باسمهتعالی
آیا آیتالله خامنهای (حفظهالله) با لعن غاصبان خلافت مخالفاند؟
آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، توهین صریح به مقدسات اهلسنت را حرام میدانند. ایشان در پیام حج ۲۲مهر۱۳۹۲ مرقوم داشتند: «اینجانب [...] بار دیگر اعلام میکنم که هر گفته و عملی که موجب برافروختن آتش اختلاف میان مسلمانان شود و نیز اهانت به مقدسات هر یک از گروههای مسلمان یا تکفیر یکی از مذاهب اسلامی، خدمت به اردوگاه کفر و شرک و خیانت به اسلام و حرام شرعی است.» [۱]
از این پیام مشخص است که ایشان امروز بنا بر مصلحت اسلام، لعن صریح و اختلافانگیز را حرام میدانند؛ اما این فتوا مستلزم این نیست که لعن از اعمال شیعه حذف شده یا شیعیان باید از برائت دست بکشند. به بیان دیگر، در عین همبستگی و وحدت با اهلسنت و اجتناب از برافروختن اختلاف، اعتقادات ما دربارهی اصحاب پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) پابرجا است.
نکتهی دیگر آنکه خود ایشان در بعضی از سخنرانیهایشان لعن علنی، اما غیرصریح، دارند. برای مثال ایشان در ابتدای سخنرانی ۶فروردین۱۴۰۳ چنین خطبهای خواندند: «الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین» [۲] واضح است که جمیع دشمنان، غاصبان خلافت و همسران نافرمان پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را نیز شامل میشود.
بهطور کلی نیز ولیفقیه مجتهدی است متعبد به نص و روایت. بنابراین، در موضوعی چنین که روایات گستردهای دارد، استنباط ولیفقیه هم به لعن و برائت میرسد. اما بهدلیل مصلحت اسلام، آنچه را اختلافبرانگیز است، فعلاً حرام اعلام میکند.
مراجع[۱] پیام به کنگرهی عظیم حج، ۲۲مهر۱۳۹۲[۲] دیدار شاعران، ۶فروردین۱۴۰۳
@alefneveshtt
آیا آیتالله خامنهای (حفظهالله) با لعن غاصبان خلافت مخالفاند؟
آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، توهین صریح به مقدسات اهلسنت را حرام میدانند. ایشان در پیام حج ۲۲مهر۱۳۹۲ مرقوم داشتند: «اینجانب [...] بار دیگر اعلام میکنم که هر گفته و عملی که موجب برافروختن آتش اختلاف میان مسلمانان شود و نیز اهانت به مقدسات هر یک از گروههای مسلمان یا تکفیر یکی از مذاهب اسلامی، خدمت به اردوگاه کفر و شرک و خیانت به اسلام و حرام شرعی است.» [۱]
از این پیام مشخص است که ایشان امروز بنا بر مصلحت اسلام، لعن صریح و اختلافانگیز را حرام میدانند؛ اما این فتوا مستلزم این نیست که لعن از اعمال شیعه حذف شده یا شیعیان باید از برائت دست بکشند. به بیان دیگر، در عین همبستگی و وحدت با اهلسنت و اجتناب از برافروختن اختلاف، اعتقادات ما دربارهی اصحاب پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) پابرجا است.
نکتهی دیگر آنکه خود ایشان در بعضی از سخنرانیهایشان لعن علنی، اما غیرصریح، دارند. برای مثال ایشان در ابتدای سخنرانی ۶فروردین۱۴۰۳ چنین خطبهای خواندند: «الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین» [۲] واضح است که جمیع دشمنان، غاصبان خلافت و همسران نافرمان پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را نیز شامل میشود.
بهطور کلی نیز ولیفقیه مجتهدی است متعبد به نص و روایت. بنابراین، در موضوعی چنین که روایات گستردهای دارد، استنباط ولیفقیه هم به لعن و برائت میرسد. اما بهدلیل مصلحت اسلام، آنچه را اختلافبرانگیز است، فعلاً حرام اعلام میکند.
مراجع[۱] پیام به کنگرهی عظیم حج، ۲۲مهر۱۳۹۲[۲] دیدار شاعران، ۶فروردین۱۴۰۳
@alefneveshtt
۶۲۲
۱۵:۲۲
باسمهتعالی
هدف از تشکیل حکومت: تحقق معارف و شرایع اسلامی
آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، ۱۶شهریور۱۴۰۴: «خب میدانید نظام اسلامی اساساً برای تحقّق معارف و شرایع اسلامی تشکیل شد؛ هر کس حرف دیگری بزند، خلاف واقع گفته. از روز اوّل، شعار امام بزرگوار این بود که بایستی برای خدا، برای تحقّق اهداف الهی و معارف الهی و شرایع الهی کار کرد، بعد هم به مردم گفتند، مردم هم با انگیزههای دینی عمدتاً برخاستند و حرکت انجام دادند. [بنابراین،] در نظام اسلامی کار برای خدا است، برای تحقّق اینها است.» [۱]
#الفنوشت:این سخنان با آنکه از دیروز چندان منتشر نشده، نکات بسیار مهمی را در بر دارد و فلسفهی انقلاب را بیان میکند. همچنین واضح میشود که چرا جمهوری اسلامی هیچوقت نمیتواند با بیحجابی کنار آید. چون از اصلیترین هدفهای تشکیل جمهوری اسلامی، تحقق شریعت اسلام است و حکومتی با چنین هدفی نمیتواند نسبت به گناه بیتفاوت باشد.
[۱] دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئتدولت
@alefneveshtt
هدف از تشکیل حکومت: تحقق معارف و شرایع اسلامی
آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، ۱۶شهریور۱۴۰۴: «خب میدانید نظام اسلامی اساساً برای تحقّق معارف و شرایع اسلامی تشکیل شد؛ هر کس حرف دیگری بزند، خلاف واقع گفته. از روز اوّل، شعار امام بزرگوار این بود که بایستی برای خدا، برای تحقّق اهداف الهی و معارف الهی و شرایع الهی کار کرد، بعد هم به مردم گفتند، مردم هم با انگیزههای دینی عمدتاً برخاستند و حرکت انجام دادند. [بنابراین،] در نظام اسلامی کار برای خدا است، برای تحقّق اینها است.» [۱]
#الفنوشت:این سخنان با آنکه از دیروز چندان منتشر نشده، نکات بسیار مهمی را در بر دارد و فلسفهی انقلاب را بیان میکند. همچنین واضح میشود که چرا جمهوری اسلامی هیچوقت نمیتواند با بیحجابی کنار آید. چون از اصلیترین هدفهای تشکیل جمهوری اسلامی، تحقق شریعت اسلام است و حکومتی با چنین هدفی نمیتواند نسبت به گناه بیتفاوت باشد.
[۱] دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئتدولت
@alefneveshtt
۶۲۹
۱۲:۵۰
الفنوشت
باسمهتعالی آیا شارع هرچه را «سیرهی عُقلاییه» باشد یا «خرد جمعی» مصوب کند، تأیید میکند؟ آیتالله #مجتبی_تهرانی (رضواناللهتعالیعلیه) احکامی را که عقلا به آن عمل میکنند، اصطلاحاً «سیرهی عقلاییه» یا «بنای عقلا» یا «عقل جمعی» یا «خرد جمعی» میگویند. شارع برخی از مصوبات عقلاییه را پذیرفته و امضا کرده و برخی را هم نپذیرفته است. یعنی اینطور نیست که شارع همهی اینها را پذیرفته باشد؛ بلکه بخشی از آن را نپذیرفته و صراحتاً رد هم کرده است. مثلاً «ربا» در همهی محیطهای عقلا جاری است. در صدر اسلام هم خیلی فراوان بوده و چیز جدیدی نیست و چه بسا اصلاً محور یک سنخ از تبادلات تجاری بوده و الآن هم هست. این از مصوبات آنها است که هم سیرهی عقلاییه بر آن است و هم بنای عقلا؛ امّا شارع آمده و بالصّراحه آن را رد کرده است: «وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَا» (بقره، ۲۷۵) این آیه با صراحت خرد جمعی را در این مورد رد میکند. [مثال دیگر] مشروبات الکلی [است] که شاید بتوان گفت خریدوفروش و شرب آن در ۹۹ درصد کشورها جایز است؛ اما اسلام بالصراحه میگوید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ وَ الْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (مائده، ۹۰) این آیه بر خلاف کسانی که «خرد جمعی» را مطرح میکنند تا «دیانت جمعی» را بکوبند و نابود کنند، خرد جمعی را در این مورد میکوبد. اما سِرّ اینکه شارع بخشی از مصوبات عقلاییه را نپذیرفته، چیست؟ سرّش این است که عقل مستقل منفرد آلودگی ندارد؛ ولی این بناهای عقلایی اصلاً مربوط به بُعد مادی و زندگی دنیوی انسانها است. لذا تمایلات نفسانی در آن دخالت دارد و چون آلوده به تمایلات نفسانی است، خالص نیست و به همین دلیل است که شارع بعضی از این مصوبات عقلاییه را که مبتنی بر تمایلات آلوده است و نه عقل مستقل، رد کرده است. پس ببینید که چقدر دین ما زیبا است. اسلام نگفته که من عقل را قبول ندارم. اسلام میگوید من عقل را قبول دارم؛ اما خالصش را. چیزی که تو به آن میگویی «خرد جمعی» ناخالص است و رگههایی از تمایلات نفسانی در آن هست و چون این ناخالصی هست، لذا این شارع است که می تواند جداسازی کند و تشخیص دهد که کدام مصوبهاش به نفع جامعه است و کدام مصوبهاش به ضرر جامعه. بهعلاوه، شارع جامعه را یکبعدی نمینگرد؛ بلکه دوبعدی مینگرد. هم به جسم و هم به روح توجه میکند. لذا [با اینکه] زیادهطلبی و بهرهکشی اقتضا میکند که ربا محور بسیاری از مبادلات تجاری در بین عقلا باشد؛ اما شارع در مقابل تمام عالم میایستد و میگوید چرا اینطوری میکنید؟ این یک نوع بهرهکشی است. جلویش را هم میگیرد. بنابراین مراقب باشید که هیچ وقت از خرد جمعی برای کوبیدن دین جمعی جامعه سوءاستفاده نکنند. منبع: پیام زیر و پیامهای یک و دو روز بعد از آن https://ble.ir/mojtabatehrani_ir/3148546279383766145/1693477842539 #فقه #عقل @mojtabatehrani_ir @alefneveshtt
باسمهتعالی
گسترهی عقل در استنباط احکام
آیتالله #محمدمهدی_شبزندهدار
عزت اسلام و مسلمین و ذلت نفاق و منافقین، تنها در پرتو پیادهشدن احکام اسلام است. بر اساس براهین قویمهی عقلیه و شرعیه، تنها عاملی که میتواند سعادت بشر در دنیا و برزخ و آخرت را تضمین کند، عمل به قوانینی است که از خالق هستی نشأت میگیرد.
اولین شرط برای قانون همهجانبه این است که قانونگذار، عالم به همه جوانب مسئله باشد و بر حرکت انسان از بدو تا ختم احاطه داشته باشد. قوانین الهی، قوانینی هستند که نهتنها باید زندگی دنیای ما را سامان بدهند؛ بلکه باید برزخ و آخرت را هم سامان بدهند و با نظام عالی تکوین و تشریع هماهنگ باشند و این اطلاع، جز برای خدای متعال و اولیای معصومش ممکن نیست.
لذا فقیه و حکیم بزرگ حضرت امام خمینی [رضواناللهتعالیعلیه] در «کتاب البیع» در بحث ولایت اب و جد [که] بین اعلام بحثی است که آیا ولایت آنها، مشروط به عدالت هست یا نه، [جواب فخرالمحققین را دادهاند]. فخرالمحققین این گونه استدلال فرموده که با حکمت حقتعالی سازگار نیست که سرپرستی صغیر و صغیره را به فاسق واگذار کند؛ لذا از این مطلب، اشتراط عدالت را کشف میکنیم. امام در پایان پاسخهایی که به فخرالمحقیقن میدهند، میفرمایند: (ثم إن المقصود من هذا المقال ليست اثبات حكم شرعي بالعقول ضرورة عدم إحاطة عقولنا بالمصالح والمفاسد والنظام التشريعي) [عقل به مصالح و مفاسد و نظام تشریعی احاطه ندارد]
این نشان میدهد که ما باید در مقام استنباط و استخراج احکام الهیه حواسمان جمع باشد که راه ما برای رسیدن به احکام الهی چیست؟ مطالبی گاهی شنیده میشود و خیال میشود که عقل در کنار کتاب و سنت، یک منبعی است که بهطور کامل ما میتوانیم از آن استفاده کنیم.
گاهی شنیدهام و یا در مباحثات دیدهایم افرادی که گاهی روایات را کنار میگذارند به خیال اینکه با عقل ناسازگار است و صریحاً می گویند با حکم عقل ناسازگار است و نمیشود به اینها عمل کرد. این افراد لابد توجه ندارند و غفلت دارند.
خدای متعال نسبت به احکام خودش بسیار متعصب است و اجازهی هیچ تعدی و تجاوزی نسبت به آنها را نمیدهد.خدای متعال محبوبتر از پیامبر عظیمالشأن [صلیاللهعلیهوآله] در عالم خلقت ندارد. به پیامبر در سورهی مبارکهی الحاقه می فرمایند: «ولَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بعْضَ الْأَقَاويل. لَأَخَذْنَا مِنْه بِالْيَمِينِ. ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِين. فما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ» اینگونه خدای متعال نسبت به احکامش غیرت به خرج میدهد.در سورهی مبارکهی بقره میفرماید: «وَمنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» این افراد نهتنها به خودشان ظلم میکنند؛ بلکه به بشریت ظلم میکنند.
رعایت حدود الهی در همهی زمینههای فردی و اجتماعی و هر جایی که خدای متعال بیان و دستور دارند، ضروری است. کار این مرکز مبارک هم، صیانت از احکام الهی است. همان طور که کار شورای نگهبان این است که از احکام الهی صیانت کند.
رهبر معظم انقلاب [حفظهالله] که عبد صالح و مطیع خدای متعال است یک وقتی به بنده فرمودند: «برخی دوستان شما قبل از شما پیش من آمدند و فتاوایی از من میخواستند. مگر من اهل اینگونه فتوادادنها هستم؟!»
یک بار همه اعضای شورای نگهبان خدمت ایشان رسیدند. ایشان به عبارت عامی که خودشان هم داخل باشند فرمودند، ما که کارهای اجرایی انجام میدهیم تا به بُنبستی میرسیم به دنبال عنوان ثانوی و توجیه میرویم؛ اما شما که کار اجرایی ندارید در احکام دین تعصب داشته باشید. [۱]
[۱] بیانات مراسم گرامیداشت هفتهی پژوهش، سالن جلسات مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی
#عقل #قانون@alefneveshtt
گسترهی عقل در استنباط احکام
آیتالله #محمدمهدی_شبزندهدار
عزت اسلام و مسلمین و ذلت نفاق و منافقین، تنها در پرتو پیادهشدن احکام اسلام است. بر اساس براهین قویمهی عقلیه و شرعیه، تنها عاملی که میتواند سعادت بشر در دنیا و برزخ و آخرت را تضمین کند، عمل به قوانینی است که از خالق هستی نشأت میگیرد.
اولین شرط برای قانون همهجانبه این است که قانونگذار، عالم به همه جوانب مسئله باشد و بر حرکت انسان از بدو تا ختم احاطه داشته باشد. قوانین الهی، قوانینی هستند که نهتنها باید زندگی دنیای ما را سامان بدهند؛ بلکه باید برزخ و آخرت را هم سامان بدهند و با نظام عالی تکوین و تشریع هماهنگ باشند و این اطلاع، جز برای خدای متعال و اولیای معصومش ممکن نیست.
لذا فقیه و حکیم بزرگ حضرت امام خمینی [رضواناللهتعالیعلیه] در «کتاب البیع» در بحث ولایت اب و جد [که] بین اعلام بحثی است که آیا ولایت آنها، مشروط به عدالت هست یا نه، [جواب فخرالمحققین را دادهاند]. فخرالمحققین این گونه استدلال فرموده که با حکمت حقتعالی سازگار نیست که سرپرستی صغیر و صغیره را به فاسق واگذار کند؛ لذا از این مطلب، اشتراط عدالت را کشف میکنیم. امام در پایان پاسخهایی که به فخرالمحقیقن میدهند، میفرمایند: (ثم إن المقصود من هذا المقال ليست اثبات حكم شرعي بالعقول ضرورة عدم إحاطة عقولنا بالمصالح والمفاسد والنظام التشريعي) [عقل به مصالح و مفاسد و نظام تشریعی احاطه ندارد]
این نشان میدهد که ما باید در مقام استنباط و استخراج احکام الهیه حواسمان جمع باشد که راه ما برای رسیدن به احکام الهی چیست؟ مطالبی گاهی شنیده میشود و خیال میشود که عقل در کنار کتاب و سنت، یک منبعی است که بهطور کامل ما میتوانیم از آن استفاده کنیم.
گاهی شنیدهام و یا در مباحثات دیدهایم افرادی که گاهی روایات را کنار میگذارند به خیال اینکه با عقل ناسازگار است و صریحاً می گویند با حکم عقل ناسازگار است و نمیشود به اینها عمل کرد. این افراد لابد توجه ندارند و غفلت دارند.
خدای متعال نسبت به احکام خودش بسیار متعصب است و اجازهی هیچ تعدی و تجاوزی نسبت به آنها را نمیدهد.خدای متعال محبوبتر از پیامبر عظیمالشأن [صلیاللهعلیهوآله] در عالم خلقت ندارد. به پیامبر در سورهی مبارکهی الحاقه می فرمایند: «ولَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بعْضَ الْأَقَاويل. لَأَخَذْنَا مِنْه بِالْيَمِينِ. ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِين. فما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ» اینگونه خدای متعال نسبت به احکامش غیرت به خرج میدهد.در سورهی مبارکهی بقره میفرماید: «وَمنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» این افراد نهتنها به خودشان ظلم میکنند؛ بلکه به بشریت ظلم میکنند.
رعایت حدود الهی در همهی زمینههای فردی و اجتماعی و هر جایی که خدای متعال بیان و دستور دارند، ضروری است. کار این مرکز مبارک هم، صیانت از احکام الهی است. همان طور که کار شورای نگهبان این است که از احکام الهی صیانت کند.
رهبر معظم انقلاب [حفظهالله] که عبد صالح و مطیع خدای متعال است یک وقتی به بنده فرمودند: «برخی دوستان شما قبل از شما پیش من آمدند و فتاوایی از من میخواستند. مگر من اهل اینگونه فتوادادنها هستم؟!»
یک بار همه اعضای شورای نگهبان خدمت ایشان رسیدند. ایشان به عبارت عامی که خودشان هم داخل باشند فرمودند، ما که کارهای اجرایی انجام میدهیم تا به بُنبستی میرسیم به دنبال عنوان ثانوی و توجیه میرویم؛ اما شما که کار اجرایی ندارید در احکام دین تعصب داشته باشید. [۱]
[۱] بیانات مراسم گرامیداشت هفتهی پژوهش، سالن جلسات مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی
#عقل #قانون@alefneveshtt
۵۴۱
۱۱:۲۱
باسمهتعالی
پدران چه حقی دارند که برای فرزندان حکومت تعیین کنند؟
امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه) در سخنرانیای که در بدو ورود به ایران داشتند، جملهی گفتهاند که هرازچندی نقل میشود: «به چه حقی ملت پنجاه سال پیش از این، سرنوشت ملت بعد را معین میکند؟ [...] هر کسی سرنوشتش با خودش است. مگر پدرهای ما ولیّ ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که در صد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، میتوانند سرنوشت ملتی را که بعدها وجود پیدا میکنند آنها تعیین بکنند.» [۱]
این سؤال امروز هم مطرح است: چه حقی است اگر پنجاه سال پیش پدران ما جمهوری اسلامی را برگزیدند، امروز هم این حکومت برقرار باشد؟
پرسشی که پیشتر باید پاسخ داده شود این است که انسان حق انجام چه کارهایی را دارد. حق دارد هر چه را خواست یا میپسندید، عملی کند؟ پاسخ را باید در فلسفهی خلقت انسان جستوجو کرد. خدای متعال انسانها را بههدف بندگی خود آفریده و هر چند در این دنیا بهطور موقت به او اختیار عطا کرده تا بیازمایدش، اما حق انجام هر کاری را برایش به رسمیت نشناخته است. همهی انسانها مکلفاند که در زندگی خود بنده باشند و زمینه را برای بندگی خدا فراهم کنند که از مهمترین وسایل آن تشکیل حکومت الهی است. هیچ انسانی حق ندارد گناه کند یا زمینهساز گناه دیگران شود.
بنابراین، اگر پدران ما حکومتی غیرتوحیدی تشکیل داده بودند، بر ما لازم بود که زمینهساز سرنگونی آن و رویکارآمدن حکومت توحیدی شویم تا شرایط بندگی خدا راحتتر فراهم شود. اگر هم حکومتی توحیدی تشکیل داده بودند و آنچه که تکلیف همهی انسانها است، محقق کرده بودند، بر هر انسانی لازم است که آن را حفظ و اصلاح و با براندازانش مقابله کند. بهطور متقابل، هر اقدامی هم برای براندازی این نظام و تشکیل حکومتی غیرالهی عملی ناحق است.
[۱] سخنرانی ۱۲بهمن۱۳۵۷ بعد از بازگشت به ایران در بهشت زهرا (سلاماللهعلیها)
#حکومت_اسلام@alefneveshtt
پدران چه حقی دارند که برای فرزندان حکومت تعیین کنند؟
امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه) در سخنرانیای که در بدو ورود به ایران داشتند، جملهی گفتهاند که هرازچندی نقل میشود: «به چه حقی ملت پنجاه سال پیش از این، سرنوشت ملت بعد را معین میکند؟ [...] هر کسی سرنوشتش با خودش است. مگر پدرهای ما ولیّ ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که در صد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، میتوانند سرنوشت ملتی را که بعدها وجود پیدا میکنند آنها تعیین بکنند.» [۱]
این سؤال امروز هم مطرح است: چه حقی است اگر پنجاه سال پیش پدران ما جمهوری اسلامی را برگزیدند، امروز هم این حکومت برقرار باشد؟
پرسشی که پیشتر باید پاسخ داده شود این است که انسان حق انجام چه کارهایی را دارد. حق دارد هر چه را خواست یا میپسندید، عملی کند؟ پاسخ را باید در فلسفهی خلقت انسان جستوجو کرد. خدای متعال انسانها را بههدف بندگی خود آفریده و هر چند در این دنیا بهطور موقت به او اختیار عطا کرده تا بیازمایدش، اما حق انجام هر کاری را برایش به رسمیت نشناخته است. همهی انسانها مکلفاند که در زندگی خود بنده باشند و زمینه را برای بندگی خدا فراهم کنند که از مهمترین وسایل آن تشکیل حکومت الهی است. هیچ انسانی حق ندارد گناه کند یا زمینهساز گناه دیگران شود.
بنابراین، اگر پدران ما حکومتی غیرتوحیدی تشکیل داده بودند، بر ما لازم بود که زمینهساز سرنگونی آن و رویکارآمدن حکومت توحیدی شویم تا شرایط بندگی خدا راحتتر فراهم شود. اگر هم حکومتی توحیدی تشکیل داده بودند و آنچه که تکلیف همهی انسانها است، محقق کرده بودند، بر هر انسانی لازم است که آن را حفظ و اصلاح و با براندازانش مقابله کند. بهطور متقابل، هر اقدامی هم برای براندازی این نظام و تشکیل حکومتی غیرالهی عملی ناحق است.
[۱] سخنرانی ۱۲بهمن۱۳۵۷ بعد از بازگشت به ایران در بهشت زهرا (سلاماللهعلیها)
#حکومت_اسلام@alefneveshtt
۶۱۳
۱۹:۵۳
باسمهتعالی
رجوع شیعیان به عالمان دین در زمان امامان معصوم (صلواتاللهعلیهم) هم رایج بود. شیعیان برای رفع نیازهای شرعی و معرفتی خود بهدلایل مختلفی چون خفقان سیاسی، دوری مکانی، سرشلوغی امام دسترسی همیشگی به ایشان نداشتند و از محضر اصحاب استفاده میکردند.
به این ترتیب، ریشههای #ولایت_فقیه را نه در عصر غیبت که در عصر حضور خود امامان (صلواتاللهعلیهم) باید جستوجو کرد.
@alefneveshtt
رجوع شیعیان به عالمان دین در زمان امامان معصوم (صلواتاللهعلیهم) هم رایج بود. شیعیان برای رفع نیازهای شرعی و معرفتی خود بهدلایل مختلفی چون خفقان سیاسی، دوری مکانی، سرشلوغی امام دسترسی همیشگی به ایشان نداشتند و از محضر اصحاب استفاده میکردند.
به این ترتیب، ریشههای #ولایت_فقیه را نه در عصر غیبت که در عصر حضور خود امامان (صلواتاللهعلیهم) باید جستوجو کرد.
@alefneveshtt
۹۲۱
۲۰:۲۶
باسمهتعالی
بیعتنکردن با آمریکا
آیتالله خامنهای (که سایهاش پایدار باد) در سخنرانی امروز خود از بیعتنکردن با یزید زمان گفتند. بهرهگیری از ادبیات عاشورایی در بیانات گذشتهی ایشان هم سابقه دارد.
فرمودند: «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعی خودش را خوب بلد است. میداند که چه کار کند. #امام_حسین (علیهالسلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید. کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملت ایران در واقع میگویند: ملتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.» [۱]
در سال ۱۳۷۹ نیز بیان داشته بودند: «امروز بهبرکت ملت هوشیاری مثل ملت ایران، بهبرکت افکار برانگیختهای مثل افکار ملت ایران، بهبرکت انقلاب بزرگی مثل انقلاب اسلامی ایران، نه آمریکا و نه بزرگتر از آمریکا، اگر در قدرتهای مادی باشد، قادر نیستند حادثهای مثل حادثهی صلح #امام_حسن [علیهالسلام] را بر دنیای اسلام تحمیل کنند. اینجا اگر دشمن زیاد فشار بیاورد، حادثهی کربلا اتفاق خواهد افتاد.» [۲]
منطق مشخصی پشت تسلیمنشدن در برابر آمریکا است. زیادهخواهیهای این ابرقدرت مستکبر تمامی ندارد. اگر توان هستهای ایران مسئله بود، به برجام پایبند میماند و از آن خارج نمیشد؛ اما مسئلهی هستهای نقطهی شروع امتیازگیری از ایران است. فشارهای آمریکا تا آنجا ادامه مییابد که ایران به کشوری همسو با آمریکا تبدیل شود و از هویت اسلامی نظام حداکثر جز ظاهر باقی نماند. اگر چنین شود، انقلاب اسلامی را باید تمامشده دانست و ایران به کشوری زیردست آمریکا تبدیل میشود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی از آنجا که یاران پایکار و جانفدایی برای انقلاب مییابد (همانها که ۲۲بهمن امسال به خیابانها آمدند)، در آستانهی تغییر نظم جهانی، در برابر زیادهخواهیهای آمریکا عقبنشینی راهبردی نخواهد کرد و از آنجا که این انقلاب برای خدا و پیادهسازی اسلام بوده، به نصرت الهی و سربلندبیرونآمدن از جنگ احتمالی پیش رو باور دارد.
[۱] بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی، ۲۸بهمن۱۴۰۴[۲] بیانات در دیدار با جوانان، ۱اردیبهشت۱۳۷۹
@alefneveshtt
بیعتنکردن با آمریکا
آیتالله خامنهای (که سایهاش پایدار باد) در سخنرانی امروز خود از بیعتنکردن با یزید زمان گفتند. بهرهگیری از ادبیات عاشورایی در بیانات گذشتهی ایشان هم سابقه دارد.
فرمودند: «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعی خودش را خوب بلد است. میداند که چه کار کند. #امام_حسین (علیهالسلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید. کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملت ایران در واقع میگویند: ملتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.» [۱]
در سال ۱۳۷۹ نیز بیان داشته بودند: «امروز بهبرکت ملت هوشیاری مثل ملت ایران، بهبرکت افکار برانگیختهای مثل افکار ملت ایران، بهبرکت انقلاب بزرگی مثل انقلاب اسلامی ایران، نه آمریکا و نه بزرگتر از آمریکا، اگر در قدرتهای مادی باشد، قادر نیستند حادثهای مثل حادثهی صلح #امام_حسن [علیهالسلام] را بر دنیای اسلام تحمیل کنند. اینجا اگر دشمن زیاد فشار بیاورد، حادثهی کربلا اتفاق خواهد افتاد.» [۲]
منطق مشخصی پشت تسلیمنشدن در برابر آمریکا است. زیادهخواهیهای این ابرقدرت مستکبر تمامی ندارد. اگر توان هستهای ایران مسئله بود، به برجام پایبند میماند و از آن خارج نمیشد؛ اما مسئلهی هستهای نقطهی شروع امتیازگیری از ایران است. فشارهای آمریکا تا آنجا ادامه مییابد که ایران به کشوری همسو با آمریکا تبدیل شود و از هویت اسلامی نظام حداکثر جز ظاهر باقی نماند. اگر چنین شود، انقلاب اسلامی را باید تمامشده دانست و ایران به کشوری زیردست آمریکا تبدیل میشود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی از آنجا که یاران پایکار و جانفدایی برای انقلاب مییابد (همانها که ۲۲بهمن امسال به خیابانها آمدند)، در آستانهی تغییر نظم جهانی، در برابر زیادهخواهیهای آمریکا عقبنشینی راهبردی نخواهد کرد و از آنجا که این انقلاب برای خدا و پیادهسازی اسلام بوده، به نصرت الهی و سربلندبیرونآمدن از جنگ احتمالی پیش رو باور دارد.
[۱] بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی، ۲۸بهمن۱۴۰۴[۲] بیانات در دیدار با جوانان، ۱اردیبهشت۱۳۷۹
@alefneveshtt
۴۷۰
۱۹:۰۷
باسمهتعالی
بایستهی فقاهت در عصر مدرن
ما در زمانهی خاصی بعد از اسلام قرار داریم که نمونهای در گذشته برای آن نمییابیم. تمدن غرب (مدرنیته) بهقدری هیمنه و نفوذ دارد، ما که مسلمانیم و از استقلال سیاسی برخورداریم، گویی در میان آن تمدن زندگی میکنیم و شکلوشمایل خودمان، شهرهایمان، زندگیمان غربی شده است. البته این مخصوص جهان اسلام نیست و همهی اهل زمین همشکل غربیها شدهاند.
واضح است وقتی چنین در دنیای مدرن غرق شده باشیم، ایمان و اندیشهی ما نیز تحت تأثیر اندیشههای مدرن قرار میگیرد. اگر همچنان به اسلام ایمان داشته باشیم، آنجا که روح اسلام و روح مدرنیته متعارض میشوند، دچار آشفتگی درونی میشویم. این آشفتگی درونی فواید و خطراتی دارد. از خطرات آن این است که تلاش کنیم اسلام را منطبق با مدرنیته تقریر و از دین راستین منحرف شویم.
این مسئله بهخصوص در استنباط شریعت بروز مییابد. به نظر میرسد روح شریعت با زندگی پرجنبوجوش امروز که مردمان بر پیشرفت مادی همت گماشتهاند و از امور معنوی قداستزدایی میشود، سازگار نیست. نتیجه آنکه فقیه در معرض آن قرار میگیرد که در اجتهادش به خطا رود.
امروزه، از اشتباهاتی که فقاهت فقیه را تهدید میکند، این است که تمدن جدید را در صرف پیشرفتهای صنعتی خلاصه کند و از تغییرات بنیادین اندیشه که در لایهی زیرین تغییرات ظاهری جای دارد، غفلت ورزد. در این حالت، فقیه با بیان جملهی «اسلام از پیشرفتهای بشری استقبال میکند»، با مسئله سادهانگارانه برخورد میکند و از درک درست موضوع بازمیماند.
بنابراین، #فقاهت در عصر حاضر مستلزم بایستهای است که پیشینیان به آن نیازی نداشتهاند یا توجه کافی مبذول نکردهاند. امروزه درک درست از #مدرنیته و فهم دقیق از تغییرات اندیشهای که در عصر حاضر رخ داده، از بایستههای فقاهت است تا فقیه مقهور هیمنهی تمدن غرب نشود و اگر حکمی را مخالف روح مدرنیته دید، شجاعت استنباطش را داشته باشد و از سرزنش سرزنشگرانی که مقهور شدهاند، نهراسد.
@alefneveshtt
بایستهی فقاهت در عصر مدرن
ما در زمانهی خاصی بعد از اسلام قرار داریم که نمونهای در گذشته برای آن نمییابیم. تمدن غرب (مدرنیته) بهقدری هیمنه و نفوذ دارد، ما که مسلمانیم و از استقلال سیاسی برخورداریم، گویی در میان آن تمدن زندگی میکنیم و شکلوشمایل خودمان، شهرهایمان، زندگیمان غربی شده است. البته این مخصوص جهان اسلام نیست و همهی اهل زمین همشکل غربیها شدهاند.
واضح است وقتی چنین در دنیای مدرن غرق شده باشیم، ایمان و اندیشهی ما نیز تحت تأثیر اندیشههای مدرن قرار میگیرد. اگر همچنان به اسلام ایمان داشته باشیم، آنجا که روح اسلام و روح مدرنیته متعارض میشوند، دچار آشفتگی درونی میشویم. این آشفتگی درونی فواید و خطراتی دارد. از خطرات آن این است که تلاش کنیم اسلام را منطبق با مدرنیته تقریر و از دین راستین منحرف شویم.
این مسئله بهخصوص در استنباط شریعت بروز مییابد. به نظر میرسد روح شریعت با زندگی پرجنبوجوش امروز که مردمان بر پیشرفت مادی همت گماشتهاند و از امور معنوی قداستزدایی میشود، سازگار نیست. نتیجه آنکه فقیه در معرض آن قرار میگیرد که در اجتهادش به خطا رود.
امروزه، از اشتباهاتی که فقاهت فقیه را تهدید میکند، این است که تمدن جدید را در صرف پیشرفتهای صنعتی خلاصه کند و از تغییرات بنیادین اندیشه که در لایهی زیرین تغییرات ظاهری جای دارد، غفلت ورزد. در این حالت، فقیه با بیان جملهی «اسلام از پیشرفتهای بشری استقبال میکند»، با مسئله سادهانگارانه برخورد میکند و از درک درست موضوع بازمیماند.
بنابراین، #فقاهت در عصر حاضر مستلزم بایستهای است که پیشینیان به آن نیازی نداشتهاند یا توجه کافی مبذول نکردهاند. امروزه درک درست از #مدرنیته و فهم دقیق از تغییرات اندیشهای که در عصر حاضر رخ داده، از بایستههای فقاهت است تا فقیه مقهور هیمنهی تمدن غرب نشود و اگر حکمی را مخالف روح مدرنیته دید، شجاعت استنباطش را داشته باشد و از سرزنش سرزنشگرانی که مقهور شدهاند، نهراسد.
@alefneveshtt
۷۳۹
۱۷:۲۳
الفنوشت
باسمهتعالی بیعتنکردن با آمریکا آیتالله خامنهای (که سایهاش پایدار باد) در سخنرانی امروز خود از بیعتنکردن با یزید زمان گفتند. بهرهگیری از ادبیات عاشورایی در بیانات گذشتهی ایشان هم سابقه دارد. فرمودند: «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعی خودش را خوب بلد است. میداند که چه کار کند. #امام_حسین (علیهالسلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید. کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملت ایران در واقع میگویند: ملتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.» [۱] در سال ۱۳۷۹ نیز بیان داشته بودند: «امروز بهبرکت ملت هوشیاری مثل ملت ایران، بهبرکت افکار برانگیختهای مثل افکار ملت ایران، بهبرکت انقلاب بزرگی مثل انقلاب اسلامی ایران، نه آمریکا و نه بزرگتر از آمریکا، اگر در قدرتهای مادی باشد، قادر نیستند حادثهای مثل حادثهی صلح #امام_حسن [علیهالسلام] را بر دنیای اسلام تحمیل کنند. اینجا اگر دشمن زیاد فشار بیاورد، حادثهی کربلا اتفاق خواهد افتاد.» [۲] منطق مشخصی پشت تسلیمنشدن در برابر آمریکا است. زیادهخواهیهای این ابرقدرت مستکبر تمامی ندارد. اگر توان هستهای ایران مسئله بود، به برجام پایبند میماند و از آن خارج نمیشد؛ اما مسئلهی هستهای نقطهی شروع امتیازگیری از ایران است. فشارهای آمریکا تا آنجا ادامه مییابد که ایران به کشوری همسو با آمریکا تبدیل شود و از هویت اسلامی نظام حداکثر جز ظاهر باقی نماند. اگر چنین شود، انقلاب اسلامی را باید تمامشده دانست و ایران به کشوری زیردست آمریکا تبدیل میشود. رهبر معظم انقلاب اسلامی از آنجا که یاران پایکار و جانفدایی برای انقلاب مییابد (همانها که ۲۲بهمن امسال به خیابانها آمدند)، در آستانهی تغییر نظم جهانی، در برابر زیادهخواهیهای آمریکا عقبنشینی راهبردی نخواهد کرد و از آنجا که این انقلاب برای خدا و پیادهسازی اسلام بوده، به نصرت الهی و سربلندبیرونآمدن از جنگ احتمالی پیش رو باور دارد. [۱] بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی، ۲۸بهمن۱۴۰۴ [۲] بیانات در دیدار با جوانان، ۱اردیبهشت۱۳۷۹ @alefneveshtt
باسمهتعالی
رهبر شهید انقلاب
إنا لله و إنا إلیه راجعون. ۱۰ روز قبلِ شهادت که رهبر انقلاب از بیعت نکردن با آمریکا فرمودند، گمان نمیکردم دشمن یزیدی بهزودی ایشان را در خون خود بغلتاند. قدس الله نفسه الزکیة. باشد که خدای متعال دنیای ما را نیز به شهادت ختم کند!
زندگی ایشان نمونهی غبطهانگیزی از جهاد در راه خدا و استقامت در این مسیر است. رهبر شهید هرگز حاضر نشد اصول انقلاب اسلامی را معامله کند و بار دیگر، آمریکای مستکبر بر دین و دنیای ایرانیان مسلط شود؛ تا آنجا که جان خود و خانوادهی خویش را در این راه فدا کرد. باشد که ما نیز عمر کوتاهمان را برای خدا خرج کنیم!
ابعاد شخصیت ایشان چنان گسترده و عمیق است که شخصیتی کمنظیر بلکه بینظیر در تاریخ تشیع و ایران به حساب میآیند. همواره از مطالعهی بیاناتشان که حاکی از جامعیت و دقتنظرشان بود، لذت میبردم. معتقدم ما مردم و نیز کارگزاران نظام آنچنان که باید قدر ایشان را ندانستیم و فرمانبردارشان نبودیم. از جملهی نارواییها، ارتداد برخی از انقلابیهای نسل اول بعد از درگذشت امام (رضواناللهتعالیعلیه) بود که نهفقط ایشان را در ادامهی مسیر انقلاب تنها گذاشتند، بلکه راه مقابله در پیش گرفتند و خون به دلشان کردند. هر چند که ایشان با بزرگواری، دلخوریهای شخصی را در رهبری انقلاب اثر ندادند. در نهایت، تضعیف ایشان کار را به جایی رساند که دشمن به قتلشان جرئت پیدا کرد. باشد که خدای متعال ما را به کوتاهیهایمان آگاه و توفیق توبه نصیبمان کند!
شهادت عزتمندانهی ایشان بهدست خونخوارترین بشر عصر حاضر، پردهی جهل را از چشم عدهای کنار زد و زمینهساز پذیرش جانشینی فرزند رشیدشان شد؛ و این نیست جز مصداقی از «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد». سالهای اخیر، فکر دوست و دشمن درگیر دوران پساآقا بود. منافقان در صدد سقیفهای دیگر و انحراف انقلاب و مؤمنان نگران شایستگی جانشین حضرت آقا. اما خدای متعال صحنه را بهگونهای رقم زد تا آیتالله امام سیدمجتبی خامنهای (حفظهالله) نگهبان انقلاب باشد و راه خمینی کبیر و خامنهای شهید را ادامه دهد و رهبری ایشان کمی از درد دوستداران رهبر شهید بکاهد. باشد که خدای متعال انقلاب اسلامی را به قیام حضرت حجت (عجلاللهتعالیفرجه) متصل نماید!
@alefneveshtt
رهبر شهید انقلاب
إنا لله و إنا إلیه راجعون. ۱۰ روز قبلِ شهادت که رهبر انقلاب از بیعت نکردن با آمریکا فرمودند، گمان نمیکردم دشمن یزیدی بهزودی ایشان را در خون خود بغلتاند. قدس الله نفسه الزکیة. باشد که خدای متعال دنیای ما را نیز به شهادت ختم کند!
زندگی ایشان نمونهی غبطهانگیزی از جهاد در راه خدا و استقامت در این مسیر است. رهبر شهید هرگز حاضر نشد اصول انقلاب اسلامی را معامله کند و بار دیگر، آمریکای مستکبر بر دین و دنیای ایرانیان مسلط شود؛ تا آنجا که جان خود و خانوادهی خویش را در این راه فدا کرد. باشد که ما نیز عمر کوتاهمان را برای خدا خرج کنیم!
ابعاد شخصیت ایشان چنان گسترده و عمیق است که شخصیتی کمنظیر بلکه بینظیر در تاریخ تشیع و ایران به حساب میآیند. همواره از مطالعهی بیاناتشان که حاکی از جامعیت و دقتنظرشان بود، لذت میبردم. معتقدم ما مردم و نیز کارگزاران نظام آنچنان که باید قدر ایشان را ندانستیم و فرمانبردارشان نبودیم. از جملهی نارواییها، ارتداد برخی از انقلابیهای نسل اول بعد از درگذشت امام (رضواناللهتعالیعلیه) بود که نهفقط ایشان را در ادامهی مسیر انقلاب تنها گذاشتند، بلکه راه مقابله در پیش گرفتند و خون به دلشان کردند. هر چند که ایشان با بزرگواری، دلخوریهای شخصی را در رهبری انقلاب اثر ندادند. در نهایت، تضعیف ایشان کار را به جایی رساند که دشمن به قتلشان جرئت پیدا کرد. باشد که خدای متعال ما را به کوتاهیهایمان آگاه و توفیق توبه نصیبمان کند!
شهادت عزتمندانهی ایشان بهدست خونخوارترین بشر عصر حاضر، پردهی جهل را از چشم عدهای کنار زد و زمینهساز پذیرش جانشینی فرزند رشیدشان شد؛ و این نیست جز مصداقی از «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد». سالهای اخیر، فکر دوست و دشمن درگیر دوران پساآقا بود. منافقان در صدد سقیفهای دیگر و انحراف انقلاب و مؤمنان نگران شایستگی جانشین حضرت آقا. اما خدای متعال صحنه را بهگونهای رقم زد تا آیتالله امام سیدمجتبی خامنهای (حفظهالله) نگهبان انقلاب باشد و راه خمینی کبیر و خامنهای شهید را ادامه دهد و رهبری ایشان کمی از درد دوستداران رهبر شهید بکاهد. باشد که خدای متعال انقلاب اسلامی را به قیام حضرت حجت (عجلاللهتعالیفرجه) متصل نماید!
@alefneveshtt
۲۱۶
۱۶:۴۱
باسمهتعالی
قدرت در خدمت فرهنگ: دفع تهاجم فرهنگی مکمل دفع تهاجم نظامی تمدن غرب
انقلاب اسلامی که با مرکزیت دین به پیروزی رسید، «فریاد بلند نه» جامعهی شیعی ایران به تمدنی بود که دین را به حاشیه رانده و دنیاگرایی را سرلوحهی زندگی قرار داده است. دور از انتظار نبود که رویارویی تمدنی بعد از پیروزی انقلاب هم ادامه یابد. امروز پس از پشتسرگذاشتن تاریخی پرفرازونشیب از عرصههای مختلف رویارویی، به مرحلهی نبرد مستقیم نظامی با سردمداران این تمدن قدم گذاشتهایم.
هرچند در انتظار دور سوم نبرد نظامی به سر میبریم، اما جنگ ترکیبی در عرصههای دیگر چون اقتصادی، فرهنگی، رسانهای هرگز متوقف نشده و با قوت جریان دارد. روزمرگی نبرد نظامی نباید ما را از ابعاد دیگر درگیری با تمدن غرب غافل سازد.
اگر میجنگیم و امید داریم که پایان مرحلهی نبرد نظامی با بسط قدرتمان همراه باشد، نباید فراموش کنیم که قدرت هرگز برایمان اصالت نداشت. ما قدرت را میطلبیدیم چون احقاق حق و ابطال باطل و پیادهسازی دین خدا جز با آن ممکن نیست.
از طرفی میدانیم که تهاجم فرهنگی تمدن غرب دههها است که سابقه دارد و برههی کنونی نیز از لحاظ ظهور مظاهر غربی و گناهان آشکار در فضای عمومی در تاریخ جمهوری اسلامی بیسابقه است. سکوت چند سال اخیر نظام در مقولهی فرهنگ که بنابر مصلحتسنجیها یا کمکاریهایی بوده و نیز درگیریهای منطقهای بعد از طوفانالأقصی، توجه بخشی از انقلابیها را از تهاجم فرهنگی منحرف کرده است.
این موقعیت غبارآلود، بخشی از جبههی انقلاب را به حفظ قدرت نظام و دفع تهاجم نظامی دشمن مشغول و از حفظ باطن نظام و دفع تهاجم فرهنگی دشمن غافل ساخته است. ما همان طور که به حفظ صورت نظام مکلفیم و از براندازی سخت جلوگیری میکنیم، نسبت به حفظ سیرت نظام هم تکلیف داریم و باید با براندازی نرم (استحاله) مقابله کنیم.
غفلت بخشی از انقلابیها، در تجمعات این شبها هم نمود پیدا کرده و کنشهای اشتباهی چون مداحی «دل پاک» را پدید آورده است. غلطبودن بیانهای تندوتیز در موقعیت پیچدهی امروز در برابر افرادی که هرچند از تهاجم فرهنگی تمدن غرب اثر پذیرفتهاند اما در تجمعات حاضر میشوند، توجیهی برای بیعملی نیست؛ بلکه خلق ایدههای خلاقانهی حقطلبانه را میطلبد.
متأسفانه اما کموبیش رویکردی را شاهدیم که گناه فرد حاضر را تأیید میکند. این رویکرد جدای از غلطبودن، از آنجا که فرد را در گناهش ثابتقدم نگه میدارد، ظلم به آن اشخاص نیز است. حداقلیترین کاری که از دست ما برمیآید تبیین چندجانبگی جنگ در تجمعات است. باید توضیح دهیم همان دشمنی که به سمت ما بمب میاندازد، همان هم بیحجابی و بیبندوباری مردم این مملکت را میخواهد.
فراموش نکنیم همان خدایی که قرار است ما در این رویارویی تمدنی پیروز گرداند و تمام اتکای ما به او است، تکالیفی را بر گردن ما نهاده و نصرت خود را به کسانی وعده داده است که دین او را یاری میکنند: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ» [۱]
پینوشت: ولیفقیه در دو پیام اخیر، لزوم توجه به عرصههای دیگر رویارویی با تمدن غرب را یادآور شدهاند و لازم است جبههی انقلاب نیز آرایش خیابانی خود را به درگیری نظامی محدود نسازد:
«اینک که جمهوری اسلامی [...] در نبرد نظامی بخشی از توانمندی چشمگیر خود را به جهانیان ثابت کرده است، در مرحلهی جهاد اقتصادی و فرهنگی نیز باید آنان را ناامید کرده و شکست دهد.» [۲] «مقاومت غیورانه و پیروزی افتخارآمیز در برابر تهاجم دیوسیرتان و شیاطین جهان، ملت را برای پاسداری از استقلال تمدنی و مقابله با تهاجم زبانی، فرهنگی و سبک زندگی آمریکایی آمادهتر کرده است.» [۳]
[۱] سورهی مبارک حج، آیهی ۴۰[۲] پیام بهمناسبت روز کارگر و روز معلم، ۱۱اردیبهشت۱۴۰۵[۳] پیام بهمناسبت روز ارتش، ۲۹فروردین۱۴۰۵
@alefneveshtt
قدرت در خدمت فرهنگ: دفع تهاجم فرهنگی مکمل دفع تهاجم نظامی تمدن غرب
انقلاب اسلامی که با مرکزیت دین به پیروزی رسید، «فریاد بلند نه» جامعهی شیعی ایران به تمدنی بود که دین را به حاشیه رانده و دنیاگرایی را سرلوحهی زندگی قرار داده است. دور از انتظار نبود که رویارویی تمدنی بعد از پیروزی انقلاب هم ادامه یابد. امروز پس از پشتسرگذاشتن تاریخی پرفرازونشیب از عرصههای مختلف رویارویی، به مرحلهی نبرد مستقیم نظامی با سردمداران این تمدن قدم گذاشتهایم.
هرچند در انتظار دور سوم نبرد نظامی به سر میبریم، اما جنگ ترکیبی در عرصههای دیگر چون اقتصادی، فرهنگی، رسانهای هرگز متوقف نشده و با قوت جریان دارد. روزمرگی نبرد نظامی نباید ما را از ابعاد دیگر درگیری با تمدن غرب غافل سازد.
اگر میجنگیم و امید داریم که پایان مرحلهی نبرد نظامی با بسط قدرتمان همراه باشد، نباید فراموش کنیم که قدرت هرگز برایمان اصالت نداشت. ما قدرت را میطلبیدیم چون احقاق حق و ابطال باطل و پیادهسازی دین خدا جز با آن ممکن نیست.
از طرفی میدانیم که تهاجم فرهنگی تمدن غرب دههها است که سابقه دارد و برههی کنونی نیز از لحاظ ظهور مظاهر غربی و گناهان آشکار در فضای عمومی در تاریخ جمهوری اسلامی بیسابقه است. سکوت چند سال اخیر نظام در مقولهی فرهنگ که بنابر مصلحتسنجیها یا کمکاریهایی بوده و نیز درگیریهای منطقهای بعد از طوفانالأقصی، توجه بخشی از انقلابیها را از تهاجم فرهنگی منحرف کرده است.
این موقعیت غبارآلود، بخشی از جبههی انقلاب را به حفظ قدرت نظام و دفع تهاجم نظامی دشمن مشغول و از حفظ باطن نظام و دفع تهاجم فرهنگی دشمن غافل ساخته است. ما همان طور که به حفظ صورت نظام مکلفیم و از براندازی سخت جلوگیری میکنیم، نسبت به حفظ سیرت نظام هم تکلیف داریم و باید با براندازی نرم (استحاله) مقابله کنیم.
غفلت بخشی از انقلابیها، در تجمعات این شبها هم نمود پیدا کرده و کنشهای اشتباهی چون مداحی «دل پاک» را پدید آورده است. غلطبودن بیانهای تندوتیز در موقعیت پیچدهی امروز در برابر افرادی که هرچند از تهاجم فرهنگی تمدن غرب اثر پذیرفتهاند اما در تجمعات حاضر میشوند، توجیهی برای بیعملی نیست؛ بلکه خلق ایدههای خلاقانهی حقطلبانه را میطلبد.
متأسفانه اما کموبیش رویکردی را شاهدیم که گناه فرد حاضر را تأیید میکند. این رویکرد جدای از غلطبودن، از آنجا که فرد را در گناهش ثابتقدم نگه میدارد، ظلم به آن اشخاص نیز است. حداقلیترین کاری که از دست ما برمیآید تبیین چندجانبگی جنگ در تجمعات است. باید توضیح دهیم همان دشمنی که به سمت ما بمب میاندازد، همان هم بیحجابی و بیبندوباری مردم این مملکت را میخواهد.
فراموش نکنیم همان خدایی که قرار است ما در این رویارویی تمدنی پیروز گرداند و تمام اتکای ما به او است، تکالیفی را بر گردن ما نهاده و نصرت خود را به کسانی وعده داده است که دین او را یاری میکنند: «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ» [۱]
پینوشت: ولیفقیه در دو پیام اخیر، لزوم توجه به عرصههای دیگر رویارویی با تمدن غرب را یادآور شدهاند و لازم است جبههی انقلاب نیز آرایش خیابانی خود را به درگیری نظامی محدود نسازد:
«اینک که جمهوری اسلامی [...] در نبرد نظامی بخشی از توانمندی چشمگیر خود را به جهانیان ثابت کرده است، در مرحلهی جهاد اقتصادی و فرهنگی نیز باید آنان را ناامید کرده و شکست دهد.» [۲] «مقاومت غیورانه و پیروزی افتخارآمیز در برابر تهاجم دیوسیرتان و شیاطین جهان، ملت را برای پاسداری از استقلال تمدنی و مقابله با تهاجم زبانی، فرهنگی و سبک زندگی آمریکایی آمادهتر کرده است.» [۳]
[۱] سورهی مبارک حج، آیهی ۴۰[۲] پیام بهمناسبت روز کارگر و روز معلم، ۱۱اردیبهشت۱۴۰۵[۳] پیام بهمناسبت روز ارتش، ۲۹فروردین۱۴۰۵
@alefneveshtt
۱.۵K
۱۹:۴۷
باسمهتعالی
تأملی بر مقولهی «حفظ نظام»: باطن نظام را هم باید حفظ کرد
امام خمینی (رضواناللهتعالی) عالمی بینظیر در تاریخ اسلام است که با تأسیس نظام «جمهوری اسلامی ایران»، نقطهی عطفی را در تاریخ اسلام و تشیع رقم زد. ایشان که طی ده سال بعد از انقلاب فرصت آمیختن نظریه و تجربه را پیدا کرد، فقه سیاسی را قدمی به پیش برد و قلهای را در عرصهی فقاهت به یادگار گذاشت. اجتهاد البته به آخر خط نرسیده و با توجه به آنکه در ابتدای مسیر حکمرانی دینی هستیم، نظرات امام (قدساللهسره) نیازمند تکمیل و تعمیق است.
«حفظ نظام» (که در این نوشتار حکومت مقدس جمهوری اسلامی را میرساند،) از مفاهیمی است که بعد از انقلاب در ادبیات فقهی و سیاسی برجسته شد. جملهی مشهوری از امامان انقلاب (رضواناللهتعالیعلیهما) با این مضمون نقل میشود که «حفظ نظام از اوجب واجبات است». [۱]
در اینکه جمهوری اسلامی حکومتی مشروع و برحق است و نیز گاهی مصلحت اسلام اقتضا میکند حکمی از احکام شریعت تعطیل شود، تردیدی نیست. تجربهی پنجاهسالهی جمهوری اسلامی اما لزوم مواجهای عمیقتر با ماهیت نظام فعلی و حفظ آن را میرساند. بایسته است جدای از بحثهای انتزاعی، رویکردی پدیدارشناختی نیز با تجربهی این دههها داشته باشیم.
«جمهوری اسلامی ایران» همان طور که از نامش نیز میتوان حدس زد، ماهیتی بسیط ندارد. این نظام حاصل تلاش خالصانهی مؤمنانی برای تشکیل حکومت اسلام در دورهای بوده که مدرنیته بر تمام زمین چیره و حکومتها در قالب دولتملتها شکل گرفته است. بنابراین، نظام فعلی با ماهیتی چندوجهی متولد شده: از طرفی نظامی اسلامی و مشروع تحت ولایت فقیه است و از طرفی دیگر، حکومتی مدرن با اقتضائات خاص خود درون قالب دولتملت ایران میباشد. هر چند وجه اسلامی نظام در جوّ دههی شصت جلوهی غالب را داشت، اما با فاصلهگرفتن از آن دوران، وجوه دیگر نیز خودنمایی و حتی با وجه اسلامی به رقابت پرداختند (واضح است حکومت مدرن متناسب با رفع نیازهای انسان مدرن شکل گرفته و دغدغهی رضای خدای متعال را ندارد).
ماهیت چندوجهی نظام تحققیافته، دقتی بیشتر در مصلحتسنجیها تحت عنوان «حفظ نظام» را میطلبد. اقتضائات وجوه غیراسلامی نظام که هیمنهی تمدن غرب نیز تقویتشان میکند، عموماً با صورتبندیای ارائه میشود که برپاماندن نظام را در عقبنشینی از اسلام نشان میدهد. بنابراین، اگر مراقبت نشود، از قضا سرکنگبین صفرا میافزاید و زیادهروی در عقبنشینی تحت عنوان «حفظ نظام» منجر به «تغییر باطن نظام» خواهد شد. در این صورت، با آنکه حکومت براندازی سخت نشده و ساختارهای ذکرشده در قانون اساسی بهنام جمهوری اسلامی باقی میماند، اما گامبهگام باطن نظام از اسلام فاصله میگیرد و استحاله میشود.
در نتیجه، مسئلهی «حفظ نظام» در زمان کنونی نگاه عمیقتر و دقیقتری را میطلبد و نباید از نقشههای شوم و پیچیدهی داخلی و خارجی غفلت کرد. بایسته است همان طور که خود را مکلف به حفظ صورت نظام میدانیم (و در فتنهها مانع براندازی سخت میشویم)، از سیرت نظام نیز مراقبت لازم را به عمل آوریم.
پینوشت: امام شهید انقلاب مقولهی «حفظ باطن نظام» را در بیاناتی چند ذکر کردهاند. برای مثال:«در موضوع ایران، هدف اصلی از این جنگ نرم فکرشده و حسابشده، استحالهی جمهوری اسلامی ایران و تغییر باطن و سیرت، با حفظ صورت و ظاهر آن است. [...] باقی ماندن نام "جمهوری اسلامی" و حتی حضور یک معمم در رأس آن مهم نیست، مهم آن است که ایران تأمینکنندهی اهداف آمریکا، صهیونیسم و شبکهی قدرت جهانی باشد. [...] رهبر انقلاب در همین زمینه ترویج دین حداقلی و دین سکولار را که با هر رفتار شخصی و اجتماعی قابل انطباق است از جمله اهداف پنهان برنامههای [... دشمن] خواندند.» [۲]
«جمهوری اسلامی، متحجر و در برابر پدیدهها و موقعیتهای نوبهنو، فاقد احساس و ادراک نیست؛ اما به اصول خود بهشدت پایبند و [...] برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند.» [۳]
[۱] برای مثال دیدار ۶آذر۱۳۹۳ رهبر شهید انقلاب[۲] دیدار مسئولان صداوسیما، ۲۰مهر۱۳۹۴[۳] بیانیهی «گام دوم انقلاب»، ۲۲بهمن۱۳۹۷
@alefneveshtt
تأملی بر مقولهی «حفظ نظام»: باطن نظام را هم باید حفظ کرد
امام خمینی (رضواناللهتعالی) عالمی بینظیر در تاریخ اسلام است که با تأسیس نظام «جمهوری اسلامی ایران»، نقطهی عطفی را در تاریخ اسلام و تشیع رقم زد. ایشان که طی ده سال بعد از انقلاب فرصت آمیختن نظریه و تجربه را پیدا کرد، فقه سیاسی را قدمی به پیش برد و قلهای را در عرصهی فقاهت به یادگار گذاشت. اجتهاد البته به آخر خط نرسیده و با توجه به آنکه در ابتدای مسیر حکمرانی دینی هستیم، نظرات امام (قدساللهسره) نیازمند تکمیل و تعمیق است.
«حفظ نظام» (که در این نوشتار حکومت مقدس جمهوری اسلامی را میرساند،) از مفاهیمی است که بعد از انقلاب در ادبیات فقهی و سیاسی برجسته شد. جملهی مشهوری از امامان انقلاب (رضواناللهتعالیعلیهما) با این مضمون نقل میشود که «حفظ نظام از اوجب واجبات است». [۱]
در اینکه جمهوری اسلامی حکومتی مشروع و برحق است و نیز گاهی مصلحت اسلام اقتضا میکند حکمی از احکام شریعت تعطیل شود، تردیدی نیست. تجربهی پنجاهسالهی جمهوری اسلامی اما لزوم مواجهای عمیقتر با ماهیت نظام فعلی و حفظ آن را میرساند. بایسته است جدای از بحثهای انتزاعی، رویکردی پدیدارشناختی نیز با تجربهی این دههها داشته باشیم.
«جمهوری اسلامی ایران» همان طور که از نامش نیز میتوان حدس زد، ماهیتی بسیط ندارد. این نظام حاصل تلاش خالصانهی مؤمنانی برای تشکیل حکومت اسلام در دورهای بوده که مدرنیته بر تمام زمین چیره و حکومتها در قالب دولتملتها شکل گرفته است. بنابراین، نظام فعلی با ماهیتی چندوجهی متولد شده: از طرفی نظامی اسلامی و مشروع تحت ولایت فقیه است و از طرفی دیگر، حکومتی مدرن با اقتضائات خاص خود درون قالب دولتملت ایران میباشد. هر چند وجه اسلامی نظام در جوّ دههی شصت جلوهی غالب را داشت، اما با فاصلهگرفتن از آن دوران، وجوه دیگر نیز خودنمایی و حتی با وجه اسلامی به رقابت پرداختند (واضح است حکومت مدرن متناسب با رفع نیازهای انسان مدرن شکل گرفته و دغدغهی رضای خدای متعال را ندارد).
ماهیت چندوجهی نظام تحققیافته، دقتی بیشتر در مصلحتسنجیها تحت عنوان «حفظ نظام» را میطلبد. اقتضائات وجوه غیراسلامی نظام که هیمنهی تمدن غرب نیز تقویتشان میکند، عموماً با صورتبندیای ارائه میشود که برپاماندن نظام را در عقبنشینی از اسلام نشان میدهد. بنابراین، اگر مراقبت نشود، از قضا سرکنگبین صفرا میافزاید و زیادهروی در عقبنشینی تحت عنوان «حفظ نظام» منجر به «تغییر باطن نظام» خواهد شد. در این صورت، با آنکه حکومت براندازی سخت نشده و ساختارهای ذکرشده در قانون اساسی بهنام جمهوری اسلامی باقی میماند، اما گامبهگام باطن نظام از اسلام فاصله میگیرد و استحاله میشود.
در نتیجه، مسئلهی «حفظ نظام» در زمان کنونی نگاه عمیقتر و دقیقتری را میطلبد و نباید از نقشههای شوم و پیچیدهی داخلی و خارجی غفلت کرد. بایسته است همان طور که خود را مکلف به حفظ صورت نظام میدانیم (و در فتنهها مانع براندازی سخت میشویم)، از سیرت نظام نیز مراقبت لازم را به عمل آوریم.
پینوشت: امام شهید انقلاب مقولهی «حفظ باطن نظام» را در بیاناتی چند ذکر کردهاند. برای مثال:«در موضوع ایران، هدف اصلی از این جنگ نرم فکرشده و حسابشده، استحالهی جمهوری اسلامی ایران و تغییر باطن و سیرت، با حفظ صورت و ظاهر آن است. [...] باقی ماندن نام "جمهوری اسلامی" و حتی حضور یک معمم در رأس آن مهم نیست، مهم آن است که ایران تأمینکنندهی اهداف آمریکا، صهیونیسم و شبکهی قدرت جهانی باشد. [...] رهبر انقلاب در همین زمینه ترویج دین حداقلی و دین سکولار را که با هر رفتار شخصی و اجتماعی قابل انطباق است از جمله اهداف پنهان برنامههای [... دشمن] خواندند.» [۲]
«جمهوری اسلامی، متحجر و در برابر پدیدهها و موقعیتهای نوبهنو، فاقد احساس و ادراک نیست؛ اما به اصول خود بهشدت پایبند و [...] برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند.» [۳]
[۱] برای مثال دیدار ۶آذر۱۳۹۳ رهبر شهید انقلاب[۲] دیدار مسئولان صداوسیما، ۲۰مهر۱۳۹۴[۳] بیانیهی «گام دوم انقلاب»، ۲۲بهمن۱۳۹۷
@alefneveshtt
۵۹۱
۲۰:۳۳