عوام و خواصمرتضی درخشان با صدای گرمش گفت: «جوری بنویسید که عوام بفهمند و خواص بگویند چقدر خوب نوشته» البته منظورش از عوام و خواص، اکثریت و اقلیت نبود. معصومه امیرزاده گفت: «مخاطبِ من عوام نیست، من برای آدمی که سر و کارش با ادبیات است مینویسم، اگر عوامی متنم را بخواند میگوید: "ولمون کن بابا! قلوهکن مثل اسب ماده میدویدم، دیگه چیه؟"»اینها را توی کلاسهای نویسندگی، قبل از تشییع، شنیدم. حالا یکی دو روزی میشود که بعد از نماز صبح مینشینم پای درسِ قرآن حاجآقا سعادتفر. کتاب خدا هم مخاطبش عام است هم خاص. حاجآقا سعادتفر هم یک جور شیرینی توضیحش میدهد. به نظرم هر کسی به اندازه نیم ساعت میتواند توی شبانهروزش جا باز کند و صوت هر روز آقای سعادتفر از کانال مسجدالرسول کرمان را گوش بدهد. سورهی طلاق تمام شد و الآن سورهی تحریم هستیم. از مدلهای مختلف طلاق گفت، از اینکه توی مدت عِده، برای مدل رجعی، زن و مرد با اینکه نامحرم هستند میتوانند توی یک خانه باشند. حاجآقا بین حرفهایش حتی تاریخ هم میگوید. مثلا از راهحل علامه حلی گفت برای آن حاکمِ اهل سنت ایرانی که زنش را سه طلاقه کرده بود و حالا داشت مثل اسفند جلز ولز میکرد که یک راهی پیدا کند برای رجوع. امروز از توبهی نصوح گفت؛ از اینکه خدا نه تنها از زمین و زمان و نوشتهی فرشتهها گناه را با این مدل توبه پاک میکند که از ذهن خودِ توبهکار هم جوری محوش میکند که یاد گناه اذیتش نکند. با کمتر از نیم ساعت شنیدن این صوتها میشود حداقل سهتا از توصیههای رهبر شهید را هم عملی کرد؛ تدبر در قرآن، تاریخخوانی و علمآموزی. مدل قصهوار توضیحدادن حاجآقا به معماری روایت نویسندگی هم کمک میکند و میتوان جوری نوشت که مرتضی درخشان توصیه کرد و جوری از قرآن لذت برد که مخاطب خاص حظ میکند.پینوشت: آدرس کانال مسجدالرسول کرمان@alrasool14
@jostarestan
۱۸۵
۷:۴۹
بازارسال شده از shahbazi😎
-5424255199293726976_24067184654410.mp3
۰۴:۰۴-۹.۳۸ مگابایت
دعای ناد علی بخوانیم
برای مدد به رزمندگان اسلامبرای رفع غم، اضطراب و اندوهبرای طلب یاری و قوت قلب
برای مدد به رزمندگان اسلامبرای رفع غم، اضطراب و اندوهبرای طلب یاری و قوت قلب
۱
۲۱:۱۶
فَلاََنْدُبَنَّکَ صَباحاً وَ مَساءً وَ لاََبْکِیَّنَ لَکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً» ( هر صبح و شام بر تو گريه ميكنم تا جايي كه اشك هايم به خون مبدل شود.)معنی بعضی جملهها را تازه میفهمم یعنی چه.
@jostarestan
۱۴۳
۲۲:۰۵
کاش توی حج یه رفیق اردنی پیدا میکردم این بیانیههای سپاه رو که خطاب به مردم اردن هست براش میفرستادم.
@jostarestan
۱۱۸
۹:۵۹
کسانی که در دمای ٣٠ درجه خودبخود میمیرن میخوان یک جنگی زمینی راه بندازند با کسانی که در دمای ۵٠ درجه میگن الان وقت چاییه...#دیگر_نوشت
@jostarestan
۱۱۱
۸:۱۹
بازارسال شده از راوی _لیلا مهدوی
زمان خاصیت عجیبی دارد؛ وقتی از روی یکسری جریانها و آدمهایشان میگذرد، خیلی چیزها را در خودش حل میکند.نه اینکه همه زخمها را درمان کند؛ فقط هیاهویشان را کم میکند. آنقدر که یک روز برمیگردی و میبینی چیزی که زمانی تمام دنیایت را به هم ریخته بود، حالا فقط خاطرهای است که دیگر توان شکستن تو را ندارد.
اما یک چیز هست که زمان از پسِ آن برنمیآید؛دل.
دل اگر به خودش واگذار شود، حتی بعد از گذشت سالها، همان گرهها را نگه میدارد. همان سؤالهای بیجواب، همان رنجهای فروخورده، همان دلبستگیهایی که خیال میکردی فراموش شدهاند، اما فقط در سکوت، جایی عمیقتر نشستهاند.بعضی آدمها از زندگی ما میروند، اما اثرشان نمیرود. انگار خودِ رفتنشان ماضیِ بعید و از بینرفته شده، اما حسِ حضورشان هنوز درون ما یک حالِ استمراریِ کشدار است؛ تمام نمیشود، فقط ادامه پیدا میکند.شاید برای همین است که امام سجاد علیهالسلام در دعای بیستویکم، بیشتر از آنکه از تغییرِ دنیا بگوید، از تغییرِ درون میخواهد. انگار میداند سختی همیشه از بیرون شروع نمیشود؛ گاهی آنچه انسان را خسته میکند، خودِ اتفاقات نیستند، ماندنِ اثرِ اتفاقات در دل است.آدم گاهی به جای اینکه از خدا بخواهد مسیر را عوض کند، باید بخواهد خودش را از اسارت آن مسیر آزاد کند. باید بخواهد آن نقطهای در وجودش را که مدام به گذشته برمیگردد، آرام کند؛ همان جایی که هنوز با یک خاطره میلرزد، با یک نام میشکند و با یک «چرا»، ساعتها در خودش فرو میرود.رهایی، همیشه پاک شدنِ خاطرهها نیست؛ گاهی یعنی گذشته، گذشته بماند. یعنی خدا کاری کند آنچه باید در گذشته دفن میشد، دوباره به زمان حال احضار نشود. یعنی دل، از زندانی که خودش برای خودش ساخته، بیرون بیاید.دعای بیستویکم، بیش از آنکه دعای پایانِ سختی باشد، دعای سالم ماندنِ دل در میان سختیهاست. اینکه انسان یاد بگیرد گرهها را به دستی بسپارد که از همه پیچیدگیها بزرگتر است و آرامشی را بخواهد که نتیجهی حل شدنِ همه مسائل نیست؛ نتیجهی تکیه کردن به کسی است که بر همه مسائل احاطه دارد.شاید بلوغ همین باشد؛ اینکه بعد از همه دویدنها، بعد از همه جنگیدنها و خسته شدنها، بفهمی بعضی بارها را نباید به مقصد رساند؛ باید زمین گذاشت.و بعضی دردها قرار نیست با زمان تمام شوند؛ فقط با خدا، از یک «حالِ استمراریِ کشدار» به یک «ماضیِ بعید و از بینرفته» تبدیل میشوند.#دعای۲۱_صحیفه#لیلا_مهدوی#روزهاپینوشت: داشتم یادداشتها و پیامهام را مرتب میکردم، یک پیام سیو شده دور از او دیدم نوشته بود: «برای آرامش خودت دعای ۲۱ رو بخون»
اما یک چیز هست که زمان از پسِ آن برنمیآید؛دل.
دل اگر به خودش واگذار شود، حتی بعد از گذشت سالها، همان گرهها را نگه میدارد. همان سؤالهای بیجواب، همان رنجهای فروخورده، همان دلبستگیهایی که خیال میکردی فراموش شدهاند، اما فقط در سکوت، جایی عمیقتر نشستهاند.بعضی آدمها از زندگی ما میروند، اما اثرشان نمیرود. انگار خودِ رفتنشان ماضیِ بعید و از بینرفته شده، اما حسِ حضورشان هنوز درون ما یک حالِ استمراریِ کشدار است؛ تمام نمیشود، فقط ادامه پیدا میکند.شاید برای همین است که امام سجاد علیهالسلام در دعای بیستویکم، بیشتر از آنکه از تغییرِ دنیا بگوید، از تغییرِ درون میخواهد. انگار میداند سختی همیشه از بیرون شروع نمیشود؛ گاهی آنچه انسان را خسته میکند، خودِ اتفاقات نیستند، ماندنِ اثرِ اتفاقات در دل است.آدم گاهی به جای اینکه از خدا بخواهد مسیر را عوض کند، باید بخواهد خودش را از اسارت آن مسیر آزاد کند. باید بخواهد آن نقطهای در وجودش را که مدام به گذشته برمیگردد، آرام کند؛ همان جایی که هنوز با یک خاطره میلرزد، با یک نام میشکند و با یک «چرا»، ساعتها در خودش فرو میرود.رهایی، همیشه پاک شدنِ خاطرهها نیست؛ گاهی یعنی گذشته، گذشته بماند. یعنی خدا کاری کند آنچه باید در گذشته دفن میشد، دوباره به زمان حال احضار نشود. یعنی دل، از زندانی که خودش برای خودش ساخته، بیرون بیاید.دعای بیستویکم، بیش از آنکه دعای پایانِ سختی باشد، دعای سالم ماندنِ دل در میان سختیهاست. اینکه انسان یاد بگیرد گرهها را به دستی بسپارد که از همه پیچیدگیها بزرگتر است و آرامشی را بخواهد که نتیجهی حل شدنِ همه مسائل نیست؛ نتیجهی تکیه کردن به کسی است که بر همه مسائل احاطه دارد.شاید بلوغ همین باشد؛ اینکه بعد از همه دویدنها، بعد از همه جنگیدنها و خسته شدنها، بفهمی بعضی بارها را نباید به مقصد رساند؛ باید زمین گذاشت.و بعضی دردها قرار نیست با زمان تمام شوند؛ فقط با خدا، از یک «حالِ استمراریِ کشدار» به یک «ماضیِ بعید و از بینرفته» تبدیل میشوند.#دعای۲۱_صحیفه#لیلا_مهدوی#روزهاپینوشت: داشتم یادداشتها و پیامهام را مرتب میکردم، یک پیام سیو شده دور از او دیدم نوشته بود: «برای آرامش خودت دعای ۲۱ رو بخون»
۱
۹:۰۶
از جنگ جهانی اول تا کنون، کشور آمریکا، درگیر جنگهای مختلفی بوده است.در جنگهای جهانی اول و دوم، به عنوان نیروی کمکی به جبهههای جنگ اضافه شد و با مدد دوری سرزمینی از مناطق اصلی نبرد، در نقش فاتح، از جدالها بیرون آمد.او حتی در جنگ جهانی دوم، توان فتح سرزمینی ژاپن را نداشت و با انداختن دو بمب اتم، ژاپن را تسلیم کرد نه تسخیر یا فتح!بگذریم که پس از پایان جنگ جهانی دوم، قافیه را در اروپا به کشور کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی باخت و وارد جنگ سرد شد.
پس از آن دو جنگ جهانی بزرگ هم، چه در جنگ کره چه در جنگ ویتنام، با کشورهایی کوچک درگیر بود. حتی در ویتنام، عملاً با شبهنظامیان مرگخو و مقاوم ویتکنگ میجنگید و مشهور است از واشنگتن دستور آمده بود برای به زانو درآوردن جنگاوران ویتنام شمالی - با آن روحیه کمونیستی و چریکی - جز بمب اتم، مجازند از هر بمب دیگری استفاده کنند. کمااینکه از بمبهای ناپالم، فسفری، عامل زرد یا نارنجی که نوعی بمب شیمیایی بود، استفاده کردند اما در نهایت هم در جنگ کره هم جنگ ویتنام، مجبور به عقبنشینی شدند و هر دو کشور در اردوگاه مادرِ چپ بهشکلی هضم شدند (یکی به کره شمالی و جنوبی تقسیم شد و دیگری در حوزه استحفاظی چین ماند).
سالها بعد در جنگ داخلی سومالی هم قصد دخالت داشت اما در نزاع با جنگاوران محمد فرح عیدید، آن واقعه سقوط هلیکوپترهایش رخ داد - شد دستمایه فیلم سینمایی Black Hawk Down ساخته ریدلی اسکات - و دیدیم سومالی عملاً به کشوری بدون حکومت و سرچشمه راهزنی تبدیل شد.
در جنگ و تصرف دو کشور عراق و افغانستان هم، عملاً با دو حکومت فروپاشیده، کشورهایی طایفهای و پارهپاره - صرفنظر از اینکه هر دو کشور، کشورهایی تازهتاسیسند که طول عمرشان ۲۰۰ سال هم نمیشود یعنی کمتر از طول عمر خود آمریکا - روبهرو بود که در همانها هم در نهایت یا با خفت بیرون آمد - تجربه افغانستان - یا کشور را به گروههای معارض خودش سپرد - مانند عراق و جانگرفتن شیعیان مسلح - حتی در عراق در جنگ شهری با پیکارجویان سنی در شهر فلوجه، چنان ناتوان شد که قصه با دخالتهای عشیرهای و شیخوخیتی جمع شد.
اینها را گفتم تا بگویم آمریکا هیچ تجربه موفق و عملی از جنگ کلاسیک، شهری، غیرکلاسیکِ پیروزمندانه در پیکار با کشوری در ابعاد جمعیتی، سرزمینی، جغرافیایی، تنوع مرزهای خاکی و آبی مثل ایران نداشته و ندارد.
آن هم در جهان کنونی که پهپادها مسلح به بمب و رسانه هستند و هر جنایت جنگی شدیداً مخابره میشود و دیگر امکان بهکارگیری بمب اتم را نداری!او زیر فشار حمله به مدرسهای در میناب هر روز مورد مواخذه است.او در جنگ کنونی تنهاست.اجماعی نتوانسته شکل دهد.ترامپ فاقد شخصیت باراک حسین ابامای سیاهپوست است.کمتر از ۹۰ روز دیگر فصل سرد و نیاز شدید به گاز و نفت خلیج فارس آغاز میشود.پایگاههایش در آبهای خلیج فارس ناامن شدهاند.متحدین عربش چون خانههایشان از جنس شیشه است و وابستگی شدیدی به نفت، گاز، آبشیرینکنها دارند، هراسان از انتقامجویی ایرانند.هنوز بابالمندب بسته نشده است و...
هیچکدام از تجارب ناقص قبلیاش به کارش نمیآیند.او در جنگ با ایران، با یک حکومت یکپارچه و زیرک روبهروست که هیچکدام از کارگزاران سیاسی یا اداری یا افسران نظامیاش ریزش نکردهاند، لشگر سایبری قویای در مقابلش صف کشیده، ایران نهادهای اطلاعاتی قاطع و خشن و نافذی دارد، انبوهی پیکارجوی شیعی شبهنظامی آشکار و مخفی در برابرش صف کشیدهاند - به نام بسیج - سابقه تمدنی دستکم سههزارساله در کنار ناسیونالیسم افراطیِ پیوندخورده با باورهای شیعی و آخرالزمانی و ابنعربی و صوفیانه هم در برابر اوست.
در چنین شرایطی، چنین آمریکایی ناتوان از تسخیر و تصرف سرزمینی ایران است.این یاوهگوییها درباره امکان ورود و تصرف سرزمین ایران توسط سربازان آمریکایی، کارکردی شبیه هول و وَلای حرکت لشگر شام در زمان حسین بن علی (ع) را دارد.ابزاری برای جنگ روانی و نشاندن ایران پای میز مذاکره بیسرانجام.
البته که تلاشها در سطح نظامی و دیپلماتیک باید معطوف به کاهش خسارتهای انسانی و نظامی جنگ باشد ولی در صورت رسیدن قصه به جنگ زمینی، پیشپیش فاتحه لشگر دشمن در شرجی جنوب، در پیچوخم شهرها و جادههای ایران خوانده شده است.
هیچ قدرتی با هیچ تکنولوژیای توان تسخیر سرزمینی ایرانِ جمهوری اسلامی را ندارد.این یک حقیقت محتوم است.بماند اینجا به یادگار#دیگر_نوشتمنبع: هَزاهَز، آدرس کانال
@hazahaz
@jostarestan
پس از آن دو جنگ جهانی بزرگ هم، چه در جنگ کره چه در جنگ ویتنام، با کشورهایی کوچک درگیر بود. حتی در ویتنام، عملاً با شبهنظامیان مرگخو و مقاوم ویتکنگ میجنگید و مشهور است از واشنگتن دستور آمده بود برای به زانو درآوردن جنگاوران ویتنام شمالی - با آن روحیه کمونیستی و چریکی - جز بمب اتم، مجازند از هر بمب دیگری استفاده کنند. کمااینکه از بمبهای ناپالم، فسفری، عامل زرد یا نارنجی که نوعی بمب شیمیایی بود، استفاده کردند اما در نهایت هم در جنگ کره هم جنگ ویتنام، مجبور به عقبنشینی شدند و هر دو کشور در اردوگاه مادرِ چپ بهشکلی هضم شدند (یکی به کره شمالی و جنوبی تقسیم شد و دیگری در حوزه استحفاظی چین ماند).
سالها بعد در جنگ داخلی سومالی هم قصد دخالت داشت اما در نزاع با جنگاوران محمد فرح عیدید، آن واقعه سقوط هلیکوپترهایش رخ داد - شد دستمایه فیلم سینمایی Black Hawk Down ساخته ریدلی اسکات - و دیدیم سومالی عملاً به کشوری بدون حکومت و سرچشمه راهزنی تبدیل شد.
در جنگ و تصرف دو کشور عراق و افغانستان هم، عملاً با دو حکومت فروپاشیده، کشورهایی طایفهای و پارهپاره - صرفنظر از اینکه هر دو کشور، کشورهایی تازهتاسیسند که طول عمرشان ۲۰۰ سال هم نمیشود یعنی کمتر از طول عمر خود آمریکا - روبهرو بود که در همانها هم در نهایت یا با خفت بیرون آمد - تجربه افغانستان - یا کشور را به گروههای معارض خودش سپرد - مانند عراق و جانگرفتن شیعیان مسلح - حتی در عراق در جنگ شهری با پیکارجویان سنی در شهر فلوجه، چنان ناتوان شد که قصه با دخالتهای عشیرهای و شیخوخیتی جمع شد.
اینها را گفتم تا بگویم آمریکا هیچ تجربه موفق و عملی از جنگ کلاسیک، شهری، غیرکلاسیکِ پیروزمندانه در پیکار با کشوری در ابعاد جمعیتی، سرزمینی، جغرافیایی، تنوع مرزهای خاکی و آبی مثل ایران نداشته و ندارد.
آن هم در جهان کنونی که پهپادها مسلح به بمب و رسانه هستند و هر جنایت جنگی شدیداً مخابره میشود و دیگر امکان بهکارگیری بمب اتم را نداری!او زیر فشار حمله به مدرسهای در میناب هر روز مورد مواخذه است.او در جنگ کنونی تنهاست.اجماعی نتوانسته شکل دهد.ترامپ فاقد شخصیت باراک حسین ابامای سیاهپوست است.کمتر از ۹۰ روز دیگر فصل سرد و نیاز شدید به گاز و نفت خلیج فارس آغاز میشود.پایگاههایش در آبهای خلیج فارس ناامن شدهاند.متحدین عربش چون خانههایشان از جنس شیشه است و وابستگی شدیدی به نفت، گاز، آبشیرینکنها دارند، هراسان از انتقامجویی ایرانند.هنوز بابالمندب بسته نشده است و...
هیچکدام از تجارب ناقص قبلیاش به کارش نمیآیند.او در جنگ با ایران، با یک حکومت یکپارچه و زیرک روبهروست که هیچکدام از کارگزاران سیاسی یا اداری یا افسران نظامیاش ریزش نکردهاند، لشگر سایبری قویای در مقابلش صف کشیده، ایران نهادهای اطلاعاتی قاطع و خشن و نافذی دارد، انبوهی پیکارجوی شیعی شبهنظامی آشکار و مخفی در برابرش صف کشیدهاند - به نام بسیج - سابقه تمدنی دستکم سههزارساله در کنار ناسیونالیسم افراطیِ پیوندخورده با باورهای شیعی و آخرالزمانی و ابنعربی و صوفیانه هم در برابر اوست.
در چنین شرایطی، چنین آمریکایی ناتوان از تسخیر و تصرف سرزمینی ایران است.این یاوهگوییها درباره امکان ورود و تصرف سرزمین ایران توسط سربازان آمریکایی، کارکردی شبیه هول و وَلای حرکت لشگر شام در زمان حسین بن علی (ع) را دارد.ابزاری برای جنگ روانی و نشاندن ایران پای میز مذاکره بیسرانجام.
البته که تلاشها در سطح نظامی و دیپلماتیک باید معطوف به کاهش خسارتهای انسانی و نظامی جنگ باشد ولی در صورت رسیدن قصه به جنگ زمینی، پیشپیش فاتحه لشگر دشمن در شرجی جنوب، در پیچوخم شهرها و جادههای ایران خوانده شده است.
هیچ قدرتی با هیچ تکنولوژیای توان تسخیر سرزمینی ایرانِ جمهوری اسلامی را ندارد.این یک حقیقت محتوم است.بماند اینجا به یادگار#دیگر_نوشتمنبع: هَزاهَز، آدرس کانال
۴۹
۱۷:۴۶
اربعین..کربلا..-بابام هر سال میرفت کربلا. مامانم همهش التماسش میکرد منم ببر یه بار، ولی زیر بار نمیرفت. بهش میگفت:« جای زن نیست، هر کاری هم کنی نمیبرمت»
-شوهرم کلید کرده بالاخره میای باهام یا با محمدرضا برم؟ تاحالا نرفتم، نمیدونم چجوریه؟ فکر کنم اوضاع سرویسبهداشتیاش داغون باشه.
- یه هفتهست دارم رو مخ شوهرم کار میکنم اجازه بده برم. یا بیاد باهم بریم، فعلا که راضی نشده.
-یه نفر خانم جا داریم، میای بریم؟ کاروانش همه خانمند.
صدای الرحیل میآید به گوش.. و من ماندهام در کارهای خدا....
دلم میخواهد هر سال اربعین کربلا باشم. چه مجردی، چه توی نامزدی، چه حامله، چه با بچه، بی بچه، خانوادگی(چه بهتر) یا حتی تنها.. این حس را فقط اربعین رفتهها به کربلا میفهمند.
@jostarestan
-شوهرم کلید کرده بالاخره میای باهام یا با محمدرضا برم؟ تاحالا نرفتم، نمیدونم چجوریه؟ فکر کنم اوضاع سرویسبهداشتیاش داغون باشه.
- یه هفتهست دارم رو مخ شوهرم کار میکنم اجازه بده برم. یا بیاد باهم بریم، فعلا که راضی نشده.
-یه نفر خانم جا داریم، میای بریم؟ کاروانش همه خانمند.
صدای الرحیل میآید به گوش.. و من ماندهام در کارهای خدا....
دلم میخواهد هر سال اربعین کربلا باشم. چه مجردی، چه توی نامزدی، چه حامله، چه با بچه، بی بچه، خانوادگی(چه بهتر) یا حتی تنها.. این حس را فقط اربعین رفتهها به کربلا میفهمند.
۳۳
۲۳:۱۹