قسمت دوم: انقلابیگری سلیقهای
تاریخ اسلام آکنده از عبرتهایی است که نشان میدهد بزرگترین انحرافات، دقیقاً از همین نقطه آغاز شد: نقطهای که افراد، نصوص روشن را به بهانه «تغییر شرایط» به کناری نهادند. مگر توجیهگران پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) چه میگفتند؟ منطق آنان نیز همین بود: «آن سخن پیامبر برای غدیر و فلان فضا بود؛ اما اکنون شرایط بحرانی است، توطئه ارتداد در میان است، جامعه ثبات میخواهد و باید بر اساس مصالح جدید تصمیم گرفت» وقتی تبعیت از کلام رهبر جامعه، تابع هیجانات زودگذر، گرایشهای روانی و احساس فتح در جنگهای روانی مجازی شد، ولایتپذیری از یک «اصل مبنایی» به یک «ابزار توجیه» تبدیل میشود؛ یعنی هر جا کلام آقا همجهت با هیجان و طرح ما بود، بر طبل اطاعت میکوبیم، و هر جا کلام ایشان مانعی در برابر شوهای تبلیغاتی و تندرویهای ما ایجاد کرد، برچسبِ «مربوط به سالهای قبل بود» بر آن میزنیم. این مصداق عینی ترجیح هوای نفس بر نص صریح است.
تفکیک راهبردی: «تاکتیک جنگی» در برابر «اصول انسانشناختی»هیچ عقل سلیمی منکر تغییر تاکتیک در زمان نبرد نیست. آرایش موشکی، بودجهبندی تسلیحاتی، دیپلماسی امنیتی و حتی آموزشهای امدادی و تابآوری ملی، همگی بر مدار مقتضیات روز تغییر میکنند. اما خطای فاحش اینجاست که «شأن وجودی زن» و «نظام خانواده» را وارد مقوله تاکتیکهای نظامی زودگذر کنیم. رهبر انقلاب در بیانات سال ۱۳۸۶ و سالهای پس از آن، بارها نسبت به تله فکری غرب هشدار دادند؛ تلهای که زن را تنها در صورتی «ارزشمند و کارآمد» میداند که کارهای سنگین، خشن و مردانه را تقلید کند. این نگاه، تحقیر پنهان زنانگی است. اگر قرار باشد برای مقابله با دشمن، از اصول مکتبی و الگوی زن مسلمان عدول کنیم و گردانهای راپل و کماندویی زنانه راه بیندازیم تا چند کلیپ حماسی در شبکههای اجتماعی بسازیم، این اقتدار نیست؛ انفعال معرفتی در برابر مدلهای وارداتی است.ادامه دارد...
─-•┅•-─•°°•
۳۰۳
۵:۳۳