عکس پروفایل نقد توسعهن
۱.۵ هزار عضو

نقد توسعه

واکاوی منطق توسعه با عینک اقتصاد سیاسی. نقد ساختارهای تحمیلی و جستجوی مسیرهای جایگزین برای بهبود زندگی برای همه، فراتر از کلیشه‌های رایج. بیایید با هم بپرسیم که این چرخ‌دنده‌های پرزرق‌وبرق، واقعاً به سود چه کسی می‌چرخند؟تماس: ‎@naqdtosee_admin
thumbnail
جهان فکری الینور استرومبازخوانی اندیشه‌هایی برای همکاری، حکمرانی و مشاعات
بخش چهارم: اگر کسی تقلب کند چه؟نظارت، اعتماد و مجازات تدریجی در جوامع خودگردان
در قسمت قبل به پرسشی رسیدیم که در قلب نظریه الینور استروم قرار دارد:
اگر مردم بتوانند منابع مشترک خود را بدون دولت متمرکز مدیریت کنند، با کسانی که قواعد را رعایت نمی‌کنند چه باید کرد؟
چون یک واقعیت ساده را نمی‌توان نادیده گرفت: همه همکاری نمی‌کنند.
در هر جامعه‌ای کسانی پیدا می‌شوند که می‌خواهند بیشتر از سهم خود بردارند، هزینه کمتری بپردازند یا از همکاری دیگران سود ببرند؛ همان چیزی که در اقتصاد «سواری مجانی» نامیده می‌شود.
مثلاً کشاورزانی را تصور کنید که برای یک نظام آبیاری مشترک توافق کرده‌اند هرکس سهمی از تعمیر کانال‌ها را بر عهده بگیرد. اما یک نفر می‌گوید چرا من باید کار کنم وقتی دیگران کانال را تعمیر می‌کنند و من هم از آب استفاده خواهم کرد؟
اگر این رفتار گسترش پیدا کند، کل نظام فرو می‌ریزد.
اینجا تصویر رمانتیک از «جامعه خودگردان» کنار می‌رود. استروم نمی‌گوید مردم همیشه همکاری می‌کنند. برعکس، یکی از یافته‌های مهم او این است که اعتماد و همکاری باید با نهاد، نظارت و پاسخگویی همراه باشند.
اما برای جلوگیری از تخلف، الزاماً به پلیس قدرتمند یا مجازات‌های سنگین نیاز نداریم.
استروم در مطالعه جوامع موفق به سازوکاری رسید که می‌توان آن را «مجازات تدریجی» نامید: واکنش به تخلف از شدت کمی آغاز می‌شود و در صورت تکرار، افزایش می‌یابد.
کسی که برای نخستین بار از یک قاعده تخطی کرده، لزوماً دشمن جامعه محسوب نمی‌شود. ممکن است فقط تذکر بگیرد. اگر تخلف تکرار شد، جریمه یا محدودیت بیشتری اعمال می‌شود و در صورت ادامه، مجازات شدیدتر خواهد شد.
منطق این روش ساده اما عمیق است:
هدف نهاد فقط تنبیه متخلف نیست؛ حفظ همکاری است.
اگر برای نخستین خطا، شدیدترین مجازات اعمال شود، ممکن است اعتماد اجتماعی از بین برود. فرد متخلف احساس طردشدن کند و دیگران نیز به جای اعتماد، از ترس به قواعد تن بدهند. در چنین شرایطی، همکاری به اطاعت تبدیل می‌شود.
مجازات تدریجی به فرد فرصت اصلاح می‌دهد و همزمان نشان می‌دهد که قواعد جدی هستند.
اما برای اینکه چنین نظامی کار کند، چیز دیگری هم لازم است: نظارت.
اعتماد به معنای بستن چشم‌ها نیست. در بسیاری از جوامع موفق، کسانی که خودشان عضو جامعه‌اند بر استفاده از منابع نظارت می‌کنند؛ نه لزوماً مأمور دولتی که از بیرون آمده باشد.
این ناظر، شرایط محلی و افراد را می‌شناسد و بهتر می‌تواند تشخیص دهد چه رفتاری واقعاً تخلف است. بنابراین نظارت از درون رابطه اجتماعی شکل می‌گیرد.
سازوکار حل اختلاف نیز اهمیت دارد. اگر هر اختلاف کوچکی نیازمند مراجعه به دادگاه باشد، هزینه همکاری بالا می‌رود. نهادهای پایدار معمولاً راه‌هایی ساده، سریع و کم‌هزینه برای حل اختلاف دارند.
اینجا تفاوت نگاه استروم با دوگانه دولت و بازار روشن‌تر می‌شود.
در مدل متمرکز، دولت قانون می‌گذارد، نظارت می‌کند و مجازات می‌کند. در مدل بازارمحور، مالکیت خصوصی و انگیزه اقتصادی قرار است رفتار افراد را تنظیم کند.
اما در الگوی استروم، جامعه بخشی از این کارکردها را خودش بر عهده می‌گیرد.
البته این به معنای حذف دولت نیست. دولت همچنان می‌تواند در تضمین حقوق، حل اختلافات پیچیده و حمایت از نهادهای محلی نقش داشته باشد. مسئله این است که همه مشکلات الزاماً نباید از بالا حل شوند.
و شاید یکی از مهم‌ترین پیام‌های استروم همین باشد:
برای داشتن نظم، الزاماً به تمرکز قدرت نیاز نداریم.
می‌توان نظم را از دل همکاری، قواعد مشترک، نظارت متقابل و اعتماد اجتماعی ساخت.
اما حالا پرسش مهم‌تری پیش می‌آید:
اگر مردم بتوانند قواعد خودشان را بسازند، چه کسی حق دارد آنها را تغییر دهد؟
آیا مقام دولتی؟ کارشناسان بیرونی؟ یا کسانی که مستقیماً تحت تأثیر آن قواعد هستند؟
استروم به گزینه سوم نزدیک می‌شود.
در قسمت بعد:(۵) چه کسی باید قانون را بنویسد؟
وقتی مردم از «موضوع سیاست» به «سازنده قواعد» تبدیل می‌شوند
خواهیم دید چرا از نگاه استروم، مشارکت مردم در تدوین و اصلاح قواعد فقط یک شعار دموکراتیک نیست، بلکه یکی از شروط عملی دوام نهادهای خودگردان است.*
‌undefinedنقد توسعه undefined@naqdtosee
undefined۸

۱.۹K

۱۹:۰۱