لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
م
۱۰.۲ هزار عضو

مجتبی لشکربلوکی

مجتبی لشکربلوکیمسافرمشاورمعلماستراتژیست (راهبردنگار)آزادنگار (جستارنویس)دسترسی به تمامی مطالب و محتواهای رایگان و همچنین مسیر دسترسی و تعامل درlashkarbolouki.yek.link Lashkarbolouki.com
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۳ اسفند ۱۴۰۴
undefinedundefinedپدیده «باهوش های بی شعور» و جامعه چند قطبی
مجتبی لشکربلوکی

به عنوان کسی که کارم تعامل با مدیران، کارشناسان، تحلیل گران و خبرگان است با بیش از پنج هزار نفر در دوران کاری‌ام در تعامل بوده ام. یک پدیده ای برای من پر رنگ شده و آن اینکه برخی آدم ها «باهوش های بی شعورند». این آدم ها پنج ویژگی دارند:۱. هوش متوسط یا بالا دارند.۲. در حوزه تخصصی خود دانش قابل قبولی دارند. (البته در حوزه تخصصی خود)۳. خود حق پندارند. یعنی به سه گزاره زیر باور دارند: حقیقت یکی است. حقیقت امری قطعی و مکشوف است و در نهایت اینکه حقیقت نزد من است.۴. با گوش های بسته گفتگو می کنند. ناشنوا هستند. می آیند نه برای اینکه حرف دیگران رو بشنوند بلکه برای اینکه حرف خود را بزنند.۵. یا دگرگاوپندارند یا دگرخائن پندار. از نظر آنان آن کسی که مخالف ایشان فکر می کند یا خام است یا خائن. یا نفهم است یا خود را به نفهمی می زند. یا فریب خورده است یا می خواهد که فریب بدهد.
خلاصه آن ها آنقدر باهوشند که پردازش های پیچیده کنند و به جمع بندی برسند اما آنقدر شعور ندارند که برای دیگران هم چنین حقی قائل باشند.
خب بدیهی است که آدم ها پیش خود فکر می کنند که من جزو «باهوش های بی شعور» نیستم. ما آن را در دیگران راحت تشخیص می دهیم اما در خودمان نه. همیشه نگران این هستم که جزو این آدم ها باشم و متوجه هم نشوم.
اصلا باهوش های بی شعور یک پدیده طیفی است. همه ما به درجاتی باهوشیم/کم هوشیم و به درجاتی باشعور/بی شعوریم.
خب همین جا صبر کنیم. چرا شناخت این پدیده هم مهم است؟ چون ما در یک جامعه چند قطبی زندگی می کنیم و احتمالا ایام گذشته و آینده بارها و بارها درگیر اختلاف نظرهای سیاسی و اقتصادی و مذهبی بوده ایم و خواهیم بود. مخاطب این نوشته همه طیف های سیاسی و مذهبی و اقتصادی اند. اصلا نمی گویم و نمی خواهم که تغییر موضع بدهید چون راستش تا حالا حتی یک مورد هم ندیده ام که آدم ها صرفا در اثر استدلال و گفتگو تغییر موضع بدهند. برعکسش را دیده ام؛ یعنی طرف در موضع خودش ثابت قدم تر شده. پس فعلا سر همان موضع تان بمانید. ولی ۵ پیشنهاد پایین رو بخوانید و تمرین کنید.
undefinedundefinedتجویز راهبردی:جاناتان هایت نویسنده معروف در یکی از کتاب هایش ۵ پیشنهاد ارایه می کند برای گفتگو با مخالف (بازنویسی از کانال علوم انسانی)
۱. تفکیک هویت از ایده: مخالفت با یک ایده شما، معادل مخالفت با صاحب آن ایده (شما) نیست. مطالعات نشان می‌دهند وقتی ایده را با هویت فرد یکی می‌کنیم، واکنش هیجانی ما شدیدتر و غیرقابل‌کنترل‌تر می‌شود. تحمل زمانی ممکن می‌شود که بپذیریم هویت ما از ایده های ما جداست. نقد ایده ما نقد شخصیت و هویت ما نیست.
۲. بدانیم عدم وجود اختلاف، کاملا غیرطبیعی است: در علوم شناختی این اجماع وجود دارد که افراد (حتی دو قلوها) با داده‌های یکسان هم می‌توانند به نتایج متفاوت برسند؛ به‌دلیل تجربه زیسته، چارچوب‌های فکری و اولویت‌های ارزشی متفاوت.
۳. کاهش تقابل هیجانی، نه افزایش استدلال. نکته سوم بسیار مهم است: وقتی فردی دیدگاه مخالف دارد، افزودن استدلال معمولا تنش را بیشتر می‌کند. داده‌ها نشان می‌دهند تنظیم هیجان (مکث، تغییر لحن، قطع موقت گفت‌وگو) بسیار مؤثرتر از «قوی‌تر حرف زدن» است.
۴. تغییر هدف از «تغییر طرف مقابل» به «فهمیدن طرف مقابل» هدف گفت‌وگو را از پیروزی فکری به فهم طرف مقابل تغییر دهیم. پرسش‌هایی مانند «چه تجربه‌ای باعث شد به این جمع بندی برسی؟» فشار را برای هر دو طرف کاهش می‌دهد.
۵. حقِ نداشتنِ گفت‌وگو را به رسمیت بشناسیم. تحمل به این معنا نیست که همیشه باید گفتگو کنیم. از این سه استفاده کنید: قطع گفتگو، تغییر کامل موضوع گفتگو یا فاصله گرفتن از محل موضوع محل اختلاف
این چیزها را باید در مدارس می آموختیم اما ظاهرا چیزهای مهم تری وجود داشت به نام سینوس، کسینوس، تانژانت و کتانژانت که آن ها را آموختیم اما این ها را نه!! به عنوان کسی که نگران بردارکشی و خواهرکشی هستم (از این سرزمین دور باد!) خواهش می کنم که این مساله را جدی بگیریم که خشونت کلامی زمینه ساز خشونت های فیزیکی است. در جامعه ای که «هم زیستی خلاق مبتنی بر احترام با وجود اختلاف» وجود ندارد، دور توسعه را خط قرمز بکشید.
@Dr_Lashkarbolouki
undefined۱۴۶
undefined۱۰۱
undefined۱۵
undefined۷
undefined۱

۳۵.۴K

۸:۱۸

۱۷ اسفند ۱۴۰۴
undefinedundefined۱۲ پیشنهاد به رهبر آینده
مجتبی لشکربلوکی

این یادداشت زمانی نوشته می شود که نمی دانیم چه کس یا کسانی حکومت را به دست خواهند گرفت. ولی فکر می کنم با هر گرایش و شخصیتی که باشد این پیشنهادها می تواند مفید و کاربردی باشد. سعی می کنم کوتاه، ساده و صریح بنویسم. تعداد پیشنهادها بسیار بیش از این هاست اما فعلا برای شروع:
۱.نگران اثر گل آفتاب گردان باشید. ما در ادبیات استراتژی رفتاری مفهومی داریم به نام اثر گل آفتاب گردان. مضمونش این است که افراد در سازمان آگاهانه یا ناآگاهانه آن چیزی را می گویند و تایید می کنند که فکر می کنند مدیر ارشد می خواهد و فکر می کند. مانند گل آفتاب گردان که همواره به خورشید نگاه می کند. راه چاره در چیست؟ یکی از راه هایش را می گویم بقیه بر عهده خود شما. مشاوران خود را از بین کسانی انتخاب کنید که تندترین زبان را نسبت به شما دارند. مدیران اجرایی و بروکرات ها در طول زمان مطیع و درون چارچوب می شوند و کمتر صحبت های چارچوب شکن می کنند اما مشاورانی مستقل انتخاب کنید که زندگی و کسب وکارشان به شما وابسته نباشد. جسارت مخالفت و نقد شما را در دیدارهای حضوری داشته باشند.
۲. تغييرات اقتصادی با بودجه صفر را در اولویت قرار دهید. وضعیت کشور (هزینه های بازسازی جنگ، یارانه ها، صندوق های بازنشستگی) به گونه ای است که امکان اجرای طرح هایی نیازمند بودجه جدید وجود ندارد. بروید به سمت تغییرات با بودجه صفر. مثلا اقدامات چارچوب شکن در حوزه بهبود محیط کسب وکار و افزایش جذابیت و امنیت سرمایه گذاری داخلی و خارجی.
۳. برای ۴۰ سال آینده اولویت را بگذارید بر توسعه ملی و همه چیز را در پای آن قربانی کنید. سیاست خارجی در خدمت توسعه. سیاست داخلی در جهت توسعه، سیاست دفاعی و امنیت برای توسعه. همانگونه که هر سال نام دارد دهه امسال تا 1414 را بگذارید دهه توسعه. بالاترین هدف توسعه ملی منجر به رفاه ملموس باشد نه هیچ چیز دیگر.
۴. در مواجهه با این جامعه زخمی، با آزاد کردن زندانیان و عفو عمومی و آشتی ملی شروع کنید. اینکه فله ای به خارج نشینان بگوییم که برگردید در امانید، هم کافی نیست و هم فانتزی است. یک فهرست سفید از ایرانیان خارج از کشور منتشر کنید که بازگشت آنان به کشور بدون هیچ گونه تعقیب و عقوبت قضایی خواهد بود.
۵. رفراندوم را تابو نکنیم. هر سال به یک بهانه رفراندم برگزار کنیم. در کنار دموکراسی نمایندگی به دموکراسی مستقیم نیز رو بیاوریم.
۶. قانون اساسی را بازنویسی کنیم. بخش بزرگی از جامعه در تدوین و مشروعیت بخشی به قانون اساسی فعلی هیچ نقشی نداشته چه انتظاری داریم که با آن احساس همدلی کنند.
۷. در نظر و عمل ثابت کنید که کارگزار و وکیل مردمید نه حاکم و مالک جان و مال و ناموس مردم.
۸. ترکیب روسای سه قوه، مشاوران رهبری، مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان را نگاه کنید ۱۰۰ درصدشان از یک جنسیت، از یک دین، از یک مذهب و اکثرا بالای ۶۰ سال و عموما از یک گرایش! تنوع بخشی کنید زنان، غیرشیعیان و جوانان باید در ارکان اصلی حاکمیت باشند.
۹. یک اشتباه یا غفلت بزرگ در گذشته، عدم شکل گیری نظام انتخابات مبتنی بر احزاب شناسنامه دار، متشکل، حرفه ای و پاسخگو است. با نظام انتخابات فعلی و جامعه اتمیزه به جایی نمی رسیم. بگذارید جامعه متشکل شود و این احزاب ریشه دار، شناخته شده و پاسخگو باشند که اعضای شورای شهر و نمایندگان مجلس و ... را تعیین کنند.
۱۰. در دکترین امنیت ملی، علاوه بر بازدارندگی دفاعی (قدرت سخت)، بازدارندگی تجاری و ارتباطی را هم اضافه کنید. تا آنجا که من می فهمم ما در سیاست بین الملل، کشورهای دوست و دشمن نداریم ما کشورهای شریک/غیرشریک یا هم پیمان/غیرهم پیمان و یا دارای منافع مشترک/بدون منافع مشترک داریم. ایران به خاطر جذابیت پنج گانه بی نظیر حوزه های انرژی، توریستی، معدنی و ترانزیتی و سرمایه انسانی برای تمام حدود ۲۰۰ کشور دنیا می تواند منافع مشترک تعریف کند و همه حتی دشمنان دیروز می توانند شرکای فردای ما باشند به شرط آنکه در عرصه سیاست بین الملل، نگاهی کاملا عملگرایانه و توسعه محور داشته باشیم. بازدارندگی توامان دفاعی-تجاری، می تواند امنیت ما را برای ۵۰سال آینده تضمین کند.
۱۱.مرجعیت رسانه ای را به داخل کشور برگردانید. شیوه اش آنقدر واضح است که بیشتر توضیح نمی دهم.
۱۲.به سینما بروید، در کنسرت های خوانندگان فاخر شرکت کنید و به کافه ها بروید. ببینید مردم از چه چیزی لذت می برند و با چه چیزی حس خوبی دارند. جلسات رسمی اداری با آدم های اتوکشیده تکراری شما را از جامعه دور می کند.
شاید این فهرست ادامه پیدا کند. @Dr_Lashkarbolouki
undefined۱۰۱
undefined۳۳
undefined۲۳
undefined۶
undefined۲

۳۷.۲K

۱۹:۰۳

۲۹ اسفند ۱۴۰۴
undefinedundefinedدعای تحویل سال نو برای ایران امروز
مجتبی لشکربلوکی

خدایا!در سال جدید به ما بیاموز دیگران هم فهم و شعور دارند ولی ممکن است نگاه و نظر متفاوتی به امور داشته باشند. به ما بیاموز سریعا به کسانی که همفکر ما نیستند خام، خائن، فریب خورده یا فریب کار نگوییم.
مهربانا!شرایط سختی را می گذارنیم، همه ما در سختی هستیم اما به ما بیاموز که انسانیت یعنی بخشش در شرایط دشواری. بخشش در زمانه بی نیازی ارزشمند است اما بخشش در زمانه ابهام و التهاب، نشانه انسانیت. به ما علاوه بر لذت خوردن و پوشیدن، لذت خوراندن و پوشاندن را نیز بیاموز.
مهربان خداوندا! ما مصیبت زده ایم. دل هایمان داغدار و چشمانمان اشکبار. مگذار که اندوه مصیب هایی که با آن روبرو شده ایم، چراغ امید را از دست ما بگیرد و بر زمین بیاندازد و خاموش کند. ما دوباره بر خواهیم خواست. دوباره تلاش خواهیم کرد و دوباره خواهیم ساخت. اگر امیدی باشد. آری! اگر امید باشد با هر اندوهی کنار خواهیم آمد.
بزرگوارا! مدت هاست این واژگان از لغت نامه زندگی ما حذف شده اند: «حق با شماست، اشتباه کردم، نمی دانم، من به این موضوع تسلطی ندارم» این واژگان زیبا را دوباره در لغت نامه مغز ما آپلود (بارگذاری) کن.
دانا خداوندا! ما دچار سواد مصنوعی شده ایم. تعداد اخبار زیاد در همه زمینه ها، منجر به این شده که خفگی اطلاعاتی و فقر تحلیلی داشته باشیم. به ما عمیق خوانی (و نه سطحی خوانی) و عمیق اندیشی ارزانی دار.

ای زنده و زندگی بخش! به ما بیاموز زندگی فراتر از خوردن و پوشیدن، کار و کسب، خریدن و فروختن است. «زنده مانی» را با «زندگانی» اشتباه نگیریم. به ما تعالی، معنویت و حقیقت را ارزانی دار.
خداوندا! به ما بیاموز در همه امور صاحب نظر نباشیم و در همه امور به راحتی اظهار نظر قطعی نکنیم. قطعیت و جزمیت ما را از ما بگیر و جایش تواضع و تردید را جایگزین کن. خشونت کلامی و خشونت فکری را از ما بگیر چرا که این دو زمینه ساز خشونت فیزیکی، برادرکشی و خواهرکشی است.

خدایاا! در سال جدید اوضاع جهان ما– نه فقط ایرانیان که همه جهانیان- را به خوبی و خوشی و هم‌زیستی دگرگون کن و برای احوال جان ما – فراتر از کامیابی و شادکامی این جهانی- تعالی و رستگاری آن جهانی را رقم بزن.

پروردگارا!تقدیری رقم بزن که انتهای سال ما تبریک گفتنی باشد و نه ابتدای سال ما.ما به مقلب القلوبی تو دل بسته ایم و به محول الحولی ات چشم دوخته ایم. دست و قلب و چشم ما را ناامید برنگردان.
آمین
@Dr_Lashkarbolouki
undefined۱۹۱
undefined۵۰
undefined۲۳
undefined۱۲
undefined۶
undefined۴
undefined۲

۴۰.۱K

۱۲:۴۹

۱۷ فروردین
undefinedundefinedمن به زندگی رای می دهم!
مجتبی لشکربلوکی

زمانی که سایه جنگ روی یک کشور می‌افتد، ناگهان همه چیز کمی کند می‌شود. تصمیم‌ها به تعویق می‌افتد. خریدها عقب می‌افتد. قرارهای کاری و غیرکاری لغو می‌شود. آدم‌ها بیشتر از قبل به آینده فکر می‌کنند و کمتر از قبل خرج می‌کنند. این واکنشی طبیعی-غریزی است. وقتی آینده نامطمئن می‌شود، ذهن انسان می‌گوید: «احتیاط کن. نگه دار. صبر کن.» همان چیزی که در ژاپن پس از سونامی رخ داد. در ادامه بیشتر توضیح می دهم و می گویم که چگونه ژاپن آن را مدیریت کرد.
خب اگر این احتیاط جمعی طولانی شود، کم‌کم یک چرخه خطرناک شکل می‌گیرد.من تصمیم می‌گیرم فعلاً کتاب نخرم.کسی دیگر می‌گوید اصلاح موهایم را بعداً انجام می‌دهم.یکی خرید کت و شلوار سالانه اش را عقب می‌اندازد.دیگری لباس یا لوازم آرایشی نمی‌خرد.دختر و پسری جوان؛ عروسی شان را به عقب می اندازند.هر کدام از این تصمیم‌ها به تنهایی کوچک به نظر می‌رسند. اما وقتی میلیون‌ها نفر هم‌زمان همین تصمیم را بگیرند، ناگهان بخش بزرگی از اقتصاد کشور وارد حالت تعلیق و توقف می‌شود.کافه‌ای که هر روز ده‌ها مشتری داشت، حالا صندلی‌های خالی دارد.آرایشگاهی که چند نفر در آن کار می‌کردند، مشتری ندارد.کتاب‌فروشی‌ای که با عشق اداره می‌شد، فروشش به صفر رسیده.رستوران‌ها، فروشگاه‌ها، خشکشویی ها، سینماها، سالن‌های ورزشی و صدها شغل دیگر با کاهش مشتری روبه‌رو می‌شوند.مشتری کمتر یعنی درآمد کمتر.وقتی درآمد کم می شود، کارمند کمتر می‌شود و بیکاری زیادتر.وقتی کار کمتر شود، نگرانی مردم بیشتر می‌شود.و وقتی نگرانی بیشتر شود، مردم کمتر خرج می‌کنند.این همان چرخه شوم رکود است: مردم خرج نمی‌کنند چون اقتصاد کند شده و اقتصاد کند می‌شود چون مردم خرج نمی‌کنند. اقتصاد یک ماشین نیست که با یک دکمه روشن شود. اقتصاد شبیه جریان خون در بدن است؛ تا وقتی حرکت دارد، زندگی ادامه دارد. اگر این جریان کند/متوقف شود، تمام بدن جامعه ضعیف می‌شود.
تجربه ژاپن:پس از زلزله و سونامی بزرگ ژاپن در سال ۲۰۱۱، بسیاری از شهرهای این کشور دچار نوعی «رکود روانی» شدند. حتی در مناطقی که آسیب فیزیکی جدی ندیده بودند، مردم کمتر بیرون می‌رفتند، کمتر خرید می‌کردند و بسیاری از فعالیت‌های عادی زندگی را متوقف کرده بودند. فروش رستوران‌ها، فروشگاه‌ها و مراکز تفریحی در برخی شهرها بیش از ۲۰ درصد کاهش یافت. اقتصاددانان ژاپنی گفتند مشکل فقط تخریب زیرساخت‌ها نبود؛ مشکل بزرگ‌تر «توقف زندگی روزمره» بود. برای شکستن این فضا، یک حرکت اجتماعی جالب شکل گرفت. رسانه‌ها، شهرداری‌ها و فعالان اجتماعی پیامی ساده را تکرار کردند: «زندگی را ادامه دهید.»مردم تشویق شدند به رستوران‌ها بروند، از فروشگاه‌های محلی خرید کنند، سفرهای داخلی انجام دهند و فعالیت‌های عادی زندگی را از سر بگیرند. این کار فقط برای تفریح نبود؛ برای زنده نگه داشتن اقتصاد بود.
اقتصاد کشور فقط با کارخانه‌های فولاد و پتروشیمی نمی‌چرخد. اقتصاد با خریدهای کوچک روزمره مردم حرکت می‌کندهر خرید کوچک، حقوق روزانه یک نفر استهر مشتری، امید یک کسب‌وکار استهر فعالیت روزمره، ضربان قلب اقتصاد است
تجویز راهبردی:در روزهای بحران، شجاعت فقط در میدان‌ و خیابان معنا پیدا نمی‌کند. بلکه در روشن نگه داشتن چراغِ دکان هم هست. گاهی شجاعت یعنی ادامه دادن زندگی. یعنی اجازه ندادن که ترس، چراغ دکان ها را خاموش کند.البته این به معنی بی‌احتیاطی یا نادیده گرفتن واقعیت‌ها نیست. هیچ جامعه‌ای در بحران نمی‌تواند مثل روزهای عادی زندگی کند. اما تفاوت بزرگی وجود دارد بین «احتیاط» و «توقف کامل».گاهی یک خرید کوچک فقط یک خرید نیست؛ یک رأی است به ادامه زندگی. یک تیر است به قلب دشمن. پس در روزهای سخت، یک تصمیم ساده می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند: زندگی را متوقف نکنیم و اجازه ندهیم چرخه ترس، چراغ اقتصاد را خاموش کند.
و اما دو پیشنهاد به مدیران کشور:مدیران اقتصادی و مالی: تزریق نقدینگی هوشمند به بخش‌های کلیدی. مانند کارت خرید، یارانه خدمات، یا کارت های اعتباری با محل مصرف مشخص، کمک می‌کند جریان پول در بخش‌هایی که بیشتر آسیب دیده‌اند دوباره فعال شود.مدیران فرهنگی و شهرداری ها: این که سراسر شهر و رادیو و تلویزیون را پر کنیم از بیلبوردها و محتوا جنگ محور کار درستی نیست. (می دانم که بر من خواهید شورید اما صبر کنید و تا انتهای متن را بخوانید) این کار با نیت خیر است و دمیدن روح حماسه در جان مردم اما زیاده روی یعنی سیگنال اضطراب، تنش و توقف و تعطیل اقتصاد. نیمی از محتوا و بیلبوردها را به کسب وکارها و زندگی تخصیص دهید. بعلاوه راه اندازی فستیوال های تجاری فرهنگی و بازارچه های محلی.
ایران نیازمند کمپین دوباره زندگی است حتی در میانه جنگ و دست کم سه ماه بعد از پایان آن.
@Dr_lashkarbolouki
undefined۱K
undefined۶۶۲
undefined۱۱۸
undefined۱۰۲
undefined۸۸
undefined۴۱
undefined۳۹
undefined۹
undefined۸

۱۲۶.۲K

۱۱:۵۷

۲۹ فروردین
thumbnail
همه می گویند ما بهترین هستیم اما ....در سال ۱۴۰۴ کدام صندوق های بورسی بازدهی بیشتری داشتند؟
همه می گویند ما بهترین هستیم! اما ما رفتیم و عملکرد واقعی ۷۰ صندوق بادرآمدثابت، ۱۳۸ صندوق سهامی (از نوع کلاسیک و بخشی و شاخصی و فراصندوق)، ۹ صندوق اهرمی، ۳۰ صندوق کالایی مبتنی بر طلا۶ صندوق املاک و مستغلاترا بررسی کردیم و بهترین ها را بر اساس شاخص های ترکیبی مشخص کردیم.
شرکت مشاوره سرمایه گذاری دایان
با همکاری شرکت مدیریت سرمایه دایموند
برای تصمیم گیری درست و سرمایه گذاری هوشمند ما را در کانال بله همراهی کنید:@Diamond_Dayanمشاوره سرمایه گذاری: تلفن: ۰۲۱۲۶۲۱۱۸۷۱ - ۰۲۱۲۶۲۳۱۴۶۳ - ۰۹۱۰۹۱۰۰۱۵۲برای مشورت می توانید به این اینجا پیام بدهید@Diamondcmg
undefined۲۱
undefined۳
undefined۱

۹.۱K

۴:۳۱

undefinedundefinedسیندرلا چگونه دستگیر شد!مجتبی لشکربلوکی
کسی که پلیس لندن به او لقب «سیندرلا» داده بود، دستگیر شد. داستان چیست؟ اسپنسر دوارته حدود دو ماه پیش و سوار بر دوچرخه‌ برقی، گوشی عابری را در لندن دزید و فرار کرد. چند نفر او را تعقیب کردند و در جریان تعقیب و گریز، کفش ورزشی‌اش از پایش درآمد و جا ماند. او موفق شد فرار کند، اما پلیس با استفاده از دی‌ان‌ای به‌جا مانده در آن کفش، هویتش را شناسایی کرد و بازداشت شد. تصاویر دوربین مداربسته نشان می‌داد او تنها با یک کفش صحنه جرم را ترک کرده. این مدرک غیرقابل‌انکار باعث شد او در دادگاه به جرم خود اعتراف کند. سرقت گوشی‌های تلفن همراه در سال‌های اخیر در بریتانیا، بویژه در انگلستان و ولز، افزایش چشمگیری داشته است. بسیاری از سارقان نه فقط به دنبال گوشی‌های هوشمند و گران‌قیمت، بلکه به دنبال اطلاعات ارزشمند ذخیره‌ شده در آن هم هستند.جهت یادآوری (هرچند احتمالا نیازی نیست) سیندرلا یکی از مشهورترین قصه‌های کلاسیک جهان است؛ دختری مهربان و فقیر که پس از مرگ پدرش، تحت ظلم نامادری و دو خواهر ناتنی‌اش زندگی می‌کند. روزی شاهزاده جشن بزرگی برگزار می‌کند، اما نامادری مانع رفتن سیندرلا می‌شود. با کمک یک پری مهربان، لباس زیبا، کالسکه جادویی و کفش‌های شیشه‌ای به او داده می‌شود تا در جشن شرکت کند. اما جادو فقط تا نیمه‌شب دوام دارد. سیندرلا هنگام بازگشت سریع در آخرین لحظه، یکی از کفش‌هایش خود را جا می‌گذارد. شاهزاده عاشق او می‌شود و برای یافتنش، کفش را به پای دختران سراسر سرزمین امتحان می‌کند. در نهایت کفش تنها به پای سیندرلا می‌خورد و شاهزاده او را پیدا کرده و با او ازدواج می‌کند.
undefinedundefinedتحلیل و تجویز راهبردی: هر حرکت ما یک داده است. هر داده یک ردپا. و همین ردپا می‌تواند در لحظه‌ای سرنوشت ما را تغییر دهد؛ درست مثل آن کفش ورزشی که سرنوشت دوارته را تعیین کرد. دوربین‌های شهری، گوشی‌های هوشمند، سنسورها، تراکنش‌های آنلاین و حتی نشانگرهای زیستی مانند دی.ان.ای همگی می‌تواند مسیر ما را ردیابی کنند. این برای ما به عنوان یک شهروند چه معنایی دارد؟
۱) رد پای دیجیتال مهم است. ردپای دیجیتال فقط یک اصطلاح نیست. مجموعه‌ای از تمام نشانه‌هایی است که از خود در فضای آنلاین و دستگاه‌ها برجای می‌گذاریم. این ردپا می‌تواند هویت ما را آشکار کند، مسیر زندگی‌مان را تحت تأثیر قرار دهد و حتی علیه ما استفاده شود. پس باید هم آگاه باشیم و هم توانمند در مدیریت آن.
۲) داده های دیجیتال مهم است.تلفن‌های همراه به مخزنی از هویت، اطلاعات، حساب‌های مالی، عکس‌ها، رمزها و ردپای دیجیتال تبدیل شده‌اند، ارزش واقعی آن‌ها دیگر فقط در سخت‌افزار نیست، بلکه در «گنجینه داده‌ها»ست. پس باید نسبت به حفاظت امنیت آن حساس/توانمند باشیم.
۳) دارایی های دیجیتال مهم اند.امروز اکثر دارایی‌های ما دیجیتال‌اند یا از طریق ابزار دیجیتال قابل دسترسی‌اند: از حساب بانکی و کیف پول رمزارزی بگیر تا رمز گاو صندوق شخصی که در موبایل مان ذخیره کرده ایم.
۴) حریم دیجیتال مهم است.جمع‌آوری داده ها بخشی از روال اداری و زندگی امروزند. اما مرز امنیت و حریم شخصی باید روشن باشد. ما باید نسبت به میزان ورود دولت یا هر نهاد دیگری به حریم خود، آگاه، حساس و کنش‌گر باشیم. پرسش کلیدی این است: «چگونه می‌توان امنیت را حفظ کرد بدون اینکه آزادی کاهش پیدا کند؟» حضور پیش از حد دولت در حریم ما، تجاوز رسمی است.
۵) هجوم دیجیتال مهم است.موضوع فقط دزدی گوشی یا ردپای دیجیتال نیست. جهان امروز با پدیده‌ای روبه‌روست که به آن «جنگ نامرئی» می‌گویند؛ جنگی که نه پل‌ها را هدف می‌گیرد و نه پادگان‌ها را و نه کاری با زیرساخت ها و تاسیسات دارد. هدف اصلی ذهن ماست: باورها، احساسات، اعتماد و گفت‌وگوهای روزمره. نام این جنگ نامرئی چیست؟ جنگ شناختی است. میدان اصلی جنگ امروز، ذهن انسان‌هاست از طریق مهندسی اطلاعات عموما دیجیتال. در چنین جهانی، هر شهروند باید سه سلاح ذهنی داشته باشد:• سواد رسانه‌ای• سواد دیجیتال• تفکر انتقادیدر جهان پرشتاب امروز این سه توانایی فقط سه مهارت لوکس و تشریفاتی نیستند؛ شرط لازم برای داشتن یک ذهنِ آزاد، آگاه و آرام هستند.
فراموش نکنیم، جهان عوض شده است. سیندرلای گذشته با اندازه پای فیزیکی شناسایی می شد اما سیندلاری زمانه ما با ردپای دیجیتال.
@Dr_Lashkarbolouki
undefined۲۳۰
undefined۱۴۳
undefined۴
undefined۳
undefined۲
undefined۲
undefined۱

۲۶.۲K

۴:۳۳

۲ تیر

چرا قهرمان اخلاقی واژه مناسبی برای حسین (ع) نیست.pdf

۳۷۲.۹۹ کیلوبایت

undefinedundefined چرا قهرمان اخلاقی واژه مناسبی برای حسین (ع) نیست؟مطلبی برای غیردین داران و دین داران

نسخه مناسب برای کامپیوتر و دسکتاپ
undefined۵۱
undefined۷
undefined۳
undefined۲
undefined۱

۷.۲K

۱۶:۴۴

چرا قهرمان اخلاقی واژه مناسبی برای حسین (ع) نیست-.pdf

۴۴۶.۷۳ کیلوبایت

undefinedundefined چرا قهرمان اخلاقی واژه مناسبی برای حسین (ع) نیست؟مطلبی برای غیردین داران و دین داران

نسخه مناسب برای موبایل (ایستاده)
undefined۱۰۳
undefined۱۰
undefined۸
undefined۷
undefined۶

۱۳.۶K

۱۶:۴۵

۲۵ تیر

شاخص کیفیت خواص.pdf

۱.۵۶ مگابایت

undefinedundefined️ این روزها درگیر طرح ایران ۲۰۳۵ هستم. در بخشی از این مسیر (شناخت جایگاه ایران در جهان بر اساس ۵۰ شاخص و گزارش بین المللی) به شاخصی برخوردم که جالب بود نتایج آن را اینجا به اشتراک می گذارم. نقش خواص (نخبگان) در ایران چیست؟ ارزشمندند یا ارزش خوارند؟
@Dr_Lashkarbolouki
undefined۵۴
undefined۳۱
undefined۲۱
undefined۴
undefined۲
undefined۱
undefined۱

۱۱K

۵:۲۱

۱ مرداد

چقدر آزادیم؟ چقدر کامیابیم؟.pdf

۱.۰۳ مگابایت

undefinedundefined️ ما ایرانیان چقدر آزادیم؟ چقدر کامیابیم؟
این گزارش کوتاه به این ۳ سوال پاسخ می دهد؛undefined️ایران از منظر شاخص های آزادی و کامیابی کجای جهان ایستاده است؟undefined️ایران در مقایسه با دو رقیب منطقه ای (ترکیه و عربستان) چه وضعیتی دارد؟ undefined️آیا واقعا ایران توسعه ناپذیر است؟
توضیح ۱: ایران ۲۰۳۵ یک طرح دولتی نیست بلکه با هزینه شخصی و حمایت بخش خصوصی در حال انجام است. توضیح ۲: ایران ۲۰۳۵ (یا ایران ۱۴۱۴ ) قرار نیست به سند چشم انداز مانند ۱۴۰۴ منجر شود بلکه قرار است اولویت های راهبردی کشور برای دهه پیش رو را پیشنهاد کند. ایران طرح چهار بخش دارد که بخش اول آن بیش از بیست فصل است در این فایل یکی از فصول بیست گانه بخش اول این طرح ارایه شده است. توضیح ۳: هر شاخصی که توسط یک مرجع بین المللی پایش و گزارش می شود شامل محدودیت ها و مفروضاتی است و لزوما همه واقعیت را به تمامی نشان نمی دهد.
@Dr_Lashkarbolouki
undefined۲۳
undefined۱۲
undefined۴
undefined۱
undefined۱

۴.۱K

۸:۲۴