بله | کانال پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران
عکس پروفایل پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایرانپ

پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران

۱.۲ هزار عضو
thumbnail
undefined در شرایط حاضر که کشور با کمبود موارد اولیه و ضعف در تولید مواجه است، به نظر می‌رسد «رویکرد کفایت» در زندگی و کار می‌تواند بهبود قابل توجهی در تامین موارد اولیه، تولید و مصرف بوجود آورد.
undefinedپایداری در کسب‌وکار ۸: رویکردهای کفایت در شرکت Patagonia
undefinedشرکت پاتاگونیا، تولیدکننده لباس و تجهیزات ورزشی فضای باز، اغلب به‌دلیل تلاش‌های پایداری خود ستایش شده است. این شرکت خدمات تعمیر گسترده‌ای ارائه می‌دهد تا عمر محصولات خود را افزایش دهد. مشتریان می‌توانند از طریق آموزش‌های خودتعمیری، دستورالعمل‌های مراقبت از محصولات یا ارسال تجهیزات به Patagonia یا مراجعه به فروشگاه‌های شرکت، از خدمات تعمیر حرفه‌ای استفاده کنند. همچنین، مشتریان تشویق می‌شوند که اگر دیگر از کالاهای خود استفاده نمی‌کنند، آن‌ها را معاوضه کنند. اقلام استفاده‌شده سپس به‌عنوان کالاهای دست‌دوم فروخته می‌شوند و مشتری اصلی اعتباری برای خریدهای جدید دریافت می‌کند. این تلاش‌ها درنهایت، در تبلیغی معروف به‌نام «این ژاکت را نخرید» در روزنامه نیویورک تایمز در تاریخ ۲۵ نوامبر ۲۰۱۱ به اوج خود رسید. در این تبلیغ جمعه سیاه (بلک فرایدی)، Patagonia از مشتریان بالقوه خواست که «کمتر خرید کنند و قبل از اینکه حتی یک سکه برای این ژاکت یا هر چیز دیگری خرج کنند، تأمل کنند». این تبلیغ با فهرستی دقیق از بارهای محیط‌زیستی یک ژاکت جدید و گزینه‌های شرکت برای کاهش، تعمیر، استفاده مجدد و بازیافت همراه بود. بنابراین، Patagonia نمونه‌ای عالی از به‌کارگیری مدل‌های کسب‌وکار مبتنی بر کفایت است.
#پایداری_در_کسب‌وکارپیوستن به کانال «مدیریت پایداری»:@smbookhttps://ble.ir/smbook

لینک را لمس کنید و به پویش بپیوندید.«پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران» شناسه:https://ble.ir/PouyeshmellidaneshgahianIran

۴:۵۷

thumbnail

۸:۴۰

undefinedجنگ دشمن با سفره‌ها و لامپ‌هاundefined"تاب‌آوری واقعی، ترکیبی از غیرتِ ملی، عقلانیتِ مصرفی، و حس مسئولیتِ جمعی است."
undefined️ بسیاری فکر می‌کنند نباید بگذارند حرف از آماده‌سازی مردم برای روزهای سخت بزنیم، فکر می‌کنند این کارفقط باعث ایجاد ترس و ناامیدی است. انگار مردمی که درخیابان شعار مرگ براسرائیل می‌دهند وصدای انفجار را می‌شنوند، ظرفیت یا توان آگاه شدن از ابعاد اقتصادی و معیشتی جنگ راندارند و دیگر نیازی نیست درمورد مدیریت مصرف، ذخیره‌ی هوشمند یا بهینه‌سازی زندگی روزمره بدانند. این اشتباه بزرگ و مهلکی است.
undefined️ ما تصور می‌کنیم اگربه مردم بگوییم باید جوردیگری مصرف کنید، آن‌ها را ناامید کرده‌ایم. اما ناامیدیِ واقعی آنجا است که بحران ازراه برسد وما هنوز بلد نباشیم چطور با داشته‌هایمان، زمان بخریم.آمادگی برای جنگ، فقط آمادگی برای آوار نیست؛ آمادگی برای مدیریتِ قطره قطره‌ی حیاتی است که در رگ‌های شهر جاری است.undefined️ ما دچار شرم بی‌جا شده‌ایم ونمی‌دانیم شرم واقعی کجا است. شرم واقعی آنجا است که وقتی تاریخ را ورق می‌زنند، بگویند ملتی بودند که زیر بارانِ موشک ایستادند، اماچون نحوه‌ی دوام آوردن با داشته‌هارا تمرین نکرده بودند، ازدرون فرسوده شدند.به بیان دیگر ما یادگرفته‌ایم که دربرابر صدای انفجار، شجاع باشیم؛ اما یادنگرفته‌ایم که در برابرکمبود، هوشمندانه رفتار کنیم. این یک لکنتِ خطرناک درفرهنگ امروز ماست: اینکه خجالت می‌کشیم از اندازه نگه داشتن حرف بزنیم، چون می‌ترسیم به فقر یا ناداری تعبیر شود.
undefined️ واقعیت این است که حمایت ازکشور و مقاومت دربرابر فشارخارجی، علاوه بر شور، وطن‌پرستی و حضور درتجمعات، بخش مهم دیگری نیز دارد، آن هم "تاب‌آوری درونی جامعه" است. یعنی مردمی که هم دلشان برای وطن می‌تپد، این را هم بلدباشند که درشرایط محدودیت و فشاراقتصادی، زندگیشان را مدیریت کنند بدون اینکه زیر فشار له شوند یا بشکنند.
undefined️ ما امروز درشبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها تقریباً هیچ گفت‌وگوی جدی و مسئولانه‌ای درباره‌ی این موضوع‌ها نمی‌بینیم:
- undefinedچه‌طور مصرف آب، برق، گاز ومواد غذایی را هوشمندانه‌تر کنیم؟- undefinedچه‌طور از دور ریختن نان، برنج ومواد قابل نگهداری جلوگیری کنیم؟- undefinedچه‌طور ذخیره‌ی حداقلی و هوشمند فراهم کنیم بی اینکه احتکار کنیم؟- undefinedچطور ذهنیت صرفه‌جویی = افتخار را در خانواده‌ها زنده کنیم، نه اینکه آن را مسخره کنیم یا با برچسب‌هایی مثل خِسَّت (خسیسی) لکه‌دارش کنیم؟
undefined️ در کشورهای دیگر(حتی اسپانیا که درحال فاصله گرفتن از سیاست‌های زورگویانه‌ی آمریکا است) صراحتاً از استقلال انرژی، کربن‌زدایی و حاکمیت ازطریق کاهش وابستگی حرف می‌زنند، اما گروهی از مسئولان ما انگارهنوز خجالت می‌کشند که به مردم بگویند: "دور ریختن غذا و هدردادن انرژی درشرایط جنگی و تحریمی، چیزی کمتراز خیانتِ نادانسته به مقاومت و کمک به دشمن نیست."
undefined️ ما نیاز داریم که غرورمان را به مصرفِ بی‌محابا گره نزنیم. نیاز داریم که صریح و بی‌پرده، درمدارس، درخانه‌ها و دررسانه‌ها، فنِ ماندن درشرایط سخت را تمرین کنیم. اگر یاد نگیریم که چطور با منابعِ محدود، عمرِ ایستادگیمان را طولانی کنیم، تمام آن شجاعت‌های زیرِصدایِ انفجار، در برابرِ واقعیتِ سردِ سفره‌ها، بی‌دفاع خواهد ماند.
undefined"پیشنهاد عملی و ساده:"زمان آن رسیده که مسئولان فرهنگی، رسانه‌ی ملی، سخنرانانِ تجمعات، سرایندگانِ اشعارِ نوحه‌ها و مادرانِ خانواده‌ها، بدون ایجاد وحشت، یک کارزارِصادقانه و مستمر راه بیندازند بااین پیام مرکزی که : «دفاع از وطن فقط در پای لانچر نیست؛ درآشپزخانه، در قبض برق و در یخچال خانه هم ادامه دارد».
undefined️ متن‌های کوتاه، داستان‌های واقعی از جنگ‌های گذشته ( ازمشروطیت گرفته تا جنگ‌های جهانی و خاطرات جنگ تحمیلی هشت ساله‌ی خودمان) آموزش‌هایِ عملی مدیریت مصرف، و تشویق به صرفه‌جوییِ شرافتمندانه باید به بخشی طبیعی، از گفتمانِ روزمره تبدیل شود. undefinedجامعه‌ای که بلد نباشد درروزهای سخت، دانه‌ی گندم و قطره‌ی سوخت را به چشمِ سلاح ببیند، پیش از آنکه درمیدانِ جنگ پیروز شود، در آشپزخانه‌ها، پمپ‌بنزین‌ها و نیروگاه‌های برقش، شکست خواهد خورد.
undefined️ اگر مردم را فقط برای احساسات قوی آماده کنیم ولی برای سختی‌های مادی و روزمره آماده نکنیم، در بلندمدت ممکن است همان شور شریف خیابان‌ها و تجمعات و حمایت مردمی دچار فرسودگی شود.undefinedتاب‌آوری واقعی، ترکیبی از غیرتِ ملی، عقلانیتِ مصرفی، و حس مسئولیتِ جمعی است."هرچند باید قبل از تهاجم اسفندماه این کار را می‌کردیم، اما هنوز هم فرصت هست که این بخش دوم را هم جدی بگیریم، بدون خجالت و بدون تعارف."قناعت در زمانه‌ی بحران، فقر نیست؛ حرفه‌ای‌گری است.دور نریختنِ چیزی که می‌تواند جانِ فردا را نجات دهد، خِسَّت نیست؛ شرف است.
undefined️ باید یاد بگیریم که نان، سوخت و آب، ذخایرِ استراتژیکِ قلعه‌ای هستند که ما نگهبانش هستیم. "دور ریختن

۹:۰۵

ِ" هرتکه از آن‌ها، "خالی کردن" خشابِ "سیدمجیدِ نقطه‌زن" است.
||undefined ||undefined ||undefinedانجمن ترویج‌فرهنگ مسئولیت‌اجتماعی undefined نشر حداکثری لطفا!!!undefined لینک را لمس کنید و به پویش بپیوندید.«پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران»
undefined شناسه:https://ble.ir/PouyeshmellidaneshgahianIran

۹:۰۵

thumbnail
بیانیه انجمن جامعه‌شناسی در خصوص تداوم محدودیت بر شبکه بین‌المللی اینترنت و اتصال اینترنت‌ طبقاتی
بیش از دوماه است که انسداد گسترده و مداوم اینترنت، سازمانِ زندگی روزمره در ایران را با اختلالی عمیق مواجه کرده است. در جهان شبکه‌ای امروز، دسترسی به اینترنت نه یک امتیاز اعطایی، بلکه «حق طبیعی» و زیرساخت بنیادینِ زیست‌جهان شهروندان است. هرگونه تحدید در این عرصه، به معنای تعرض به «حق بر فضای عمومی» و مخدوش کردن پیوندهایی است که قوام‌بخش جامعه در لایه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی و آموزشی است.توجیهاتِ ناظر بر «امنیت زیرساختی و ضرورت‌های جنگی» در حالی دسترسی توده مردم را مخلِ ثبات می‌پندارند که تداوم بهره‌مندی مسئولان از این فناوری و از سوی دیگر، فروش اینترنت آزاد با قیمت‌های گزاف در بازارهای غیررسمی، اعتبار این استدلال‌ها را مخدوش کرده است. این رویکرد دوگانه نشان می‌دهد که امنیت، به ابزاری برای فرصت‌طلبی‌های مالی و تبدیل یک حق عمومی به «کالایی طبقاتی» بدل شده که تنها برای صاحبان نفوذ و اقشار برخوردارِ اقتصادی در دسترس است. از سوی دیگر، نسبت دادن «ساخت‌یابی اعتراضات» به فضای مجازی، نادیده گرفتن ریشه‌های عینی نارضایتی در بطن جامعه است؛ ابزارها صرفاً حامل پیام‌اند و انسداد آن‌ها نمی‌تواند جایگزین تدبیر برای حل بحران‌های ساختاری شود. همچنین، رویکرد حذفی با هدف کنترل تربیتیِ «نسل ارتباط‌بنیادِ جوان و نوجوان»، نشان از عدم درک هویتی نسلی دارد که کار، آموزش و فراغت خود را در این بستر معنا کرده است؛ این نگاه قیم‌مآبانه تنها به انباشت خشم و بیگانگیِ بیشتر میان این نسل و ساختار حکمرانی دامن می‌زند.پیامدهای این وضعیت، فراتر از نابودی معیشتِ میلیون‌ها نفر در کسب‌وکارهای خرد، به شکل‌گیری یک «شکاف دیجیتال» عمیق و «بی‌اعتمادی ساخت‌یافته» منجر شده است. تداوم این روند، فاصله میان مردم و حاکمیت را به مرزی نگران‌کننده رسانده و سرمایه اجتماعی را به‌شدت فرسوده می‌کند. در این میان، اصرار بر طرح‌هایی چون «اینترنت طبقاتی» (که در قالب‌های تبعیض‌آمیزی چون اینترنت پرو یا ویژه مطرح می‌شود)، مصداق بارز «نابرابری ساختاری» است. ایجاد شهروندان درجه‌بندی‌شده در دسترسی به اطلاعات، احساس محرومیتِ نسبی را در اکثریت جامعه به خشمی پایدار بدل کرده و انسجام ملی را بیش از پیش تهدید می‌کند.انجمن جامعه‌شناسی ایران هشدار می‌دهد که تضعیف بی‌محابای پیوندهای ارتباطی جامعه در لوای تصمیمات کوتاه‌مدت، گسست‌های جبران‌ناپذیری را در آینده رقم خواهد زد. ما خواهان بازگشایی فوری، پایدار و بدون تبعیض اینترنت هستیم و باور داریم که راه رسیدن به ثبات، نه در انسداد فضای مجازی، بلکه در احترام به حقوق شهروندی و بازسازی اعتمادِ آسیب‌دیده میان دولت و ملت نهفته است.
انجمن جامعه‌شناسی ایران
#انجمن_جامعه‌شناسی_ایرانلینک را لمس کنید و به پویش بپیوندید.«پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران»
undefined شناسه:https://ble.ir/PouyeshmellidaneshgahianIran
‏@iran_sociology

۲۰:۳۱

بازارسال شده از خبرگزاری شفقنا
thumbnail
undefined هنگام حمله هوایی، کجای خانه امن است؟
undefinedچند توصیه جمعیت هلال احمر برای جلوگیری از مصدومیت هنگام حمله هوایی
خبرگزاری بین المللی شفقنا@shafaqna

۲۰:۵۷

بازارسال شده از خبرگزاری صدا و سیما
thumbnail
undefined حضور ۲هزار جهادگر در ۱۲۲ نقطه آسیب‌دیده تهران
دبیر قرارگاه مردمی شهرداری تهران:
undefinedاز ابتدای جنگ سوم، ۱۰۰ گروه جهادی با ۲۰۰۰ نیرو در قالب ۴۰۹ اعزام به ۱۲۲ نقطه آسیب‌دیده اعزام شدند.
undefinedتاکنون ۳۸ کارگاه شیشه‌بری فعال شده و علاوه بر شیشه‌گذاری گسترده، مرمت جزئی ۴۰۰۰ واحد نیز در حال انجام است.
@iribnews

۵:۳۲

thumbnail
وقتی سایه جنگ سنگین است
آماده‌سازی روانی در زمانه تهدید جنگ
دکتر علی ثاقبی – روان‌پزشک، روان‌درمان‌گر
در روزهایی که سایه جنگ سنگین می‌شود،طبیعی است که ذهن ما اول سراغ «آماده‌سازی بیرونی» برود:آب و غذا، کیف اضطراری، مسیر خروج…
اما در این میان مساله‌ای بسیار مهم هست،که معمولا از نظرها دور می‌ماند:آماده‌سازی روانی.
بحران جنگ فقط خانه و خیابان را به‌هم نمی‌ریزد؛نظم درونی آدم‌ها را هم می‌لرزاند.و اگر پیشاپیش چند «قرار کوچک» برای ذهن نگذاشته باشیم،در لحظه تهدید، تصمیم‌گیری سخت‌تر می‌شود،رابطه‌ها شکننده‌تر می‌شوند،و آشفتگی، بی‌صدا از درون شروع می‌کند به خوردن توان ما.


سه اصل آمادگی روانی
در تهدید جنگ، ذهن خیلی زود به «حالت بقا» می‌رود.
پس هدف ما نباید این باشد
که بتوانیم در این شرایط «عالی» عمل کنیم.
هدف این است که بدترین سناریو را،
با کمترین فروپاشی، از سر بگذرانیم.

اگر بخواهیم یک قطب‌نما برای «کمک‌های اولیه روانی» داشته باشیم،
پنج اصل ساده راه را روشن می‌کند:
- برقراری امنیت
- آرام‌سازی روانی
- ایجاد حس توانمندی و کارآمدی
- حفظ پیوندها
- زنده‌نگه‌داشتن امید

برای این کار، سه قاعده بیش از همه کمک می‌کند:
۱) پیش‌قرارها: چیزهایی که باید قبل از اوج تهدید تعیین شوند.
۲) کاهش آشفتگی: کم‌کردن ورودی‌های آشفته‌ساز و تصمیم‌های هم‌زمان.
۳) لنگرهای کوچک: ابزارهایی که می‌توانند در لحظه، برانگیختگی سیستم عصبی را چند درجه پایین بیاورند.


راهکارهای عملی
فاز اول: پیش از اوج
۱) قرارداد خانوادگیدر بحران، بحث‌های طولانی معمولا به نتیجه نمی‌رسند؛فقط داغ‌تر و مخرب‌تر می‌شوند.
پس یک صفحه کاغذ بردارید و بنویسید:
الف) نقش‌ها• یک نفر «تصمیم‌گیرنده اجرایی» • یک نفر «متصدی ارتباطات» (تماس‌ها، پیام‌ها، خبرگیری،…)• یک نفر «مسئول تدارکات»• یک نفر «مسئول کودک/سالمند/…» … •
این تقسیم نقش، نه قدرت‌طلبی است و نه کنترل‌گری؛صرفا برنامه‌ریزی برای کاهش آشفتگی است.
ب) قاعده طلایی بحث:«الان وقت حل‌وفصل اختلاف‌های قدیمی نیست؛الان صرفا زمان به حداقل‌رساندن آسیب است.»
پ) کلمه توقفیک کلمه/عبارت کوتاه توافقی که یعنی:«الان ظرفیت گفت‌وگو ندارم؛ بحث را نگه داریم.»در لحظه‌های تهدید، رعایت همین کلمه رمز «توقف»گاهی مهم‌تر از هر مهارت ارتباطی است.


۲) نقشه ارتباطات: وقتی شبکه‌ها به‌هم‌ می‌ریزند

در بحران، اضطراب فقط از خطر نیست؛
از «بی‌خبری» هم هست.

با دوستان/خانواده/همسایه‌های قابل‌اعتماد،
یک قرار ساده بگذارید:

• اگر اینترنت قطع شد، کی خبر می‌گیریم؟
• از کجا/چه مسیری؟
• اگر تماس تلفنی هم ممکن نبود، راه ارتباط ما چیست؟

قرارهای کوچک، جلوی آشفتگی‌های بزرگ را می‌گیرند.


۳) بهداشت خبری: نه «ترک اخبار»، نه «بمباران اطلاعات»
در تهدید جنگ، خبر می‌تواند به‌جای کاهش ابهام،فقط اضطراب خام تزریق کند.
چند قاعده ساده:• بازه‌های کوتاه پیگیری اخبار (نه چک‌کردن ممتد)• فقط از چند منبع مشخص و معتبر• خاموش‌کردن نوتیفیکیشن‌ها (مخصوصا شب‌ها)• دوری از تصاویر خشن و بازپخش‌های تکراری
مغزی که زیر هجوم سیل اخبار هولناک است،نه دقیق‌تر می‌فهمد،و نه بهتر تصمیم می‌گیرد.


۴) مراقبت حداقلی از بدن: به اندازه حفظ «کارکرد»

در بحران، بدن اگر فرو بریزد،
روان هم فرو می‌ریزد.

پس یک هدف حداقلی، حفظ نظم در:
خواب / غذا /تحرک / تماس انسانی امن
خواهد بود.

نه برای به‌دست آوردن حال خوب،
صرفا برای حفظ کارکرد حداقلی بدن و روان


۵) کیت آفلاین روانبرای وقتی که اینترنت نیستو ذهن برانگیخته است.
قرار دادن یک برگه روی یخچال یا داخل کیف:• سه شماره تماس نفرات امن• سه کار آرام‌ساز مختصر و مفید (شخصی‌سازی شده)• سه جمله لنگر آرامش
سه جمله لنگر پیشنهادی:۱) «همه مشکلات را قرار نیست امروز حل کنم.»۲) «الان فقط وقت تمرکز بر گام همین لحظه است.»۳) «این نیز بگذرد.»
و چند ابزار کوچک اما موثر:توپ استرس، آدامس، یک عطر آشنا، یک فایل صوتی آفلاین آرام‌سازی.
تمرین یک مهارت ساده: «تنفس جعبه‌ای»۴ ثانیه دم، ۴ ثانیه نگه‌داشتن، ۴ ثانیه بازدم، ۴ ثانیه مکث(اگر سرگیجه یا بدحالی آمد،تمرین را قطع کنید و به تنفس طبیعی برگردید.)


فاز دوم: هنگامه اوج

۶) کوچک‌سازی تصمیم‌ها
در حالت بقا، مغز توان تصمیم‌های بزرگ ندارد.
پس تصمیم‌ها را خرد کنید:

الان کجا برویم؟
بعدش چه کنیم؟
چه کسی تماس بگیرد؟
چه چیزی برداشته شود؟
و…

کوچک‌سازی، چاره آشفتگی است.


۷) کمک در بحران: حرف کمتر، کار بجاتر
در لحظه‌های تهدید،کمک معمولا ارائه «تحلیل» نیست.بلکه: حضور امن، گوش‌دادن، کمک عملی.
اگر کسی می‌خواهد حرف بزند، گوش بده.اگر نمی‌خواهد، فشار نیاور.
تامین آب، غذا، و کم‌کردن محرک‌های تهدیدگاهی از هزار جمله بیشتر اثر دارد.
ادامه در پست بعدی undefinedundefinedundefinedundefined

۵:۴۳

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedبخش دوم (ادامه از پست قبل)
۸) مراقبت از کودکان: روال ثابت، جمله‌های ثابت
سه راهکار:• دور نگه‌داشتن از تصاویر و خبرهای آسیب‌زا• روال ثابت روزانه (خواب / تغذیه / فعالیت بدنی / ارتباط با افراد امن)• مهیا کردن فضای امن برای بیان دغدغه‌ها و احساسات
سه جمله ثابت:۱) «من همیشه کنارت هستم.»۲) «کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که مراقب هم باشیم.»۳) « خانواده ما قدم‌به‌قدم و با هم جلو می‌ریم.»
و یک تمرین ساده: «اگر جدا شدیم…»نقطه ملاقات + شماره تماس روی کاغذ + یک جمله کوتاه قابل‌حفظ.
*
به خاطر داشته باشیم کهدر بحران قرار نیست قهرمان باشیم.فقط قرار است مراقب خود و دیگران باشیم،تا کمتر آسیب ببینیم،و بتوانیم از دل این روزگار پرهراس بگذریم.در این زمانه،همین گام‌های به ظاهر کوچک،کم از قهرمانی نیست./
کانال دکتر علی ثاقبی- روان‌پزشک و روان‌درمانگر

۵:۴۶

thumbnail
از حکمت تا قبیله‌گراییگزارشی تحلیلی از آیین گرامیداشت مقام استاد در وزارت علومدکتر ژاله حساس خواه عضو هیات علمی دانشگاه گیلانبخش اول
undefined️ آیین «گرامیداشت مقام استاد و یادبود استادان شهید» که با دعوتنامه ای رسمی و مناسبت محور، عصر سه شنبه ۱۵ اردیبهشت از طریق بستر مجازی وزارت علوم برگزار شد، در عمل به روایتی زنده از وضعیت متلاطم دانشگاه در شرایط جنگی و گذار بدل گشت. روایتی که در آن، هم تلاش برای بازتعریف نقش استاد در چارچوب ارزشهای اخلاقی و حکمرانی به چشم می خورد و هم نشانه هایی از نارضایتی، شکاف و پرسشگری نسبت به وضعیت موجود بروز پیدا می کرد.undefined️ پس از سخنان افتتاحیه توسط معاون فرهنگی وزارت عتف، سخنرانی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری جهت‌گیری اصلی بحث را تبیین کرد . وی ، جنگ را نه صرفاً یک رخداد نظامی، بلکه عاملی در دگرگونی ذهنیت جهانی نسبت به توانمندی جمهوری اسلامی ایران و نیز فرسایش حتی برخی باورها و ارزش‌های داخلی معرفی کرد. او در عین حال بر یک نکته مهم تأکید کرد افزود که همین جنگ توانست بخشی از نمادهای ملی ازدست‌رفته، از جمله پرچم و احساس تعلق جمعی را دوباره احیا کند و به نوعی بازگشت به هویت مشترک را ممکن سازد. از نظر ایشان، در این چارچوب، مسئله اصلی دانشگاه دیگر محدود به آموزش تخصصی باقی نمی‌ماند و پرسش از «نقش اجتماعی و اخلاقی استاد» به‌طور جدی مطرح می‌شود. او تصریح کرد که استاد اگر صرفاً به انتقال دانش بسنده کند، در بهترین حالت یک آموزش‌دهنده موفق خواهد بود، نه یک استاد به معنای کامل، و از این رو بر ضرورت برخورداری از فهم مترقی، تشخیص صحیح در برابر شبه‌علم و ایفای نقش تربیتی تأکید کردundefined️ این سطح از بحث در سخنان دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت‌بندی نظری‌تری پیدا کرد و تلاش شد میان حکمرانی و حکمت پیوند برقرار شود. در این نگاه، استاد دانشگاه باید از سطح تخصص صرف عبور کند و به جایگاهی برسد که بتواند عقلانیت، فضیلت و خدمت را در عمل به هم پیوند بزند و به نوعی «حکیم» در عرصه اجتماعی تبدیل شود. با این حال، فاصله میان این زبان مفهومی و تجربه زیسته استادان در دانشگاه، در فضای جلسه به‌وضوح احساس می‌شد و این پرسش را ایجاد می‌کرد که این مفاهیم چگونه می‌توانند به سطح سیاست و عمل ترجمه شوند.undefined️ در بخش دیگری از نشست، رویکردی عمل‌گرایانه‌تر توسط مشاور وزیر عتف مطرح شد که تلاش می‌کرد دانشگاه را در مقام یک نهاد توسعه‌گرا بازتعریف کند و از تجربه کشورهایی مانند آلمان، ژاپن و کره که پس از جنگ مسیر بازسازی را طی کرده‌اند الهام بگیرد. در این روایت، بر پرکاری استادان، تداوم فعالیت دانشگاه فراتر از ساعات اداری و حرکت به‌سوی دانشگاه‌های جامعه‌محور تأکید شد و پیشنهاد شد که دانشگاه‌ها در بازه‌های بلندمدت بر حوزه‌های مشخص تمرکز کنند تا به مرجعیت علمی پایدار دست یابند. این نگاه، اگرچه از حیث مدیریتی قابل توجه بود، اما کمتر به پیچیدگی‌های اجتماعی و شکاف‌های درونی دانشگاه می‌پرداخت و بیشتر بر ظرفیت‌ها تأکید می‌کرد.
undefined️ نقطه‌ای که جلسه را از یک روایت یکنواخت خارج کرد، سخنان انتقادی برخی استادان، منجمله دکتر نعمت الله فاضلی، بود که تلاش کردن مسئله را از زاویه‌ای متفاوت ببینند. در این بخش، مفهوم «مسئولیت میهنی» مطرح شد و بر این نکته تأکید شد که در شرایط بحران، استاد نمی‌تواند صرفاً در چارچوب‌های محدود حرفه‌ای باقی بماند، بلکه باید نسبت به سرنوشت جامعه خود احساس تعهد فعال داشته باشد. ارجاع به دیدگاه‌های ماکس وبر برای نشان دادن امکان جمع میان کنش علمی و تعهد ملی، به این بحث عمق بیشتری می‌داد و آن را از سطح شعار فراتر می‌برد. در عین حال، مهم‌ترین بخش این نقدها به مسئله قبیله‌گرایی و شکاف‌های اجتماعی در کشور بازمی‌گشت و این نکته مطرح می‌شد که جامعه دانشگاهی نیز از این شکاف‌ها مصون نمانده است.در همین چارچوب، ایده جایگزینی «همکاری» به‌جای «همبستگی» توسط ایشان مطرح شد؛ ایده‌ای که امکان کنش مشترک میان گروه‌های متفاوت را، بدون نیاز به همسان‌سازی فکری، فراهم می‌کند و می‌تواند مبنایی برای کاهش تنش‌ها فراهم آورد. این نگاه، دانشگاه را به‌عنوان فضایی برای میانجی‌گری، گفت‌وگو و به‌رسمیت‌شناختن تکثر بازتعریف می‌کند. در ادامه، برخی دیدگاه‌ها نیز بر نقش‌های چندگانه دانشگاه در شرایط بحران تأکید داشتند و آن را نهادی می‌دانستند که باید هم‌زمان به نیازهای علمی، اجتماعی و حتی روانی جامعه پاسخ دهد.ادامه در بخش دوم...لینک را لمس کنید و به پویش بپیوندید.«پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران»
undefined شناسه:https://ble.ir/PouyeshmellidaneshgahianIran
undefined

۰:۰۴

thumbnail
از حکمت تا قبیله‌گراییگزارشی تحلیلی از آیین گرامیداشت مقام استاد در وزارت علوم
دکتر ژاله حساس خواه عضو هیات علمی دانشگاه گیلانبخش دومادامه... undefined️ با این حال، آنچه در لایه پنهان جلسه قابل مشاهده بود، نوعی تناقض میان گفتار و ساختار به نظر می‌رسید. از یک سو، تقریباً همه سخنرانان بر اهمیت گفت‌وگو، مدارا و پذیرش تفاوت‌ها تأکید می‌کردند، اما از سوی دیگر، نشانه‌هایی از محدودیت در مشارکت آزاد و تنوع دیدگاه‌ها در خود جلسه دیده می‌شد و این امر این پرسش را تقویت می‌کرد که تا چه حد این دعوت به تکثر در سطح نهادی تحقق یافته است؟! این شکاف، یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف جلسه را شکل می‌داد و باعث می‌شد بخشی از سخنان در سطح توصیه باقی بماند.undefined️ در کنار این ضعف‌ها، نقاط قوتی نیز وجود داشت که نمی‌توان از آن‌ها چشم‌پوشی کرد که می‌توان به طرح صریح برخی مسائل واقعی، حضور صداهای انتقادی و تلاش برای پیوند دادن حوزه‌های مختلف فکری اشاره کرد. این ویژگی‌ها نشان می‌داد که دانشگاه هنوز ظرفیت بازاندیشی و نقد را بطور کامل از دست نداده و می‌تواند همچنان به‌عنوان بستری برای گفت‌وگو باقی بماند.undefined️ در جمع‌بندی، این نشست تصویری از دانشگاهی ارائه می‌داد که در وضعیت تعلیق میان چند رویکرد قرار دارد و هنوز به یک مسیر روشن و منسجم نرسیده است. از یک سو، تأکید بر اخلاق و حکمت دیده می‌شود، از سوی دیگر نگاه توسعه‌گرا مطرح می‌شود و در کنار آن نقدهای اجتماعی نیز حضور دارند، اما این سه مسیر هنوز به یکدیگر متصل نشده‌اند. پاسخ به پرسش اصلی جلسه، یعنی مسئولیت استاد در شرایط جنگ و گذار، زمانی معنا پیدا می‌کند که این شکاف‌ها کاهش یابد و امکان گفت‌وگوی واقعی، پذیرش تفاوت و تعریف عملی مسئولیت اجتماعی دانشگاه فراهم شود، در غیر این صورت، حتی مهم‌ترین مفاهیم نیز در حد شعار باقی می‌مانند و به تغییر ملموس در واقعیت دانشگاهی منجر نمی‌شوند.
لینک را لمس کنید و به پویش بپیوندید.«پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران»
undefined شناسه:https://ble.ir/PouyeshmellidaneshgahianIran

۰:۱۵

بازارسال شده از نبض ایران؛ صدای دانشگاه
thumbnail
سند جنایت جنگی

تصاویر دردناکی که در این ویدئو مشاهده می‌کنید را هرگز نخواهید دید. نازنین زهرا دانش‌آموز مدرسه میناب بود، هنگامی که آمریکا و اسرائیل این مدرسه را بمباران کردند، وی دچار مجروحیت و آسیب چشمی شدید شد. ترکش‌های ابتدای فیلم از چشم او خارج شده است.
صحبت کردن از جنایات آمریکا و اسرائیل در مدرسه شجره طیبه میناب و کشتن ۱۶۸ دانش آموز و معلم بسیار سخت است...

Evidence of a War CrimeYou will never see the painful images shown in this video. Nazanin Zahra was a student at the Minab school. When the US and Israel bombed this school, she suffered severe injuries and damage to her eyes. The shrapnel you see at the beginning of the video is being removed from her eye.
It is very difficult to speak about the US and Israeli atrocities at the Shajareh Tayyebeh School in Minab and the killing of 168 students and teachers.
undefined#نبض_ایران_صدای_دانشگاه@stu_media

۰:۵۴

thumbnail
## اعتماد اجتماعی؛ زیر‌بنای اعتماد ملی و نقش نهادهای اجتماعی دکتر محمد نقی فراهانی – روان‌شناس شخصیت**
undefinedاز بنیادی‌ترین مراحل رشد و تحول انسان، شکل‌گیری حس اعتماد به محیط پیرامون است. این حس، نخستین تجربه روانی‌ای است که به فرد می‌آموزد جهان مکانی قابل پیش‌بینی، پاسخگو و امن است. با شکل‌گیری این احساس، فرد خود را جزئی از جامعه می‌داند و از طریق همین پیوند روانی می‌تواند نیازهای بنیادین خویش را تأمین کند.
### خانواده؛ خاستگاه نخستین اعتماد
پایه‌های این حس اعتماد در خانواده نهاده می‌شود. خانواده به‌مثابه پلی ایمن عمل می‌کند که کودک از طریق آن، جهان را تجربه می‌کند. کیفیت روابط عاطفی، ثبات رفتاری والدین، انسجام و صداقت در تعاملات خانوادگی، نخستین الگوهای اعتماد را در ذهن فرد حک می‌کند.
اگر کودک در این مرحله بیاموزد که نیازهایش دیده می‌شود و پاسخ مناسبی دریافت می‌کند، به تدریج این اعتماد را به محیط‌های گسترده‌تر تعمیم می‌دهد.
### گسترش اعتماد از محیط نزدیک به ساختارهای کلان
پس از خانواده، حلقه‌های بعدی اعتماد شامل محیط‌های جغرافیایی و اجتماعی نزدیک می‌شود: - مدرسه - مراکز دینی - محیط کار - بازار و بنگاه‌های اقتصادی - نهادهای اداری و خدماتی
این فرآیند در ظاهر از پایین به بالا شکل می‌گیرد؛ یعنی از فرد و خانواده آغاز شده و به نهادهای بزرگ‌تر اجتماعی می‌رسد. اما واکنش‌ها و سیاست‌گذاری‌ها می‌توانند از بالا به پایین عمل کنند؛ از طریق نظامات رسمی و غیررسمی، ساختارهای مدیریتی، رسانه‌ها، نظام آموزشی و فرهنگی.
در این میان، *عاملیت فردی نقش محوری دارد. هرچند ساختارها می‌توانند بستر رشد یا تضعیف اعتماد را فراهم کنند، اما انگیزه، مسئولیت‌پذیری و کنش فعال فرد عامل تعیین‌کننده‌ای در پایداری این اعتماد است. هرچه عوامل بیرونی نقش پررنگ‌تر و مداخله‌گرانه‌تری داشته باشند، امکان کاهش عاملیت فردی و شکل‌گیری الگوهای یک‌سویه در روابط اجتماعی افزایش می‌یابد.

### پیامدهای تضعیف اعتماد

زمانی که اعتماد در سطوح کلان آسیب ببیند، آثار آن به‌صورت دومینویی در تمامی لایه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. بی‌اعتمادی تنها محدود به یک نهاد خاص نمی‌ماند؛ بلکه به‌تدریج به روابط اقتصادی، آموزشی، فرهنگی، دینی و حتی خانوادگی سرایت می‌کند.

در چنین شرایطی، سرمایه اجتماعی کاهش می‌یابد، همکاری جمعی دشوار می‌شود و افراد به جای مشارکت فعال، به کناره‌گیری یا رفتارهای تدافعی روی می‌آورند.

### بیداری حس مشترک و بازسازی اعتماد

با این حال، تجربه‌های مشترک و موقعیت‌های حساس می‌توانند زمینه احیای حس تعلق و همبستگی را فراهم آورند. گاهی یک تهدید بیرونی یا یک رخداد جمعی، احساس هویت مشترک را فعال می‌کند و افراد را حول مفهومی واحد گرد می‌آورد؛ مفهومی که می‌تواند در قالب «وطن»، «سرزمین»، یا «هویت جمعی» تجلی یابد.

در چنین بزنگاه‌هایی، حس اعتمادِ رنگ‌باخته دوباره جان می‌گیرد و خانواده‌ها، نهادهای آموزشی، مذهبی و اجتماعی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. این همگرایی نشان می‌دهد که اعتماد اجتماعی، هرچند ممکن است تضعیف شود، اما ظرفیت بازسازی نیز دارد.

### نقش نهادهای اجتماعی در تداوم اعتماد

نهادهای اجتماعی ـ اعم از مدرسه، دانشگاه، مراکز فرهنگی و دینی، رسانه‌ها و سازمان‌های خدماتی ـ وظیفه دارند چراغ اعتماد را فروزان نگه دارند. این مهم از طریق چند اصل روان‌شناختی محقق می‌شود:

1.
شفافیت در عملکرد
2.
پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری
3.
عدالت در برخورد با افراد
4.
احترام به کرامت انسانی
5.
تقویت گفت‌وگوی سازنده*

اعتماد زمانی پایدار می‌ماند که افراد احساس کنند دیده می‌شوند، شنیده می‌شوند و در سرنوشت اجتماعی خود نقش دارند.
### جمع‌بندی روان‌شناختی
از منظر روان‌شناسی شخصیت، اعتماد اجتماعی امتداد همان «اعتماد بنیادی» است که در سال‌های نخست زندگی شکل می‌گیرد. جامعه‌ای که بتواند این اعتماد را در سطوح مختلف حفظ و تقویت کند، از سرمایه‌ای برخوردار خواهد بود که توسعه، همبستگی و امنیت روانی را تضمین می‌کند.
اعتماد ملی نه یک شعار، بلکه نتیجه فرآیندی تدریجی، متقابل و مبتنی بر مسئولیت مشترک است؛ فرآیندی که از خانواده آغاز می‌شود، در نهادهای اجتماعی گسترش می‌یابد و در سطح کلان به انسجام و همدلی جمعی می‌انجامد.لینک را لمس کنید و به پویش بپیوندید.«پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران»
undefined شناسه:https://ble.ir/PouyeshmellidaneshgahianIran

۲۳:۵۵

thumbnail
برای دوستان و همکارانم در هلال احمر؛ از دکتر آراسب دباغ مقدم؛ استادیار دانشگاه علوم پزشکی:
هجدهم اردیبهشت ماه، مصادف با ۸ ماه می، روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر است. این روز را به تمامی همکاران و دوستان هلال احمری، به ویژه اعضای تیم ((آنست)) (آموزش و نگهداری سگ های تجسس) که در ایام دو جنگ اخیر به خصوص جنگ ۴۰ روزه، از دل و جان مایه گذاشتند، تبریک عرض می کنم. زحمات بشردوستانه ی این عزیزان، با هیچ کلامی و با هیچ پاداش مادی، قابل جبران نیست و در معیارهای مادی این جهان نمی گنجد. این افتخار را داشتم که در موارد محدودی که انفجارها نزدیک منزلمان بود، این عزیزان را همراهی کنم و کمک های کوچکی در حد توانم به هموطنان آسیب دیده داشته باشم. فعالیت و از جان گذشتگی این عزیزان، بی نظیر و مثال زدنی بود؛ به ویژه در لحظات اولیه که وارد ساختمان ها و اماکن نیمه ویران شده می شدند که هر قدمش، خطری آنها را تهدید می کرد. خطر سیم های لخت و آویزان شده ی برق، خطر لوله های قطع شده ی گاز و نشت آن، خطر مهمات عمل نکرده که هر آن امکان انفجار آن بود، خطر قطعات ترکش و فلزات تیز که هر آن ممکن بود به بخشی از پایشان فرو رود. آیا این تمام خطرات بود؟ خیر. دشمن بی رحم که به هیچ کنوانسیون بشردوستانه ی جهانی پایبند نیست، بارها و بارها بعد از تجمع عزیزان امدادگر هلال احمر، مجدد با پهپاد بر می گشت تا اگر کار از نظر خودشان، به اصطلاح، تمام نشده است، ((کار را تمام کند)) و البته در این میان، به امدادگران هلال احمر و تجهیزات و خودروهای آنها هم رحم نمی کرد و عزیزان هلال احمر که هیچ سلاحی جز انسانیت و از جان گذشتگی نداشتند، مجبور می شدند که کار را به طور موقت متوقف کنند، تا پهپادها بروند. آسیب دیگری که عزیزان امداد و نجات هلال احمر با آن مواجه بودند، گرد و غبار ناشی از تخریب ساختمان ها و نیز بخارات حاصل از مواد شیمیایی داخل بمب ها و موشک ها بود. درست است که این عزیزان، همگی مجهز به تجهیزات حفاظت فردی از جمله ماسک بودند، اما حجم گرد و غبار و به ویژه مواد شیمیایی ناشی از انفجارات به حدی بود که می توانست به دستگاه تنفس و به خصوص به پوست آسیب برساند. خوب یادم هست که پس از شرکت در یکی از امداد رسانی ها، وقتی به منزل برگشتم، مجبور شدم به دلیل التهاب و خارش پوست بدن، سریع، دوش بگیرم. و آخرین و از نظر من، مهم ترین مورد، آسیب روانی حاصل از دیدن صحنه های دلخراش، شنیدن ضجه های خانواده های داغدار، فریادهای افرادی که عزیزانشان زیر آوار مانده بود و حتی فراتر از آن، گاهی شنیدن توهین و ناسزای خانواده های بازمانده و خم به ابرو نیاوردن بود که در آن لحظه، انتظار معجزه از امدادگران هلال احمر داشتند و اگر عزیزشان زنده بیرون نمی آمد، تمام خشمشان را سر اولین کسی که جلوی دستشان بود (امدادگران هلال احمر)، خالی می کردند. خدا قوت همه ی خوبان هلال احمر که برای نجات جان هموطنانتان سنگ تمام می گذارید بدون آن که از دین و مذهب و قومیت و مرام سیاسیش سئوال کنید. شما، فرشتگان بدون بال روی زمین هستید.
#هلال_احمر#صلیب_سرخ#بشردوستانه⚘️⚘️⚘️undefinedundefinedundefinedلینک را لمس کنید و به پویش بپیوندید.«پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران»
undefined شناسه:https://ble.ir/PouyeshmellidaneshgahianIran

۲۰:۳۹

بازارسال شده از خبرگزاری صدا و سیما
thumbnail
واشینگتن پست: جامعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها در برابر محاصره هرمز توسط ترامپ دوام بیاورد
undefinedبرخلاف تصور پنتاگون، سی‌آی‌ای گزارش داده که ایران ذخایر کالاهای اساسی و سوخت خود را برای یک بازه زمانی «چند ماهه» (حتی در صورت محاصره کامل) آماده کرده است.
undefinedماهواره‌های اطلاعاتی آمریکا شواهدی از جابجایی کالا و انرژی از طریق مرزهای زمینی و مسیرهای غیررسمی کشف کرده‌اند که نشان می‌دهد همسایگان ایران لزوماً با محاصره آمریکا همکاری نمی‌کنند.
undefinedاین ارزیابی محرمانه که به کاخ سفید تحویل داده شده، همچنین نشان می‌دهد که ایران علی‌رغم درگیری‌ها، بخش قابل‌توجهی از زرادخانه موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده است.
undefinedارزیابی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا نشان می‌دهد که ایران همچنان ۷۰٪ از زرادخانه موشکی خود را به‌صورت کاملاً عملیاتی حفظ کرده است. ۷۵٪ از لانچرهای متحرک ایران هم هنوز سالم هستند. این لانچرها به دلیل قابلیت جابجایی سریع و استقرار در تونل‌های زیرزمینی، از دید جنگنده‌های رادارگریز آمریکا پنهان مانده‌اند.
@iribnews

۶:۴۸

thumbnail
undefined روز ۷۰ جنگ؛ همه اراده ایران را دیدند
undefined۱۸ اردیبهشت| نگاهی تحلیلی به آنچه امروز گذشت...
@iribnewsلینک را لمس کنید و به پویش بپیوندید.«پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران»
undefined شناسه:https://ble.ir/PouyeshmellidaneshgahianIran

۶:۵۹

thumbnail
Masoud Pezeshkian (@dipezeshkiar)از افزایش قیمت ها مطلع هستم، بخشی از آن مربوط به تغییر قیمتهای مواد اولیه و مشکلات مرتبط با جنگ ظالمانه ای است که مردم می دانند. اما گرانفروشی و احتکار قابل تحمل نیستاز وزیر دادگستری خواستم با هماهنگی قوه قضائیه با هرگونه تخلف که آرامش جامعه را برهم می زند برخورد جدی شود.2:21PM.May 6 2026.لینک را لمس کنید و به پویش بپیوندید.«پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران»
undefined شناسه:https://ble.ir/PouyeshmellidaneshgahianIran

۷:۰۴

thumbnail
undefinedundefined مدیر سابق آژانس اطلاعات مرکزی امریکا: ماموران سیا دروغ ترامپ درباره ایران را فاش کردند
جان برنان، رئیس سابق سیا:undefinedارزیابی سیا درباره توان ایران برای تحمل فشار اقتصادی و محاصره، دقیق است. افرادی که این گزارش محرمانه را افشا کرده‌اند، نگرانند که ادامه جنگ به ضرر منافع امنیت ملی باشد و می‌خواهند دیدگاه واقعی جامعه اطلاعاتی منتشر شود؛ دیدگاهی که می‌گوید فشار و حملات بیشتر، تهران را به زانو درنخواهد آورد.undefinedاین حملات باعث شده حکومت ایران در موضع خود سرسخت‌تر شود و به دلیل حملات خارجی علیه شهروندان ایرانی، حمایت بیشتری در داخل به دست آورد.undefinedترامپ همیشه تلاش می‌کند اوضاع را به شکلی نمایش دهد که به نفع دولتش باشد، اما ایران همچنان بخش قابل توجهی از توان موشکی و نظامی خود را حفظ کرده است.undefinedاین عدم صداقت دولت ترامپ، چیزی تازه‌ای نیست و بارها شاهد آن بوده‌ایم.@khabarfarda_irلینک را لمس کنید و به پویش بپیوندید.«پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران»
undefined شناسه:https://ble.ir/PouyeshmellidaneshgahianIran

۷:۱۱

thumbnail
undefined سیاستِ گزینشیِ همبستگی: چرا صدای فمینیسم غربی در برابر جنگ خاموش است؟
undefined دکتر سمیه توحیدلو (عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)
دکتر سحر مرانلو هفته گذشته مقاله‌ای را در الجزیره منتشر کرده که برگردان آن در اخبار روز منتشر شده است. مرانلو پرسشی بنیادین و تکان‌دهنده را پیش روی وجدان بیدار جامعه‌ جهانی و به‌ویژه جریان‌های فمینیستی غربی قرار می‌دهد: «چرا شبکه‌های حمایتی که در سال ۲۰۲۲ با تمام قوا پشت اعتراضات زنان ایران ایستادند، امروز در برابر کشتار همان زنان و دختران در شعله‌های جنگ سکوت کرده‌اند؟»
نقطه‌ عزیمت مرانلو، فاجعه‌ هولناک حمله‌ موشکی به مدرسه‌ دخترانه در «میناب» است؛ جایی که بیش از ۱۶۵ کودک، عمدتاً دختران خردسال، در کلاس‌های درس خود زیر آوار مدفون شدند. او با ظرافتی دردناک اشاره می‌کند که این کودکان نه بر اثر تصادف، بلکه هدف خشونت عریانی قرار گرفتند که آینده‌شان را در میان نیمکت‌ها و کتاب‌هایشان دفن کرد. با این حال، این کشتار برخلاف اعتراضات علیه حجاب اجباری، خشم جهانی فمینیستی را برنینگیخت.مرانلو استدلال می‌کند که این تضاد، تصادفی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده‌ یک «منطق استعماری» در توزیع توجه فمینیستی است. از نظر او، بدن زن ایرانی تنها زمانی برای غرب «خوانش‌پذیر» و شایسته‌ همبستگی است که در قابِ آشنایِ «رهایی از پدرسالاری دینی» بگنجد. به عبارت دیگر، فمینیسم غربی زمانی بسیج می‌شود که خشونت را بتوان به «سنت عقب‌مانده» یا «سرکوب مذهبی» نسبت داد. اما وقتی پای خشونت امپریالیستی و قدرت‌های مورد حمایت غرب به میان می‌آید، این توجه به شکلی الگووار عقب‌نشینی می‌کند.
نویسنده این سکوت را «تولیدشده» و آمیخته به مصلحت‌سنجی‌های نهادی و سیاسی می‌داند. بسیاری این خاموشی را با این بهانه توجیه می‌کنند که مخالفت با جنگ ممکن است به سودِ حکومتِ مستقر تمام شود. مرانلو این استدلال را یک «طفره‌روی سیاسی» می‌نامد و تأکید می‌کند که وظیفه‌ یک فمینیسم اصولی، ایستادگی همزمان در برابر «خشونت امپریالیستی» و «حاکمیت اقتدارگرا» است.
در نهایت، مرانلو هشدار می‌دهد که اگر فمینیسم نتواند با همان صراحتی که علیه قوانین پوشش سخن می‌گوید، علیه کشتن دختران در کلاس درس نیز موضع بگیرد، ادعای جهان‌شمولی‌اش از هم فرو خواهد پاشید. او یادآوری می‌کند که جنگ هرگز بی‌طرف نیست و زنان و کودکان نه قربانیانِ اتفاقی، بلکه اهداف اصلی آن برای پاک کردن یک نسل هستند. این یادداشت، فراخوانی است برای دیدنِ رنج‌هایی که در سلسله‌مراتبِ دیده‌شدن، به عمد نادیده گرفته می‌شوند؛ رنجِ مادری که شب‌ها کنار گورِ دخترش در میناب بیدار می‌ماند، در حالی که جهان نگاهش را از او دزدیده است.
undefined کانال انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌هاble.ir/join/A1yRMHAZsdلینک را لمس کنید و به پویش بپیوندید.«پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران»
undefined شناسه:https://ble.ir/PouyeshmellidaneshgahianIran

۲۲:۴۱

thumbnail
آجر شدن نان معلولین در سایه قطعی اینترنت و جنگ
هبوط ناتمام - فاطمه کنهانی | فعال حقوق معلولین
undefinedدر آشپزخانه‌ای نیمه تاریک نشسته‌ام. جایی در خاورمیانه‌ی غمگین. جایی در ایران که این روزها درست مانند تن خودم، از دست رفته و ضعیف است؛ اما همچنان امیدوار. فکرش را نمی‌کردم روزی را در زندگی‌ام ببینم که بگویم زیر بمباران نشسته‌ام. اما حالا من اینجا هستم، زیر بمباران و نمی‌دانم روز چندم جنگ. جنگی که مهم‌ترین و ساده‌ترین راه ارتباط من با زندگی را قطع کرده است.
undefinedمن در جهانی زندگی می‌کنم که آدم‌های جنگ‌طلب وحشی با کت‌ و شلوار در آن سر دنیا، تصمیم گرفته‌اند که امنیت جهان کوچک من را به خطر بیندازند. جهان کوچکی که روزی، از کنج اتاقم به تمام دنیا راه داشت. اما امنیت و آرامش این جهان کوچک و شکننده را نه فقط جنگ، بلکه بی‌تدبیری مسئولین کشور خودم بر هم زده است.
undefinedروزهای سیاهی است. من جنگ را شعر و حماسه نمی‌دانم. جنگ چهره‌ی سیاه و زشتی دارد که با ناخن‌های دراز به صورت ما چنگ انداخته و دست بردار نیست. اما به قول نزار قبانی، وطن یعنی همه‌ی این‌ها نباید اتفاق می‌افتاد. و چقدر این روزها به این موضوع فکر می‌کنم. اگر همه‌ی این‌ها اتفاق نیفتاده بود، اگر مردم من این همه رنج‌دیده نبودند، اگر کودکان ایران با آن چهره‌های فرشته‌گون کشته نشده بودند، اگر مردم برای تکه‌ای نان در عذاب نبودند... اگر همه‌ی این‌ها اتفاق نیفتاده بود، آنوقت من حالا طور دیگری حرف می‌زدم.
undefinedاگر همه‌ی این‌ها اتفاق نیفتاده بود، حالا می‌گفتم من دختری هستم از خاورمیانه، در آشپزخانه‌ای نیمه تاریک نشسته‌ام و به ظرف میوه روی میز نگاه می‌کنم. مادرم در آشپزخانه راه می‌رود و من مانند تمام دختران دنیا برای مادرم وراجی می‌کنم و حتی نمی‌دانم جنگ چیست. آنوقت اینجا از روزمرگی‌های ساده می‌نوشتم. می‌گفتم که رفتار فلان همکارم چقدر روی اعصابم است و برای هزارمین بار آن آهنگ را پلی کردم و چقدر دیشب خواب بدی دیدم. چون بدترین اتفاق فقط دیدن یک خواب بد است؛ نه بیشتر. بعد بیدار می‌شویم و می‌بینیم که همه‌چیز تمام شده است.
undefinedاما حالا... اینجا خاورمیانه است. من دختری از ایرانم؛ دختری با معلولیت جسمی حرکتی. در قدیم‌الایام معلولین منزوی و بدون تحصیلات و شغل زندگی می‌کردند؛ اما در عصر تکنولوژی، من و دوستانم با داشتن اینترنت، دنیای تازه‌ای را تجربه می‌کردیم که حقیقتا می‌توانست از میزان معلولیت و ناتوانی ما کم کند.
undefinedحالا دوباره مدتی است که جهان من، به کوچکی اتاقم شده است. دیگر به آموزش و کلاس‌های آنلاین دسترسی ندارم. دیگر با خیلی از دوستانم ارتباط ندارم. و از همه بدتر؛ دیگر شغلی هم ندارم. بدون شغل، سال‌ها زحمت و تلاش و درس خواندن به درد هیچ جوانی نمی‌خورد. چه معلول باشد چه نباشد.
undefinedما معلولین سال‌هاست که از حمایت بهزیستی و دولت دل بریده‌ایم؛ چون چیزی به اسم معیشت و کرامت انسانی برای ما قائل نیستند و افسانه‌ای به اسم حمایت در ایران وجود ندارد. اکثر معلولین با داشتن مشاغل آنلاین، دلخوش به درآمد و استقلالی بودند که حق هر انسانی است.
undefinedآقایان کت و شلواری و تصمیم گیرنده در سراسر دنیا، شما نمی‌دانید در دنیای معلولین چه می‌گذرد. هیچکس هم از آن صحبت نمی‌کند. شاید کسانی باشند که از کساد شدن کسب‌وکارهای اینترنتی صحبت کنند، اما رنج معلولین در این میان نادیده گرفته‌ شده است.
undefinedفرقی ندارد داخل ایران هستید یا خارج از آن، کسانی که آن سوی مرزها هستند، به نوعی ضربه وارد کرده‌اند؛ اما روی صحبتم با شماست. با شمایی که فکر می‌کنم هموطن هستی، شما با قطع کردن اینترنت به زندگی، معیشت و کرامت انسانی معلولین آسیب زدید. شما نانی را آجر کردید که دشمن خارجی به این سرعت نمی‌توانست آجر کند.
undefinedمن دختری از ایرانم؛ با معلولیت شدید. صدایی کوچک از میان جامعه‌ی خسته و محروم معلولین که مثل همیشه نادیده گرفته شده‌اند. در کشوری که هیچ تلاشی برای ایجاد شغل برای معلولین شدید نشده است. ما معلولین برای زندگی خود به حقوق انسانی ساده‌ای نیاز داشتیم که یکی از آن‌ها اینترنت است. اما حتی همین حق ساده و ابتدایی از ما گرفته شده و تأثیرات آن بر زندگی ما، چیزی فراتر از جنگ است.
undefinedاینجا خاورمیانه است. حالا جنگ در دل‌های ماست. یک طرف چهره فرزندان ایران، یک طرف ترس از جنگ که خودخواهانه چنگ می‌زند به صورتم و یک طرف چرخ زندگی و معیشت که از حرکت باز مانده است.#صدای_سوم@hosseinnooraniلینک را لمس کنید و به پویش بپیوندید.«پویش ملی دانشگاهیان مدافع ایران»
undefined شناسه:https://ble.ir/PouyeshmellidaneshgahianIran

۲۱:۱۷