هجرت | د. موحد
به نظر من یکی از عواملی که نمیذاره آدمها برن سمت سادهزیستی و کاهش مصرفگرایی و فراغ ذهن از خیلی از زنجیرهای دنیایی، معاشرت هاست، رفت و آمد هاست. به نظرم آدمهای متخلق و خودساخته هم اگر زیاد و مدام و فقط با افراد دنیازده، مادیگرا، تجملاتی، لاکچری و دنبال دنیا و زرق و برق بیارزشش نشست و برخاست کنن، احتمالاً متأثر میشن؛ دیگه چه برسه به ماها! حرف من نیست البته. هم حدیثه، هم توصیه مکرر و مؤکد اساتید اخلاق. امام معصوم میفرمایند: «أُنْظُرْ إِلى مَنْ هُوَ دُونَكَ وَ لاتَنْظُرْ إِلى مَنْ هُوَ فَوْقَكَ به پایین دست خود نگاه كن، نه به بالا دست خود» رسول خدا میفرمایند: "اُنْظُرُوا إِلَى مَنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ لاَ تَنْظُرُوا إِلَى مَنْ فَوْقَكُمْ فَإِنَّهُ أَجْدَرُ أَنْ لاَ تَرُدُّوا نِعْمَةَ اَللَّهِ به فرودست خود بنگريد، نه به فرا دست خود؛ همانا سزاوار نيست كه نعمت خدا را بر خود، كوچك شماريد" آيتالله بهجت میفرمود: در مادّیات به پایینتر از خود نگاه كن، نه به بالاتر. (و بالعکس، در امور معنوی آدم باید بالاتر از خودشو ببینه و به یه ذره اعمال و خیرات خودش مغرور نشه و دائم بخواد خودشو بکشه بالا) خب خیلی طبیعیه که اگر مدام با چنین افرادی بشینیم، هم کلام شیم، زندگی بگذرونیم، ما هم کشیده میشیم همون سمت! خاصیت دنیاست. حالا برخی میگن "آقا ما خواهرمون اینجوریه، زن داداشمون اینجوریه، نمیشه که نریم و نیایم." بله نمیشه قطع رحم کرد. اما اولاً وقتی این صله رحم آسیب جدی داره (مخصوصاً در تربیت بچهها. شاید خودمون خیلی فرهیخته باشیم و مشکل پیدا نکنیم!!) میشه مدیریت و محدود بشه در حد واجبش. ثانیاً اگر بالإجبار این روابط هست، میشه به اختیار روابطی خلاف اینها شکل داد. قوم و خویش آدم در انتخاب خودش نیست، دوستاش که هستن! آدم برا خودش یه محیط تربیتی خوب مهیا کنه؛ #انتخاب دوستانی با ویژگیهای منطبق بر نظام ارزشیش! همتراز با افق دید و آرمانهاش! چه از جهت خودش، چه به عنوان یه گروه همسالان مناسب برا بچههاش. (این مسئله برا خیلی چیزا هست. از حجاب و پوشش تا نکات تربیتی بچهها، تا سبک زندگی و...) دوستی داشتم بسیار خوب و حتماً مؤمنتر از من، اما ظاهر زندگیشون از ما بالاتر بود. منم رفتوآمدمو باهاش قطع یا خیلی کم کردم (دوستان خوب دیگه داشتم و حلقه روابطم منحصر در ایشون نبود) بچه آدم، خود آدم متأثر میشه، ذهن آدم مشغول میشه. خب چرا؟! به دست خودمون، خودمون رو پایین بکشیم! پایین نگه داریم! درحالی که اهداف و مقصود خیلی بزرگتری داریم، درحالی که امام در دعا میفرماید: وَ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی غَداً عَنْهُ خدایا منو مشغول چیزی کن که فردا ازم دربارهش سوال میپرسی! وَ اسْتَفْرِغْ أَیامِی فِیمَا خَلَقْتَنِی لَهُ عمر منو در راهی صرف کن که منو براش خلق کردی! و واقعاً تداوم بر اینجور معاشرتها، مانع این میشه که آدم نعمتهایی که داره رو ببینه؛ مانع #شکرگزاری میشه. و حتی رفتن به سمت مقابل شکرگزاری... لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ! اما معاشرت با سطح پایینتر از خود، از عوامل ایجاد و تقویت قناعت در انسانه. امام صادق عليهالسلام میفرمایند: اُنظُرْ إلى مَن هُو دُونَكَ في المَقدُرَةِ و لا تَنظُرْ إلى مَن هو فَوقَكَ في المَقدُرَةِ ، فإنّ ذلكَ أقنَعُ لكَ بما قُسِمَ لكَ. به ناتوانتر از خودت بنگر و به توانگر از خويش منگر! زيرا كه اين كار تو را به آنچه قسمت تو شده است قانع تر مى سازد. و امام میفرماید: القُنوعُ راحَةُ الأبدانِ قناعت، مايه آسايش تن است! پس این مدیریت معاشرت، تهش میرسه به آرامش! به سلامت روان! عدم مدیریتش هم خب به پریشانی و ناشکری و نارضایتی و چشموهمچشمی و فرورفتنِ روزافزون در دنیا!
حالا دیگه ماییم و انتخابمون!
هـجرتــــــ | مادر۵فرزند، پزشک ╭─❥❥┅─❁╮ @hejrat_kon ╰❀─❥─┅┄╯ #نشربامنبع #سبک_زندگی #سبک_زندگی_ایرانی_اسلامی #مدیریت_معاشرت #معاشرت
به نظرم یکی دیگه از موانعِ رفتن به سمتِ (یا موندن در راهِ) سادهزیستی و پرهیز از مصرفگرایی،فضای مجازی هست!- چیزی که نسلهای قبل ما ازش فارغ و آسوده بود🥲 -
بلاگرها،اینستاگرام،خیلی از روزمره نویس ها،فروشگاههای زیاد مجازی که عضویم "برای وقتی که لازممون شد"، اما درواقع خیلی وقتها الکی توشون میچرخیم و خب متأسفانه "هر آنچه دیده بیند دل کند یاد"!!
- نیازهای کاذبی که برامون ساخته میشه،- خلأهایی که یهویی برامون ایجاد میشه!- یه چیزی که یه عمر نداشتیم و مشکلی هم نبود اما چون چندتا کانالدار و بلاگر و فلانی تو فلان گروه، گفتن و دارن استفاده میکنن، یهو حس میکنیم زندگیمون بی این فلجه!- فراغتهای ذهنی که داشتیم اما حالا با مدام "دیدن و دیدن"، دیگه درگیری و مشغله فکری پیدا کردیم...- وقتهای آزادتری که داشتیم و صرف چیزهای ارزشمند(یا اصلاً خوابیدن!) میشد اما حالا مدام صرف دیدن زندگی دیگران یا بالاپایین کردن فروشگاههای مجازی میشه مخصوصاً اگر تخفیفی هم گذاشته باشن! دیگه مگه میشه نخرید؟! از قدیم گفتن "مفت باشه کو... باشه"!
شبکههای اجتماعی، ویترینهای فریبندهای هستن که مدام به ما نشون میدن:• دیگران چی دارن که ما نداریم
• دیگران کجا رفتن که ما نرفتیم
• دیگران چی پوشیدن که ما نپوشیدیم
• دیگران چی خریدن که ما نخریدیم
و...
بگذریم که اغلب این ویترینها، انتخابی هستن!یعنی آدمها معمولاً فقط بهترین گوشههای زندگیشونو نشون میدن!درواقع خیلی از مخاطبین اینجور نمایشهای فضای مجازی، دارن زندگی واقعیشونو با کارتپستالهای دیگران مقایسه میکنن! 
چندتا کار رو میتونیم انجام بدیم:
عضو فروشگاههایی باشیم که واقعاً بهشون نیاز داریم نه هر فروشگاهی که تخفیف داره یا محصولات جذاب و خوش رنگ داره یا مدام تبلیغ و تحریک و تحریص...و فقط هم در زمان نیاز بهشون مراجعه کنیم. نه دائم پرسه زدن در کانالها و دیدن محصولات.
افرادی که سبک زندگیشون همخوانی با ارزشهامون نداره رو رها کنیم، دنبال نکنیم.خصوصاً کسانی که خواسته ناخواسته مدام مصرفگرایی و تجمل رو ترویج میکنن.
برای خواب به موقع و تاخت نزدنش با مجازیگردی بیهوده اهمیت قائل باشیم. بهداشت خواب روی مسائل روحی روانی، مسائل جسمی مثل فشارخون و حتی باروری مؤثره.
بهجای چرخیدن تو فروشگاههای مجازی، میشه رفت سراغ محتواهای مفید(کتاب، پادکست، سخنرانی، آموزش)
قبل از خرید هر چیزی، از خودمون بپرسیم:«آیا واقعاً به این نیاز دارم؟ یا فقط دیدنش باعث شد بخوامش؟»
مدام به خودمون یادآوری کنیم که خیلی از این ویترینها، زندگی واقعی نیستن.پشت هر قاب زیبا، ممکنه صدها تلاش و سختی و حتی نمایش نهفته باشه.
🪩 البته که فضای مجازی تماماً منفی نیست!امام هادی علیهالسلام میفرمایند:«الدُّنْيَا سُوقٌ يَرْبَحُ فِيهَا قَوْمٌ وَ يَخْسَرُ آخَرُونَ»«دنیا بازاری است که گروهی در آن سود میکنند و گروهی دیگر زیان میبرند.»فضای مجازی هم همینه.عدهای از اون بهره واقعی میبرن،و عدهای سرمایههای عمر، تمرکز، آرامش و قناعتشون رو از دست میدن!
اگر نگاهمون رو مدیریت کنیم،
خیلییی از نیازهامون هم مدیریت میشه!
و سادهزیستی، دیگه یه انتخابِ سخت نیست!بلکه یک سبکِ زندگیِ طبیعی و روان و کم اصطکاکه!
هـجرتــــــ | مادر۵فرزند، پزشک ╭─❥❥┅─❁╮@hejrat_kon ╰❀─❥─┅┄╯#نشر_با_منبع #سبک_زندگی #سبک_زندگی_ایرانی_اسلامی #مدیریت_فضای_مجازی #مصرف_گرایی #ساده_زیستی #قناعت
بلاگرها،اینستاگرام،خیلی از روزمره نویس ها،فروشگاههای زیاد مجازی که عضویم "برای وقتی که لازممون شد"، اما درواقع خیلی وقتها الکی توشون میچرخیم و خب متأسفانه "هر آنچه دیده بیند دل کند یاد"!!
- نیازهای کاذبی که برامون ساخته میشه،- خلأهایی که یهویی برامون ایجاد میشه!- یه چیزی که یه عمر نداشتیم و مشکلی هم نبود اما چون چندتا کانالدار و بلاگر و فلانی تو فلان گروه، گفتن و دارن استفاده میکنن، یهو حس میکنیم زندگیمون بی این فلجه!- فراغتهای ذهنی که داشتیم اما حالا با مدام "دیدن و دیدن"، دیگه درگیری و مشغله فکری پیدا کردیم...- وقتهای آزادتری که داشتیم و صرف چیزهای ارزشمند(یا اصلاً خوابیدن!) میشد اما حالا مدام صرف دیدن زندگی دیگران یا بالاپایین کردن فروشگاههای مجازی میشه مخصوصاً اگر تخفیفی هم گذاشته باشن! دیگه مگه میشه نخرید؟! از قدیم گفتن "مفت باشه کو... باشه"!
• دیگران کجا رفتن که ما نرفتیم
• دیگران چی پوشیدن که ما نپوشیدیم
• دیگران چی خریدن که ما نخریدیم
و...
🪩 البته که فضای مجازی تماماً منفی نیست!امام هادی علیهالسلام میفرمایند:«الدُّنْيَا سُوقٌ يَرْبَحُ فِيهَا قَوْمٌ وَ يَخْسَرُ آخَرُونَ»«دنیا بازاری است که گروهی در آن سود میکنند و گروهی دیگر زیان میبرند.»فضای مجازی هم همینه.عدهای از اون بهره واقعی میبرن،و عدهای سرمایههای عمر، تمرکز، آرامش و قناعتشون رو از دست میدن!
اگر نگاهمون رو مدیریت کنیم،
خیلییی از نیازهامون هم مدیریت میشه!
و سادهزیستی، دیگه یه انتخابِ سخت نیست!بلکه یک سبکِ زندگیِ طبیعی و روان و کم اصطکاکه!
۳.۷K
۱۵:۲۲
بازارسال شده از شهید خامنهای به روایت خودش
#ماجرای_روز؛ سالگرد ارتحال مرحومه میردامادی مادرگرامی رهبر شهید انقلاب
حق مادرم بر من پایانناپذیر است/ ارادت من به حضرت موسی(ع) متاثر از مادرم است
مادرم یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، با دیوان حافظ مأنوس و با قرآن و حدیث کاملاً آشنا بود. ایشان زنی بامعرفت و آدمی بود پر از اطّلاعات. آیات و احادیث زیادی حفظ بود و متن قرآن و روایت را هم خیلی خوب میفهمید؛ یعنی کمتر آیه و حدیثی بود که خوانده شود و ایشان نفهمد. مادرم به خاطر اینکه کودکیاش را در نجف گذرانده بود و با محیط عربی خو داشت، عربی را بلد بود. اصلاً تهلهجهی عربی داشت؛ در جوانی بیشتر و بعدها کمتر. مقداری هم درس عربی پیش پدرم خوانده بود. خود من اَمثله و مقداری از شرح اَمثله را پیش مادرم خواندم و البتّه بعداً بخشهایی از جامع المقدّمات را به مادرم درس دادم. ایشان با اینکه خیلی درس رسمی عربی نخوانده بود، امّا متون عربی را میفهمید. هرچند گاهی به خاطر اینکه یک لغت را نمیدانست، ممکن بود جایی را اشتباه بخواند، امّا با یک تذکّر مختصر، فوراً میفهمید. ایشان صدای خیلی خوبی هم داشت و قرآن را با صوت خیلی شیرین و خوبی میخواند و بعضی از آیهها را برای ما ترجمه میکرد. ما بچّهها از صدایش خوشمان میآمد و دورش جمع میشدیم؛ من، خواهرِ بعد از خودم و یک مدّتی برادر بزرگم. حالا یا جاذبهی صدایش بود یا اینکه خودش میگفت که بچّهها بیایند و بنشینند. مادرم برای خودش قرآنی داشت که از بچّگی آن را دیده بودیم. حقوق مادرم بر من پایانناپذیر است؛ من اوّلین نغمههای خوش قرآن را از حنجرهی او شنیدم. داستانهای گوناگون قرآن و بخصوص داستانهای پیغمبران را هم از او شنیدم؛ اصلاً پایه و مایهی معلومات من از زندگی پیغمبران، همانهایی است که مادرم برایمان میگفت؛ مثلاً مادرم حضرت موسی را خیلی دوست میداشت و میگفت کارهایش جالب است و مثلاً با خدا جور خاصّی صحبت میکند. من هم همینطور هستم و به حضرت موسی ارادت مضاعفی دارم که شاید تحت تأثیر ایشان است.
شهید خامنهای به روایت خودش @Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش روبیکا | اینستاگرام
حق مادرم بر من پایانناپذیر است/ ارادت من به حضرت موسی(ع) متاثر از مادرم است
مادرم یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، با دیوان حافظ مأنوس و با قرآن و حدیث کاملاً آشنا بود. ایشان زنی بامعرفت و آدمی بود پر از اطّلاعات. آیات و احادیث زیادی حفظ بود و متن قرآن و روایت را هم خیلی خوب میفهمید؛ یعنی کمتر آیه و حدیثی بود که خوانده شود و ایشان نفهمد. مادرم به خاطر اینکه کودکیاش را در نجف گذرانده بود و با محیط عربی خو داشت، عربی را بلد بود. اصلاً تهلهجهی عربی داشت؛ در جوانی بیشتر و بعدها کمتر. مقداری هم درس عربی پیش پدرم خوانده بود. خود من اَمثله و مقداری از شرح اَمثله را پیش مادرم خواندم و البتّه بعداً بخشهایی از جامع المقدّمات را به مادرم درس دادم. ایشان با اینکه خیلی درس رسمی عربی نخوانده بود، امّا متون عربی را میفهمید. هرچند گاهی به خاطر اینکه یک لغت را نمیدانست، ممکن بود جایی را اشتباه بخواند، امّا با یک تذکّر مختصر، فوراً میفهمید. ایشان صدای خیلی خوبی هم داشت و قرآن را با صوت خیلی شیرین و خوبی میخواند و بعضی از آیهها را برای ما ترجمه میکرد. ما بچّهها از صدایش خوشمان میآمد و دورش جمع میشدیم؛ من، خواهرِ بعد از خودم و یک مدّتی برادر بزرگم. حالا یا جاذبهی صدایش بود یا اینکه خودش میگفت که بچّهها بیایند و بنشینند. مادرم برای خودش قرآنی داشت که از بچّگی آن را دیده بودیم. حقوق مادرم بر من پایانناپذیر است؛ من اوّلین نغمههای خوش قرآن را از حنجرهی او شنیدم. داستانهای گوناگون قرآن و بخصوص داستانهای پیغمبران را هم از او شنیدم؛ اصلاً پایه و مایهی معلومات من از زندگی پیغمبران، همانهایی است که مادرم برایمان میگفت؛ مثلاً مادرم حضرت موسی را خیلی دوست میداشت و میگفت کارهایش جالب است و مثلاً با خدا جور خاصّی صحبت میکند. من هم همینطور هستم و به حضرت موسی ارادت مضاعفی دارم که شاید تحت تأثیر ایشان است.
شهید خامنهای به روایت خودش @Ayatollaah_ir بله | ایتا | سروش روبیکا | اینستاگرام
۱
۷:۵۱
دوازدهمین دورۀ جامعِ آموزش منظومۀ فکری رهبر شهید
برادران و خواهران
بصورت سراسری و یکپارچه در سراسر کشور
این دورۀ آموزشی، در سه بخشِ معرفتی، ارزشی و کنشی برگزار میگردد.
مزایا:
آشنایی با منظومهٔ فکری رهبر شهید
امکان شرکت در دورهٔ تخصصی سطح۲ در رشتههای مختلف
اعطای گواهینامه بعد از اتمام هر بخش
زمان ثبتنام: از ۱۱ مرداد تا ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
شروع دوره: ۱۱ مهر ۱۴۰۵
ثبتنام در تارنمای مجموعۀ تبیین از طریق پیوند زیر:https://www.tabyinmanzome.ir/courses/maaref-enghelab/marefati12
راه ارتباطی(ایتا):@manzome1
مجموعهٔ تبیین منظومۀ فکری رهبری @tabyinmanzome_ir
مزایا:
۲.۹K
۹:۱۹
❁ـ﷽ـ❁#چند_خط_روضه
گاهی یک چیزهایی را میدانی، میفهمیاما تا خودت در آن قرار نگیری... "احساس سوختن به تماشا نمیشود"...
میان ظلمت جاهلیتی عمیق و هزاران ساله،ناگهان یک نوری میتابد،محمد ی، رسولالله میشود. تا این نور ذره ذره این ظلمت را کنار بزند، چه ها که حضرت خاتم و یارانش تحمل نمیکنند. مردها، زن ها، حتی بچهها... سالها...سالها...بعد خداوند فتوحاتش را نصیب صبر و استقامت این مؤمنین میکند. و اسلام حاکم بر آن دنیای جاهلی میشود. دوران شکوه آغاز میشود.هرچند هزار دسیسه و فتنه و نفاق در لایههای زیرین و رویین در جریان است.قرآن هم مدام، در کنار وعدههای شیرین، از همینها حرف میزند. از دشمن، از مبارزه، از صبر، از مجاهدت.و البته که بینابین آیهها، یک "أَفَإِن ماتَ أَو قُتِلَ" هم درباره نازنین پیامبرش میگوید.
و بالاخرهدر فردا روزیآنچه که از ذهن مؤمنین بسیار دور و "نباید" و "خدا هرگز نیاورد" و "هزار جان گرامی فدای او" بود،میرسد...نور عظیم خلقت، ختم مرسلین، فروغ بشریت، محکمپناهِ اسلام و مسلمين،دنیا را مفارقت میکند...
تا امروز اینها را همه شنیده بودیماما امسال... فکر کردن به آنروز رحلت شما یا نبی،وجودمان را بدجوری میلرزاند!
مایی که چندماه است عزیزترین دارایی مان، کوه زندگی مان، عشقمان را از دست دادهایم و سوختیم و بد هم سوختیم، حالا فکر کردن به رفتن و فقدان شما نفسمان را در سینه حبس میکند؛که بر سر مؤمنین آن روز چه آمد؟ چطور فرو ریختند، چطور این سوگ عظیم، آنها را از پا انداخت، چطور رفتن بزرگ ترین خلق عالم، و فقدان مبارک ترین وجود عالم را باور کردند و تاب آوردند؟...
آن مردم پدر از دست دادند؛بهترین، مهربان ترین، والاترین، نورانی ترین پدر عالم.ما اینطور عزادار از دست دادن پدر امت که مردی از سلاله شما بود شدیم، بر سر مؤمنین آن روز چه آمد؟...
ولی این یک وجه قضیه است.یا فاطمةالزهرا، بانو،از ۹ اسفند ما جور دیگری درگیر شما شدهایم، در عزای شما گریه میکنیم
داغ پدر درست، داغ فراق این وجود بیانتهای تجلی خدا به کناراما شما داغدار مسئله دیگری شدید...
ما که سر و سرور از دست دادیم، کشورمان ناگهان تبدیل به مشت واحد محکمی شد، آتش شد به جان دشمن، آرمان ها سرجا، مبانی محکمارتجاع؟ نهارتداد؟ نهرهبر حکومت اسلامی ما که رفت، جانشین صالحی پشت سرش زمام امور را به دست گرفت. آن گونه که شایسته بود. آنگونه که قلب مؤمنین شاد شد.تحریف؟ نهغصب؟ هرگز
من بمیرم برای شما ای حبیبه خدا
داغ پدرتان جگرسوز اما آنچه شما را آب میکرد داغ و غم غصب ولایت بود
انحراف از حق بود
جهل و نفاق و ارتداد بود
اینکه سلاح گریه به دست گرفتید، بیت الاحزان راه انداختید، دست فرزندان کوچکتان را، با آن حال جسم، میگرفتید میرفتید به ابراز عزا و ابراز ناراحتی فقط در سوگ پدر که نبود
ابراز نارضایتی بود، ابراز غضب بود، ابراز سخط بود.آی مردم، منِ پاره تن رسول خدا، حبیبه خدا، از چیزی ناراحتم! ناراضی ام! بفهمید! بپرسید و واکنش دهید! برایش قیام کنید!مگر مردمان نشنیده بودند که "فمن آذاها فقد آذانی و مَنْ آذانی فَقَد آذی الله" ؟!به همین چند روز فراموششان شد؟انقدر که ماجرای کوچه رقم بخورد؟!
آخ دختر رسول خدابه خدا که از اسفند، ما جور دیگری برای مصایب شما گریه میکنیم
برای شما، امیرالمؤمنین، پسرتان حسن، دردانهتان حسین، عقیلهتان زینب...انگار یک پرده از روی روضهها کنار رفته، واضح تر شده...آقای ما با رفتنش روضهخوان بزرگی برای شما شد
مدام مظلومیت شیعه و در عین حال قوت و قدرت بقای شیعه را برایمان به تصویر میکشد.و هر عزاداری و غم و اشکی، ما را محکم تر میکند...این خون مظلوم، ما را هم عاشقتر کرده به شما، هم عارفتر به حق شما، هم انشاءالله فداییتر و وفادارتر به شما...
هـجرتــــــ╭─❥❥┅─❁╮@hejrat_kon ╰❀─❥─┅┄╯#نشربامنبع #حضرت_زهرا سلاماللهعلیها #رسول_الله صلیاللهعلیهوآله #و_أن_لو_استقاموا #و_فتح_قریب #ایران_مبعوث #فرج #اللهم_عجل_الفرج
گاهی یک چیزهایی را میدانی، میفهمیاما تا خودت در آن قرار نگیری... "احساس سوختن به تماشا نمیشود"...
میان ظلمت جاهلیتی عمیق و هزاران ساله،ناگهان یک نوری میتابد،محمد ی، رسولالله میشود. تا این نور ذره ذره این ظلمت را کنار بزند، چه ها که حضرت خاتم و یارانش تحمل نمیکنند. مردها، زن ها، حتی بچهها... سالها...سالها...بعد خداوند فتوحاتش را نصیب صبر و استقامت این مؤمنین میکند. و اسلام حاکم بر آن دنیای جاهلی میشود. دوران شکوه آغاز میشود.هرچند هزار دسیسه و فتنه و نفاق در لایههای زیرین و رویین در جریان است.قرآن هم مدام، در کنار وعدههای شیرین، از همینها حرف میزند. از دشمن، از مبارزه، از صبر، از مجاهدت.و البته که بینابین آیهها، یک "أَفَإِن ماتَ أَو قُتِلَ" هم درباره نازنین پیامبرش میگوید.
و بالاخرهدر فردا روزیآنچه که از ذهن مؤمنین بسیار دور و "نباید" و "خدا هرگز نیاورد" و "هزار جان گرامی فدای او" بود،میرسد...نور عظیم خلقت، ختم مرسلین، فروغ بشریت، محکمپناهِ اسلام و مسلمين،دنیا را مفارقت میکند...
تا امروز اینها را همه شنیده بودیماما امسال... فکر کردن به آنروز رحلت شما یا نبی،وجودمان را بدجوری میلرزاند!
آن مردم پدر از دست دادند؛بهترین، مهربان ترین، والاترین، نورانی ترین پدر عالم.ما اینطور عزادار از دست دادن پدر امت که مردی از سلاله شما بود شدیم، بر سر مؤمنین آن روز چه آمد؟...
ولی این یک وجه قضیه است.یا فاطمةالزهرا، بانو،از ۹ اسفند ما جور دیگری درگیر شما شدهایم، در عزای شما گریه میکنیم
ما که سر و سرور از دست دادیم، کشورمان ناگهان تبدیل به مشت واحد محکمی شد، آتش شد به جان دشمن، آرمان ها سرجا، مبانی محکمارتجاع؟ نهارتداد؟ نهرهبر حکومت اسلامی ما که رفت، جانشین صالحی پشت سرش زمام امور را به دست گرفت. آن گونه که شایسته بود. آنگونه که قلب مؤمنین شاد شد.تحریف؟ نهغصب؟ هرگز
من بمیرم برای شما ای حبیبه خدا
آخ دختر رسول خدابه خدا که از اسفند، ما جور دیگری برای مصایب شما گریه میکنیم
۲.۷K
۱۸:۲۸
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
هجرت | د. موحد
یکی از واژه های کتاب عربی دانش آموزان دهمیام "بُحَیرة" است؛ یعنی دریاچه. "دریاچه" خیلی کلمهی معمولیای است. قبول دارید؟! مثل بیست و چند کلمه دیگری که در واژهنامه آن درس آمده، میشود خواند و از کنارش رد شد... اما این "دریای کوچک" هر سال یک داستانی سرهم میکند تا ما را با خودش به خانهی کسی ببرد. برای همین، یک جور دیگری دوستش دارم. اصلا احترام میگذارم به خودش، قصهاش و از همه بیشتر وزنش! میگویم بچه ها "بُحَیر" بر وزن چی است؟ مِنّ و مِن می کنند و کمی جوابهای پرت میدهند تا یکیشان داد بزند: فُعَیل! - آفرین! "بحر" چی میشد؟ میگویند: دریا - سه حرف اصلی اش را میبری بر وزن فُعَیل میشود بُحیر یعنی دریاچه. جَبَل کوه است. تپه را میگویند؟؟ جُبَیل! نگاه کنید! وزن "فُعَیل"، کوچک میکند. به اصطلاح اسم مُصَغّر میسازد. رودخانهی کوچک میشود نُهَیر، شکوفهی کوچک میشود زُهَیر... حالا حسَن یعنی چی؟ میگویند: زیبایی، خوبی! ببریدش بر وزن فُعَیل! یکهو صدای واااااایشان در کلاس میپیچد. یعنی دوزاری شان افتاده و از فهم ریشهی #یک_اسم_آشنا، کیف کردهاند. - یعنی چون برادر کوچکتر بوده؟! - یعنی زیباییِ کوچکتر!! شروع میکنند به حدس زدن برای دلیل این کوچک شدن. میگویم برعکس! زیبایی را کوچک نکنید! عظمت "حسن" را تماشا کنید! "حسین" را تصور کنید؛ با آنهمه مهربانی و بزرگیاش که عالم همه دیوانهی اوست! اگر آن همه شگفتی و دلبری که در وجود امام حسین است، تازه کوچک است در برابر برادرش، ببینید "حسن" چه میتواند باشد!! سریع میروم سراغ کلمه بعدی. میگذارم "کلمه" خودش کم کم توی مغزشان دم بکشد. میدانم این وزنِ ساده حتی با این سه حرف فوقالعاده، نمیتواند معرفی جامعی از یک #امام بسازد. اما شاید یک روزی اگر در هیئتی، مجلسی، دستهای دلشان برای امام حسین رفت (که حتما میرود)، همین مهندسی معکوس از نامی مصغّر شده، کمی از مظلومیتِ برادر بزرگتر او کم کند... یک روزی... شاید... تولد آن خوبیِ بزرگ، آن زیباییِ اعظم، کریمِ مظلومِ اهل بیت، امام حسن مجتبی -علیه السلام- مبارک!
#وقتی_خانه_ما_بهشت_میشود @vaghtikhanemabeheshtmishavad ╭─❥❥┅─❁╮ @hejrat_kon ╰❀─❥─┅┄╯ #امام_حسن علیهالسلام
بَحر و بُحیره...
السَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْحَقُّ الْحَقیقُ
السَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الشَّهیدُ الصِّدّیقُ
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی
وَ رَحْمَهُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ
السَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْحَقُّ الْحَقیقُ
السَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الشَّهیدُ الصِّدّیقُ
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی
وَ رَحْمَهُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ
۱.۳K
۱۲:۲۰
هجرت | د. موحد
#صوت بخشی از کتاب «همرزمان حسین علیه السلام» درباه امام حسن علیه السلام در ادامه میفرمایند: «اینجاست که به نظر شیخ آل یاسین و سید شرف الدین، قهرمان اول کربلا امام مجتبی است و قهرمان دوم، امام حسین بن علی است! او [امام حسن] بود که صحنه کربلا را درست کرد» @hejrat_kon
صوتاز کتاب "همرزمان حسین"یا انسان ۲۵۰ ساله
۱.۲K
۱۳:۱۷
به نظرم خیلی مناسبه که در ایام ولادت یا شهادت هر امام اون بخش مربوط رو از این کتاب ارزشمند یا کتب معتبر دیگه بخونیم کمکم مسلط میشیمبه تاریخ، به حوادث...
۱.۱K
۱۳:۱۸