حالا قبل از اینکه بیام اسم کتاب رو بگمیه پیشنهاد دارم! 

میخواین کتاب اولمون رو باهم انتخاب کنیم؛پس زود تند سریعتا امشببگو ببینم… تو دوست داری بریم سراغ کدوم کتاب؟؟؟
انتخاب با شما رفقاست!
ما اسم چندتا کتاب رو میگیمشما بیاین بهمون بگید کهبا کدوم کتاب شروع کنیم

هزارو یک داستان از زندگانی امیرالمومنین(ع)
هزارویک فضیلت از امیرالمومنین(ع)
روی دست آسمان
#چشمک#امیرالمومنین
@Cheshmmakapp
میخواین کتاب اولمون رو باهم انتخاب کنیم؛پس زود تند سریعتا امشببگو ببینم… تو دوست داری بریم سراغ کدوم کتاب؟؟؟
انتخاب با شما رفقاست!
ما اسم چندتا کتاب رو میگیمشما بیاین بهمون بگید کهبا کدوم کتاب شروع کنیم
#چشمک#امیرالمومنین
@Cheshmmakapp
۹۴
۱۴:۰۷
عه عه عه! 
نظرسنجی رو که رسماً ترکوندین!تازه داریم میبینیم سلیقهتونم همچین بدم نیستااا 

دمتون گرم کتابخونا!فکر کنم قراره با یه جمع خفن و خوشسلیقه بریم سراغ کتابگردی
کتابی که بیشتریاتون موافقش بودین۱۰۰۱ داستان از زندگانی امیرالمومنین(ع) بود

پس بزن بریم یه چندروزی رو باهمبا این کتاب زندگی کنیم

#چشمک#امیرالمومنین@Cheshmmakapp
دمتون گرم کتابخونا!فکر کنم قراره با یه جمع خفن و خوشسلیقه بریم سراغ کتابگردی
کتابی که بیشتریاتون موافقش بودین۱۰۰۱ داستان از زندگانی امیرالمومنین(ع) بود
پس بزن بریم یه چندروزی رو باهمبا این کتاب زندگی کنیم
#چشمک#امیرالمومنین@Cheshmmakapp
۲۵
۱۵:۰۰
رفقااااا 
پایهاین یه گپی باهم بزنیم؟ 
یه سؤال دارم که جوابش خیلی چیزا رو دربارهتون لو میده

یه سؤال دارم که جوابش خیلی چیزا رو دربارهتون لو میده
۱۴
۱۳:۰۸
فرض کن یکی از رفیقات گیر افتاده و واقعاً به کمکت نیاز داره...
تو کدومی؟

🦸
سریع میپرم وسط و کمکش میکنم!
بستگی داره چه کمکی بخواد!
اول یه نگاه میکنم ببینم بقیه چیکار میکنن!
تو کدومی؟
🦸
۱۵
۱۳:۱۲
حالا یه سؤال سختترررر 
تا حالا شده بخوای یه کار خوب انجام بدی،
ولی حس کنی دستوبالت بستهست؟
مثلاً بخوای از یکی دفاع کنی...یه کار خوب رو شروع کنی...یا حتی دستت رو برای دعا بالا ببری...
ولی یه چیزی جلوت رو گرفته باشه؟
اگه آره، بگو ببینم چی بیشتر جلوت رو میگیره؟
ترس از حرف بقیه
🫣 خجالت
نمیدونم از کجا شروع کنم
منو چیزی نمیتونه متوقف کنه!
دلیلشو تو پی وی به ادمین میگم
تا حالا شده بخوای یه کار خوب انجام بدی،
ولی حس کنی دستوبالت بستهست؟
مثلاً بخوای از یکی دفاع کنی...یه کار خوب رو شروع کنی...یا حتی دستت رو برای دعا بالا ببری...
ولی یه چیزی جلوت رو گرفته باشه؟
🫣 خجالت
۱۶
۱۳:۲۰
میدونی رفیق... 
انگاری بعضی دستها اصلاً برای بستهبودن ساخته نشدن...
برای دستگرفتن از آدمها ساخته شدن
برای بلندکردن کسی که زمین خورده
برای دفاع از حق
و برای بالا رفتن به سوی خدا... 

قبول داری؟
انگاری بعضی دستها اصلاً برای بستهبودن ساخته نشدن...
برای دستگرفتن از آدمها ساخته شدن
قبول داری؟
۱۵
۱۳:۲۸
شاید برات سؤال شده باشه... 
حالا همهی اینا چه ربطی به داستان امروز ما داره؟ 

فقط همینقدر بگم که قصهی امروزمون دربارهی کسی هست که از همون بچگی، دستهاش باز بود...
باز بود تا به سوی خدا بلند بشه

تا دست آدمها رو بگیره
و گره از کار بقیه باز کنه...

حالا پایهاین بریم سراغ داستان؟

فقط همینقدر بگم که قصهی امروزمون دربارهی کسی هست که از همون بچگی، دستهاش باز بود...
باز بود تا به سوی خدا بلند بشه
تا دست آدمها رو بگیره
و گره از کار بقیه باز کنه...
حالا پایهاین بریم سراغ داستان؟
۱۵
۱۳:۵۲
میدونستین این ماجرا از همان روزهای نوزادی حضرت علی(ع) خودش را نشان داده بود؟
وقتی حضرت علی(ع) به دنیا اومدن، مادرشون فاطمه بنت اسد، مثل همه مادرا ایشونو قنداق کرد و دستهای کوچکش را داخل پارچه بست.
اما کمی بعد که به سراغ نوزادشون اومدن، با صحنه عجیبی روبهرو شد؛
دستهای علی(ع) بیرون از قنداق بود و پارچهها پاره شده بودند!
این بار دو پارچه محکم مصری آوردن و دستهای امیرالمومنین(ع) رو محکمتر بستن و ایشونو را داخل گهواره گذاشتن؛
اما حضرت با حرکتی دوباره پارچهها را پاره کرد و دستهاشونو بیرون آوردن.
فاطمه بنت اسد چند بار دیگر هم تلاش کرد؛
دو پارچه، سه پارچه و حتی هفت پارچه را روی هم گذاشت و دستهای او را بست، اما هر بار دستهای علی(ع) آزاد میشد.
تا اینکه در این روایت آمده است حضرت علی(ع) به مادرش فرمود:
«مادر! دست مرا رها کن؛ دست علی باید باز باشد تا به درگاه خدا بلند باشد و دستگیری کند.»
علی(ع) از همان کودکی آمده بود تا دستبسته نباشد؛
دستش رو به آسمان بلند شود و دست بندگان خدا را بگیرد.
اصلا انگاری بعضی بچهها از همون نوزادی معلومه قراره چه شخصیتی داشته باشن!»
#چشمک#امیرالمومنین@Cheshmmakapp
وقتی حضرت علی(ع) به دنیا اومدن، مادرشون فاطمه بنت اسد، مثل همه مادرا ایشونو قنداق کرد و دستهای کوچکش را داخل پارچه بست.
اما کمی بعد که به سراغ نوزادشون اومدن، با صحنه عجیبی روبهرو شد؛
دستهای علی(ع) بیرون از قنداق بود و پارچهها پاره شده بودند!
این بار دو پارچه محکم مصری آوردن و دستهای امیرالمومنین(ع) رو محکمتر بستن و ایشونو را داخل گهواره گذاشتن؛
اما حضرت با حرکتی دوباره پارچهها را پاره کرد و دستهاشونو بیرون آوردن.
فاطمه بنت اسد چند بار دیگر هم تلاش کرد؛
دو پارچه، سه پارچه و حتی هفت پارچه را روی هم گذاشت و دستهای او را بست، اما هر بار دستهای علی(ع) آزاد میشد.
تا اینکه در این روایت آمده است حضرت علی(ع) به مادرش فرمود:
«مادر! دست مرا رها کن؛ دست علی باید باز باشد تا به درگاه خدا بلند باشد و دستگیری کند.»
علی(ع) از همان کودکی آمده بود تا دستبسته نباشد؛
دستش رو به آسمان بلند شود و دست بندگان خدا را بگیرد.
اصلا انگاری بعضی بچهها از همون نوزادی معلومه قراره چه شخصیتی داشته باشن!»
#چشمک#امیرالمومنین@Cheshmmakapp
۱۷
۱۴:۱۸
فکر میکنی حضرت علی(ع) وقتی بچه بودن، بیشتر اهل چه بازیای بودن؟
#چشمک#امیرالمومنین
@Cheshmmakapp
۱۰
۱۲:۳۲
خب، جواب درست… کشتیه! 
آن زمان، کشتی گرفتن یکی از تفریحهای رایج بین عربها بود. ابوطالب(ع) هم گاهی فرزندان و برادرزادههایش را دور هم جمع میکرد و میگفت:
ـ خب بچهها! آمادهاین؟ امروز ببینیم چه کسی از همه قویتره!
حضرت علی(ع) آن موقع هنوز کودک بود؛ اما بازوهایی محکم و درشت داشت. آستینهایش را بالا میزد و با برادرها و پسرعموهایش، چه بزرگتر و چه کوچکتر، کشتی میگرفت.
حدس میزنین آخرش چه کسی برنده میشد؟
حضرت علی(ع) با یک چرخش سریع و یک فن مخصوص، حریفش را به زمین میزد؛ بعد نفر بعدی میآمد و او هم خیلی زود شکست میخورد!
ابوطالب(ع) که این صحنه را میدید، با خوشحالی تشویقش میکرد و میگفت:
ـ علی پیروز شد!
به همین دلیل، ابوطالب(ع) گاهی حضرت علی(ع) را «ظهیر» صدا میزد؛ یعنی کسی که قدرتمند، پشتیبان و یاریرسان است.
#چشمک#امیرالمومنین
@Cheshmmakapp
آن زمان، کشتی گرفتن یکی از تفریحهای رایج بین عربها بود. ابوطالب(ع) هم گاهی فرزندان و برادرزادههایش را دور هم جمع میکرد و میگفت:
ـ خب بچهها! آمادهاین؟ امروز ببینیم چه کسی از همه قویتره!
حضرت علی(ع) آن موقع هنوز کودک بود؛ اما بازوهایی محکم و درشت داشت. آستینهایش را بالا میزد و با برادرها و پسرعموهایش، چه بزرگتر و چه کوچکتر، کشتی میگرفت.
حدس میزنین آخرش چه کسی برنده میشد؟
حضرت علی(ع) با یک چرخش سریع و یک فن مخصوص، حریفش را به زمین میزد؛ بعد نفر بعدی میآمد و او هم خیلی زود شکست میخورد!
ابوطالب(ع) که این صحنه را میدید، با خوشحالی تشویقش میکرد و میگفت:
ـ علی پیروز شد!
به همین دلیل، ابوطالب(ع) گاهی حضرت علی(ع) را «ظهیر» صدا میزد؛ یعنی کسی که قدرتمند، پشتیبان و یاریرسان است.
#چشمک#امیرالمومنین
@Cheshmmakapp
۱۱
۱۳:۳۳