۱۰۲
۱۸:۲۹
۱۳۵
۱۱:۴۵
۱۵۳
۵:۲۰
۸۰
۱۱:۱۶
۸۵
۴:۵۷
۲۵۳
۱۴:۱۱
بدون شرح
۶۳
۶:۲۱
javad-esmaeili-WqSgG44plNI-unsplash.webp
۱۵۴.۰۶ کیلوبایت
عکس بالا رو دوباره به صورت فایل آپلود کردم تا با کیفیت بالا دانلود کنید که بتونید زوم کنید و نوشتههای روی پارچه رو بخونید.
عکاس: جواد اسماعیلیمنبع انتشار: Unsplash
عکاس: جواد اسماعیلیمنبع انتشار: Unsplash
۸۳
۶:۲۳
در کتاب «روشنفکران و جامعه» ، توماس سول از برتراند راسل بهعنوان یکی از نمونههای روشنفکرانی یاد میکند که با وجود نبوغ بالا، در قضاوتهای اجتماعی و سیاسی دچار خطاهای جدی شدهاند.
ا «اشتباهات راسل از نگاه توماس سول» است، خلاصهی مهمترین موارد اینهاست:
۱) اعتماد بیش از حد به عقل انتزاعیسول معتقد است راسل مانند بسیاری از روشنفکران، تصور میکرد که با استدلال نظری میتوان دربارهی مسائل پیچیدهی اجتماعی بهتر از تجربهی تاریخی و نهادهای واقعی داوری کرد. از نگاه سول، مشکل این رویکرد این است که:
- جامعه بسیار پیچیدهتر از مدلهای ذهنی روشنفکران است- پیامدهای ناخواسته در سیاستگذاری زیادند- دانش پراکنده در جامعه را نمیتوان صرفاً با نبوغ فردی جایگزین کرد
در این چارچوب، راسل گاهی قطعیت بیشتری از آنچه شواهد اجازه میداد نشان میداد.
۲) سادهانگاری دربارهی رژیم شوروییکی از انتقادهای مهم سول این است که برخی روشنفکران غربی، از جمله راسل در دورهای، نسبت به اتحاد شوروی یا پروژههای سوسیالیستی خوشبینانه یا کمدقت بودند. هرچند راسل بعدها منتقد بسیاری از جنبههای استبدادی شد، سول او را نمونهای میبیند از کسی که:
- به وعدههای ایدئولوژیک توجه میکند- هزینههای انسانی و واقعیتهای اجرایی را دستکم میگیرد- بهجای سنجش نتایج واقعی، به نیتها یا آرمانها وزن زیادی میدهد
۳) داوری سیاسی بدون مسئولیت اجرایییکی از ایدههای مرکزی سول این است که روشنفکران معمولاً برای خطاهای خود هزینهی مستقیمی نمیپردازند. او راسل را در سنتی قرار میدهد که در آن روشنفکر:
- دربارهی جنگ، صلح، نظام اجتماعی و سیاست عمومی نسخه میدهد- اما خودش مسئول اجرای آن نسخهها نیست- و شکست پیشبینیها معمولاً به اعتبار او لطمهی جدی نمیزند
به نظر سول، این ساختار باعث میشود روشنفکران با اعتمادبهنفس بالا، اما بدون سازوکار تصحیح عملی، نظر بدهند.
۴) غلبهی بلاغت اخلاقی بر تحلیل تجربیسول از روشنفکرانی انتقاد میکند که زبان اخلاقیِ پرجاذبه را جایگزین تحلیل عینی میکنند. در مورد راسل، او میگوید شهرت فلسفی و قدرت قلم باعث میشد مواضع اجتماعیاش وزن زیادی بگیرند، حتی وقتی:
- دادههای تاریخی کافی پشت آن نبود- پیچیدگی واقعی مسئله نادیده گرفته میشد- میان آرزوی اخلاقی و امکان عملی فاصله بود
۵) نادیده گرفتن محدودیتهای دانش روشنفکرییکی از مضامین اصلی کتاب سول این است که روشنفکران غالباً در حوزههایی خارج از تخصص دقیق خود با اطمینان سخن میگویند. راسل در منطق و فلسفه نابغه بود، اما از نگاه سول این بهخودیخود به این معنا نیست که تحلیلهای او در:
- اقتصاد- سیاست عمومی- ساختارهای اجتماعی- روابط بینالملل
همانقدر معتبر باشد.
جمعبندیاز نگاه توماس سول، «اشتباه» اصلی برتراند راسل فقط چند موضع مشخص سیاسی نیست، بلکه نوعی الگوی روشنفکری است:
- اعتماد بیش از حد به عقل نظری- کمتوجهی به تجربه و شواهد تاریخی- داوری در مسائل اجتماعی پیچیده با قطعیت زیاد- مصون بودن از هزینههای عملیِ خطا
یعنی سول راسل را بیشتر بهعنوان نماد یک تیپ روشنفکری نقد میکند، نه صرفاً یک فرد با چند خطای موردی.
ا «اشتباهات راسل از نگاه توماس سول» است، خلاصهی مهمترین موارد اینهاست:
۱) اعتماد بیش از حد به عقل انتزاعیسول معتقد است راسل مانند بسیاری از روشنفکران، تصور میکرد که با استدلال نظری میتوان دربارهی مسائل پیچیدهی اجتماعی بهتر از تجربهی تاریخی و نهادهای واقعی داوری کرد. از نگاه سول، مشکل این رویکرد این است که:
- جامعه بسیار پیچیدهتر از مدلهای ذهنی روشنفکران است- پیامدهای ناخواسته در سیاستگذاری زیادند- دانش پراکنده در جامعه را نمیتوان صرفاً با نبوغ فردی جایگزین کرد
در این چارچوب، راسل گاهی قطعیت بیشتری از آنچه شواهد اجازه میداد نشان میداد.
۲) سادهانگاری دربارهی رژیم شوروییکی از انتقادهای مهم سول این است که برخی روشنفکران غربی، از جمله راسل در دورهای، نسبت به اتحاد شوروی یا پروژههای سوسیالیستی خوشبینانه یا کمدقت بودند. هرچند راسل بعدها منتقد بسیاری از جنبههای استبدادی شد، سول او را نمونهای میبیند از کسی که:
- به وعدههای ایدئولوژیک توجه میکند- هزینههای انسانی و واقعیتهای اجرایی را دستکم میگیرد- بهجای سنجش نتایج واقعی، به نیتها یا آرمانها وزن زیادی میدهد
۳) داوری سیاسی بدون مسئولیت اجرایییکی از ایدههای مرکزی سول این است که روشنفکران معمولاً برای خطاهای خود هزینهی مستقیمی نمیپردازند. او راسل را در سنتی قرار میدهد که در آن روشنفکر:
- دربارهی جنگ، صلح، نظام اجتماعی و سیاست عمومی نسخه میدهد- اما خودش مسئول اجرای آن نسخهها نیست- و شکست پیشبینیها معمولاً به اعتبار او لطمهی جدی نمیزند
به نظر سول، این ساختار باعث میشود روشنفکران با اعتمادبهنفس بالا، اما بدون سازوکار تصحیح عملی، نظر بدهند.
۴) غلبهی بلاغت اخلاقی بر تحلیل تجربیسول از روشنفکرانی انتقاد میکند که زبان اخلاقیِ پرجاذبه را جایگزین تحلیل عینی میکنند. در مورد راسل، او میگوید شهرت فلسفی و قدرت قلم باعث میشد مواضع اجتماعیاش وزن زیادی بگیرند، حتی وقتی:
- دادههای تاریخی کافی پشت آن نبود- پیچیدگی واقعی مسئله نادیده گرفته میشد- میان آرزوی اخلاقی و امکان عملی فاصله بود
۵) نادیده گرفتن محدودیتهای دانش روشنفکرییکی از مضامین اصلی کتاب سول این است که روشنفکران غالباً در حوزههایی خارج از تخصص دقیق خود با اطمینان سخن میگویند. راسل در منطق و فلسفه نابغه بود، اما از نگاه سول این بهخودیخود به این معنا نیست که تحلیلهای او در:
- اقتصاد- سیاست عمومی- ساختارهای اجتماعی- روابط بینالملل
همانقدر معتبر باشد.
جمعبندیاز نگاه توماس سول، «اشتباه» اصلی برتراند راسل فقط چند موضع مشخص سیاسی نیست، بلکه نوعی الگوی روشنفکری است:
- اعتماد بیش از حد به عقل نظری- کمتوجهی به تجربه و شواهد تاریخی- داوری در مسائل اجتماعی پیچیده با قطعیت زیاد- مصون بودن از هزینههای عملیِ خطا
یعنی سول راسل را بیشتر بهعنوان نماد یک تیپ روشنفکری نقد میکند، نه صرفاً یک فرد با چند خطای موردی.
۴۲
۸:۴۴