خبرنامه پاکستان شماره 4.pdf
۹۵۵.۲۶ کیلوبایت
با توجه به اهمیت روزافزون مسئله پاکستان و چین برای کشور، تیم جانمایی جدید مدتهاست که بر روی این حوزه متمرکز شده است. در همین راستا، چهارمین شماره از خبرنامه پاکستان منتشر شد؛ خبرنامهای که با نگاهی مسئلهمحور، مهمترین تحولات این کشور در حوزههای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و روابط خارجی را پیگیری میکند.
@ebtekareiran
۱.۴K
۷:۰۵
اروپا در جهانی وارد شده که دیگر بر مبنای نظم باثبات، قواعد جهانشمول و برتری غرب قابل اداره نیست. تهدیدهای امروز نیز مانند دوران جنگ سرد یک منشأ واحد ندارند؛ سرمایه، اقلیم، فناوری، منازعات ژئوپلیتیکی و بحرانهای اجتماعی همزمان در حال برهمزدن قطعیتهای گذشتهاند. با این حال، بخش مهمی از رهبران اروپا همچنان با ذهنیت «معماران نظم» عمل میکنند؛ یعنی تصور میکنند میتوان جهان را با قواعد ثابت، نهادهای بینالمللی و طرحهای کلان از بالا مدیریت کرد.
نویسنده معتقد است اروپا برای بقا و موفقیت باید به جای این ذهنیت، به نوعی «منطق صنعتگرانه» روی آورد؛ رویکردی که بر تجربه، انعطاف، آزمون و خطا، انطباق مستمر و توجه به شرایط واقعی استوار است. به اعتقاد او، این رویکرد در واقع با تاریخ خود اروپا نیز سازگارتر است. نهادهای اروپایی نه محصول یک طرح جامع از پیش تعیینشده، بلکه نتیجه قرنها سازش اجتماعی، بحران، جنگ و اصلاح تدریجی بودهاند. حتی اتحادیه اروپا نیز بیش از آنکه حاصل یک نقشه کلان باشد، از اقدامات تدریجی و عملی مانند همکاری فرانسه و آلمان در زغالسنگ و فولاد شکل گرفت و سپس در واکنش به مسائل جدید گسترش یافت.
نویسنده چند تغییر اساسی را برای اروپا ضروری میداند:
1- پذیرش تغییر به جای دفاع از وضع موجود: اروپا باید بپذیرد که نظم پیشین فروپاشیده و به جای حفاظت از قواعد قدیمی، ظرفیت سازگاری خود را افزایش دهد. این موضوع بهویژه در فناوری و هوش مصنوعی اهمیت دارد. به باور نویسنده، اروپا در مقایسه با آمریکا و چین در توسعه فناوری دچار پراکندگی بازار، کمبود سرمایه و افراط در تنظیمگری شده است. در مقابل، چین از هماهنگی دولت و بازار، حمایت هدفمند از صنایع آینده و «چابکی راهبردی» برای ایجاد توانمندی صنعتی استفاده کرده است.
2- بازاندیشی در وابستگی متقابل: وابستگی اقتصادی دیگر صرفاً منبع رفاه نیست، بلکه میتواند ابزار فشار و باجگیری باشد. تجربه وابستگی اروپا به انرژی روسیه و وابستگی غرب به چین در کالاها و مواد حیاتی نشان داده است که اتصالات اقتصادی دارای پیامدهای ژئوپلیتیکیاند. راهحل نویسنده نه خودکفایی کامل، بلکه ایجاد نوعی «اتصال گزینشی» است؛ یعنی کاهش وابستگیهای خطرناک و همزمان تنوعبخشی به شرکای اقتصادی و زنجیرههای تأمین.
3- پذیرش تکثر ژئوپلیتیکی: اروپا باید از این تصور فاصله بگیرد که ارزشها و قواعد خود را میتواند به تمام جهان تعمیم دهد. نویسنده خواهان کنارگذاشتن ارزشهای اروپایی نیست، بلکه معتقد است باید میان قواعد داخلی اروپا و حداقل قواعد قابل توافق جهانی تمایز گذاشت. در سطح جهانی، توافق باید بر اصول محدودی مانند منع تغییر مرزها با زور، جلوگیری از گسترش سلاح هستهای و منع نسلکشی متمرکز شود.
4- بازطراحی تجارت و سیاست صنعتی: نویسنده با الگوی تجارت آزاد حداکثری مخالفت میکند. از نظر او، هدف اقتصاد نباید صرفاً افزایش تولید ناخالص داخلی باشد، بلکه باید کرامت شغلی، رفاه، انسجام اجتماعی و حفظ ظرفیت صنعتی نیز در سیاست اقتصادی وارد شود. در نتیجه، تعرفه، یارانه، سیاست صنعتی و استانداردهای کار باید ابزارهای مشروع سیاست اقتصادی تلقی شوند. تجارت نیز میتواند بهصورت گزینشی با کشورهایی توسعه یابد که از لحاظ اجتماعی، زیستمحیطی یا ژئوپلیتیکی سازگاری بیشتری دارند.
@ebtekareiran
۲.۲K
۸:۲۲
احتمالا فیلم چرنوبیل را دیده اید؛ درست بعد از انفجار، آناتولی دیاتلوف (معاون مهندس ارشد نیروگاه) و تیمش میروند تا سطح تشعشع را اندازه بگیرند. الکساندر آکیموف (سرشیفت واحد) با یک دستگاه سنجش تشعشع (دوزیمتر) میآید و عدد را میخواند: ۳.۶ رونتگن. بعد فوری میگوید: «اما این حداکثر عددیست که این دستگاه میتواند نشان بدهد...» یعنی دستگاه آنقدر ضعیف است که از یک عدد خاص بالاتر را اصلاً نمیتواند اندازه بگیرد. ولی دیاتلوف با خونسردی کامل میگوید: «۳.۶ رونتگن – نه عالیه، نه افتضاح.»
این در حالی بود که در واقع، سطح واقعی تشعشع از 1000 رونتگن هم بالاتر بود. نکته ماجرا این بود که دستگاه آنها، اساسا نمی توانست بیشتر از ۳.۶ رونتگن را نمایش بدهد.
این مثال، شباهت زیادی به گفتمانِ «من ژئوپلیتیک نمی فهمم و فقط در مورد اقتصاد صحبت میکنم» دارد. نظام دانشیِ این گفتمان (اقتصاد متعارف) به گونه ای تعریف شده که هر چیزی خارج از آن (از جمله جغرافیا و تاریخ) را بی ارزش تلقی می کند. در نگاه اصحاب این اندیشه، اصلا مهم نیست، ایران، کجای جغرافیای جهان قرار گرفته و چه تاریخی دارد.
این در حالی است که در جهان جدید که روز به روز، اقتصاد و امنیت، بیش از پیش در هم تنیده می شوند این حرف که من ژئوپلیتیک نمی فهمم مثل حرف همان مهندس چرنوبیل است که می گوید دستگاه من بیشتر از 3.6 رونتگن را نشان نمی دهد. در حالی که در اینجا، آقای اقتصاددان، «وظیفه دارد» ژئوپلیتک را به دایره تحلیلی خود وارد کند و این کاملا غیرمسئولانه است که صرفا به دانش متعارف اقتصاد تکیه کند.
نکته دیگر این است که این گفتمان اگرچه تلاش میکند روایت خود از واقعیتِ ایران را کاملا «فنی و به دور از جهت گیری سیاسی» نشان دهد اما در مقام عمل، «توصیه های به شدت سیاسی» ارائه می دهد و جالب است که هنوز و بعد از دو جنگ تحمیلی سنگین، هنوز متوجه نیست که توصیه هایش عمیقا سیاسی و ژئوپلیتیک است.
چطور می شود که صاحبان این اندیشه، از مبادی تحلیلی ژئوپلیتیک فرار می کنند اما در مقام عمل، توصیه های عمیقا ژئوپلیتیک (بروید با آمریکا عادی سازی کنید.) مطرح میکنند؟؟؟ در بهترین حالت می توان چنین گفت: جهل مرکب. اصلا نمیدانند چه میگویند!
تا زمانی که این گفتمان نخواهد بپذیرید که برای یافتن حقیقت، صرفا نمی تواند به «دوران جهانی سازی» اکتفا کند بلکه باید بازه زمانی شروع مطالعه خود را یکی دو قرن عقب ببرد و بفهمد که ایران، چه جغرافیای سیاسی و اقتصادی دارد، همچنان توصیه های «ایدئولوژیک و البته شدت خطرناک» ارائه میدهد و با این رویکردِ حق به جانب که «مردم می خواهند زندگی کنند»، کشور را تا نقطه تجزیه خواهد برد.
@ebtekareiran
۳.۶K
۷:۲۹
سخنان تاریخی و شنیدهنشدهی دِنگ شیائُوپینگ (رهبر اصلاحات چین) در سال ۱۹۸۸:پیشرفت و شکوفایی و قدرتِ جهانیِ چین، به علّتِ دستیابی چین به بمب اتم، و پرتاب ماهواره در دههی ۱۹۶۰ [در زمان مائو] بوده است.
@ebtekareiran
۳.۷K
۱۴:۵۴
خبرنامه پاکستان شماره 5.pdf
۸۹۶.۴ کیلوبایت
با توجه به اهمیت روزافزون مسئله پاکستان و چین برای کشور، تیم جانمایی جدید مدتهاست که بر روی این حوزه متمرکز شده است. در همین راستا، چهارمین شماره از خبرنامه پاکستان منتشر شد؛ خبرنامهای که با نگاهی مسئلهمحور، مهمترین تحولات این کشور در حوزههای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و روابط خارجی را پیگیری میکند.
@ebtekareiran
۱.۵K
۱۸:۳۰
21746.pdf
۴.۱۵ مگابایت
تعامل دو کشور در زمینه کامودیتی ها (به عنوان شاهرگ های تجاری جهان) و آن هم بر اساس رویکرد دولت کارآفرین (نه دولت تسهیل گر)، گام اساسی در پیشبرد ابتکار راهبردی ایران و روسیه خواهد بود.
بر این اساس، محورهای زیر به صورت هم بست و سازگار در گزارش حاضر مورد بحث قرار گرفته اند.
@ebtekareiran
۱.۳K
۱۸:۲۲
سرمقاله فارین پالیسی
دولت ترامپ در ششمین ماه جنگ با ایران، اهداف جنگ را بهتدریج محدودتر کرده و اکنون کاهش قیمت انرژی برای مصرفکنندگان آمریکایی به یکی از اولویتهای اصلی تبدیل شده است.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، صریحاً گفته «هدف شماره یک» پایین نگه داشتن قیمت نفت و گاز برای آمریکاییهاست و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای را هدف دوم دانسته است. این موضع نشان میدهد اهداف اولیه جنگ ــ از تغییر رژیم و نابودی برنامه هستهای و موشکی ایران تا تضعیف نیروهای نیابتی و بازگشایی تنگه هرمز ــ به تدریج جای خود را به یک هدف اقتصادی و داخلی دادهاند.
دلیل این تغییر، فشار فزاینده بازار انرژی است. تردد کشتیها در تنگه هرمز همچنان بسیار پایینتر از قبل از جنگ است و روزانه حدود ۵ تا ۶ میلیون بشکه نفت از عرضه جهانی عملاً خارج شده است. قیمت نفت خام جهانی به بیش از ۹۰ دلار در هر بشکه رسیده، متوسط قیمت بنزین آمریکا به حدود ۴.۰۶ دلار در هر گالن و دیزل به ۵.۴۶ دلار افزایش یافته است. این افزایشها در آستانه انتخابات میاندورهای، به مسئلهای جدی برای دولت تبدیل شدهاند.
مقاله تأکید میکند مشکل فقط کمبود نفت خام نیست. ظرفیت پالایشی جهان نیز به یک گلوگاه اساسی تبدیل شده است. پالایشگاههای آمریکا با حدود ۹۶ درصد ظرفیت فعالیت میکنند، اما همچنان قیمت بنزین و دیزل افزایش مییابد. آسیب پالایشگاههای روسیه در حملات اوکراین و خسارت واردشده به تأسیسات پالایشی خاورمیانه نیز بحران را تشدید کرده است. بنابراین حتی افزایش عرضه نفت خام لزوماً نمیتواند مشکل قیمت سوخت را حل کند.
یکی از گزینههایی که در واشنگتن مطرح شده، محدود کردن صادرات حدود ۳ میلیون بشکه در روز فرآوردههای نفتی آمریکا است تا عرضه داخلی افزایش یابد. اما کارشناسان و صنعت نفت هشدار میدهند این سیاست میتواند نتیجه معکوس داشته باشد: مازاد عرضه در سواحل خلیج مکزیک ایجاد کند، انگیزه پالایشگاهها برای تولید را کاهش دهد، عرضه کلی فرآوردهها را پایین بیاورد و در نهایت حتی قیمتها را افزایش دهد. همچنین متحدان آمریکا که در شرایط بحران به صادرات انرژی این کشور وابسته شدهاند، آسیب خواهند دید.
@Ebtekareiran
۱K
۱۸:۴۵
بازارسال شده از نوبنیاد
از عراق شروع میکنیم، بعد سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و در نهایت کار را با ایران تمام می کنیم»
۴۲
۱۳:۵۳
بازارسال شده از ایپلماسی | EPLOMACY
۱۰ میلیون بشکه یا فقط ۲ میلیون؟ واقعیت عبور نفت از هرمز چیست (۱)
در ماههای اخیر مهمترین عامل موثر در وضعیت بازار نفت عبور نفت خام از تنگه هرمز بوده است. از این رو مناقشه بر سر میزان عبور در هفتههای اخیر و همزمان با کاهش ذخایر مفتی جهان تشدید شده است.
دولتمردان آمریکایی و رسانههای متصل به آنها مانند اکسیوس میزان عبور نفت خام از تنکه هرمز را ۹ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز اعلام میکنند. کارشناسان نهادهای تخصصی حوزه انرژی مانند بلومبرگ، ورتکسا، کامودیتی کانتکس ضمن رد آمارهای دولت آمریکا، میزان عبور روزانه را ۵ تا ۶ میلیون بشکه در روز تخمین میزنند.
برخی کارشناسان نیز ارقام فوق را دارای بیش برآوردی میدانند و میزان نفت عبوری از تنگه هرمز را نهایتا ۲ میلیون بشکه در روز میدانند.
#رصد_روزانه#تنگه_هرمز
ایپلماسی | @eplomacy
#رصد_روزانه#تنگه_هرمز
ایپلماسی | @eplomacy
۴
۷:۵۶
بازارسال شده از ایپلماسی | EPLOMACY
۱۰ میلیون بشکه یا فقط ۲ میلیون؟ واقعیت عبور نفت از هرمز چیست (۲)
تحلیلگران اوسینت تصاویر ماهوارهای متعددی از نفتکشهای در حال فرآیند کشتی به کشتی (ship to ship) در فجیره و خلیج عمان منتشر کردهاند و مدعی عبور قابل توجه نفت خام از تنگه هرمز توسط این نفتکشها شدهاند.
ایپلماسی با استفاده از بررسی موقعیت AIS این کشتیها عبور موارد ذکر شده را ارزیابی کرده است. مبتنی بر این بررسی از ۷ آگوست (۱۶ مرداد) تا ۱۸ آگوست (۲۷ مرداد) ۱۸ نفتکش از تنگه هرمز عبور کرده است. از این تعداد ۱۵ مورد VLCC، سه مورد Aframax و یک مورد کشتی LNG بوده است.
بدین ترتیب در ۱۱ روز با عبور این تعداد کشتی ۳۲ میلیون بشکه نفت خام (معادل سه میلیون بشکه در روز) از تنگه هرمز عبور کرده است.
نکته قابل توجه آن است که این امار تنها مربوط به نفتکشهایی است که توسط تحلیلگران اوسینت شناسایی شده و عمدتا در سایز بزرگ (VLCC) هستند. موارد بیشتری در ابعاد کوچکتر ممکن است وجود داشته باشد و از این رو ترانزیت ۵ میلیون بشکه در روز از تنگه هرمز تخمینی منطقی ارزیابی میگردد.
نکته حائز اهمیت دیگر آن است که از کل این تعداد، ۱۱ نفتکش در دسته نفتکشهای شاتل قرار میگیرند که نشان دهنده اهمیت آنها در این فرآیند است. این نفتکشها عمدتا متعلق به شرکت نفت ابوظبی هستند و تنها وظیفه آنها خارج کردن نفت از تنگه هرمز است. لذا عمده آنها در ماه اخیر دو رفت آمد از تنگه هرمز داشته اند.
#رصد_روزانه#تنگه_هرمز
ایپلماسی | @eplomacy
#رصد_روزانه#تنگه_هرمز
ایپلماسی | @eplomacy
۲۲
۷:۵۶