شهید سیدحسن نصرالله:"حاج قاسم خسته نمیشد. ما همه خسته میشویم و گاهی احساس میکنیم مسائل خیلی دارند به ما فشار میآورند، اما حاجی ساعتها کار میکرد و حتی وقتی خسته میشد هم به کار ادامه میداد. یادم هست گاهی وقتی میآمد دنداندرد داشت. درد تحملناپذیری است. میگفتیم دکتر بیاوریم؟ میگفت الآن نه؛ بعد از جلسه. یعنی ۶ ساعت بعد. مینشست، درد را تحمل میکرد، در جلسه شرکت میکرد، مدیریت میکرد، تصمیم میگرفت و بعد میرفت دکتر. قدرتش در صبر و تحمل سختیها و دشواریها ویژه بود. اغراق نمیکنم. من تابحال کسی را ندیدهام که مثل حاج قاسم درد و بیخوابی را تحمل کند."
بیاد عروج ۱:۲۰ دقیقهی شبجمعه
@Masihane
بیاد عروج ۱:۲۰ دقیقهی شبجمعه
@Masihane
۴۱۲
۲۱:۵۸
هربار خسته و دلزده از زمانه و خلق روزگار، با خودم یک "مفشو" گلایه و شکایت میارم به آستان امامرضا، بهمحض ورود به حرم انگار از همهچی تهی میشم. رأفت امام برای من چنین تجلی داره که پیش از نالیدن، خالی از گره میشم طوری که شرمم میاد گره مفشوی گلایه رو وا کنم پیشش.
بهنیت خیلیهاتون که میشناسم و میشناسینم، دوسهتا لیوان آب خوردم. بیش از این برنمیاد دیگه... مخلصیم!
@Masihane
بهنیت خیلیهاتون که میشناسم و میشناسینم، دوسهتا لیوان آب خوردم. بیش از این برنمیاد دیگه... مخلصیم!
@Masihane
۴۵۷
۱۵:۴۲
۶۷۰
۴:۵۰
شهید سیدمرتضی آوینی:"۱۳۶۶ به بعد دیگر هیچکس، جز آنان که از طریق دیگری به حقیقت رسیده بودند و اخبار را از راههای دیگری بهجز رادیو و تلویزیون و روزنامهها میگرفتند، از واقعیت اخبار جنگ اطلاعی نداشت. عملیات مرصاد نشان داد که مردم همچنان انقلابی و دوستدار نظام برآمده از انقلاب اسلامی هستند. اما در اواخر سال ۱۳۶۶ چنان سایهای از شک بر همه چیز سنگینی میکرد که ادامه همین وضع، اگر هم دشمن هیچ اقدام دیگری انجام نمیداد، به قبول قطعنامه میانجامید. جبههها خالی بود؛ با این همه، تبلیغات رادیو و تلویزیون و روزنامهها حکایت از آن داشت که پادگانها دیگر جایی برای پذیرش داوطلبان جدید ندارند. در همان شرایط اگر تلویزیون حقایق را با مردم در میان میگذاشت، همه به جبههها هجوم میبردند، اما تلویزیون خلاف این عمل میکرد. ما اجازه دادیم که دشمن حربه صداقت را از کف ما بگیرد. درست در هنگامی که تهران و قم زیر باران موشکهای «اسکاد-بی» قرار داشتند، اعتماد مردم جلب رادیو بیبیسی شده بود."
حوصلهی شرح غُصه نیست!! برای آنها که این روزها را با دقت میبینند، جملات شهید آوینی معنادار است. ما درحال تماشای تکرارِ تاریخِ نزدیکِ خودمانیم!
#توافق #مذاکره #صداقت
@Masihane
۱.۳K
۷:۱۴
شاید اگر کسی مثل مجریهای برنامههای تلوزیونی از ابلیس بپرسد: اگر به عقب برگردی کدام خطا را مرتکب نمیشوی؟ پاسخ بدهد: خطای مهلت خواستن؛ آنگاه که از خدا تمنا کرد: "أَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ" (اعراف/۱۴).
"مهلت خواستن" چه بسا خطایی باشد همردیف خطای سرباز زدن از سجده بر آدم (این هم یعنی اشتباه پشت اشتباه، که همهی ما بهمحض خروج از دایرهی ولایت حق دچارش میشویم). آنگاه که خدا به ابلیس گفت: "إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ" (اعراف/١٥)، ابلیس هرگز ندانست و نفهمید این اجابت، عین عقوبت است و شعبهای از مکر خدا. چون از همان لحظه، ابلیس گرفتار یک چرخهی تکرارشوندهی بیپایان شد. مبتلا به عقوبتِ بیعاقبتی.
بیایید به این فکر کنیم که ابلیس چه تصوری از پایان خود دارد؟! از منظر خودش، کی کارش تمام میشود و چه زمان کارش ساخته میشود؟ آیا ابلیس خودش را هم اینگونه فریفته که مثلا من کارهای نیستم و به خواست خدا مأموریت اغواء آدمیان را برعهده دارم؟ آیا همچنان گمان میکند اصلا خدا او را اغواء کرده تا مهیای مأموریت اغوای آدمیان شود؟ چنانچه گفت: قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (حجر/٣٩) آیا ابلیس با گول زدن خویش، برای خود عاقبتی متصور است؟ آیا وعدهی جهنم را هم در راستای همان اغواء تلقی میکند و به خودش دلداری میدهد که چون مأمور است و معذور، پس جهنمی نخواهد شد؟
سوای از عقوبت نامعینبودگی عاقبت، مبهم بودن زمان پایان هم عذابآور است. این را کسی میفهمد که به تکرار افتاده و مبتلای رنج سرگردانی شده باشد. ما همگی نعمت تقطیع زمان را چشیدهایم؛ نعمت پایانیافتگی. نعمت دگرگونی و خروج از چرخهی متسلسل یکنواختی. نعمت آمدوشد روز و شب و بهار و خزان. نعمت اینکه جمعهای در راه است و شنبهای خواهد آمد. نعمت پیدار شدن وسط یک کابوس هولناک. نعمت پایان و شروع دوباره. لذا حتما درک میکنید که پایان داشتن و پایان یافتن، از نعمات مهم خداست. اصلا "عاقبت" درجه است. به هرکسی نمیدهند. لذا فرمود: "والعاقبه للمتقین" یعنی عاقبت برای آنهایی است که زره به تن کرده و میرزمند. بگذارید مثل همیشه سیاسیاش کنم و بگویم از این رو، مذاکرهی ما هم باید جنگیدن و رزمیدن باشد. وگرنه دچار خودفریبی میشویم و بیعاقبتی. این هم عقوبتی دردناکتر از بدعاقبتی است.
چه میگویم؟ بگذارید پای حساب شطحیات از روی بیخوابیهای بیپایان! دربارهی بیخوابی هم پیشتر گفته بودم.
#توافق #مذاکره #جنگ
@Masihane
۲۳۰
۱:۴۳
پیام اخیر رهبر انقلاب برای بار چندم مردم را تراز قرار داد و از همه خواست خود را با مردم تنظیم کنند. چه مسئولان، چه فعالان سیاسی و چه کنشگران اجتماعی.. به این تعابیر دقت کنید:
"شکر موهبت عظیم وحدت ملّی، اهتمام آحاد ملّت خصوصاً نخبگان فکری و سیاسی از جمله نمایندگان مجلس به صیانت از این وحدت و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی است."
"اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنید."
۷/خرداد/۱۴۰۵
@Masihane
"شکر موهبت عظیم وحدت ملّی، اهتمام آحاد ملّت خصوصاً نخبگان فکری و سیاسی از جمله نمایندگان مجلس به صیانت از این وحدت و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی است."
"اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنید."
۷/خرداد/۱۴۰۵
@Masihane
۱۹۵
۱۱:۳۸
چرا ما حاضر نیستم از خر شیطان پیاده شویم؟ مثلا چرا نمیپذیریم که "پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی" یعنی دور ریختن دعواهای انتخاباتی و یا "پرهیز از برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی" یعنی مسئله حجاب را دستمایه اختلاف نکردن؟از آنسو چرا نمیپذیریم مسئولان هم در قبال این مردم باید صادقانه رفتار کنند و اعتماد عمومی را نابود نکنند؟ چرا نمیتوانیم بفهمیم مطالبهی چنین چیزی میتواند بدون خائن قلمداد کردن مسئولان رقم بخورد؟ چرا ما قدرت تفکیک را از دست دادهایم و هیچ نقدی را هم به خود نمیگیریم؟بله! متأسفانه ما باید با دو جماعت احمق مرز معین کنیم و این بسیار سخت است چون مسئله وحدت حتی اینجا هم مطرح است. البته فیکها از بیخوبن محلی از اعراب ندارند. بگذارید سرشان در آخورشان باقی بماند.
@Masihane
@Masihane
۲۶۸
۱۷:۵۰
شهید سیدحسن نصرالله:"من همیشه حاضر بودم جانم را فدایش کنم. یک روز من مشغول نماز بودم. بعد از پایان نماز و موقع تعقیبات، این چیزی که میگویم به ذهنم رسید: اینکه ملک الموت (البته به فرض) پیش من آمده و میگوید من دارم به ایران میروم تا جان قاسم سلیمانی را بگیرم. ولی خداوند متعال استثنایی قائل شده، وگفته برو سراغ فلانی و بگو گزینهی دیگری برای به تأخیر انداختن قبض روح قاسم سلیمانی هست و آن این است که جان تو را بگیریم. من در اثنای این فرضیات داشتم با خودم فکر میکردم که به ملک الموت چه میگویم. قطعا به او خواهم گفت: جان من را بگیر و او را رها کن. حاج قاسم سلیمانی را رها کن.بعدها، یک بار که داشتیم با برخی برادران بحث میکردیم و گاهی در نتیجهی کثرت کار، مشکلاتی با برادران پیش میآمد، من به آنها گفتم حاج قاسم برای من چنین جایگاهی دارد.یکی از برادران از من پرسید تو چرا این طوری فکر میکنی؟ گفتم به دو دلیل: اولا دوستی و عشق و برادری و عاطفهای که بین من و او وجود دارد، و ثانیا چون از طرف دیگر معتقدم وجود او به اسلام و مسلمین و امت و مقاومت خدمت بسیار بیشتری میکند تا وجود من. از این رو موضوع فقط عاطفهی صِرف نیست، بلکه من به این مرد و وجود مبارکش در این سطح باور دارم. او شخصا چنین جایی در دل من داشت."
بیاد عروج ۱:۲۰ شب جمعه
@Masihane
بیاد عروج ۱:۲۰ شب جمعه
@Masihane
۲۱۲
۲۱:۵۱
🟡 سخنگوی وزارت خارجه: در این مرحله بر خاتمه جنگ متمرکز هستیم و گفتگویی درباره جزئیات مسائل هستهای نخواهیم داشت.
️ سوال ما از مسئولان مربوطه این است که برای خاتمه دادن جنگ، بناست چهچیزهایی بگیریم؟ ۱۲میلیارد دلار؟! پولهای بلوکهشدهمان؟! اصلا همان رقم فضایی ۳۰۰میلیارد دلار.. باشد.. دمتان گرم! اما انتقام خون اماممان چه؟ آن را هم میگیریم؟!
کوتاه عرض کنم که در صورت خاتمهیافتن جنگ با همین وضعیت مفروض، پیروزی معنای جدیدی مییابد که باید به ما مردم عادی آموزشش دهید تا باور کنیم پیروز شدهایم.
#توافق #مذاکره #انتقام
@Masihane
#توافق #مذاکره #انتقام
@Masihane
۲۱۲
۱۹:۲۰
دو روزی هست که در حال سعی بیهودهام برای اتصال با پروکسی به تلگرام. از تمام دایره اطرافیان پروکسی طلبیدهام و بود و نبود پستهای فرستاده و نفرستاده کسانم را جوریده و هر لینکی را لمس و هر کانالی را التماس کردهام و جز به قاعده چند دقیقهای اتصال بیثبات و ناپایدار مرادی نیافتم که نیافتم. حالا این همه تحمل محنت از برای چه؟ دلمان تنگ تله گرام است؟ حاشا و کلا. پیش خودمان گفتیم ما سه چهارسالی هست که زور نصفهنیمهای زدیم برای یافتن جمعی از دانشجویان همسخن تا در برهههای حساس همیشه کنونی، در محیطی امن بنشینیم به خوداظهاری و ارزیابی کردن خویش در ترازوی چشم و گوش و فکر یکدیگر. حالا هم وقت چنین گفتگوهایی است. اما حسب مراعات مسائل امنیتی، تقی که به توق میخورد حضرات مدیر از خداخواسته کرکره دانشگاه را پایین میدهند و ما دستهجمعی یتیم و بیهمسخن، شبیه «بچهی مردم-اثر جلال آلاحمد» که مادرش در شلوغی دستش را رها کرد، در هیاهوی زمانه و بازار مکاره، به حال خودمان رها میشویم.یک محیط مجازی نیمبندی بود که آنجا بدون ترس از کیسه شدن ماستها دورهم حرف میزدیم و از حال هم جویا میشدیم و گاه مرهمی بودیم بر زخم همدیگر و روشنایی فکر یکدیگر که چنانچه مستحضرید این مجازی نیمبند را هم بستهاند و طبعا بسیاری از دوستان همسخن ما، میلی و رغبتی به آنلاین شدن خودشان و آنباکس شدن صندوقچه درددلهایشان در محیط ایتا و بله نداشته و ندارند.در این میانه ما چه گِلی میتوانیم به سرمان بگیریم که از دشمنِ نیقکرده «خاکتوسرت» نشنویم و صدایمان را هم به گوش بالاییها برسانیم؟ در همین ایتای باگمند هم مطالبهای بکنیم دوستان با اذهان امنیتی سیاه و سیمکارتهای سفید، مهیای فوروارد دهها پستند حاوی یک پیام مشخص: «اگر دسترسی به تلگرام تسهیل شود دشمن گردوخاک میکند و خاکبرسرمان میکند».این است که درنهایت میبینیم در معادلات حضرات تصمیمگیر فضای کار و فعالیت ما پشیزی ارزش ندارد. چون چشمها را پر نمیکند. مسئله «ویو»ست. همان تخم چشم پایین پستها که کنارش عدد میخورد. «ملأ» بودن کافیست «ملّا»یی نمیخواهد. پس یا دمپرشان باش یا آنقدر سلبریتی که دمپرت باشند. در غیر این صورت برو زور بزن و پروکسی بیاب. این سزای کسی است که به رابطههای حقیقی چشم دارد.
10 خردادماه سال 5
#فیلترینگ
@Masihane
10 خردادماه سال 5
#فیلترینگ
@Masihane
۹۱
۱۵:۱۹