عکس پروفایل ابتکار ایران؛ جانمایی جدیدا

ابتکار ایران؛ جانمایی جدید

۵.۱ هزار عضو
thumbnail
undefinedundefined دنی سیترونوویچ:
ترامپ در حال نزدیک شدن به نقطه تصمیم است:- یا یک توافق مبتنی بر اصول که بازگشایی تنگه هرمز را در برابر رفع محاصره، پایان جنگ و به تعویق انداختن مذاکرات هسته‌ای برای یک ماه ممکن می‌سازد؛ - یا بازگشت به جنگ، که شاید برخی اهداف تاکتیکی را محقق کند، اما بسیار بعید است موضع کنونی رهبری ایران را تغییر دهد.
هر تهدید و هر اشاره ترامپ به نابودی ایران، فقط این باور را در تهران تقویت می‌کند که گفت‌وگو درباره موضوع هسته‌ای پیش از دریافت تضمین‌های سخت و واقعی درباره پایان جنگ و بازگشایی هرمز، یک خطای راهبردی خواهد بود.
در گذشته، خط قرمز رهبری ایران بر محدودیت‌های برنامه هسته‌ای متمرکز بود.
امروز، پس از آنچه ایران آن را اثبات تاب‌آوری خود در جریان جنگ می‌داند، اولویت تغییر کرده است: ابتدا تثبیت وضعیت تنگه هرمز و دریافت تضمین‌های اقتصادی معنادار. تنها پس از آن است که تهران ممکن است حتی ورود به مذاکرات جدی هسته‌ای را بررسی کند.
این نتیجه یک راهبرد جنگی شکست‌خورده است: درگیری، به‌جای آنکه ایران را به امتیازدهی در پرونده هسته‌ای وادار کند، اهرم‌های فشار ایران را افزایش داد و مسئله هسته‌ای را در دستور کار مذاکرات به مرتبه‌ای پایین‌تر راند.
@ebtekareiran
undefined۱
undefined۵
undefined۲۷

۳K

۱۶:۳۷

thumbnail
undefinedundefined ترامپ ممکن است به بزرگترین «تله بمب هوشمند» نزدیک شود؛ چرا اطلاعات تاکتیکی می‌تواند فاجعه استراتژیک ایجاد کند؟
رابرت پیپ
undefinedundefinedundefined این متن از رابرت پیپ هشدار می‌دهد که دولت ترامپ ممکن است در آستانه یک تصمیم بسیار خطرناک درباره حمله دوباره به ایران قرار گرفته باشد؛ تصمیمی که نویسنده آن را نمونه‌ای از «تله بمب هوشمند» می‌نامد: یعنی وضعیتی که موفقیت تاکتیکیِ حملات دقیق، به شکست راهبردی بزرگ‌تر منجر می‌شود.
پیپ می‌گوید نشانه‌هایی مانند لغو برنامه‌های ترامپ، ماندن او در واشنگتن، لغو مرخصی برخی مقام‌های نظامی و اطلاعاتی، کاهش ترافیک هوایی بر فراز ایران و گزارش‌هایی درباره بررسی دوباره گزینه حمله، نشان می‌دهد واشنگتن به نقطه تصمیم نزدیک شده است.
البته او تأکید می‌کند که این نشانه‌ها الزاماً به معنای حمله فوری نیستند، اما خطر تصمیم‌گیری شتاب‌زده را افزایش می‌دهند.
نویسنده معتقد است محرک احتمالی حمله جدید نه الزاماً حمله موشکی یا حادثه دریایی، بلکه اطلاعات جاسوسی درباره محل حضور رهبر جدید ایران یا مقام‌های ارشد حکومت خواهد بود. این همان وسوسه «حمله به سرِ مار» یا حذف رهبری است؛ ایده‌ای که در جنگ عراق ۲۰۰۳ نیز علیه صدام امتحان شد و در حملات فوریه علیه ایران نیز ظاهراً نقش داشت.*
جذابیت این منطق آن است که تصور می‌شود یک ضربه دقیق می‌تواند بحران را تمام کند، حکومت را فروبپاشاند، بازدارندگی را احیا کند و پیروزی سیاسی بزرگی بسازد.
اما از نظر پیپ، همین‌جا تله آغاز می‌شود. آمریکا می‌تواند با توان هوایی، موشکی، سایبری و اطلاعاتی خود خسارت تاکتیکی عظیمی به ایران بزند؛ اما جنگ‌ها فقط با تخریب نظامی تعیین‌تکلیف نمی‌شوند، بلکه نتیجه نهایی آن‌ها سیاسی است.
undefinedundefined راهبرد ایران شکست دادن نظامی آمریکا نیست، بلکه دوام آوردن سیاسی و تبدیل خودِ تشدید بحران به مشکل اصلی برای واشنگتن است؛ مشابه آنچه آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان تجربه کرد.
در سناریوی حمله جدید، آمریکا احتمالاً ظرف چند روز زیرساخت‌های نظامی ایران، پایگاه‌های سپاه، مراکز موشکی، پهپادی و فرماندهی را هدف قرار می‌دهد و پنتاگون نیز از موفقیت عملیاتی سخن خواهد گفت. اما مشکل راهبردی حل نمی‌شود، زیرا ایران همچنان توان موشکی پراکنده، زیرساخت‌های زیرزمینی، مسیرهای نامتقارن پاسخ‌گویی و امکان گسترش اختلال اقتصادی در خلیج فارس را حفظ خواهد کرد.
نکته مهم متن این است که اگر آمریکا به رهبری ایران حمله کند، ایران ممکن است پاسخ را صرفاً به اهداف آمریکایی محدود نکند و حتی رهبران یا زیرساخت‌های کشورهای متحد آمریکا مانند عربستان، امارات و کویت را نیز تهدید کند. در این جنگ، آمریکا با اهرم نظامی می‌جنگد، اما ایران با اهرم تشدید بحران و بی‌ثبات‌سازی اقتصادی.
پیپ تأکید می‌کند که مسئله هرمز در اینجا حیاتی است. حتی اختلال محدود در خلیج فارس می‌تواند بیمه کشتیرانی، بازار گازوئیل، جریان گاز طبیعی مایع، سوخت هواپیما و زنجیره‌های تولید آسیا را تحت فشار قرار دهد. هرچه بحران طولانی‌تر شود، فشار سیاسی و اقتصادی بر واشنگتن بیشتر می‌شود.
@ebtekareiran
undefined۶
undefined۹

۱.۵K

۱۹:۵۱

thumbnail
undefinedundefined «مرگ با هزار تیتر»؛ بازار نفت با مجموعه‌ای از خبرسازی‌ها و تیترهای دیپلماتیک درباره «توافق قریب‌الوقوع» آرام نگه داشته شده، اما واقعیت فیزیکی بازار نفت نشان می‌دهد که بحران عرضه جدی‌تر از چیزی است که قیمت‌ها فعلاً منعکس می‌کنند.
نویسنده این وضعیت را «مرگ با هزار تیتر» می‌نامد؛ یعنی بازاری که هر روز با اخبار سیاسی و دیپلماتیک، از کشف قیمت واقعی بازداشته می‌شود.
به باور نویسنده، اگر محاسبات عرضه و تقاضای نفت غلط بود، نیازی به این حجم از خبرسازی درباره توافق و بازگشایی قریب‌الوقوع تنگه هرمز نبود.
او می‌گوید خبرهایی مانند گزارش العربیه درباره نزدیک بودن توافق یا عبور امن کشتی‌ها، همواره، زودهنگام یا نادرست از آب درآمده‌اند. از نگاه او، همین تلاش مداوم برای مهار قیمت نفت نشان می‌دهد که بحران واقعی است.
undefinedundefined جمع‌بندی متن این است که بازار نفت فعلاً زیر فشار تیترهای سیاسی و امیدهای مکرر به توافق، قیمت واقعی بحران را نشان نمی‌دهد؛ اما نفت یک کالای فیزیکی است و نمی‌توان با خبرسازی، مولکول‌های جدید تولید کرد. از نگاه نویسنده، اگر بحران عرضه ادامه یابد و ذخایر تجاری به کف عملیاتی برسند، بازار ناچار خواهد شد قیمت‌های بسیار بالاتری را برای کاهش تقاضا و تخصیص نفت منعکس کند.
undefinedundefinedundefined پی نوشت: به نظر میرسد بخشی از مسئولان ارشد کشور، نابسامانی بازارهای جهانی را چیزی شبیه به گفتمان «زمستان سخت» میدانند و معتقدند در راهبری مذاکرات، «ضرورتی ندارد به داده ها و تحلیل های مرتبط با بازارهای جهانی توجه کنیم.» رفتارها و زمان بندی توئیت های بعضی از آقایان هم همین موضوع را نشان میدهد. در حالی که اکنون هیچ آدم عاقلی در جهان نیست که نوسانات جاری بازارهای جهانی را گذرا و کم اهمیت تلقی کند. سؤال این است که آیا در کنار تیم راهبری مذاکرات، یک کارشناس مجرب مالی حضور دارد که زمان بندی اقدامات، کنش ها و توئیت ها را بر اساس «زمان طلایی بازارها» تنظیم کند؟!
@ebtekareiran
undefined۱۶

۲.۶K

۲۰:۰۴

thumbnail
undefined راچل زیمبا؛ تحلیلگر ارشد انرژی و تحریم: «نگرانی مشترک ایران و عمان درباره تنگه هرمز، به نظر من چندان به معنای «باز بودن» تنگه هرمز نیست. مراحل بعدی هم ممکن است مشکلات خاص خود را داشته باشد؛ تازه جدای از موضوع ساده! و بدیهیِ برنامه هسته‌ای و ترتیب‌بندی رفع تحریم‌ها.
undefinedundefinedundefined دیدگاه: بین سطورِ توییت فوق را با دقت بخوانید. آنچه امروز در حال گفتگوست صرفا یک تفاهم کلی و طراحی بازه زمانی 30 و 60 روزه برای گفتگوهای بیشتر در رابطه با موضوع هسته ای و رفع تحریم هاست. یعنی موضوعاتی به شدت پیچیده و بحرانی...سیاستمدار ایرانی، به دور از هیجانات و بی توجه به نویزها، باید صدایِ بلند «تدوام تنش و جنگ» را از دوردست ها بشنود و جز راهبریِ «اقتصاد دفاع» نباید به چیزی بیندیشد. امروز هر مدیری که فکر کند وارد دوره آرامش و شرایط پساجنگ شده‌ایم عملا به قطعه ای از پازلِ آماده‌سازیِ ایران برای بحران آتی (شورش های اجتماعی و سپس حملات غافلگیرکننده) تبدیل شده است.اگر کسی فکر میکند این حرف ها به معنای «جنگ‌طلبی و جنگ‌دوستی»ست خوب است به تاریخ مراجعه کند. جهان از 1914 الی 1991 (تقریبا تمام قرن بیستم) درگیر جنگ های خانمان براندازی بود؛ این در حالی بود که همه، تصور می کردند به زودی تنش ها تمام میشود. آنهایی توانستند بقای کشورشان را حفظ کنند که «جنگ» را باور کردند. امروز نیز «جنگ» به واقعیت گریزناپذیر جهان تبدیل شده است. و البته پرواضح است که «جنگ» دارای سلسه مراتب است و بالاترین حد آن، درگیریِ سخت نظامی است.
این پست را مجددا ببینید: https://ble.ir/ebtekareiran/3477830727066481770/1778353157397
@ebtekareiran
undefined۶
undefined۳۰

۲.۳K

۶:۱۶

thumbnail
undefined امیدهای توافق جنگ با ایران: سوالات زیادی پیشِ رو است.
به قلم ریچل زیمبا؛ تحلیلگر حوزه انرژی و تحریم
این متن از ریچل زیمبا درباره احتمال شکل‌گیری توافق آمریکا و ایران و پیامدهای اقتصادی آن، به‌ویژه برای تنگه هرمز، بازار انرژی، تحریم‌ها و کشورهای خلیج فارس است.
نویسنده می‌گوید هرچند نزدیک شدن به توافق خبر مثبتی است، اما هنوز پرسش‌های مهمی درباره عمق، دوام و ترتیب اجرای آن وجود دارد.
به نظر نویسنده، مزیت اصلی توافق احتمالی این است که خطر تشدید جنگ، تخریب بیشتر زیرساخت‌های انرژی و لجستیک، اختلال در جریان کالا و انرژی، و تلفات انسانی را کاهش می‌دهد. همچنین می‌تواند مسیر بازسازی، بازگشایی زنجیره‌های تأمین و عادی‌سازی تدریجی بازارها را آغاز کند.
با این حال، حتی در بهترین سناریو نیز بازگشت کامل جریان انرژی و حمل‌ونقل به شرایط عادی چند ماه زمان خواهد برد.
بر اساس متن، چارچوب احتمالی توافق شامل ادامه آتش‌بس، احتمالاً برای ۶۰ روز، آزادسازی بخشی از دارایی‌های مالی ایران یا اجازه بیشتر برای فروش نفت، کنار گذاشتن محاصره آمریکا، و اجازه ایران برای عبور کشتی‌های بیشتر از تنگه هرمز است.
اما جزئیات پرونده هسته‌ای به مرحله بعدی موکول می‌شود و همین مسئله می‌تواند منبع اختلاف جدی باشد.
نویسنده تأکید می‌کند که معنای واقعی «باز شدن تنگه هرمز» هنوز روشن نیست. پرسش اصلی این است که آیا ایران از برنامه نظارت، کنترل یا دریافت عوارض عبور عقب‌نشینی می‌کند یا نه.
از نگاه زیمبا، بازگشت کامل به وضعیت پیش از جنگ دشوار است؛ زیرا ایران در جریان جنگ نشان داده که توان بستن یا کنترل تنگه، فقط یک تهدید نظری نیست، بلکه ابزاری عملی در اختیار تهران است.
در بخش تحریم‌ها، متن می‌گوید ترتیب رفع تحریم‌ها و امتیازهای هسته‌ای همچنان مسئله‌ای کلیدی خواهد بود. ممکن است در مرحله نخست بخشی از دارایی‌های ایران آزاد شود یا فروش نفت ایران تسهیل گردد، اما رفع گسترده تحریم‌ها احتمالاً تدریجی، مشروط و با مخالفت‌هایی در آمریکا روبه‌رو خواهد شد. نویسنده همچنین هشدار می‌دهد که آزادسازی صرف نفت بیشتر به دولت، سپاه و بازیگران مسلط اقتصادی سود می‌رساند، در حالی که کمک واقعی به مردم و بخش خصوصی نیازمند رفع گسترده‌تر و پیچیده‌تر تحریم‌هاست.
@ebtekareiran
undefined۱
undefined۲

۸۵۰

۶:۲۹

thumbnail
undefined علی هاشم؛ خبرنگار الجزیره و سایر خبرگزاری های معتبر عربی
کمتر از ۲۴ ساعت پس از آنکه خوش‌بینی‌هایی درباره احتمال شکل‌گیری یک یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا پدید آمد، نشانه‌های منفی از هم‌اکنون در حال آشکار شدن است.
یک منبع آگاه ایرانی به من می‌گوید نشانه‌هایی از عقب‌نشینی آمریکا در دو موضوع مرکزی دیده می‌شود: سازوکار آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران، و دامنه آتش‌بس در لبنان.
به گفته این منبع، یادداشت تفاهم شامل چارچوبی برای آتش‌بس در لبنان است، اما ظاهراً اسرائیل با این ترتیبات راحت نیست و به واشنگتن فشار می‌آورد تا عبارتی در متن گنجانده شود که به اسرائیل اجازه دهد با توجیه پاسخ به «هر تهدیدی»، عملیات نظامی در لبنان انجام دهد. ایران این فرمول‌بندی را رد کرده و بر آتش‌بسی پایدار و ماندگار اصرار دارد.
تهران به همه میانجی‌ها، از جمله پاکستان، اطلاع داده است که تا زمانی که همه بندها به‌طور کامل مورد توافق و تضمین قرار نگیرند، یادداشت تفاهم را امضا نخواهد کرد. گزارش شده که پاکستان پیشنهاد داده بخش‌های مورد توافق پیش برود و نقاط اختلافی به بعد موکول شود، اما ایران این رویکرد را رد کرده و تأکید دارد که بندهای محل اختلاف، بنیادی و غیرقابل مذاکره‌اند.
تصویر کلی نشان می‌دهد که تهران به‌طور فزاینده‌ای احساس می‌کند واشنگتن در حال عقب‌نشینی از تفاهم‌های پیشینی است که از طریق میانجی‌ها به دست آمده بود.
@ebtekareiran
undefined۱۰

۸۸۹

۶:۳۳

thumbnail
undefined لارنس نورمن؛ خبرنگاری وال استریت ژورنال: «گمان می‌کنم بزرگ‌ترین چالشی که طی چند روز آینده در مسیر نهایی‌کردن یک توافق چارچوبی با ایران پیش خواهد آمد، بر سر این باشد که آیا ایران به دارایی‌های مسدودشده خود دسترسی پیدا می‌کند یا نه؛ و اگر بله، چه مقدار از آن در همان ابتدا آزاد می‌شود، یا چه نقاط عطف و شروط اجرایی باعث می‌شود ایران در مراحل اولیه به این منابع دسترسی پیدا کند.»
undefinedundefinedundefined پی نوشت: اگرچه همواره از لفظ «آزادسازی منابع مالی» استفاده می شود اما تجربه نشان داده است که جز در توافق موقت ژنو (JPOA) که منابع مالی به صورت پالت های پول نقد و با هواپیما وارد ایران شد هیچ گاه دسترسی ایران به پول های بلوکه شده، آزادانه نبوده است بلکه رویه به این صورت بوده که پول ها در یک حسابِ تحت نظر وزارت خزانه داری آمریکا سپرده می شود؛ متعاقبا ایران دستورِ پرداخت برای خریدهای اقلام اساسی (غذا و دارو) ثبت می کند؛ وزارت خزانه داری آمریکا زحمت می کشد! و این دستورپرداخت ها را بررسی می کند؛ یا رد می کند یا تأیید. بعضا در سال های اخیر، طرف آمریکایی گفته باید آمار بارش و آمار تولید داخلیِ برنج را به من بدهید و من بررسی کنم که آیا اساسا شما به واردات این مقدار برنج نیاز دارید یا خیر!!! به علاوه در پرونده پول های عراق می دانیم که در چند سال اخیر، دسترسی به منابع مالی مان در بانک عراقی به شدت دشوار شده بود و آمریکایی ها با دستورپرداخت های ایران موافقت نمی کردند. در شرایط حاضر نیز بعید به نظر می رسد که آمریکایی ها حاضر باشند دسترسی آزادانه به منابع مالی مان را بدهند.
@ebtekareiran
undefined۱
undefined۱۳

۱.۴K

۶:۴۵

thumbnail
undefinedundefined حسین قتیب در واکنش به توییت ترامپ که عکسی از بمب را به نمایش گذاشته است.
اگر چنین زبانی به زبان عادی تعامل با ایران تبدیل شود، هر مذاکره‌ای که بدون بازدارندگی معتبر آغاز شود، از پیش در وضعیت نابرابر شکل گرفته است.
طرفی که بمب را به‌عنوان ابزار پیام‌رسانی سیاسی نمایش می‌دهد، به شما نمی‌گوید «بیایید توافق کنیم»؛ می‌گوید «بفهمید که قدرت نهایی دست من است».
در چنین شرایطی، مذاکره بدون اهرم، نه دیپلماسی، بلکه ورود به سازوکار مرحله‌بندی‌شده فشار است.
undefined امپراتوری نوین دقیقاً در همین نقطه از هژمونی لیبرال قدیم جدا می‌شود. هژمونی لیبرال برای اعمال قدرت نیاز به داستان داشت: حقوق بشر، صلح، امنیت، ثبات بازار، منع گسترش، جامعه بین‌المللی.
undefined امپراتوری نوین داستان را کوتاه کرده است: بمب، تحریم، تسلیم، معامله. اگر قاعده به کار بیاید، از آن استفاده می‌کند؛ اگر مانع شود، کنار گذاشته می‌شود.
undefined اگر نهاد بین‌المللی فشار را مشروع کند، مفید است؛ اگر قدرت آمریکا را محدود کند، بی‌ربط است. این دیگر نظم قاعده‌محور نیست؛ نظم قاعده‌گزین است، یعنی قاعده فقط وقتی معتبر است که به ابزار امپراتوری تبدیل شود.
در چنین جهانی، سیاستگذار ایرانی باید یک حقیقت را بفهمد: ادب دیپلماتیک، حقوق بین‌الملل، میانجی‌گری، و حتی افکار عمومی جهانی، تا زمانی ارزش دارند که پشت آنها اهرم بازدارنده باشد. بدون بازدارندگی، همه اینها به واژگانی زیبا بر کاغذی بی‌قدرت تبدیل می‌شوند.
وقتی طرف مقابل با تصویر بمب سخن می‌گوید، پاسخ عقلانی الزاماً تهدید متقابل به جنگ نیست؛ اما پاسخ عقلانی قطعاً ورود بی‌چتر به مذاکره هم نیست.
این تصویر، در واقع، خلاصه تمام بحران ایران است. ایران با دولتی روبه‌رو نیست که صرفاً خواهان یک توافق بهتر باشد. با قدرتی روبه‌روست که می‌خواهد حق تهدید نهایی را برای خود حفظ کند و ایران را از حق پاسخ معتبر محروم نگه دارد.
در این منطق، ایران باید برنامه هسته‌ای، نفوذ منطقه‌ای، اهرم انرژی، عمق راهبردی و حتی زبان عزت خود را واگذار کند، اما در برابر، فقط وعده بگیرد که شاید بمب روی سرش نیفتد.
حرف بنده این است که مسئله اصلی این نیست که ایران مذاکره کند یا نکند. مسئله این است که با چه موقعیتی مذاکره کند. مذاکره در سایه بمب، اگر بدون بازدارندگی باشد، مذاکره نیست؛ تمرین تسلیم است.
undefinedundefined اما مذاکره پس از ایجاد سیگنال هشدار معتبر، می‌تواند دوباره به دیپلماسی تبدیل شود. تفاوت این دو، تفاوت میان کشوری است که موضوع تنبیه است و کشوری که طرف معامله است.
@ebtekareiran
undefined۱
undefined۱
undefined۹
undefined۳۵

۲.۶K

۶:۵۷

thumbnail
undefined۱
undefined۱
undefined۹
undefined۳۶

۲.۶K

۶:۵۷

thumbnail
undefinedundefined یک منطق منطقه‌ای جدید؟ اگر اسرائیل به لبنان حمله کند، ایران به امارات حمله متقابل می‌کند.
محور اصلی متن این است که تهدید اصلی توافق، نه فقط در خلیج فارس، بلکه در لبنان قرار دارد. ایران اصرار دارد آتش‌بس باید منطقه‌ای باشد و اسرائیل و لبنان را نیز دربرگیرد.
- دلیل نخست این است که حمایت از غزه و لبنان بخشی از هویت منطقه‌ای جمهوری اسلامی و محور مقاومت است و تهران نمی‌خواهد دوباره متهم به رها کردن متحدانش شود.
- دلیل دوم این است که ادامه حملات اسرائیل به لبنان می‌تواند چرخه درگیری مستقیم ایران و اسرائیل را دوباره فعال کند.
undefinedundefined اما دلیل سوم مهم‌تر است: از نگاه تهران، گنجاندن اسرائیل در آتش‌بس آزمونی برای سنجش توان و اراده آمریکا در مهار نزدیک‌ترین متحد منطقه‌ای خود است. اگر واشنگتن نتواند اسرائیل را کنترل کند، ارزش هر توافقی با آمریکا برای ایران زیر سؤال می‌رود؛ چون اسرائیل می‌تواند هر زمان با حمله به لبنان، آمریکا را دوباره به جنگ بکشاند.
پارسی می‌گوید ممکن است توافقی میان واشنگتن و تهران شکل بگیرد و اسرائیل ابتدا آن را رعایت کند، اما بعداً به‌تدریج با توجیه «دفاع از خود» حملات به لبنان را از سر بگیرد. در این وضعیت، ایران با دو راهی سختی روبه‌رو می‌شود: یا توافق را ترک کند و منافع اقتصادی و کاهش تحریم‌ها را از دست بدهد، یا در توافق بماند و هزینه نقض آتش‌بس را در جایی دیگر به اسرائیل و متحدانش تحمیل کند.
undefinedundefinedundefined اینجاست که ایده خطرناک «امارات در برابر لبنان» مطرح می‌شود. طبق این منطق، اگر توافق آمریکا و ایران اجازه دهد اسرائیل به متحد ایران در لبنان حمله کند، ایران هم ممکن است نتیجه بگیرد که می‌تواند متحد اسرائیل در خلیج فارس، یعنی امارات، را هدف قرار دهد. این اقدام می‌تواند شامل حمله به خاک امارات یا هدف گرفتن عوامل اسرائیلی مستقر در آنجا باشد.
نویسنده هشدار می‌دهد که چنین راهبردی خطر گسترش جنگ منطقه‌ای را بالا می‌برد؛ زیرا ممکن است امارات واکنش نشان دهد و بحران به کل خلیج فارس سرایت کند. اما همین سناریو می‌تواند فشار را بر آمریکا افزایش دهد: یا باید اسرائیل را مهار کند، یا شاهد گسترش بحران به خلیج فارس باشد.
undefined جمع‌بندی متن این است که هرچند هنوز امکان توافق پایدار وجود دارد، اما همین که تهران به سناریوی پاسخ به حملات اسرائیل در لبنان از طریق فشار بر امارات فکر می‌کند، نشان می‌دهد امارات با امضای توافقات ابراهیم و نزدیکی به اسرائیل، خود را به هدفی غیرضروری در رقابت بزرگ‌تر ایران و اسرائیل تبدیل کرده است.
@ebtekareiran
undefined۱
undefined۲۶

۹۹۰

۱۰:۱۲