این مطلب از آقای مجتبی تابش قابل تامل بود
متأسفانه عمریه بخاطر اینکه دیر شده و دیگه داره همه چی از دست میره و باید سریع یه کاری بکنیم و اگه نکنیم انقلاب سقوط میکنه و در پیچ حساس تاریخی هستیم و اوضاع اورژانسیه
حاضر نشدیم روی هیچ مسئله ای عمیق بشیم!
و چه قدر این استدلال مارا کوتوله فکری و آویزان پرخوانده های فکری بار آورد!
و نگذاشت روی پای خودمان بایستیم!
نتیجه این شده که نتوانسته ایم هیچ مسئله ای را حل کنیم و همه را زخمی و نیمه کاره رها کرده ایم!
ای کاش بجای بجای حجم و تنوع کارها روی کیفیت کارها جهت کارها اولویت و اولیت کارها تمرکز کرده بودیم!
یادش به شر!زمانی که هفتگی اولویت هایمان تغییر می کرد!
راستی!تقسیم بندی نیروی کار عملی و نیروی کار فکری هم بی تأثیر نبود!مغزمان را به کسانی به عاریت داده بودیم!و آنها جای ما می اندیشیدند!و ما نیروی عمله آنها بودیم و طرحی را تعبدی پذیرفته بودیم و اجرا میکردیم بدون آنکه بدانیم کدام نقطه را می زند و کدام مسئله را حل می کند و چه قدر از مسئله را حل میکند!
اعتماد از من برای من رقیبی ساخته است!میدونید فکر کنید منظورم اعتماد به پدرخوانده ای فکریه!
چه بر ما رفته است ای دل...
باید به این ضرورت برسیم و یاد بگیریم و تمرین کنیم که روی پای خودمان به ایستیم
در خانه اگر کس است...
والسلام علی من التبع الهدی
متأسفانه عمریه بخاطر اینکه دیر شده و دیگه داره همه چی از دست میره و باید سریع یه کاری بکنیم و اگه نکنیم انقلاب سقوط میکنه و در پیچ حساس تاریخی هستیم و اوضاع اورژانسیه
حاضر نشدیم روی هیچ مسئله ای عمیق بشیم!
و چه قدر این استدلال مارا کوتوله فکری و آویزان پرخوانده های فکری بار آورد!
و نگذاشت روی پای خودمان بایستیم!
نتیجه این شده که نتوانسته ایم هیچ مسئله ای را حل کنیم و همه را زخمی و نیمه کاره رها کرده ایم!
ای کاش بجای بجای حجم و تنوع کارها روی کیفیت کارها جهت کارها اولویت و اولیت کارها تمرکز کرده بودیم!
یادش به شر!زمانی که هفتگی اولویت هایمان تغییر می کرد!
راستی!تقسیم بندی نیروی کار عملی و نیروی کار فکری هم بی تأثیر نبود!مغزمان را به کسانی به عاریت داده بودیم!و آنها جای ما می اندیشیدند!و ما نیروی عمله آنها بودیم و طرحی را تعبدی پذیرفته بودیم و اجرا میکردیم بدون آنکه بدانیم کدام نقطه را می زند و کدام مسئله را حل می کند و چه قدر از مسئله را حل میکند!
اعتماد از من برای من رقیبی ساخته است!میدونید فکر کنید منظورم اعتماد به پدرخوانده ای فکریه!
چه بر ما رفته است ای دل...
باید به این ضرورت برسیم و یاد بگیریم و تمرین کنیم که روی پای خودمان به ایستیم
در خانه اگر کس است...
والسلام علی من التبع الهدی
۶۸۲
۲۱:۲۳
#ریلز #علیرضا_شفاه #علی_نبی #فاطمه_برومند #محمد_رضایی #محمدطاهر_رحیمی
جمهوری اسلامیِ دیگر؛ در دل جمهوری اسلامی!
سیمکشیِ یک جریانِ ریشهدار، از اقتصاد و فرهنگ تا سیاست خارجی؛ مسئله، دیدنِ ویروسِ پشتِ علائم است.
#اقتصاد_مردمی#مسأله_ایران#ساختارهای_مردم_گریز
پیشنهاد به مجله یادتون نره🥰
#اقتصاد_مردمی#مسأله_ایران#ساختارهای_مردم_گریز
پیشنهاد به مجله یادتون نره🥰
۲.۱K
۹:۴۹

پاکت هدیه
فروخت گوشه ی جنت به شوق خال لبت
چطوری 20 نفر پاکت رو دیدید ولی صدنفر برداشت کردند؟




۴۸۳
۱۸:۳۳
دوستان از اتاق فرمان میگن ربات بوده همش!
۵۴۹
۱۸:۳۴
بازارسال شده از نهضت پیشرفت ایران
سلسله نشستهای جنگ؛ ایرانِ آینده و پیشرفت
نشست اول: نقش نوجوان در نقشه پیشرفت
و جمعی از اساتید و فعالان عرصه تربیت و پیشرفت
۳۰
۱۷:۴۸
هندسه آینده ایران: عبور از «ستیز کور» و «صلحِ سرابگونه» به سوی «نبردِ تمدنساز»
طرح مسئله و چارچوب مفهومی نشست
تصویر آینده، قطبنمای حرکت ملتهاست. جامعهای که نداند به سوی کدام افق در حرکت است، در گرداب بحرانهای روزمره و دوگانههای کاذب غرق خواهد شد. امروز، در یکی از پیچیدهترین تقاطعهای تاریخی و ژئوپلیتیک جهان، گفتمان سیاسی پیرامون «آینده ایران و نحوه مواجهه با نظم جهانی» اسیر یک دوگانهسازی سطحی و تقلیلگرایانه شده است؛ دوگانهای که در هر دو سوی آن، خبری از درک واقعیت صحنه و مختصات تمدنی ایران نیست.
اگر مختصات فکری نیروهای مدعیِ آیندهنگری را واکاوی کنیم، با سه جریان و سه خوانش متفاوت از صحنه روبهرو میشویم:
۱. جریان نخست؛ ستیزهجوییِ بدون نقشه راه (شمشیر کشیدن در تاریکی)این جریان، ضرورت تقابل با دشمن را احساس کرده، اما هیچ درک چندبُعدی و روشنی از هندسه قدرت، اقتصاد سیاسی و الزامات حکمرانی در شرایط گذار ندارد. تجویز این گروه، «جنگ برای جنگ» و ستیزهجویی مستمر است، بیآنکه تصویری از فردای پس از نبرد ارائه دهد. این نگاه، چون افقی برای آیندهسازی و طرحی برای اداره کشور در متن بحران ندارد، در نهایت به استهلاکِ توانِ ملی و بنبست راهبردی ختم میشود.
۲. جریان دوم؛ انفعالِ تزیینشده به نام «زندگی» (صلحطلبیِ سرابگونه)در نقطه مقابل، جریان غربگرا با مصادره مفهوم «زندگی»، تنها یک شعار دارد: «نجنگیم». این جریان که درک درستی از ماهیت خشن و آنارشیستِ نظام بینالملل و تغییرات زنجیرههای ارزش جهانی ندارد، تصور میکند با دست کشیدن از مؤلفههای قدرت ملی، درهای توسعه به روی کشور باز خواهد شد. خطای بزرگ این نگاه، نداشتن تصویری واقعی از آینده و نادیده گرفتن این حقیقت است که در جهانِ امروز، صلح و رفاه، نه با انفعال و تسلیم، بلکه در سایه موازنه قدرت و بازدارندگی به دست میآید. این جریان، برای فرار از جنگ، کشور را به سمت خلع سلاح و هضم شدن در نظمی سوق میدهد که خود در حال فروپاشی است.
۳. جریان سوم؛ واقعگرایی آرمانخواهانه و «نبرد تمدنساز» (مسیرِ پیشرو)
گره کورِ آینده ایران، با دو جریان نخست باز نخواهد شد. اما جریان سومی در حال بالندگی است که از دوگانه کاذب «جنگ / صلح» عبور کرده است. این جریان، دقیقاً میداند ایران در کجای تاریخ و جغرافیای جهان ایستاده است. وزنِ راهبردی، ظرفیتهای لجستیک، توان تولید ملی و رسالت تمدنی ایران را میشناسد. اگر این جریان امروز از مفهوم «مقاومت» و در صورت لزوم «رویارویی سخت» دفاع میکند، این نبرد یک کنشِ واکنشی و کور نیست؛ بلکه «نبردی است از سر آگاهی» برای پاسداری از یک «آیندهی طراحیشده».منطقِ جنگ در این نگاه، نه یک غایت، بلکه ابزاری برای عبور از موانعِ سلطه و رسیدن به نقطهی تثبیتِ یک تمدنِ قدرتمند، مستقل و مردمپایه است. این جریان میداند که زایشِ تمدنی بدون هزینه نیست، اما هزینهها را در چارچوب یک منطق محاسبهپذیر و برای رسیدن به قلهای مشخص پرداخت میکند.
رسالتِ این نشست:
نشست پیشرو، آوردگاهی برای صورتبندی همین جریان سوم است. ما گرد هم آمدهایم تا نشان دهیم چرا مقاومتِ امروز ما، نه از سر ماجراجویی (همچون جریان اول) و نه قابلِ معامله با توهمات دیپلماتیک (همچون جریان دوم) است. ما اینجا هستیم تا «آیندهای» را تبیین کنیم که ارزش جنگیدن، ایستادگی و فداکاری دارد؛ آیندهای که در آن، ایرانِ فردا نه یک بازیگر حاشیهای، بلکه نقطه ثقل و لنگرگاهِ نظمِ نوین منطقهای و جهانی خواهد بود.
طرح مسئله و چارچوب مفهومی نشست
تصویر آینده، قطبنمای حرکت ملتهاست. جامعهای که نداند به سوی کدام افق در حرکت است، در گرداب بحرانهای روزمره و دوگانههای کاذب غرق خواهد شد. امروز، در یکی از پیچیدهترین تقاطعهای تاریخی و ژئوپلیتیک جهان، گفتمان سیاسی پیرامون «آینده ایران و نحوه مواجهه با نظم جهانی» اسیر یک دوگانهسازی سطحی و تقلیلگرایانه شده است؛ دوگانهای که در هر دو سوی آن، خبری از درک واقعیت صحنه و مختصات تمدنی ایران نیست.
اگر مختصات فکری نیروهای مدعیِ آیندهنگری را واکاوی کنیم، با سه جریان و سه خوانش متفاوت از صحنه روبهرو میشویم:
۱. جریان نخست؛ ستیزهجوییِ بدون نقشه راه (شمشیر کشیدن در تاریکی)این جریان، ضرورت تقابل با دشمن را احساس کرده، اما هیچ درک چندبُعدی و روشنی از هندسه قدرت، اقتصاد سیاسی و الزامات حکمرانی در شرایط گذار ندارد. تجویز این گروه، «جنگ برای جنگ» و ستیزهجویی مستمر است، بیآنکه تصویری از فردای پس از نبرد ارائه دهد. این نگاه، چون افقی برای آیندهسازی و طرحی برای اداره کشور در متن بحران ندارد، در نهایت به استهلاکِ توانِ ملی و بنبست راهبردی ختم میشود.
۲. جریان دوم؛ انفعالِ تزیینشده به نام «زندگی» (صلحطلبیِ سرابگونه)در نقطه مقابل، جریان غربگرا با مصادره مفهوم «زندگی»، تنها یک شعار دارد: «نجنگیم». این جریان که درک درستی از ماهیت خشن و آنارشیستِ نظام بینالملل و تغییرات زنجیرههای ارزش جهانی ندارد، تصور میکند با دست کشیدن از مؤلفههای قدرت ملی، درهای توسعه به روی کشور باز خواهد شد. خطای بزرگ این نگاه، نداشتن تصویری واقعی از آینده و نادیده گرفتن این حقیقت است که در جهانِ امروز، صلح و رفاه، نه با انفعال و تسلیم، بلکه در سایه موازنه قدرت و بازدارندگی به دست میآید. این جریان، برای فرار از جنگ، کشور را به سمت خلع سلاح و هضم شدن در نظمی سوق میدهد که خود در حال فروپاشی است.
۳. جریان سوم؛ واقعگرایی آرمانخواهانه و «نبرد تمدنساز» (مسیرِ پیشرو)
گره کورِ آینده ایران، با دو جریان نخست باز نخواهد شد. اما جریان سومی در حال بالندگی است که از دوگانه کاذب «جنگ / صلح» عبور کرده است. این جریان، دقیقاً میداند ایران در کجای تاریخ و جغرافیای جهان ایستاده است. وزنِ راهبردی، ظرفیتهای لجستیک، توان تولید ملی و رسالت تمدنی ایران را میشناسد. اگر این جریان امروز از مفهوم «مقاومت» و در صورت لزوم «رویارویی سخت» دفاع میکند، این نبرد یک کنشِ واکنشی و کور نیست؛ بلکه «نبردی است از سر آگاهی» برای پاسداری از یک «آیندهی طراحیشده».منطقِ جنگ در این نگاه، نه یک غایت، بلکه ابزاری برای عبور از موانعِ سلطه و رسیدن به نقطهی تثبیتِ یک تمدنِ قدرتمند، مستقل و مردمپایه است. این جریان میداند که زایشِ تمدنی بدون هزینه نیست، اما هزینهها را در چارچوب یک منطق محاسبهپذیر و برای رسیدن به قلهای مشخص پرداخت میکند.
رسالتِ این نشست:
نشست پیشرو، آوردگاهی برای صورتبندی همین جریان سوم است. ما گرد هم آمدهایم تا نشان دهیم چرا مقاومتِ امروز ما، نه از سر ماجراجویی (همچون جریان اول) و نه قابلِ معامله با توهمات دیپلماتیک (همچون جریان دوم) است. ما اینجا هستیم تا «آیندهای» را تبیین کنیم که ارزش جنگیدن، ایستادگی و فداکاری دارد؛ آیندهای که در آن، ایرانِ فردا نه یک بازیگر حاشیهای، بلکه نقطه ثقل و لنگرگاهِ نظمِ نوین منطقهای و جهانی خواهد بود.
۳.۱K
۱۰:۳۴
*زن در قاب تبلیغات؛ غایب در سطوح تصمیمگیری*
تصاویر، خود گویای ماجراست؛ تیزر جشن ۱۴ سالگی «تیوال»، از مراجع رسمی فروش بلیت تئاتر و کنسرت، در رسانه رسمی این مجموعه منتشر شده است.
اما مسئله فقط همین ویدئو نیست؛ تناقضی است که سالهاست در ساختارهای فرهنگی کشور دیده میشود: تصویر زن برای تبلیغ، جذب مخاطب و فروش پذیرفته میشود، اما حضور زنان توانمند در جایگاههای مؤثر مدیریتی همچنان با مانع روبهروست.
در سالهای گذشته، هر بار زنان متخصص و شایستهای را برای تصدی پستهای ارشد در سازمان تبلیغات اسلامی پیشنهاد کردیم، پاسخ این بود که «بهدلیل حضور روحانیون و ساختار مردانه سازمان، چنین انتصابی پذیرفته نیست.» نهایت اعتنا نیز واگذاری برخی مسئولیتهای محدود، زنانه و کماثر بوده است.
اتفاقاً استفاده ابزاری از زنان، محصول همان تفکر شرقیای است که در برابر تفکر انقلاب اسلامی ایستاده است؛ تفکر شرقی سنتی است که زن را بهعنوان انسانی توانمند، اثرگذار و پیشران جامعه نمیبیند...
تصاویر، خود گویای ماجراست؛ تیزر جشن ۱۴ سالگی «تیوال»، از مراجع رسمی فروش بلیت تئاتر و کنسرت، در رسانه رسمی این مجموعه منتشر شده است.
اما مسئله فقط همین ویدئو نیست؛ تناقضی است که سالهاست در ساختارهای فرهنگی کشور دیده میشود: تصویر زن برای تبلیغ، جذب مخاطب و فروش پذیرفته میشود، اما حضور زنان توانمند در جایگاههای مؤثر مدیریتی همچنان با مانع روبهروست.
در سالهای گذشته، هر بار زنان متخصص و شایستهای را برای تصدی پستهای ارشد در سازمان تبلیغات اسلامی پیشنهاد کردیم، پاسخ این بود که «بهدلیل حضور روحانیون و ساختار مردانه سازمان، چنین انتصابی پذیرفته نیست.» نهایت اعتنا نیز واگذاری برخی مسئولیتهای محدود، زنانه و کماثر بوده است.
اتفاقاً استفاده ابزاری از زنان، محصول همان تفکر شرقیای است که در برابر تفکر انقلاب اسلامی ایستاده است؛ تفکر شرقی سنتی است که زن را بهعنوان انسانی توانمند، اثرگذار و پیشران جامعه نمیبیند...
۱.۱K
۱۳:۱۰
مهدکودک بزرگ ترها در تهران
🫠
روایت بحران معنا در جهان مدرن
با همان امکاناتهمان کارویژه
فیلمهای کامل گعدههای اندیشهورزی هاتف را در آپارات دنبال کنید.
بله | تلگرام | اینستاگرام | ایتا
روایت بحران معنا در جهان مدرن
با همان امکاناتهمان کارویژه
۷۹۴
۲۰:۴۸
مرکز بررسی مسائل فرهنگی(هاتف)
از نظر من، دوگانه فقر، قدرت نظامی مطرح شده از سوی دکترقالیباف دنباله ی همان دوگانه سازی های (آزادی،دیوارکشی) (انرژی هسته ای،چرخ اقتصادی)، (حقوقدان، نظامی) (مقاومت زندگی)است.
اضافه کنید دوگانه ی پوشک بچه، جنگ و خونخواهی رو که از سوی امیرابراهیم رسولی بیان شد🫥
۱۹۲
۱۳:۵۰