| تلگرام | | بله | | آپارات | اینستاگرام |
۴۴۶
۱۸:۰۱
| تلگرام | بله | آپارات | اینستاگرام |
۴۹۷
۱۷:۴۶
بازارسال شده از اندیشکده تین شیا
| تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
۲
۲۰:۵۷
| تلگرام | بله | آپارات | اینستاگرام |
۱.۱K
۸:۴۵
| تلگرام | بله | آپارات | اینستاگرام |
۳۹۱
۱۵:۴۹
مرکز دیپلماسی اقتصادی
از کرخه تا میسیسیپی
یادداشت تحلیلی | دکتر حسین قاهری رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین در یادداشتی برای مرکز دیپلماسی اقتصادی مینویسد | بخش اول: بعضی نامها فقط نام نیستند؛ سرگذشتند. کرخه یکی از آن نامهاست. رودی که از میان حافظه یک ملت میگذرد؛ از کنار سنگرها، از کنار جوانهایی که رفتند و دیگر برنگشتند، از کنار مادرانی که سالها چشم به در دوختند و از کنار نسلی که جنگ را نه در کتابها که در گوشت و پوست خود تجربه کرد. از کرخه تا راین روایت همین نسل بود؛ نسلی که جنگ را پشت سر گذاشته بود اما جنگ هنوز او را رها نکرده بود.
امروز اما گویی روایت دیگری پیش روی ماست؛ روایتی که میتوان نامش را از کرخه تا میسیسیپی گذاشت. از رودی که نماد مقاومت و ایستادگی ایرانیان است تا رودی که نماد قدرت اقتصادی و تمدنی آمریکاست. فاصله میان این دو رود، فقط فاصله جغرافیا نیست؛ فاصله دو نوع نگاه به قدرت است.
یکی قدرت را در فتح سنگر میبیند و دیگری در فتح بازار. یکی در تصرف خاک و دیگری در تصرف زنجیرههای تجارت، سرمایه و فناوری و تاریخ معاصر ایران، بیش از هر چیز، داستان دشوار عبور از اولی به دومی است.
سالها پیش کلاوزویتس نوشت جنگ ادامه سیاست است با ابزارهای دیگر. اما کمتر کسی به این بخش نانوشته ماجرا توجه میکند که سیاست نیز ادامه اقتصاد است با ابزارهای دیگر. جنگ برای آن است که موقعیتی در سیاست خلق شود و سیاست برای آن است که جایگاهی در اقتصاد و قدرت پایدار ایجاد کند. ملتی که در میدان پیروز شود اما نتواند آن پیروزی را به منفعتی پایدار تبدیل کند، تنها نیمی از راه را پیموده است.
شاید به همین دلیل است که تاریخ، فاتحان واقعی را نه در میدانهای نبرد بلکه در دوران پس از جنگ شناسایی میکند. روم با شمشیر جهان را گشود اما با جادهها و تجارت آن را حفظ کرد. بریتانیا با ناوگان دریایی به قدرت رسید اما با بانکها و شرکتهایش امپراتوری ساخت. ایالات متحده نیز پس از جنگ جهانی دوم تنها آلمان و ژاپن را شکست نداد؛ نظم اقتصادی جهان را بازنویسی کرد و ثمره پیروزی نظامی را برای دههها در ساختار قدرت جهانی تثبیت نمود. پرسش بزرگ اینجاست که چرا ما بارها در میدان پیروز شدهایم اما در مرحله بهرهبرداری از پیروزی، میدان را به دیگران واگذار کردهایم؟
نخستین نمونه بزرگ این ماجرا جنگ هشتساله ایران و عراق بود. جنگی که در آن تقریباً تمامی قدرتهای بزرگ جهان به گونهای از بغداد حمایت میکردند. ایران زیر سنگینترین فشارها ایستاد، سرزمینهای اشغالشده را آزاد کرد و در نهایت حتی سازمان ملل نیز عراق را آغازگر جنگ شناخت. اما اعتراف تاریخ، به خودی خود ثروت تولید نمیکند. آنچه میتوانست به مطالبه مؤثر غرامت، جبران بخشی از خسارتها و تثبیت یک دستاورد راهبردی تبدیل شود، هرگز به نتیجهای متناسب نرسید.
هشت سال جنگیدیم. شهر دادیم، جوان دادیم، سرمایه دادیم و فرصتهای توسعه را قربانی بقا کردیم. اما هنگامی که زمان برداشت محصول فرا رسید، سهم ایران از این پیروزی کمتر از آن چیزی بود که هزینههایش اقتضا میکرد. این قصه فقط قصه جنگ ایران و عراق نیست.
در بوسنی، زمانی که اروپا در برابر فاجعه بالکان سرگردان بود، ایران از نخستین کشورهایی بود که به یاری مسلمانان آن سرزمین شتافت. اما وقتی گلولهها خاموش شدند و دوران بازسازی آغاز شد، این بانکها، شرکتها و نهادهای غربی بودند که معماری نظم جدید را در دست گرفتند. آنچه باقی ماند، خاطره حضور ایران بود؛ نه سهمی متناسب از نفوذ پایدار اقتصادی و سیاسی.
در عراق پس از سقوط صدام نیز وضعیت تفاوت چندانی نداشت. ایران در شکلگیری موازنه جدید قدرت، مقابله با تروریسم و مبارزه با داعش نقشی انکارناپذیر ایفا کرد. اما هنگامی که بازارهای انرژی، زیرساخت، بانکداری، تجارت و بازسازی شکل گرفت، بازیگران دیگری نیز وارد میدان شدند و آرامآرام بخشی از فضا را در اختیار گرفتند. گویی بار دیگر هزینهها در جایی پرداخت شده بود و سودها در جایی دیگر تقسیم میشد.
در سودان نیز سالها سرمایه سیاسی صرف ایجاد روابط و نفوذ شد. اما نفوذی که بر بنیانهای اقتصادی عمیق استوار نباشد، با تغییر جهت بادهای سیاست به آسانی از میان میرود. روابطی که سالها برای ساختن آنها زمان صرف شده بود، در مدت کوتاهی رنگ باخت؛ زیرا پشتوانه اقتصادی و نهادی لازم برای دوام آنها شکل نگرفته بود. و سوریه شاید روشنترین نمونه این ماجرا باشد.
مرکز دیپلماسی اقتصادی | تلگرام | بله | آپارات | اینستاگرام |
| تلگرام | بله | آپارات | اینستاگرام |
۴۵۱
۱۵:۴۹
بازارسال شده از اندیشکده تین شیا
| تلگرام | اینستاگرام | آپارات | بله | یوتیوب | ایکس |
۱
۲۰:۵۶
| تلگرام | بله | آپارات | اینستاگرام |
۴۶۹
۲۰:۰۱
| تلگرام | بله | آپارات | اینستاگرام |
۱۲۴
۱۸:۵۵
مرکز دیپلماسی اقتصادی
نشست چین بدون حضور متخصصان چین؛ تکرار یک خطای راهبردی
یادداشت تحلیلی | دکتر حسین قاهری، عضو شورای علمی اندیشکده تین شیا و رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین در یادداشتی برای مرکز دیپلماسی اقتصادی مینویسد | بخش اول:
نشست روز گذشته آقای محمدباقر قالیباف در اتاق بازرگانی با محوریت روابط ایران و چین، در شرایطی برگزار شد که توسعه مناسبات با چین به یکی از مهمترین اولویتهای اقتصادی و راهبردی کشور تبدیل شده است. با این حال، آنچه بیش از هر موضوعی توجه ناظران و فعالان این حوزه را به خود جلب کرد، عدم حضور بخش قابل توجهی از متخصصان، پژوهشگران، فعالان باسابقه اقتصادی، اندیشکدههای تخصصی و چهرههای اثرگذار در روابط ایران و چین بود؛ افرادی که طی سالهای گذشته دانش، تجربه و شبکه ارتباطی ارزشمندی در تعامل با این قدرت بزرگ آسیایی ایجاد کردهاند.
این مسئله صرفاً یک نقد شکلی یا تشریفاتی نیست، بلکه به یکی از مهمترین چالشهای ساختاری سیاستگذاری ایران در قبال چین بازمیگردد؛ چالشی که میتوان آن رافقدان حکمرانی تخصصمحور در حوزه چین نامید.
مطالعات روابط بینالملل و اقتصاد سیاسی نشان میدهد که موفقیت در تعامل با چین بیش از آنکه وابسته به توافقات سیاسی باشد، نیازمند شناخت عمیق از سازوکارهای تصمیمگیری، فرهنگ کسبوکار، نظام اداری، اولویتهای توسعهای و الگوهای رفتاری این کشور است. چین امروز نه تنها دومین اقتصاد جهان، بلکه یکی از پیچیدهترین نظامهای اقتصادی و سیاسی معاصر محسوب میشود. در چنین شرایطی، اتخاذ تصمیمات مؤثر بدون بهرهگیری از متخصصان این حوزه عملاً به معنای حرکت در فضایی ناشناخته است.
تجربه کشورهای موفق در تعامل با چین نیز دقیقاً همین واقعیت را تأیید میکند. برای مثال، سنگاپور طی چهار دهه گذشته یکی از موفقترین الگوهای همکاری با چین را ارائه داده است. دولت سنگاپور از دهه ۱۹۸۰ با تشکیل مراکز مطالعات چین، استفاده از کارشناسان مسلط به زبان و فرهنگ چینی و بهرهگیری مستمر از شبکه نخبگان اقتصادی و دانشگاهی، توانست به یکی از مهمترین شرکای راهبردی پکن در جنوب شرق آسیا تبدیل شود.
آلمان نیز به عنوان بزرگترین اقتصاد اروپا، روابط خود با چین را صرفاً از مسیر دستگاههای سیاسی مدیریت نکرده است. نقش اتاقهای بازرگانی تخصصی، مؤسسات تحقیقاتی، دانشگاهها و مراکز مطالعات شرق آسیا در شکلدهی سیاستهای برلین نسبت به چین بسیار پررنگ بوده است. بسیاری از تصمیمات کلان اقتصادی آلمان در قبال چین، پیش از ورود به مرحله اجرا، مورد بررسی دقیق متخصصان و نهادهای پژوهشی قرار میگیرد.
کره جنوبی نمونه دیگری است که توانسته از طریق تربیت نسل گستردهای از کارشناسان چین، توسعه مطالعات چینی در دانشگاهها و ایجاد نهادهای تخصصی، سهم قابل توجهی از بازار چین را در اختیار بگیرد. حتی کشورهایی مانند استرالیا و نیوزیلند نیز برای مدیریت روابط خود با پکن، سالهاست بر ظرفیت اندیشکدهها، مراکز تحقیقاتی و متخصصان مستقل تکیه میکنند.
نکته مشترک در تمام این تجربیات آن است که هیچیک از این کشورها تعامل با چین را صرفاً یک موضوع سیاسی یا اداری تلقی نکردهاند. آنها چین را یک حوزه تخصصی دانستهاند که نیازمند دانش انباشته، تجربه میدانی و مشارکت مستمر کارشناسان است.
متأسفانه در ایران طی سالهای گذشته بارها شاهد بودهایم که در نشستها، تصمیمات و برنامهریزیهای مرتبط با چین، ظرفیت ارزشمند متخصصان این حوزه به اندازه کافی مورد استفاده قرار نگرفته است. در حالی که مجموعهای از تجار باسابقه، اساتید دانشگاه، پژوهشگران روابط بینالملل، کارشناسان اقتصادی و فعالان مؤثر در روابط ایران و چین طی سالیان طولانی تجربهای منحصر به فرد اندوختهاند، در بسیاری از موارد ارتباط نظاممند و مستمری میان این بدنه تخصصی و فرآیند تصمیمسازی شکل نگرفته است.
در ادبیات حکمرانی نوین، یکی از مهمترین عوامل موفقیت سیاستهای عمومی، تصمیمسازی مبتنی بر دانش است. بر اساس این رویکرد، کیفیت سیاستها مستقیماً با میزان مشارکت متخصصان و بهرهگیری از دانش تخصصی ارتباط دارد. هرچه فاصله میان تصمیمگیران و جامعه کارشناسی بیشتر شود، احتمال خطاهای راهبردی، سوءبرداشتها و از دست رفتن فرصتها نیز افزایش مییابد.
مرکز دیپلماسی اقتصادی | تلگرام | بله | آپارات | اینستاگرام |
| تلگرام | بله | آپارات | اینستاگرام |
۱۳۳
۱۸:۵۵