بجنگ به پشت گرمی علی (ع)ارادت هنری محسن چاوشی به حضرت امیرالمومنین (ع)
پنج سال پیش که محسن چاوشی، قطعۀ «او» را خطاب به امام زمان (عج) خواند، همسر یکی از خوانندگان لسآنجلسی به او و اعتقاداتش توهین کرد و چاوشی در جواب، شعر سپیدی نوشت که با این بند تمام میشد: «من از تو داغترم، ادای داغ نکن، که شمشیر ذوالفقار من، مست میدان است، و آماده به گردنکشان، جیببران و عربدهکشان». البته این علقه و علاقه چاوشی به اهل بیت، برای این دوران نیست و از ابتدای کارش به خواندن ترانههای آیینی غیرت داشت. فرستههای صفحۀ شخصیاش در اینستاگرام را هم که مرور میکنیم، پُر است از روایات امامعلی (ع) و نام مبارک نبی اکرم (ص). گاهی هم از سر ذوق برای امیرالمومنین (ع) متنی منتشر میکند. او در کپشن ترانۀ «اسداللّه» نوشته است: «پیشکش به نام نامی «علی» و ذات مبارکش... به علیِ غدیر و خیبر ... به علیِ اول و آخر که تولّا جز به او و پروردگارش دور است و ناروا.» در میان ترانههای آیینی چاوشی اما نام امیرالمومنین، طور دیگری میدرخشد. گویی با حضرت علی (ع) سر و سری دیگر دارد و هرچه پیش میرود، مرامش علیوارتر میشود؛ از یاری مظلومان در خیریهای که به نام «جمعیت حیدر» راه انداخته تا خشم و غضب علیه دشمنان دین و آیین مردم ایران. آثاری که چاوشی در دو جنگ اخیر خوانده نیز گواه این مدعاست. او چشمش را دوخته به ذوالفقار که هر جا از نیام کشیده میشود، او نیز فریادش را به میدان میآورد. چاوشی در لحظاتی که به دین و اعتقاد مردم ایران حمله شد؛ پای مردم باایمان ایستاد. در قطعۀ «عدل موثق» که در سال 1401 در میانۀ بلوای «زن، زندگی آزادی» در شب شهادت امام علی (ع) منتشر شد، به دشمنان طعنه میزند و میخواند: «قوم نمککور! گوش کن از دور، ماه علی بود، از دل کعبه تا در خیبر، راه علی بود». یا در جنگ 12روزه با همان شوق و ایمانش به علی (ع)، اینبار با صدایی آرام اما پر از خشم و بغض در گلو، دشمنان را به خشم و تیغ دودمِ ذوالفقار میسپارد. آنجایی که میگوید: «این تیغ، تیغ روز جزاست، کعبه ورای فهم شماست، سجده به ذوالفقار کنید». چندماه که از جنگ 12روزه گذشت، آتش فتنه، بار دیگر در ایران شعلهور شد. 13 رجب رسید و باز هم چاوشخوان امیرالمومنین، نغمۀ مولا را خواند. همین شد بهانهای تا بوقچیهای دشمن بیدین علیه او بتازند. در بخشی از آن ترانه، گویی از پیش جوابشان را داده بود: «نامردم اگه بترسم از لشگر شب، تا پشت دلم به ذوالفقارت گرمه». گویی چاوشی خوب فهمیده بود که اگر از حق دم بزند، چه تاوانی برایش دارد؛ بهقول سیدحسن حسینی: «اگر در انجمن ادبی خفاشان، قصیدهای در مدح آفتاب بخوانی، مطمئن باش صلهات جز لعن و نفرین نیست.» داستان چاوشی باغیرت، رسید به جنگ رمضان. در شبهای بمباران، «حسبی الله» را خواند و در یادداشتی، به ضمیمهٔ آن نوشت: «"حسبی الله" گفتگوی من با مولایم علی (ع) است و بهراستی خدا برای ما بس است.» لحن این ترانهاش نیز، بیش از آنکه رجزگونه و حماسی باشد، بغضآلود بود. درست مانند حال مؤمنی که اگرچه تمام توانش را علیه شر و ظلم بهکار گرفته؛ اما در نهایت میداند که باید تمام توکلش به خدا باشد و هرچه هست اوست. چاوشی نیز با لحن و صدای زخمیاش، میخواست این حال اضطرار را بیان کند. او شکایت خود را به محضر امیرالمؤمنین (ع) برد و نجات جهان را از او طلب کرد: «آه ای امام اولین، بگو به منجی زمین، تمام دلشکستگان، منتظرند بعد از این...». حالا ما با محسن چاوشیای مواجهیم که، هم با صدا و ترانههایش، هم با مرام و معرفتش که دستگیر مظلومان و فقیران است و هم با رای و نظرش که هیچگاه خام دژخیمان نشده، محبوب دلهای مردم ایران شده است. در این روزها، بهمناسبت فرا رسیدن عید غدیر، نام چاوشی جزو اولین هنرمندانی است که با نام علی (ع) گره خورده است. البته خوانندههای بسیاری در مدح مولا خواندهاند اما چاوشی در وسط جنگ، در وقت خطر، پای این اسم و مکتب ماند. رسانه بافتار@baftar_resane