لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل اَفسونِ آبیا
۱.۲ هزار عضو

اَفسونِ آبی

در میان رنگ‌ها، آبی منمundefinedundefined🫐
undefinedناشناس:ble.ir/HrfBot?start=Afsoon_abi
undefinedحرف بزنیمble.ir/SendHarfBot?start=Afsoon_abi
undefinedهدیه هامون:@afsoon_abi_Gift
undefinedآرشیوِمون:@afsoon_abi_archive
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۱ مرداد
اَفسونِ آبی
#شب_چهلم، اربعین حسینی #محرم شفق کاشانی: ساربانا ز اشتران بگشای بار لحظه‌ای ما را به حال خود گذار اینکه بینی سرزمین کربلاست خاک او آغشته با خون خداست در حریم قدسی صحرای دوست بشنو این گلبانگ، این آوای اوست نی نوا، در نینوای راستین مویه‌ها دارد ز نای اربعین ناله آتش بال در پرواز بین همطراز آه گردون تا زمین اشک می‌ریزد ز چشم کائنات در عزای تشنه کامان فرات آن بلا جویان که تا بزم حضور راه پیمودند با سامان نور رایت توحید از اینان پایدار ماند و می‌ماند به دور روزگار گر فرات اینجا چو دریا خون گریست نی عجب، خورشید بر هامون گریست undefinedاَفسونِ آبی
#ماه_صفر، رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)شهر مدینه صحنه صحرای محشراستباور کنیم عمر جهان رو به آخر استملک خدای عزوجل خیمه عزاستکی صاحب عزاست؟ خداوند اکبر استدر بیت وحی آمده در می‌زند اجلاین لحظه یتیمی زهرای اطهر استجاری است اشک دیده شیرخدا علیانگار آب غسل نبی اشک حیدر استعترت غریب گشته و قرآن به زیر پادست امین وحی خداوند بر سر استباور کنید بر جگر شیر حق علیداغ نبی فقط نه که داغ برادر استرکن علی شکسته و از بس شده غریباز غصه گشته مثل همایی که بی‌پر استیارب بر او تو فاطمه‌اش را نگاه‌دارزهرا برای شیرخدا رکن دیگر استمویی مباد کم ز سر فاطمه شودکو دست و تیغ و بازوی سردار خیبر است«میثم» اگر رسول خدا رفت از جهاننفس نبی به خلق امام است و رهبر استundefinedاَفسونِ آبی
undefined۶
undefined۱

۶۵

۴:۲۲

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است
دیدم شروع محشر کبرای دیگر است
گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه
تاریک تر ز عرصة تاریک محشر است...
undefinedاَفسونِ آبی
undefined۷

۸۵

۶:۴۳

غم کوچه ای پیر کرد تمام شیعه را...
به قربان تو که دیدی همه غربت شیعه را...
تمام کوچه های شهر بوی غربت میدهند...
جگر تو،سر حسین،تشت کُشت شیعه را...
undefinedاَفسونِ آبی
undefined۶

۵۴

۸:۳۵

باور کنید قامت حیدر خمیده است
رنگ از عذار حضرت زهرا پریده است
باور کنید بغض حسن مانده در گلو
خونِ ‌دل حسین به صورت چکیده است
undefinedاَفسونِ آبی
undefined۶

۴۸

۱۲:۵۴

اَفسونِ آبی
#ماه_صفر، رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شهر مدینه صحنه صحرای محشراست باور کنیم عمر جهان رو به آخر است ملک خدای عزوجل خیمه عزاست کی صاحب عزاست؟ خداوند اکبر است در بیت وحی آمده در می‌زند اجل این لحظه یتیمی زهرای اطهر است جاری است اشک دیده شیرخدا علی انگار آب غسل نبی اشک حیدر است عترت غریب گشته و قرآن به زیر پا دست امین وحی خداوند بر سر است باور کنید بر جگر شیر حق علی داغ نبی فقط نه که داغ برادر است رکن علی شکسته و از بس شده غری باز غصه گشته مثل همایی که بی‌پر است یارب بر او تو فاطمه‌اش را نگاه‌دار زهرا برای شیرخدا رکن دیگر است مویی مباد کم ز سر فاطمه شود کو دست و تیغ و بازوی سردار خیبر است «میثم» اگر رسول خدا رفت از جهان نفس نبی به خلق امام است و رهبر است undefinedاَفسونِ آبی
#ماه_صفر، شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)محمدرضا قفلی:«آقای کریم»کریم مثل توآقا کسی نخواهد یافتکه واژه ی کرمم به ز این نخواهد یافتخدا به دست تو داده تمام رزق جهانو رازقی به کریمی تو نخواهد یافتهر انچه سائلتان خواست از شما بگرفتومثل تو به جهان هم حسن نخواهد یافتحسن نه حسن جهانی کریمآال اللهشبیه تان به پیمر کسی نخواهد یافتشبیه فاطمه گشتی شبیه تر به علیکسی به هیبت تو چون علی نخواد یافتنه که به چشم حسودان نظر شوی اقامدینه مثل تو یوسف دگر نخواهد یافتوسیدشباب اهل بهشتی خود پیمبر گفتبرادری چو حسین کس دگر نخواهد یافتحرم به گنبد صحن وضریح مختص نیستکسی شبیه بقیعت دگر نخواهد یافتچقدر رزم ابالفضل شبیه رزم شماستمبارزی به مثالت عرب نخواهد یافتخدا کند به دعایت رسد (امام زمان)دعاکنی احدی دست رد نخواهد یافتundefinedاَفسونِ آبی
undefined۳
undefined۱

۵۱

۱۵:۳۹

بوی پیراهن یوسف به وطن می آید
اربعین می رود و بوی حسن می آید
اشک هایی که چهل روز حسینی شده بود
همه خون گشته و از لای کفن می آید
undefinedاَفسونِ آبی
undefined۵

۴۶

۱۸:۵۹

هر چند ناتوان شدی اما ز پا نیفت
ای هشتمین عزیز،
عزیزخدانیفت
کوچه به آل فاطمه خیری نداشته
دیوار را بگیر و در این کوچه ها نیفت...
undefinedاَفسونِ آبی
undefined۶
undefined۱

۴۶

۲۰:۵۱

۲۲ مرداد
آمدی در خاک ایران، خاک ایران سبز شد
از جنوب کشور من تا خراسان سبز شد
ردِّ پایت شد مسیر رودهای بی قرار
هر کجا که آمدی حتی بیابان سبز شد...
undefinedاَفسونِ آبی
undefined۳
undefined۱
undefined۱

۲۵

۵:۱۱

اَفسونِ آبی
#ماه_صفر، شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) محمدرضا قفلی: «آقای کریم» کریم مثل توآقا کسی نخواهد یافت که واژه ی کرمم به ز این نخواهد یافت خدا به دست تو داده تمام رزق جهان و رازقی به کریمی تو نخواهد یافت هر انچه سائلتان خواست از شما بگرفت ومثل تو به جهان هم حسن نخواهد یافت حسن نه حسن جهانی کریمآال الله شبیه تان به پیمر کسی نخواهد یافت شبیه فاطمه گشتی شبیه تر به علی کسی به هیبت تو چون علی نخواد یافت نه که به چشم حسودان نظر شوی اقا مدینه مثل تو یوسف دگر نخواهد یافت وسیدشباب اهل بهشتی خود پیمبر گفت برادری چو حسین کس دگر نخواهد یافت حرم به گنبد صحن وضریح مختص نیست کسی شبیه بقیعت دگر نخواهد یافت چقدر رزم ابالفضل شبیه رزم شماست مبارزی به مثالت عرب نخواهد یافت خدا کند به دعایت رسد (امام زمان) دعاکنی احدی دست رد نخواهد یافت undefinedاَفسونِ آبی
#ماه_صفر، شهادت امام رضا (علیه السلام)علیرضا شریف:مردغریبِ بُرده عبا روی سر، نیافتخون لخته ریزد از لبت ای خون جگر نیافتاز زهر پای تا به سرت تیر می کِشددیگر به کوچه روی زمین اینقدر نیافتدرد سرت ز چیست به جایی نخورده است؟چشمت سیاه رفته، از این درد سر نیافتپنجاه مرتبه-به زمین خورده ای-بس استیا فاطمه بگوی واز این بیشتر نیافتدیوار را بگیر-کمک حالِ خوبی استراهی نمانده-می رسی-آهسته تر نیافتمَردُم دراین مَسیربه تو بی تفاوتندباشد-بیافت ولی در گذر نیافتتا خانه پهلویت به سلامت نمی رسدبا سنگهای لَب پَرِ این کوچه،دَر نیافتدرها که بسته-حُجره که بی فرش مانده،پس بر خاک قتلگاه زصورت، زسر نیافتلب تشنه مثل مار گزیده-به خود مپیچدِق می کُند برابر چشم پسر نیافتundefinedاَفسونِ آبی
undefined۳

۱۶

۷:۵۷

بازارسال شده از مُحـتَـــرِقٌ
"دلم برای قاتلت بیشتر سوخت حمید"
روزی روزگاری میان دیوارهایی از این دنیای فانی، روحی از عرش دمیده شد. بوی آسمان می‌داد و عصمت کودکانه اش را هُرمِ گرمای دوزخ‌ آدمیان می‌آزرد و به طنینِ گریه، آن را فریاد می‌زد. هر کس انگار که فطرتش پس از چندی، "انسان" یافته، دوست داشت او را در آغوش کشد و به بوسه‌ای خویش را میهمانِ طعمِ پاکِ فراموش شدۀ " انسانیت" کند. انسانی دیگر بار امانت به دوش کشید و زاده شد تا در میان تلاطم امواج وسوسه‌ها تنها عهده دار مراقبت از جانِ خویشتن باشد و آنطور که از آسمان آمد، "انسان" بماند، تا آن روز که به اصل و خانۀ ابدی بازمی‌گردد.خورشید روز‌های گرم و ماه شب‌های سرد سپری شدند و هر روز آن جانِ از آسمان افتاده تکه‌ای از خویش به حراج گذاشت و دنیا و دنیا و دنیا گرفت. تا آن روز که ماه خونین شد و آن ذرۀ آخر "انسانیت" را باد تند مالِ دنیا ربود و گرگی از میان تاریکی ها زاده شد. بر سینۀ نور نشست و خنجر کشید. روزی روزگاری انسانی دگر، شمر شد. و آن خنجر، پایانِ تلخِ حکایتِ آن عصمت کودکانه بود. میان نفس های آخر، آنچه به تاراج رفت گوهرِ یک ابد سعادت بود.گرگ ها معامله گران بدی‌اند. ابدیتشان را می‌دهند تا دنیای ما‌را بگیرند. و من دلم برای گرگ ها بیشتر می‌سوزد. شاید می‌توانستیم کاری کنیم تا کودکی دیگر، روزی شمر نشود. لااقل دعا کنیم، اول برای خودمان و عاقبتی که از آن بی‌خبریم؛ بعد برای تمام آنهایی که روزی "انسان" زاده شدند.

۱

۸:۲۵