چند تایی از این نماینده های من و شما را معرفی می کنم:
۳۲۹
۲:۰۹
بازارسال شده از از حج سال بلوا ( ۱۴۰۵)
اذان صبح دوازدهم اردی بهشت ۱۴۰۵ است و من روی ریل قطار تهران مشهد نه انگار روی ابرها سوارم. با کدام کلمات وصف حال بگویم . از کدام عیش و مستی از کدام نعمت ؟ ظاهرا سفر ما به حج از زیارت آقای رئوفِ خراسان آغاز میشود. نور علی نور ...به دلیل شرایط خاص منطقه و فرودگاهها بعضی از پروازها به مدینه از فرودگاه هاشمی نژاد مشهد انجام میشود. بعد از اعلام سازمان حج مبنی بر انجام سفر حج امسال بصورت زمینی و کم شدن سهمیه ی اعزام زائر از ایران به یک سوم و انصراف تعداد زیادی از زایران بدلیل دشواری سفر و خطرات احتمالی مسیر و شرایط جنگی؛ حالا دوباره شرایط طوری شده که سازمان با تشخیص مراکز امنیتی تصمیم به اعزام هوایی گرفته است. خیر است ان شاءالله. زیارت سلطان طوس در طلیعه ی سفر بر ما گوارا باد.@hajesalebalva
۱۹
۲:۱۰
بازارسال شده از همقدم در حج
#صابرطلبساعت نزدیک ۳صبح است و تا چند دقیقه دیگر سلام میکنیم به ترمینال سلام فرودگاه امامخمینی(ره)نرمافزار قرآن هادی در گوشی فاطمه، سوره انفطار میخواند. خودش همراهی میکند و شناور است.اسما نسکافه میخورد که سردرد و خوابش را رفع کند و من در حس عجیبی از شوق و طلب غوطهورم.یعنی واقعاً طلبیدهشدهام؟
۳۹
۲:۱۱
چمدانم پارسال مکه رفت.بی من.وقتی آمد غیر از هدیه حاجیه زهرا که لطف کرده بود و چمدان من را برده بود،این سنگ ها را در آن دیدم. حاجیه زهرا گفت که سنگ ها در چمدان بوده و او هم دقت کرده و برشان گردانده.وای یعنی من مقداری سنگ از حرم را آورده بودم و نه تنها اصلا یادم نبود، بلکه در خالی کردن چمدان ندیده بودمشان.سنگها یک بار دیگر تا حرم رفته بودندسعی کرده بودن از چمدان بیرون بیایندو نتوانسته بودند.و حالا عصبی و غمگین باز دور از وطن شده بودنددوووور.مرجع محترم هم می گفت بهتر است برشان گردانم.تمام سال گذشته دنبال حاجی ای بودم که سنگهای دور از وطن را ببرد و هربار نشدتا دیروز.دیدم که حاجی ها دیگر دارند کامل می شوند و تلاش مجدد و لطف خدا که یک نفر را پیدا کردم.سنگ ها حالا خوشحالندبه وطن برمیگردنداز کمد تاریک دم در ، از داخل کیسه سفیدی که لابد برای آنها سرد حساب می شود،برمی گردند به زمین روشن و گرم مکه،همانجا که محمد طلوع کرد و صدای شیرین قرآنش هنوز کوه ها را خرد می کند و سنگ ها را آب.سنگهای دور از وطن، حالا بی قرار دست حاجیانی اند که با وسواس دنبال اسلحه برای مبارزه با شیطان می گردند،کسی چه می داند؟شاید سنگ ها ما را انتخاب می کنند،نه برعکس.می روند و با بقیه سنگها آوازخوان و رقصان به شیطان می خورند،حاجی ها در جمرات ،صدای سنگ ها را می شنوند و دلشان می لرزد که بالاخره شکستش دادم یا ...؟سنگ های عزیز مکه حالا از غربت غربی به وطن روشن و شرقی شان برمی گردند, بعد از دو سال صبوری؛و من چه ؟کاش مرا با خود می بردید به وطنم
۳۵۳
۱:۵۴
نجوای سنگهالبخند شادی مجاهدان پیروزوبعد شوخی های عکس با شیطان.فقط گوش کنید .
۳۵۴
۸:۵۲
ما بقیع نیستیمنزد امام باقر که کربلا دیده بودو غم هایمان آماس می شود
۳۶۰
۲۰:۳۴
شما عاشق شده اید؟آخر فیلم جین ایر ، مرد عاشق که از سفری دور برگشته به جین می گوید: احساس می کند طنابی به قلبش وصل شده که وقتی از او دور می شود، قلبش تیر می کشد.
ان شاءالله همه تان حاجی بشوید و ما هم باز.
حج باعث می شود هر عرفه، آن طناب کشیده شود و شما چیزی جز بازگشتن نخواهید.ای غم شیرینتبا آدم و حوا....
ان شاءالله همه تان حاجی بشوید و ما هم باز.
حج باعث می شود هر عرفه، آن طناب کشیده شود و شما چیزی جز بازگشتن نخواهید.ای غم شیرینتبا آدم و حوا....
۴۷۴
۱۲:۵۴
عرصات می دانید چیست؟. اصفهانی ها به اوضاع آشفته می گویند عرصات.مثل حالا.وسط این عرصات سه تا حاجی دیدم و نفس راحتی کشیدم.بالاخره همه شان آمدند، هووووووف.باید خانمی کنم و نگویم«دیدید؟ دیدید؟»ولی خدایی دیدید که حج چه مظلوم بود؟نباید بگذاریم این طور بماند.آن سال که ما بودیم چندین نفر را موثق شنیدیم که دستگیر شدند،کلا یک جریان عادی دستگیری و دیپورت حاجیان بود که رییس کاروانها فقط سعی می کردند زائر خودشان در این جبر نباشد،اصلش را کاری نمی شد کرد.آن قدر که پرسیدم امسال کسی هم دستگیر نشد. هزار الحمدلله حاجی ها مثل سوره فتح رفتند و آمدند، همه قربان صدقه شان رفته بودند، به عزت به احترام.و ما باید جواب دل سوخته حاجیانی را بدهیم که ترسانده شدند، مادر و پدر و همسرشان گفتند راضی نیستم بروی، موقع خداحافظی زخم زبان شنیدند.حتی یکی شان زنگ زده بود دفتر مرجعش که اگر مرا گروگان گرفتند، می شود خودکشی کنم؟
یک ابتلای ما در این عصر، سخن است، دقیق تر حرف بزنیم و به قول حاج آقا دوستانی اول فکر کنیم اجازه دارم درباره این قضیه حرف بزنم؟ چه کسی اجازه دارد؟ویک درس دیگر این که هر وقت خوش که دست دهد، مغتنم شمار. رفته هایی مثل من می گویند چه خوب که رفتیم و اگر آن سال نمی رفتیم ، بعد فلان می شد و بهمان.و نرفته هایی هم هستند که می گویند حج برایمان ناز می کند انگار. از حالا حاجی سال بعد باید محکم اراده کند و از خدا بخواهد ان شاءالله
یک ابتلای ما در این عصر، سخن است، دقیق تر حرف بزنیم و به قول حاج آقا دوستانی اول فکر کنیم اجازه دارم درباره این قضیه حرف بزنم؟ چه کسی اجازه دارد؟ویک درس دیگر این که هر وقت خوش که دست دهد، مغتنم شمار. رفته هایی مثل من می گویند چه خوب که رفتیم و اگر آن سال نمی رفتیم ، بعد فلان می شد و بهمان.و نرفته هایی هم هستند که می گویند حج برایمان ناز می کند انگار. از حالا حاجی سال بعد باید محکم اراده کند و از خدا بخواهد ان شاءالله
۱۸۹
۱۹:۲۷
به حج
تصویر
خوش به حال حنانهکه رسول دوستش داشتو او هم رسول راو نزدیک منبر، دفنش کرد.
۵۰
۱۵:۴۱