقم میخورد، اینها نشانههای روشنی است برای فهم واقعیت قضیه. به نظر تشخیص صحنه خیلی سخت نیست. نه اینکه گرانی دلار کسی را ناراحت نمیکند و موجب نارضایتی نمیشود، اما اعتراضات آن هم در این لحظه زمانی معنایش روشن است.
بیثباتی در متغیرهای اقتصاد کلان خوب نیست و موجب ایجاد اختلال در کسب و کار و زندگی مردم میشود. خصوصا برخی تصمیمها که فشار گرانی بر زندگی مردم را افزایش داده است. بارها گفته شده است که راهکار باثبات کردن اقتصاد وِل کردن نیست، نظمبخشی و مقابله با نشتیهای اقتصاد است. وِل کردن اقتصاد با هر بهانه و اسمی نقطه مقابل نظمبخشی به اقتصاد است. ما نتیجه وِل بودن را در نظام بانکی کشور مشاهده کردیم. فقط یک بانک با نقاب آینده بیش از ۵۰۰ هزار میلیارد تومان از جیب ملت زیان انباشته ایجاد کرد. وِل بودن اقتصاد به ضرر مردم است. اما محفلها از آن سود میبرند. آنها بهتر در وِل بازار سود خود را بیشینه میکنند. با بالا رفتن قیمت دلار سرمایهشان کم که نمیشود بلکه افزایش مییابد.
وقتی وزیر اقتصاد در زمانی که قیمت دلار روز به روز افزایش مییابد، میگوید باید از اقتصاد دستوری فاصله بگیریم، پیامش به جامعه این خواهد بود که اقتصاد قرار است وِلتر از چیزی که هست بشود. یعنی بیثباتی بیشتر را به افکار عمومی منتقل میکند. جامعه تجربه کرده است که هر وقت قرار شده از اقتصاد دستوری فاصله گرفته شود، افزایش قیمتها و گرانی نتیجه آن بوده است. یا وقتی رئیس جمهور میگوید پولی نداریم که حقوق و دستمزد را متناسب با تورم افزایش بدهیم، وضعیت را بدتر میکند. یعنی در کنار فشار فعلی زندگی، مردم را از بهتر شدن آینده نیز ناامید میکند.
اما از طرف دیگر همه میدانیم که اغتشاش نه تنها به ثبات یافتن کمکی نمیکند بلکه موجب بدتر شدن وضعیت میشود. این تجربه زیسته همه ماست. فتنه سال ۸۸ علیه رای مردم طمع دشمن را در طراحی تحریمهای فلج کننده علیه ایران افزایش داد. تحریمهایی که هدفش زندگی مردم و ایجاد تنگناهای معیشتی برای آنها بود و با جهش نرخ ارز و ایجاد تورم بالا این اتفاق افتاد. در سال ۹۸ اغتشاشات آبان ماه موجب جهش نرخ ارز شد. ارز از ۱۱ هزار تومان به ۱۵ هزار تومان در آخر سال رسید. دشمن را جری کرد تا اقدام به ترور شهید حاج قاسم سلیمانی کند. سال ۱۴۰۱ هم همین طور شد. اغتشاشات زن، زندگی، آزادی سبب شد قیمت دلار از حدود ۳۱ هزار تومان در شهریور ماه به ۶۰ هزار تومان در پایان سال برسد. پس روشن است که آنهایی که به اغتشاش دامن میزنند، حتما دنبال ثبات اقتصادی و بهبود وضعیت معیشت مردم نیستند، بلکه در نقطه مقابل و همسو با منافع محفلها عمل میکنند.
باید تاکید کرد که منافع محفلهای داخلی در این لحظات با منافع دشمنان خارجی همسو است. سرویسهای خارجی همیشه با تکیه بر مزدوران داخلی خود، به دنبال ناامنی و بیثباتی در ایران بودهاند. آنها با این کار علاوه بر ضربه زدن و تضعیف نظام سیاسی در ایران، میخواهند مانع سیاستهای فعال ایران در منطقه و بینالملل بشوند. جنگ تحمیلی ۱۲ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و صحبتهای صریح سران رژیم صهیونیستی و آمریکا درباره تغییر نظام سیاسی و دعوت از مردم برای پیوستن به آنها و عملیاتهایی مانند حمله به زندان اوین، از جمله شواهدی است که گزاره فوق را اثبات میکند.
ناامنی و اغتشاش منجر به بیثباتی میشود و این بیثباتی به نفع محافل برای افزایش ثروت خود و به تبع آن افزایش قدرت است و به نفع دشمن خارجی که به دنبال از بینبردن مقاومت در صحنه منطقه و بینالملل است. اما برای مردم فقط ضرر است. صحنه پیشرو چنین است. نباید اشتباه تحلیل کرد. راهکار هم وجود دارد و مشخص است. دولت باید به سمت نظم دادن به اقتصاد حرکت کند. وِل بازار ارز باید مدیریت شود. نمیشود کشور را بدون بودجه ارزی اداره کرد. در تامین منابع باید کوشا باشد و در مصرف منابع دقت و هوشیاری داشته باشد. در برابر نشتیها (اعم از سواستفاده تراستیها، عدم بازگشت ارز توسط صادرکنندگان و ...) فعالانه عمل کند و خودش را با انگارههای باطلی همچون اقتصاد دستوری فریب ندهد. مردم باید نقشآفرینی و نظمدهی دولت در اقتصاد را ببینند تا نسبت به آینده امیدوار باشند.
@asreiranian_ir
۹:۳۱
اگر واقعا علی دایی تحریم را بد میداند، چرا درباره آمریکا که تحریم را وضع کرده و حتی در زمان توافق برجام نقض عهد کرد و از آن خارج شد، یک کلمه حرف نزد؟https://x.com/i/status/2008571025114755169
۱۶:۰۹
عزیزان مدافع سیاست این سوال را پاسخ بدهنددلار روی چه نرخی ثبات خواهد گرفت ؟تورم حاصل از سیاست چقدر است؟
۶:۱۵
بازارسال شده از محسن قنبریان
• اگر می شد سکوت کرد، مثل تمام این مدت از مساله تک نرخی کردن ارز و آزاد سازی قیمت ها می گذشتم!
• راستش «دهک های اقتصادی»، ادبیات محترمانه همان «جامعه طبقاتی» است! وقتی «دهک»، بین نسلی می شود و بچه دهکِ پایین، هم رتبه با پدر است، نمی تواند تحصیل بهتر و شغل و موقعیت بهتر از پدر کسب کند، دیگر«کلمه دهک»، بازی با الفاظ است؛ همان طبقه اجتماعی است.
• اگر «دور زدن تحریم» ، به وضعیت اضافه شود، آن نوکِ مخروط، کوچکتر می شود و رانت، «فساد» هم می زاید! همین که می شنوی ارز را پس نمی دهند و...
اصولا تک نرخی کردن ارز + آزاد سازی قیمت ها + حذف نظارت دولت + تجارت آزاد جهانی(به تعبیر imf:«گشودن اجباری درهای بازارهای ملی به سود تجارت و سرمایه») یک بسته سیاستیِ به هم مرتبط و توصیه بانک جهانی و صندوق بین المللی پول است که به «سیاست های نئولیبرال» معروف اند.
وقتی به خاطر تحریم، تجارت آزاد جهانی ممکن نباشد و فقط عده ای محدود امکان تجارت ارزی داشته باشند، طبعا دور زدن تحریم،«کاسب تحریم» هم می سازد!
• اگر بخواهی همه زنجیره ها را مثل یارانه نان تا مصرف کننده، تعقیبش کنی، «اقتصادی دولتی» می شود که سه دهه است به نام «کمونیست»، دولت از زیر بارش شانه خالی کرده است!
• اگر در انتهای زنجیره و محصولات مصرفی، «قیمت گذاری» صورت گیرد، آن حلقه زنجیره صدمه خواهد دید. تولید آن محصول مقرون به صرفه نخواهد بود؛ پس تولید آن تعطیل یا کاهش می یابد. اینبار کمیابی، موجب افزایش قیمت و گرانی می شود!
• در این وضعیت توصیف شده، قیمت ارز نیز واقعی و ثابت نخواهد ماند. چون باز به خاطر شرایط تحریم، وارد کنندگان محدودی دارد؛ پس «بازار واقعی ارز» شکل نمی گیرد و با «تبانی» در تالارها و کانال ها، قیمت گذاری می شود! دوباره و چند باره افزایش قیمت ها بعد از «شوک اول» اتفاق خواهد افتاد!
«خنثی سازی تحریم» و «دور زدن تحریم» دو بدیلِ «سازش» بود.«راهبردِ» خنثی سازی تحریم، با مشارکت عموم در تولید و افزایش تجارت با همسایگان و مجموعه «سیاستهای اقتصاد مقاومتی» ممکن بود؛ که تعقیب شایسته نشد! «تاکتیکِ» دور زدن تحریم هم به کاسبانی انجامید که وزیر هم می گوید: ارز را پس نمی دهند! و همین بهانه تک نرخی شدن ارز شد.
#عدالت#پیشرفت_مردم_پایه
۴:۰۹