فرار از متوسط بودن
پس از انتشار مطلب ویل للمتوسطین، بازخوردهای قابل توجهی داشتم، عزیزانی که نسبت به اصل مطلب اظهار لطف داشتند تا بزرگوارانی که تکملههایی ارسال کرده بودند و مخاطبان محترمی که راهکارهایی برای متوسط نبودن خواسته بودند و به نوعی بیان میداشتند که خب، حالا ما فهمیدیم که متوسط بودن بد است چه کنیم که متوسط نباشیم؟!قطعا پاسخ دادن به این سوال، لااقل از سمت بنده کار آسانی نیست چه بسا خود حقیر هم از همین درد متوسط بودن (یا به عبارتی از بیدردی متوسط بودن) رنج ببرم، ضمن اینکه بخشی از پاسخ به این سوال در همان متن ویل للمتوسطین آمده بود و به بخشی از اصول زندگی غیرمتوسطها اشاره شده بود؛
ولی با این همه نکاتی را در حد وسع تقدیم میکنم.
یکم. خودآگاهی؛ اولین و شاید مهمترین راهکار برای اینکه متوسط نباشیم این است که نسبت به پدیده متوسط بودن آگاه باشیم! یعنی بدانیم که چنین پدیدهای وجود دارد، بدانیم که خوب (البته شما بخوانید متوسط)، دشمن عالی بودن است، بدانیم رضایتبخش بودن، مانع شما در بهترین بودن است، آگاه باشیم که مغز ما از یک جایی به بعد، میگوید بس است، کافی است، بقیه هم در همین وضعیت هستند و ... ولی باید مقاومت کرد و مغز را هم مغلوب ساخت!
دوم. مرجع ارزیابی؛ واقعیت این است که معمولا متوسطها، ارزیابی عملکردشان را خودشان انجام نمی دهند! یعنی مرجع ارزیابی عملکردشان را یا سیستم قرار میدهند یا مدیر بالاسری یا دور و بریهایی که خودشان متوسط هستند، یعنی میخواهند دیگران را راضی نگهدارند! وقتی مرجع ارزیابی متوسط باشد، بقیه را هم متوسط میکند! عموم استادان (و شاید همه استادان) در ارزیابی کلاس درس و حتی در تنظیم محتوای موردنظر برای تدریس در یک ترم، متوسط کلاس را در نظر میگیرند! سیستمها هم اساساً متوسط پرور هستند! ولی اگر فرد، خودش را مرجع ارزیابی قرار بدهد و بگوید من باید خودم را راضی کنم، به احتمال زیاد رفتارهای متوسط از خود بروز نخواهد داد ... صادقانه بگویم: راضی کردن خود از راضی کردن اطرافیان بسیار دشوارتر است. باور ندارید؛ امتحان کنید!
سوم. توهّم زندگی متعادل؛ عموم متوسطها دنبال یک زندگی متعادل هستند، یک زندگی که همه چیزش سر جای خودش است، این افراد، گاهی وسط یک کار، وسط یک ماموریت، وسط یک فعالیت حیاتی به یکباره رها میکنند و میروند به مسافرت و تفریح. توجیهشان هم این است که باید همه چیز سر جای خودش باشد! حتی برخی مواقع بهانههایی از این جنس که «وای چقدر خسته شدم»، «دیگر بدنم نمیکشد» و ... هم بیان میکنند که خودشان هم میدانند که همه بهانهاند! جسم انسان همواره تابع مغز و قلب بوده و هست! تا جایی که نفس انسان تحمل دارد میبایست مورد تحمیل واقع شود تا رشد کند و بزرگ شود! چیزی به اسم زندگی متعادل وجود ندارد. نقطه تعادل را ما تعریف میکنیم، سبک زندگی ما، تعریف می.کند که کدام زندگی یعنی زندگی متعادل من! راستی، برای متفاوت بودن باید متفاوت زندگی کرد!
چهارم. رشد آسانسوری نداریم؛رشد امری تدریج، زمانبر و پله به پله است. کسانی که دنبال رشد آسانسوری هستند رویکردشان نقطهای است و نه فرآیندی! آنان بدون ملاحظه فرآیند و مناسبات رشد دیگران، میخواهند به همان نقطهای برسند که دیگران در آنجا قرار دارند. پیگیری رشدهای آسانسوری از چند چیز ناشی میشوند که نهایتا منشاء آن در ذهنیت فرد است؛ یا توانمندی لازم را ندارد، یا اعتماد به نفس کافی ندارد، یا فکر میکند که اگر از همان ابتدا از سطح بالاتری شروع کند اثرگذارتر خواهد بود و یا موارد مشابه این. در صورتی که باید دانست، پیگیری رشد آسانسوری، نهایتا یا به سرخوردگی می انجامد یا به فساد!
پنجم. تنها رقیبم خودم هستم؛برای متوسط نبودن، میبایست همواره با خودتان رقابت کنید. خودتان را شکست دهید و رکوردهای تازهتری را ثبت کنید. بدنتان، روحتان، روانتان و قلبتان را بشناسید. بدانید که در کجاها باید نفستان را تنبیه کنید و در کجا باید منّتاش را بکشید. ساعت بدنتان را بشناسید، جاها و مواردی که وقت تلف میکنید را کشف کنید و به کنترل درآورید. راستی، باید بتوانید نفستان را فریب بدهید. باید نبض و فشار روح و جسم و نفس تان در دست خودتان باشد. رقابت با هرکسی غیر از خودتان، خطاست!
ادامه دارد ...پست ۱ از ۳
#توسعه_فردی#رشد#دانشگاه
------------------احیاء _ یادداشتهای محمد نوروزی@noruzimohammad
پس از انتشار مطلب ویل للمتوسطین، بازخوردهای قابل توجهی داشتم، عزیزانی که نسبت به اصل مطلب اظهار لطف داشتند تا بزرگوارانی که تکملههایی ارسال کرده بودند و مخاطبان محترمی که راهکارهایی برای متوسط نبودن خواسته بودند و به نوعی بیان میداشتند که خب، حالا ما فهمیدیم که متوسط بودن بد است چه کنیم که متوسط نباشیم؟!قطعا پاسخ دادن به این سوال، لااقل از سمت بنده کار آسانی نیست چه بسا خود حقیر هم از همین درد متوسط بودن (یا به عبارتی از بیدردی متوسط بودن) رنج ببرم، ضمن اینکه بخشی از پاسخ به این سوال در همان متن ویل للمتوسطین آمده بود و به بخشی از اصول زندگی غیرمتوسطها اشاره شده بود؛
ولی با این همه نکاتی را در حد وسع تقدیم میکنم.
ادامه دارد ...پست ۱ از ۳
#توسعه_فردی#رشد#دانشگاه
------------------احیاء _ یادداشتهای محمد نوروزی@noruzimohammad
۸:۱۰