رسالت تاریخی پرچم های سرخ خونخواهی
«انتقام خون صالحان»؛ محور اصلی فلسفه تاریخ ایران و شیعه
میثم مهدیار
یکی از مهمترین وجوه اشتراک فلسفه تاریخی ایران باستان و شیعه برجسته بودن مفهوم کینخواهی و انتقامخواهی خون صالحان است. در شاهنامه جنگهای ایران و توران و اساسا داستانهای پهلوانی شاهنامه از کینخواهی خون ایرج شروع میشود و با کینخواهی خون سیاوش به اوج میرسد و به مرگ و مجازات افراسیاب و تورانیان منجر میشود و در نهایت دوره جدیدی در تاریخ کیانی و دوره پهلوانی ایران شروع میشود.
نکته قابل توجه در این میان معطوف بودن این کینخواهی به شخصیتهای صالح است و مرگ هر شاه یا شاهزادهای آتش کینخواهی را بر نمیافروزد. مثلا کینخواهی درباره جمشید افسانهای که به دست ضحاک کشته میشود موضوعیت ندارد چرا که جمشید همان شاهی است که به واسطه منیّت و دروغ فرّه ایزدی از او برگشته است. این کینخواهی درباره نوذرشاه نیز موضوعیت ندارد چرا که فرّه ایزدی از نوذر نیز بواسطه آزمندی و ظلم و ستمی که بر مردمش روا داشته فاصله گرفتهاست.
در واقع کینخواهی ایرانیان صرفا معطوف به صالحان است. از همین رو شاهنامه قبل از طرح مساله کینخواهی ایرج و سیاوش ابتدا به شخصیت پردازی ایرج و سیاوش میپردازد و از آنان تصویری صالح و مطلوب میسازد. ایرج برادر سلم و تور، فرزند دوم فریدون در شاهنامه نه مانند سلم ترسو و واجد عقل سرد است و نه مانند تور تند مزاج است بلکه شخصیت عاقل و معتدل و میانه و صلح دوستی دارد و قبل از مرگ مهربانانه سلم و تور را از آلوده کردن دستشان به خون برادرشان نهی میکند. تصویر سیاوش هم تصویر شاهزادهای است که جلوی وسوسههای شیطانی سودابه مقاومت کرده است و با گذر از آتش پاکی و بیگناهی خود را ثابت کرده است.
اوج حماسهپردازیهای شاهنامه جنگهای طولانی و چند مرحلهای است که ایرانیان با جلوداری رستم برای انتقام خون سیاوش رخ میدهد و در نهایت افراسیاب (قاتل نوذر و سهراب و سیاوش) به دست کیخسرو فرزند سیاوش قصاص میشود.
فلسفه تاریخی شیعه نیز بر مفهوم خونخواهی بنا شده است. در سلامهای ابتدایی زیارت عاشورا به عنوان مهمترین و مشهورترین زیارتنامه شیعیان بعد از معرفی تبار پاک و خیر امام حسین (ع)، او «ثارالله» نامیده شده چرا که خود خداوند خونخواه او و پدر مطهر اوست. در فرازهای دیگری از این مانیفست تولی و تبری نیز خونخواهی امام حسین (ع) با همراهی امام مهدی (ع) آرزو شده و در واقع به محور فلسفه تاریخ شیعیان تبدیل شده است. از همین رو در تاریخ پس از عاشورا پرچم های سرخ «یا لثاراتالحسین(ع)» علم قیامها و انقلابهای بسیاری در تاریخ ایران و عراق علیه حکام جور و ظلم شده است.
متافیزیک اخلاقی ایران باستان بر مفهوم «داد» بنا شده است و «عدالت» نیز به یکی از اصول پنجگانه شیعه تبدیل شده و «انتقام خون صالحان» تجلی اصلی این جهانیِ این داد و عدالت شده است.
️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بلهایتا| تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
میثم مهدیار
متافیزیک اخلاقی ایران باستان بر مفهوم «داد» بنا شده است و «عدالت» نیز به یکی از اصول پنجگانه شیعه تبدیل شده و «انتقام خون صالحان» تجلی اصلی این جهانیِ این داد و عدالت شده است.
بلهایتا| تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
۷۳۶
۲۱:۰۳
تشییع آقای شهید ایران؛ روزی که تهران، صحنِ سعیِ عاشقان شد
#یادداشت_دکتر_سهیلا_صادقیجامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
۱۵ تیرماه ۱۴۰۵
تغییر مسیر مراسم تشییع امام خامنهای، برای بسیاری از مردمی که از نخستین ساعات بامداد در شرق تهران چشمانتظار ورود پیکر مطهر شهید بودند، تلخ و ناگوار بود. طبیعی است آنان که با عشق آمده بودند، با شنیدن خبر تغییر مسیر، احساس کنند از این وداع تاریخی جا ماندهاند. ازاینرو، هیچ سخنی نباید این رنج را انکار کند؛ زیرا انتظار نیز خود بخشی از حضور است و چشمبهراهی نیز بخشی از وفاداری.اما در کنار این واقعیت، شاید بتوان از زاویهای دیگر نیز به امروز نگریست.با اعلام تغییر مسیر، گروهی از مردم بیدرنگ کوشیدند خود را از شرقیترین نقاط تهران به غربیترین بخش شهر برسانند؛ اما با توجه به ازدحام متروها و خیابانهای مملو از جمعیت، شمار زیادی به مقصد نرسیدند. اگرچه این دگرگونی، حسرتی در دل بسیاری نشاند، اما از شکوه آن وداع تاریخی و عظمت آن تشییع نکاست؛ زیرا آنچه بیش از هر چیز در خیابانهای تهران به چشم میآمد، شوق مردم برای رساندن خود به مراسم بود.آنچه امروز رخ داد، بیش از آنکه صرفاً جابهجایی جمعیتی در پهنه یک شهر باشد، جلوهای از اشتیاق و وفاداری بود. گویی تهران، از شرق تا غرب، به صحنِ سعیِ عاشقان بدل شده بود؛ سعیای که یادآور صفا و مروه است، نه از آن رو که همانند آن باشد، بلکه از آن جهت که جوهر هر دو، اشتیاق، امید و حرکت در مسیر محبوب است.به تعبیر شهید آوینی، گاه حقیقت یک حماسه را نه در مقصد، که در راه باید جست. چه بسیار کسانی که امروز پیکر امام شهید را از نزدیک ندیدند، اما خستگی راه، ازدحام جمعیت، اشک حسرت و شتاب بیامانشان، خود سندی بر صدق ارادت و وفاداری آنان بود. اگرچه آنها از دیدار پیکر شهید محروم ماندند، از افتخار حضور و همراهی در این حماسه محروم نشدند.شاید تقدیر امروز چنین بود که سراسر تهران صحن سعی عاشقان شود؛ شهری که گامهای مردمی را به خود دید که برای آخرین وداع، بیقرار و مشتاق، راه میسپردند. همین بیقراری، یکی از زیباترین جلوههای عشق و وفاداری مردمی بود که آمده بودند تا بیعت خویش را با آرمانهای بلند امام، به نمایش بگذارند.عظمت یک وداع، تنها در شکوه صفوف تشییعکنندگان نیست؛ میتواند در اشکهایی باشد که به مقصد نمیرسند، در گامهایی که از فرط عشق، خستگی را از یاد میبرند و در دلهایی که حتی اگر از دیدار محروم شوند، از دایره ارادت بیرون نمیروند.شاید بسیاری به پیکر شهید نرسیدند؛ اما مگر همیشه رسیدن، غایت سلوک است؟ گاه دویدن، اشتیاق و بیقراری، خود مقصود است. امروز تهران، به وسعت همه خیابانهایش، میدان حضور مردمی بود که عشق به رهبری آنان را به حرکت وامیداشت. آنان، خواه به مقصد رسیدند و خواه نرسیدند، در یک حقیقت مشترک بودند: وفاداری، پیش از آنکه در دیدن جلوه کند، در برخاستن، راه سپردن و مشتاقانه رفتن معنا مییابد.
️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بلهایتا| تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
#یادداشت_دکتر_سهیلا_صادقیجامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
۱۵ تیرماه ۱۴۰۵
تغییر مسیر مراسم تشییع امام خامنهای، برای بسیاری از مردمی که از نخستین ساعات بامداد در شرق تهران چشمانتظار ورود پیکر مطهر شهید بودند، تلخ و ناگوار بود. طبیعی است آنان که با عشق آمده بودند، با شنیدن خبر تغییر مسیر، احساس کنند از این وداع تاریخی جا ماندهاند. ازاینرو، هیچ سخنی نباید این رنج را انکار کند؛ زیرا انتظار نیز خود بخشی از حضور است و چشمبهراهی نیز بخشی از وفاداری.اما در کنار این واقعیت، شاید بتوان از زاویهای دیگر نیز به امروز نگریست.با اعلام تغییر مسیر، گروهی از مردم بیدرنگ کوشیدند خود را از شرقیترین نقاط تهران به غربیترین بخش شهر برسانند؛ اما با توجه به ازدحام متروها و خیابانهای مملو از جمعیت، شمار زیادی به مقصد نرسیدند. اگرچه این دگرگونی، حسرتی در دل بسیاری نشاند، اما از شکوه آن وداع تاریخی و عظمت آن تشییع نکاست؛ زیرا آنچه بیش از هر چیز در خیابانهای تهران به چشم میآمد، شوق مردم برای رساندن خود به مراسم بود.آنچه امروز رخ داد، بیش از آنکه صرفاً جابهجایی جمعیتی در پهنه یک شهر باشد، جلوهای از اشتیاق و وفاداری بود. گویی تهران، از شرق تا غرب، به صحنِ سعیِ عاشقان بدل شده بود؛ سعیای که یادآور صفا و مروه است، نه از آن رو که همانند آن باشد، بلکه از آن جهت که جوهر هر دو، اشتیاق، امید و حرکت در مسیر محبوب است.به تعبیر شهید آوینی، گاه حقیقت یک حماسه را نه در مقصد، که در راه باید جست. چه بسیار کسانی که امروز پیکر امام شهید را از نزدیک ندیدند، اما خستگی راه، ازدحام جمعیت، اشک حسرت و شتاب بیامانشان، خود سندی بر صدق ارادت و وفاداری آنان بود. اگرچه آنها از دیدار پیکر شهید محروم ماندند، از افتخار حضور و همراهی در این حماسه محروم نشدند.شاید تقدیر امروز چنین بود که سراسر تهران صحن سعی عاشقان شود؛ شهری که گامهای مردمی را به خود دید که برای آخرین وداع، بیقرار و مشتاق، راه میسپردند. همین بیقراری، یکی از زیباترین جلوههای عشق و وفاداری مردمی بود که آمده بودند تا بیعت خویش را با آرمانهای بلند امام، به نمایش بگذارند.عظمت یک وداع، تنها در شکوه صفوف تشییعکنندگان نیست؛ میتواند در اشکهایی باشد که به مقصد نمیرسند، در گامهایی که از فرط عشق، خستگی را از یاد میبرند و در دلهایی که حتی اگر از دیدار محروم شوند، از دایره ارادت بیرون نمیروند.شاید بسیاری به پیکر شهید نرسیدند؛ اما مگر همیشه رسیدن، غایت سلوک است؟ گاه دویدن، اشتیاق و بیقراری، خود مقصود است. امروز تهران، به وسعت همه خیابانهایش، میدان حضور مردمی بود که عشق به رهبری آنان را به حرکت وامیداشت. آنان، خواه به مقصد رسیدند و خواه نرسیدند، در یک حقیقت مشترک بودند: وفاداری، پیش از آنکه در دیدن جلوه کند، در برخاستن، راه سپردن و مشتاقانه رفتن معنا مییابد.
بلهایتا| تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
۹۹۶
۱۱:۱۶
تشییع پیکر امام خامنهای؛ رفراندومی اجتماعی برای وفاداری به نظام جمهوری اسلامیسهیلا صادقیاستاد دانشگاه تهران
حضور گسترده و میلیونی مردم در آیین تشییع و وداع با امام شهید را باید یکی از مهمترین رویدادهای اجتماعی ایران معاصر تلقی کرد؛ رخدادی که صرفاً یک مراسم سوگواری تلقی نمیشود، بلکه از منظر جامعهشناسی، واجد دلالتهایی عمیق درباره سرمایه اجتماعی،هویت شیعی و استمرار مشروعیت اجتماعی است. در چنین نقاط عطفی، جامعه نه با زبان شعار، بلکه با زبان کنش جمعی سخن میگوید و اراده خود را در میدان عمل به نمایش میگذارد.در ادبیات جامعه شناسی سیاسی،مشروعیت تنها از طریق سازوکارهای رسمی و حقوقی سنجیده نمیشود، بلکه رفتارهای جمعی نیز یکی از مهمترین شاخصهای سنجش میزان اعتماد، همبستگی و تعلق اجتماعی به یک نظام سیاسی محسوب میشوند. آیینهای دینی، ملی و تاریخی، بهویژه هنگامی که با حضور گسترده و داوطلبانه مردم همراه باشند، فرصتی ارزشمند برای مطالعه سرمایه اجتماعی و میزان انسجام ملی را فراهم میآورند. از این منظر، تشییع و وداع با پیکر امام خامنه ای را میتوان یکی از مهمترین دادههای تجربی برای تحلیل رابطه جامعه و نظام جمهوری اسلامی در ایران معاصر دانست.در این مراسم،علاوه بر سوگواری و ابراز اندوه نسبت به رهبر فقید، شعارها و نمادهای مرتبط با تداوم نظام و بیعت با سید مجتبی خامنه ای نیز از سوی مردم مطرح شد. این حضور و این کنش جمعی، برای بسیاری از ناظران، نشانهای از تداوم پیوند اکثریت قابل توجهی از جامعه با جمهوری اسلامی و استمرار گفتمان آن تلقی میشود؛ پیوندی که در شرایط حساس منطقهای و در فضای پس از جنگ، معنایی فراتر از یک حضور آیینی پیدا میکند.اهمیت این رخداد زمانی بیشتر آشکار میشود که در بستر تحولات ماههای اخیر تحلیل شود. بسیاری از تحلیلگران ضد انقلاب داخلی و رسانههای خارجی بر این باور بودند که فشارهای نظامی، اقتصادی و روانی، جامعه ایران را به سمت واگرایی از جمهوری اسلامی سوق خواهد داد و زمینه تغییر نظام سیاسی را فراهم خواهد ساخت. اما حضور گسترده مردم در مراسم تشییع،برای بسیاری از ناظران، نشانهای از آن بود که بخش مهمی از جامعه، در مواجهه با تهدید خارجی، همچنان بر حفظ انسجام ملی و استمرار جمهوری اسلامی تأکید دارد. این واقعیت، بسیاری از پیشبینیها درباره فروپاشی قریبالوقوع نظام سیاسی را مردود ساخت.از این منظر، ادعاهایی که طی سالهای گذشته بر فرض گسست کامل جامعه از جمهوری اسلامی و قریبالوقوع بودن تغییر رژیم استوار بود، دستکم با این واقعیت اجتماعی نیازمند بازنگری است. تحلیل علمی اقتضا میکند که هر نظریهای در برابر دادههای عینی آزموده شود. هنگامی که میلیونها نفر بهصورت داوطلبانه در یک آیین ملی و سیاسی حضور مییابند، این رخداد را نمیتوان بدون تحلیل جامعهشناختی نادیده گرفت یا صرفاً با پیشفرضهای سیاسی و ایدئولوژیک تفسیر کرد.به همین دلیل، میتوان این مراسم را نوعی «رفراندوم اجتماعی» دانست؛ نه به معنای حقوقی و انتخاباتی آن، بلکه از آن جهت که حضور میلیونی مردم، در عمل، تصویری از ظرفیت بسیج اجتماعی، سرمایه اجتماعی و قدرت هویتبخش جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت. به همین اعتبار، این مراسم را میتوان نوعی داوری اجتماعی درباره میزان پیوند میان جامعه و نظام سیاسی نیز تلقی کرد؛ داوریای که نه از طریق صندوق رأی، بلکه در قالب یک کنش جمعی و داوطلبانه نمود یافت. در همین راستا، به جامعهشناسان ایرانی توصیه میشود پیش از آنکه به آرزوهای سیاسی خود وفادار باشند، به واقعیتهای اجتماعی وفادار بمانند، چرا که رفتار جمعی مردم در چنین مقاطع تاریخی، دادهای اجتماعی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت یا صرفاً با پیشداوریهای سیاسی توضیح داد. اگر جامعهشناسی بر مشاهده و تحلیل رفتارهای اجتماعی استوار است، آنگاه این حضور گسترده نیز باید بهعنوان یکی از مهمترین دادههای تجربی برای فهم جامعه امروز ایران مورد مطالعه قرار گیرد؛ چراکه گاه یک اجتماع میلیونی، از حیث دلالتهای اجتماعی و سیاسی، گویاتر از دهها نظرسنجی و صدها تحلیل رسانهای است.شاید مهمترین پیام این رخداد آن باشد که تحلیل جامعه ایران، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند فاصله گرفتن از توهمات و کلیشههای سیاسی و اتکا به شواهد میدانی است. جامعه را نمیتوان صرفاً از پشت تریبونهای رسانهای یا بر پایه آرزوهای سیاسی تفسیر کرد. واقعیت اجتماعی، خود را در رفتار جمعی مردم آشکار میسازد و این واقعیت، خواه مطابق انتظار تحلیلگران باشد و خواه نباشد، باید مبنای هر داوری علمی قرار گیرد. تشییع باشکوه امام شهید، از این منظر، صرفاً یک آیین وداع نبود؛ بلکه رخدادی اجتماعی بود که ظرفیت آن را دارد تا سالها موضوع مطالعه جامعهشناسان و تحلیلگران سرمایه اجتماعی قرار گیرد.
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
حضور گسترده و میلیونی مردم در آیین تشییع و وداع با امام شهید را باید یکی از مهمترین رویدادهای اجتماعی ایران معاصر تلقی کرد؛ رخدادی که صرفاً یک مراسم سوگواری تلقی نمیشود، بلکه از منظر جامعهشناسی، واجد دلالتهایی عمیق درباره سرمایه اجتماعی،هویت شیعی و استمرار مشروعیت اجتماعی است. در چنین نقاط عطفی، جامعه نه با زبان شعار، بلکه با زبان کنش جمعی سخن میگوید و اراده خود را در میدان عمل به نمایش میگذارد.در ادبیات جامعه شناسی سیاسی،مشروعیت تنها از طریق سازوکارهای رسمی و حقوقی سنجیده نمیشود، بلکه رفتارهای جمعی نیز یکی از مهمترین شاخصهای سنجش میزان اعتماد، همبستگی و تعلق اجتماعی به یک نظام سیاسی محسوب میشوند. آیینهای دینی، ملی و تاریخی، بهویژه هنگامی که با حضور گسترده و داوطلبانه مردم همراه باشند، فرصتی ارزشمند برای مطالعه سرمایه اجتماعی و میزان انسجام ملی را فراهم میآورند. از این منظر، تشییع و وداع با پیکر امام خامنه ای را میتوان یکی از مهمترین دادههای تجربی برای تحلیل رابطه جامعه و نظام جمهوری اسلامی در ایران معاصر دانست.در این مراسم،علاوه بر سوگواری و ابراز اندوه نسبت به رهبر فقید، شعارها و نمادهای مرتبط با تداوم نظام و بیعت با سید مجتبی خامنه ای نیز از سوی مردم مطرح شد. این حضور و این کنش جمعی، برای بسیاری از ناظران، نشانهای از تداوم پیوند اکثریت قابل توجهی از جامعه با جمهوری اسلامی و استمرار گفتمان آن تلقی میشود؛ پیوندی که در شرایط حساس منطقهای و در فضای پس از جنگ، معنایی فراتر از یک حضور آیینی پیدا میکند.اهمیت این رخداد زمانی بیشتر آشکار میشود که در بستر تحولات ماههای اخیر تحلیل شود. بسیاری از تحلیلگران ضد انقلاب داخلی و رسانههای خارجی بر این باور بودند که فشارهای نظامی، اقتصادی و روانی، جامعه ایران را به سمت واگرایی از جمهوری اسلامی سوق خواهد داد و زمینه تغییر نظام سیاسی را فراهم خواهد ساخت. اما حضور گسترده مردم در مراسم تشییع،برای بسیاری از ناظران، نشانهای از آن بود که بخش مهمی از جامعه، در مواجهه با تهدید خارجی، همچنان بر حفظ انسجام ملی و استمرار جمهوری اسلامی تأکید دارد. این واقعیت، بسیاری از پیشبینیها درباره فروپاشی قریبالوقوع نظام سیاسی را مردود ساخت.از این منظر، ادعاهایی که طی سالهای گذشته بر فرض گسست کامل جامعه از جمهوری اسلامی و قریبالوقوع بودن تغییر رژیم استوار بود، دستکم با این واقعیت اجتماعی نیازمند بازنگری است. تحلیل علمی اقتضا میکند که هر نظریهای در برابر دادههای عینی آزموده شود. هنگامی که میلیونها نفر بهصورت داوطلبانه در یک آیین ملی و سیاسی حضور مییابند، این رخداد را نمیتوان بدون تحلیل جامعهشناختی نادیده گرفت یا صرفاً با پیشفرضهای سیاسی و ایدئولوژیک تفسیر کرد.به همین دلیل، میتوان این مراسم را نوعی «رفراندوم اجتماعی» دانست؛ نه به معنای حقوقی و انتخاباتی آن، بلکه از آن جهت که حضور میلیونی مردم، در عمل، تصویری از ظرفیت بسیج اجتماعی، سرمایه اجتماعی و قدرت هویتبخش جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت. به همین اعتبار، این مراسم را میتوان نوعی داوری اجتماعی درباره میزان پیوند میان جامعه و نظام سیاسی نیز تلقی کرد؛ داوریای که نه از طریق صندوق رأی، بلکه در قالب یک کنش جمعی و داوطلبانه نمود یافت. در همین راستا، به جامعهشناسان ایرانی توصیه میشود پیش از آنکه به آرزوهای سیاسی خود وفادار باشند، به واقعیتهای اجتماعی وفادار بمانند، چرا که رفتار جمعی مردم در چنین مقاطع تاریخی، دادهای اجتماعی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت یا صرفاً با پیشداوریهای سیاسی توضیح داد. اگر جامعهشناسی بر مشاهده و تحلیل رفتارهای اجتماعی استوار است، آنگاه این حضور گسترده نیز باید بهعنوان یکی از مهمترین دادههای تجربی برای فهم جامعه امروز ایران مورد مطالعه قرار گیرد؛ چراکه گاه یک اجتماع میلیونی، از حیث دلالتهای اجتماعی و سیاسی، گویاتر از دهها نظرسنجی و صدها تحلیل رسانهای است.شاید مهمترین پیام این رخداد آن باشد که تحلیل جامعه ایران، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند فاصله گرفتن از توهمات و کلیشههای سیاسی و اتکا به شواهد میدانی است. جامعه را نمیتوان صرفاً از پشت تریبونهای رسانهای یا بر پایه آرزوهای سیاسی تفسیر کرد. واقعیت اجتماعی، خود را در رفتار جمعی مردم آشکار میسازد و این واقعیت، خواه مطابق انتظار تحلیلگران باشد و خواه نباشد، باید مبنای هر داوری علمی قرار گیرد. تشییع باشکوه امام شهید، از این منظر، صرفاً یک آیین وداع نبود؛ بلکه رخدادی اجتماعی بود که ظرفیت آن را دارد تا سالها موضوع مطالعه جامعهشناسان و تحلیلگران سرمایه اجتماعی قرار گیرد.
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
۸۰۱
۵:۲۸
چالش حکمرانی ملی بر فضای مجازی در جمهوری اسلامی ایران
یادداشت دکتر سید آرش وکیلیان
قسمت اولمقدمهامروزه تا اسم حکمرانی بر فضای مجازی به میان می آید، همه یاد فیلترینگ می افتند حال آنکه این روش اعمال حکمرانی را می توان دم دستی ترین روش فنی حکمرانی دانست که مناقشه بر سر آن باعث فراموش شدن جنبه های بسیار اساسی تر و مهم تر حکمرانی می شود. مقصود از «حکمرانی ملی بر فضای مجازی» امکان اعمال قوانین، سیاست ها و دیگر احکام حاکمیت ملی بر موضوعات مرتبط با فضای مجازی اعم از اشخاص، محتواها و ... به طرق مختلف فنی، اقتصادی، قضایی و امنیتی می باشد. این نوشتار می کوشد توضیح دهد که صرفنظر از مشکلات عمومی حکمرانی در کشور، چرا حکمرانی ملی بر فضای مجازی در ایران چنانکه باید توسعه نیافته است.مسأله اعمال حکمرانی بر فضای مجازی از زمان پدیدار شدن اینترنت در جهان، مسأله ای جدی در سطح ملی و بین المللی بوده است ، به طوری که ایالات متحده آمریکا علی رغم برخورداری از فضای باز رسانه ای و ارتباطی ، قانون تأمین بودجه موسوم به قانون ال گور برای توسعه شبکه زیرساخت ملی ارتباطی به منظور حفظ هژمونی جهانی در این حوزه را در سال 1992 تصویب کرد، قانون مخابرات خود را در سال 1996 و قانون مالکیت فکری را در سال 1999 بازنویسی کرد. به این ترتیب کوشید تا چارچوب حکمرانی متناسب با فضای مجازی را تقنین و اعمال کند. در سطح بین المللی نیز نخستین مباحث در این حوزه در حدود سال های 2000 مطرح شد و در سال 2003 کنوانسیون جرائم سایبری در اتحادیه اروپا مصوب شد و حکمرانی بر اینترنت موضوع داغ اجلاس سران WSIS در سال های 2003 و 2005 بود. مسأله بروزرسانی قوانین در این حوزه تا به امروز در بسیاری کشورهای جهان از بریتانیا و روسیه تا ترکیه و مالزی در جریان بوده است. ضمن آنکه این موضوع محدود به قانونگذاری نبوده و اقداماتی دیگر نظیر وادارسازی شرکت تیک تاک برای فروش زیردامنه خود در ایالات متحده به یک شرکت آمریکایی تا بازداشت دوروف، مالک تلگرام، در فرانسه از مصادیق آن می باشد.ابعاد و طرق اعمال حکمرانی ملی بر فضای مجازیحکمرانی ملی بر فضای مجازی شامل حکمرانی بر زیرساخت ارتباطات و اطلاعات، سکوها، خدمات و محتوا ، اشخاص حقیقی و حقوقی و دیگر موجودیت ها نظیر داده ها می باشد. این حکمرانی می تواند از طرق مختلف نظیر توسعه ابزارهای فنی نظیر توسعه زیرساخت شبکه و سکوهای پایه، تنظیمگری و ساماندهی فعالیت ها و تراکنش ها، حمایت از خدمات و محتوای بومی و داخلی، مذاکره ، مشارکت و تعامل با بازیگران خارجی، تقنین احکام مدنی و کیفری برای فعالان اعمال گردد.از میان طرق مختلف حکمرانی ملی که در جهان و ایران وجود دارد ، مدیریت سطح دسترسی کاربران به شبکه که اصطلاحا پالایش یا فیلترینگ نامیده می شود، تبدیل به عمده دغدغه بسیاری از مقامات و مردم ما شده است و عملا برای عده ای مساوی با حکمرانی ملی بر فضای مجازی تلقی می گردد. به طوری که سایر جوانب و طرق حکمرانی ملی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و تبدیل به مناقشه ملی شده است و در نتیجه، باعث عدم توجه و تمرکز سیاستگذاران و مدیران فضای مجازی کشور بر سایر جوانب و طرق حکمرانی که بسیار مهم تر هم می باشد، شده است.در ایران اینترنت از سال 1373 فراهم شده و دسترسی عمومی به آن نیز از اواخر همان دهه میسر شده و سیاست های کلی شبکه های اطلاع رسانی رایانه ای نیز در همان زمان ابلاغ شده است، اما عمده توسعه فضای مجازی در کشور به مثابه یک زیرساخت ضروری ملی در دهه 1390 رخ داده و ضریب نفوذ اینترنت برای اشخاص از 12 درصد در سال 1392 به بیش از 70 درصد در پایان این دهه رسیده است. این توسعه منجر به وابستگی مردم به برخی از خدمات و محتوای سکوهای خارجی به خصوص در حوزه رسانه و سرگرمی شد، به طوری که حدود نیمی از جامعه روزانه ساعت ها به استفاده از محتوای سکوهای خارجی می پردازند که جایگزین داخلی ندارد. علی رغم ایجاد این وابستگی اجتماعی، توسعه حکمرانی متناسب با این تحول نبوده و همین امر منشأ بسیاری از بحران های کنونی است که مقامات امنیتی کشور را مکررا به استفاده از قطع دسترسی سوق می دهد. یعنی در شرایط توسعه اینترنت خارج از حکمرانی ملی ، حاکمیت ملی مجبور می شود در شرایط امنیتی اینترنت غیرقابل حکمرانی را قطع یا محدود کند.
https://www.isna.ir/news/1405040201296/چالش-حکمرانی-ملی-بر-فضای-مجازی
️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بلهایتا| تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
قسمت اولمقدمهامروزه تا اسم حکمرانی بر فضای مجازی به میان می آید، همه یاد فیلترینگ می افتند حال آنکه این روش اعمال حکمرانی را می توان دم دستی ترین روش فنی حکمرانی دانست که مناقشه بر سر آن باعث فراموش شدن جنبه های بسیار اساسی تر و مهم تر حکمرانی می شود. مقصود از «حکمرانی ملی بر فضای مجازی» امکان اعمال قوانین، سیاست ها و دیگر احکام حاکمیت ملی بر موضوعات مرتبط با فضای مجازی اعم از اشخاص، محتواها و ... به طرق مختلف فنی، اقتصادی، قضایی و امنیتی می باشد. این نوشتار می کوشد توضیح دهد که صرفنظر از مشکلات عمومی حکمرانی در کشور، چرا حکمرانی ملی بر فضای مجازی در ایران چنانکه باید توسعه نیافته است.مسأله اعمال حکمرانی بر فضای مجازی از زمان پدیدار شدن اینترنت در جهان، مسأله ای جدی در سطح ملی و بین المللی بوده است ، به طوری که ایالات متحده آمریکا علی رغم برخورداری از فضای باز رسانه ای و ارتباطی ، قانون تأمین بودجه موسوم به قانون ال گور برای توسعه شبکه زیرساخت ملی ارتباطی به منظور حفظ هژمونی جهانی در این حوزه را در سال 1992 تصویب کرد، قانون مخابرات خود را در سال 1996 و قانون مالکیت فکری را در سال 1999 بازنویسی کرد. به این ترتیب کوشید تا چارچوب حکمرانی متناسب با فضای مجازی را تقنین و اعمال کند. در سطح بین المللی نیز نخستین مباحث در این حوزه در حدود سال های 2000 مطرح شد و در سال 2003 کنوانسیون جرائم سایبری در اتحادیه اروپا مصوب شد و حکمرانی بر اینترنت موضوع داغ اجلاس سران WSIS در سال های 2003 و 2005 بود. مسأله بروزرسانی قوانین در این حوزه تا به امروز در بسیاری کشورهای جهان از بریتانیا و روسیه تا ترکیه و مالزی در جریان بوده است. ضمن آنکه این موضوع محدود به قانونگذاری نبوده و اقداماتی دیگر نظیر وادارسازی شرکت تیک تاک برای فروش زیردامنه خود در ایالات متحده به یک شرکت آمریکایی تا بازداشت دوروف، مالک تلگرام، در فرانسه از مصادیق آن می باشد.ابعاد و طرق اعمال حکمرانی ملی بر فضای مجازیحکمرانی ملی بر فضای مجازی شامل حکمرانی بر زیرساخت ارتباطات و اطلاعات، سکوها، خدمات و محتوا ، اشخاص حقیقی و حقوقی و دیگر موجودیت ها نظیر داده ها می باشد. این حکمرانی می تواند از طرق مختلف نظیر توسعه ابزارهای فنی نظیر توسعه زیرساخت شبکه و سکوهای پایه، تنظیمگری و ساماندهی فعالیت ها و تراکنش ها، حمایت از خدمات و محتوای بومی و داخلی، مذاکره ، مشارکت و تعامل با بازیگران خارجی، تقنین احکام مدنی و کیفری برای فعالان اعمال گردد.از میان طرق مختلف حکمرانی ملی که در جهان و ایران وجود دارد ، مدیریت سطح دسترسی کاربران به شبکه که اصطلاحا پالایش یا فیلترینگ نامیده می شود، تبدیل به عمده دغدغه بسیاری از مقامات و مردم ما شده است و عملا برای عده ای مساوی با حکمرانی ملی بر فضای مجازی تلقی می گردد. به طوری که سایر جوانب و طرق حکمرانی ملی را به شدت تحت تأثیر قرار داده و تبدیل به مناقشه ملی شده است و در نتیجه، باعث عدم توجه و تمرکز سیاستگذاران و مدیران فضای مجازی کشور بر سایر جوانب و طرق حکمرانی که بسیار مهم تر هم می باشد، شده است.در ایران اینترنت از سال 1373 فراهم شده و دسترسی عمومی به آن نیز از اواخر همان دهه میسر شده و سیاست های کلی شبکه های اطلاع رسانی رایانه ای نیز در همان زمان ابلاغ شده است، اما عمده توسعه فضای مجازی در کشور به مثابه یک زیرساخت ضروری ملی در دهه 1390 رخ داده و ضریب نفوذ اینترنت برای اشخاص از 12 درصد در سال 1392 به بیش از 70 درصد در پایان این دهه رسیده است. این توسعه منجر به وابستگی مردم به برخی از خدمات و محتوای سکوهای خارجی به خصوص در حوزه رسانه و سرگرمی شد، به طوری که حدود نیمی از جامعه روزانه ساعت ها به استفاده از محتوای سکوهای خارجی می پردازند که جایگزین داخلی ندارد. علی رغم ایجاد این وابستگی اجتماعی، توسعه حکمرانی متناسب با این تحول نبوده و همین امر منشأ بسیاری از بحران های کنونی است که مقامات امنیتی کشور را مکررا به استفاده از قطع دسترسی سوق می دهد. یعنی در شرایط توسعه اینترنت خارج از حکمرانی ملی ، حاکمیت ملی مجبور می شود در شرایط امنیتی اینترنت غیرقابل حکمرانی را قطع یا محدود کند.
https://www.isna.ir/news/1405040201296/چالش-حکمرانی-ملی-بر-فضای-مجازی
بلهایتا| تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
۷۸۷
۸:۵۵
چالش حکمرانی ملی بر فضای مجازی در جمهوری اسلامی ایران
یادداشت دکتر سید آرش وکیلیانقسمت دوم
چالش های حکمرانی ملی پرسش این است که چه چالش هایی مانع از توسعه کامل حکمرانی ملی در جمهوری اسلامی ایران از دهه 1390 تا کنون بوده است؟1- انگاره موجبیت فناوری، مشکل تأخر فناوری و وارادت خدمات ایران از جهت فناوری های نوین نظیر هوش مصنوعی تولیدکننده نبوده است و این فناوری ها را اخذ کرده است و در جریان اخذ فناوری انگاره غالب اجتماعی ما موجبیت یا جبر فناوری بوده است، یعنی فناوری یک صورت مشخص مبتنی بر دانش دارد و نمی توان در آن دخل تصرف کرد. حال آنکه مطالعات فلسفه و جامعه شناسی فناوری نشان می دهد که یک فناوری های نوین در واقع سیستم های پیچیده و ترکیبی اجتماعی فنی هستند که تعین آنها در نقطه امکان فنی و مطلوبیت اجتماعی جامعه مبدأ رقم می خورد. لذا جامعه خالق این سیستم ها ، آنها را بر اساس ارزش های بومی اش پدید می آورد. عملا عقب ماندگی ما در اثر فناوری نقش حکمرانی ما را به تقلید از کشورهای پیشرو و تلاش برای اشاعه همان دستاوردها به منظور نیل به پیشرفت تقلیل می دهد. بدتر آنکه، در عرصه مصرف خدمات وابسته به ابزارها و سکوهای خارجی نظیر سیستم عامل یا رسانه اجتماعی بوده ایم و قواعد سیاستی جوامع پدیدآورنده در قالب حکمرانی سکویی بر ما تحمیل شده است. گذار از این چالش مستلزم آن است که جایگاه ما از مصرف فناوری و خدمات خارجی به تولید آن تغییر کند و با رویکرد سیستم اجتماعی-فنی بتوانیم ارزش های خود را در زمینه پیدایش فناوری اعمال کنیم. 2- ضعف نهاد سیاستگذارشورای عالی فضای مجازی به عنوان نهاد سیاستگذار در عرصه فضای مجازی با محدودیت های جدی مواجه است. برخی از این محدودیت ها نظیر ناتوانی در مداخله در انتصابات و تعیین اعتبارات چالشی است که منجر به ضعف در اجرای مناسب برنامه ها می شود. همچنین، ناتوانی در بازخواست مؤثر مقاماتی که در اجرای مصوبات قصور و تقصیر دارند، بر این مشکل می افزاید. تعارضات و تداخلات کاری با دیگر شوراهای موازی از بدو تأسیس تا کنون و تقریبا در همه دولت ها، سبب اختلال در عملکرد شده است، این شامل تداخل کاری با شورای عالی انقلاب فرهنگی در موضوعاتی نظیر هوش مصنوعی می شود. تقریبا همه دولت های مستقر هر وقت خواسته اند جلوی تشکیل جلسات شورایعالی را گرفته یا در صورت برگزاری جلسات از ابلاغ یا اجرای برخی مصوبات کلیدی ممانعت کرده اند. برای سیاستگذاری مؤثر لازم است ساختاری مناسب با اختیارات کافی شکل بگیرد و نسبت آن با سایر دستگاه های حکمرانی نیز مشخص گردد تا بتوان به سیاستگذاری مؤثری دست یافت. 3- تنگنای قانونگذاری:عمده قوانین حوزه فضای مجازی کشور در دهه 1380 تصویب شده است و از سال 1390 به بعد جز یکی دو مورد ، هیچ قانونی در این حوزه مصوب نگشته است. این امر دلایل متعددی دارد از جمله احساس عدم ضرورت به تقنین به علت وجود شورایعالی فضای مجازی؛ طولانی بودن روال چندساله تقنین که منجر به ناکام ماندن آن به علت تغییر مقامات و حتی موضوعات می شود؛ ضعف کارشناسی در ساختار تدوین و تصویب لوایح در دولت و مجلس که باعث پیش نویس های ضعیف و پرانتقاد می شود؛ ترجیح بازیگران مؤثر از فعالان بخش خصوصی گرفته تا مقامات امنیتی در خصوص مزیت فقدان قانون ؛ تعارضات متعدد نهادی نظیر تعارض سازمان صدا و سیما و دولت و ...در چنین وضعیتی عملا فضای مجازی کشور بدون قوانین روزآمد اداره می شود و هر موضوعی که پیش بیاید به علت فقدان روال قانونی نظیر کنترل های اقتصادی تبدیل به یک مسأله حاد امنیتی می شود که از طرق غیرمدنی حل و فصل می گردد. همچنین فعالان این عرصه نیز ترجیح می دهند تا فعالیت خود را بیرون از چارچوب قانون مدون به پیش ببرند و با توافقات پشت پرده مشکلات خود را حل کنند. این هراس یا نگرانی از تقنین در رسانه ها نیز منعکس شده و هر لایحه با هر موضوعی و توسط هر جریانی که مطرح می گردد با انگ طرح صیانت ، عملا از دستور خارج می گردد به طوری که در این دولت شاهد مسکوت گذاشتن لوایح مقابله با اخبار خلاف واقع، اصلاح قانون جرائم رایانه ای، لایحه حکمرانی داده و لایحه مسئولیت مدنی سکوها بوده ایم؛ علی رغم اینکه اینها توسط نهادهای گوناگون با رویکردهای متفاوتی تهیه شده بود.
https://www.isna.ir/news/1405040201296/چالش-حکمرانی-ملی-بر-فضای-مجازی
️با "ما" در شبکه های اجتماعی "هم_راه" باشید:
بلهایتا| تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
چالش های حکمرانی ملی پرسش این است که چه چالش هایی مانع از توسعه کامل حکمرانی ملی در جمهوری اسلامی ایران از دهه 1390 تا کنون بوده است؟1- انگاره موجبیت فناوری، مشکل تأخر فناوری و وارادت خدمات ایران از جهت فناوری های نوین نظیر هوش مصنوعی تولیدکننده نبوده است و این فناوری ها را اخذ کرده است و در جریان اخذ فناوری انگاره غالب اجتماعی ما موجبیت یا جبر فناوری بوده است، یعنی فناوری یک صورت مشخص مبتنی بر دانش دارد و نمی توان در آن دخل تصرف کرد. حال آنکه مطالعات فلسفه و جامعه شناسی فناوری نشان می دهد که یک فناوری های نوین در واقع سیستم های پیچیده و ترکیبی اجتماعی فنی هستند که تعین آنها در نقطه امکان فنی و مطلوبیت اجتماعی جامعه مبدأ رقم می خورد. لذا جامعه خالق این سیستم ها ، آنها را بر اساس ارزش های بومی اش پدید می آورد. عملا عقب ماندگی ما در اثر فناوری نقش حکمرانی ما را به تقلید از کشورهای پیشرو و تلاش برای اشاعه همان دستاوردها به منظور نیل به پیشرفت تقلیل می دهد. بدتر آنکه، در عرصه مصرف خدمات وابسته به ابزارها و سکوهای خارجی نظیر سیستم عامل یا رسانه اجتماعی بوده ایم و قواعد سیاستی جوامع پدیدآورنده در قالب حکمرانی سکویی بر ما تحمیل شده است. گذار از این چالش مستلزم آن است که جایگاه ما از مصرف فناوری و خدمات خارجی به تولید آن تغییر کند و با رویکرد سیستم اجتماعی-فنی بتوانیم ارزش های خود را در زمینه پیدایش فناوری اعمال کنیم. 2- ضعف نهاد سیاستگذارشورای عالی فضای مجازی به عنوان نهاد سیاستگذار در عرصه فضای مجازی با محدودیت های جدی مواجه است. برخی از این محدودیت ها نظیر ناتوانی در مداخله در انتصابات و تعیین اعتبارات چالشی است که منجر به ضعف در اجرای مناسب برنامه ها می شود. همچنین، ناتوانی در بازخواست مؤثر مقاماتی که در اجرای مصوبات قصور و تقصیر دارند، بر این مشکل می افزاید. تعارضات و تداخلات کاری با دیگر شوراهای موازی از بدو تأسیس تا کنون و تقریبا در همه دولت ها، سبب اختلال در عملکرد شده است، این شامل تداخل کاری با شورای عالی انقلاب فرهنگی در موضوعاتی نظیر هوش مصنوعی می شود. تقریبا همه دولت های مستقر هر وقت خواسته اند جلوی تشکیل جلسات شورایعالی را گرفته یا در صورت برگزاری جلسات از ابلاغ یا اجرای برخی مصوبات کلیدی ممانعت کرده اند. برای سیاستگذاری مؤثر لازم است ساختاری مناسب با اختیارات کافی شکل بگیرد و نسبت آن با سایر دستگاه های حکمرانی نیز مشخص گردد تا بتوان به سیاستگذاری مؤثری دست یافت. 3- تنگنای قانونگذاری:عمده قوانین حوزه فضای مجازی کشور در دهه 1380 تصویب شده است و از سال 1390 به بعد جز یکی دو مورد ، هیچ قانونی در این حوزه مصوب نگشته است. این امر دلایل متعددی دارد از جمله احساس عدم ضرورت به تقنین به علت وجود شورایعالی فضای مجازی؛ طولانی بودن روال چندساله تقنین که منجر به ناکام ماندن آن به علت تغییر مقامات و حتی موضوعات می شود؛ ضعف کارشناسی در ساختار تدوین و تصویب لوایح در دولت و مجلس که باعث پیش نویس های ضعیف و پرانتقاد می شود؛ ترجیح بازیگران مؤثر از فعالان بخش خصوصی گرفته تا مقامات امنیتی در خصوص مزیت فقدان قانون ؛ تعارضات متعدد نهادی نظیر تعارض سازمان صدا و سیما و دولت و ...در چنین وضعیتی عملا فضای مجازی کشور بدون قوانین روزآمد اداره می شود و هر موضوعی که پیش بیاید به علت فقدان روال قانونی نظیر کنترل های اقتصادی تبدیل به یک مسأله حاد امنیتی می شود که از طرق غیرمدنی حل و فصل می گردد. همچنین فعالان این عرصه نیز ترجیح می دهند تا فعالیت خود را بیرون از چارچوب قانون مدون به پیش ببرند و با توافقات پشت پرده مشکلات خود را حل کنند. این هراس یا نگرانی از تقنین در رسانه ها نیز منعکس شده و هر لایحه با هر موضوعی و توسط هر جریانی که مطرح می گردد با انگ طرح صیانت ، عملا از دستور خارج می گردد به طوری که در این دولت شاهد مسکوت گذاشتن لوایح مقابله با اخبار خلاف واقع، اصلاح قانون جرائم رایانه ای، لایحه حکمرانی داده و لایحه مسئولیت مدنی سکوها بوده ایم؛ علی رغم اینکه اینها توسط نهادهای گوناگون با رویکردهای متفاوتی تهیه شده بود.
https://www.isna.ir/news/1405040201296/چالش-حکمرانی-ملی-بر-فضای-مجازی
بلهایتا| تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
۳۷۶
۶:۳۷
جناب آقای دکتر پزشکیان
رئیس محترم جمهور
سلام و احترام؛
ارائه تصویری خسته و نا امید و عصبانی از مردمی که در اوج روحیه مشارکت پذیری، امیدواری و علاقه به میهن، رهبری و نظام قرار دارند در این گزارش بسیار شائبه برانگیز است.* آیا مشاهدات عینی جنابعالی و دیگر دولتمردان از مشارکت مجاهدانه ملت بزرگ ایران در قریب پنج ماه حضور شبانه خود در میادین و خیابانهای سرتاسر ایران اسلامی که تبلور آن را در تشیع پیکر مطهر رهبرشهید جمهوری اسلامی و دیگر شهدا دیدیم، با فضای حاکم بر این گزارشها انطباق دارد؟ از همین رو لازم میدانیم برخی دادههای آماری مراکز معتبر نظرسنجی (همچون مرکز تحقیقات صدا و سیما، افکار سنجی شهرداری، دفتر طرحهای ملی وزارت ارشاد، مرکز افکارسنجی ملت و... که حتما گزارشهای آنها به دست همکاران شما در دولت رسیده است) در چندماه گذشته را در مقایسه با گزارش فوق الذکربه عرض جنابعالی برسانیم:
ادامه دارد...
۴.۷K
۸:۴۶
ادامه متن نامه سرگشاده:
۶- در آمارهای مختلف نزدیک به ۸۵ درصد مردم به طور قاطع از دستاوردهای موشکی و هستهای ایران دفاع میکنند و این سرمایه اجتماعی دفاعی باید مورد اهتمام دولتمردان باشد. حدود ۸۵ درصد مردم معتقدند اگر آمریکا شرط توافق و پایان جنگ را «خارج شدن 400 کیلوگرم اورانیوم غنی شده از ایران» بگذارد ایران نبایستی بپذیرد. حدود ۸۰ درصد پاسخگویان در نظرسنجیهای مختلف گفتهاند اگر آمریکا شرط توافق و پایان جنگ را «تعطیلی غنیسازی اورانیوم» بگذارد، ایران نباید بپذیرد. از این جهت خواست مردم این است که دستاوردهای دفاعی ملی نباید موضوع مذاکره قرار گیرد.
۷- قریب ۷۵ درصد مردم «تنگههرمز» را به عنوان ابزار اعمال قدرت ایران دانسته و بر حفظ آن تاکید دارند. مردم تلاشهای برخی محافل نزدیک به دولت در بی اهمیت نشان دادن تسلط بر تنگه هرمز به عنوان یک سلاح دفاعی ملی را نادرست می دانند و بی تردید این خطای راهبردی، کاهش مشروعیت و اعتماد مردم به دولت و نظام را درپی خواهد داشت.
۸- حدود ۷۰درصد از مردم معتقدند اگر آمریکا شرط توافق و پایان جنگ را «قطع همکاری ایران با جبهه مقاومت» بگذارد ایران نبایستی بپذیرد. این در حالیست که در گزارش دستیار رئیس جمهور تلاش شده میان ایران و جبهه مقاومت دوگانه سازی شود.
۹- در گزارش دستیار اجتماعی تلاش شده «تجمعات شبانه در میدانها» که با حضور میلیونها ایرانی نقش مهمی در دفاع از ایران عزیز و جبهه مقاومت در جنگ ۳۹روزه رمضان و بعد از آن داشته تخفیف داده و کوچک شمرده شود. نظر سنجیهای معتبر مختلف بیانگر آن است که نزدیک به ۷۰ درصد مردم ایران، برگزاری تجمعات شبانه را حتی بعد از آتش بس ضروری و موثر میدانند.
۱۰- همچنین متاسفانه با رویکردی غیر علمی، در گزارش دستیار اجتماعی تلاش شده کمپین جانفدا نیز تخفیف داده شود. در حالیکه این فرخوان بزرگترین و فراگیرترین فراخوان مجازی ایرانیان تا کنون بوده و هیچ فراخوان مجازی در ایران تا کنون نتوانسته از مرز یکی دو میلیون امضا فراتر رود. بر اساس همین گزارش نیز نزدیک به ۳۰ درصد مردم ( حدود ۳۰میلیون نفر) در فرخوان جانفدا ثبتنام کردهاند. بر اساس نظرسنجیهای صورتگرفته قاطبه ثبتنام کنندگان کمپین جانفدا حاضر به مشارکت مالی و غیرمالی در فرایند سازندگی پساجنگی بودهاند. به عهده دولت است که این فرصت را مغتنم شمرده و با نهاد سازی اجتماعی آن، مردم را براساس داشتهها و سرمایههای آنان در امر بازسازی و سازندگی مشارکت دهد.. سازماندهی اجتماعی ۳۰میلیون جان فدا ظرفیت بزرگ اجتماعی ملی برای پدافند اجتماعی کشور در آینده خواهد بود.
۱۱- در گزارش دستیار حضرتعالی در آماری مقایسهای تلاش شده ایرانیان در ردیف عصبانیترین مردمان جهان قرار داده شوند. فارغ از اینکه اساسا قراردادن آمار نظرسنجیهای داخلی در کنار آمار پیمایشهای بینالمللی بدون توجه به ملاحظات روش شناختی خطاست اما آیا مردمی که دربالاترین سطح مشارکت و همدلی و امیدواری و اعتماد نهادی قرار دارند را میتوان در عداد عصبانیترین مردم جهان دستهبندی کرد؟ جالب اینجاست که در گزارش مزبور آنجا که تهیه کنندگان گزارش نیازمند تصویرسازی منفی از کشور بودهاند، به مقایسه با آمارهای داخلی قبلی و آمارهای خارجی روی آوردهاند، ولی نسبت به آمار امید بخش اغلب از این مقایسهها چشم پوشی کردهاند. این هم دلیلی برای عدم خیرخواهی گزارش دهندگان و بیانگرصورتبندی گزارش با اغراضی سیاسی و محفلی است.
جناب آقای رئیس جمهور! متاسفانه به نظر میرسد جریانی در حوزه عمومی و نیز در دولت تلاش میکند ظرفیتهای ایجاد شده از این دفاع ملی و دینی را به عنوان یک تهدید تلقی کرده و به جای تلاش برای بهرهبرداری از این فرصت تاریخی برای سازندگی و توسعه با ارائه آمارها و تفسیرهای سوگیرانه برای مسئولان عالی کشور خطای محاسباتی ایجاد کند.اساس تولید چنین ادبیاتی چه در گفتارهای شفاهی چه در مکتوبات ظاهرا علمی و راهبردی، دولت محترم را از یکی از مهمترین فرصتهای تاریخی برای اصلاح امور در جهت تحقق اهداف انقلاب محروم خواهد ساخت. از این رو حضور یکجانبه و انحصاری این جریانها در سطوح بالای تصمیم سازی در دولت به صلاح حضرتعالی و مردم ایران نخواهد بود.
در پایان به استحضار میرساند «انجمن بین المللی علوم اجتماعی ایران» متشکل از نزدیک به ۱۰۰ نفر از اعضای هیاتعلمی و فارغ التحصیلان علوم اجتماعی دانشگاههای ایران بر اساس تکلیف دینی و ملی خود آماده کمک به دولت محترم برای بهرهبرداری از ظرفیتهای ملی ایجاد شده در حوزههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است و توفیق حضرتعالی و همکاران محترم را از خداوند منان خواستار است.
انجمن بین المللی علوم اجتماعی ایران
رو نوشت: جناب آقای حجت الاسلام والمسلمین محسن اژه ای رئیس محترم قوه قضائیهجناب آقای دکتر قالیباف رئیس محترم قوه مقننه
جناب آقای رئیس جمهور! متاسفانه به نظر میرسد جریانی در حوزه عمومی و نیز در دولت تلاش میکند ظرفیتهای ایجاد شده از این دفاع ملی و دینی را به عنوان یک تهدید تلقی کرده و به جای تلاش برای بهرهبرداری از این فرصت تاریخی برای سازندگی و توسعه با ارائه آمارها و تفسیرهای سوگیرانه برای مسئولان عالی کشور خطای محاسباتی ایجاد کند.اساس تولید چنین ادبیاتی چه در گفتارهای شفاهی چه در مکتوبات ظاهرا علمی و راهبردی، دولت محترم را از یکی از مهمترین فرصتهای تاریخی برای اصلاح امور در جهت تحقق اهداف انقلاب محروم خواهد ساخت. از این رو حضور یکجانبه و انحصاری این جریانها در سطوح بالای تصمیم سازی در دولت به صلاح حضرتعالی و مردم ایران نخواهد بود.
در پایان به استحضار میرساند «انجمن بین المللی علوم اجتماعی ایران» متشکل از نزدیک به ۱۰۰ نفر از اعضای هیاتعلمی و فارغ التحصیلان علوم اجتماعی دانشگاههای ایران بر اساس تکلیف دینی و ملی خود آماده کمک به دولت محترم برای بهرهبرداری از ظرفیتهای ملی ایجاد شده در حوزههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است و توفیق حضرتعالی و همکاران محترم را از خداوند منان خواستار است.
انجمن بین المللی علوم اجتماعی ایران
۴.۲K
۸:۵۱
بازارسال شده از جریان
#برنامه_جریان #شبکه_یک
مهمان: داود پرچمی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
میزبان : علیرضا زادبراستاد دانشگاه و پژوهشگر 
با موضوع:مردم چه میخواهند، آمارها چه میگویند؟بررسی نامه انجمن بینالمللی علوم اجتماعی به رئیس جمهور

برنامه تلویزیونی جریانچهارشنبه ۷ مرداد ساعت ۲۰:۰۰ | شبکه یک سیما
نشانی ما در صفحات اجتماعی:@jaryan_tv1
مهمان: داود پرچمی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
۲۱
۱۴:۰۵
بلهایتا|تلگرام|
#انجمن_بین_المللی_علوم_اجتماعی_ایران
۱.۹K
۲۱:۲۲
بازارسال شده از سیمافکر
کودتا در سایه
حسین کچویان - مرداد ۱۴۰۵، میدان منیریه
رهبر شهید انقلاب در آخرین سخنرانی خود از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی با عنوان کودتا یاد کرد. حسین کچویان در این سخنرانی خیابانیاش توضیح میدهد که چگونه این کودتا همچنان ادامه دارد.
«در تمام این سالها این همه اصرار بر مذاکره و تفاهم و کذا یک دلیل بیشتر ندارد: برگرداندن آمریکا به ایران. آمریکا ساختارها و نیروهایی را در ایران به جا گذاشته که اگر برگردد، کسانی که در این سالها به سمت کودتا پیش رفتند، قدرت دائمی پیدا میکنند و نظام را عوض خواهند کرد.»
سیمافکر؛ ویدئو رسانه فرهنگ و سیاست ایرانایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام)
حسین کچویان - مرداد ۱۴۰۵، میدان منیریه
رهبر شهید انقلاب در آخرین سخنرانی خود از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی با عنوان کودتا یاد کرد. حسین کچویان در این سخنرانی خیابانیاش توضیح میدهد که چگونه این کودتا همچنان ادامه دارد.
«در تمام این سالها این همه اصرار بر مذاکره و تفاهم و کذا یک دلیل بیشتر ندارد: برگرداندن آمریکا به ایران. آمریکا ساختارها و نیروهایی را در ایران به جا گذاشته که اگر برگردد، کسانی که در این سالها به سمت کودتا پیش رفتند، قدرت دائمی پیدا میکنند و نظام را عوض خواهند کرد.»
۳۳
۲۰:۴۱