بله | کانال مطالعات خلیج فارس
عکس پروفایل مطالعات خلیج فارسم

مطالعات خلیج فارس

۲.۱ هزار عضو
undefined ماجرای سه‌جانبه ابوظبی، بایننس و واشنگتن؛ تایملاین نفوذ کریپتویی در دولت جدید آمریکا
undefined تحلیل نشریه «نشنال ریویو» در فوریه ۲۰۲۶، تایملاین دقیقی از یک اتحاد استراتژیک و پیچیده میان امارات متحده عربی، صرافی بایننس و حلقه نزدیک به دونالد ترامپ را ارائه می‌دهد. این گزارش بیان می‌کند که ابوظبی با استفاده از نفوذ خود بر زیرساخت‌های دارایی‌های دیجیتال و پیوند آن با دیپلماسی اقتصادی، توانسته است جایگاه ویژه‌ای در سیاست‌های مالی دولت جدید آمریکا پیدا کند. این تایملاین نشان‌دهنده مسیری است که در آن «کریپتو-دیپلماسی» به ابزاری برای دور زدن فشارهای نظارتی سنتی و ایجاد یک محور مالی جدید در خلیج فارس تبدیل شده است که در آن مرز میان منافع سیاسی و بازارهای سرمایه دیجیتال به حداقل رسیده است.
undefined بر اساس این تایملاین، نقطه آغاز این ماجرا به اواخر سال ۲۰۲۴ بازمی‌گردد؛ زمانی که امارات با میزبانی از مدیران ارشد بایننس و ارائه چارچوب‌های قانونی منعطف، خود را به عنوان پناهگاه امن این صرافی تثبیت کرد. در اوایل سال ۲۰۲۵ و همزمان با بازگشت ترامپ به قدرت، ابوظبی از طریق کانال‌های غیررسمی و با حمایت شیخ طحنون بن زاید، مذاکراتی را برای ادغام فناوری‌های بلاک‌چین در پروژه‌های مشترک اقتصادی با واشنگتن آغاز کرد. نشنال ریویو تأکید می‌کند که در جولای ۲۰۲۵، بایننس رسماً بخش بزرگی از عملیات جهانی خود را به ابوظبی منتقل کرد که این حرکت با تحسین چهره‌های کلیدی حوزه فناوری در دولت ترامپ همراه شد و راه را برای همکاری‌های مالی گسترده‌تر هموار کرد.
undefined در سپتامبر ۲۰۲۵، تایملاین به یک چرخش حیاتی اشاره دارد: اعلام مشارکت استراتژیک میان صندوق‌های حاکمیتی امارات و پلتفرم‌های مرتبط با حلقه مالی ترامپ برای ایجاد یک «ذخیره استراتژیک بیت‌کوین». این همکاری که بایننس نقش زیرساختی آن را بر عهده داشت، نشان‌دهنده هماهنگی کامل ابوظبی با دکترین «اول آمریکا» در حوزه دارایی‌های دیجیتال بود. امارات با سرمایه‌گذاری سنگین در استخراج رمزارزها با استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر، عملاً به بازوی اجرایی چشم‌انداز کریپتویی ترامپ در منطقه تبدیل شد و توانست نفوذ خود را در وزارت خزانه‌داری آمریکا به سطحی بی‌سابقه برساند و پرونده‌های نظارتی قدیمی علیه این صرافی را به نفع یک نظم نوین مالی مدیریت کند.
undefined در ژانویه ۲۰۲۶، این تایملاین با افشای توافقات برای تسهیل تراکنش‌های فرامرزی از طریق استیبل‌کوین‌های تحت نظارت ابوظبی به اوج خود می‌رسد. این گزارش معتقد است که امارات با گره زدن سرنوشت بایننس به ثبات مالی و اهداف اقتصادی دولت ترامپ، نوعی «مصونیت دیپلماتیک-مالی» برای خود خریداری کرده است. این استراتژی نه تنها جایگاه دبی و ابوظبی را به عنوان پایتخت‌های کریپتویی جهان تثبیت کرد، بلکه باعث شد تا رقبای منطقه‌ای نظیر ریاض نیز به فکر بازنگری در سیاست‌های سخت‌گیرانه خود نسبت به دارایی‌های دیجیتال بیفتند تا از این قطار سریع‌السیر نفوذ در واشنگتن عقب نمانند.
undefined در نهایت، نشنال ریویو نتیجه می‌گیرد که این تایملاین گویای آن است که ابوظبی اکنون بیش از هر زمان دیگری در قلب تصمیم‌گیری‌های مالی واشنگتن نفوذ کرده است. موفقیت شیخ طحنون در این مسیر نشان داد که در دنیای سال ۲۰۲۶، قدرت نه تنها از طریق بشکه‌های نفت، بلکه از طریق کنترل کدهای برنامه‌نویسی و جریان‌های سرمایه دیجیتال تعریف می‌شود. امارات با استفاده از مثلث «دیپلماسی، کریپتو و لابی‌گری»، توانسته است خود را به عنوان شریک غیرقابل جایگزین آمریکا در اقتصاد دیجیتال قرن بیست و یکم معرفی کند و موازنه قوا در خلیج فارس را به شکلی نوین بازتعریف نماید.
#امارات
https://www.nationalreview.com/2026/02/the-uae-binance-trump-affair-a-comprehensive-timeline/
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس@PGulfStudies

۱۳:۴۰

undefined همگرایی قاهره و ریاض؛ معماری نوین امنیتی در دریای سرخ و خلیج عدن
undefined تحلیل «مرکز عربی واشنگتن» در فوریه ۲۰۲۶ بر ضرورت حیاتی همکاری‌های امنیتی میان مصر و عربستان سعودی در پهنه آبی دریای سرخ و خلیج عدن تمرکز دارد. این گزارش استدلال می‌کند که پس از بحران‌های پیاپی سال ۲۰۲۵ و تداوم تهدیدات علیه کشتیرانی بین‌المللی، قاهره و ریاض به این درک مشترک راهبردی رسیده‌اند که امنیت این آبراه حیاتی دیگر با رویکردهای انفرادی قابل تأمین نیست. برای مصر، ثبات دریای سرخ با بقای اقتصادی و درآمدهای حیاتی کانال سوئز گره خورده است و برای عربستان، هرگونه ناامنی در این منطقه، تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی و ابرپروژه‌های ساحلی پادشاهی در قالب «چشم‌انداز ۲۰۳۰» نظیر نئوم محسوب می‌شود.
undefined ابعاد این مشارکت راهبردی فراتر از مانورهای نظامی سنتی است. قاهره و ریاض در حال پی‌ریزی یک ساختار دفاعی مشترک هستند که شامل تبادل اطلاعات لحظه‌ای، گشت‌های دریایی هماهنگ و ایجاد یک جبهه سیاسی واحد در برابر بازیگران مخل امنیت است. این تحلیل اشاره می‌کند که با وجود چالش‌های ناشی از فعالیت‌های انصارالله در یمن و تهدیدات جدید دزدی دریایی در خلیج عدن، مصر به عنوان قدرت برتر دریایی منطقه و عربستان به عنوان تأمین‌کننده منابع مالی و لجستیکی، در حال پر کردن خلأ امنیتی هستند که پیش‌تر توسط قدرت‌های فرامنطقه‌ای مدیریت می‌شد. این همکاری به دنبال تثبیت دکترین «امنیت عربی» برای مدیریت آبراه‌های استراتژیک است.
undefined یکی از لایه‌های پیچیده این همکاری، مدیریت نفوذ دیگر بازیگران منطقه‌ای نظیر امارات متحده عربی در شاخ آفریقا است. در حالی که ابوظبی مسیر مستقلی را در دریای سرخ و سومالی‌لند دنبال می‌کند، ائتلاف قاهره و ریاض سعی دارد «شورای کشورهای ساحلی دریای سرخ» را به عنوان مرجع اصلی تصمیم‌گیری احیا کند. مصر نگران است که رقابت‌های فرعی میان متحدان، منجر به تضعیف حاکمیت ملی کشورهای ساحلی و باز شدن پای قدرت‌های رقیب به این منطقه شود. از این رو، هماهنگی با سعودی به قاهره این اجازه را می‌دهد تا وزن دیپلماسی خود را در شاخ آفریقا افزایش داده و مانع از به حاشیه رفتن منافع خود شود.
undefined در نهایت، مرکز عربی واشنگتن نتیجه می‌گیرد که موفقیت این محور امنیتی منوط به تداوم اراده سیاسی در هر دو پایتخت و عبور از اختلافات کوچک است. سال ۲۰۲۶ سالی است که در آن «کاشته‌های اقتصادی» پادشاهی به «محافظت‌های امنیتی» قاهره نیاز مبرم دارند. اگر قاهره و ریاض بتوانند دریای سرخ را به منطقه‌ای با ثبات تبدیل کنند، نه تنها امنیت انرژی جهانی را تضمین کرده‌اند، بلکه مدل جدیدی از ائتلاف‌های منطقه‌ای را به نمایش گذاشته‌اند که در آن منافع اقتصادی، محرک اصلی همکاری‌های نظامی-امنیتی است. این همگرایی، پیامی روشن به قدرت‌های جهانی است که نظم آینده این آبراه استراتژیک، توسط بازیگران بومی ترسیم خواهد شد.
#عربستان #امارات
https://arabcenterdc.org/resource/egypt-partnering-with-saudi-arabia-on-security-in-the-red-sea-and-gulf-of-aden/
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس@PGulfStudies

۱۳:۴۰

undefinedافشای ارتباطات اپستین با چهره‌های بانفوذ قطری؛ از لابی‌گری در لندن تا پادرمیانی در بحران ۲۰۱۷
undefinedاسناد تازه‌منتشرشده اپستین نشان می‌دهد دولت قطر برای لابی‌گری در انگلیس، از شرکت «گلوبال کانسل» استفاده می‌کند؛ موسسه‌ای که پیتر مندلسم، سیاستمدار پیشین حزب کارگر و سفیر برکنارشده لندن در واشنگتن، آن را بنیان گذاشته و تا سال ۲۰۲۴ ریاستش را بر عهده داشت. این شرکت در چارچوب «طرح ثبت نفوذ خارجی» انگلیس به‌عنوان لابی‌گر دولت قطر ثبت شده و قرارداد آن تا اوت ۲۰۲۶ ادامه دارد.
undefinedدر میان اسناد، نشانی ایمیل مندلسم بیش از ۸۰۰ بار دیده می‌شود. در یک ایمیل در مارس ۲۰۱۰، او قطر را در فهرست «مشتریان هدف» یک طرح تجاری ذکر کرده بود. اسناد همچنین نشان می‌دهد اپستین با چهره‌های بانفوذ قطری از جمله حمد بن جاسم بن جبر آل‌ثانی، نخست‌وزیر پیشین، و جابر یوسف جاسم آل‌ثانی، بازرگان و عضو خاندان سلطنتی در تماس بوده است.
undefinedدر سال ۲۰۱۸، اپستین پیشنهاد دیدار حمد بن جاسم و ایهود باراک، نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونیستی، را داد. باراک در پاسخ به این پیشنهاد نوشته قبلاً هم با بن‌جاسم دیدار داشته و مشتاق است «راهی برای برقراری مجدد تماس پیدا کند».
undefinedاین دیدار ۲۰ دسامبر در ساختمان فوق‌مجلل «وان هاید پارک»، در لندن که بخشی از مالکیت آن متعلق به بن‌جاسم است، انجام شد. تنها نشانه از محتوای بحث، پرسش بن‌جاسم درباره «جزئیات دقیق‌تر در مورد شرکت امنیتی» بود که درباره‌اش گفت‌وگو کرده بودند. در آن زمان، باراک و اپستین درحال همکاری روی یک استارتاپ فناوری‌های امنیتی به نام «کارباین» (Carbyne) بودند؛ شرکتی که درصدد هماهنگ‌سازی خدمات اضطراری، با ردیابی موقعیت و دوربین‌های موبایل شهروندان بود.. به‌طور جداگانه، اپستین با بن‌سلیم، بازرگان اماراتی نیز، درباره گسترش کارباین در دبی و پیوستن او به عنوان سرمایه‌گذار در حال گفت‌وگو بود.
#قطر
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

۱۷:۴۸

مطالعات خلیج فارس
undefinedافشای ارتباطات اپستین با چهره‌های بانفوذ قطری؛ از لابی‌گری در لندن تا پادرمیانی در بحران ۲۰۱۷ undefinedاسناد تازه‌منتشرشده اپستین نشان می‌دهد دولت قطر برای لابی‌گری در انگلیس، از شرکت «گلوبال کانسل» استفاده می‌کند؛ موسسه‌ای که پیتر مندلسم، سیاستمدار پیشین حزب کارگر و سفیر برکنارشده لندن در واشنگتن، آن را بنیان گذاشته و تا سال ۲۰۲۴ ریاستش را بر عهده داشت. این شرکت در چارچوب «طرح ثبت نفوذ خارجی» انگلیس به‌عنوان لابی‌گر دولت قطر ثبت شده و قرارداد آن تا اوت ۲۰۲۶ ادامه دارد. undefinedدر میان اسناد، نشانی ایمیل مندلسم بیش از ۸۰۰ بار دیده می‌شود. در یک ایمیل در مارس ۲۰۱۰، او قطر را در فهرست «مشتریان هدف» یک طرح تجاری ذکر کرده بود. اسناد همچنین نشان می‌دهد اپستین با چهره‌های بانفوذ قطری از جمله حمد بن جاسم بن جبر آل‌ثانی، نخست‌وزیر پیشین، و جابر یوسف جاسم آل‌ثانی، بازرگان و عضو خاندان سلطنتی در تماس بوده است. undefinedدر سال ۲۰۱۸، اپستین پیشنهاد دیدار حمد بن جاسم و ایهود باراک، نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونیستی، را داد. باراک در پاسخ به این پیشنهاد نوشته قبلاً هم با بن‌جاسم دیدار داشته و مشتاق است «راهی برای برقراری مجدد تماس پیدا کند». undefinedاین دیدار ۲۰ دسامبر در ساختمان فوق‌مجلل «وان هاید پارک»، در لندن که بخشی از مالکیت آن متعلق به بن‌جاسم است، انجام شد. تنها نشانه از محتوای بحث، پرسش بن‌جاسم درباره «جزئیات دقیق‌تر در مورد شرکت امنیتی» بود که درباره‌اش گفت‌وگو کرده بودند. در آن زمان، باراک و اپستین درحال همکاری روی یک استارتاپ فناوری‌های امنیتی به نام «کارباین» (Carbyne) بودند؛ شرکتی که درصدد هماهنگ‌سازی خدمات اضطراری، با ردیابی موقعیت و دوربین‌های موبایل شهروندان بود.. به‌طور جداگانه، اپستین با بن‌سلیم، بازرگان اماراتی نیز، درباره گسترش کارباین در دبی و پیوستن او به عنوان سرمایه‌گذار در حال گفت‌وگو بود. #قطر undefinedکانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
undefinedدر جریان بحران محاصره قطر در سال ۲۰۱۷، اپستین در ایمیل‌هایی توصیه کرده بود دوحه برای خروج از انزوا به رژیم صهیونیستی نزدیک شود و یا عادی‌سازی کند؛ او همچنین پیشنهاد ایجاد صندوقی یک میلیارد دلاری به نفع «قربانیان اقدامات تروریستی» و دعوت از دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس برای مشارکت در آن را مطرح کرده بود.
undefinedاپستین در ایمیل دیگری -که گویا درصدد ترتیب دیداری میان بن‌جاسم با ولیعهد سعودی بوده- نوشته حمد بن جاسم نماینده رسمی دوحه نیست اما او تنها «فرد عاقل و پخته» باقیمانده در میان نخبگان قطری است.
undefinedاسناد همچنین شامل درخواست مجوز فرود هواپیمای شخصی اپستین در دوحه است که از سوی «جابر یوسف جاسم آل ثانی»، تاجر و عضو خاندان حاکم قطر ارسال شده بود.
undefinedاپستین به همین ترتیب با تمامی طرف‌های درگیر در خلیج فارس ارتباطات گسترده‌ای داشت. او با «سلطان احمد بن سلیم»، بازرگان بانفوذ اماراتی، پیوند دوستی برقرار کرده بود؛ تا جایی که بن‌سلیم با استفاده از آدرس اپستین، کیت‌های آزمایش DNA برای خاندان سلطنتی دبی سفارش داده بود. طبق گزارش‌ها، در جریان سفر اپستین به عربستان نیز، بن‌سلمان یک چادر بادیه‌نشینی به عنوان هدیه خوش‌آمدگویی به او داده بود.
undefinedاپستین همزمان تلاش می‌کرد تا با نفوذ نزد «استیو بنن» (استراتژیست ارشد دولت ترامپ از ژانویه تا اوت ۲۰۱۷)، اعتبار و حسن‌نیتی برای قطر ایجاد کند. بنن دقیقاً پیش از آغاز محاصره قطر، به‌طور مخفیانه با رهبران سعودی و اماراتی دیدار کرده بود و پس از ترک کاخ سفید نیز علناً به قطر حمله می‌کرد.
undefinedبا این حال، به نظر می‌رسید که بنن نسبت به پیشنهادهای اپستین به نفع قطر همراه بود. اپستین در پیامی به بنن در نوامبر ۲۰۱۸ نوشت: «وقتی [بن‌جاسم] را دیدی، به او بگو که من به تو گفته‌ام او برادر عرب من است... بگو که به تو گفته‌ام او و ایهود باراک یک سر و گردن بالاتر از بقیه هستند...» بنن در پاسخ نوشت: «انجام شد».
undefinedدر ۱۱ دسامبر ۲۰۱۸، اپستین از بنن خواست که «برای پسرانت (نزدیکانت) توضیح دهی که محور اصلی در خاورمیانه، قطر است؛ محاصره را بردارید. آن‌ها می‌توانند در جبهه‌های بسیاری کمک کنند. بسیار زیاد.» بنن پاسخ داد که «محمد بن زاید»، رئیس امارات، کلید دستیابی به یک «توافق عملی» است.
#قطر #امارات #عربستان
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

۱۷:۴۸

undefinedتحول فرهنگی یا تعارض اجتماعی؟ جوانان سعودی در برزخ تغییر
undefinedروزنامه وال‌استریت‌ژورنال در گزارشی به تغییر و تحولات فرهنگی جامعه عربستان در سایه اصلاحات محمد بن سلمان پرداخته است: تنها یک دهه پیش، قرار گذاشتن آشکار برای جوانان سعودی تقریباً ناممکن بود و دیدارها عمدتاً زیر نظر خانواده و با هدف ازدواج انجام می‌شد. اما اکنون با کاهش محدودیت‌های اجتماعی، اپلیکیشن‌هایی مانند تیندر به‌سرعت در حال گسترش‌اند.
undefinedبر اساس داده‌های شرکت «سنسر تاور»، دانلود اپلیکیشن‌های اصلی همسریابی در عربستان طی پنج سال گذشته هر سال افزایش یافته و در سال ۲۰۲۵ به ۳.۵ میلیون دانلود رسیده است؛ این اپ‌ها نزدیک به ۱۶ میلیون دلار درآمد خالص درون‌برنامه‌ای داشته‌اند. در کشوری با حدود ۳۵ میلیون نفر جمعیت، این ارقام نشان‌دهنده تغییری قابل توجه در الگوهای آشنایی است.
undefinedپبا این حال، بسیاری از کاربران—به‌ویژه زنان و افراد همجنس‌گرا—برای پرهیز از انگ اجتماعی، چهره خود را پنهان می‌کنند یا به‌جای عکس شخصی از تصاویر نمادین استفاده می‌کنند. برخی مردان با لباس سنتی سعودی ظاهر می‌شوند و برخی دیگر با نشانه‌های رمزی، نوع رابطه مدنظرشان را مشخص می‌کنند.
undefinedاین تحولات در چارچوب اصلاحات گسترده‌تری رخ داده که از زمان به قدرت رسیدن عملی ولیعهد، محمد بن سلمان، در سال ۲۰۱۷ آغاز شد. طرح «چشم‌انداز ۲۰۳۰» نقش پلیس مذهبی را محدود، رانندگی زنان را آزاد و تفکیک جنسیتی در رستوران‌ها را لغو کرده است. جشنواره‌های بزرگی مانند «ریاض سیزن» و رویدادهای موسیقی نیز به فضاهایی برای آشنایی جوانان تبدیل شده‌اند و حتی فروش نمادهای ولنتاین که زمانی ممنوع بود، اکنون آزاد است.
undefinedبا این حال، نظام قضایی مبتنی بر شریعت همچنان روابط خارج از ازدواج و همجنس‌گرایی را جرم می‌داند و این تغییرات در «منطقه خاکستری» حقوقی رخ می‌دهد. همزمان، برخی روحانیان و محافظه‌کاران نگران‌اند سرعت اصلاحات بیش از حد باشد و عربستان به سمت مسیری شبیه امارات کشیده شود؛ که به فضای آزادتر اجتماعی شناخته می‌شود. در مقابل، برخی خانواده‌های سنتی حتی سخت‌گیری خود را افزایش داده‌اند.
undefinedدر این میان، بسیاری از جوانان خود را میان دو جهان متضاد می‌بینند: نسلی پرورش‌یافته در مدارس کاملاً تفکیک‌شده که اکنون باید قواعد نانوشته آشنایی مدرن را بیاموزد. این شکاف میان آزادی‌های نوظهور و هنجارهای ریشه‌دار، نوعی سردرگمی هویتی و فشار روانی ایجاد کرده است؛ جامعه‌ای که سریع‌تر از آمادگی فرهنگی‌اش در حال تغییر است.
#عربستان
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

۹:۵۳

undefinedاقتصاد نفت‌محور کویت همچنان زیر فشار؛ کسری ۳۲ میلیارد دلاری در راه است
undefinedبنابه اعلام وزارت دارایی کویت، پیش‌نویس بودجه سال مالی ۲۰۲۶-۲۰۲۷ با کسری ۹.۸ میلیارد دینار کویتی، معادل حدود ۳۲.۱ میلیارد دلار، بسته شده است؛ در حالی که کل درآمدهای پیش‌بینی‌شده ۱۶.۳ میلیارد دلار برآورد می‌شود. سال مالی در کویت از اول آوریل آغاز و در ۳۱ مارس سال بعد پایان می‌یابد.
undefinedبر اساس این پیش‌نویس، ۷۹ درصد درآمدها از محل فروش نفت تأمین خواهد شد؛ رقمی معادل ۱۲.۸ میلیارد دینار که نسبت به درآمد نفتی ۱۵.۳ میلیارد دیناری سال مالی ۲۰۲۵-۲۰۲۶، حدود ۱۶.۳ درصد کاهش نشان می‌دهد. در مقابل، درآمدهای غیرنفتی ۳.۵ میلیارد دلار پیش‌بینی شده که ۲۱ درصد کل درآمدهای مورد انتظار را تشکیل می‌دهد؛ سهمی که همچنان وابستگی بالای بودجه به نفت را نشان می‌دهد.
undefinedدر بخش هزینه‌ها، حقوق و مزایا با ۱۵.۸ میلیارد دینار بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است. انواع یارانه‌ها حدود ۴ میلیارد دینار برآورد شده، هزینه‌های سرمایه‌ای به ۳.۱ میلیارد دینار می‌رسد و سایر مخارج نیز ۳.۲ میلیارد دینار اعلام شده است. در مجموع، کل هزینه‌های دولت برای سال آینده حدود ۲۶ میلیارد دینار پیش‌بینی می‌شود که نسبت به سال مالی گذشته ۶.۲ درصد افزایش دارد.
undefinedاین ارقام حاکی از تداوم فشار مالی بر بودجه کویت در شرایط نوسان قیمت نفت و تلاش محدود برای تقویت درآمدهای غیرنفتی است؛ موضوعی که همچنان چالش اصلی اقتصاد این کشور نفت‌محور به شمار می‌رود.
#کویت
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

۱۰:۰۱

undefined امارات؛ یک دولت واحد یا هفت امارت رقیب زیر یک پرچم؟
undefined تحلیل وب‌سایت «کرادل» در فوریه ۲۰۲۶، تصویر رایج از امارات متحده عربی به عنوان یک بازیگر یکپارچه و منسجم را به چالش کشیده و به بررسی شکاف‌های پنهان در ساختار فدرال این کشور می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که برخلاف تبلیغات رسمی که امارات را یک داستان موفقیت جهانی و متحد نشان می‌دهد، واقعیت زیر پوست این کشور حکایت از یک «توازن متزلزل» میان هفت امارت دارد. کرادل معتقد است که تحولات سال‌های اخیر، به‌ویژه سلطه بلامنازع ابوظبی بر سیاست‌های کلان و امنیتی، قرارداد فدرال سال ۱۹۷۱ را که بر پایه استقلال نسبی امارت‌ها بنا شده بود، با بحرانی ساختاری روبرو کرده است.
undefined محور اصلی این تحلیل، تمرکز فزاینده قدرت در دست ابوظبی و حاشیه رفتن تدریجی دبی و امارت‌های شمالی است. ابوظبی با تکیه بر ثروت عظیم نفتی و کنترل بر نهادهای نظامی و اطلاعاتی، عملاً سیاست خارجی و دفاعی کل فدراسیون را به سمتی هدایت کرده که لزوماً با منافع اقتصادی دیگر امارت‌ها همسو نیست. کرادل اشاره می‌کند که در حالی که دبی همواره بر مدل «تجارت آزاد و بی‌طرفی سیاسی» تأکید داشته، ورود تهاجمی ابوظبی به ائتلاف‌های نظامی و عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی، هزینه‌های حیثیتی و امنیتی سنگینی را به کل فدراسیون تحمیل کرده است که می‌تواند در بلندمدت جذابیت دبی به عنوان یک هاب تجاری امن را مخدوش کند.
undefined این گزارش به تفاوت‌های بنیادین در مدل‌های اقتصادی و فرهنگ سیاسی هر امارت اشاره دارد. امارت‌های شمالی که از منابع نفتی محروم هستند، خود را در حاشیه تصمیم‌گیری‌های کلان می‌بینند و وابستگی مالی آن‌ها به ابوظبی، نوعی رابطه «رئیس و مرئوسی» ایجاد کرده است که با روح اولیه فدراسیون در تضاد است. از نگاه کرادل، ادغام عمیق امنیتی با واشنگتن و تل‌آویو، اگرچه جایگاه بین‌المللی ابوظبی را تقویت کرده، اما گسل‌های داخلی را نیز فعال کرده است؛ چرا که بخش‌هایی از نخبگان و جامعه در امارت‌های مختلف، این چرخش‌های تند را تهدیدی برای هویت ملی و ثبات سنتی خود می‌بینند.
undefined در نهایت، کرادل نتیجه می‌گیرد که ثبات امارات در سال ۲۰۲۶ بیش از آنکه ناشی از انسجام درونی باشد، حاصل قدرت سرکوب و دلارهای نفتی ابوظبی است. پرسش اصلی این است که آیا این «اتحاد فدرال» می‌تواند در برابر فشارهای فزاینده خارجی و رقابت‌های اقتصادی منطقه‌ای، به‌ویژه با عربستان سعودی، دوام بیاورد؟ تحلیل مذکور هشدار می‌دهد که اگر ساختار قدرت در امارات به سمت یک مدل «مرکزگرا و مطلقه» حرکت کند، روح همکاری که عامل بقای این کشور در دهه‌های گذشته بود، از بین خواهد رفت و امارات ممکن است از درون با تنش‌هایی مواجه شود که پیش‌تر در سایه آسمان‌خراش‌های دبی پنهان مانده بودند.
#امارات
https://thecradle.co/articles-id/35942
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس@PGulfStudies

۱۳:۰۲

undefined پایان عصر همسویی؛ کالبدشکافی شکاف فزاینده میان عربستان و امارات در تحلیل نیویورکر
undefined تحلیل جامع نشریه «نیویورکر» در فوریه ۲۰۲۶ به بررسی عمیق و چندلایه گسستی می‌پردازد که اکنون به ویژگی بارز روابط دو قدرت اصلی خلیج فارس تبدیل شده است. این گزارش در قالب پرسش و پاسخ با تحلیلگران ارشد، استدلال می‌کند که دوران «ماه عسل» استراتژیک میان محمد بن سلمان و محمد بن زاید به پایان رسیده و جای خود را به یک رقابت ژئوپلیتیک و اقتصادی بی‌رحمانه داده است. آنچه زمانی به عنوان یک اتحاد ایدئولوژیک و امنیتی علیه تهدیدات مشترک دیده می‌شد، اکنون به تضادی ساختاری تبدیل شده است که در آن هر دو پایتخت برای تعریف مجدد نقش خود در خاورمیانه پسانفت، در مسیری متصادم قرار گرفته‌اند.
undefined کانون اصلی این تنش، نبرد برای برتری اقتصادی و جذب سرمایه‌های جهانی است. نیویورکر اشاره می‌کند که بلندپروازی‌های محمد بن سلمان در قالب «چشم‌انداز ۲۰۳۰» دیگر مکمل مدل اقتصادی امارات نیست، بلکه مستقیماً آن را هدف قرار داده است. تلاش ریاض برای تبدیل شدن به مرکز مالی و لجستیکی منطقه و فشارهای قانونی بر شرکت‌های چندملیتی برای ترک دبی و استقرار در پایتخت سعودی، نوعی ناسیونالیسم اقتصادی تهاجمی را نشان می‌دهد. ابوظبی این تحرکات را نه یک رقابت سالم، بلکه تهدیدی وجودی برای دهه‌ها سرمایه‌گذاری خود در حوزه تجارت آزاد و گردشگری می‌بیند که پیوندهای برادرانه سابق را به شدت سست کرده است.
undefined در لایه ژئوپلیتیک، واگرایی در پرونده‌های حساس منطقه به ویژه در یمن و سودان به اوج خود رسیده است. تحلیل نیویورکر نشان می‌دهد که در حالی که امارات بر کنترل سواحل، بنادر استراتژیک و مسیرهای دریایی برای تقویت امپراتوری تجاری-نظامی خود تمرکز دارد، عربستان به دنبال ثبات مرزی و یکپارچگی سیاسی است که نفوذ مستقل امارات در جنوب یمن را برنمی‌تابد. این گزارش تأکید می‌کند که پادشاهی سعودی اکنون خود را قدرتی بلامنازع می‌بیند که دیگر نیازی به مشاوره یا راهنمایی‌های ابوظبی ندارد. تغییر پویایی قدرت از حالت «مربی و شاگرد» به دو رقیب هم‌تراز، منجر به اصطکاک‌هایی شده که بر تمام تصمیم‌گیری‌های شورای همکاری خلیج فارس سایه انداخته است.
undefined برای واشنگتن، این شکاف یک چالش دیپلماتیک بزرگ در سال ۲۰۲۶ محسوب می‌شود. در حالی که دولت ترامپ سعی دارد از طریق توافقات دوجانبه هر دو طرف را راضی نگه دارد، رقابت میان ریاض و ابوظبی مانع از تشکیل یک جبهه واحد امنیتی در منطقه شده است. نیویورکر نتیجه می‌گیرد که خاورمیانه وارد عصر جدیدی شده که در آن «ملی‌گرایی رقابتی» جایگزین ائتلاف‌های سنتی شده است. این دشمنی، بازتابی از بلوغ سیاسی و اقتصادی پادشاهی‌های خلیج فارس است که هر کدام می‌خواهند معمار تنهایی نظم نوین منطقه باشند؛ نظمی که در آن رفاقت‌های شخصی جای خود را به محاسبات سرد و سخت منافع ملی داده است.
#عربستان #امارات
https://www.newyorker.com/news/q-and-a/the-growing-rift-between-saudi-arabia-and-the-uae
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس@PGulfStudies

۱۳:۰۲

undefined قمار خطرناک ریاض در یمن؛ چگونه توانمندسازی اخوان‌المسلمین راه را برای بازگشت القاعده هموار می‌کند؟
undefined تحلیل اخیر «فوروم خاورمیانه» (MEF) در فوریه ۲۰۲۶، هشدار شدیدی را متوجه سیاست‌های عربستان سعودی در قبال پرونده یمن می‌کند. این گزارش معتقد است که ریاض برای مقابله با انصارالله و مدیریت بحران پیچیده این کشور، به شکلی فزاینده به حزب «اصلاح» (شاخه اخوان‌المسلمین در یمن) متکی شده است. این رویکرد که با هدف ایجاد توازن قوا در برابر حوثی‌ها صورت می‌گیرد، با یک ریسک امنیتی بزرگ همراه است: همپوشانی ایدئولوژیک و عملیاتی میان برخی جناح‌های اخوان‌المسلمین و گروه‌های جهادی که می‌تواند منجر به احیای مجدد «القاعده عربستان» شود.undefined این تحلیل بیان می‌کند که پیوند تاریخی میان عناصر تندرو در حزب الاصلاح و شبکه‌های القاعده، حقیقتی کتمان‌ناپذیر است که اکنون در سایه حمایت‌های سعودی دوباره جان گرفته است. اعطای منابع مالی، تسلیحات سنگین و مشروعیت سیاسی به این جریان تحت لوای «دولت قانونی»، عملاً فضایی را ایجاد کرده که در آن تروریست‌های القاعده می‌توانند از زیرساخت‌های نظامی و نفوذ محلی اخوان برای بازسازی صفوف خود استفاده کنند. گزارش تأکید می‌کند که در سال ۲۰۲۶، تمایز میان نیروهای الاصلاح و عناصر جهادی در بسیاری از جبهه‌های نبرد به شدت کمرنگ شده و این موضوع، یمن را به سمت احیای افراط‌گرایی می‌برد.
undefined این سیاستِ ریاض، گسل جدیدی را در روابط راهبردی با ابوظبی ایجاد کرده است. در حالی که امارات متحده عربی اخوان‌المسلمین را یک سازمان تروریستی و تهدیدی وجودی برای ثبات منطقه می‌بیند، عربستان آن‌ها را به عنوان «ابزاری ضروری» برای خروج از بن‌بست یمن می‌نگرد. این واگرایی باعث شده تا در جنوب یمن، نیروهای تحت حمایت امارات (شورای انتقالی جنوب) عملاً در دو جبهه همزمان با انصارالله و گروه‌های اخوانی-جهادی بجنگند. این تحلیل هشدار می‌دهد که این تضاد منافع، نه تنها انسجام ائتلاف را از بین برده، بلکه خلأهای امنیتی بزرگی ایجاد کرده که القاعده بهترین بهره‌برداری را از آن برای انجام عملیات‌های فراسرزمینی می‌کند.
undefined در نهایت، این تحلیل نتیجه می‌گیرد که راهبرد عربستان در یمن، یک «کوته‌بینی استراتژیک» است که می‌تواند امنیت ملی پادشاهی را در درازمدت با بحرانی بی‌سابقه روبرو کند. ریاض با تصور اینکه می‌تواند اخوان‌المسلمین را پس از پایان جنگ مهار کند، در حال تقویت جریانی است که ریشه‌های عمیقی در تفکر جهادی دارد. احیای القاعده در سال ۲۰۲۶، نتیجه مستقیم سیاست‌هایی است که در آن مبارزه با تروریسم فدای ضرورت‌های مقطعی جنگ شده است. مجمع خاورمیانه تأکید می‌کند که بدون بازنگری در ائتلاف با حزب الاصلاح، پروژه‌های ثبات‌محور خلیج فارس تحت‌الشعاع بازگشت افراط‌گرایی قرار خواهد گرفت.
undefinedملاحظه: این تحلیل بسیار جانب‌دارانه نگارش شده و کاملا تحت تأثیر دیدگاه اماراتی به مسأله است.
#عربستان #امارات #یمن
https://www.meforum.org/mef-observer/saudi-empowerment-of-the-muslim-brotherhood-in-yemen-enables-al-qaedas-re-emergence
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس@PGulfStudies

۱۳:۰۲

undefined ناکامی پیمان ابراهیم در برقراری صلح؛ کالبدشکافی دیدگاه چین به نظم امنیتی خاورمیانه
undefined تحلیل وب‌سایت «مدرن دیپلماسی» در فوریه ۲۰۲۶ به بررسی دلایل عدم موفقیت پیمان ابراهیم از نگاه پکن می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که از منظر چین، این توافقات نه برای برقراری صلح فراگیر، بلکه به عنوان ابزاری برای تأمین منافع ژئوپلیتیک واشنگتن و ایجاد بلوک‌بندی‌های جدید علیه ایران طراحی شده بودند. پکن معتقد است که تلاش برای «دور زدن» مسئله فلسطین و تمرکز صرف بر همکاری‌های اقتصادی و امنیتی میان رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی، به جای کاهش تنش، به تعمیق شکاف‌های منطقه‌ای و نادیده گرفتن ریشه‌های اصلی بی‌ثباتی منجر شده است.
undefined بر اساس این تحلیل، چین بر این باور است که مدل آمریکایی صلح در خاورمیانه بر پایه «منزوی‌سازی» بنا شده است. پیمان ابراهیم با تلاش برای ادغام رژیم صهیونیستی در یک ساختار دفاعی مشترک با کشورهای خلیج فارس، عملاً به جای ترویج امنیت دسته‌جمعی، موازنه وحشت را تقویت کرد. از دیدگاه پکن، صلح واقعی تنها زمانی محقق می‌شود که همه بازیگران منطقه‌ای، از جمله ایران و گروه‌های فلسطینی، در یک فرآیند دیپلماتیک فراگیر مشارکت داشته باشند. حوادث خونین سال‌های اخیر در غزه و کرانه باختری از نظر چین سندی بر این مدعاست که امنیت رژیم صهیونیستی را نمی‌توان از طریق ائتلاف‌های نظامی با پایتخت‌های دوردست تأمین کرد در حالی که آتش در همسایگی برافروخته است.
undefined چین در مقابل، دکترین «امنیت از طریق توسعه» را پیشنهاد می‌دهد. پکن با نقد رویکرد واشنگتن، معتقد است که پیمان ابراهیم به دلیل وابستگی بیش از حد به تضمین‌های امنیتی آمریکا، به حاکمیت ملی کشورهای منطقه آسیب زده است. موفقیت پکن در میانجی‌گری میان ریاض و تهران نشان داد که رویکرد جایگزین—که بر پایه عدم مداخله و گفتگوهای برابر استوار است—می‌تواند نتایج پایدارتری نسبت به معاملات نظامی پیمان ابراهیم داشته باشد. در سال ۲۰۲۶، پکن سعی دارد با جلب نظر پایتخت‌های خلیج فارس، نشان دهد که توسعه کریدورهای اقتصادی نظیر «کمربند و جاده» بستر مناسب‌تری برای صلح نسبت به ائتلاف‌های نظامی فراهم می‌کند.
undefined در نهایت، مدرن دیپلماسی نتیجه می‌گیرد که از نظر چین، پیمان ابراهیم به دلیل ماهیت «حذفی» خود با شکست مواجه شده است. این توافقات نتوانستند نظم جدیدی ایجاد کنند که با واقعیت‌های متکثر خاورمیانه همخوانی داشته باشد. پکن معتقد است که کشورهای حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه عربستان سعودی، با درک این واقعیت در حال فاصله گرفتن از تعهدات صلب امنیتی با تل‌آویو و حرکت به سمت توازن میان قدرت‌های بزرگ هستند. سال ۲۰۲۶ سالی است که در آن «واقع‌گرایی چینی» در برابر «راهبرد امنیتی آمریکا» قد علم کرده و مسیر جدیدی را برای دیپلماسی در خلیج فارس ترسیم می‌کند.
#عربستان #امارات
https://moderndiplomacy.eu/2026/02/16/why-the-abraham-accords-failed-to-bring-peace-to-the-middle-east-chinas-perspective/
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس@PGulfStudies

۱۳:۰۳

undefinedحذف یک جمله، آغاز یک موج؛ چگونه شایعه مرگ محمد بن زاید فراگیر شد؟
undefinedدر پی انتشار بیانیه‌ای کوتاه از دفتر رجب طیب اردوغان که از لغو دیدار برنامه‌ریزی‌شده او با رئیس امارات به دلیل «وضعیت سلامتی» خبر می‌داد، موجی از شایعات درباره مرگ محمد بن زاید آل نهیان، رئیس ۶۶ ساله کشور امارات متحده عربی، در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت؛ شایعاتی که هرچند هیچ‌گاه از سوی منابع رسمی تأیید نشد، اما برای ساعاتی فضای رسانه‌ای منطقه را تحت تأثیر قرار داد. این بیانیه که ساعاتی بعد از وب‌سایت ریاست‌جمهوری ترکیه حذف شد، به صراحت به بیماری رئیس امارات اشاره کرده بود و همین موضوع به گمانه‌زنی‌ها دامن زد، به‌ویژه آن‌که اندکی پس از آن اعلام شد دیدار برنامه‌ریزی‌شده نخست‌وزیر یونان نیز با رئیس امارات برگزار نخواهد شد. هم‌زمان برخی حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی مدعی بروز عارضه‌ای جدی برای بن زاید شدند و حتی خبرهایی تأییدنشده درباره درگذشت او منتشر کردند. بخش عمده‌ای از این شایعات نیز از سوی برخی فعالان سعودی و رسانه‌های غیررسمی نزدیک به عربستان سعودی بازنشر و تقویت می‌شد؛ موضوعی که در بستر تنش‌های رسانه‌ای اخیر میان دو کشور، به گسترش سریع‌تر این روایت‌ها در فضای مجازی انجامید.
undefinedمقام‌های ابوظبی بدون اشاره مستقیم به این شایعات، با انتشار مجموعه‌ای از بیانیه‌ها و خبرها کوشیدند فضای ایجادشده را مدیریت کنند. خبرگزاری رسمی امارات (وام) در گزارش تماس‌های تلفنی رئیس کشور با مقام‌های خارجی، از جمله گفت‌وگوی او با اردوغان و نخست‌وزیر یونان، هیچ اشاره‌ای به مشکل حاد جسمی نکرد و بر تداوم رایزنی‌های دیپلماتیک تأکید داشت. همچنین حساب رسمی بن زاید در شبکه اجتماعی «ایکس» با انتشار پیامی به مناسبت سال نو قمری (در آسیای شرقی) ، به طور تلویحی بر تداوم فعالیت‌های او مهر تأیید زد. ساعاتی بعد نیز رسانه‌های اماراتی از دیدار او با لیندسی گراهام، سناتور آمریکایی، خبر دادند؛ دیداری که در آن گراهام صراحتاً اعلام کرد رئیس امارات «در سلامت کامل» به سر می‌برد و روایت‌های منتشرشده را «نادرست» خواند؛ و بدین ترتیب، به شایعات پایان داد.
undefinedگسترش سریع شایعات در روزهای اخیر همچنین برای برخی ناظران یادآور تجربه پیشین امارات با رهبر سابق این کشور است. شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان در سال ۲۰۱۴ دچار سکته مغزی شد و پس از آن برای مدت طولانی از انظار عمومی دور بود؛ او سرانجام در سال ۲۰۱۷، پس از سه سال غیبت، به‌طور محدود در رسانه‌ها ظاهر شد و در سال‌های بعد نیز به‌ندرت در محافل عمومی دیده می‌شد. همین سابقه تاریخی نیز به نوبه خود سبب شده است که هرگونه ابهام یا خبر تأییدنشده درباره وضعیت جسمی رهبران امارات به سرعت به موجی از شایعات در فضای مجازی تبدیل شود.
#امارات
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

۱۹:۲۵

undefinedتأکید ریاض بر راه‌حل دوکشوری؛ شرط‌گذاری عربستان برای تأمین مالی بازسازی غزه
undefinedفیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان سعودی، تأکید کرد آتش‌بس در نوار غزه باید به سکویی برای پیشبرد راه‌حل دوکشوری و تشکیل کشور مستقل فلسطین تبدیل شود. او گفت: ریاض از ابتکارهای سیاسی برای حل مناقشه حمایت می‌کند و «تنها مسیر صلح پایدار در منطقه»، حرکت واقعی به سوی دولت فلسطینی است.
undefinedبن‌فرحان با اشاره به ادامه خشونت‌ها با وجود توافق آتش‌بس، خواستار توقف فوری درگیری‌ها و آغاز بازسازی شد و افزود ثبات در غزه پیش‌شرط حفظ یکپارچگی غزه و کرانه باختری و تحقق حق تعیین سرنوشت فلسطینیان است. به گفته او، «هیئت صلح غزه» که در چارچوب مرحله دوم آتش‌بس و بر اساس برنامه‌ای ۲۰‌بندی شکل گرفته، باید ابتدا پایان کامل خصومت‌ها را تضمین کند و سپس روند تثبیت و بازسازی را هدایت کند.
undefinedوزیر خارجه سعودی در عین حال تصریح کرد عربستان پیش از تعهد مالی به بازسازی، به شفافیت درباره زمان خروج نیروهای اسرائیلی از غزه، خلع سلاح حماس و پایبندی همه طرف‌ها به مفاد طرح ۲۰‌بندی نیاز دارد. بن‌فرحان افزود ریاض پس از روشن شدن این موارد تصمیم خواهد گرفت چگونه در بازسازی و بهبود آینده فلسطینیان مشارکت کند؛ و نشست ۱۹ فوریه می‌تواند تصویر روشن‌تری ارائه دهد.
undefinedدر همین حال، یک مقام آمریکایی و دو دیپلمات عرب گفته‌اند ایالات متحده در حال رایزنی برای جلب ۱.۲۵ میلیارد دلار کمک از امارات، قطر و کویت است.
#عربستان
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

۱۳:۱۳

undefined هنر جنگ در خلیج فارس؛ آیا معماران سیاست خارجی سعودی «سون تزو» را بهتر از ایرانی‌ها خوانده‌اند؟
undefined تحلیل وب‌سایت «نیو عرب» (The New Arab) در فوریه ۲۰۲۶ به بررسی تحول شگرف در دکتری سیاست خارجی عربستان سعودی پرداخته و آن را با آموزه‌های استراتژیک «سون تزو»، فیلسوف نظامی باستان چین، تطبیق می‌دهد. این گزارش استدلال می‌کند که ریاض از دوران سیاست‌های واکنشی و سنتی عبور کرده و اکنون به سطحی از «پختگی استراتژیک» رسیده است که در آن، پیروزی نه در میدان نبرد، بلکه در مهارتِ «شکست دادن دشمن بدون جنگیدن» تعریف می‌شود. نویسنده معتقد است که در حالی که ایران دهه‌ها استاد جنگ‌های نامتقارن بوده، اکنون این سعودی‌ها هستند که با به‌کارگیری هوشمندانه دیپلماسی و اقتصاد، در حال کیش‌ومات کردن رقبای خود در منطقه هستند.
undefined یکی از مفاهیم کلیدی سون تزو که ریاض به خوبی آن را اجرا کرده، «تمرکز بر نقاط قوت خود و حمله به نقاط ضعف دشمن» است. عربستان با درک این واقعیت که قدرت نظامی سخت لزوماً تضمین‌کننده امنیت نیست، «اقتصاد» را به عنوان سلاح اصلی خود برگزیده است. اجرای «چشم‌انداز ۲۰۳۰» و تبدیل شدن به قطب سرمایه‌گذاری جهانی، در واقع تلاشی برای تغییر زمین بازی از رقابت‌های تسلیحاتی فرساینده به رقابت‌های توسعه‌ای است. ریاض با تنش‌زدایی راهبردی با تهران در سال ۲۰۲۳، فضایی را ایجاد کرد تا بدون هزینه‌های گزاف جنگی، قدرت ملی خود را بازسازی کند؛ عملی که سون تزو آن را «هنر تسلیم کردن ارتش دشمن بدون نبرد» می‌نامد.
undefined در لایه دیپلماتیک، سیاست «چندجانبه‌گرایی فعال» سعودی‌ها بازتابی از اصل «انعطاف‌پذیری و شناخت محیط» است. ریاض همزمان با حفظ اتحاد استراتژیک با واشنگتن، روابط خود با پکن و مسکو را به سطحی بی‌سابقه رسانده است. این گزارش تأکید می‌کند که برخلاف ایران که به دلیل تحریم‌ها و انزوای دیپلماتیک، گزینه‌های محدودی در اختیار دارد، عربستان با ایجاد «وابستگی‌های متقابل اقتصادی»، خود را به بازیگری غیرقابل حذف در نظم جهانی تبدیل کرده است. این رویکرد به ریاض اجازه داده تا در مذاکرات، از موضع قدرت عمل کرده و از تضاد منافع قدرت‌های بزرگ برای پیشبرد اهداف ملی خود بهره‌برداری کند.
undefined در نهایت، نیو عرب نتیجه می‌گیرد که در سال ۲۰۲۶، موازنه قدرت در خلیج فارس به نفع بازیگری تغییر کرده که «صبر استراتژیک» را جایگزین «لفاظی‌های تند» کرده است. معماران سیاست خارجی در ریاض با مطالعه دقیق زمین بازی، آموخته‌اند که قدرت واقعی در «جذابیت مدل حکمرانی و توان اقتصادی» نهفته است. اگر ایران نتواند مدل استراتژیک خود را از «بحران‌زیستی» به «توسعه‌گرایی» تغییر دهد، در نبرد طولانی‌مدت برای نفوذ در خاورمیانه، قافیه را به رقیبی واگذار خواهد کرد که هنر جنگ را در میدان‌های صلح‌آمیز دیپلماسی و تجارت به کمال رسانده است.
#عربستان #امارات
https://www.newarab.com/opinion/saudi-foreign-policy-makers-have-read-sun-tzu-well-have-irans
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس@PGulfStudies

۱۶:۰۰

undefined هزینه‌های راهبردی رقابت ریاض-ابوظبی؛ کالبدشکافی یک شکاف پرهزینه در خلیج فارس
undefined تحلیل «مجمع بین‌المللی خلیج فارس» (GIF) در فوریه ۲۰۲۶ بر هزینه‌های سنگین و راهبردی رقابت فزاینده میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی تمرکز دارد. این گزارش استدلال می‌کند که شکاف کنونی میان این دو متحد سابق، فراتر از یک رقابت اقتصادی ساده برای جذب سرمایه است و در حال تبدیل شدن به یک «بازی با حاصل‌جمع صفر» است که ثبات کل منطقه را تهدید می‌کند. واگرایی در منافع ملی، نه تنها انسجام شورای همکاری خلیج فارس را از بین برده، بلکه باعث شده است تا هر دو کشور منابع عظیم دیپلماتیک و مالی خود را صرف خنثی کردن نفوذ یکدیگر در پرونده‌های حساس منطقه‌ای کنند.
undefined در لایه اقتصادی، این رقابت منجر به همپوشانی پروژه‌های غول‌آسا و هدررفت منابع شده است. اصرار ریاض بر انتقال دفاتر مرکزی شرکت‌های بین‌المللی به عربستان و تلاش ابوظبی برای حفظ جایگاه خود به عنوان هاب تجاری، باعث شده تا سرمایه‌گذاران خارجی با نوعی سردرگمی و ریسک سیاسی مواجه شوند. GIF هشدار می‌دهد که این ناسیونالیسم اقتصادی، کارایی بازارهای منطقه را کاهش داده و همکاری در حوزه‌های کلیدی نظیر انرژی و لجستیک را دشوار ساخته است. ناهماهنگی در سیاست‌های تولید نفت در چارچوب اوپک پلاس، نمونه بارزی از این هزینه‌های راهبردی است که ثبات درآمدهای بلندمدت هر دو کشور را به مخاطره انداخته است.
undefined پیامدهای ژئوپلیتیک این دشمنی در بحران‌های منطقه‌ای نظیر یمن، سودان و شاخ آفریقا به وضوح نمایان است. در حالی که عربستان به دنبال ثبات مرزی و تثبیت دولت مرکزی در یمن است، امارات بر کنترل بنادر و حمایت از جدایی‌طلبان جنوب تمرکز دارد. این تضاد راهبردی، نه تنها پایان جنگ را به تأخیر انداخته، بلکه خلأهای امنیتی ایجاد کرده که بازیگران رقیب از آن بهره‌برداری می‌کنند. مجمع بین‌المللی خلیج فارس تأکید می‌کند که این انشقاق، وزن دیپلماتیک شورای همکاری را در مذاکرات بین‌المللی به شدت کاهش داده و مانع از شکل‌گیری یک معماری امنیتی بومی و منسجم در برابر تهدیدات مشترک شده است.
undefined در نهایت، این تحلیل نتیجه می‌گیرد که تداوم این وضعیت باعث تضعیف نهادهای منطقه‌ای و باز شدن پای قدرت‌های فرامنطقه‌ای برای بازی در میانه گسل‌های ریاض-ابوظبی شده است. واشنگتن، پکن و تهران هر یک به فراخور منافع خود، از این انشقاق برای کسب امتیازات بیشتر استفاده می‌کنند. موفقیت «چشم‌انداز ۲۰۳۰» سعودی و اهداف اقتصادی ۲۰۳۱ امارات، هر دو به یک محیط منطقه‌ای پایدار وابسته‌اند؛ محیطی که با ادامه رقابت‌های فعلی در دسترس نخواهد بود. سال ۲۰۲۶ نشان داد که بدون یک مکانیسم کاهش تنش، هزینه‌های راهبردی این رقابت می‌تواند دستاوردهای اقتصادی دهه‌های اخیر را تحت‌الشعاع قرار دهد.
#عربستان #امارات
https://gulfif.org/the-strategic-costs-of-saudi-emirati-competition/
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس@PGulfStudies

۱۶:۰۰

undefinedگراهام: نتانیاهو از سطح همکاری امارات «شگفت‌زده» است
undefinedلیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه آمریکا، پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو در تل‌آویو اعلام کرد که نخست‌وزیر «اسرائیل» از سطح همکاری امارات «شگفت‌زده» است و محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات، «هر آنچه از او خواسته شده و حتی بیش از آن» انجام داده است. گراهام که پیش از سفر به ابوظبی سخن می‌گفت، امارات را «شریکی استوار و قابل اعتماد در شرایط دشوار» توصیف کرد. او افزود در واشنگتن برای افزایش حمایت دفاعی آمریکا از امارات و ارتقای توان بازدارندگی این کشور در منطقه رایزنی خواهد کرد.
undefinedروابط ابوظبی و تل‌آویو از زمان امضای پیمان ابراهیم در سال ۲۰۲۰ گسترش یافته و به همکاری‌های گسترده اقتصادی، امنیتی و فناوری انجامیده است. امارات اکنون مهم‌ترین شریک تجاری عرب رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود و همکاری‌ها بر حوزه‌های دفاعی پیشرفته، فناوری‌های سایبری، سامانه‌های خودکار و تبادل اطلاعات متمرکز بوده است. گزارش‌ها همچنین از قراردادهای تسلیحاتی و رزمایش‌های مشترک حکایت دارد. هم‌زمان، اسناد درز کرده در ژانویه نشان می‌دهد پیشنهادی در دولت امارات برای استفاده از پایگاه‌های دریای سرخ به‌منظور ارائه پشتیبانی نظامی و اطلاعاتی مستقیم به رژیم صهیونیستی در جریان جنگ غزه مطرح شده است.
#امارات
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

۱۹:۰۷

undefined شکاف میان ریاض و ابوظبی؛ مانعی بزرگ در مسیر ائتلاف ضد ایرانی رژیم صهیونیستی و عادی‌سازی روابط
undefined تحلیل وب‌سایت «المانیتور» در فوریه ۲۰۲۶ بر این واقعیت تأکید می‌کند که تنش‌های فزاینده میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی، تلاش‌های رژیم صهیونیستی برای ایجاد یک جبهه متحد منطقه‌ای علیه ایران را با بن‌بستی جدی مواجه کرده است. تل‌آویو که پیش از این بر پایه انسجام کشورهای خلیج فارس، رویای گسترش پیمان ابراهیم و تشکیل یک معماری امنیتی یکپارچه را در سر می‌پروراند، اکنون خود را در میان تضاد منافع دو متحد اصلی‌اش گرفتار می‌بیند. این گزارش استدلال می‌کند که انشقاق در شورای همکاری، نه تنها روند عادی‌سازی روابط با ریاض را کند کرده، بلکه کارآمدی همکاری‌های اطلاعاتی و نظامی موجود را نیز تحت‌الشعاع قرار داده است.
undefined یکی از ابعاد کلیدی این گزارش، واگرایی در اولویت‌های امنیتی ریاض و ابوظبی است. در حالی که امارات به سمت ایجاد محورهای مستقل در دریای سرخ و شاخ آفریقا حرکت کرده و به دنبال توازن ظریف در روابط با تهران است، عربستان سعودی بر شروط سنگین خود برای عادی‌سازی، شامل پیمان دفاعی با واشنگتن و امتیازات ملموس برای فلسطینی‌ها، پافشاری می‌کند. المانیتور معتقد است که رقابت اقتصادی شدید میان دو کشور باعث شده تا همکاری‌های استراتژیک به حاشیه رانده شود؛ چرا که هر یک از این دو پایتخت نگران است که نزدیکی رقیب به رژیم صهیونیستی، منجر به کسب مزیت‌های تکنولوژیک یا نظامی برتری یابد که توازن قدرت در شبه‌جزیره را برهم بزند.
undefined رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۶ با این واقعیت روبروست که «چسب امنیتی» مقابله با ایران دیگر برای حفظ انسجام متحدان عربش کافی نیست. ریاض و ابوظبی اکنون هر یک به دنبال کانال‌های دیپلماتیک اختصاصی خود برای مدیریت تنش با تهران هستند و لزوماً از استراتژی‌های تهاجمی رژیم صهیونیستی پیروی نمی‌کنند. این تحلیل اشاره می‌کند که شکاف در بلوک عربی، به ایران اجازه می‌دهد تا با استفاده از گسل‌های موجود میان اعضای شورای همکاری، مانع از شکل‌گیری ناتوی عربی یا هرگونه اتحاد دفاعی پایدار شود. برای تل‌آویو، این وضعیت به معنای فروپاشی فرضیه‌ای است که در آن عادی‌سازی با ریاض، تیر خلاصی به انزوای منطقه‌ای ایران تلقی می‌شد.
undefined در نهایت، المانیتور نتیجه می‌گیرد که واشنگتن نیز در میان این رقابت گرفتار شده است. دولت آمریکا که سعی داشت با میانجی‌گری میان رژیم صهیونیستی و عربستان، جایگاه خود را در منطقه تثبیت کند، اکنون باید انرژی دیپلماتیک خود را صرف جلوگیری از فروپاشی روابط میان دو شریک استراتژیک خود در خلیج فارس کند. بدون بازگشت ثبات و هماهنگی میان محمد بن سلمان و محمد بن زاید، هرگونه پیشرفت در ادغام منطقه‌ای رژیم صهیونیستی، سطحی و شکننده باقی خواهد ماند. سال ۲۰۲۶ نشان داد که رویای «خاورمیانه جدید» پیش از آنکه با تهدیدات خارجی روبرو شود، از درون و در اثر رقابت‌های ناسیونالیستی متحدان سابق در حال فرسایش است.
#عربستان #امارات
https://www.al-monitor.com/originals/2026/02/saudi-uae-rift-complicates-israels-counter-iran-efforts-normalization
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس@PGulfStudies

۱۳:۲۷

undefined چرا در سودانِ جنگ‌زده، همه راه‌ها به ابوظبی ختم می‌شود؟
undefined تحلیل اختصاصی نشریه «عرب نیوز» در ۱۶ فوریه ۲۰۲۶، به بررسی نقش جنجالی و فزاینده امارات متحده عربی در بحران سودان می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که با وجود تکذیب‌های مکرر مقامات ابوظبی، شواهد و اتهامات بین‌المللی مبنی بر حمایت این کشور از نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) به رهبری «حمیدتی» به اوج خود رسیده است. نویسنده معتقد است که سودان اکنون به یکی از پیچیده‌ترین جبهه‌های نفوذ امارات در آفریقا تبدیل شده و این موضوع، روابط ابوظبی با دولت رسمی سودان و جامعه بین‌المللی را وارد فازی بحرانی کرده است.
undefined کانون اصلی این تحلیل، تلاش‌های دیپلماتیک دولت سودان (وابسته به ارتش) در شورای امنیت سازمان ملل برای محکوم کردن امارات است. خارطوم رسماً ابوظبی را به «همدستی در جنگ ترور» و مسئولیت حقوقی و کیفری در جنایات انجام شده علیه غیرنظامیان متهم کرده است. عرب نیوز تأکید می‌کند که گزارش‌های متعددی از کشف تسلیحات و پهپادهای پیشرفته در دست نیروهای RSF حکایت دارد که منشأ آن‌ها به امارات بازمی‌گردد. حمله پهپادی اخیر (۶ فوریه) به کاروان کمک‌های بشردوستانه که منجر به کشته شدن یکی از کارکنان برنامه جهانی غذا (WFP) شد، فشارها را بر امارات برای پاسخگویی درباره ماهیت تجهیزات ارسالی به این منطقه دوچندان کرده است.
undefined این گزارش همچنین به واکنش‌های تند در واشنگتن اشاره دارد. نقل‌قولی از سناتور آمریکایی، کریس ون هولن، نشان‌دهنده تغییر نگاه در کنگره است؛ جایی که امارات متهم شده که در حالی که شریک مهم آمریکا در منطقه است، همزمان در حال دامن زدن به یک فاجعه انسانی در سودان است. عرب نیوز معتقد است که استراتژی امارات در سودان، بخشی از یک کلان‌برنامه برای کنترل بنادر و مسیرهای تجاری در دریای سرخ و آفریقاست، اما هزینه این بلندپروازی، ویرانی زیرساخت‌های سودان و آوارگی میلیون‌ها نفر بوده است که اکنون دامن‌گیر وجهه بین‌المللی ابوظبی شده است.
undefined در نهایت، تحلیل مذکور نتیجه می‌گیرد که بحران سودان به آزمونی برای ادعاهای امارات در زمینه «ثبات‌بخشی منطقه‌ای» تبدیل شده است. در حالی که ابوظبی خود را به عنوان قطب فناوری و صلح معرفی می‌کند، درگیری‌های سودان تصویری متفاوت از یک قدرت مداخله‌گر را ترسیم کرده است. سال ۲۰۲۶ سالی است که در آن فشارها برای پایان دادن به حمایت‌های تسلیحاتی از گروه‌های شبه‌نظامی در سودان به بالاترین حد خود رسیده و ابوظبی ناچار است میان ادامه نفوذ سخت خود در آفریقا و حفظ روابط استراتژیک با غرب، یکی را انتخاب کند.
#امارات #عربستان
https://www.arabnews.com/node/2633270/middle-east
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس@PGulfStudies

۱۳:۲۷

undefinedاز میدان شیبه تا «جنگ نقشه‌ها»؛ ریشه‌های تنش میان دو متحد خلیج فارس
undefinedاسناد دیپلماتیک منتشرشده توسط WikiLeaks نشان می‌دهد ریشه اختلافات مرزی و سیاسی میان عربستان و امارات به توافق ترسیم مرزها در سال ۱۹۷۴ بازمی‌گردد؛ توافقی که ابوظبی بعدها آن را «تحمیلی» توصیف کرد؛ و جنگ سرد سال‌های بعد بین دو کشور را درپی داشت. در تلگرافی به تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۰۴، عبدالله راشد النعیمی، مقام وزارت خارجه امارات، به سفیر آمریکا گفت شیخ زاید بن سلطان آل نهیان این توافق را در شرایطی امضا کرد که برای کسب شناسایی رسمی کشور تازه‌تأسیس ناگزیر بود و ریاض پیش از آن حتی گذرنامه‌های اماراتی را به رسمیت نمی‌شناخت. از نگاه ابوظبی، سه پرونده «ناتمام» باقی مانده بود: میدان نفتی شیبه/الزراره، مرزهای دریایی متصل به قطر و نقطه تلاقی مرزی با عمان.
undefinedدر مقابل، تلگراف ۳۱ ژوئیه ۱۹۷۴ روایت مقام‌های سعودی را منعکس می‌کند: ملک فهد، وزیر کشور وقت، توافق را نتیجه شش ماه مذاکرات «بسیار محرمانه» دانست و آن را موفقیتی راهبردی برای تثبیت دسترسی عربستان به خلیج فارس و منابع انرژی توصیف کرد. او هرگونه اعمال فشار را رد کرد و تأکید داشت که از تکرار تجربه تنش‌آفرین بحران بریمی پرهیز شده است.
undefinedتنش‌ها در میانه دهه ۲۰۰۰ دوباره اوج گرفت؛ به‌ویژه بر سر پروژه پل امارات–قطر از مسیر خورالعدید که ریاض با استناد به ماده ۵ توافق ۱۹۷۴ - مربوط به «حاکمیت مشترک» بر یک کریدور دریایی - آن را مغایر ترتیبات مرزی دانست. تلگراف‌های ۲۰۰۵ از خشم شیخ خلیفه بن زاید و انتقادهای تند شیخ عبدالله بن زاید از آنچه «رفتار قیم‌مآبانه» سعودی توصیف شد خبر می‌دهد. در ژانویه ۲۰۰۶، انتشار نقشه رسمی امارات که مرزها را به‌گونه‌ای متفاوت نشان می‌داد، به آنچه دیپلمات‌ها «جنگ نقشه‌ها» نامیدند دامن زد. در ۲۰۰۹ نیز خروج امارات از اتحادیه پولی خلیج فارس - پس از انتخاب ریاض به‌عنوان مقر بانک مرکزی - و محدودیت‌های مرزی متقابل، بر تنش‌ها افزود؛ هرچند دیدارهای سطح‌بالا در سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱ نشانه‌هایی از تلاش برای مهار بحران به همراه داشت.
#عربستان #امارات
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

۱۷:۴۷

thumbnail
undefinedکاریکاتور جنجالی علیه امارات در رسانه نزدیک به ریاض
undefinedروزنامه ایندیپندنت عربی، رسانه‌ای نزدیک به عربستان سعودی، با انتشار کاریکاتوری جنجالی به امارات حمله کرد. در این طرح، فردی با لباس سنتی اماراتی که شباهتی به محمد بن زاید دارد، در حال گریز از تیرهایی به تصویر کشیده شده که روی آنها نام پرونده‌هایی چون «الفاشر»، «یمن»، «سومالی»، «الجزایر» و «اپستین» نوشته شده است؛ موضوعاتی که منتقدان، ابوظبی را به نقش‌آفرینی مناقشه‌برانگیز در آنها متهم می‌کنند.
undefinedانتشار این کاریکاتور بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی داشت و برخی کاربران سعودی از آن استقبال کردند. ناظران این اقدام را بخشی از تنش رسانه‌ای فزاینده میان ریاض و ابوظبی می‌دانند.
undefinedایندیپندنت عربی نسخه عربی روزنامه بریتانیایی The Independent است که در سال ۲۰۱۹ توسط Saudi Research and Media Group خریداری شد. عضوان الأحمری، سردبیر این روزنامه، در واکنش نوشت: «یک کاریکاتور بهتر از هزار مقاله است».
#عربستان #امارات
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

۱۸:۰۳

undefinedاعلام آمادگی ترامپ برای میانجی‌گری میان ریاض و ابوظبی
undefinedدونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد که می‌تواند اختلاف میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی را «به‌آسانی» حل‌وفصل کند، اما تاکنون شخصاً وارد این پرونده نشده است.
undefinedترامپ در پاسخ به سؤال خبرنگاری در هواپیمای ریاست‌جمهوری هنگام بازگشت به واشنگتن از اقامتگاه خود در مارالاگو در فلوریدا گفت: «نه، وارد نشده‌ام، اما این کار را خواهم کرد.» او تأکید کرد: «آنها واقعاً اختلاف دارند و ما می‌توانیم آن را خیلی راحت حل کنیم.»
undefinedوی افزود: «می‌توانم این موضوع را به‌راحتی حل کنم... بله، واقعاً میانشان اختلافی وجود دارد و می‌توانیم آن را به‌آسانی برطرف کنیم.» ترامپ ادامه داد: «من برای جنگ‌ها و بسیاری از اختلافات میان کشورها راه‌حل پیدا کرده‌ام و شما این را دیده‌اید... این اختلافی است که به‌سادگی قابل حل است.»
undefinedبا این حال، او تصریح کرد که در حال حاضر برنامه مشخصی برای مداخله ندارد و هنوز به‌طور رسمی وارد روند میانجی‌گری نشده است.
undefinedاظهارات ترامپ در شرایطی بیان می‌شود که روابط ریاض و ابوظبی طی ماه‌های اخیر با تنش‌هایی بی‌سابقه روبه‌رو بوده است. پیش‌تر فیصل بن‌فرحان، وزیر خارجه عربستان، از وجود «اختلاف در دیدگاه‌ها» میان دو کشور سخن گفته و تأکید کرده بود که با وجود این تفاوت‌ها، همکاری‌های دوجانبه ادامه خواهد یافت.
#عربستان #امارات
undefinedکانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies

۱۲:۰۰