از سری کتابهای #سایان این بار به سراغ کتاب #زندگی_و_زمانه_آیت_الله_هاشمی_رفسنجانی رفتم. سایان در مورد ایران و تاریخش چند کتاب دارد که همهش را در این سالها تهیه کردهام: تاریخ جنگ، امام خمینی، آیتالله خامنهای، شهید بهشتی، هاشمی رفسنجانی (دو جلد) و تاریخ چهارجلدی ایران باستان. در مجموع ده جلد هستند و به تقریب میشود گفت که حدود ۴ هزار صفحه دارند. از این بین چهار تای اول را خواندهام و حالا وارد دو جلدی هاشمی میشوم. اگر این تمام شود هدف بعدی چهار جلدی ایران باستان است و البته سایان در حال چاپ چهار جلدی بعدی (جلدهای ۵ تا ۸) تاریخ ایران است که به زودی منتشر میشود و خب باید آنها را هم بخرم و بخوانم. (به این حالت، شهوت کتابخوانی و کتابداری میگویند که هیچ خوب نیست و اذیتم میکند ولی خب چه کنم؟ در مقابله با آن ناتوانم
)
کتاب آیت الله هاشمی رفسنجانی دو جلد است. در مجموع بیشتر از ۱۰۰۰ صفحه است و در ده فصل مرتب شده. شش فصل در کتاب اول و چهار فصل در کتاب دوم.
در دو هفتهای که کتاب را شروع کردهام به صفحه ۳۲۰ رسیدم و ۵ فصل اول را خواندم. کتاب که از هنگام تولد هاشمی شروع شده بود حالا به آغاز ریاستجمهوری آیت الله خامنهای در سال ۱۳۶۰ رسیده. هاشمی کاراکتری پرتلاش و باهوش و مصمم است. این روحیه یادگیرندگی و تلاش، برایم یادگیری دارد. چیزهای بامزهای هم در این کتاب تا اینجا دیدم که جالب توجه بود. مثلا روحیات آقای منتظری در همان پیش از انقلاب که شاید مقداری از اتفاقات سالهای پایان زندگی امام خمینی و درگیری او با امام را توضیح دهد.
کتاب آیت الله هاشمی رفسنجانی دو جلد است. در مجموع بیشتر از ۱۰۰۰ صفحه است و در ده فصل مرتب شده. شش فصل در کتاب اول و چهار فصل در کتاب دوم.
در دو هفتهای که کتاب را شروع کردهام به صفحه ۳۲۰ رسیدم و ۵ فصل اول را خواندم. کتاب که از هنگام تولد هاشمی شروع شده بود حالا به آغاز ریاستجمهوری آیت الله خامنهای در سال ۱۳۶۰ رسیده. هاشمی کاراکتری پرتلاش و باهوش و مصمم است. این روحیه یادگیرندگی و تلاش، برایم یادگیری دارد. چیزهای بامزهای هم در این کتاب تا اینجا دیدم که جالب توجه بود. مثلا روحیات آقای منتظری در همان پیش از انقلاب که شاید مقداری از اتفاقات سالهای پایان زندگی امام خمینی و درگیری او با امام را توضیح دهد.
۲.۲K
۱۸:۲۱
به پیشنهاد حسین کتاب #مغازه_خودکشی را گوش دادم. کتابی تخیلی در زمانی که مردم به دلیل افسردگی و مشکلات خودشان را میکشند. زمانهای که آنقدر تقاضا زیاد است که مغازههایی برای فروختن لوازم خودکشی وجود دارد و داستان قصه در یکی از این مغازهها میگذرد. مغازهای که یک خانواده ادارهاش میکنند. زن و شوهر و سه فرزند که یکی از آنها با بقیه فرق میکند.
همه این قصه بالا را در همان چند دقیقه اول گوش دادن یا مطالعه قصه میفهمیم. ایده بامزهای است ولی به نظر من در نیامده. به هر حال داستان حاوی درسی برای من بود:اینکه میشود به زندگی جور دیگری نگاه کرد حتی وقتی که مجبور باشی کاملا در خلاف جریان آب و اطرافیان شنا کنی.
گوش دادن به کتاب صوتی که ۴.۵ ساعت بود، در مسیر کار به خانه در بهمن ماه #تمام_شد. من کتاب را برای گوش دادن توصیه نمیکنم و فکر میکنم کتابهای خیلی بهتری برای گوش دادن یا مطالعه هستند. به هر حال اگر خواستید گوش کنید متوجه باشید که کتاب اصلا مناسب گوش دادن با کودکان نیست.
همه این قصه بالا را در همان چند دقیقه اول گوش دادن یا مطالعه قصه میفهمیم. ایده بامزهای است ولی به نظر من در نیامده. به هر حال داستان حاوی درسی برای من بود:اینکه میشود به زندگی جور دیگری نگاه کرد حتی وقتی که مجبور باشی کاملا در خلاف جریان آب و اطرافیان شنا کنی.
گوش دادن به کتاب صوتی که ۴.۵ ساعت بود، در مسیر کار به خانه در بهمن ماه #تمام_شد. من کتاب را برای گوش دادن توصیه نمیکنم و فکر میکنم کتابهای خیلی بهتری برای گوش دادن یا مطالعه هستند. به هر حال اگر خواستید گوش کنید متوجه باشید که کتاب اصلا مناسب گوش دادن با کودکان نیست.
۲.۳K
۱۹:۵۳
امین خواند 📖
از سری کتابهای #سایان این بار به سراغ کتاب #زندگی_و_زمانه_آیت_الله_هاشمی_رفسنجانی رفتم. سایان در مورد ایران و تاریخش چند کتاب دارد که همهش را در این سالها تهیه کردهام: تاریخ جنگ، امام خمینی، آیتالله خامنهای، شهید بهشتی، هاشمی رفسنجانی (دو جلد) و تاریخ چهارجلدی ایران باستان. در مجموع ده جلد هستند و به تقریب میشود گفت که حدود ۴ هزار صفحه دارند. از این بین چهار تای اول را خواندهام و حالا وارد دو جلدی هاشمی میشوم. اگر این تمام شود هدف بعدی چهار جلدی ایران باستان است و البته سایان در حال چاپ چهار جلدی بعدی (جلدهای ۵ تا ۸) تاریخ ایران است که به زودی منتشر میشود و خب باید آنها را هم بخرم و بخوانم. (به این حالت، شهوت کتابخوانی و کتابداری میگویند که هیچ خوب نیست و اذیتم میکند ولی خب چه کنم؟ در مقابله با آن ناتوانم
) کتاب آیت الله هاشمی رفسنجانی دو جلد است. در مجموع بیشتر از ۱۰۰۰ صفحه است و در ده فصل مرتب شده. شش فصل در کتاب اول و چهار فصل در کتاب دوم. در دو هفتهای که کتاب را شروع کردهام به صفحه ۳۲۰ رسیدم و ۵ فصل اول را خواندم. کتاب که از هنگام تولد هاشمی شروع شده بود حالا به آغاز ریاستجمهوری آیت الله خامنهای در سال ۱۳۶۰ رسیده. هاشمی کاراکتری پرتلاش و باهوش و مصمم است. این روحیه یادگیرندگی و تلاش، برایم یادگیری دارد. چیزهای بامزهای هم در این کتاب تا اینجا دیدم که جالب توجه بود. مثلا روحیات آقای منتظری در همان پیش از انقلاب که شاید مقداری از اتفاقات سالهای پایان زندگی امام خمینی و درگیری او با امام را توضیح دهد.
جلد اول از دوره دوجلدی #زندگی_و_زمانه_آیت_الله_هاشمی_رفسنجانی ۵۵۰ صفحه داشت. از اول زندگی تا ابتدای دوره ریاست جمهوری او در این کتاب آمده بود. کتاب یک دوره سریع تاریخ معاصر هم هست که البته سعی شده نقش اولش هاشمی باشد. گرچه بعضی جاها معلوم نیست چرا از دیگرانی هم نقل قول میکند.
نویسنده کتاب جعفر شیرعلینیا است. محققی که بیشتر با تاریخ جنگ او را میشناسند ولی خب علاقمند است در زمینه تاریخ معاصر و انقلاب هم بنویسد. شیرعلینیا نظرات خاص خودش را دارد یعنی باید حواست باشد که چه کسی کتاب را نوشته. مثلا باید دانست که او مخالف ادامه جنگ بعد از خرمشهر است و یا انتقاداتی به رهبری دارد که گاهی او را علاقمند میکند که نقش او را در مسیر انقلاب کمرنگتر و نقش دیگرانی را پررنگتر کند.
با این حال جلد اول کتاب که جلد بزرگتری نسبت به جلد دوم است را خواندم و البته لذت بردم. علاقه به کتابهای مصور که به قول روانشناسها ریشه در کودکی دارد خواندن این قبیل کتابها را ساده و روان میکند. خواندن جلد دوم را به صورت موقت به تعویق میاندازم و در این بین به سراغ کتابهای دیگری خواهم رفت. خواندن جلد اول در بهمن ماه #تمام_شد.
نویسنده کتاب جعفر شیرعلینیا است. محققی که بیشتر با تاریخ جنگ او را میشناسند ولی خب علاقمند است در زمینه تاریخ معاصر و انقلاب هم بنویسد. شیرعلینیا نظرات خاص خودش را دارد یعنی باید حواست باشد که چه کسی کتاب را نوشته. مثلا باید دانست که او مخالف ادامه جنگ بعد از خرمشهر است و یا انتقاداتی به رهبری دارد که گاهی او را علاقمند میکند که نقش او را در مسیر انقلاب کمرنگتر و نقش دیگرانی را پررنگتر کند.
با این حال جلد اول کتاب که جلد بزرگتری نسبت به جلد دوم است را خواندم و البته لذت بردم. علاقه به کتابهای مصور که به قول روانشناسها ریشه در کودکی دارد خواندن این قبیل کتابها را ساده و روان میکند. خواندن جلد دوم را به صورت موقت به تعویق میاندازم و در این بین به سراغ کتابهای دیگری خواهم رفت. خواندن جلد اول در بهمن ماه #تمام_شد.
۲.۲K
۷:۲۶
کتاب #نبرد_قدرت_در_ایران «چرا و چگونه روحانیت برنده شد؟» را امیرحسین معرفی کرد. کتاب را محمد سمیعی نوشته که دانشیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران است. کتاب را از بازار کتاب گرفتم به ۵۶۰ هزار تومان. چاپ قدیم است. چاپ جدیدش نزدیک یک میلیون تومان است. وقتی چاپ قدیم کتابها را اینجوری شکار میکنم حس برندگان لاتاری را دارم (نمیدانم حسشون دقیقا چیست ولی احتمالا آنها هم اوایلش خوشحال هستند
)
راستش وقتی هفته پیش کتاب به دستم رسید ترسیدم. کتاب ۸۰۰ صفحهای بدون حتی یک دانه عکس
برای من که در دایره المعارفها و اطلسهای زیبا غرق شدهام کتاب ترسناکی بود. سنگین. هر صفحه ۳۰ خط نوشته دارد. سرانگشتی حساب کنی میشود ٢۴ هزار خط! خوفناک ولی به همان اندازه هم جالب بود. یک چالش بامزه که دوستش دارم. تا باشد از این چالشها. عنوان کتاب قلقلکم میداد و همین شد که یکی از زودترین شروعهای تاریخ کتابهایم را داشتم. فقط ۷ روز بعد از رسیدنش شروع کردم و بهبه به این کتاب.
زیباست. متقن است. علمی است. نجیب است. سعی میکند بیطرف باشد. پر از اطلاعات نغز است که با این همه مطالعه در همه این سالها برای من هم تازگی دارد (تواضع زیاد
).
کتاب را یکنفس تا صفحه ۸۵ و ابتدای فصل ۳ خواندم. در ایام دهه مبارک فجر و پایانبافتم ۲۵ قرن پادشاهی در این مملکت نیاز به چنین کتابی داشتم. به دور از شعار و تا حد امکان بیطرفانه و علمی به وقایع منجر به پیروزی انقلاب خواهد پرداخت و خیلی مشتاقم که ببینم آخرش چه میشود :)
در فصل اول با عنوان «شاه در خواب» داستان را از جشنهای پادشاهی سال ۵۵ آغاز میکند و شاهنشاهی که کشورش مدرنترین و پیشرفتهترین و دارای بزرگترین ارتش در منطقه است. غره به خود و بدون ترس از مخالفانی که در این سالها قلع و قمع شدهاند. با این حال تئوریهای هانتینگتون و لاکلائو و میشل فوکو و گیدنز چیزهایی برای شرح وضعیت انقلابی در آن زمان دارند.
هانتینگتون چهره یک پادشاه را تصویر میکند که میخواهد کشورش را به سرعت اصلاح کند و در این راه باید با قدرتهای دیگر درون کشور بجنگد ولی به خاطر همین جنگ از اصلاح خودش ناتوان است. نهاد پادشاهی را سنتی (و دیکتاتور) نگه میدارد و انتظار دارد بقیه اصلاح شوند. همین باعث شورش طبقهها علیه او میشود. طبقههای که به دلیل اصلاحات حالا بیشتر میدانند و آزادی سیاسی و اجتماعی میخواهند در حالیکه پادشاه مخالف آن است. علاوه بر این هانتینگتون اصلاحات سریع را باعث فساد میداند چرا که ساختارهای قدیمی، کشش اصلاحات سریع را ندارند و فسادزا میشوند. و در کنار اینها، هانتگتون معتقد است که پادشاه در مسیر اصلاح نیاز به پشتوانه دارد و چون آن را داخل کشورش نمیبیند، دست درخواست به سمت کشورهای خارجی دراز میکند.
اما تئوری هانتینگتون نمیتواند همه چیز را در مورد یک انقلاب توضیح دهد. دو مساله اصلی اینجاست: اول اینکه جامعه متکثر است و لزومی ندارد همه مخالفان پادشاه علیه او متحد شوند. یعنی خیلی محتمل است که بردارهای مخالفان، همدیگر را خنثی کند و پادشاه در امان بماند. و دوم اینکه مخالفت مردم با شاه لزوما نمیتواند منجر به انقلاب و دگرگونی شود. بلکه بسیار محتمل است که به هرج و مرج گرفتار شود.
اینجا تئوری لاکلائو به کمک میآید و دو ضعف تئوری قبل را برطرف میکند:یک) اصلاحات سریع و دیکتاتوری توامان شاه، مخالفانش را حول یک «دال میانتهی» متحد میکند. «دال میانتهی» یعنی چیزی که مخالفان میدانند که نمیخواهند و همه مخالفش هستند. در انقلاب ایران این دال میانتهیر، ضدیت با آمریکا ست. و در مورد ضعف دوم نظریه نیز لاکلائو قائل به پدید آمدن «هژمون» است. هژمون یعنی بخش از مخالفان که میتوانند خود را نماینده کلیه مخالفان جلوه دهند. آنها میتوانند بر دیگران مستولی شوند و همه را زیر چتر خود جمع کنند و به جنگ پادشاه بروند. حالا سوال کتاب این میشود که چه شد که روحانیت در انقلاب ایران تبدیل به هژمون شدند؟
در پاسخ به این سوال دو نظریه فوکو (قدرت بودنی نیست بلکه اعمال کردنی است. قدرت و اعمال آن پیچیده است و داینامیک دارد) و گیدنز (علاوه بر ساختار، خود افراد هم نقشآفرین هستند و موضوعیت دارند. مثلا اگر در زمان انقلاب ایران به جای محمدرضا، امام خمینی و کارتر در همان ساختار و شرایط با مثلث رضاشاه، حاج شیخ عبدالکریم حائری و نیکسون مواجه بودیم چه بسا روند انقلاب کلا عوض میشد) به کمک نویسنده خواهند آمد.
همین است که نویسنده از فصل سوم به چهارصد سال قبل و ابتدای دوره صفویه میرود تا ریشههای ساختار قدرت و نقشآفرینان را از آن زمان ردگیری و بررسی کند.
فصل صفوی هم سرشار از اطلاعات بکر و زیبا برای من بود. که بعدا مینویسمشان. حیف که نمیشود کتاب را همراه خودم داشته باشم و زودتر بخوانمش :)
راستش وقتی هفته پیش کتاب به دستم رسید ترسیدم. کتاب ۸۰۰ صفحهای بدون حتی یک دانه عکس
زیباست. متقن است. علمی است. نجیب است. سعی میکند بیطرف باشد. پر از اطلاعات نغز است که با این همه مطالعه در همه این سالها برای من هم تازگی دارد (تواضع زیاد
کتاب را یکنفس تا صفحه ۸۵ و ابتدای فصل ۳ خواندم. در ایام دهه مبارک فجر و پایانبافتم ۲۵ قرن پادشاهی در این مملکت نیاز به چنین کتابی داشتم. به دور از شعار و تا حد امکان بیطرفانه و علمی به وقایع منجر به پیروزی انقلاب خواهد پرداخت و خیلی مشتاقم که ببینم آخرش چه میشود :)
در فصل اول با عنوان «شاه در خواب» داستان را از جشنهای پادشاهی سال ۵۵ آغاز میکند و شاهنشاهی که کشورش مدرنترین و پیشرفتهترین و دارای بزرگترین ارتش در منطقه است. غره به خود و بدون ترس از مخالفانی که در این سالها قلع و قمع شدهاند. با این حال تئوریهای هانتینگتون و لاکلائو و میشل فوکو و گیدنز چیزهایی برای شرح وضعیت انقلابی در آن زمان دارند.
هانتینگتون چهره یک پادشاه را تصویر میکند که میخواهد کشورش را به سرعت اصلاح کند و در این راه باید با قدرتهای دیگر درون کشور بجنگد ولی به خاطر همین جنگ از اصلاح خودش ناتوان است. نهاد پادشاهی را سنتی (و دیکتاتور) نگه میدارد و انتظار دارد بقیه اصلاح شوند. همین باعث شورش طبقهها علیه او میشود. طبقههای که به دلیل اصلاحات حالا بیشتر میدانند و آزادی سیاسی و اجتماعی میخواهند در حالیکه پادشاه مخالف آن است. علاوه بر این هانتینگتون اصلاحات سریع را باعث فساد میداند چرا که ساختارهای قدیمی، کشش اصلاحات سریع را ندارند و فسادزا میشوند. و در کنار اینها، هانتگتون معتقد است که پادشاه در مسیر اصلاح نیاز به پشتوانه دارد و چون آن را داخل کشورش نمیبیند، دست درخواست به سمت کشورهای خارجی دراز میکند.
اما تئوری هانتینگتون نمیتواند همه چیز را در مورد یک انقلاب توضیح دهد. دو مساله اصلی اینجاست: اول اینکه جامعه متکثر است و لزومی ندارد همه مخالفان پادشاه علیه او متحد شوند. یعنی خیلی محتمل است که بردارهای مخالفان، همدیگر را خنثی کند و پادشاه در امان بماند. و دوم اینکه مخالفت مردم با شاه لزوما نمیتواند منجر به انقلاب و دگرگونی شود. بلکه بسیار محتمل است که به هرج و مرج گرفتار شود.
اینجا تئوری لاکلائو به کمک میآید و دو ضعف تئوری قبل را برطرف میکند:یک) اصلاحات سریع و دیکتاتوری توامان شاه، مخالفانش را حول یک «دال میانتهی» متحد میکند. «دال میانتهی» یعنی چیزی که مخالفان میدانند که نمیخواهند و همه مخالفش هستند. در انقلاب ایران این دال میانتهیر، ضدیت با آمریکا ست. و در مورد ضعف دوم نظریه نیز لاکلائو قائل به پدید آمدن «هژمون» است. هژمون یعنی بخش از مخالفان که میتوانند خود را نماینده کلیه مخالفان جلوه دهند. آنها میتوانند بر دیگران مستولی شوند و همه را زیر چتر خود جمع کنند و به جنگ پادشاه بروند. حالا سوال کتاب این میشود که چه شد که روحانیت در انقلاب ایران تبدیل به هژمون شدند؟
در پاسخ به این سوال دو نظریه فوکو (قدرت بودنی نیست بلکه اعمال کردنی است. قدرت و اعمال آن پیچیده است و داینامیک دارد) و گیدنز (علاوه بر ساختار، خود افراد هم نقشآفرین هستند و موضوعیت دارند. مثلا اگر در زمان انقلاب ایران به جای محمدرضا، امام خمینی و کارتر در همان ساختار و شرایط با مثلث رضاشاه، حاج شیخ عبدالکریم حائری و نیکسون مواجه بودیم چه بسا روند انقلاب کلا عوض میشد) به کمک نویسنده خواهند آمد.
همین است که نویسنده از فصل سوم به چهارصد سال قبل و ابتدای دوره صفویه میرود تا ریشههای ساختار قدرت و نقشآفرینان را از آن زمان ردگیری و بررسی کند.
فصل صفوی هم سرشار از اطلاعات بکر و زیبا برای من بود. که بعدا مینویسمشان. حیف که نمیشود کتاب را همراه خودم داشته باشم و زودتر بخوانمش :)
۲.۳K
۲۰:۱۹
امین خواند 📖
کتاب #نبرد_قدرت_در_ایران «چرا و چگونه روحانیت برنده شد؟» را امیرحسین معرفی کرد. کتاب را محمد سمیعی نوشته که دانشیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران است. کتاب را از بازار کتاب گرفتم به ۵۶۰ هزار تومان. چاپ قدیم است. چاپ جدیدش نزدیک یک میلیون تومان است. وقتی چاپ قدیم کتابها را اینجوری شکار میکنم حس برندگان لاتاری را دارم (نمیدانم حسشون دقیقا چیست ولی احتمالا آنها هم اوایلش خوشحال هستند
) راستش وقتی هفته پیش کتاب به دستم رسید ترسیدم. کتاب ۸۰۰ صفحهای بدون حتی یک دانه عکس
برای من که در دایره المعارفها و اطلسهای زیبا غرق شدهام کتاب ترسناکی بود. سنگین. هر صفحه ۳۰ خط نوشته دارد. سرانگشتی حساب کنی میشود ٢۴ هزار خط! خوفناک ولی به همان اندازه هم جالب بود. یک چالش بامزه که دوستش دارم. تا باشد از این چالشها. عنوان کتاب قلقلکم میداد و همین شد که یکی از زودترین شروعهای تاریخ کتابهایم را داشتم. فقط ۷ روز بعد از رسیدنش شروع کردم و بهبه به این کتاب. زیباست. متقن است. علمی است. نجیب است. سعی میکند بیطرف باشد. پر از اطلاعات نغز است که با این همه مطالعه در همه این سالها برای من هم تازگی دارد (تواضع زیاد
). کتاب را یکنفس تا صفحه ۸۵ و ابتدای فصل ۳ خواندم. در ایام دهه مبارک فجر و پایانبافتم ۲۵ قرن پادشاهی در این مملکت نیاز به چنین کتابی داشتم. به دور از شعار و تا حد امکان بیطرفانه و علمی به وقایع منجر به پیروزی انقلاب خواهد پرداخت و خیلی مشتاقم که ببینم آخرش چه میشود :) در فصل اول با عنوان «شاه در خواب» داستان را از جشنهای پادشاهی سال ۵۵ آغاز میکند و شاهنشاهی که کشورش مدرنترین و پیشرفتهترین و دارای بزرگترین ارتش در منطقه است. غره به خود و بدون ترس از مخالفانی که در این سالها قلع و قمع شدهاند. با این حال تئوریهای هانتینگتون و لاکلائو و میشل فوکو و گیدنز چیزهایی برای شرح وضعیت انقلابی در آن زمان دارند. هانتینگتون چهره یک پادشاه را تصویر میکند که میخواهد کشورش را به سرعت اصلاح کند و در این راه باید با قدرتهای دیگر درون کشور بجنگد ولی به خاطر همین جنگ از اصلاح خودش ناتوان است. نهاد پادشاهی را سنتی (و دیکتاتور) نگه میدارد و انتظار دارد بقیه اصلاح شوند. همین باعث شورش طبقهها علیه او میشود. طبقههای که به دلیل اصلاحات حالا بیشتر میدانند و آزادی سیاسی و اجتماعی میخواهند در حالیکه پادشاه مخالف آن است. علاوه بر این هانتینگتون اصلاحات سریع را باعث فساد میداند چرا که ساختارهای قدیمی، کشش اصلاحات سریع را ندارند و فسادزا میشوند. و در کنار اینها، هانتگتون معتقد است که پادشاه در مسیر اصلاح نیاز به پشتوانه دارد و چون آن را داخل کشورش نمیبیند، دست درخواست به سمت کشورهای خارجی دراز میکند. اما تئوری هانتینگتون نمیتواند همه چیز را در مورد یک انقلاب توضیح دهد. دو مساله اصلی اینجاست: اول اینکه جامعه متکثر است و لزومی ندارد همه مخالفان پادشاه علیه او متحد شوند. یعنی خیلی محتمل است که بردارهای مخالفان، همدیگر را خنثی کند و پادشاه در امان بماند. و دوم اینکه مخالفت مردم با شاه لزوما نمیتواند منجر به انقلاب و دگرگونی شود. بلکه بسیار محتمل است که به هرج و مرج گرفتار شود. اینجا تئوری لاکلائو به کمک میآید و دو ضعف تئوری قبل را برطرف میکند: یک) اصلاحات سریع و دیکتاتوری توامان شاه، مخالفانش را حول یک «دال میانتهی» متحد میکند. «دال میانتهی» یعنی چیزی که مخالفان میدانند که نمیخواهند و همه مخالفش هستند. در انقلاب ایران این دال میانتهیر، ضدیت با آمریکا ست. و در مورد ضعف دوم نظریه نیز لاکلائو قائل به پدید آمدن «هژمون» است. هژمون یعنی بخش از مخالفان که میتوانند خود را نماینده کلیه مخالفان جلوه دهند. آنها میتوانند بر دیگران مستولی شوند و همه را زیر چتر خود جمع کنند و به جنگ پادشاه بروند. حالا سوال کتاب این میشود که چه شد که روحانیت در انقلاب ایران تبدیل به هژمون شدند؟ در پاسخ به این سوال دو نظریه فوکو (قدرت بودنی نیست بلکه اعمال کردنی است. قدرت و اعمال آن پیچیده است و داینامیک دارد) و گیدنز (علاوه بر ساختار، خود افراد هم نقشآفرین هستند و موضوعیت دارند. مثلا اگر در زمان انقلاب ایران به جای محمدرضا، امام خمینی و کارتر در همان ساختار و شرایط با مثلث رضاشاه، حاج شیخ عبدالکریم حائری و نیکسون مواجه بودیم چه بسا روند انقلاب کلا عوض میشد) به کمک نویسنده خواهند آمد. همین است که نویسنده از فصل سوم به چهارصد سال قبل و ابتدای دوره صفویه میرود تا ریشههای ساختار قدرت و نقشآفرینان را از آن زمان ردگیری و بررسی کند. فصل صفوی هم سرشار از اطلاعات بکر و زیبا برای من بود. که بعدا مینویسمشان. حیف که نمیشود کتاب را همراه خودم داشته باشم و زودتر بخوانمش :)
فصل دوم کتاب #نبرد_قدرت_در_ایران را خواندم. عنوانش این بود: آرایش سیاسی در فراز و فرود صفویان. یک فصل جمع و جور ۳۵ صفحهای ولی خواندنی.
کتاب خوب کتابی است که چیزی را به تو اضافه کند. این کتاب هم اینچنین است. همین است که شاید بعد از کتاب سه جلدی نگاهی به تاریخ جهان جواهر لعل نهرو، این اولین کتابی است که در سالی که گذشت اینقدر خواندنش را دوست دارم. چیزهایی را در پس ذهنم تغییر میدهد. حس میکنم که خیلی چیزهای پراکنده قبلی که در کتابهای مختلف دیدهام را به هم وصل میکند. به صورت انتزاعی فکر میکنم سلولهای مغزم در حال جابجایی در جمجمهای هستند و دارند به دید و بازدید هم میروند و نظم جدیدی میگیرند. این حالت را دوست دارم. کتابهایی که چند صفحه را بخوانی و بعد ناگزیر باشی کتاب را ببندی و چشمانت را هم همینطور و فکر کنی خیلی زیاد نیستند و این هم از این دسته کتابهاست.
در فصل دوم هم چند نکته ذهنم را درگیر کرد:
۱. صفویان نقش مهمی در تاریخ و جغرافیای ایران دارند. به قولی «ایران کنونی را بایستی مخلوق شهریاران صفوی دانست».
۲. آنها حکومت طولانی و در خیلی از مواقع محکمی را داشتند. دوران حکومتشان آنقدر طولانی بود که مجموع زمان حکومت افشاریه و زندیه و قاجاریه و پهلوی باشد. همین بود که آنها آنقدر وقت داشتند که اثری ماندگار از خود به جا بگذارند. کلا وقت داشتن چیز مهمی است. ثبات است که اجازه کارهای زیرساختی را میدهد .
۳. آنها اولین حکومت بعد از ساسانیان بودند که ابران را متحد کردند و البته انتخاب تشیع به عنوان مذهب اصلی توسط آنها اگرچه شاید جامعه اسلامی را دوپاره کرد ولی هویت ایرانی را زنده کرد. البته که تشیع قبل از صفویه هم در ایران بود ولی هیچ وقت مذهب رسمی نبود.
۴. چهار نیروی سیاسی در زمان صفویه بودند که آنها را با چهار عنصر سازنده طبیعتی به بیان یونانیها متناظر میکنند:آب و آتش و خاک و باداهل علم و اهل شمشیر و اهل معاملات و اهل زمین و زارعت.
۵. در دوران صفوی قدرت در دستان اهل شمشیر و اهل قلم بود. اهل شمشیر همان ایلات صفوی بودند. مثلا آنقدر خوب نمیدانستم که صفویه هم ایل بودهاند. با همان حال و هوای ایلیاتی. به شدت خشن و به شدت سنگدل. کلا تا همین اواخر در زمان پهلوی ما ارتش درستی نداشتهایم. هر جا جنگ میشده این ایلات ایرانی بودهاند که به نبرد میرفتهاند. اهل زراعت و اعل معاملات (تاجران) قدرت زیادی نداشتهاند.
۶. اهل شمشیر در زمان صفویان در ابتدا ایل صفوی و قزلباشها بودند. آنها به شدت خشن بودند. داستانهایی که در کتاب راجع به نحوه برخورد آنها با متمردین و دشمنانشان وجود دارد مو را بر تن سیخ میکند. داستان زنده زنده کبابکردنها و حتی خوردن جسد دشمنان و ساختن لیوان و قدح با استخوان مغز دشمنان و خوردن شراب در آنها. عجیب بود.
۷. کتاب اهل قلم زمان صفوی را در دو دسته نام میبرد: دیوانسالاران و روحانیان. دیوانسالاران کسانی هستند که کارهای اداری دیوانی را در دربار انجام میدهند. آنها معمولا خود را به شاه گره نمیزنند به خاطر همین با آمدن و رفتن پادشاهان خیلی وقتها اینها در جای خود باقی میمانند. آنها سه ویژگی داشتند: از طبقه اعیان بودند، گاهی به خاطر مصلحت شخصی، مصالح عمومی را قربانی میکردند و سوم اینکه آنها در برهه مهمی از تاریخ که اروپاییها در حال پیشرفت بودند درک درستی از پیشرفت نداشتند. برای آموختن صنایع جدید پیشقدم نشدند و حتی زبانهای خارجی را هم به درستی یاد نگرفتند. اگر اینها در آن زمان چنین میکردندد شاید وضع امروز ایران به طور کلی متفاوت میشد.
۸. دسته آخر روحانیان هستند که برای نخستین بار در تاریخ خود وارد عرصه سیاست و حکومت میشدند. و البته صرفا عهدهدار مناصب مذهبی بودند. آنها هم سه ویژگی داشتند: یک اینکه به شدت بیتجربه در امر سیاسی بودند و دوم اینکه به شدت در درون خود متفرق بودند و حتی در بعضی موارد کار را به تکفیر همدیگر هم میرساندند و سوم اینکه در طول دوره صفوی شاهد سیر قهقرایی آنها در جامعیت هستیم. از یک عالم همهچیز آن به افرادی که صرفا در فقع کاردان هستند.
اینکه در دوران صفوی روحانیت شیعه در مقابل چالشی بزرگ قرار گرفته هم برایم جالب بود. اینکه چطور باید با حاکمی کار کند که اگرچه شیعه است ولی فینفسه ظالم و در زندگی خصوصی خود زنباره و شرابخوار است؟ همین است که روحانیت از همان مقطع دوپاره میشود گروهی مانند شوشتری و مقدس اردبیلی از سیاست فاصله میگیرند و گروه بزرگی مانند محقق کرکی و شیخ بهایی و علامه مجلسی در دولت صفوی مناصب بالای شیخالاسلامی میگیرند و منشا اثراتی ماندگار در تاریخ شیعه میشوند.
کتاب خوب کتابی است که چیزی را به تو اضافه کند. این کتاب هم اینچنین است. همین است که شاید بعد از کتاب سه جلدی نگاهی به تاریخ جهان جواهر لعل نهرو، این اولین کتابی است که در سالی که گذشت اینقدر خواندنش را دوست دارم. چیزهایی را در پس ذهنم تغییر میدهد. حس میکنم که خیلی چیزهای پراکنده قبلی که در کتابهای مختلف دیدهام را به هم وصل میکند. به صورت انتزاعی فکر میکنم سلولهای مغزم در حال جابجایی در جمجمهای هستند و دارند به دید و بازدید هم میروند و نظم جدیدی میگیرند. این حالت را دوست دارم. کتابهایی که چند صفحه را بخوانی و بعد ناگزیر باشی کتاب را ببندی و چشمانت را هم همینطور و فکر کنی خیلی زیاد نیستند و این هم از این دسته کتابهاست.
در فصل دوم هم چند نکته ذهنم را درگیر کرد:
۱. صفویان نقش مهمی در تاریخ و جغرافیای ایران دارند. به قولی «ایران کنونی را بایستی مخلوق شهریاران صفوی دانست».
۲. آنها حکومت طولانی و در خیلی از مواقع محکمی را داشتند. دوران حکومتشان آنقدر طولانی بود که مجموع زمان حکومت افشاریه و زندیه و قاجاریه و پهلوی باشد. همین بود که آنها آنقدر وقت داشتند که اثری ماندگار از خود به جا بگذارند. کلا وقت داشتن چیز مهمی است. ثبات است که اجازه کارهای زیرساختی را میدهد .
۳. آنها اولین حکومت بعد از ساسانیان بودند که ابران را متحد کردند و البته انتخاب تشیع به عنوان مذهب اصلی توسط آنها اگرچه شاید جامعه اسلامی را دوپاره کرد ولی هویت ایرانی را زنده کرد. البته که تشیع قبل از صفویه هم در ایران بود ولی هیچ وقت مذهب رسمی نبود.
۴. چهار نیروی سیاسی در زمان صفویه بودند که آنها را با چهار عنصر سازنده طبیعتی به بیان یونانیها متناظر میکنند:آب و آتش و خاک و باداهل علم و اهل شمشیر و اهل معاملات و اهل زمین و زارعت.
۵. در دوران صفوی قدرت در دستان اهل شمشیر و اهل قلم بود. اهل شمشیر همان ایلات صفوی بودند. مثلا آنقدر خوب نمیدانستم که صفویه هم ایل بودهاند. با همان حال و هوای ایلیاتی. به شدت خشن و به شدت سنگدل. کلا تا همین اواخر در زمان پهلوی ما ارتش درستی نداشتهایم. هر جا جنگ میشده این ایلات ایرانی بودهاند که به نبرد میرفتهاند. اهل زراعت و اعل معاملات (تاجران) قدرت زیادی نداشتهاند.
۶. اهل شمشیر در زمان صفویان در ابتدا ایل صفوی و قزلباشها بودند. آنها به شدت خشن بودند. داستانهایی که در کتاب راجع به نحوه برخورد آنها با متمردین و دشمنانشان وجود دارد مو را بر تن سیخ میکند. داستان زنده زنده کبابکردنها و حتی خوردن جسد دشمنان و ساختن لیوان و قدح با استخوان مغز دشمنان و خوردن شراب در آنها. عجیب بود.
۷. کتاب اهل قلم زمان صفوی را در دو دسته نام میبرد: دیوانسالاران و روحانیان. دیوانسالاران کسانی هستند که کارهای اداری دیوانی را در دربار انجام میدهند. آنها معمولا خود را به شاه گره نمیزنند به خاطر همین با آمدن و رفتن پادشاهان خیلی وقتها اینها در جای خود باقی میمانند. آنها سه ویژگی داشتند: از طبقه اعیان بودند، گاهی به خاطر مصلحت شخصی، مصالح عمومی را قربانی میکردند و سوم اینکه آنها در برهه مهمی از تاریخ که اروپاییها در حال پیشرفت بودند درک درستی از پیشرفت نداشتند. برای آموختن صنایع جدید پیشقدم نشدند و حتی زبانهای خارجی را هم به درستی یاد نگرفتند. اگر اینها در آن زمان چنین میکردندد شاید وضع امروز ایران به طور کلی متفاوت میشد.
۸. دسته آخر روحانیان هستند که برای نخستین بار در تاریخ خود وارد عرصه سیاست و حکومت میشدند. و البته صرفا عهدهدار مناصب مذهبی بودند. آنها هم سه ویژگی داشتند: یک اینکه به شدت بیتجربه در امر سیاسی بودند و دوم اینکه به شدت در درون خود متفرق بودند و حتی در بعضی موارد کار را به تکفیر همدیگر هم میرساندند و سوم اینکه در طول دوره صفوی شاهد سیر قهقرایی آنها در جامعیت هستیم. از یک عالم همهچیز آن به افرادی که صرفا در فقع کاردان هستند.
اینکه در دوران صفوی روحانیت شیعه در مقابل چالشی بزرگ قرار گرفته هم برایم جالب بود. اینکه چطور باید با حاکمی کار کند که اگرچه شیعه است ولی فینفسه ظالم و در زندگی خصوصی خود زنباره و شرابخوار است؟ همین است که روحانیت از همان مقطع دوپاره میشود گروهی مانند شوشتری و مقدس اردبیلی از سیاست فاصله میگیرند و گروه بزرگی مانند محقق کرکی و شیخ بهایی و علامه مجلسی در دولت صفوی مناصب بالای شیخالاسلامی میگیرند و منشا اثراتی ماندگار در تاریخ شیعه میشوند.
۲.۳K
۱۹:۱۷
کتاب #پیرمرد_و_دریا را به پیشنهاد مهدی خواندم. کتاب را نجف دریابندری به فارسی ترجمه کرده. من از ترجمه بدم نیامد ولی نمیدانم چرا فکر میکردم از اسم بزرگ نجف دریابندری باید ترجمه خیلی روانتر و زیباتری ببینم. خدا رحمتش کند. کتاب ۲۴۰ صفحه داشت و ۹۰ صفحه ابتداییش راجع به ارنست همینگوی، نویسنده کتاب بود که من این صفحات را نخواندم و مستقیم به سراغ متن کتاب رفتم. اجمالا میدانستم که همینگوی نویسنده آمریکایی است که در جنگ جهانی اول با دوم ه مشارکت کرده و چند سال بعد هم خودش را کشته! در همین حد.شناخت برایم کافی بود :) این بود که کتاب را اندک اندک پیش از خواب مطالعه کردم و #تمام_شد.
کتاب داستان پیرمرد ماهیگیری است که ۸۴ روز است نتوانسته از دریا ماهیبگیرد و حالا برای ۸۵مین روز به دریا میرود. این در حالی است که پسرک جوانی که با او به ماهیگیری میآمده را در کنار خودش ندارد چون والدین پسرک، پیرمرد را شوم و بیاقبال میدانند و پسرشان را به قایق دیگری فرستادهاند. کتاب تلخی بود. یک داستان از انسانهایی که رزق روزانهشان را باید با تلاش یدی به دست بیاورند و اگر چند روز نتوانند زندگی برایشان دشوار میشود. ما بچههای درس و مشقخوانده چنین زندگیهایی را تا حالا درک نکردهایم.
کتاب خوبی بود و البته برنده جایزه پولیتزر هم شده. با این حال من آثار متقدمتر از نویسندگان روس و البته شاهکاری مثل بینوایان را همچنان ترجیح میدهم. همچنین اگر میخواهید رمان متاخر بخوانید پیشنهادم رمان زیبای #دیار_اجدادی است که قبلا در موردش نوشته بودم و فوقالعاده بود.
کتاب داستان پیرمرد ماهیگیری است که ۸۴ روز است نتوانسته از دریا ماهیبگیرد و حالا برای ۸۵مین روز به دریا میرود. این در حالی است که پسرک جوانی که با او به ماهیگیری میآمده را در کنار خودش ندارد چون والدین پسرک، پیرمرد را شوم و بیاقبال میدانند و پسرشان را به قایق دیگری فرستادهاند. کتاب تلخی بود. یک داستان از انسانهایی که رزق روزانهشان را باید با تلاش یدی به دست بیاورند و اگر چند روز نتوانند زندگی برایشان دشوار میشود. ما بچههای درس و مشقخوانده چنین زندگیهایی را تا حالا درک نکردهایم.
کتاب خوبی بود و البته برنده جایزه پولیتزر هم شده. با این حال من آثار متقدمتر از نویسندگان روس و البته شاهکاری مثل بینوایان را همچنان ترجیح میدهم. همچنین اگر میخواهید رمان متاخر بخوانید پیشنهادم رمان زیبای #دیار_اجدادی است که قبلا در موردش نوشته بودم و فوقالعاده بود.
۲.۴K
۱۶:۲۴
من رهبر را دوست داشتم. از همان بچگی. نمیدانم در خانه اینطور شدم؟ دانشگاه رفتن اینطورم کرد؟ اینکه تخلص شعریاش «امین» بود باعثش شد؟ اینکه اینقدر زیبا و نورانی بود؟ اینکه اینقدر فرهیخته بود؟ اینکه اینقدر خوب صحبت میکرد؟ اینقدر خوب و زیبا قرآن میخواند؟ اینکه اینقدر حواسش به زبان فارسی بود؟ اینکه اینقدر سفارش به علمآموزی میکرد: «العلم سلطان»؟ یا شاید اینکه اینقدر کتاب میخواند و سفارش میکرد بخوانید و از هیچ فرصتی برای تشویق و ترغیب به خواندن فروگزار نمیکرد؟
من رهبر را دوست داشتم. راستش خیلی هم دوست داشتم کتابخانهاش را از نزدیک ببینم. کتابخانهای که حتما پر از دیدنیهای و خواندنیها بود. در همین جایی که نشسته بنشینم. به صندلی که روزی او نشسته و چند ساعتی کتاب خوانده تکیه بزنم. و حضورش را تصور کنم و همان کتابی که او روزی خوانده را بردارم، رد انگشتانش را روی صفحاتش جستجو کنم و بخوانم و بخوانم و بخوانم. نمیدانم کتابخانه رهبرم چه شد. احتمالا تخریب شده. آمریکا و رژیم، این اقوام مغولِ عصر جدید، به کتابها و کتابخانهها و کتابخوانها رحم نمیکنند.
من رهبر را دوست داشتم. حالا هر شب که کتاب دستم میگیرم به یاد او هستم. وقتی شبها بعد از مطالعه کتاب را میبندم و بالای سرم میگذارم به یاد صحبتش میافتم که «در خانه ما همه بچهها با کتاب به خواب میروند»._
امینخواند | @amin_khaandble.ir/join/45ZSxKpzEX
من رهبر را دوست داشتم. راستش خیلی هم دوست داشتم کتابخانهاش را از نزدیک ببینم. کتابخانهای که حتما پر از دیدنیهای و خواندنیها بود. در همین جایی که نشسته بنشینم. به صندلی که روزی او نشسته و چند ساعتی کتاب خوانده تکیه بزنم. و حضورش را تصور کنم و همان کتابی که او روزی خوانده را بردارم، رد انگشتانش را روی صفحاتش جستجو کنم و بخوانم و بخوانم و بخوانم. نمیدانم کتابخانه رهبرم چه شد. احتمالا تخریب شده. آمریکا و رژیم، این اقوام مغولِ عصر جدید، به کتابها و کتابخانهها و کتابخوانها رحم نمیکنند.
من رهبر را دوست داشتم. حالا هر شب که کتاب دستم میگیرم به یاد او هستم. وقتی شبها بعد از مطالعه کتاب را میبندم و بالای سرم میگذارم به یاد صحبتش میافتم که «در خانه ما همه بچهها با کتاب به خواب میروند»._
۱۷۹.۲K
۰:۳۷
بهترین کتابی که خواندهام و آن را مناسب این روزها میدانم؟ «بر جادههای آبی سرخ»
داستان زندگی میرمهنای دُغابی دلاور مردی که در عصر کریمخان زند میزیست و جلوی استعمار انگلیس در آبهای خلیج فارس را گرفته بود.
حالا رزمندگان ایرانی، خلف صالح میرمهنا و دوستانش هستند. باغیرت، با ایمان و عاشق میهن. از ملامت بدخواهان نمیترسند، بنده زر و زور و تزویر و مذاکره نمیشوند و تا پای جان برای وطن میجنگند.
اگر میتوانید کتاب را بگیرید و بخوانید. رمانی خوشخوان است و میشود آن را در دست گرفت و گذر زمان را متوجه نشد.
من برای بار دوم میخوانمش. خدا رحمت کند نادر ابراهیمی بزرگ را._
امینخواند | @amin_khaandble.ir/join/45ZSxKpzEX
داستان زندگی میرمهنای دُغابی دلاور مردی که در عصر کریمخان زند میزیست و جلوی استعمار انگلیس در آبهای خلیج فارس را گرفته بود.
حالا رزمندگان ایرانی، خلف صالح میرمهنا و دوستانش هستند. باغیرت، با ایمان و عاشق میهن. از ملامت بدخواهان نمیترسند، بنده زر و زور و تزویر و مذاکره نمیشوند و تا پای جان برای وطن میجنگند.
اگر میتوانید کتاب را بگیرید و بخوانید. رمانی خوشخوان است و میشود آن را در دست گرفت و گذر زمان را متوجه نشد.
من برای بار دوم میخوانمش. خدا رحمت کند نادر ابراهیمی بزرگ را._
۲.۶K
۱۸:۱۶
امین خواند 📖
شب عاشورا کتاب #اسرائیل_آن_شر_مطلق را از میز کتاب هیات انصار ولایت یزد گرفتم. یک سالی هست که خیلی در مقابل خرید کتاب جدید مقاومت میکنم اما این کتاب از بین انبوه کتابها چشمم را گرفت. چند دقیقهای تورقش کردم و دیدم چه مجموعه بینظیری است. ۵۵۰ صفحه از صحبتهای امام موسی صدر راجع به اسرائیل. صحبتها، مصاحبهها، پیامها و نوشتهها. امام موسی صدر، روحانی ایرانی که رهبر شیعیان لبنان بود و علیرغم تعریفهای زیاد تا حالا چیزی از او و سخنرانیهایش نخوانده بودم. حالا این کتاب از نظرات او در مورد اسرائیل نوشته. فردی که از نزدیک با این جرثومه فساد آشنا بوده و تفکرات و اقداماتش را خیلی خوب تحلیل میکرده. امروز ۱۵۰ صفحه از کتاب را خواندم و واقعا چیز یاد گرفتم. هم در مورد رژیم منحوس و هم در مورد مردی که روی یک چیز تمرکز کرده بود و در همان زمان نه چندان بلند تمرکزش، نقشآفرینی جدی داشت.
بازخوانی کتاب #اسرائیل_آن_شر_مطلق را امروز شروع کردم. همین پارسال مرداد ماه خوانده بودمش. کتابی شگفتانگیز که چرایی نبرد با اسرائیل را توضیح میدهد. اگر میخواهید وقتی کسی از ما پرسید ما با اسرائیل چه مشکلی داریم جواب درستی داشته باشید این کتاب به طرز خیلی روشنگرانهای کمک میکند و خیلی شفاف میگوید که اساسا این اسرائیل است که با شما مشکل دارد.
کتاب مجموعه «بهگزینی» از سخنان امام موسی صدر است. روحانی بلندبالا و خوشچهره و خوشفکر شیعه. از همانها که آن دسته از دوستانی که میخواهند از اسلام به اصطلاح رحمانی مثال بیاورند او را شاهد مثال میآورند. همانها باید این کتاب را بخوانند و بخوانند تا بدانند چطور این روحانی به اصطلاح خودشان میانهرو بزرگترین دشمن اسرائیل بود و عمرش و فکر و ذکرش را برای جنگیدن با این شر مطلق گذاشته بود.
کتاب مجموعه «بهگزینی» از سخنان امام موسی صدر است. روحانی بلندبالا و خوشچهره و خوشفکر شیعه. از همانها که آن دسته از دوستانی که میخواهند از اسلام به اصطلاح رحمانی مثال بیاورند او را شاهد مثال میآورند. همانها باید این کتاب را بخوانند و بخوانند تا بدانند چطور این روحانی به اصطلاح خودشان میانهرو بزرگترین دشمن اسرائیل بود و عمرش و فکر و ذکرش را برای جنگیدن با این شر مطلق گذاشته بود.
۱.۴K
۲۳:۴۲
امین خواند 📖
فصل دوم کتاب #نبرد_قدرت_در_ایران را خواندم. عنوانش این بود: آرایش سیاسی در فراز و فرود صفویان. یک فصل جمع و جور ۳۵ صفحهای ولی خواندنی. کتاب خوب کتابی است که چیزی را به تو اضافه کند. این کتاب هم اینچنین است. همین است که شاید بعد از کتاب سه جلدی نگاهی به تاریخ جهان جواهر لعل نهرو، این اولین کتابی است که در سالی که گذشت اینقدر خواندنش را دوست دارم. چیزهایی را در پس ذهنم تغییر میدهد. حس میکنم که خیلی چیزهای پراکنده قبلی که در کتابهای مختلف دیدهام را به هم وصل میکند. به صورت انتزاعی فکر میکنم سلولهای مغزم در حال جابجایی در جمجمهای هستند و دارند به دید و بازدید هم میروند و نظم جدیدی میگیرند. این حالت را دوست دارم. کتابهایی که چند صفحه را بخوانی و بعد ناگزیر باشی کتاب را ببندی و چشمانت را هم همینطور و فکر کنی خیلی زیاد نیستند و این هم از این دسته کتابهاست. در فصل دوم هم چند نکته ذهنم را درگیر کرد: ۱. صفویان نقش مهمی در تاریخ و جغرافیای ایران دارند. به قولی «ایران کنونی را بایستی مخلوق شهریاران صفوی دانست». ۲. آنها حکومت طولانی و در خیلی از مواقع محکمی را داشتند. دوران حکومتشان آنقدر طولانی بود که مجموع زمان حکومت افشاریه و زندیه و قاجاریه و پهلوی باشد. همین بود که آنها آنقدر وقت داشتند که اثری ماندگار از خود به جا بگذارند. کلا وقت داشتن چیز مهمی است. ثبات است که اجازه کارهای زیرساختی را میدهد . ۳. آنها اولین حکومت بعد از ساسانیان بودند که ابران را متحد کردند و البته انتخاب تشیع به عنوان مذهب اصلی توسط آنها اگرچه شاید جامعه اسلامی را دوپاره کرد ولی هویت ایرانی را زنده کرد. البته که تشیع قبل از صفویه هم در ایران بود ولی هیچ وقت مذهب رسمی نبود. ۴. چهار نیروی سیاسی در زمان صفویه بودند که آنها را با چهار عنصر سازنده طبیعتی به بیان یونانیها متناظر میکنند: آب و آتش و خاک و باد اهل علم و اهل شمشیر و اهل معاملات و اهل زمین و زارعت. ۵. در دوران صفوی قدرت در دستان اهل شمشیر و اهل قلم بود. اهل شمشیر همان ایلات صفوی بودند. مثلا آنقدر خوب نمیدانستم که صفویه هم ایل بودهاند. با همان حال و هوای ایلیاتی. به شدت خشن و به شدت سنگدل. کلا تا همین اواخر در زمان پهلوی ما ارتش درستی نداشتهایم. هر جا جنگ میشده این ایلات ایرانی بودهاند که به نبرد میرفتهاند. اهل زراعت و اعل معاملات (تاجران) قدرت زیادی نداشتهاند. ۶. اهل شمشیر در زمان صفویان در ابتدا ایل صفوی و قزلباشها بودند. آنها به شدت خشن بودند. داستانهایی که در کتاب راجع به نحوه برخورد آنها با متمردین و دشمنانشان وجود دارد مو را بر تن سیخ میکند. داستان زنده زنده کبابکردنها و حتی خوردن جسد دشمنان و ساختن لیوان و قدح با استخوان مغز دشمنان و خوردن شراب در آنها. عجیب بود. ۷. کتاب اهل قلم زمان صفوی را در دو دسته نام میبرد: دیوانسالاران و روحانیان. دیوانسالاران کسانی هستند که کارهای اداری دیوانی را در دربار انجام میدهند. آنها معمولا خود را به شاه گره نمیزنند به خاطر همین با آمدن و رفتن پادشاهان خیلی وقتها اینها در جای خود باقی میمانند. آنها سه ویژگی داشتند: از طبقه اعیان بودند، گاهی به خاطر مصلحت شخصی، مصالح عمومی را قربانی میکردند و سوم اینکه آنها در برهه مهمی از تاریخ که اروپاییها در حال پیشرفت بودند درک درستی از پیشرفت نداشتند. برای آموختن صنایع جدید پیشقدم نشدند و حتی زبانهای خارجی را هم به درستی یاد نگرفتند. اگر اینها در آن زمان چنین میکردندد شاید وضع امروز ایران به طور کلی متفاوت میشد. ۸. دسته آخر روحانیان هستند که برای نخستین بار در تاریخ خود وارد عرصه سیاست و حکومت میشدند. و البته صرفا عهدهدار مناصب مذهبی بودند. آنها هم سه ویژگی داشتند: یک اینکه به شدت بیتجربه در امر سیاسی بودند و دوم اینکه به شدت در درون خود متفرق بودند و حتی در بعضی موارد کار را به تکفیر همدیگر هم میرساندند و سوم اینکه در طول دوره صفوی شاهد سیر قهقرایی آنها در جامعیت هستیم. از یک عالم همهچیز آن به افرادی که صرفا در فقع کاردان هستند. اینکه در دوران صفوی روحانیت شیعه در مقابل چالشی بزرگ قرار گرفته هم برایم جالب بود. اینکه چطور باید با حاکمی کار کند که اگرچه شیعه است ولی فینفسه ظالم و در زندگی خصوصی خود زنباره و شرابخوار است؟ همین است که روحانیت از همان مقطع دوپاره میشود گروهی مانند شوشتری و مقدس اردبیلی از سیاست فاصله میگیرند و گروه بزرگی مانند محقق کرکی و شیخ بهایی و علامه مجلسی در دولت صفوی مناصب بالای شیخالاسلامی میگیرند و منشا اثراتی ماندگار در تاریخ شیعه میشوند.
چه کتاب بدیع و پراز اطلاعاتی است. #نبرد_قدرت_در_ایران به نحو عجیبی روی طرز نگاهم به قضایای بینالمللی و داخلی سیاست در ایران اثر گذاشته. کتابی است که فراتر از شعارها، روی شعور مخاطب و بینشش اثر میگذارد.
کتاب البته بزرگ و ترسناک است. یک کتاب ۸۰۰ صفحهای که همه صفحاتش مثل همین صفحه بالاست: کلماتْ تنگِ هم و سطورْ فشرده است و شاید خواننده را پسمیزند. اما اگر چند صفحه کتاب را بخوانید و به مساله سیاست در ایران علاقمند باشید دیگر محال است کتاب را تا صفحه آخر بیخیال شوید.
همین صفحه بالا را بخوانید. از فصل ۷م کتاب است. داستان مصدق و نبرد او با ابرقدرتها و اینکه چگونه و چرا در این نبرد، جبهه مردمی ایران مغلوب شد.
چقدر فضای زمان مصدق را شبیه به زمان حال دیدم. چقدر طرز نگاه غرب به ایران را مثل قبل دیدم و چقدر جریانات داخلی حالا را شبیه به آن زمان دیدم. اصلا این کتاب عینکی داده که میتوان همه چیز را به تاریخ عرضه کرد و راه را یافت و اثرات پدیدهها را پیشبینی کرد. اگر بخواهیم وقایع تاریخی برایمان تکرار نشود باید از آنها درس بگیریم. مهمترینش کنار گذاشتن اختلافات در مقابل بیگانه است. بیگانهای که ذرهای برای ایران و ایرانی احترام قائل نیست و اتفاقا در لابلای اختلافات لانه میگزیند و کار خودش را جلو میبرد و هدفش را محقق میکند: هدفی که پشت واژههای زیبای آزادی و رفاه پنهان شده ولی چیزی جز مکیدن منابع طبیعی ایران و در رأس آن نفت نیست.
کتاب البته بزرگ و ترسناک است. یک کتاب ۸۰۰ صفحهای که همه صفحاتش مثل همین صفحه بالاست: کلماتْ تنگِ هم و سطورْ فشرده است و شاید خواننده را پسمیزند. اما اگر چند صفحه کتاب را بخوانید و به مساله سیاست در ایران علاقمند باشید دیگر محال است کتاب را تا صفحه آخر بیخیال شوید.
همین صفحه بالا را بخوانید. از فصل ۷م کتاب است. داستان مصدق و نبرد او با ابرقدرتها و اینکه چگونه و چرا در این نبرد، جبهه مردمی ایران مغلوب شد.
چقدر فضای زمان مصدق را شبیه به زمان حال دیدم. چقدر طرز نگاه غرب به ایران را مثل قبل دیدم و چقدر جریانات داخلی حالا را شبیه به آن زمان دیدم. اصلا این کتاب عینکی داده که میتوان همه چیز را به تاریخ عرضه کرد و راه را یافت و اثرات پدیدهها را پیشبینی کرد. اگر بخواهیم وقایع تاریخی برایمان تکرار نشود باید از آنها درس بگیریم. مهمترینش کنار گذاشتن اختلافات در مقابل بیگانه است. بیگانهای که ذرهای برای ایران و ایرانی احترام قائل نیست و اتفاقا در لابلای اختلافات لانه میگزیند و کار خودش را جلو میبرد و هدفش را محقق میکند: هدفی که پشت واژههای زیبای آزادی و رفاه پنهان شده ولی چیزی جز مکیدن منابع طبیعی ایران و در رأس آن نفت نیست.
۵۱۳
۱۸:۳۹