چه خبر: زندگی اونقدر جدی نیست که نشه خندید
🫤قسمت هشتم: تو حق نداری
قسمت قبلی@iranwar_org
#ایران #جنگ #طنز #خنده #شوخی #خبر #چه_خبر #ایران_وار
🫤قسمت هشتم: تو حق نداری
قسمت قبلی@iranwar_org
#ایران #جنگ #طنز #خنده #شوخی #خبر #چه_خبر #ایران_وار
۱.۸K
۷:۰۴
بازارسال شده از سورهآل :)
بسمالله الرحمن الرحیم
قال رسول الله(ص): « مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ »ترجمه : « هر که من مولا و فرمانروای اویم علی مولای او است، خدایا دوست بدار آن کس که او را دوست دارد، و دشمن دار آن کس که او را دشمن دارد. »
اطعام غدیر: طبخ و توزیع ۲۰۰۰ وعده غذایی انشاءالله هزینه طبخ: ۳۷۰ میلیون تومانشماره کارت 6063731179665048شماره شبا IR340600300170009592713001باقی مانده مبالغ صرف امور خیر خواهد شد.
قال رسول الله(ص): « مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ »ترجمه : « هر که من مولا و فرمانروای اویم علی مولای او است، خدایا دوست بدار آن کس که او را دوست دارد، و دشمن دار آن کس که او را دشمن دارد. »
اطعام غدیر: طبخ و توزیع ۲۰۰۰ وعده غذایی انشاءالله هزینه طبخ: ۳۷۰ میلیون تومانشماره کارت 6063731179665048شماره شبا IR340600300170009592713001باقی مانده مبالغ صرف امور خیر خواهد شد.
۱۵
۷:۳۲
بازارسال شده از سورهآل :)
اطعام غدیر
بسمالله الرحمن الرحیم
قال رسول الله(ص): « مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ »ترجمه : « هر که من مولا و فرمانروای اویم علی مولای او است، خدایا دوست بدار آن کس که او را دوست دارد، و دشمن دار آن کس که او را دشمن دارد. »
اطعام غدیر: طبخ و توزیع ۲۰۰۰ وعده غذایی انشاءالله هزینه طبخ: ۳۷۰ میلیون تومانشماره کارت 6063731179665048شماره شبا IR340600300170009592713001باقی مانده مبالغ صرف امور خیر خواهد شد.
قال رسول الله(ص): « مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ »ترجمه : « هر که من مولا و فرمانروای اویم علی مولای او است، خدایا دوست بدار آن کس که او را دوست دارد، و دشمن دار آن کس که او را دشمن دارد. »
اطعام غدیر: طبخ و توزیع ۲۰۰۰ وعده غذایی انشاءالله هزینه طبخ: ۳۷۰ میلیون تومانشماره کارت 6063731179665048شماره شبا IR340600300170009592713001باقی مانده مبالغ صرف امور خیر خواهد شد.
۲۱۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال
از ۳,۷۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال
۵%
تامین شده
مهلت تمام شد
جزئیات
۱
۷:۳۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#یادداشت
کارشناسهای فوریدر روزهای عادی، همسایهمان فقط درباره قیمت خیار نظر میداد. اما همین که چند خبر پشت سر هم منتشر شد، در کمتر از یک ساعت به کارشناس نظامی، تحلیلگر روابط بینالملل، متخصص پدافند، اقتصاددان و هواشناس و در بعضی از موارد مهندس هوافضا و مسلط بر امور سوخت موشک تبدیل شد. فقط اگر از او درباره قبض برق میپرسیدی، میگفت: «اطلاعات دقیقی ندارم!»انگار بعضی از ما یک استعداد پنهان داریم؛ کافی است اینترنت کمی شلوغ شود تا همهچیز را «از یک منبع خیلی موثق» بدانیم؛ منبعی که معمولاً اسمش را نمیشود گفت، چون خودش هم هنوز پیدایش نکرده است.
میتونی یادداشت هاتو برامون ارسال کنیراه ارتباطی@iravi @iranwar_org
کارشناسهای فوریدر روزهای عادی، همسایهمان فقط درباره قیمت خیار نظر میداد. اما همین که چند خبر پشت سر هم منتشر شد، در کمتر از یک ساعت به کارشناس نظامی، تحلیلگر روابط بینالملل، متخصص پدافند، اقتصاددان و هواشناس و در بعضی از موارد مهندس هوافضا و مسلط بر امور سوخت موشک تبدیل شد. فقط اگر از او درباره قبض برق میپرسیدی، میگفت: «اطلاعات دقیقی ندارم!»انگار بعضی از ما یک استعداد پنهان داریم؛ کافی است اینترنت کمی شلوغ شود تا همهچیز را «از یک منبع خیلی موثق» بدانیم؛ منبعی که معمولاً اسمش را نمیشود گفت، چون خودش هم هنوز پیدایش نکرده است.
میتونی یادداشت هاتو برامون ارسال کنیراه ارتباطی@iravi @iranwar_org
۴۱۷
۵:۴۹
#یادداشت
نسخه جدید بروزرسانی نظم جهانی حاضر است!
در ۴۸ ساعت گذشته، اگر به جای گوش دادن به تحلیلهای دستوپاشکسته و هولزدهی رسانههای غربی، کمی دقیقتر به صحنه نگاه میکردید، یک حقیقتِ عریان و در عین حال مضحک پیشِ رویتان بود: دنیا در حال مشاهده فرآیند «بهروزرسانی نظم جهانی» توسط ایران است. وقتی اسرائیل بازیچهیِ محاسباتِ خودش میشود تصور کنید؛ یک نفر بخواهد با بادبزن جلوی طوفان بایستد؛ وضعیت ارتش اسرائیل در ۴۸ ساعت گذشته دقیقاً همین بود. آنها در یک اقدام احمقانه سعی کردند با حملات خود به لبنان و نقض شروط آتش بس، قدرت نمادینشان را نجات دهند، اما تنها چیزی که موفق شدند به نمایش بگذارند، عمقِ استیصالشان بود. وقتی در همان روز موشکهای ایران آسمان را شکافتند، دیگر کسی به «گنبدهای آهنین» فکر نمیکرد؛ احتمالا صهیونیست ها همه داشتند به این فکر میکردند که آیا ایران اجازه میدهد خورشید فردا برای ما طلوع کند یا نه؟ این یعنی قدرت مطلق؛ قدرتی که نیازی به فریاد ندارد، فقط حضورش کافیست.
ترامپ؛ در این دو روز، در نقش یک دلقک ظاهر شد. توئیت های مثلا قلندرانه و عین حال تماسهای او با تلآویو، تماس قدرتمدارانه نبود! التماس یک ناظم به شاگردش بود که «دستاز پا خطا نکن که کار از دست همه در میرود و جواب نده» آمریکا که دهههاست ادعای مدیریت جهان را دارد، حالا در وضعیتی قرار گرفته که باید منتظر لبخند یا اخم تهران باشد تا بداند در ساعت بعدی خاورمیانه چه اتفاقی میافتد. این یعنی ایران، دیگر بازیگر نیست؛ بازیگردان است.
قدرت خونسرد؛ بدون هیجان اضافی، خط و مسیر و خطوط قرمز روشن است ! ایران مثل استادی که میداند نتیجه معادله چیست، فقط اعداد را در جای درست گذاشت و تماشا کرد که چطور کل سیستم دشمن خطا میدهد. حضور میانجیگران بینالمللی در تهران و تماس های دیپلماتیک، برای توصیه نیست؛ برای گدایی ثبات است که بار دیگر پس از جنگ ۴۰ روزه از دیشب شروع شده! خلاصه وضعیت، جهان یکبار دیگر در این دو روز متوجه شد که اقتدار یعنی همین! اینکه همه در واشنگتن و تلآویو و پایتختهای اروپایی نفسشان را حبس کنند و به تهران نگاه کنند، و تهران با خونسردی ذاتی یک تمدن هزارساله، دارد مسیر آینده را ترسیم میکند.
درنگار...#جنگ #ایران #قدرت@iranwar_orgایران_وار
نسخه جدید بروزرسانی نظم جهانی حاضر است!
در ۴۸ ساعت گذشته، اگر به جای گوش دادن به تحلیلهای دستوپاشکسته و هولزدهی رسانههای غربی، کمی دقیقتر به صحنه نگاه میکردید، یک حقیقتِ عریان و در عین حال مضحک پیشِ رویتان بود: دنیا در حال مشاهده فرآیند «بهروزرسانی نظم جهانی» توسط ایران است. وقتی اسرائیل بازیچهیِ محاسباتِ خودش میشود تصور کنید؛ یک نفر بخواهد با بادبزن جلوی طوفان بایستد؛ وضعیت ارتش اسرائیل در ۴۸ ساعت گذشته دقیقاً همین بود. آنها در یک اقدام احمقانه سعی کردند با حملات خود به لبنان و نقض شروط آتش بس، قدرت نمادینشان را نجات دهند، اما تنها چیزی که موفق شدند به نمایش بگذارند، عمقِ استیصالشان بود. وقتی در همان روز موشکهای ایران آسمان را شکافتند، دیگر کسی به «گنبدهای آهنین» فکر نمیکرد؛ احتمالا صهیونیست ها همه داشتند به این فکر میکردند که آیا ایران اجازه میدهد خورشید فردا برای ما طلوع کند یا نه؟ این یعنی قدرت مطلق؛ قدرتی که نیازی به فریاد ندارد، فقط حضورش کافیست.
ترامپ؛ در این دو روز، در نقش یک دلقک ظاهر شد. توئیت های مثلا قلندرانه و عین حال تماسهای او با تلآویو، تماس قدرتمدارانه نبود! التماس یک ناظم به شاگردش بود که «دستاز پا خطا نکن که کار از دست همه در میرود و جواب نده» آمریکا که دهههاست ادعای مدیریت جهان را دارد، حالا در وضعیتی قرار گرفته که باید منتظر لبخند یا اخم تهران باشد تا بداند در ساعت بعدی خاورمیانه چه اتفاقی میافتد. این یعنی ایران، دیگر بازیگر نیست؛ بازیگردان است.
قدرت خونسرد؛ بدون هیجان اضافی، خط و مسیر و خطوط قرمز روشن است ! ایران مثل استادی که میداند نتیجه معادله چیست، فقط اعداد را در جای درست گذاشت و تماشا کرد که چطور کل سیستم دشمن خطا میدهد. حضور میانجیگران بینالمللی در تهران و تماس های دیپلماتیک، برای توصیه نیست؛ برای گدایی ثبات است که بار دیگر پس از جنگ ۴۰ روزه از دیشب شروع شده! خلاصه وضعیت، جهان یکبار دیگر در این دو روز متوجه شد که اقتدار یعنی همین! اینکه همه در واشنگتن و تلآویو و پایتختهای اروپایی نفسشان را حبس کنند و به تهران نگاه کنند، و تهران با خونسردی ذاتی یک تمدن هزارساله، دارد مسیر آینده را ترسیم میکند.
۳۷۹
۷:۲۰
#یادداشت
از آنچه بود تا آنچه شد! واقعیت میدان!؟ یا تصویری که دشمن میخواهد در ازدحام اخبار به ما برسد!؟
در میان طوفان اخباری که هر لحظه جای خود را به تیتر بعدی میدهند، در میان اتفاقاتی که سرعتش همه را جا میگذارد! ما درگیر چرخه بمب اطلاعاتی شده ایم که فرصت فکر کردن را از دست بدهیم... وقتی اسرائیل و آمریکا با نقض مکرر آتش بس و به صورت صریح با نقض آشکار آتشبس، «ضاحیه بیروت» را هدف قرار داد و تصور کرد بازی را به نفع خود تغییر داده، بسیاری از ما در این سو، درگیر یک واکنش ذهنی شدیم: چرا واکنش ایران کوچک است؟ چرا آسمان پر از موشک نشد؟چرا موج حملات زیاد نیست؟این چه آتش بسی است ؟ پس چرا ما نمیزنیم؟چرا اینقدر کم زدیم ؟ اصلا چه زدیم ؟ چی زدیم؟و...اما حقیقت، دقیقاً در این غفلت و قیاس ما پنهان است؛ همانجایی که دشمن میخواهد ما تصور کنیم اتفاق مهمی رخ نداده است!
آنچه از ۱۷ و ۱۸ خردادماه ندیدیم!درگیری کوتاه اما سنگین آن دو شب، یک بازی نمایشی نبود. ایران در عملیات نصر، به جای هیاهو و حجم آتش و بیانیه های طولانی، شاهرگ اسرائیل را فشار داد. موشکهای ما از: نسل جدید خیبرشکن گرفته تا موشک قدر و حاجقاسم با فناوری شلیک سریع،
به قلب «راماتدیوید» و «تلنوف» نشستند. برای مخاطب عام که درگیر تصاویر پرشور تلویزیونی است، شاید این اصابتها کم و کوتاه به نظر برسد؛ اما برای اتاقهای جنگ در تلآویو، این یک زلزله بود.چرا؟چرا این ضربات مهمترین بودند؟این اهداف، ستون فقرات ارتش هوایی اسرائیل بودند:• پایگاه راماتدیوید: قلب عملیاتی شمال، محل استقرار اسکادرانهای F-16 و مرکز پشتیبانی جنگهای دوربرد. هدف قرار گرفتن اینجا، یعنی کور کردن توان تهاجمی اسرائیل در جبهه لبنان!• پایگاه تلنوف: قدیمیترین و حساسترین مرکز پشتیبانی؛ محل استقرار جنگندههای F-15 و مرکز کلیدی آزمایشهای تسلیحاتی و پهپادی! هدف قرار گرفتن اینجا، یعنی توقف توسعه و فلجسازی بازوی بلند اسرائیل
چرا اسرائیل سکوت را به پاسخ ترجیح داد؟آن سکوت معنادار اسرائیل، نه ناشی از خویشتنداری و توصیه ترامپ به توقف آتش، که از ترس یک اشتباه محاسباتی بزرگ بود.پدافند ایران دیگر آن شبکه پدافندی قبل از آتش بس نیست؛ با ورود سامانههای جدید و هوشمند به پدافند نوین و کشور از جمله؛ پدافند آرش، هرگونه پرواز تهاجمی، ریسکی به قیمت شکست عملیات هوایی و نابودی کامل فرض پوشالی برتری هوایی اش دارد.
چرخه ندیدن دستاوردها و پیروزی که پنهان شد...ما درگیر این ذهنیت شدیم که ؛ چون زیاد ندیدیم، پس اتفاقی نیفتاد، و دشمن دقیقاً با همین سیاست سانسور اصابتها، سعی کرد این شکست بزرگ را در این زمین بازی، پشت سکوت رسانهای پنهان کند. ما درگیر شمارش انفجارها شدیم، در حالی که حریف احتمالا درگیر بقا بود.این عملیات، و نقش ما در بازی کردن در زمین دشمن، داستان پیروزی بیصدا است که میتواند به واقعیت میدان را پوچ کند؛ ضربهای چنان دقیق و کوتاه به قلب توانمندیهای نظامی اسرائیل که دشمن حتی جرئت نکرد، درد آن را فریاد بزند. ما بر سر خطوط قرمزمان هستیم و نظم جدیدی را به منطقه تحمیل کردیم که در آن، هر نقض توافق، با یک جراحی سخت پاسخ داده میشود.
شاید در لابهلای سرعت، تعدد، تنوع اخبار، اهمیت این عملیات و تغییر تراز قدرت، برای ما به خوبی کدگشایی نشده باشد.
نظری که میتوان به درگیری و تبادل آتش دیشب، بین ایران و آمریکا در منطقه خلیج همیشه فارس هم تعمیم داد!
درنگار...@iranwar_org
در میان طوفان اخباری که هر لحظه جای خود را به تیتر بعدی میدهند، در میان اتفاقاتی که سرعتش همه را جا میگذارد! ما درگیر چرخه بمب اطلاعاتی شده ایم که فرصت فکر کردن را از دست بدهیم... وقتی اسرائیل و آمریکا با نقض مکرر آتش بس و به صورت صریح با نقض آشکار آتشبس، «ضاحیه بیروت» را هدف قرار داد و تصور کرد بازی را به نفع خود تغییر داده، بسیاری از ما در این سو، درگیر یک واکنش ذهنی شدیم: چرا واکنش ایران کوچک است؟ چرا آسمان پر از موشک نشد؟چرا موج حملات زیاد نیست؟این چه آتش بسی است ؟ پس چرا ما نمیزنیم؟چرا اینقدر کم زدیم ؟ اصلا چه زدیم ؟ چی زدیم؟و...اما حقیقت، دقیقاً در این غفلت و قیاس ما پنهان است؛ همانجایی که دشمن میخواهد ما تصور کنیم اتفاق مهمی رخ نداده است!
به قلب «راماتدیوید» و «تلنوف» نشستند. برای مخاطب عام که درگیر تصاویر پرشور تلویزیونی است، شاید این اصابتها کم و کوتاه به نظر برسد؛ اما برای اتاقهای جنگ در تلآویو، این یک زلزله بود.چرا؟چرا این ضربات مهمترین بودند؟این اهداف، ستون فقرات ارتش هوایی اسرائیل بودند:• پایگاه راماتدیوید: قلب عملیاتی شمال، محل استقرار اسکادرانهای F-16 و مرکز پشتیبانی جنگهای دوربرد. هدف قرار گرفتن اینجا، یعنی کور کردن توان تهاجمی اسرائیل در جبهه لبنان!• پایگاه تلنوف: قدیمیترین و حساسترین مرکز پشتیبانی؛ محل استقرار جنگندههای F-15 و مرکز کلیدی آزمایشهای تسلیحاتی و پهپادی! هدف قرار گرفتن اینجا، یعنی توقف توسعه و فلجسازی بازوی بلند اسرائیل
شاید در لابهلای سرعت، تعدد، تنوع اخبار، اهمیت این عملیات و تغییر تراز قدرت، برای ما به خوبی کدگشایی نشده باشد.
نظری که میتوان به درگیری و تبادل آتش دیشب، بین ایران و آمریکا در منطقه خلیج همیشه فارس هم تعمیم داد!
۵۰۹
۱۳:۴۹
#یادداشت
مراقب اصل باشیم! درگیر خطای فرع نباشیم!
این روزها دوباره فضای عمومی کشور به یک دوگانه قدیمی گره خورده است؛ «مذاکره یا مقاومت؟» گویی باید یکی را انتخاب کرد و دیگری را کنار گذاشت. موافقان و مخالفان، هر کدام از زاویهای به ماجرا نگاه میکنند و افکار عمومی نیز زیر بار سنگین اخبار، تحلیلها و روایتهای متناقض، هر روز میان امید و ناامیدی در نوسان است.اما شاید مسئله اصلی، نه مذاکره باشد و نه شخص مذاکره کننده و نه حتی نتیجه آن! مسئله، دستگاه ادراکی و محاسباتی است.
ملتها زمانی دچار آسیب میشوند که همه ظرفیتهای خود را به یک متغیر گره بزنند؛ گویی سرنوشت یک کشور، تنها پشت یک میز مذاکره تعیین میشود. در چنین شرایطی، نه فقط تصمیمگیران، بلکه افکار عمومی نیز ناخودآگاه به همان خطای محاسباتی دچار میشود؛ خطایی که بارها در تاریخ هزینههایسنگینی بر ملتها تحمیل کرده است. (ما تجربه ای سوزناکی از این ماجرا داریم...)
دیپلماسی، بخشی از قدرت ملی است؛ نه همه آن!!! همانگونه که قدرت دفاعی، اقتصاد، فناوری، رسانه، فرهنگ، سرمایه اجتماعی و اراده مردم نیز هر کدام بخشی از این منظومهاند. هیچ کشوری تنها با مذاکره قدرتمند نمیشود یا بدون مذاکره منزوی نمیشود. آنچه یک کشور را مقاوم میکند، حرکت همزمان همه اجزاست.قدرت ملی، تنها در شمار تجهیزات، حجم اقتصاد یا تعداد توافقها و تضمین ها خلاصه نمیشود. تاریخ بارها نشان داده است که در معادلات بزرگ، مؤلفههایی مانند ایمان، اراده، سرمایه اجتماعیو اعتماد یک ملت به آرمانهای خود، بخشی از قدرتی هستند که با شاخصهای متعارف قابل اندازهگیری نیستند.
از همین روست که آیتالله حائری شیرازی تعبیر زیبایی دارد: «بینهایت، از صفر نمیترسد!» این جمله، بیش از آنکه یک گزاره عرفانی باشد، هشداری درباره خطای محاسباتی است؛ اینکه اگر یک ملت، سرمایههای واقعی خود را فراموش کند، پیش از آنکه در میدان شکست بخورد، در ذهن خود شکست خورده است. (همان چیزی که دشمن به دنبال اش است، جنگی که در میدان باخته را، در ذهن ها پیروز نشان دهد) از همین رو، اگر همه نگاهها به نتیجه مذاکرات دوخته شود و سایر ظرفیتهای کشور به حاشیه بروند، حتی یک توافق موفق نیز نمیتواند مشکلات ساختاری را حل کند. و اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، کشوری که خود را معطل آن کرده باشد، بخش مهمی از زمان و توان خود را از دست داده است. (هرچند به تعبیر زیبایی؛ _هیچ گاه در دادگاه ازمجرم ضمانت نمیگیرند..._)
در این میان، شاید نقش مردم بالاتر از هر نقش نهاد رسمی است. گاهی تصور میشود وظیفه جامعه، تنها انتظار کشیدن و تماشای تصمیمهای مسئولان است؛ در حالی که سرمایه اجتماعی، انسجام ملی و مطالبهگری مسئولانه، خود بخشی از قدرت بازدارندگی یک کشور محسوب میشود. مطالبهگری در چارچوب منافع ملی و به دور از هیجان و منفعت جناحی باشد، نه عامل تفرقه، بلکه عاملی برای اصلاح محاسبات و تقویت تصمیمگیری دستگاه مسئول است.
از سوی دیگر، نباید در نقدها، اصل مسئله را فراموش کنیم. اختلاف نظر درباره اشخاص، دولتها یا تیمهای مذاکرهکننده، نباید ما را از شناخت ماهیت چالشها دور کند. اصل مطلب چیز دیگریست !تاریخ روابط بینالملل نشان داده است که کشورها بر اساس منافع خود عمل میکنند، نه بر پایه اعتماد یا حسن نیت! از همین رو، دیپلماسی زمانی بیشترین کارایی را دارد که بر پشتوانهای از قدرت ملی، انسجام داخلی و توان بازدارندگی استوار باشد؛ نه بر امید به تغییر رفتار طرف مقابل...
در فرهنگ ایرانی و اسلامی، توکل هیچگاه به معنای کنار گذاشتن اسباب و ابزار نبوده است. همانگونه که اتکای صرف به ابزارهای مادی نیز تضمینکننده پیروزی نیست. ملتها زمانی از آزمونهای بزرگ عبور میکنند که میان ایمان، عقلانیت و قدرت، تعادل برقرار کنند.
شاید امروز، بیش از آنکه نگران نتیجه یک مذاکره باشیم، باید نگران نوع نگاه خود به آن باشیم. مذاکره میتواند یکی از ابزارهای تأمین منافع ملی باشد، اما اگر به تنها امید کشور تبدیل شود، همانجا خطای محاسباتی آغاز شده است.
قدرت یک ملت، نه در یک میز، نه در یک موشک، نه در یک دولت و نه در یک شخص خلاصه میشود؛ قدرت امت، تفکر آنهاست!
درنگار ...@iranwar_org
این روزها دوباره فضای عمومی کشور به یک دوگانه قدیمی گره خورده است؛ «مذاکره یا مقاومت؟» گویی باید یکی را انتخاب کرد و دیگری را کنار گذاشت. موافقان و مخالفان، هر کدام از زاویهای به ماجرا نگاه میکنند و افکار عمومی نیز زیر بار سنگین اخبار، تحلیلها و روایتهای متناقض، هر روز میان امید و ناامیدی در نوسان است.اما شاید مسئله اصلی، نه مذاکره باشد و نه شخص مذاکره کننده و نه حتی نتیجه آن! مسئله، دستگاه ادراکی و محاسباتی است.
۸۸۹
۹:۳۱
یکی از بزرگترین آسیبهایی که مناسک عزاداری را تهدید میکند، تبدیل شدن «حرکت» به «عادت» یا «صرف عزاداری» است. وقتی یک قیام عدالتخواهانه در قالب فرمهای محض، هیجانات موسمی یا فریمهای جذاب مجازی قفل شود، جریانسازی خود را در سطح جامعه از دست میدهد. سوال اینجاست: آیا گریه صرف دغدغه اصلی سیدالشهدا بود؟ آیا شور مجلس و هیجان غرق در رسانه، عاشورا را از ما دورتر نمیکند ؟
۱۸۷
۱۱:۴۹
ایرانوار
بازخوانی نهضت عاشورا
تأملی بر شور و شعور حسینی در عصر حاضر یکی از بزرگترین آسیبهایی که مناسک عزاداری را تهدید میکند، تبدیل شدن «حرکت» به «عادت» یا «صرف عزاداری» است. وقتی یک قیام عدالتخواهانه در قالب فرمهای محض، هیجانات موسمی یا فریمهای جذاب مجازی قفل شود، جریانسازی خود را در سطح جامعه از دست میدهد. سوال اینجاست: آیا گریه صرف دغدغه اصلی سیدالشهدا بود؟ آیا شور مجلس و هیجان غرق در رسانه، عاشورا را از ما دورتر نمیکند ؟
اصالت با کدام است: گریه یا فهم قیام؟ شهید مرتضی مطهری در کتاب حماسه حسینی، منتقد این نگاه سطحی به عاشوراست. او معتقد است گریهای که پشتوانهی معرفتی نداشته باشد و تبدیل به «ابزاری برای پاک کردن گناهان بدون تغییر رفتار» شود، تحریف هدف امام است. گریه بر امام (ع) در نگاه شیعی، برآمده از یک غم مقدس و حرکت با جبهه حق است؛ اشکی که شوق حرکت به سمت عدالت و انتقام را زنده کند، نه اشکی که انسان را منفعل نگه دارد. امام حسین (ع) برای عبور جامعه از جهل و اجرای امر به معروف و نهی از منکر شهید شد. بنابراین، شور بدون شعور تخدیرکننده و ضد هدف کربلاست.
چرا به «فقط گریه کردن و عزاداری شور» عادت کردهایم؟
انسان به طور طبیعی به سمت «مناسکگرایی» میل دارد، چون سینه زدن و مشکی پوشیدن هزینه فردی و اجتماعی سنگینی ندارد.
دینداری مناسکزده به انسان این امکان را میدهد که با چند قطره اشک، وجدان ناآرام خود را آرام کند، بدون اینکه تعهدی برای حسینی شدن در خود ایجاد کند.
علاقه قدرتها به شور بیخطر (شیعه انگلیسی)؛ حاکمان باطل همواره از «عاشورای سکولار» استقبال کردهاند. امامی که فقط مظلوم جلوه داده شود، خطری برای مفسدان ندارد؛ خطر واقعی امامی است که شیعیان نهضت و منش امام را ادامه دهند
تفکری که میگوید: ما به سیاست و جامعه کار نداریم و فقط برای دل خودمان روضه میخوانیم و سینه زنی میکنیم (و بعضاً عزاداری های افراطی و کلبی) ، کربلا را از یک الگو، به یک تراژدی غمناک تقلیل میدهد.
پشت پرده اشک زوری و مداحیهای دور از مدح وقتی معیار موفقیت مجلس، میزان صدای ناله جمعیت تعبیر شود، مداح به سراغ روضههای بیسند و غلوآمیز برود تا اشک بیشتری بگیرد و شور مداحی به آوا و هیجان صدا برسد ، این نگاه، حرکت امام را زیر سوال میبرد! برای جلب ترحم مخاطب در ادامه تخلیه هیجانات در فضای دیسکوئی، در حالی که کربلا تجلی عزت و نهضت نجات اسلام بود!
آسیب شناسی عاشورا در رسانه! امروز فضای مجازی هم لایه شور سطحی را دنبال میکند که نیازمند هوشیاری همه ما است... از تولید کننده تا بیننده!
کاهش شأن قدسی: بزرگترین آسیب، کوچکانگاری وقایع کربلاست. گاهی برای پربازدید شدن یک نماهنگ، مفاهیم عمیق عاشورا چنان سطحی روایت میشوند که گویی با یک واقعه معمولی و روزمره طرف هستیم. حرمت نام امام حسین (ع) باید در هر فریم و کلمه حفظ شود.
محتوای بیریشه: انتشار سخنرانیهای عمیق در استوریهای کوتاه و بدون توضیح، معنای کلام را گم کرده و دین را مجموعهای از جملات گذرا و بیعمق جلوه میدهد.
خالی کردن از پیام اصلی: حذف محتوای اجتماعی و عدالتخواهانه و استفاده از موسیقی یا تصاویر تکاندهنده صرفاً برای تحریک احساسات، اثری کوتاهمدت دارد و چیزی به روح و فکر مخاطب اضافه نمیکند.
رسانهزدگی: رقابت برای بازدید بیشتر، باعث پیشی گرفتن «فرم و استایل» بر «محتوا» شده؛ تا جایی که تمرکز روی ظاهر، کیفیت ادیت یا شهرت مداح قرار میگیرد.
نیاز امروز جامعه؛ تبیین - اگر عاشورا را یک حادثه تاریخی در سال ۶۱ هجری بدانیم، تمام شده است. اما مانیفست «کلُّ یَومٍ عاشورا و کل ارض کربلا...» به ما میگوید که جبهه حق و باطل همواره زنده است. در شرایط معاصر که کشور با تهدیدها و فشارهای استکباری خارجی و از سوی دیگر با چالشهای داخلی، فسادها، بیعدالتیها و خطاهای ساختاری دستوپنجه نرم میکند، تبیین و بازخوانی عاشورا یک ضرورت حیاتی است.
ادامه در پیام بعدی:
۱۹۹
۱۱:۵۰