ما اینجا از مطلوبِ نهاد دانشگاه در میانه و پساجنگ میگوییم. جهت ارتباط با ادمین افق دانشگاه @ofoghd_ad
اقتصاد مقاومتی؛ جایگاه دانشگاه در دکترین جنگ ترکیبی قسمت سوم: تشکل دانشجویی؛ مدرسه رشد برای ساختن ایران آینده علیرضا قدس؛ کارشناس توسعه صنعتی و ادوار بسیج دانشجویی دانشگاه تهران ️بخش سوم اینجاست که نظریه رشد میتواند مبنای فهم مأموریت تشکل قرار گیرد. رشد، صرفاً افزایش اطلاعات، مهارت یا تجربه نیست؛ رشد، افزایش ظرفیت انسان برای انتخاب آگاهانه و مسئولانه است. انسان رشدیافته، کسی نیست که فقط بیشتر بداند، بلکه کسی است که بتواند در موقعیتهای پیچیده، درست تشخیص دهد، مسئولانه تصمیم بگیرد، هزینه انتخاب خود را بپذیرد و منافع عمومی را بر منافع شخصی ترجیح دهد. چنین انسانی، توان ساختن پیدا میکند؛ زیرا پیش از آن، خود را ساخته است. بر همین اساس، تشکل دانشجویی باید بیش از هر چیز، مدرسه رشد باشد. مدرسهای که در آن، اعضا مسئولیت را تجربه کنند، کار جمعی را بیاموزند، نقد شوند و نقد کنند، قدرت تحلیل پیدا کنند، برای حل مسئله تمرین کنند و مهمتر از همه، بیاموزند که آرمانخواهی بدون تخصص، همانقدر آسیبزاست که تخصص بدون آرمان. اگر قرار است نسل آینده مدیران، پژوهشگران، کارآفرینان و سیاستگذاران کشور بتوانند ایران را در شرایط پیچیده پیش رو اداره کنند، این آمادگی باید از همین سالهای دانشجویی آغاز شود. از همین رو، شاید بتوان مأموریت تشکل دانشجویی را در چارچوب اقتصاد مقاومتی، در سه محور خلاصه کرد؛ نخست، تربیت انسانهای رشدیافته و مسئولیتپذیر؛ دوم، به میدان آوردن ظرفیت علمی دانشگاه برای حل مسائل کشور؛ و سوم، تبدیل این ظرفیت دانشگاهی به یک جریان اجتماعی و ملی که بتواند سایر اقشار و نهادهای جامعه را نیز در مسیر پیشرفت کشور همراه سازد. این سه مأموریت، در حقیقت ترجمان عملی همان سهگانه «خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی» است. اگر تشکل دانشجویی تنها به فعالیتهای دروندانشگاهی محدود شود، از رسالت خود فاصله گرفته است؛ و اگر تنها به شعارهای کلان بپردازد، بدون آنکه به تربیت انسان و حل مسئله توجه کند، باز هم مأموریت خود را محقق نکرده است. تشکل زمانی موفق خواهد بود که بتواند میان آرمان و واقعیت، میان دانشگاه و جامعه، و میان دانش و عمل پیوند برقرار کند. در نهایت، اگر در بخش نخست این مجموعه، اقتصاد مقاومتی را دکترین جمهوری اسلامی برای مواجهه با جنگ اقتصادی دانستیم و در بخش دوم، دانشگاه را زیرساخت علمی و فناورانه این دکترین معرفی کردیم، اکنون میتوان گفت که تشکل دانشجویی، موتور انسانی و اجتماعی آن است. اقتصاد مقاومتی، پیش از آنکه به سیاستهای اقتصادی وابسته باشد، به کیفیت انسانهایی وابسته است که قرار است آن را محقق کنند. مقاومت نیز، همانگونه که گفته شد، صرفاً ایستادگی در برابر تهدید نیست؛ مقاومت، توانایی ساختن آینده مطلوب علیرغم وجود تهدیدهاست. این آینده، نه با شعار ساخته میشود، نه صرفاً با فناوری و نه تنها با سیاستگذاری؛ بلکه با انسانهایی ساخته میشود که علم را با تعهد، تخصص را با مسئولیت و آرمان را با عمل پیوند زدهاند. شاید بتوان همه آنچه در این سه نوشتار آمد را در یک جمله خلاصه کرد: اقتصاد مقاومتی، نقشه راه ساختن ایران قوی است؛ دانشگاه، کارخانه تولید این قدرت است؛ و تشکل دانشجویی، مدرسه تربیت انسانهایی است که باید این نقشه را به واقعیت تبدیل کنند. تا ما ساخته نشویم، نخواهیم توانست دانشگاه را بسازیم؛ و تا دانشگاه ساخته نشود، ساختن ایران آینده نیز ممکن نخواهد بود. قسمت اول نوشتارقسمت دوم نوشتار با افق دانشگاه همراه باشید:@ofogh_daneshgah