از همه منابع آگاه خواهش میکنیم به منبعِ منبعشون بگن خودش بیاد حرف بزنه
۱۵:۲۷
شکر خدا نور زیاد بود عکس خوب نیفتاده و شما پسرها را نمیبینید که مجبور بشوم صورتشان را مخدوش کنم.بعد از یک هفتهٔ ویروسی و پرکار یک ساعتی رفتیم پارک کنار منزل.ما بودیم پیرمردی با دو تا نوه در دوردست و دو تا پسر ده یازده توی سرسرهها.پسرها توی سر و کلهٔ هم میزدند و نگران بودم از آن بچههای تخسی باشند که شلوغکاریشان مزاحم بازی بچههایم با سرسره شود.پسرم با بیلچه و خاک مشغول شد.
بعد از چند دقیقه دیدم نشستهاند. فکر کردم با هم حرف میزنند. کمی بعد باد صدایشان را آورد. قرآن میخواندند.یکی قرآن با جلد چرمی قهوهای دستش گرفته بود و دیگری از بَر میخواند.
خدایا به لحظهای که این دو بچه در خلوت نشسته بودند و مصحف تو را با لهجهٔ عربی فارسی میخواندند به ما رحم کن. ورق را به نفع ما برگردان. خواهش میکنم.
بعد از چند دقیقه دیدم نشستهاند. فکر کردم با هم حرف میزنند. کمی بعد باد صدایشان را آورد. قرآن میخواندند.یکی قرآن با جلد چرمی قهوهای دستش گرفته بود و دیگری از بَر میخواند.
خدایا به لحظهای که این دو بچه در خلوت نشسته بودند و مصحف تو را با لهجهٔ عربی فارسی میخواندند به ما رحم کن. ورق را به نفع ما برگردان. خواهش میکنم.
۱۶:۴۳
دارم مستندی درباره خانم دباغ میبینم...شبکه مستند.
۱۰:۱۰
نمیدونستم پدرشون کتابفروش و معلم اخلاق بوده اند و مادرشون معلم قرآن...و همسرشان هم از پسرهایی بوده که می رفته کتابفروشی کتاب امانت می گرفته...شوهر آینده دخترهایم را فهمیدم چطوری انتخاب کنم:)
۱۰:۱۳
زینب ایمانطلب
روی بر خاکِ عجز، میگویم هر سحرگه که باد میآید: ای که هرگز فرامُشت نکنم هیچت از بنده یاد میآید؟ گلستان سعدی
روی بر خاک عجز میگویم
۷:۵۰
زینب ایمانطلب
از شنیدن سر و صدای انیمیشن فوتبال رباتی خسته شده بودم پسر مشغول کاردستی ساختن بود زدم شبکههای دیگر. روی شبکه دو دختر یکساله که روی پایم نشسته بود بنا کرد انگشت توی چشمم کردن و تلاش برای از حدقه بیرون آوردن چشم راستم. در این بین روزیَم شد این بیت غزل سعدی را از زبان زهیر توکلی بشنوم: هر کو شراب فُرقت روزی چشیده باشد داند که سخت باشد قطع امیدواران از چشم راستم به دلیل نفوذ انگشت سبابه دختر اشک میرفت و از چشم چپم موقع شنیدن صحبتهای آقای توکلی پیرامون عبارت قطع امیدواران... با ساربان بگویید احوال آب چشمم تا بر شتر نبندد محمل به روز باران بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت گریان چو در قیامت چشم گناهکاران و آمدم از همین تریبون اعلام کنم کلیات سعدی را میخواهم برای هدیه روز مادر. انشاءالله اونی که باید این درخواست را ببیند، ببیند. پینوشت: دوباره زدند شبکه نهال و نام برنامهی ادبی شبکه دو را درست متوجه نشدم که برایتان بگویم.
هر کوشراب فرقت روزی چشیده باشد...سعدی
۷:۵۱
زینب ایمانطلب
باید برای سلامتی شما و ان یکاد میخواندیم و در فراز میکردیم... نه اینکه سعدی بخوانیم و بگوییم: بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکرد... ای پیکِ پیخجسته که داری نشانِ دوست با ما مگو به جز سخنِ دلنشانِ دوست حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بُوَد یا از دهانِ آن که شنید از دهانِ دوست ای یارِ آشنا عَلَمِ کاروان کجاست؟ تا سر نهیم بر قدمِ ساربانِ دوست گر زر فدای دوست کنند اهلِ روزگار ما سر فدای پای رسالترسانِ دوست دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت دستم نمیرسد که بگیرم عنانِ دوست رنجورِ عشقِ دوست چنانم که هر که دید رحمت کند مگر دلِ نامهربانِ دوست گر دوست بنده را بِکُشَد یا بپرورد تسلیم از آنِ بنده و فرمان از آنِ دوست گر آستینِ دوست بیفتد به دستِ من چندان که زندهام سرِ من و آستانِ دوست بیحسرت از جهان نرود هیچکس به در الا شهیدِ عشق به تیر از کمانِ دوست بعد از تو هیچ در دلِ سعدی گذر نکرد وآن کیست در جهان که بگیرد مکانِ دوست...
بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکرد...
۷:۵۲
بازنشر سه مطلب قدیمی که ذکر خیری از سعدی رفته...به مناسبت ۱ اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی.
۷:۵۴
بازارسال شده از روزنامه فرهیختگان
FarhikhteganDaily.com@FarhikhteganOnline
۰:۵۷
هوالحی
جناب آقای فریدون عموزاده خلیلی، رئیس هیئت مدیره انجمن نویسندگان کودک و نوجوانباسلاماین نامه درخواست استعفای ما است. متاسفانه سکوت و انفعال انجمن نسبت به یورشی که دشمنان ایران عزیز در ۹ اسفند ماه سال گذشته آغاز کردند، غیر قابل توجیه و پذیرش است. آدم با خودش فکر میکند که نکند اخبار جنایتهای وحشتناکی که دشمن مرتکب شد و در روز نخست جنگ فقط ۱۶۸ کودک مظلوم را در میناب به خاک و خون کشید، به گوش شما و سایر اعضای هیئت مدیره انجمن نرسیده است. یا در رسانهها نخواندهاید و نشنیدهاید که در طول جنگ ۴۰ روزه چند صد کودک به شهادت رسیدند و چند هزار کودک مجروح شدند یا عزیزانشان را از دست دادند و گرد یتیمی بر سرشان نشست؟ یعنی واقعا اسم ماکان که پیکر نازنینش پیدا نشد، به گوش شما و دوستانتان نخورد؟ و چشمهای قشنگ او را ندیدید؟ و نالههای جگرخراش مادرش را نشنیدید؟ صدای گریههای دختربچهها و پسربچهها زیر تابوت پدر یا مادر شهیدشان را چه؟ ویرانی مدرسهها و کتابخانهها و کتابفروشیها را چه؟ ندیدید؟ یا نخواستید که ببینید؟ بههرحال این سکوتِ شرمآور در حافظهها ثبت خواهد شد.البته در همان روزهای اول متن کوتاهی با عنوان دردنوشته به اسم انجمن، بهصورت خیلی محدود و در یکی دو سایت منتشر شد که حتی حاضر نشدید آن را در سایت انجمن و صفحههای رسمیاش در شبکههای اجتماعی و در خبرگزاریها منتشر کنید...خواهشمندیم فورا نام ما را از فهرست اعضا خط بزنید و از سایت انجمن هم حذف کنید.
داوود امیریان، محمود جوانبخت
جناب آقای فریدون عموزاده خلیلی، رئیس هیئت مدیره انجمن نویسندگان کودک و نوجوانباسلاماین نامه درخواست استعفای ما است. متاسفانه سکوت و انفعال انجمن نسبت به یورشی که دشمنان ایران عزیز در ۹ اسفند ماه سال گذشته آغاز کردند، غیر قابل توجیه و پذیرش است. آدم با خودش فکر میکند که نکند اخبار جنایتهای وحشتناکی که دشمن مرتکب شد و در روز نخست جنگ فقط ۱۶۸ کودک مظلوم را در میناب به خاک و خون کشید، به گوش شما و سایر اعضای هیئت مدیره انجمن نرسیده است. یا در رسانهها نخواندهاید و نشنیدهاید که در طول جنگ ۴۰ روزه چند صد کودک به شهادت رسیدند و چند هزار کودک مجروح شدند یا عزیزانشان را از دست دادند و گرد یتیمی بر سرشان نشست؟ یعنی واقعا اسم ماکان که پیکر نازنینش پیدا نشد، به گوش شما و دوستانتان نخورد؟ و چشمهای قشنگ او را ندیدید؟ و نالههای جگرخراش مادرش را نشنیدید؟ صدای گریههای دختربچهها و پسربچهها زیر تابوت پدر یا مادر شهیدشان را چه؟ ویرانی مدرسهها و کتابخانهها و کتابفروشیها را چه؟ ندیدید؟ یا نخواستید که ببینید؟ بههرحال این سکوتِ شرمآور در حافظهها ثبت خواهد شد.البته در همان روزهای اول متن کوتاهی با عنوان دردنوشته به اسم انجمن، بهصورت خیلی محدود و در یکی دو سایت منتشر شد که حتی حاضر نشدید آن را در سایت انجمن و صفحههای رسمیاش در شبکههای اجتماعی و در خبرگزاریها منتشر کنید...خواهشمندیم فورا نام ما را از فهرست اعضا خط بزنید و از سایت انجمن هم حذف کنید.
داوود امیریان، محمود جوانبخت
۱۱:۲۷
این روزها تز تربیتی گذشتگان دارد اجرا میشود: «بچه باید توی کوچه بزرگ شود»بچههای ما دارند توی کوچه و خیابان بزرگ میشوند. تازه آن هم در شب...در کنار خانواده. کنار آدمهایی که بهترین نسخهٔ خودشان را سر دست گرفتهاند و آمدهاند.توی خیابان بزرگ میشوند زیر سایهٔ بهترین و متبرکترین تکه پارچهای که میشود دست گرفت...پرچم ایران.پلاکارد و دستنوشته میبینند و میخوانند...نذورات خوشمزه دریافت میکنند..غریبههایی میبینند که خیلی زیبا آشنایی میدهند.غریبهای میبینند که با ماشینش کنارشان ترمز میزند و قربان قد و بالا و پرچم گرداندنش میروند...دعا میشنوند از همان آدمهای غریبه دعا برای سلامتی و عاقبت بهخیری نوش میکنند...بچههای ما دارند توی بهترین کوچههای عالم بزرگ میشوند.
دربارهٔ فیلم: دختر هفده ماههام دختر انقلابیای بود هم پرچم میگرداند هم سینه میزند هم شعار میداد ولی امشب که پرچمش گم شده به جای دختر انقلابی شده دختر خیابان انقلاب:)) روسری از سر برداشته و مثل پرچم تکان میدهد.
@nonojavani
دربارهٔ فیلم: دختر هفده ماههام دختر انقلابیای بود هم پرچم میگرداند هم سینه میزند هم شعار میداد ولی امشب که پرچمش گم شده به جای دختر انقلابی شده دختر خیابان انقلاب:)) روسری از سر برداشته و مثل پرچم تکان میدهد.
@nonojavani
۲۱:۵۶
میگویند جعبه خرمایی رطب مضافتی، کاسه آش رشته، ظرف حلیم، شربت زعفرانی و شربت خاکشیر و ظرف حلوا، سس خرسی را دوره کردهاند. برایش جشن گرفتهاند.و در تقویم رسمی خوراکیها روز سوم اردیبهشت روز بزرگداشت سس قرمز تصویب شده است.
ظرف خرما به سس کچاپ گفته فکر میکردیم به درد همان غذاهای لوس فرنگی میخوری...فکر نمیکردیم انقدر جگردار باشی...حلوا گریه کرده و گفته: ما مدعیان صف اول بودیم...و بعد بلندتر گریه کرده.شربت زعفرانی گفته: کاش من را هم میریخت رویش...پس گردنش نوچ میشد آی میخندیدیم...کاسه حلیم رفته کنار سس خرسی و گفته: خوب ضایعش کردی...مو اگه به درد سبک کردن تن عزادارا موخوروم تو یک قاتل بچهکش مفنگی رِ ضایع کردی...خخخکاسه رشته آش گفته: به جمع ما خوش آمدی...
@nonojavani
ظرف خرما به سس کچاپ گفته فکر میکردیم به درد همان غذاهای لوس فرنگی میخوری...فکر نمیکردیم انقدر جگردار باشی...حلوا گریه کرده و گفته: ما مدعیان صف اول بودیم...و بعد بلندتر گریه کرده.شربت زعفرانی گفته: کاش من را هم میریخت رویش...پس گردنش نوچ میشد آی میخندیدیم...کاسه حلیم رفته کنار سس خرسی و گفته: خوب ضایعش کردی...مو اگه به درد سبک کردن تن عزادارا موخوروم تو یک قاتل بچهکش مفنگی رِ ضایع کردی...خخخکاسه رشته آش گفته: به جمع ما خوش آمدی...
@nonojavani
۱۸:۳۳
بازارسال شده از خانه کتاب ابرک
ابرک از سالی که به دنیا آمده افتخار این رو داشته که در تجهیز کتابخانههای مراکز فرهنگی و آموزشی همراهی و همکاری کنه.
معمولاً هزینه کتابها رو خود مدارس و خیرین با کمک خانه کتاب ابرک تامین کردهاند.اما این بار برای تجهیز یک کتابخانه به کمک شما نیاز داریم.پس لطفاً به هر نیتی میتوانید به این مدرسه روستایی و چند پایه در جنوب استان کرمان کمک کنید.معلم این مدرسه رو میشناسم از بهترینهای روزگار است، پرتلاش و خستگیناپذیر و خوش فکر.
هر مبلغی جمعآوری شدابرک هم ۴۰ درصد روی اون مبلغ میذاره و برای بچههای مدرسه کتاب میفرسته
شماره کارت:5022291542977655به نام زینب ایمانطلب بانک پاسارگاد نیاز نیست واریزی رو اطلاع بدهید حساب خالی خالیه
@abrakbookstore
معمولاً هزینه کتابها رو خود مدارس و خیرین با کمک خانه کتاب ابرک تامین کردهاند.اما این بار برای تجهیز یک کتابخانه به کمک شما نیاز داریم.پس لطفاً به هر نیتی میتوانید به این مدرسه روستایی و چند پایه در جنوب استان کرمان کمک کنید.معلم این مدرسه رو میشناسم از بهترینهای روزگار است، پرتلاش و خستگیناپذیر و خوش فکر.
هر مبلغی جمعآوری شدابرک هم ۴۰ درصد روی اون مبلغ میذاره و برای بچههای مدرسه کتاب میفرسته
شماره کارت:5022291542977655به نام زینب ایمانطلب بانک پاسارگاد نیاز نیست واریزی رو اطلاع بدهید حساب خالی خالیه
@abrakbookstore
۹:۳۲
مادر شهید دانشآموز مینابی میگوید: زینب من خیلی دختر مهربون و دلنزدیکی بود...نه فقط نسبت به خانواده که با حیوونا هم مهربون بود.
به قرینه حرفهایش متوجه شدم مینابیها به مهربان و دلرحم ، دلنزدیک هم میگویند.مهربان بودن یعنی دلت به دل چیزی که نسبت بهش مهر میورزی نزدیک باشد...چه زیبا و غریب
به قرینه حرفهایش متوجه شدم مینابیها به مهربان و دلرحم ، دلنزدیک هم میگویند.مهربان بودن یعنی دلت به دل چیزی که نسبت بهش مهر میورزی نزدیک باشد...چه زیبا و غریب
۹:۳۶
سازمان نظام پرستاری کشور و کانون وکلای استان سمنان با فعال سازی اینترنت پرو برای اعضای خود مخالفت کرده و این طرح را در تعارض با عدالت اجتماعی دانستند
بعد بیایید بگویید سمنانیها وجود خارجی ندارند و ما تا حالا سمنانی ندیدهایم و ال و بل. سمنانیها هم هستند هم وجود دارند!
@nonojavani
بعد بیایید بگویید سمنانیها وجود خارجی ندارند و ما تا حالا سمنانی ندیدهایم و ال و بل. سمنانیها هم هستند هم وجود دارند!
@nonojavani
۱۷:۱۵
زینب ایمانطلب
برایم این فیلم را فرستاده و زیرش نوشته بود: سرودهای حماسی خواننده زن تونسی در بزرگداشت عظمت و شکوه ایرانیان (ظاهرا با نام ریم الوریمی)
ریم الوریمی ظاهراً آمادهاند تهران. چقدر هم وجیهه و محجبه هستند. بهش میخورد معلم ادبیات دبیرستان دخترانه روشنگر:) باشد تا شاعر و خواننده.
شاید فتح بابی شد پای جولیا پطروس هم به ایران باز شد و آن وقت میدان با تو خیابان با ما دیدنی خواهد بود.
@nonojavani
شاید فتح بابی شد پای جولیا پطروس هم به ایران باز شد و آن وقت میدان با تو خیابان با ما دیدنی خواهد بود.
@nonojavani
۱۴:۵۲
من و الهام در دنیای واقعی یکبار همدیگر را دیدهایم گمان میکنم.در دنیای شبکههای مجازی به کررات و در دنیای حقیقی و معنوی نمیدانم چند بار همدیگر را به واسطه دعا و ذکر خیر ملاقات کردهایم..این یکی را فرشتهها بهتر میدانند...مثل اینبار که الهام از روضهٔ رضوان بارگاه امام هشتم من را یاد کرده است.
#بامرام#دخترآبنبات_و_هل#دختربجنوردی
#بامرام#دخترآبنبات_و_هل#دختربجنوردی
۱۹:۴۵
آقای مجتبی خامنهای در پیام امروزشان یک نکته دربارهٔ تعداد پویش جانفدا داشتند.انقدر حول و حوش تعداد جانفدا دغدغه نداشته باشید با کسانی که در موردش اشکال میکنند هم بحث نکنید. ایران ۹۰ میلیون هموطن غیور داره.در تبلیغاتان هی روی سی میلیون مانور ندهید روی نود میلیون ایرانی باشرافت داخلی و خارجی مانور بدهید. کسانی که آرام و بی هیاهو برای آبادانی این مملکت عرق میریزند...اندیشه و تجربه یا زوربازویشان را پای سربلندی ایران گذاشتهاند.کسانی که ذره ذره این خاک ( صنعت، فناوری ، نانو، بیو و هستهای) و ذره ذره تاریخ و فرهنگ و هنر (ظرفیتهای معنوی) ایران را پاسداری میکنند.
#ایرانِ_همهٔ_مردم
#ایرانِ_همهٔ_مردم
۱۴:۰۸
زینب ایمانطلب
ابرک از سالی که به دنیا آمده افتخار این رو داشته که در تجهیز کتابخانههای مراکز فرهنگی و آموزشی همراهی و همکاری کنه. معمولاً هزینه کتابها رو خود مدارس و خیرین با کمک خانه کتاب ابرک تامین کردهاند. اما این بار برای تجهیز یک کتابخانه به کمک شما نیاز داریم. پس لطفاً به هر نیتی میتوانید به این مدرسه روستایی و چند پایه در جنوب استان کرمان کمک کنید. معلم این مدرسه رو میشناسم از بهترینهای روزگار است، پرتلاش و خستگیناپذیر و خوش فکر. هر مبلغی جمعآوری شدابرک هم ۴۰ درصد روی اون مبلغ میذاره و برای بچههای مدرسه کتاب میفرسته شماره کارت: 5022291542977655 به نام زینب ایمانطلب بانک پاسارگاد نیاز نیست واریزی رو اطلاع بدهید حساب خالی خالیه
@abrakbookstore
گفتم شاید در روز پایانی بخواهید مشارکت کنید.#یادآوری
۹:۳۵
بازارسال شده از پایِ کارِ ایران | فاطمه بهروزفخر
شیوهنامهٔ مختصر و کاربردی درستنویسی.pdf
۴.۶۸ مگابایت
•ریموند کارور در یکی از داستانهایِ مجموعهٔ وقتی از عشق حرف میزنیم نوشته است: «در نهایت تنها دار و ندار ما کلمات هستند. پس بهتر است درست انتخاب شوند.»
من علاوه بر انتخابِ درستِ کلمات، درستْنوشتن را هم به جملهٔ آقای کارور اضافه میکنم.
این شیوهنامهٔ مختصرِ درستنویسی تلاشِ کوچکیست برای یاریرساندن به آنها که قدر و حرمت کلمهها را میدانند و همیشه دغدغهمندِ درستنویسی و مراقب زبان فارسی هستند.
عمدهٔ محتوای این شیوهنامه را برای دانشجویان و گروه نویسندگان محتوا آماده کردم، اما کمی مفصلتر شد برای اشتراک در اینجا و تقدیمکردن به همهٔ آنهایی که کلمهها برایشان مهم است و به یک شیوهنامهٔ مختصر کاربردی نیاز دارند.
قدردانم که به اشتراک میگذارید تا به دستِ ایرانیانِ عزیز بیشتری برسد.
@fatemehbehruzfakhr
#فارسی_شکر_است
من علاوه بر انتخابِ درستِ کلمات، درستْنوشتن را هم به جملهٔ آقای کارور اضافه میکنم.
این شیوهنامهٔ مختصرِ درستنویسی تلاشِ کوچکیست برای یاریرساندن به آنها که قدر و حرمت کلمهها را میدانند و همیشه دغدغهمندِ درستنویسی و مراقب زبان فارسی هستند.
عمدهٔ محتوای این شیوهنامه را برای دانشجویان و گروه نویسندگان محتوا آماده کردم، اما کمی مفصلتر شد برای اشتراک در اینجا و تقدیمکردن به همهٔ آنهایی که کلمهها برایشان مهم است و به یک شیوهنامهٔ مختصر کاربردی نیاز دارند.
#فارسی_شکر_است
۱۱:۳۰