لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
م
۱۰.۲ هزار عضو

مجتبی لشکربلوکی

مجتبی لشکربلوکیمسافرمشاورمعلماستراتژیست (راهبردنگار)آزادنگار (جستارنویس)دسترسی به تمامی مطالب و محتواهای رایگان و همچنین مسیر دسترسی و تعامل درlashkarbolouki.yek.link Lashkarbolouki.com
مشاهده در وب بله
۲۵ تیر

شاخص کیفیت خواص.pdf

۱.۵۶ مگابایت

undefinedundefined️ این روزها درگیر طرح ایران ۲۰۳۵ هستم. در بخشی از این مسیر (شناخت جایگاه ایران در جهان بر اساس ۵۰ شاخص و گزارش بین المللی) به شاخصی برخوردم که جالب بود نتایج آن را اینجا به اشتراک می گذارم. نقش خواص (نخبگان) در ایران چیست؟ ارزشمندند یا ارزش خوارند؟
@Dr_Lashkarbolouki
undefined۵۶
undefined۳۲
undefined۲۱
undefined۴
undefined۲
undefined۲
undefined۱

۱۶.۲K

۵:۲۱

۱ مرداد

چقدر آزادیم؟ چقدر کامیابیم؟.pdf

۱.۰۳ مگابایت

undefinedundefined️ ما ایرانیان چقدر آزادیم؟ چقدر کامیابیم؟
این گزارش کوتاه به این ۳ سوال پاسخ می دهد؛undefined️ایران از منظر شاخص های آزادی و کامیابی کجای جهان ایستاده است؟undefined️ایران در مقایسه با دو رقیب منطقه ای (ترکیه و عربستان) چه وضعیتی دارد؟ undefined️آیا واقعا ایران توسعه ناپذیر است؟
توضیح ۱: ایران ۲۰۳۵ یک طرح دولتی نیست بلکه با هزینه شخصی و حمایت بخش خصوصی در حال انجام است. توضیح ۲: ایران ۲۰۳۵ (یا ایران ۱۴۱۴ ) قرار نیست به سند چشم انداز مانند ۱۴۰۴ منجر شود بلکه قرار است اولویت های راهبردی کشور برای دهه پیش رو را پیشنهاد کند. ایران طرح چهار بخش دارد که بخش اول آن بیش از بیست فصل است در این فایل یکی از فصول بیست گانه بخش اول این طرح ارایه شده است. توضیح ۳: هر شاخصی که توسط یک مرجع بین المللی پایش و گزارش می شود شامل محدودیت ها و مفروضاتی است و لزوما همه واقعیت را به تمامی نشان نمی دهد.
@Dr_Lashkarbolouki
undefined۲۹
undefined۱۹
undefined۵
undefined۳
undefined۱

۱۱.۵K

۸:۲۴

۱۰ مرداد
undefinedundefined️ آیا کار ایران تمام است؟ راهی برای خلاصی از ساختارهای قفل شده هست؟مجتبی لشکربلوکی مدتی برای طرح ایران ۲۰۳۵ (طرحی مردم نهاد و غیردولتی برای آینده ایران) روی موقعیت ایران در شاخص‌های بین‌المللی کار کردم. با همه محدودیتی که شاخص‌های بین المللی دارند اما تصویری -هر چند نه جامع و نه دقیق و نه کاملا منصفانه- از وضعیت ایران ارایه می‌دهند. در این گزارش‌ها ما بلا استثناء در شاخص‌هایی که ساختارهای حکمرانی را نشان می دهد پایین تر از متوسط جهانیم و در برخی شان نه تنها از میانگین جهانی پایین تریم که وضعیت مان در طول زمان بدتر هم شدهشاخص ادارک فساد، رتبه ۱۵۳شاخص حکمرانی خوب، رتبه ۱۲۵شاخص حقوق مالکیت، رتبه ۱۱۳شاخص آزادی اقتصادی، رتبه ۱۶۹خب آیا این بدان معناست که کار ما تمام شده؟ و توسعه در ایران به بن بست رسیده؟ به نظر من جواب نه است!
چه چیزی من را امیدوار نگاه می دارد؟ در روزگاری که همه ما با دیدن کژنهادها (نهادهای کژکارکرد)، پوسیدگی نظام کشورداری و فرسودگی سازوکارهای حکمرانی، دچار نوعی «خستگی تاریخی» شده‌ایم، جرات می‌خواهد که میان «بن‌بست ساختاری» و «فقدان امکان» تفاوت گذاشت. ساختارها در بسیاری از حوزه‌ها ناکارآمد، ناسازگار و قفل‌کننده‌اند؛ اما این به معنای فقدان امکان توسعه نیست. این موضوع را بیشتر توضیح می دهم اول از منظر نظریات علمی و سپس تجربیات تاریخی. در بخش عمده‌ای از تاریخ علوم اجتماعی، تمرکز بر جبرگرایی ساختاری بود؛ به طوری که ساختارهای کلان (نظیر طبقه، قانون، فرهنگ و دولت) بازیگران اصلی تحلیل محسوب می‌شدند و نقش عاملیتِ فردی به حاشیه می‌رفت. این تسلط تا ظهور نظریه‌پردازانی چون آنتونی گیدنز (استاد دانشگاه کمبریج) و مارگارت آرچر (استاد دانشگاه وارویک) ادامه داشت. این دو متفکر، با وجود اختلاف نظرهای عمیق در یک نکته مشترک بودند: انسان ها عروسک نیستند که فقط تابع ساختار و شرایط باشند، بلکه انسان ها می توانند با تصمیم‌ها و کنش‌هایشان، ساختارها را حفظ کنند یا تغییر دهند. undefinedundefined️ چهار مثال تاریخی را با هم مرور کنیم!نمونه اول؛ بنگلادش؛ در دهه ۱۹۷۰، نظام بانکی رسمی این کشور، فقرا و زنان روستایی را اساساً به رسمیت نمی‌شناخت. در چنین وضعی، محمد یونس در سال ۱۹۷۶ با یک اقدام کوچک اما سرنوشت‌ساز در روستای جبره، تنها ۲۷ دلار از پول شخصی خود را به ۴۲ زن فقیر قرض داد (تقریبا نفری نیم دلار)؛ اقدامی که بعدها به الگوی اعتبار خرد و سپس بانک گرامین با پوشش ۱۰ میلیون نفر و تسهیلات ۱.۴ میلیارد دلار شد. محمد یونس هم برنده جایزه نوبل صلح انجامید.
نمونه دوم: کنیا؛ در میانه دهه ۲۰۰۰، بخش بزرگی از جمعیت کنیا نمی توانستند حساب بانکی داشته باشند، هزینه انتقال پول بالا بود و حکومت ناتوان از حل مساله! در چنین فضایی، M-Pesa در سال ۲۰۰۷ راه‌اندازی شد، بدون آنکه منتظر اصلاح نظام بانکی توسط حکومت بماند، مبتنی بر فناوری امکان انتقال پول، پرداخت و پس‌انداز را برای میلیون‌ها نفر فراهم کرد.خب ممکن است بگویید همه این ها نمونه های خارجی اند. صبر کنید. دو نمونه آخر در مورد ایران است:
نمونه سوم ایران؛ در سرزمینی خشک و کم‌آب، آن هم در دوره‌هایی که دولت مرکزی نه توان فنی کافی داشت و نه حضور مؤثر محلی، این جوامع محلی بودند که با دانش بومی، همکاری جمعی و قواعد عرفی، نظامی پیچیده برای حفر قنات، نگهداری و توزیع آب پدید آوردند.
نمونه چهارم ایران؛ جنبش مدارس جدید مردمی در دوره قاجار یک مثال بسیار درخشان است به‌ویژه کوشش‌های حسن رشدیه و شبکه‌ای از خیرین، انجمن‌ها و خانواده‌ها که با وجود ضعف ساختارهای رسمی، برای تأسیس و توسعه مدارس نوین پیش‌قدم شدند. این جامعه بود که با هزینه خود، با ریسک خود و با امید خود، بنیان بخشی از آموزش جدید را گذاشت.
شاید ایران درگیر نوعی قفل‌شدگی نهادی (Institutional Lock-in) است؛ یعنی نهادها به‌گونه‌ای شکل گرفته‌اند که هم مسیر توسعه را مسدود می کند و هم تغییر خودشان دشوار شده. اما ایران به بن بست نرسیده، در لحظات این چنینی، این انسان‌های خلاق‌اند که امیدی در برابر ساختارهای چلاق هستند. جامعه‌ای که هنوز می‌اندیشد، می‌آفریند، سازگار می‌شود و راه می‌گشاید، هرگز جامعه‌ای تمام‌شده نیست. کنشگر خلاق نه مطیع و نه قربانی ساختارهای چلاق نیست، بلکه در شکاف‌های آن، در لحظات سست شدن آن، و در فرصت‌های پنهان آن، امکان تازه خلق می‌کند.
undefinedundefined️ تجویز راهبردیباید برای اصلاحات ساختاری تلاش کرد اما از خلاقیت های انسانی، ابتکارات میدانی و نتوکراسی (شکل گیری شبکه هایی موقت و موضوع محور از خبرگان و نخبگان غیردولتی برای حل یک مساله عمومی در تعامل با حکومت) نباید غافل بود.ایران، اگر هنوز انسان‌های خلاق، مسئول و امیدوار دارد، هنوز امکان توسعه دارد. با وجود ساختارهای چلاق به خاطر کنشگران خلاق به آینده ایران امیدوارم.
@Dr_lashkarbolouki
undefined۹۵
undefined۵۱
undefined۱۲
undefined۸
undefined۳
undefined۳
undefined۳
undefined۲

۱۵K

۵:۵۵

۳۰ مرداد

جایگاه ایران در ۵۲ شاخص جهانی.pdf

۱۴.۴ مگابایت

گزارش جامع جایگاه ایران در مقایسه با کشورهای جهان بر اساس ۳۲ گزارش بین‌المللی و ۵۲ شاخص جهانی
undefined۲۴
undefined۸

۹.۷K

۱۵:۴۱

undefinedundefined️ جایگاه ایران؛ قله آرمانی یا دره جهنمی؟ یک گزارش جامعمجتبی لشکربلوکی آیا ایران بر یک قله آرمانی ایستاده؟ (آن‌گونه که برخی رسانه‌های داخلی می‌گویند) یا به یک دره جهنمی سقوط کرده (آن‌گونه که در برخی رسانه‌های خارجی گفته می‌شود)؟برای پاسخ به چنین سوالی یک راه آن است که خود را با دیگر کشورهای جهان مقایسه کنیم. به همین خاطر از ۳۲ گزارش بین‌المللی و ۵۲ شاخص مقایسه‌ای استفاده کردیم تا بفهمیم که وضعیت ایران چگونه است؟ از شاخص توسعه انسانی گرفته تا شاخص گرسنگی؛ از شکنندگی دولت تا بهبود وضعیت جامعه؛ از شادکامی روانی تا آزادی اقتصادی بررسی شدند. (گزارش را از اینجا دانلود کنید)قبل از آنکه به نتایج این بررسی بپردازیم به چالشی که قطعاً بسیاری مطرح خواهند کرد، بپردازیم. آیا شاخص‌های جهان؛undefined️۱۰۰٪ واقعیت را بازتاب می‌دهند؟ خیر!undefined️منصفانه و غیرسوگیرانه هستند؟ خیر!undefined️با دیدگاه ما از هستی، انسان و سعادت همخوانی دارند؟ خیر!undefined️همه آن چیزی که مهم است مانند اخلاق، معنویت و انسانیت را به خوبی اندازه‌گیری می‌کنند؟ خیر!پس با توجه به چهار نقص بالا آیا نباید شاخص‌های جهانی را کنار بگذاریم؟ قطعاً خیر! شش دلیل در گزارش آورده شده که کنار گذاشتن شاخص‌های جهانی هم غیرمنطقی است و هم فرار از واقعیت.   undefinedundefined️ نتایج بررسی؛ کجای جهان ایستاده‌ایم؟بررسی شاخص ها نشان داد ایران در ۶۳٪ موارد بدتر از میانگین جهان بوده و در ۳۷٪ شاخص‌ها در میانه جهان یا بالاتر از میانگین جهانی ایستاده است.ایران در رقابت با دو قدرت منطقه‌ای (عربستان و ترکیه)، فقط در ‌یک مورد (۲٪) از شاخص‌های مورد بررسی توانسته است برتری هم‌زمان بر هر دو رقیب را کسب کند. در ۷۱٪ از موارد، ضعیف‌تر از هر دو رقیب بوده و در ۲۷٪ باقی‌مانده نیز توانسته با یکی از آن‌ها برابری کرده یا بر آن پیشی بگیرد. اگر رتبه ایران را در مقایسه با کل کشورهای مورد بررسی به صورت یک نردبان ده پله‌ای در نظر بگیریم، آنگاه در شاخص‌های توسعه‌سنج (میوه‌های توسعه) مانند توسعه انسانی سازمان ملل، سرمایه انسانی بانک جهانی، کامیابی چندبعدی شورای آتلانتیک ما معمولاً در پله های ۵ الی ۷ از نردبان ۱۰ پله‌ای توسعه ایستاده‌ایم. ولی در شاخص‌های توسعه‌ساز مانند آزادی اقتصادی و سیاسی در پله‌های صفر تا ۴! که این پارادوکس جذاب را در گزارش بیشتر توضیح داده‌ایم. خب برگردیم به سوال: ایران بر قله آرمانی یا دره جهنمی؟بر اساس ۳۲ گزارش و ۵۲ شاخصی که ما بررسی کرده‌ایم نه قله آرمانی و نه دره جهنمی، هیچ کدام تأیید نمی‌شود. نه باید در دام سیاه‌نمایی افتاد و نه فریب سفیدنمایی را خورد؛ واقعیت، جایی میان این دو روایت است. بهترین توصیف برای موقعیت ایران چنین است: دامنه لغزان!چرا دامنه؟ به خاطر آنکه بر اساس شاخص‌هایی که سنجش‌گر میزان توسعه‌یافتگی‌اند ما در میانه جهان ایستاده‌ایم.و چرا لغزان؟ به خاطر آنکه در برخی شاخص‌ها که کم هم نیستند، یا در جا زده‌ایم، یا عقب‌گرد داشته‌ایم یا از رقابت با متوسط جهان یا رقبای منطقه‌ای جا مانده‌ایم. ایران در دامنه لغزان است هم به خاطر محدودیت‌های برون‌زا مانند تحریم و هم به خاطر انباشت بحران‌های برآمده از سیاست‌های غلط داخلی و این لغزندگی باعث شده که پیشرفت‌هایی که در برخی دهه‌ها داشته‌ایم را از دست بدهیم.
undefinedundefined️ تجویز راهبردیباید این دامنه لغزنده را به رسمیت بشناسیم. در صورتی که درها بر همین پاشنه بچرخد، سیاست‌ها همین بماند و مسیر کشورداری تغییر نکند؛ به خاطر لغزندگی، آنچه امروز داریم شاید رویای فردای ما باشد. باور نمی‌کنید؟ رشد اقتصادی، خانواده‌های زیر خط فقر و شاخص فلاکت الان را با ۱۳۸۰ که سال فوق‌العاده‌ای هم از نظر اقتصادی نبود مقایسه کنید! همین‌ها نشان می‌دهد که کار به جایی رسیده که ۱۳۸۰ برای ما یک رویا شده.
باید نگران بود یا امیدوار؟هم‌زمان هم امیدوار هم نگران. چرا که بر اساس شاخص‌ها، در کنار ۸ نقطه نگران‌کننده (تنهایی و حاشیه‌نشینی جهان، آزادی سیاسی محدود، آزادی اقتصادی نامطلوب، کارآمدی حکمرانی رو به افول، تعصبات جنسیتی (در سیاست و اشتغال)، امنیت سرمایه‌گذاری بسیار پایین، حقوق مالکیت نامطلوب و مشروعیت پایین حکومت) ایران ۸ نقطه امیدوارکننده دارد (موقعیت جغرافیایی، سرمایه انسانی، کاهش چشمگیر نابرابری جنسیتی (در آموزش و سلامت)، مهارت‌های میان‌فرهنگی و انسجام اجتماعی بالا، ظرفیت بالای نوآوری، انواع قدرت (نرم، سخت و ترکیبی)، ذخایر طبیعی و جذابیت‌های گردشگری و اندازه جمعیت و بازار بزرگ).
ترکیب استراتژی‌های اهرم‌ساز (Leveraging) در کنار استراتژی‌های آزادساز (Unblocking) می‌تواند نجات‌بخش باشد. اولی برای نقاط امیدوارکننده و دومی برای نقاط نگران‌کننده. @Dr_Lashkarbolouki
undefined۷۲
undefined۲۴
undefined۲۳
undefined۷
undefined۶
undefined۲
🥳۱

۱۵.۱K

۱۵:۴۳

۱۳ شهریور

اولویت های حیاتی ایران ۲۰۳۵.pdf

۲ مگابایت

undefinedundefined️ ایران چه باید بکند؟ اولویت‌های راهبردی ایران چیست؟ جمع بندی دیدگاه ۱۴۰ خبره و صاحب‌نظر در طرح ایران ۲۰۳۵
باور داریم نداشتن انتخاب‌های راهبردی یعنی واگذاری آینده یک ملت به جبر جغرافیایی، حوادث تاریخی و مداخلات خارجی و ایران امروز نیازمند انتخاب‌های جسورانه، منسجم و راهگشاست به گونه ای که همزمان توسعه و امنیت کشور را تامین کند.
این گزارش به ۲ سوال پاسخ می‌دهد:undefined️ایران برای ده سال آینده چه مسیری را باید طی کند؟undefined️اولویت‌های راهبردی ایران چیست؟
توضیح۱: ایران ۲۰۳۵ طرح دولتی نیست و با حمایت بخش خصوصی و هزینه شخصی انجام شدتوضیح۲: این طرح حتما نواقصی دارد، حتی اگر از نتایج آن خشمگین یا ناراضی هستید، خشم بزرگ را تبدیل کنید به کار بزرگ و پژوهشی دیگر را آغاز کنید که نواقص قبلی را نداشته باشد. زنجیره ای از تلاش‌ها مثل یک پلکان، پله پله ما را به حقیقت نهایی نزدیک می‌کند. هیچ آسانسوری وجود نداردتوضیح۳: یکی از اهداف ایران ۲۰۳۵ آن بود که چراغ آینده را روشن کند آن هم در میانه بحران و کوران جنگ و محاصره که افق دید ما را به هفته آینده و ماه و فصل آینده محدود کرده، امیدواریم موفق بوده باشیم
@Dr_Lashkarbolouki
undefined۴۲
undefined۱۱
undefined۶
undefined۶

۱۳.۳K

۱۲:۱۴

۱۹ شهریور
undefinedundefined️تفاوت ظریف ایران با امارات، سنگاپور، چین و آلمانمجتبی لشکربلوکی کشوری کوچک، فقیر و بدون آب و غذای کافی بود به نام سنگاپور؛ جزیره‌ای با دو میلیون نفر، بدون منابع طبیعی، بدون بازار داخلی بزرگ. پایگاه صنعتی و توان نظامی هم نداشت. سنگاپور یک تصمیم بزرگ گرفت: باید خودمان را به یکی از مهم‌ترین گره‌های اقتصاد جهانی تبدیل کنیم و شد!
دبی تصمیم گرفت چهارراه تجارت منطقه شود. بندر جبل‌علی ساخته شد و سپس منطقه آزادش. چند دهه بعد، دبی تصمیمی دیگر گرفت: ایجاد مرکز مالی بین‌المللی با هدف جذب نهادهای مالی و سرمایه‌گذاران بین‌المللی و هر دو تصمیم اجرا شد.
آلمان پس از جنگ جهانی دوم ویران شده بود. کمبود غذا و کالا داشت و نظام سهمیه‌بندی و کنترل‌های دولتی وجود داشت. اما در نهایت «اقتصاد بازار اجتماعی» به عنوان ستون فقرات نظم اقتصادی آلمان انتخاب شد؛ اقتصادی که رقابت و مالکیت خصوصی را با حمایت و عدالت اجتماعی ترکیب کرد.
و اما چین. دسامبر ۱۹۷۸، در سومین اجلاس عمومی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، یکی از چالشی‌ترین تصمیمات ملی قرن اعلام شد: مرکز ثقل سیاست‌گذاری از مبارزات ایدئولوژیک، صدور انقلاب کمونیستی و اقتصاد بسته و دولتی به توسعه اقتصادی، اصلاحات اقتصادی و گشایش به جهان تغییر کرد و بواسطه آن تصمیم چین اکنون دومین اقتصاد بزرگ جهان است.
 undefined️undefinedسوال راهبردیچه چیزی در این چهار داستان مشترک است؟ چهار کشور، چهار زمینه تاریخی کاملاً متفاوت؛ اما یک وجه مشترک مهم دارند: یک ایده بزرگ خلق شد، به تصمیم جمعی تبدیل شد؛ تصمیم جمعی به سیاست تبدیل شد؛ سیاست به توسعه تبدیل شد.اینجاست که پرسش درباره ایران جدی می‌شود. چرا در ایران ایده‌های راهبردی بزرگ خلق نمی‌شوند و، مهم‌تر از آن، چرا ایده‌ها کمتر به تغییرات بزرگ و مثبت ملی ختم می‌شوند؟آیا ما ایرانیان خلاق نیستیم؟ایده نداریم؟انگیزه نداریم؟استعداد و توان حل مسئله نداریم؟عقل‌مان کار نمی‌کند؟مسئله دقیقاً برعکس است. تا دلتان بخواهد ایده داریم. ایرانیان خلاق، باهوش و با انگیزه‌اند. درباره آینده کشور هزاران ایده در گردش است. پس گیر کار کجاست؟ مسئله اصلی کمبود ایده های بزرگ نیست؛ نبود اجماع بر سر ایده‌های بزرگ است. یکی از آزادسازی می‌گوید، دیگری از قیمت گذاری دولتی؛ یکی می گوید تعامل جهانی، دیگری می گوید خودکفایی. یکی از بازنویسی قانون اساسی می گوید و دیگری اصلاحات در چارچوب قانون اساسی و اینجا به مفهومی می‌رسیم که یکی از حلقه‌های مفقوده توسعه ایران است: اجماع نخبگان.
وقتی می‌گویم «نخبگان»، منظورم صرفاً دانشگاهیان، روشنفکران یا نوابغ نیست. نخبگان یعنی افراد محدودی که به دلیل برخورداری از قدرت، ثروت، منزلت (جایگاه سیاسی، توان اقتصادی، نفوذ اجتماعی یا مرجعیت فکری)، توان اثرگذاری قابل‌توجه بر مسیر جامعه را دارند.در چنین شرایطی، با پدیده پارادکسیکال روبروییم: «فوران ایده، فقدان انتخاب»؛ تورم اسناد سیاستی و فقر اجماع نخبگانی. خفگی از دیدگاه‌های منفصل و خالی از عزم مشترک. توسعه، فقط داستان نبوغ نیست؛ داستان هم‌جهت شدن قدرت‌های پراکنده حول چند انتخاب مهم و محدود است.خب، کشورها چگونه به اجماع می رسند؟ اجماع یا از بالا ساخته می شود یا از میانه و یا از پایین می جوشد:مسیر اجماع سازی از بالاundefined️اجماع حول ایده‌های شخصی رهبر کاریزماتیک یا مقتدر (در کشورهای اقتدارپذیر مانند امارات)مسیر اجماع سازی در میانهundefined️اجماع از طریق حزب واحد (در کشورهای تک حزبی مانند مانند چین)undefined️اجماع از طریق حزب مسلط (در کشورهای چند حزبی مانند ژاپن در بسیاری سال ها)undefined️اجماع از طریق ائتلاف یا چانه زنی احزاب (در کشورهای چند حزبی مانند آمریکا)مسیر اجماع سازی از پایینundefined️اجماع از طریق تکنوبروکرات های مستقل و سپس تبدیل آن به اجماع سیاسی نخبگانundefined️اجماع از طریق گفتگوی فراگیر عمومی (گفتگوی صاحب نظران و عموم مردم در رسانه ها، تشکل ها و خلق ایده های جدید و تبدیل آن به ایده های مسلط جامعه و زمینه سازی برای اجماع سیاسی نخبگان مانند شکل گیری اجماع روی ایده اقتصاد بازار اجتماعی در آلمان) حالا به یک سوال پاسخ دهیم؟ کدامیک از سه مسیر (بالا، میانه، پایین) یا هفت موتور اجماع سازی در ایران به خوبی و همیشه کار می کند؟ سازوکار اجماع سازی به اندازه خود ایده مهم است. کشور فقط با داشتن افراد باهوش و با انگیزه توسعه پیدا نمی‌کند؛ با هم‌جهت شدن افراد اثرگذار (نخبگان) توسعه پیدا می‌کند.
اگر کسی می خواهد برای آینده ایران کاری کند باید تلاش کند برای اجماع نخبگان. خب ما به عنوان افراد عادی (غیرنخبه) چه می توانیم بکنیم؟ به نظرم دست کم سه کار: تسهیل اجماع تکنوبروکرات ها، ناامید نشدن از گفتگوی عمومی برای خلق ایده های بزرگ از پایین و اصرار بی پایان بر ایجاد نظام سیاسی مبتنی بر احزاب ملی شناسنامه دار و حرفه ای به عنوان مهم ترین سازوکار اجماع نخبگان
@Dr_Lashkarbolouki
undefined۷۴
undefined۴۳
undefined۷
undefined۶

۸.۹K

۸:۵۶

۲۲ شهریور

تصویر ما از آینده ایران ۲۰۳۵.pdf

۱.۲۱ مگابایت

undefinedundefined️آینده ایران چه شکلی است؟ بهتر می شود یا بدتر؟ نتایج پیمایش دو هزار نفره
برای پاسخ دادن به این سوال می‌توانستم با ۲۰ نفر از دوستان در طول سه روز در کافه های مختلف قرار بگذارم و از آنان نظرخواهی کنم. حالا آمده‌ایم به جای ۲۰ نفر با بیش از ۲۳۰۰ نفر از دوستان دیده و نادیده‌ام در سه فضای مجازی مختلف قرار گذاشته‌ام و با هم تعامل کرده‌ایم در مورد پیش‌بینی‌های‌مان در مورد ایران.از نظر آماری این نتایج قابل تعمیم به کل جامعه ایران نیست. اما شاید اطلاعات خوبی به ما بدهد. عمداً در سه کافه مختلف با این دوستان قرار گذاشتم. •در کافه بله (پیام‌رسان بله)•در کافه تلگرام (پیام‌رسان تلگرام)•در کافه لینکدین (شبکه لینکدین)
حالا سوال‌ها و جواب‌ها را با هم مرور کنیم.@Dr_Lashkarbolouki
undefined۳۴
undefined۷
undefined۳
undefined۲
undefined۱

۷.۴K

۱۵:۲۳

۳۱ شهریور
undefinedundefined️ زندگی ارزش زیستن ندارد!
اگر اندیشیده شده و سنجیده نباشد.

این جمله را قرن ها پیش سقراط گفته است. فکر می کنم آن زمان این جمله خیلی مهم بوده، اما الان خیلی مهم تر! چرا؟چون آن موقع زندگی ها ساده و آهسته بود اما الان زندگی ها خیلی پیچیده تر شده و این قدر سریع زندگی می کنیم که اصلا وقت نمی کنیم لحظه ای بایستیم و فکر کنیم که دقیقا داریم به اسم زندگی، چه کار می کنیم؟در غوغای اینکه همه چیز و همه کس ما را دعوت می کنند به دویدن و رسیدن!ما اتفاقا بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم به ایستادن و پرسیدن!
ما برای بسیاری از کارهای زندگی وقت می‌گذاریم؛ برای کار، تحصیل، مدرک، ماشین، ورزش، درآمد، سلامت و آینده. اما چقدر برای مسایل بنیادی وقت می‌گذاریم؟undefinedمن چه انسانی می‌خواهم باشم؟undefinedاصلا معنای زندگی من چیست؟undefinedچه چیزی زندگی را ارزشمند می‌کند؟undefinedرابطه من با خدا، خودم و دیگران و جهان چگونه باید باشد؟
اگر این پرسش‌ها برای شما هم جدی‌اند، شما را به همراهی در این دوره‌ آموزشی دعوت می‌کنیم.موسسه مردم نهادی است که دوره های آموزشی زندگی، دین، اخلاق و معنویت برگزار می کند.
سه شرط اصلی برای ورود:undefined اراده کافی برای پی‌ریزی یک زندگی متعالی و متفاوتundefinedتخصیص زمان برای مهم‌ترین فرد زندگیتان: یعنی خودِتانundefined آمادگی بدنی لازم برای شنا در خلاف جهت جریان آب!
تا کنون بیش از ۱۵۰۰ استاد و دانشجوی دانشگاه‌های تهران به این برنامه پیوسته‌اند
فرصت ثبت نام: تا ۷ مهر ساعت ۱۰ تا ۱۸دوره ها رایگان است در تهران و حضوری برگزار می‌شود.
اطلاعات بیشتر و مشاوره رایگان: هر سوالی دارید با این آی دی در بله گفتگو کنید:
@amozeshshamsیا با موسسه تماس بگیرید: ۸۸۷۵۹۷۸۲ داخلی ۳۱۳ و ۳۰۳
undefined۴۰
undefined۱۰

۵.۵K

۸:۱۳

۶ مهر

نوشتارهای تحلیلی انتقادی در مورد ایران ۲۰۳۵.pdf

۷۶۵.۵۷ کیلوبایت

undefinedundefined️ بعد از انتشار گزارش های ایران ۲۰۳۵ بازخوردهای منفی و مثبت متعددی دریافت شد. برخی از بازخوردها به صورت متن تحلیلی بود آن ها را یک جا جمع کردیم و در یک مجموعه تقدیم می کنیم. هم متشکریم از مشوقان و هم از ممنونیم از منتقدان. در اثر گفتگو و تعامل ایده های مختلف است که به حقیقت نزدیک می شویم. گفتگو، جایی است که دو صدا، دو ذهن و دو ایده به هم می رسند و درکی والاتر از آنچه هر یک به‌تنهایی می‌دانستند، زاده می‌شود.
دکتر محسن طاهری؛ آینده پژوه و عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان (وبسایت شخصی: یادداشت های یک آینده پژوه دکتر سید هادی سجادی؛ از مدیران با سابقه و متخصص فضای مجازیدکتر بهروز ملکی؛ اقتصاددان و مشاور وزیر راه و شهرسازیدکتر محمدجواد ساکت؛ دانش آموخته سیاست گذاری انرژی، خبره حوزه پتروشیمیدکتر یلدا امیری؛ سیاست پژوه، دانش‌آموخته دانشگاه نورث ایسترن آمریکادکتر مجید بهستانی؛ دکترای روابط بین‌الملل، مدرس دانشگاهفائزه نصرالهی؛ کارشناس ارشد مدیریت، مدیریت استراتژیکدکتر امیر ذاکری؛ عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت ایران و مدیر اندیشکده توسعه صادرات
undefined۷
undefined۶
undefined۵

۲.۱K

۶:۵۵