لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل اهل کتابا
۱۲۲ عضو

اهل کتاب

اهل کتاب معرفی کتاب و ترویج فرهنگ مطالعه و تفکر
«هرکس‌باکتاب‌ها‌آرام‌گیردهیچ‌آرامشی‌راازدست‌نداده‌است...»امام‌علی‌؏@e_books@Qandopand@tamadon_islamiارتباط با ادمین:@ibrahimshojaat
مشاهده در وب بله
۲۰ دی ۱۴۰۳
thumbnail
معمولا دانشجويان رشته مدیریت در دوران تحصیل خود کتاب‌های زیادی را پیرامون این حوزه و رشته می‌خوانند و مشخصا با توجه به اینکه یکی از درس‌های اصلی این رشته، واحد مبانی و تئوری سازمان می‌باشد، کتبی از نویسندگانی چون رابینز، دفت، شرمرهورن، الوانی، رضائیان و ... را در همان ترم‌های ابتدای مطالعه می‌کنند. اما کسی به سراغ این کتاب، با توجه به هدف نگارنده که برای آمادگی کنکور ارشد و دکتری مدیریت آن را آماده کرده است، نمی‌رود. در صورتی که این کتاب مجموعه‌ای جامع از نظریات مدیریتی برگرفته از تمامی کتب مشهور این حوزه می‌باشد که در سه فصل مبانی سازمان، تئوری سازمان و رفتار سازمانی با متنی روان و شیوا آماده شده است و می‌تواند بهتر از سایر کتب و منابع به دانشجویان برای درک و فهم نقشه رشته مدیریت کمک کند.لذا به نظرم خواندن این کتاب در دو سال اول تحصیل، مقدم بر مطالعه سایر منابع مدیریتی است و در ادامه دوران تحصلی و برای عمق بخشیدن به مطالب این کتاب، می‌شود به منابع اصلی نیز رجوع کرد.#تئوری‌_های_مدیریت
#اهل_کتاب بمانیم
undefined۴

۴۳۶

۱۰:۲۹

۱۹ اسفند ۱۴۰۳
thumbnail
یادگاریدر نمازم فکر می‌کردم چه کاری داشتم؟یادم آمد با دل سنگت قراری داشتم
بر همین سجاده در مستی دلم را باختم در همین میخانه با هستی قماری داشتم
شیشه می را اگر نشکسته بودم دستِ کمبا خود از لب‌های سرخت یادگاری داشتم
آنچه ما آموختیم از عمر درس رنج بودای فلک من سنگدل آموزگاری داشتم
چون صدف بر خاک ساحل ماندم اما مثل موج باز می‌گشتم اگر چشم انتظاری داشتم
در دلت یادی هم از من نیست می‌دانم ولی من زمانی در دل سنگت مزاری داشتم
#نیست
#اهل_کتاب بمانیم
undefined۲

۲۷۵

۱۲:۵۵

۴ تیر ۱۴۰۴
بازارسال شده از یک‌حَبّه‌پَند
thumbnail
همراه بدر و حریری و دو گورکن حصار را دفن کردم و پریشان و سلّانه بازگشتم. چهره‌ام آیینه‌ی تمام نمای مصیبت بود. بدر کلمه‌ای سخن نگفت. مرگِ ناگهانی حصگار، قوه‌ی ادراک او را هم در هم کوفته بود. سر در نمی‌آورد خاصه که شاید او هم انتظار داشت خیاط، کسی باشد که از میانِ ما، زودتر از بقیه بدرودِ حیات میگوید. اما حصار؟ ترس از و بای قاهره مانندِ خوره به جان بدر افتاده بود. نمیدانست چه باید بکند. من نیز، از سویی نگرانِ احوالِ او بودم در راه گویی که آن صخره‌ی سنگین افتاده بر قلبم را حس کرده باشد، دست بر شانه‌ام نهاد و فشرد که یعنی من در کنار تو خواهم ماند. کوچه به کوچه بی هدف پرسه میزدیم و سنگفرش عبوس قاهره، ما را به ناکجا میبرد. بالاخره سر از مسجدی درآوردیم که مردم بسیاری بردر آن به انتظار ایستاده بودند. ما هم ایستادیم. یک لحظه به خود آمدم؛ در بدر خیره نگریستم و پرسیدم:- مراکجا آورده‌ای؟به تعزیت از دست رفته‌ای بهتر از درگذشته‌ی تو داخل شدیم. ناگهان ضریح حسین بن علی (ع) را دیدم درخشان و ابریشم پوش با ستون‌هایی یک در میان طلا و نقره چلچراغ‌های آویزان از سقف مسجد، طرح روز بود بر بوم شب و از قندیل‌های بلورینش طیف‌هایی از نور بر ضریح می‌تابید و تصویری رؤیاوار می‌آفرید. مردم ضریح را زیارت می‌کردند و بعد دست بر خاک می‌کشیدند، بر سر و رو می‌زدند و می‌گریستند. کنار ضریح بودم بی که بدانم این اذکار بر زبانم جاری می‌شدند:«سلام بر تو ای نواده حبیب من و ای دست پرورده‌ی او! سلام بر برادر تو و بر مادر تو و بر پدر تو».نسیمی وزید و چلچراغ‌های آویزان را حرکت داد. نوری زرد بر پیشانی‌ام تابید، درخشان‌تر از تمام انوار پیشین. آن چنان که احساس گرما کردم. از مسجد بیرون زدهبودیم و در کوچه‌های قاهره می‌گشتیم.- دیدی چلچراغ چگونه به من اشارت کرد؟ دیدی؟!بدر بی آنکه مرا نگاه کند، کم حوصله گفت:آری زودتر برویم پیش از غروب باید به خانه برسیم از صبح هیچ نخورده‌ای ... . آه حسین (ع) با نورِ چلچراغ ضریحش، پیشانی مرا لمس کرد. گویی به خاطر مُردنِ دوستم مرا تسلّی داد. چه تسلّایی! جانم آرام گرفت و روحم تسکین یافت.
#گاه_ناچیزی_مرگ#محیی‌الدین_ابن_عربی
@Qandopand

۷

۲۱:۱۶

۶ شهریور ۱۴۰۴
thumbnail
جنگ که شروع شده بود، اینترنت و کار و بارها خوابیده بود و فرصت خوبی برای مطالعه دست داده بود و کتاب گاه ناچیزی مرگ را خواندم، اما بعد از آن دیگر فرصتی برای کتاب خواندن پیش نمی‌آمد. درس و مشق و کار و بدتر از همه شبکه‌های اجتماعی ما را هرروز، بیشتر از دیروز از کتاب و داستان دور می‌کنند. دو هفته قبل مشهد بودم و به کتابفروشی حرم سری زدم و چند کتاب گرفتم تا شاید محرکی برای مطالعه باشند. حالا و باز در راه برگشت به مشهد، نبود پیریز برق در قطار، این فرصت طلایی را برای مطالعه فراهم آورده بود و عربیکای یامین‌پور را مطالعه کردم.کتابی که سیر زیبایی از داستان‌ها را با محوریت مقاومت و لبنان در سفرهای گاه گاهی یامین‌پور به بیروت را به مخاطب خود ارائه می‌دهد. یامین‌پور اینبار بر خلاف سفرنامه ژاپن، کاهن معبد جینجا، دستش برای ارائه مطلب پر است. بیست سال است که کوچه به کوچه بیروت، از الحمرا تا ضایحه را گز به گز دیده و شنیده و با مردمانش هم کلام بوده تا امروز یک نگاه دقیق از جریانات لبنان قرن بیست و یک را به ما ارائه کند.نطقه عطف کارهای یامین‌پور، نگاه متفاوت اوست که با قلم دلنشینش، مخاطب را به فکر فرو می‌برد. اینبار هم اندیشه یامین‌پور به دنبال عبور است، عبور از جدال جنگ و زندگی به مقصد زندگی در بطن حوادث. پیوندی که بتواند مقاومت را معنا کند.یامین‌پور در میانه (با حتی ابتدای!) جنگی که فراتر از تصور خیلی‌ها هرروز گسترش می‌یابد و امروز تا مشهد ایران هم زخم خورده آن است، اثری قابل احترام را به مخاطب ارائه می‌کند. اثری که مخاطب را به ایستادن در طرف درست تاریخ دعوت می‌کند.#عربیکا
#اهل_کتاب بمانیم
undefined۱

۱۹۵

۲:۵۷

بازارسال شده از یک‌حَبّه‌پَند
thumbnail
زندگی نرمال و روتین برای انسان مدرن آغاز پوچی و بی‌معنایی است؛ هر چند که تلاش کند از طریق تفریحات غیرمتعارف آن را بپوشاند. فقدان یک موقعیت که انسان را بر لبه حقیقت وجودش بنشاند و تلاش را برای فرارفتن و غلبه بر آن برانگیزد و قلب زندگی را به تپش وادارد سرآغاز افسردگی بسیاری از مردم است. زندگی آنگاه که به مجموعه‌ای از عادات تکرار شونده در شرایط ثبات و نرمال بدل شود، انسان را به خودویران‌سازی سوق می‌دهد. ما از زندگی چه می‌خواهیم؟ رسیدن به این مرحله؟زندگی نه همان مرحله، که تلاش برای دست و پنجه نرم کردن با مراحلی است که گمان میکنیم باید زودتر از آنها عبور کنیم. زندگی خودِ خودِ خود همین مراحل تودرتوست. در انتهای این مسیر پرپیچ و خم جاده‌ای است که دیگر زندگی نیست. بسیاری از آنها که به آن جاده صاف می‌رسند تمام خوشی‌شان به یاد آوردن خاطرات مراحل پیشین است. زندگی همان شور و حرارتی است که انسان را در درگیر شدن و پنجه در پنجه شدن با رنج‌ها سر پا نگه می‌دارد. آزادی حقیقی آزادی در رقم زدن زندگی و ساختن آرزوهاست، نه در مصرف آرزوهای از پیش آماده شده. آن‌ها که می‌گویند از دل جنگ زندگی می‌جوشد بیراه نمی‌گویند. حقیقت انسانی زندگی در مواجهه با تلخی جنگ از دل‌ها جوانه میزند... #عربیکا#وحید_یامین‌پور
undefined بریده‌هایی از کتاب‌های خوب
@Qandopand

۱

۳:۰۴

۱۲ مهر ۱۴۰۴

726272928621993728_2161514069247779.pdf

۴۳۲.۲۶ کیلوبایت

قانون ۵+۵۰۰ چیست؟!
undefined فایل توضیحات قانون ۵+۵۰۰ برای موفقیت در علوم انسانی
#علی‌اصغر_خندان
#اهل_کتاب بمانیم
undefined۴

۲۳۹

۱:۴۵

۲۸ آبان ۱۴۰۴
thumbnail
undefined مسابقه بزرگ داستان‌نویسی سمر شروع شد!از ۱ آذر تا ۱ دی داستانت رو منتشر کن و فقط کافیه بیشترین لایک رو بگیری تا برنده‌ی ما باشی!
undefined جوایز بزرگ:undefined ۸ میلیون | undefined ۶ میلیون | undefined ۴ میلیون تومان
undefined علاوه بر این‌ها، برای نویسندگان و کتاب‌خوان‌های فعال هم جوایز ویژه‌ای در نظر گرفتیم.undefined و مهم‌تر از همه: داستان‌های برتر به نشریات معتبر کشور معرفی می‌شن تا مسیر چاپشون هموار بشه.
undefined سمر؛ جایی که استعدادهات دیده میشه.
undefined همین حالا نصب کن و وارد دنیای داستان‌ها شو!‏«سمر» را در بازار اندروید ببین:http://cafebazaar.ir/app/?id=com.mostafasoft.samar&ref=share
#اهل_کتاب بمانیم
undefined۴

۳۸۶

۸:۳۳

۲۹ دی ۱۴۰۴
thumbnail
نگاه به زندگی و زندگانی زنان از دریچه دید خودشان چیز عجیبی بود. عجیب‌تر از آنچه می‌اندیشدم. رشد و گسترش مفهوم آزادی مدرن و به تبع آن فمنیسم در بطن دختران در جامعه ما در کنار چارچوب‌های فکری سنتی، مذهبی و مردانه حاکم، تقابلی بس پیچیده را به راه انداخته است که هیچ یک از دو طرف کوتاه نمی‌اید و دوست دارد پیروز این تقابل باشد. تقابلی که قاتل مفهوم اصیل خانواده است.شاید صبر، تامل و گفت‌وگو کلید تقرب به پایان این منازعه باشد.کتاب را دوست داشتم، چراکه سمت دیگری از زندگی را برایم روشن‌تر کرد.
#مصطفی_مستور
#اهل_کتاب بمانیم
undefined۱

۹۷

۱۹:۰۲

thumbnail
ها جون چانگ، استاد کره‌ای اقتصاد توسعه در دانشگاه کمبریج انگلستان، در این کتاب ابتدا توصیه‌های مثلث بانک جهانی، صندوق جهانی پول و سازمان تجارت جهانی، یعنی اهرم‌های جهانی آمریکا برای ترویج اقتصاد نئولیبرال در هر فصل تک به تک بررسی و نقد می‌کند و با روش‌های نیمه آماری_تاریخی و مثال‌های نقض سعی بر ابطال آن‌ها به خصوص به عنوان تنها راه مطلق توسعه دارد و در ادامه هم در فصل‌های انتهایی، به نقد پاسخ‌های مشهور به انتقادات مکتب نئولیبرالیسم می‌پردازد.نویسنده توانسته است با خوش ذوقی خود، سیری داستانی از مفاهیم مد نظرش به خواننده منتقل کند و یک کتاب اقتصادی خشک را به یک کتاب داستانی جذاب تبدیل کند. در ضمن ترجمه آقای دکتر عزیزی هم به خوبی در این نسخه انجام شده است.
#ها_جون_چانگ
#اهل_کتاب بمانیم
undefined۲

۱۵۴

۱۹:۰۲

۱۸ مرداد
thumbnail
خوب نه، عالی بود!کروسینسکی، مبلغ مذهبی مسیحیت که اقامتی بیست ساله در ایران و پایتخت آن در زمان حکومت صفویه، یعنی اصفهان داشت. نویسنده درست در برهه حساس تضعیف دربار صفوی و شروع ماجراجویی‌های میرمحمود افغان، شاهد اتفاقات مهمی بود که سعی کرده است بصورت تفسیری آن‌ها را روایت کند.نگارنده سعی در ریشه یابی علل ضعف شخصیتی شاه سلطان حسین صفوی، شکل گیری نظام خواجوی دربار، روابط متقابل حکام ایالات مختلف ایران و دربار، شخصیت و مسیر رشد میرویس افغان و شورش وی در قندهار و در ادامه تکمیل این شورش از طرف پسرش، محمود، محاصره و شکست محمود در کرمان، نقش سرداران بزرگ ایران و خیانت‌ها و حسادت‌های دربار به آن‌ها، محاصره و قحطی بزرگ در اصفهان که منجر به تسلیم شد، ادامه حکومت صفوی با شاهزاده طهماسب و نقش عثمانی و روس تزاری در این اتفاقات و ... دارد که دامنه گسترده‌ای از اطلاعات و تحلیل‌های مبتنی بر شواهد را به تاریخ عرضه می‌کند.این کتاب از پیوستگی بسیار خوبی بهره می‌برد و با توجه به ترجمه هنرمندانه‌اش، کار را برای مخاطب راحت کرده‌است.کلیدواژه‌های اصلی نگارنده در این کتاب دوکلیدواژه مقاومت مردمی که با پیروزی‌ها و ظفر همراه می‌شود و بی‌کفایتی حکومت است که منجر به کشتارهای بزرگ و شکست‌های تاسفبار برای ایران شده است.الحمدلله این کتاب، رزق سحرگاهان ما در نجف بود که نسیب شد.
#یوداس_تادئوس_کروسینسکی
#اهل_کتاب بمانیم
undefined۱

۴۲

۲۰:۲۷