لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل اندیشکده امتدادا
۳۵۱ عضو

اندیشکده امتداد

برای ارتباط وارسال نظرات به ای دی ثبت شده مراجعه بفرمایید. @raaaaza313
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۱ فروردین ۱۴۰۴
thumbnail
اطلاعیه برگزاری دوره تخصصی undefined *دوره آموزشی "ادبیات جهاد تبیین" آغاز می‌گردد

undefined
برگزارکننده:
اندیشکده علوم و فناوری‌های نرم انقلاب اسلامی
با مشارکت
اندیشکده امتداد

undefined
مدرس دوره:
جناب آقای
سجاد رستمعلی
(مسئول اندیشکده علوم و فناوری‌های نرم انقلاب اسلامی)

undefined
زمان برگزاری:
undefined روزهای پنج‌شنبه
undefined از ساعت ۸ صبح تا ۱۸ عصر
undefined تاریخ آغاز:
۲۱ فروردین ۱۴۰۴

undefined
مکان برگزاری:
خــانه انــدیشـه‌ورزان

undefined این دوره فرصتی ارزشمند برای آشنایی با مفاهیم و مبانی جهاد تبیین است.
undefined در این دوره به بیش از
هشتاد سؤال اصلی مسائل تبیینی حکومت* پاسخ داده می‌شود.

لینک های ارتباطی؛ @emtedad_irihttps://eitaa.com/jahaadetabinhttp://jahaadetabin.com
undefined۱

۵۶۷

۸:۴۷

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
مدرنیته تحمیلی و معمای هویت مقاومت درمنطقهقسمت اول---«رضاعظیمی»
خطرناکترین بیماری که فرهنگ غربی برای امت اسلامی ترویج داده است، همان «کتمان خویش و تشبّه به دیگری» است. به قول دکتر شریعتی، چنان از این خودزدایی مستِ غرور میشوند که گویی تمامی افتخارات تاریخ و فرهنگ غرب را به تملک خود درآورده اند. نکته حائز اهمیت این است که ایران در فرایند تاریخی مدرن سازی، تفاوت چشمگیری با خودزدایی ملت عرب دارد. ایران که طی چند دهه، مدرنیته را به بخشی از هویت خود تبدیل کرده، نه در تقابل و نه در تعامل، بلکه با تکامل بخشی به این مهمان ناخوانده، آن را در راستای تقویت هویت ایرانی هضم کرده است.
پرسش کلیدی اینجاست: چگونه با نگاهی به تاریخ ـ از دوران ناصری تا پهلوی اول و دوم ـ که اوج اجرای نسخه های تحمیلی، پُرسرعت و پُرقدرت غربی برای زدودن هویت ایرانی در مسیر مدرنسازی بود، جامعه ایران همچنان خواستار بازپسگیری هویت ایرانی-اسلامی خود است؟ پیش از پاسخ به این پرسش، باید روشن شود که «ایرانیت» به چه معناست؟ بی تردید، پاسخ به این مفهوم نه در چارچوب جغرافیا، نه نژاد (آریایی) و نه حتی زبان محدود نمی شود. بلکه ایرانیت، به تعبیر شهید مطهری، «پیوست فرهنگی» است؛ سابقه ای تاریخی که همچون بوم نقاشی عظیمی است که هر دوره، ردپایی بر آن افزوده است.
برای درک بهتر، فرض کنید فرشی هزارساله ـ به مثابه میراثی ارزشمند ـ در خانه شماست. هنگامی که به آن می نگرید، هر تاروپودش حاصل قرنها هنرنمایی قالیبافانی است که هر یک نقشی در آفرینش آن داشته اند و اکنون این گنجینه به دستان شما سپرده شده است. پس هرگاه از ایرانیت سخن میگوییم، از روحی مشترک، وجدانی تاریخی و احساسی واحد سخن میگوییم که هرزمان این میراث جمعی در معرض تهدید قرار گیرد، همان آگاهیِ یکپارچه، در برابر آن یا رویارویی میکند، یا همراهی، یا آن را به تکاملی نوین میرساند.
---undefined @emtedad_iri✓اندیشکده امتداد__::::: امتدادی از نظریه پیشرفت انقلاب اسلامی
undefined۱

۷۲۲

۲۱:۲۴

۱۲ دی ۱۴۰۴
«گذار همیشه ناتمام..»
undefined_«آیا ناتوانی دشمنان ایران در ارائه برنامه‌ای منسجم برای یک گذار مسالمت‌آمیز، ناشی از محاسبه‌ای عامدانه است — که در آن، تغییر واقعی را در گرو بی‌ثباتی و مداخله خارجی می‌بینند و به اراده مستقل مردم باور ندارند؟ — یا این که این وضعیت، صرفاً برآیند آشفتگی ساختاری، اختلافات عمیق و ناتوانی در بسیج مردمی است؟»
_سه رویکرد در تحلیل این مسئله وجود دارد:
_"در «رویکرد اول» می‌توان اینگونه استدلال نمود که مخالفان جمهوری اسلامی به‌صورت آگاهانه و عامدانه از تعریف یک برنامه مشخص برای گذار مسالمت‌آمیز خودداری می‌کنند، چرا که اگر قصد تغییر از طریق مسیرهای مسالمت‌آمیز و بسیج مدنی وجود داشت، می‌بایست آلترناتیوهای روشن‌تر و جذاب‌تری ارائه گردد. پشتوانه این خودداری، یک باور راهبردی عمیق‌تر تلقی می‌شود مبنی بر اینکه نباید به جامعه ایران امکان تصمیم‌گیری مستقل و تعیین سرنوشت بر اساس اراده جمعی داده شود. از این منظر، شعارهایی مانند «ایران آزاد» در نهایت پوششی برای بازتولید اشکال جدید وابستگی است و استراتژی محوری، ایجاد عمدی چالش‌های امنیتی برای زمینه‌سازی مداخله خارجی درک می‌شود.
_در «رویکرد دوم» آنچه ممکن است به عنوان «عامدیت» تفسیر شود، می‌تواند برآیند چندین عامل ساختاری نیز باشد: پراکندگی و اختلافات عمیق ایدئولوژیک و راهبردی در درون طیف دشمنان نظام، که هرگونه توافق بر سر یک آلترناتیو مشترک را ناممکن ساخته است. همچنین، ذات چندپهلو و تفسیرپذیر شعارهای کلی، باعث می‌شود گروه‌های داخلی و خارجی با انگیزه‌های گاه متضاد، آنها را به خدمت بگیرند و تعمیم یک تفسیر خاص به تمامی حاملان این خواست، ممکن است انگیزه‌های متنوع درونی را نادیده بگیرد. مهم‌تر آنکه، راهکار فرضی «دعوت از مداخله خارجی از طریق بحران‌سازی» حتی اگر از جانب برخی جریان‌ها دنبال شود، یک محاسبه پرخطر و غیرقابل دفاع تلقی می‌شود که با توجه به تجربیات منطقه‌ای، محتمل‌ترین نتیجه آن فروپاشی حاکمیت ملی و ورود به دور باطل خشونت و هرج و مرج است، نه استقرار یک نظم مطلوب. بنابراین، سناریوی محتمل‌تر، تقابل و رقابت نیروهای پراکنده در یک میدان پیچیده است که نتیجه نهایی آن بیش از هر چیز تابعی از کنش‌ها، واکنش‌ها و انتخاب‌های لحظه‌ای بازیگران متعدد، به ویژه اکثریت خاموش جامعه خواهد بود، و نه صرفاً اجرای یک نقشه هماهنگ از پیش طراحی شده.
_اما «رویکرد سوم» به فقدان پایگاه فراگیر مردمی اشاره دارد از این جهت که سالهاست دشمن تمام تلاش خود را انجام داده که در بستر اختلافات داخلی یک هم صدایی گسترده در گذار از جمهوری اسلامی شکل بدهد درحالی که ایرانیان در طول تاریخ هیچ گاه محل تولید پایگاه اجتماعی برای بیگانگان نبوده اند،هیچ کتاب تاریخی هم درجهان نام ایران را به عنوان مستعمره ثبت نکرده است اینکه ما ایرانی ها در اثر روحیه مقاومت از وابستگی حس خوبی نداشته ایم علت شکل گیری یک پایگاه اجتماعی فراگیر با ثبات برای دشمنان بوده و همیشه آنها را ناکام گذاشته است.
_جستارتحلیلی از«رضاعظیمی»#تحلیل_دراعتراضات
@emtedad_iri

۳.۱K

۱۰:۳۵

۲۶ بهمن ۱۴۰۴
«رنج مادران مهم‌تر از خون جوانان؛ پروژه رسانه‌ای معاندین با بهره برداری از هویت زن ایرانی»
در بستر اغتشاشات اخیر، هویت زن دستخوش تغییراتی شد، حتی بیشتر از تصاویر کشته‌شدگان، کلیپ‌ها و صداهای مویه‌کنان زنان بود که منتشر می‌شد. در این وقایع، زن از جایگاه «سوگوار آیینی» که در فرهنگ عزا برای او تعریف شده بود - موجودی صبور، حافظ حرمت، نماد مظلومیتِ دارای حدود اخلاقی - به موجودیتی دیگرگونه تبدیل شد. دشمن در این میدان، با بهره‌برداری از بستر اعتراضات، برساخت رسانه‌ای از هویت زنان را در سه لایه بازتولید کرد:
نخستین لایه، نوعی تابوشکنی در تقابل با فرهنگ سنتی سوگ بود. اندوه زن در قالبی آیینی و دارای حدود اخلاقی تعریف می‌شد؛ گریه، سینه‌زنی و سیاه‌پوشی او در فرهنگ سنتی ارزشی «مقدس» داشت، اما در اغتشاشات، این الگو شکسته شد و زن نه در قامت مادرِ داغدارِ صبور، بلکه بخشی از پروژه‌ای بود که می‌خواست «حرمت» را از هویت زن بزداید و «جسارت» را جایگزین آن کند.
دومین تغییر، تبدیل شدن زن از «نماد مظلومیت» به «ابزار مشروعیت‌زدایی» بود. در بازنمایی رسانه‌های معاند، منطقی ساده حاکم شد: هر جا زن حضور دارد، آنجا «حق با مردم است». تصویر زنِ معترض به سندی برای مشروعیت‌زدایی از نظام بدل گشت و حضور زن کارکردی سیاسی یافت؛ یعنی زن به مثابه مخالف سیاست و ناراضی از وضع موجود تلقی می‌شد.
در بسیاری از روایت‌های رسمی از تاریخ و حماسه، زنان در حاشیه‌اند، اما در بستر عزا، آنها به مرکز صحنه می‌آیند. از زنان گریان در آیین‌های سوگواری محرم تا مادران در ادبیات پایداری مثل مادران شهدا یا مادران داغدیده فلسطین، سوگ تبدیل به فضایی برای عاملیت می‌شود. زن در این فضا دیگر سوژه‌ی منفعلِ رنج نیست، بلکه راوی رنج، سازمان‌دهنده ی آیین و حافظه جمعی است، درلایه سوم از این کارکرد روایت‌گونه، همزمان با تابوشکنی، این رنج توسط زنان و مادران به شیوه‌های مختلف به تصویر کشیده شد، همچون گل‌افشانی محل کشته‌شدگان.
بنابراین در لایه سوم آنچه برای دشمنان مهم بود، به تصویر کشیده شدن زجر مادران ایرانی بود، نه صرفاً ریخته شدن خون این جوانان. در واقع معاندین تلاش کردند تنها یک تصویر از وضعیت سوگ زنان منتشر کنند، وضعیتی که گویا تمام مادران یا زنانی که فرزند یا همسرشان کشته شده بود، مقصر اصلی آن را جمهوری اسلامی می‌دانند.
اما در کنار این برساخت رسانه‌ای، واقعیتی تلخ‌تر در درون جامعه رخ نمود: «سوگِ بی‌معنا». اینجا بود که مقایسه میان دو نسل از مادران، شکافی عمیق را در وضع الهیاتی جامعه نمایان کرد. خیلی از کشته‌شدگان اخیر را شهید خطاب کردند، اما وضع سوگ مادران این شهدا با مادران شهدای جنگ اصلاً یک معنا ندارد. مادران دهه شصت در یک گفتمان پیروزی و معنای متعالی سوگ خود را تجربه می‌کردند؛ فرزندشان در راه خدا، وطن و آرمانی مقدس رفته بود. حتی اگر مفقودالاثر هم می‌شد، صبر مادرانه در چارچوب اجر الهی معنا می‌یافت و غم آنها با شادی غلبه بر دشمن در هم آمیخته بود. اما مادران امروز در خلأیی معنایی گرفتار شدند. آنها نه حس می‌کنند فرزندشان در راه خدا کشته شده، نه روایت رسمیِ غلبه و شادی را در کنار خود می‌بینند. گله از خدا، جنون در فراق، و احساس سرگردانی در صحنه‌ای که از معنا خالی شده، نشانه تنزل وضع الهیاتی در جامعه است. این مادران، برخلاف مادران جنگ، با فقدانی روبه‌رو هستند که راویِ حماسی برای تسلای آن وجود ندارد.
«رضــا عـظـــیمی» @emtedad_iri
undefined۱

۳۲۸

۱۲:۰۷

۱۲ اسفند ۱۴۰۴
بازارسال شده از اندیشه‌ورزان ایران
thumbnail

۱۳

۷:۱۱

بازارسال شده از اندیشه‌ورزان ایران
thumbnail
باتوجه به اینکه معاندین دارند ۳۶ سال حکمرانی رهبرشهیدمون رو تحریف میکنند هرجا دستتون میرسه از اینجور کلیپ ها وایرال کنید.

۲۰

۱۷:۰۱

۵ فروردین
thumbnail
undefined امام خمینی(ره):اگر ما یک روز اتکای خودمان را از «خـــدا» برداشتیم و روی «نفت» گذاشتیم یا روی «سلاح» گذاشتیم ، بدانید که آن روز روزی است که ما رو به «شکست» خواهیم رفت.
شما امروز بحمد الله موجب سرافرازی ملت ایران شدید و ملت ایران هم موجب سرافرازی اسلام ؛ و اخلاص پیدا کنید در کارهای خودتان ؛ اتکای خودتان را به خدای تبارک و تعالی قوی کنید که «نصر و نصرت بدون اتکا به او حاصل نمی‌شود».@emtedad_iri
undefined۱

۱۹۶

۲۰:۴۸

۱۲ فروردین
undefinedجنگ؛ دوازده فروردین و تولد دوباره «سوره بلد»undefinedحجت الاسلام مصطفی جلالی استاد سطوح عالی حوزه علمیه
undefinedخیلی عجیب است که بزرگوارانی که بعضا در فهم دین صاحب‌نظر هستند، درباره نسبت «ولایت» و «وطن» دچار تردیدند . سالها پیش در مباحثات پیرامون «الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت» عزیز فاضلی تاکید داشت که باید وصف «ایرانی» از این تعبیر برداشته شود و ما چیزی جز «الگوی اسلامی پیشرفت» نداریم؛ این الگو در عراق و عربستان و یمن و ... یک الگوست و «سرزمین» در حقیقت این الگو تفاوتی ایجاد نمی‌کند.در توضیح نسبت میان «سرزمین ایران» و «ولایت»، نکات فراوان تاریخی، هویتی و ... هست که در بیانات امام راحل و امام شهید، مفصلا توضیح داده شده، لکن این یادداشت در صدد است از زاویه ای دیگر به این مسئله بنگرد؛ از زاویه سوره بلد...
undefinedدر نسبت «سرزمین» و «ولایت»، مفهوم «بلد» در قرآن کریم، یکی از مهمترین کلیدهای فهم دینی ماست. قرآن کریم، بوسیله مفهوم «بلد»، به روشنی نسبت میان «سرزمین» و «ولایت» را بیان کرده و در آیات مختلفی بر اهمیت «سرزمین» به عنوان «کالبد ولایت» تاکید شده است.در روشن ترین این آیات که در سوره «بلد» بیان شده است، «حلول نبی اکرم» که همان «تجلی ولایت» در «سرزمین حرم الهی» است، باعث شده این سرزمین به درجه ای از شرافت نائل شود که در دایره قسم های عظیم الهی قرار گیرد: لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ؛ قسم به این سرزمین وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ؛ چراکه تو در آن حلول کرده ای؛شرافت قبلی آن نیز از همین «ولایت» است: وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ قسم به ابراهیم و اسماعیل...
اگر در ادامه آیات، ذکر ابراهیم و اسماعیل را بیان نمی‌فرمود، شاید این گزاره که: «شرافت سرزمین به امتداد ولایت در آن سرزمین است» سخت تر قابل فهم می‌بود لکن این تعبیر دوباره تاکید میکند که شرافت «حرم» به حلول «حقیقت ولایت» است که از «آدم» علیه السلام شروع شده و تا ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام امتداد یافته و به محمد و آل او صلوات الله علیهم اجمعین رسیده است.
undefinedنکته بسیار جالب توجه این است که پس از «هجرت» همین شرافت به سرزمین «یثرب» منتقل میشود و هویت این سرزمین نیز تغییری ژرف میکند؛ چه اینکه سنگ و خاک و چوب یک «سرزمین» با حضور و امتداد ولایت، به «حرم» مبدل می‌گردد؛ آری! این اکسیر «ولایت» است که از سنگ و چوب و فلز، حرم میسازد.
البته توجه داریم که «ولایت» یعنی: «پیوند عمیق مردم» با یکدیگر و «قیام آنها به قسط» در امتداد «آرمان الهی» که به تعبیر دقیق‌تر همان «تشکیل حکومت الهی» است؛ نه صرفا یک امر ذهنی و اعتقادی. ولایت در معنای حقیقی آن، پیوند، قیام و حرکت است؛ نه سکون، رکود و امید واهی!
حال دوباره باید پرسید «دوازدهم فروردین» چه کرد؟ قیام «قوم محبوب خدا» در یوم الله دوازده فروردین، ولایت را به «سرزمین ایران» منتقل نمود و «حرمی دیگر» آفرید. لا اقسم بهذا البلد... قسم به ایران... و انت حل بهذا البلد... چرا که در این سرزمین، ولایتِ تو حلول کرده است: یا صاحب الزمان! (ارواحنا فداک)
undefinedپیر جمارانی ما، خمینی کبیر، در پیام دوازدهم فروردین جمله ای فرموده است که امسال، پس از این جنگ مقدس بهتر آن را می‌فهمیم؛ شاید دوازدهم فروردین سال قبل نیز آنچنان که امروز می‌فهمیم، نمی‌فهمیدیم: «صبحگاه 12 فروردين - كه روز نخستين حكومت اللّٰه است - از بزرگترين اعياد مذهبى و ملى ماست. ملت ما بايد اين روز را عيد بگيرند و زنده نگه دارند.»
☫مبارک باد این عید؛ روز نخستین حکومت الله!☫
@emtedad_iri | اندیشکده امتدادundefined
undefined۱

۱۷۸

۱۲:۱۶

۲ اردیبهشت
بازارسال شده از جامعه اندیشکده‌ها
undefined جنگ؛ فرصت صادرات صنایع فرهنگی ایرانی
undefined محسن بیگی، پژوهشگر اندیشکده امتداد
صنایع فرهنگی به مجموعه فعالیت‌هایی گفته می‌شود که محصول اصلی آن‌ها «محتوا و معنا» است؛ مثل فیلم، موسیقی، انیمیشن، کتاب، بازی و… . این صنایع هم‌زمان سه کار انجام می‌دهند: ایجاد درآمد، ساختن تصویر و قدرت نرم برای کشور، و تقویت هویت و گفتمان مورد نظر در افکار عمومی جهان.
بخش‌های اصلی صنایع فرهنگی را می‌توان در این ده مورد خلاصه کرد:۱) نشر و کتاب؛۲) فیلم، سریال و مستند؛۳) انیمیشن؛۴) موسیقی و پادکست؛۵) بازی‌های ویدئویی و موبایلی؛۶) صنایع دستی و هنرهای سنتی؛۷) هنرهای تجسمی و گرافیک؛۸) مد و طراحی با هویت ایرانی؛۹) گردشگری و رویدادهای فرهنگی؛۱۰) خدمات خلاق دیجیتال (موشن‌گرافیک، تولید محتوا، مدیریت شبکه‌های اجتماعی و…).هر کدام از این‌ها ظرفیت صادرات و اثرگذاری بین‌المللی دارند.
در حال حاضر ایران در برخی حوزه‌ها مثل صنایع دستی، انیمیشن، فیلم‌های جشنواره‌ای و ادبیات مقاومت مزیت و نیروی انسانی خلاق دارد، اما سهم صادرات فرهنگی با ظرفیت کشور تناسب ندارد. زنجیره «تولید حرفه‌ای – بازاریابی – توزیع بین‌المللی» هنوز کامل نیست. با این حال، شرایط جدید سیاسی–رسانه‌ای، پنجره‌ای کم‌سابقه برای جهش صادرات صنایع فرهنگی فراهم کرده است.
undefined بهره‌برداری از محبوبیت جهانی و فرصت بازارسازیمحبوبیت و همدلی که ایران پس از پیروزی نسبی در جنگ و اقدامات مانند بستن تنگه هرمز کسب کرده، یک سرمایه نمادین است که می‌تواند به «بازار واقعی برای محصولات فرهنگی» تبدیل شود. وقتی ذهن‌ها و دل‌ها به روایت ایران متمایل شده‌اند، پذیرش فیلم، انیمیشن، کتاب و موسیقی ایرانی بسیار بیشتر است. اگر امروز روی صنایع فرهنگی سرمایه‌گذاری نشود، این موج همدلی به‌سرعت فروکش می‌کند؛ اما اگر به محصول فرهنگی تبدیل شود، می‌تواند چند سال برای ایران بازار و درآمد ایجاد کند.
undefined استفاده از نمونه‌های موفق به‌عنوان سکوی پرشموفقیت انیمیشن‌های لگویی ایرانی با بیش از ۵۰۰ میلیون بازدید و بازخورد بالای توییت‌ها و محتوای سفارتخانه‌ها یک «اثبات عملی» است که روایت ایرانی جنگ و مقاومت ظرفیت جهانی شدن دارد. این تجربه نشان می‌دهد که اگر به جای کلیپ‌های مقطعی، اکوسیستم محصول ساخته شود (فیلم، سریال، انیمیشن بلند، بازی، کتاب، مرچندایز و…) و شبکه رسانه‌ای سفارتخانه‌ها و حامیان خارجی در بازاریابی آن به‌کار گرفته شود، صادرات فرهنگی ایران می‌تواند جهش جدی داشته باشد.
undefined صنایع فرهنگی؛ تحریم‌گریز و مناسب دوران جنگبرخلاف نفت، گاز و فولاد که به‌راحتی در سطح حمل‌ونقل و تبادلات مالی تحریم‌پذیر و در جنگ آسیب‌پذیرند، محتواهای دیجیتال (فیلم، انیمیشن، موسیقی، کتاب الکترونیک، بازی) سخت‌تر قابل مهارند. حتی با مسدودسازی بعضی حساب‌ها، تکثیر و دسترسی به محتوا در اینترنت ادامه می‌یابد. در سناریوی طولانی شدن جنگ و تداوم تحریم‌ها، توسعه صنایع فرهنگی یک مسیر امن‌تر و پایدارتر برای صادرات کالا و خدمات و کاهش وابستگی به صادرات فیزیکی است و درآمد ملی را افزایش می دهد.
undefined تبدیل صادرات فرهنگی به قدرت نرم و استمرار گفتمان مقاومتمصرف فیلم، موسیقی، انیمیشن، بازی و کتاب ایرانی – به‌ویژه با مضمون ضد استکباری – فقط یک خرید اقتصادی نیست؛ نوعی هم‌ذات‌پنداری نرم با گفتمان مقاومت است. هر چه محصولات فرهنگی ایرانی بیشتر وارد سبد مصرف مردم جهان شود، حمایت از ایران از سطح احساس لحظه‌ای به سطح «هویت و باور» منتقل می‌شود. بنابراین، سرمایه‌گذاری بر صنایع فرهنگی هم‌زمان که درآمد ارزی ایجاد می‌کند، ابزار حفظ و تقویت موج حمایت جهانی از ایران و تثبیت جایگاه گفتمان مقاومت در افکار عمومی است.
undefined جمع‌بندی:صنایع فرهنگی برای ایران در شرایط فعلی، یک «حوزه حاشیه‌ای» نیست، بلکه فرصتی استراتژیک است: محبوبیت جهانی فعلی، نمونه‌های موفق وایرال، تحریم‌گریزی و نقش در قدرت نرم، همگی نشان می‌دهند که با یک برنامه جدی برای تولید، بازاریابی و صادرات محصولات فرهنگی، می‌توان هم درآمد پایدار به‌دست آورد و هم گفتمان مقاومت را در سطح جهانی تثبیت و بازتولید کرد.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
undefined جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله

۱

۱۰:۰۲