مغز ما عاشق مسیرهای آشناست.
وقتی یه غذا رو چند بار درست کردیم، مواد اولیهش رو میشناسیم، میدونیم مراحل آماده کردنش چیاس و میدونیم بچهها معمولاً اون رو میخورن، مغزمون برای انجام دوباره اون کار انرژی خیلی کمتری مصرف میکنه.
انگار یه جاده توی ذهنمون ساخته شده و هر بار که به فکر شام میافتیم، ناخودآگاه وارد همون جاده میشیم:
«امشب چی درست کنم؟»
برنج و مرغ؟
ماکارونی؟
کتلت؟
کوکو؟
و دوباره همون مسیرهای همیشگی...
غذاهای جدید اما هنوز «جاده» ندارن.
برای یه غذای جدید باید انرژی صرف کنیم و فکر کنیم:
چی لازم دارم؟
از کجا بخرم؟
چطوری درستش کنم؟
بچهها دوست دارن؟
اگه دوست نداشتن چی؟
چقدر زمان میبره؟
و مغز ما که همیشه دنبال سادهتر کردن کارها و در نتیجه صرف انرژی کمتره، خیلی وقتها ترجیح میده همون مسیر قدیمی رو بره.
اما خبر خوب اینه که مغز ما قابل تغییر و یادگیریه.
یعنی اگه امروز ۵ تا غذای مشخص توی ذهنمون داریم، قرار نیست تا همیشه فقط همون ۵ تا غذا رو درست کنیم.
میتونیم مسیرهای جدید بسازیم
#ایده_غذا
کانال های ارتباطی ما:
۲.۳K
۷:۲۶
اما غذای جدید خودبهخود وارد سبد غذایی خانواده نمیشه!
باید براش «برنامهریزی» کنیم.
باید حداقل از روز قبل، براش فکر کرده باشیم.
شاید لازم باشه سرچ کنیم.
چند مدل طرز تهیه پیدا کنیم.
مواد اولیه رو بخریم و آماده کنیم.
گاهی یه بار درست کنیم و اصلاً خوب از آب درنیاد!
دوباره امتحانش کنیم.
شاید دفعات اول بچهها دوستش نداشته باشن.
شاید لازم باشه شکل غذا رو عوض کنیم.
شاید ادویهش رو تغییر بدیم کنیم.
شاید حتی لازم باشه چند بار آزمون و خطا کنیم تا نهایتاً به اون نسخهای برسیم که موردپسند خانوادهمونه.
و بعد، با تکرار، اون غذا کمکم از یه «غذای جدید و ناشناخته» تبدیل میشه به یکی از غذاهای آشنای خونه.
یعنی یه مسیر عصبی جدید ساخته میشه!
پس اگه توی خونه من نوعی، فقط ۵ تا غذای اصلی مدام تکرار میشه، واقعاً به این دلیل نیست که هیچ غذای دیگهای وجود نداره که بچهها بتونن بخورن.
بلکه احتمالا به این دلیله که هنوز برای پیدا کردن و وارد کردن گزینههای جدید به سبد غذایی خانواده، زمان و انرژی مشخصی نذاشتیم.
به این دلیل که احتمالا اولویت ما نبوده..
و این دوتا با هم خیلی فرق دارن...
قرار نیست از فردا ۲۰ تا غذای جدید به برنامه غذایی خانواده اضافه کنید.
فقط یه غذا انتخاب کنید.
یه غذای جدید که فکر میکنید ممکنه برای خانوادهتون مناسب باشه.
بعد براش وقت بذارید.
مثلا این هفته:
یه غذای جدید انتخاب کنید.(شاید همون پاستا یا کله گنجشکی)
مواد اولیهش رو از قبل تهیه کنید.
برای آماده کردنش زمان مشخص کنید.
اگه دفعه اول خوب نشد، اون رو شکست حساب نکنید.
اگه بچه دوستش نداشت، سریع برای همیشه حذفش نکنید.
(مطالعات نشون دادن گاهی بین ۱۵ تا ۲۰ بار مواجهه مکرر با فواصل زمانی مشخص نیازه که یه غذارو بیاریم سر سفره که بچهها بپذیرنش)
قرار نیست یه غذای جدید همون بار اول تبدیل به غذای محبوب خانواده بشه.
گاهی باید به مغز خودمون فرصت بدیم که مسیر جدید رو یاد بگیره.
و به کودکمون هم فرصت بدیم که با یه غذای جدید آشنا بشه.
پس دفعه بعد که گفتید:«من دیگه نمیدونم برای بچهام چی درست کنم»
یه لحظه مکث کنید و از خودتون بپرسید:
«آیا واقعاً گزینهای ندارم؟یا مغزم داره منو میبره توی همون مسیرهای آشنای همیشگی؟»
شاید وقتشه یه جاده جدید بسازیم :)
دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان
#ایده_غذا
کانال های ارتباطی ما:
ارتباط با ما" @blwhelp
ایتا " https://eitaa.com/mamanatie
بله" https://ble.ir/mamanatie
باید براش «برنامهریزی» کنیم.
باید حداقل از روز قبل، براش فکر کرده باشیم.
شاید لازم باشه سرچ کنیم.
چند مدل طرز تهیه پیدا کنیم.
مواد اولیه رو بخریم و آماده کنیم.
گاهی یه بار درست کنیم و اصلاً خوب از آب درنیاد!
دوباره امتحانش کنیم.
شاید دفعات اول بچهها دوستش نداشته باشن.
شاید لازم باشه شکل غذا رو عوض کنیم.
شاید ادویهش رو تغییر بدیم کنیم.
شاید حتی لازم باشه چند بار آزمون و خطا کنیم تا نهایتاً به اون نسخهای برسیم که موردپسند خانوادهمونه.
و بعد، با تکرار، اون غذا کمکم از یه «غذای جدید و ناشناخته» تبدیل میشه به یکی از غذاهای آشنای خونه.
یعنی یه مسیر عصبی جدید ساخته میشه!
پس اگه توی خونه من نوعی، فقط ۵ تا غذای اصلی مدام تکرار میشه، واقعاً به این دلیل نیست که هیچ غذای دیگهای وجود نداره که بچهها بتونن بخورن.
بلکه احتمالا به این دلیله که هنوز برای پیدا کردن و وارد کردن گزینههای جدید به سبد غذایی خانواده، زمان و انرژی مشخصی نذاشتیم.
به این دلیل که احتمالا اولویت ما نبوده..
و این دوتا با هم خیلی فرق دارن...
قرار نیست از فردا ۲۰ تا غذای جدید به برنامه غذایی خانواده اضافه کنید.
فقط یه غذا انتخاب کنید.
یه غذای جدید که فکر میکنید ممکنه برای خانوادهتون مناسب باشه.
بعد براش وقت بذارید.
مثلا این هفته:
(مطالعات نشون دادن گاهی بین ۱۵ تا ۲۰ بار مواجهه مکرر با فواصل زمانی مشخص نیازه که یه غذارو بیاریم سر سفره که بچهها بپذیرنش)
گاهی باید به مغز خودمون فرصت بدیم که مسیر جدید رو یاد بگیره.
و به کودکمون هم فرصت بدیم که با یه غذای جدید آشنا بشه.
پس دفعه بعد که گفتید:«من دیگه نمیدونم برای بچهام چی درست کنم»
یه لحظه مکث کنید و از خودتون بپرسید:
«آیا واقعاً گزینهای ندارم؟یا مغزم داره منو میبره توی همون مسیرهای آشنای همیشگی؟»
شاید وقتشه یه جاده جدید بسازیم :)
#ایده_غذا
کانال های ارتباطی ما:
۳.۳K
۸:۴۱
اسم برایان تریسی که میاد یاد روانشناسی زرد مثبت اندیشی میفتم :)اینکه به هرچی فکر کنی اتفاق میفته و...شما هم؟
خلاصه چندین سال، هرجا اولِ یه متن «برایان تریسی» بود ادامهش رو نمیخوندم اما الان بیشتر از اینکه نگاه کنم کی اون حرفو میزنه، نگاه میکنم ببینم چی گفته.
امروز اتفاقی تو یه کانالی که اصلا پیگیرش نیستم این چند جمله رو دیدم.بنظرم خیلی واقعبینانه و درسته.
شاید اگر بجای «تا حد زیادی» عبارت «بعضی وقتها» میومد بهتر بود اما بهرحال برای من یادآور خیلی چیزها شد.گفتم رزق امروز شما هم بشه
خلاصه چندین سال، هرجا اولِ یه متن «برایان تریسی» بود ادامهش رو نمیخوندم اما الان بیشتر از اینکه نگاه کنم کی اون حرفو میزنه، نگاه میکنم ببینم چی گفته.
امروز اتفاقی تو یه کانالی که اصلا پیگیرش نیستم این چند جمله رو دیدم.بنظرم خیلی واقعبینانه و درسته.
شاید اگر بجای «تا حد زیادی» عبارت «بعضی وقتها» میومد بهتر بود اما بهرحال برای من یادآور خیلی چیزها شد.گفتم رزق امروز شما هم بشه
۲.۷K
۵:۵۴
گاهی پیش میاد فرصت آماده کردن غذا ندارینیا مثلا غذای خانواده فستفوده و مناسب زیر یک سال نیست.
اینجور وقتا یه کاسه ماست کوچیک پرچرب با یه ذره سیبزمینی به اضافه میوه کارو درمیاره
(سیبزمینی پخته بهتر از سرخکردهس ولی اگر با شعله ملایم سرخ بشه و برشته نشه هم اوکیه)
ماست: پروتئین سیبزمینی: کربوهیدرات میوه یا سبزیجات هم تو یه بشقاب سالم همیشه هست.(برخلاف باور عمومی که مصرف همزمان میوه و غذا خوب نیست)
بچه حساسیت به پروتئین گاوی داره؟بجای ماست تخممرغ آبپز بذار
#ایده_غذا
دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان
کانال های ارتباطی ما:
ارتباط با ما" @blwhelp
ایتا " https://eitaa.com/mamanatie
بله" https://ble.ir/mamanatie
اینجور وقتا یه کاسه ماست کوچیک پرچرب با یه ذره سیبزمینی به اضافه میوه کارو درمیاره
(سیبزمینی پخته بهتر از سرخکردهس ولی اگر با شعله ملایم سرخ بشه و برشته نشه هم اوکیه)
ماست: پروتئین سیبزمینی: کربوهیدرات میوه یا سبزیجات هم تو یه بشقاب سالم همیشه هست.(برخلاف باور عمومی که مصرف همزمان میوه و غذا خوب نیست)
بچه حساسیت به پروتئین گاوی داره؟بجای ماست تخممرغ آبپز بذار
#ایده_غذا
کانال های ارتباطی ما:
۳.۱K
۱۴:۵۰
ناهار امروز ۱۱ ماهه :)قرمه سبزی به روش BLW
نکات:من وقتی خودم بخوام بهش بدم با پلو میدم، ولی وقتی میذارم خودش بخوره اینجوری میدم:
نون تیلیت میکنم تو آب خورش میذارم جلوش(نه در حدی که نون له بشه)
لوبیاها رو با کمی فشار از حالت گرد درمیارم چون ریسک خفگی داره
چند تکه گوشت کاملا نرم هم میذارم براش که تو این عکس نیست چون خوردتشون :)میشه نیم ساعت آخر، چند تکه سیبزمینی هم ریخت تو آب خورش که بپزه و بجای نون یا برنج بخوره
حالا جالب اینجاست که همیشه تصور میشه تو وعده هایی که اجازه مستقل غذا خوردن به بچه میدیم کمتر از حالت سنتی غذا میخوره.باید بگم که اتفاقا بعضی اوقات برعکسه.مثلاً قبل همین وعده من میخواستم سریع غذا بخوریم که بریم جایی اومدم خودم بهش غذا بدم دهنشو بست.گذاشتمش تو صندلی و اول سه تا لوبیا گذاشتم براش، مشتاقانه و با کنجکاوی برداشت خورد. منم کمکم تکههای بعدی رو براش گذاشتم و چون شکلشون فرق داشت باهم یکی یکی خواست امتحان کنه :)
دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان#ایده_غذا
کانال های ارتباطی ما:
ارتباط با ما" @blwhelp
ایتا " https://eitaa.com/mamanatie
بله" https://ble.ir/mamanatie
نکات:من وقتی خودم بخوام بهش بدم با پلو میدم، ولی وقتی میذارم خودش بخوره اینجوری میدم:
نون تیلیت میکنم تو آب خورش میذارم جلوش(نه در حدی که نون له بشه)
لوبیاها رو با کمی فشار از حالت گرد درمیارم چون ریسک خفگی داره
چند تکه گوشت کاملا نرم هم میذارم براش که تو این عکس نیست چون خوردتشون :)میشه نیم ساعت آخر، چند تکه سیبزمینی هم ریخت تو آب خورش که بپزه و بجای نون یا برنج بخوره
حالا جالب اینجاست که همیشه تصور میشه تو وعده هایی که اجازه مستقل غذا خوردن به بچه میدیم کمتر از حالت سنتی غذا میخوره.باید بگم که اتفاقا بعضی اوقات برعکسه.مثلاً قبل همین وعده من میخواستم سریع غذا بخوریم که بریم جایی اومدم خودم بهش غذا بدم دهنشو بست.گذاشتمش تو صندلی و اول سه تا لوبیا گذاشتم براش، مشتاقانه و با کنجکاوی برداشت خورد. منم کمکم تکههای بعدی رو براش گذاشتم و چون شکلشون فرق داشت باهم یکی یکی خواست امتحان کنه :)
کانال های ارتباطی ما:
۳.۶K
۱۱:۵۸
این پشت صحنه رو علاوه بر گروه خانوادگی با شما هم به اشتراک میذارم.و میخوام به این بهونه قبل از خواب یکی از مزیتهای چند فرزندی رو از زاویه نگاه خودم بنویسم براتون
دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان
کانال های ارتباطی ما:
ارتباط با ما" @blwhelp
ایتا " https://eitaa.com/mamanatie
بله" https://ble.ir/mamanatie
کانال های ارتباطی ما:
۱.۸K
۱۸:۵۹
ساعت ۸:۳۰ شب بود.پسر ۱۱ماههام بیقرار بود چون حدود یک ساعت بیشتر از همیشه بیدار مونده بود و میدونستم هرچی دیرتر بخوابه خوابوندنش سختتر میشه.
تمام اون ده دقیقهای که داشتم تندتند کارهام رو انجام میدادم تا بخوابونمش جیغ زد و گریه کرد.
دختر ۶سالهام هم از ساعت ۷ صبح بیدار بود و چشمهاش حسابی خواب داشت.
بهش گفتم « باید یه کم منتظر بمونی تا داداشی رو بخوابونم. بعدش میام با هم غذا میخوریم»
خلاصهاش کنم براتون.
وقتی از اتاق برگشتم دیدم دخترکم برای خودش نون از فریزر برداشته، یک شعلهپخشکن روی اجاق گذاشته و نون رو گرم کرده🥺یک تخممرغ هم برای خودش شکسته بود، نون رو لقمهلقمه کرده بود، ماست برداشته بود و خلاصه برای خودش یک شام ساده آماده کرده بود...
حالا که بالاخره نوبت خلوت کردن با خودم رسیده، دارم فکر میکنم شاید یکی از چیزهایی که در داشتن چند فرزند (در مقابل یک فرزند) کمتر بهش توجه میکنیم همین فرصتهای طبیعی برای تمرین زندگیه.
در خانوادههای چندفرزندی، بچهها گاهی ناخواسته در موقعیتهایی قرار میگیرن که باید منتظر بمونن، خودشون کاری رو انجام بدن، به نیازهای خودشون توجه کنن، در حد توان مسئولیت بپذیرن و کمکم یاد بگیرن همیشه یک بزرگسال آماده نیست که بلافاصله همهچیز رو براشون انجام بده.
البته این به این معنی نیست که بچههای تکفرزند نمیتونن مسئولیتپذیر یا مستقل باشن. قطعاً میتونن. اما داشتن خواهر یا برادر موقعیتهای روزمره و طبیعی بیشتری برای تمرین این مهارتها ایجاد میکنه، بدون اینکه والدین لزوماً بخوان یک برنامه آموزشی برای مسئولیتپذیری طراحی کنن.
و شاید یکی از بزرگترین مزایای چندفرزندی همین باشه. اینکه بچهها در دل همین اتفاقهای ساده روزمره کمکم بزرگ شدن و مستقل شدن رو تمرین میکنن
(البته یک نکته مهم هم هست. این استقلال زمانی ارزشمنده که متناسب با سن کودک باشه و از سر اجبار یا رهاشدگی اتفاق نیفته. قرار نیست کودک جای والد رو بگیره یا مسئولیتهایی فراتر از توانش به دوش بکشه)
با من موافقین؟
دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان
کانال های ارتباطی ما:
ارتباط با ما" @blwhelp
ایتا " https://eitaa.com/mamanatie
بله" https://ble.ir/mamanatie
تمام اون ده دقیقهای که داشتم تندتند کارهام رو انجام میدادم تا بخوابونمش جیغ زد و گریه کرد.
دختر ۶سالهام هم از ساعت ۷ صبح بیدار بود و چشمهاش حسابی خواب داشت.
بهش گفتم « باید یه کم منتظر بمونی تا داداشی رو بخوابونم. بعدش میام با هم غذا میخوریم»
خلاصهاش کنم براتون.
وقتی از اتاق برگشتم دیدم دخترکم برای خودش نون از فریزر برداشته، یک شعلهپخشکن روی اجاق گذاشته و نون رو گرم کرده🥺یک تخممرغ هم برای خودش شکسته بود، نون رو لقمهلقمه کرده بود، ماست برداشته بود و خلاصه برای خودش یک شام ساده آماده کرده بود...
حالا که بالاخره نوبت خلوت کردن با خودم رسیده، دارم فکر میکنم شاید یکی از چیزهایی که در داشتن چند فرزند (در مقابل یک فرزند) کمتر بهش توجه میکنیم همین فرصتهای طبیعی برای تمرین زندگیه.
در خانوادههای چندفرزندی، بچهها گاهی ناخواسته در موقعیتهایی قرار میگیرن که باید منتظر بمونن، خودشون کاری رو انجام بدن، به نیازهای خودشون توجه کنن، در حد توان مسئولیت بپذیرن و کمکم یاد بگیرن همیشه یک بزرگسال آماده نیست که بلافاصله همهچیز رو براشون انجام بده.
البته این به این معنی نیست که بچههای تکفرزند نمیتونن مسئولیتپذیر یا مستقل باشن. قطعاً میتونن. اما داشتن خواهر یا برادر موقعیتهای روزمره و طبیعی بیشتری برای تمرین این مهارتها ایجاد میکنه، بدون اینکه والدین لزوماً بخوان یک برنامه آموزشی برای مسئولیتپذیری طراحی کنن.
و شاید یکی از بزرگترین مزایای چندفرزندی همین باشه. اینکه بچهها در دل همین اتفاقهای ساده روزمره کمکم بزرگ شدن و مستقل شدن رو تمرین میکنن
(البته یک نکته مهم هم هست. این استقلال زمانی ارزشمنده که متناسب با سن کودک باشه و از سر اجبار یا رهاشدگی اتفاق نیفته. قرار نیست کودک جای والد رو بگیره یا مسئولیتهایی فراتر از توانش به دوش بکشه)
با من موافقین؟
کانال های ارتباطی ما:
۱.۹K
۱۹:۰۶
#روزنوشته
ساعت ۴ صبح است.یازده مرداد.
بیدارم.کاملا بیدار.
و خوشحالم.خیلی خوشحال.
بعد از مدتها، ساعت ۳ بیدار شدم.نه با گریهی بچه،نه برای شیر دادن،نه با صدای همسرم که:«پاشو دیگه، الان قضا میشه!»
که برای خودم...برای عطیه.
مریم راست میگفت.
یک بار گفته بود:«چرا همهتون وقتی خودتون رو معرفی میکنید، میگید مامانِ فلانی؟!
اگه یک روز بچهتون رو ازتون بگیرن، چی براتون میمونه؟
خودتون هویت ندارید؟
شما کی هستید؟»
آن موقع شاید حرفش کمی تند به نظر میرسید.اما حالا، توی گرگومیشِ صبح، وسط خانهای که همه خوابند و من بیدار، بیشتر میفهممش.
سماور را پر از آب کردم.سجاده را پهن کردم و نماز صبح را اول اذان خواندم.
بعد هم آن دستور معروف حاج یا شیخ یا آیتالله، نمیدانم دقیقا کدام، حسنعلی نخودکی را خواندم.
بنظرم، رزق هرکسی که باشد، بالاخره یک روز سر راهش قرار میگیرد.و چه خوشبختم اگر من واسطهی رسیدنش به شما باشم.
اگر خواندید، من را هم دعا کنید.
خودم اردیبهشت سال گذشته، در سفر شمال، از یک مادربزرگ مشهدیِ مسن یاد گرفتم.در نمازخانهی محل اسکان نشسته بود، صفحهی گوشیاش را باز کرده بود و به هرکسی که وارد میشد، اصرار میکرد:
«از این عکس بگیرید.بعد از نمازهای واجب بخونیدش.حتما بخونید»
من هم عکس گرفتم.
و صد حیف که یک سال تمام پشت گوش انداختم.
تا اینکه یک عزیز دیگر، دوباره و با تأکید بهم توصیهاش کرد.
و از وقتی شروعش کردم...
ولش کن!
اینها را شاید یک وقت دیگری بنویسم.
فعلاً ساعت چهار صبح است و من بیدارم.
سجاده را برای همسرم پهن گذاشتم.کتاب خواندم.چای دم کردم.
بچه بیدار شد.خواباندمش.
باز کتاب خواندم.
به کارهای صبح فکر کردم و چندتایشان را نوشتم.
اولی: صبحانه.
یک صبحانهی سریع و البته انگشتی که بچهی یازدهماهه هم بتواند دلی از عزا دربیاورد.
شاید کوکوی کدو بد نباشد.عدسی هم گزینهی بدی نیست.
بیشتر درست میکنم که اضافهاش بماند برای شام.ها؟
بعد باید اولین پیام را هم برای مادرهای گروه مرداد بفرستم و مسیر یکماههمان را با هم شروع کنیم.
دیروز، بعد از مدتها، یقهی خودم را گرفتم و خودم را از باتلاق روزمرگی کشیدم بیرون.
یک جلسهی کاری دوساعته داشتیم برای شروع دوبارهی کار.
فکرش را هم نمیکردم برگشتن به کار، بعد از تولد فرزند دوم، اینقدر طول بکشد.
اما باز هم شکر.
شکر که امروز، دقیقا یک روز مانده به اتمام شش سالگی دخترم، کمی بیشتر از این سالها «عطیه» هستم...
(اگر خواستید جستجو کنید بنویسید هدیه حاج حسنعلی نخودکی به امام خمینی)
دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان
#روزنوشته
کانال های ارتباطی ما:
ارتباط با ما" @blwhelp
ایتا " https://eitaa.com/mamanatie
بله" https://ble.ir/mamanatie
ساعت ۴ صبح است.یازده مرداد.
بیدارم.کاملا بیدار.
و خوشحالم.خیلی خوشحال.
بعد از مدتها، ساعت ۳ بیدار شدم.نه با گریهی بچه،نه برای شیر دادن،نه با صدای همسرم که:«پاشو دیگه، الان قضا میشه!»
که برای خودم...برای عطیه.
مریم راست میگفت.
یک بار گفته بود:«چرا همهتون وقتی خودتون رو معرفی میکنید، میگید مامانِ فلانی؟!
اگه یک روز بچهتون رو ازتون بگیرن، چی براتون میمونه؟
خودتون هویت ندارید؟
شما کی هستید؟»
آن موقع شاید حرفش کمی تند به نظر میرسید.اما حالا، توی گرگومیشِ صبح، وسط خانهای که همه خوابند و من بیدار، بیشتر میفهممش.
سماور را پر از آب کردم.سجاده را پهن کردم و نماز صبح را اول اذان خواندم.
بعد هم آن دستور معروف حاج یا شیخ یا آیتالله، نمیدانم دقیقا کدام، حسنعلی نخودکی را خواندم.
بنظرم، رزق هرکسی که باشد، بالاخره یک روز سر راهش قرار میگیرد.و چه خوشبختم اگر من واسطهی رسیدنش به شما باشم.
اگر خواندید، من را هم دعا کنید.
خودم اردیبهشت سال گذشته، در سفر شمال، از یک مادربزرگ مشهدیِ مسن یاد گرفتم.در نمازخانهی محل اسکان نشسته بود، صفحهی گوشیاش را باز کرده بود و به هرکسی که وارد میشد، اصرار میکرد:
«از این عکس بگیرید.بعد از نمازهای واجب بخونیدش.حتما بخونید»
من هم عکس گرفتم.
و صد حیف که یک سال تمام پشت گوش انداختم.
تا اینکه یک عزیز دیگر، دوباره و با تأکید بهم توصیهاش کرد.
و از وقتی شروعش کردم...
ولش کن!
اینها را شاید یک وقت دیگری بنویسم.
فعلاً ساعت چهار صبح است و من بیدارم.
سجاده را برای همسرم پهن گذاشتم.کتاب خواندم.چای دم کردم.
بچه بیدار شد.خواباندمش.
باز کتاب خواندم.
به کارهای صبح فکر کردم و چندتایشان را نوشتم.
اولی: صبحانه.
یک صبحانهی سریع و البته انگشتی که بچهی یازدهماهه هم بتواند دلی از عزا دربیاورد.
شاید کوکوی کدو بد نباشد.عدسی هم گزینهی بدی نیست.
بیشتر درست میکنم که اضافهاش بماند برای شام.ها؟
بعد باید اولین پیام را هم برای مادرهای گروه مرداد بفرستم و مسیر یکماههمان را با هم شروع کنیم.
دیروز، بعد از مدتها، یقهی خودم را گرفتم و خودم را از باتلاق روزمرگی کشیدم بیرون.
یک جلسهی کاری دوساعته داشتیم برای شروع دوبارهی کار.
فکرش را هم نمیکردم برگشتن به کار، بعد از تولد فرزند دوم، اینقدر طول بکشد.
اما باز هم شکر.
شکر که امروز، دقیقا یک روز مانده به اتمام شش سالگی دخترم، کمی بیشتر از این سالها «عطیه» هستم...
(اگر خواستید جستجو کنید بنویسید هدیه حاج حسنعلی نخودکی به امام خمینی)
#روزنوشته
کانال های ارتباطی ما:
۱.۸K
۱:۰۹
اینم کوکوی کدو
زمان آماده سازی: از مرحله برداشتن کدو از یخچال تا مرحله سرو ۱۰_۱۵ دقیقه
از این بشقاب هیچی باقی نموند البته چون خودش خورد!اگر من میخواستم بذارم دهنش یک پنجمشم نمیخورد.اگه بچه جدیدا وقتی قاشقو میبرین سمتش دهنشو میبنده، اجازه بدین خودش با غذا بازی کنه. احتمالا تمایل بیشتری به امتحان کردن غذا داشته باشه.
این کوکو از کوکو سبزی و کوکوسیبزمینی خیلی نرمترهآیا رسپی مورد نیازه؟
دکتر عطیه محمدزاده پزشک و مشاور تغذیه و بدغذایی کودکان
#ایده_غذا
کانال های ارتباطی ما:
ارتباط با ما" @blwhelp
ایتا " https://eitaa.com/mamanatie
بله" https://ble.ir/mamanatie
زمان آماده سازی: از مرحله برداشتن کدو از یخچال تا مرحله سرو ۱۰_۱۵ دقیقه
از این بشقاب هیچی باقی نموند البته چون خودش خورد!اگر من میخواستم بذارم دهنش یک پنجمشم نمیخورد.اگه بچه جدیدا وقتی قاشقو میبرین سمتش دهنشو میبنده، اجازه بدین خودش با غذا بازی کنه. احتمالا تمایل بیشتری به امتحان کردن غذا داشته باشه.
این کوکو از کوکو سبزی و کوکوسیبزمینی خیلی نرمترهآیا رسپی مورد نیازه؟
#ایده_غذا
کانال های ارتباطی ما:
۲K
۵:۴۱
#روزنوشته
ساعت ۴:۴۷.ساعت ۳ بیدار شدم.نماز خوندم و بعدش یه کم قرآن.ولی اونقدر سخت و پیچیده بود که رفتم از چتجیپی پرسیدم ببینم این آیه ۳۷ سوره احزاب چیچی میگه!
آقا خوب شد پیامبر نشدیم
چقدر سخت بوده.فک کن تو این آیه خدا به پیامبر میگه ما مقرر کردیم که تو با همسر پسرخوندهات بعد اینکه از هم جدا شدن ازدواج کنی!
چرا؟برا اینکه عرب جاهل اون زمان هیچ فرقی بین پسر واقعی و پسرخونده قائل نبوده و ازدواج با همسر سابق پسرخونده خیلی عجیب غریب بوده.
خدا به پیامبر حکم کرده که بااین کار به مردم بفهمونه بابا احکامی که برای فرزند واقعی جاریه برای فرزندخونده جاری نیست.
حتی پیامبر به این پسرخوندهاشون توصیه میکنن که از خدا بترسه و زندگیش رو حفظ کنه و متارکه نکنن ولی خب مقدر شده بوده که زندگیشون خاتمه پیدا کنه.
بعد خدا به پیامبر میگه واستا ببینم!نکنه نگران حرف و حدیث مردمی؟موقع اجرای فرمان الهی نباید از سرزنش مردم بیم داشته باشی.
(پیامبر واقعا نگران واکنش مردم بودن)
خلاصه که چتجیپیتی میگه پیام آیه اینه:
حقیقت و حکم الهی باید جایگزین سنتهای نادرست اجتماعی بشه حتی اگر اجرای اون برای مردم عجیب باشه یا باعث حرف و حدیث بشه.
داشتم میگفتم آشپزخونه رو مرتب کردم.گوشیمو تاحدی پاکسازی کردم.و....
عجیب برکتی داره این ۴ صبح بیدار شدن.امیدوارم اگه نیاز به «وقت» دارید ولی اصلا عادت به سحرخیزی ندارید، خدا قدرتتون رو زیاد کنه و تجربهش کنید.
مخصوصا اگر مادر هستید و بچههاتون رو غل و زنجیری میبینید به دستوپاتون
ساعت ۴:۴۷.ساعت ۳ بیدار شدم.نماز خوندم و بعدش یه کم قرآن.ولی اونقدر سخت و پیچیده بود که رفتم از چتجیپی پرسیدم ببینم این آیه ۳۷ سوره احزاب چیچی میگه!
آقا خوب شد پیامبر نشدیم
چرا؟برا اینکه عرب جاهل اون زمان هیچ فرقی بین پسر واقعی و پسرخونده قائل نبوده و ازدواج با همسر سابق پسرخونده خیلی عجیب غریب بوده.
خدا به پیامبر حکم کرده که بااین کار به مردم بفهمونه بابا احکامی که برای فرزند واقعی جاریه برای فرزندخونده جاری نیست.
حتی پیامبر به این پسرخوندهاشون توصیه میکنن که از خدا بترسه و زندگیش رو حفظ کنه و متارکه نکنن ولی خب مقدر شده بوده که زندگیشون خاتمه پیدا کنه.
بعد خدا به پیامبر میگه واستا ببینم!نکنه نگران حرف و حدیث مردمی؟موقع اجرای فرمان الهی نباید از سرزنش مردم بیم داشته باشی.
(پیامبر واقعا نگران واکنش مردم بودن)
خلاصه که چتجیپیتی میگه پیام آیه اینه:
حقیقت و حکم الهی باید جایگزین سنتهای نادرست اجتماعی بشه حتی اگر اجرای اون برای مردم عجیب باشه یا باعث حرف و حدیث بشه.
داشتم میگفتم آشپزخونه رو مرتب کردم.گوشیمو تاحدی پاکسازی کردم.و....
عجیب برکتی داره این ۴ صبح بیدار شدن.امیدوارم اگه نیاز به «وقت» دارید ولی اصلا عادت به سحرخیزی ندارید، خدا قدرتتون رو زیاد کنه و تجربهش کنید.
مخصوصا اگر مادر هستید و بچههاتون رو غل و زنجیری میبینید به دستوپاتون
۱.۱K
۱:۳۷