بازارسال شده از کانال رسمی میثم مطیعی
Haftegi14030719[06].mp3
۰۷:۲۴-۱۷.۰۳ مگابایت
نه دگر وقت صلح است، نه تعلل نه تعجیل
به خدا که نزدیک است، شب مرگ اسرائیل
قبر خود را کندی ای صَهیون (زمینه)
بانوای: حاج #میثم_مطیعی
مشاهده متن:Meysammotiee.ir/post/3066
@MeysamMotiee
به خدا که نزدیک است، شب مرگ اسرائیل
۸:۴۹
رضا یزدانی
نه دگر وقت صلح است، نه تعلل نه تعجیل به خدا که نزدیک است، شب مرگ اسرائیل
قبر خود را کندی ای صَهیون (زمینه)
بانوای: حاج #میثم_مطیعی
مشاهده متن: Meysammotiee.ir/post/3066
@MeysamMotiee
هدف تیغ ماییدهدف این شمشیریدسرِ وقتش میآییمسرِ وقتش میمیریدخبر مرگ خود رافقط از ما میگیرید!
این دنیا جای تو دیگر نیستدر فکر دنیای دیگر باشجان به کفانِ حیدر میآیندآمادهی فتح خیبر باش
میثم مطیعی
رضا یزدانی@rezayazdaanii
این دنیا جای تو دیگر نیستدر فکر دنیای دیگر باشجان به کفانِ حیدر میآیندآمادهی فتح خیبر باش
۸:۵۱
estade_bar_hagh_bakalam_mbe8.mp3
۰۲:۵۹-۶.۸۵ مگابایت
[ هرکس که میخواهدبرگردد از این راهما برنمیگردیماز کربلا هرگزامّید ما اینجاستخورشید ما اینجاستما با خدا بستیمبا کدخدا هرگز]
۹:۳۳
چه زخمهای عمیقیهدف گرفته تنت رانشسته جشن بگیردشب زمین زدنت را
تو آسمانِ زمینیتو باشکوهترینیتو با حماسه، قرینیتو با غرور، عجینی
جهان به غیر غمِ توغمی اصیل نداردوطن یگانهترین استوطن بدیل ندارد
پر از بشارتِ صلحیتو را به جنگ کشیدندبمیرم آه... به رویتهمه تفنگ کشیدند
ولی تو کوهی و محکمولی تو رودی و جاریچقدر هیمنه... آریچقدر هیمنه داری
تویی شجاعتِ صیادتویی قیامت دورانتویی حماسهی همتتویی شهادتِ چمران
جهان به غیر غم توغمی اصیل نداردوطن یگانهترین است وطن بدیل ندارد
۸:۴۸
یک رباعی زیبا از ابوسعیدابوالخیر که میتوان آن را خطاب به ایران گفت:
از باده، رخ شیخ به رنگ آوردن
اسلام ز جانبِ فرنگ آوردن
ناقوس به کعبه در درنگ آوردن
بتوان، نتوان تو را به چنگ آوردن
[*در درنگ آوردن* در اینجا مجازا به معنیِ بهصدادرآوردن است.]
۲۰:۴۷
بازارسال شده از امین
#روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
با آن عبای مهربان از پیش ما رفتیای تا ابد دردت به جان، از پیش ما رفتی
آخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟آرام، تنها، بیصدا پیش خدا رفتی؟
ما مردم خوبی برای تو نبودیم آهما آشنای گریههای تو نبودیم آه
با خود نگفتی عاشقانت بیتو میمیرند؟با خود نگفتی نیستی دلشوره میگیرند؟
دیشب تو را خیلی صدا... خیلی صدا کردیموقتی خبر آمد تو رفتی، گریهها کردیم
نفرین به آن که زخمیِ اندوه و آهم کردعادت به شبهای بدون تو نخواهم کرد
باید عزاداری کنیم امسال با غمهادیگر نمیآییم پیش تو محرمها
هر شب محرم پای تو ما گریه میکردیمبا آه جانفرسای تو ما گریه میکردیم
تو ذکر میگفتی میان روضه و یکریزبا ذکرگفتنهای تو ما گریه میکردیم
در فاطمیه اشکهایت اوجِ ماتم بودبا ذکر یازهرای تو ما گریه میکردیم
ای اشکهایت آسمان، ای اشکهایت نوربا گریهکردنهای تو ما گریه میکردیم
دیشب نبودی کوچهها ابرِ بهاران بودبعد از تو «کشوردوست» هم تا صبح باران بود
حالا جهان ای شعر غمگین اشک میریزدبیتو «خیابان فلسطین» اشک میریزد
سجادهها تسبیح و عِطرت را نمیبیننددیگر نماز عید فطرت را نمیبینند
آن چفیه را از دوش خود برداشتی، رفتیشاید هوای کوی دیگر داشتی، رفتی
همچون عقیق تو همیشه راه تو سرخ استانگشتر العزه لله تو سرخ است
ای کاش ما جای تو در آوار میماندیمای کاش میمردیم و از داغت نمیخواندیم
آه ای علمدار حرم بی تو حرم تنهاستمیدان به میدان روضۀ تنهاشدن برپاست
ما را به این نامحرمان، نامردمان مسپاربا خود ببر ما را و دست این و آن مسپار
ای تا ابد دردت به جان از پیش ما رفتیآخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟
شاعر: «آقای رضا یزدانی»
@khamenei_poems
۸:۵۳
[ترانهای تقدیم به سربازان گمنام امام زمان]
-مگه دنبال اسم و رسم بودی؟-به تنهایی به گمنامی قسم نه!شبیه آفتاب پشت ابریکه هم توو آسمون هستی و هم نه
همه میگن به تو: سرباز گمنامکه توو گمنامیَم آوازه دارینه تنها از زمین، از آسمون همخبرهایی عجیب و تازه داری
هوای هر کسیو داری و هست-به گلها و درختا هم حواستلباست شخصیه اما برادرتو شخصیت داره حتی لباست
به اونی که شب و روزش نبردهنمیشه گفت تنها کارمندهصُبا وقتی میاد از خونه بیروننمیدونه که برمیگرده زنده
کسی که مرد میدون جهادهبرای مرگ زود آماده میشهکسی مثل تویی که مرد جنگهکجا یه کارمند ساده میشه؟
"حقوق" تو دعای خیر مردم"اضافهکاریِ" تو زحمت تو"رفاهیاتِ" این شغل پر از رنجغرور تو، غم تو، غیرت تو
مگه دنبال اسم و رسم بودی؟-به تنهایی به گمنامی قسم نه!شبیه آفتاب پشت ابریکه هم توو آسمون هستی و هم نه
گذشتی از غم دنیا، چه آسونگذشتی از همه دنیا، چه تنهاتوو این کار "ارتقاءِ رتبه" یعنیشهید راه امنیت شدنها
۷:۵۸
1_21051611761.mp3
۰۴:۴۶-۱۰.۹۳ مگابایت
اسطورهها هرگز نمیمیرن
چشم یه دنیا سمت ماست امروز
ایرانِ آرشها
ایرانِ حاجیزادههاست امروز
ایران حرم بوده برای ما
همدرد هم توو این حرم هستیم
ما بیقرارِ هم
وقت خوشی و وقت غم هستیم
#سرود
۱۳:۲۴
3258777178154999554_746352445963786.mp3
۰۳:۵۷-۹.۰۶ مگابایت
چه زخمهای عمیقی
هدف گرفته تنت را
نشسته جشن بگیرد
شب زمین زدنت را
جهان به غیر غم تو
غمی اصیل ندارد
وطن یگانهترین است
وطن بدیل ندارد
۱۵:۲۵
[شهید #اسماعیل_محمدوند از شهدای ارتش در جنگ رمضان، چند روز قبل از شهادت خوابی عجیب دید که دو روز قبل از شهادت برای دوستش تعریف میکند...]
تو را قسم به آن دقایقی که زندگی
به روی دستهای مرگ
به احتضار میرسد
تو را قسم به لحظهای که سخت میتوان تو را صدا کنم
و گریههای من به زار زار میرسد
تو را قسم به آخرین نفس... حسین!
تو را قسم به لحظهای که هیچکس
به داد من نمیرسد
که هیچکس... که هیچکس... حسین!
خودت به داد من برس حسین!
۱۶:۱۷
#جمهوری_اسلامی#شعر_نیمایی
میرسد کنونحرفهایمان به مرزهای دوردستِ این جهانمیرسد کنوندستهایمان به آسمان
ما که پیش از اینحرفهایمان مچاله میشدند بر زبانمانما که پیش از ایندستهایمان نمیرسید تا دهانمان
۸:۱۱
472_90599639111863.mp3
۰۵:۵۷-۱۵.۸۹ مگابایت
[ زیباست به قلب اهرمن بزند
بیوقفه مجید نقطهزن بزند
زیباست که عبدالملکِ حوثی
از سمت یمن بزند ]
@rezayazdaanii
۲۳:۵۷
فراموشی به سبکِ ژاپنیها
امروز هفتم آگوست، قرار است با یکی از بازماندگانِ بمباران اتمی هیروشیما دیدار کنیم. از واقعه بمباران هیروشیما و ناکازاکی ۷۱ سال میگذرد. آنها که آن روز را درک کردهاند، یا در همان لحظهی انفجار بمب یا به مرور طی این سالها جان باختهاند. با این وجود هنوز عدهی کمی از آنها زندهاند. ژاپنیها این بازماندگان را «*هیباکوشا*» مینامند.... هیباکوشای جلسهی ما قطعا باید بیش از نود سال سن داشته باشد. با احترام اطرافیان، رو به جمعیت حاضر در سالن مینشیند و کاغذی را باز میکند تا از روی آن سخنرانیاش را آغاز کند. پیرمرد با تاثر خاطراتش را بازگو میکند... .هیباکوشا میداند باید به یک پرسش مقدر که هنوز پرسیده نشده پاسخ دهد. اینبار نه از روی کاغذ که در نگاه به چشمهای ما میگوید: «حتما میخواهید بدانید چرا ما بعد از چنین اتفاق تلخی در گذشته، آمریکا را دشمن خود نمیدانیم؟!»... «ما به سه دلیل از آمریکاییها کینه نداریم و با آنها دشمنی نمیکنیم: یک اینکه آمریکاییها بعد از انفجار بمب به ما کمک کردند تا افراد مجروح را مداوا کنیم؛ هرچند که پول کمکهایشان را از ما گرفتند!دوم اینکه ما ژاپنیها معتقدیم باید گذشته را به رودخانه ریخت و فراموشش کرد! و سه اینکه ما بودایی هستیم و بوداییها به تقدیر اعتقاد دارند؛ بنابراین با خودمان گفتیم این تقدیرِ ما بوده که در چنین روزی به این وسیله کشته بشویم! بنابراین دلیلی ندارد که کینهی آمریکاییها را در دل داشته باشیم.»
منبع: کاهن معبد جینجا | سفرنامه ژاپن به قلم دکتر #وحید_یامینپور@yaminpour
رضایزدانی@rezayazdaanii
امروز هفتم آگوست، قرار است با یکی از بازماندگانِ بمباران اتمی هیروشیما دیدار کنیم. از واقعه بمباران هیروشیما و ناکازاکی ۷۱ سال میگذرد. آنها که آن روز را درک کردهاند، یا در همان لحظهی انفجار بمب یا به مرور طی این سالها جان باختهاند. با این وجود هنوز عدهی کمی از آنها زندهاند. ژاپنیها این بازماندگان را «*هیباکوشا*» مینامند.... هیباکوشای جلسهی ما قطعا باید بیش از نود سال سن داشته باشد. با احترام اطرافیان، رو به جمعیت حاضر در سالن مینشیند و کاغذی را باز میکند تا از روی آن سخنرانیاش را آغاز کند. پیرمرد با تاثر خاطراتش را بازگو میکند... .هیباکوشا میداند باید به یک پرسش مقدر که هنوز پرسیده نشده پاسخ دهد. اینبار نه از روی کاغذ که در نگاه به چشمهای ما میگوید: «حتما میخواهید بدانید چرا ما بعد از چنین اتفاق تلخی در گذشته، آمریکا را دشمن خود نمیدانیم؟!»... «ما به سه دلیل از آمریکاییها کینه نداریم و با آنها دشمنی نمیکنیم: یک اینکه آمریکاییها بعد از انفجار بمب به ما کمک کردند تا افراد مجروح را مداوا کنیم؛ هرچند که پول کمکهایشان را از ما گرفتند!دوم اینکه ما ژاپنیها معتقدیم باید گذشته را به رودخانه ریخت و فراموشش کرد! و سه اینکه ما بودایی هستیم و بوداییها به تقدیر اعتقاد دارند؛ بنابراین با خودمان گفتیم این تقدیرِ ما بوده که در چنین روزی به این وسیله کشته بشویم! بنابراین دلیلی ندارد که کینهی آمریکاییها را در دل داشته باشیم.»
۱۰:۴۷
میگفتی جمهوری اسلامی مگر به جز همین مدیران فاسد و آقازادههای رانتبگیر و سردارهای مواجبخور است؟ میگفتی جمهوری اسلامی مگر به جز تشنگی مردمِ سیستان و بلوچستان، حصیرآبادِ اهواز و قطعی برق و تورم خانهبرانداز و چه و چه چیز دیگری است؟ تو داری با دفاعت از جمهوری اسلامی از اینهمه بیعدالتی و دروغ و فساد حمایت میکنی! هرچه میگفتم برای من جمهوری اسلامی چیزی جز اینهاست. اتفاقا جمهوری اسلامیای که حاضرم جانم را برایش بدهم دشمن اینهاست و برای از بین رفتنشان آمده است. برای من جمهوری اسلامی، مشتی است که حتی زیر آوار گره شد و شک ندارم که تا آخرین نفس میگفت: «اللهاکبر». برای من جمهوری اسلامی، آقامصباح، دامادِ آن مشت گرهکرده،است که با دختر رهبرِ مملکت و نوههایش روی صندلی پلاستیکیِ کنار خیابان کارگر شمالی مینشینند و آبهویج میخورند. برای من جمهوری اسلامی مدیران و سردارانی هستند که علیرغم تهدید اسرائیل در خانه میمانند و خانوادگی شهید میشوند. برای من جمهوری اسلامی همین ۳۷ روز مقاومت است؛ بیآنکه بزرگترین ارتش جهان بتواند خشی روی پوستِ مملکتم بیندازد. جمهوری اسلامی آن خانمی است که تا ساعت ۳ نصفِ شب کنار خیابان میایستد و پرچم تکان میدهد. مثل مادری که ترسیده فرزندش را ازش بگیرند، آنقدر روی پا میماند و پرچم میچرخاند تا به همه بفهماند «الله»ِ پرچمش را با هیچ «شیر و خورشید»ی عوض نمیکند. برای من جمهوری اسلامی همان مردِ جوانِ پرایدسوار است که به تمام شیشههای ماشینش عکسِ آقا چسبیده و از شیشهی عقبش پرچمِ کوچک ایران بیرون زده و با دخترهای کوچکش آمده تا شبهای انقلابش را زنده نگهدارد. چون که نزدیک چهل روز است که شبزندهداری و تهجد هم معنایش و هم وقتش تغییر کرده است. تهجدِ فردی همان نمازِ شب اولیاءالله است که از یکی دو ساعت قبل اذان صبح آغاز میشود اما تهجدِ انقلابی از یکی دو ساعت بعد اذان مغرب شروع میشود؛ آنهم نه پای سجاده بلکه روی آسفالت سرد خیابان. جمهوریِ اسلامیِ من با حکومتِ پاسدارانِ اینترنشنال خیلی فرق دارد. جمهوری اسلامیِ من هنوز حکومتِ خدای خمینی است که با یک لا عبا و یک جفت نعلین، براندازی کرد نه با کمک پهپادها و جنگندهها و ناوهای قشنگِ اجنبی.جمهوری اسلامیِ من را به این سادگی نمیتوانید زمین بزنید. فقط هی زحمت ما را زیاد میکنید و مجبورمان میکنید قدرتمان را به رختان بکشیم.
۹:۰۴
۱۰:۵۳
بازارسال شده از کانال رسمی میثم مطیعی
این شبها کف خیابان باشید.
۱۶:۲۷
این تیغ امیر است که حالا به کفِ ماست
جمهوری اسلامی ایران شرف ماست
آقای شهید و عزیز مااین #عزت را از شما داریم...
رضا یزدانی@rezayazdaanii
جمهوری اسلامی ایران شرف ماست
آقای شهید و عزیز مااین #عزت را از شما داریم...
۷:۳۹
ای مردم مبعوثشده در دل میدانآیاتِ خداوند شمایید؛ بهقرآن!خوشباد چنین غیرت و خوشباد چنین شورچشمان بد از چشم شما تا بهابد دورای در دل میدان همه حاضر دمتان گرمهر شب به خیابان قدم محکمتان گرمبیواهمه شمشیرِ ستمسوز شماییددر جَنگِ اُحُد لشکرِ پیروز شماییدگفتند غنائم همه آنجاست، نرفتیدگفتید که پیغمبر تنهاست، نرفتیدتیغِ دو دم حیدر کرّار شماییدعمار شما، میثم تمار شماییدگفتید: چه غم از خطر و رنج و ملامت؟جمهوری اسلامی ایران به سلامت!حالا که شد ایران هدفِ حملهی چنگیزاز سوی اجانب شده دندانِ طمع تیزاز پا ننشستیم که اینجا حرم ماست"رودیم که آسودگی ما عدم ماست"این تیغ امیر است که حالا به کفِ ماستجمهوری اسلامی ایران شرف ماستتاریخ همیشه به گواهیِ گواهانلبریز شده از ستم و سلطهی شاهاناز شاه به جز غارت و تاراج ندیدیمما خیری از آن سلطنت و تاج ندیدیمدر کشور ما سلطنتی غیر علی نیستخیری به جهان نیز به جز خیر علی نیستما مستیِ عشقیم که از خمرهی اوییمخوشباد بگویند که در زمرهی اوییمتاجی به سر ماست اگر تاج حسین استاین خاک پر از حادثه محتاج حسین استهر گوشهی این خاک که نامش شده ایرانبرپاست حسینیهی سالار شهیدانما دلخوشی از هیچ احدالناس نداریمشهزاده به جز حضرت عباس نداریمما را بنویسید گدایان ابالفضلخوشباد که ایران شده ایران ابالفضلاین نهضتِ خون از نمِ باران حسین استجمهوری اسلامی ایرانِ حسین استما را چه نیازیاست اجانب بپسندد؟کافی است فقط حضرت صاحب بپسندداین مملکت ماست؟ نه این مملکت اوستپای سندِ کشور ما دستخطِ اوستاین پرچم را آنکه برافراشته، او بوداز هرچه بلا دور نگهداشته، او بوداین بیرقِ برپاشده بیشک علم اوستجمهوری اسلامی ایران حرمِ اوست
۲۰:۳۲
بازارسال شده از ویژهنامه ادبی «خط» 🇮🇷
۱۰:۲۶
بازارسال شده از کانال رسمی میثم مطیعی
Meysammotiee.ir/post/3154
۱۸:۴۸