کربلاسراترین خلیج
خلیجهای چشم ما که خیسِ ماتماندپُر از فراتهای داغدار زمزماند
سیاهِ گوهرانهایست قعرشان، ببین! پُر از کتیبههای بر تن محرماند...
تلاطم است کار موجهاش رو به خصمو رو به همشقایقان لطیف و شبنماند
به ناوهای بیحیای هرچه اجنبینگاهبان تنگهی دلاند و محکماند
به موجهای این حماسهی همیشه فارسکه کربلاسراترین خلیج عالماند؛
به سوگواری نفیس پارسادلان، کشیدهلشکر این حرامیان مسلّماند
به قعر خویش میکشد نگاه خیسمانتو را، که آهها ز جور تو دمادماند
به انتقام، رو به تو پُر از تلاطماندخلیجهای چشم ما که خیس ماتماند...
#حکیمه_سلمانی
#خلیج_فارس#کارگروه_شعر@kargroohesorud
خلیجهای چشم ما که خیسِ ماتماندپُر از فراتهای داغدار زمزماند
سیاهِ گوهرانهایست قعرشان، ببین! پُر از کتیبههای بر تن محرماند...
تلاطم است کار موجهاش رو به خصمو رو به همشقایقان لطیف و شبنماند
به ناوهای بیحیای هرچه اجنبینگاهبان تنگهی دلاند و محکماند
به موجهای این حماسهی همیشه فارسکه کربلاسراترین خلیج عالماند؛
به سوگواری نفیس پارسادلان، کشیدهلشکر این حرامیان مسلّماند
به قعر خویش میکشد نگاه خیسمانتو را، که آهها ز جور تو دمادماند
به انتقام، رو به تو پُر از تلاطماندخلیجهای چشم ما که خیس ماتماند...
#خلیج_فارس#کارگروه_شعر@kargroohesorud
۸۸۷
۱۹:۵۰
بازارسال شده از مجله سوره
جهان عرصۀ تقابل منطقهاست. نوع ادراک انسان فهم او را از هستی رقم میزند و همۀ کنشهای او را بر اساس همین فهم شکل میدهد. صحنۀ ورود فرعون به نیل به دنبالِ سپاهیان حضرت موسی(ع)، صحنۀ شگفتانگیزی است. در دلِ یک وضع فراتجربی و معجزهآسا، یک کنشِ کاملاً تجربی صورت میگیرد. فرعون در دلِ یک معجزه، رفتاری میکند که به ظاهر با همان عقلِ تجربیِ خود آن را انتخاب کرده است. او وقتی میبیند که یکی مثل او، حضرت موسی(ع)، دارد از میان نیل رد میشود، بنا بر فهم تجربی خود میگوید که من هم میتوانم این کار را انجام دهم؛ در حالی که صحنه، صحنۀ فراتجربه است و زمینهای است که تجربه در آن معنایی ندارد. ما نمیتوانیم با منطقِ تجربی تمام عالم را درک کنیم. قرآن به ما فهمی داده است که جهان تماماً با تجربه اداره نمیشود و در لحظهای که ارادۀ الهی میخواهد جاری شود، ادارۀ انسانی به هم میریزد.کسانی که ضدِ مقاومت سخن گفتهاند، بیشتر تکیه بر تجربه دارند و با نگاهی پوزیتیویستی به واقعه نگاه میکنند؛ اما مقاومت حقیقتی است که در عالم بوده و هست و خواهد بود. لحظهای که انسانها خودشان را در ارادۀ الهی فانی میکنند و مجرای ارادۀ الهی میشوند، همان ارادۀ الهی به یاری آنها میآید. در اینجاست که فرعون با همۀ دستگاهِ خود دچار اختلال محاسباتی میشود و در دلِ یک وضع ماورای تجربه، به دنبالِ تکرار تجربههای پیشین خودش است. بعد از حضرتِ روحالله یک منطقِ امری قرآنی در ایران زنده و جاری است و با منطقِ خلقی مدام مجادله میکند؛ منطقی که به خلق و طبیعتِ اشیاء توجه دارد. منطق امری به وجهِ ملکوتی اشیاء و ارادۀ الهی توجه دارد. اگر این ارادۀ الهی نباشد، به هیچ وجه نمیتوانیم ادارههای موجود بشری را در هم بشکنیم. بخشی از اختلالِ محاسباتی ما این است که منطقِ خودمان را تصحیح کنیم و ببینیم آیا مثل فرعون دچار یک فهم محدود تجربی در دل غیرتجربیترین وضعیتها هستیم؟رهبر شهید ما، بیش از هر چیزی به دنبال ساخت یک خیمهگاه هویتی بودند، براساس ساخت هستیشناسی و انسانشناسیای که خاص انقلاب اسلامی است. آقا یک خیمهگاه با سه ستون اصلی بنا کرد: قرآن، شعر و مداحی. ایشان این سه ضلع را در مواجهه با جهانی که خودش را از طریق هنرهای متعدد و ابزارهایی مثل سینما میسازد و مدام بازتولید میکند، بهطور جدی پیش بُرد. مهمترین دارایی ما که میتواند در مقیاس وسیع با واردات خیال از جهان غرب و جهان دنیاباورِ مسلط مقابله کند، همین سه پدیده است. این سه پدیده میتوانند خیمهگاهی درست کنند که بقیۀ اجزای جامعۀ ما در آن فعالیت کنند. فناوری، نظامیگری، حوزههای صنعت و خدمات ما در ارتباط با این پدیدهها میتوانند همان شکل از هستیِ انسانی را که هستیم به خود بگیرند.در ذهن جامعۀ ما فرهیختگی و شکوه در تاریخ با شعر گره خورده است و شعر نیز با هر دو ضلع قرآن و مداحی؛ از یکی میگیرد و به یکی هدیه میکند. هر چه فیلم از شهید عزیز ما حاج قاسم در روزهای نخست پس از شهادتشان پخش شد، نشان میداد که ایشان مشغول خواندنِ شعرهای برجستۀ تاریخ ماست. آقا دربارۀ این میراث شعر گفتهاند «ما در این بینظیریم و باید همینجا بایستیم و کار بکنیم». باید توجه کنیم که این میراث شعر را به زبانِ روز ارائه کنیم. باید از شاعران و شعرِ روزمان بهنحوی استفاده بکنیم که این جریان روزبهروز بالندهتر شده و بتواند غیب را در متن زندگی ما وارد بکند.
#سوره_فتح
۱
۱۹:۱۱
#عاشق_شما_بودی...
غمت با تار و پود جون یکی شدچشام بعد تو با بارون یکی شدبمیرم واسه اون روز دهم کهعقیق سرخ تو با خون یکی شد
#فائزه_زرافشان
#کارگروه_شعر@kargroohesorud
غمت با تار و پود جون یکی شدچشام بعد تو با بارون یکی شدبمیرم واسه اون روز دهم کهعقیق سرخ تو با خون یکی شد
#کارگروه_شعر@kargroohesorud
۵۶۳
۲۲:۰۳
در سوگ شهید جمهور
دوباره قاصدک پیغام آوردهاست در ایوانتو را گم کردهاند انگار در ابر و مه و باران
برای درد مردم تا کجا رفتی که آغوشتشده از چشمهای روشنِ مهتاب هم پنهان؟
نشانی تو را باید بپرسیم از پرستوهانشانیِ تو را از هر نسیم از سمت کوهستان
به حسرت میزِ کارت هم نگاه انداخت بر عکستتو را هرگز ندیده یک دل سیر اینچنین آسان
بیا در انتظار توست هر هفته نگاهِ شهربیا تسکین دردِ سیستان! بغضِ بلوچستان!
عبای خاکیات را، کفشهای گِلنشانت راتو را دیدم میان زلزله، در سیل، در طوفان
ولی افسوس در پشتِ حجابِ طعنه و تهمتهمیشه مانده پنهان خدمتِ مردانِ این میدان
روایت میکند تاریخ از مظلومیتهایتتو را روزی به نیکی یاد خواهد کرد یک ایران
#فاطمه_جهانبخش@kargroohesorud
دوباره قاصدک پیغام آوردهاست در ایوانتو را گم کردهاند انگار در ابر و مه و باران
برای درد مردم تا کجا رفتی که آغوشتشده از چشمهای روشنِ مهتاب هم پنهان؟
نشانی تو را باید بپرسیم از پرستوهانشانیِ تو را از هر نسیم از سمت کوهستان
به حسرت میزِ کارت هم نگاه انداخت بر عکستتو را هرگز ندیده یک دل سیر اینچنین آسان
بیا در انتظار توست هر هفته نگاهِ شهربیا تسکین دردِ سیستان! بغضِ بلوچستان!
عبای خاکیات را، کفشهای گِلنشانت راتو را دیدم میان زلزله، در سیل، در طوفان
ولی افسوس در پشتِ حجابِ طعنه و تهمتهمیشه مانده پنهان خدمتِ مردانِ این میدان
روایت میکند تاریخ از مظلومیتهایتتو را روزی به نیکی یاد خواهد کرد یک ایران
۶۱۰
۱۳:۳۵
چقدر شکل هم افتادهاند خاطرههاکه خندهی همهی عکسهای قاب تویی...
#یاد_امام_و_شهدا
#حکیمه_سلمانی@kargroohesorud
#یاد_امام_و_شهدا
۱۲۹
۱۳:۴۸
حال مرا گوشههای مجلس روضهدر دل میخانه هیچ مست ندارد
ذرهای از غصههای اهل زمین راآنکه به پابوست آمدهست ندارد
چشمهی موّاجِ اشک و قلبِ پر آتش هر که به چشم تو دل نبست ندارد
کربوبلا هست و دست از همه شستنکربوبلا فرصت نشست ندارد
تشنهی آن لحظهام که از همه عالم دست بگیرد همان که دست ندارد
#فائزه_زرافشان
@kargroohesorud
۲۶۸
۱۱:۲۴
فرش
دوست در ضاحیهی لبنان،کربلا، غزه، یمن، تهرانفرش وحدت که بیندازی، ما همه تار و پودیم
هنرمند و شاعر : #فائزه_شفیعی
@kargroohesorud
دوست در ضاحیهی لبنان،کربلا، غزه، یمن، تهرانفرش وحدت که بیندازی، ما همه تار و پودیم
هنرمند و شاعر : #فائزه_شفیعی
@kargroohesorud
۴۱
۷:۰۵
علیالأصولِ ولی، محکمات قرآن استعلیالأصولِ شما چه؟ خلاف ایشان است؟
نه بر اساس سیاست نه مبتنی بر دینچه صحبتیست که مابين دیو و انسان است؟
کنار دستخطی حیلهکار و سابقهدارچگونه امضاهاتان به نفع ایران است؟
کدام قصهی فردوسی اینچنین بوده؟کدام قسمت آن «صلح ما و توران» است؟
شروطمان چه شد ای قوم دیپلماسیون؟کلاغ شوم که در آسمان لبنان است...
علیالأصول بیایید و فهم پیشه کنیدکه او سفیدنمایی سیاهپیمان است..!
بدیهی است درست و غلط، نپیچانیدیقین کنید...که شک از جنود شیطان است
#حکیمه_سلمانی
#علیالأصول@kargroohesorud
نه بر اساس سیاست نه مبتنی بر دینچه صحبتیست که مابين دیو و انسان است؟
کنار دستخطی حیلهکار و سابقهدارچگونه امضاهاتان به نفع ایران است؟
کدام قصهی فردوسی اینچنین بوده؟کدام قسمت آن «صلح ما و توران» است؟
شروطمان چه شد ای قوم دیپلماسیون؟کلاغ شوم که در آسمان لبنان است...
علیالأصول بیایید و فهم پیشه کنیدکه او سفیدنمایی سیاهپیمان است..!
بدیهی است درست و غلط، نپیچانیدیقین کنید...که شک از جنود شیطان است
#علیالأصول@kargroohesorud
۳۴۶
۷:۵۱
#وَصَلَّیاللهُعَلَیالباکینَعَلَیالحُسین
شب است روز نبودت، چه شامگاه سیاهیچگونه چشم ببندم به روی مثل تو ماهی
اگر تو دست بشویی از این جهان چه بماند؟بدون تو چه خیامی؟ بدون تو چه سپاهی؟
میان هلهله غیر از " علی علی " چه بگوید؟کسی که بر لب او نیست جز شرارهی آهی
کتاب کینهی این قوم شرحه شرحه بیان شدکه غیر نام بلندت تو را نبود گناهی
سری تکان بده، دستی، پناه بیکسیام باش" نگاه دار دلی را که بردهای به نگاهی "*
*فروغی بسطامی
#فائزه_زرافشان@kargroohesorud
شب است روز نبودت، چه شامگاه سیاهیچگونه چشم ببندم به روی مثل تو ماهی
اگر تو دست بشویی از این جهان چه بماند؟بدون تو چه خیامی؟ بدون تو چه سپاهی؟
میان هلهله غیر از " علی علی " چه بگوید؟کسی که بر لب او نیست جز شرارهی آهی
کتاب کینهی این قوم شرحه شرحه بیان شدکه غیر نام بلندت تو را نبود گناهی
سری تکان بده، دستی، پناه بیکسیام باش" نگاه دار دلی را که بردهای به نگاهی "*
*فروغی بسطامی
۱۲۳
۷:۴۰