لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل کانال شرح مثنوی جانک
۱۵۵ عضو

کانال شرح مثنوی جان

بشنو از نی چون حکایت می‌کند...
فاطمه قوی‌نیت‎@fatemeghaviniat
مثنوی جان در تلگرامhttps://t.me/masnavijan
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۰ مرداد
undefined  می‌رسید از دور مانند هلال      نیست بود و هست بر شکل خیال
undefined  نیست‌وش باشد خیال اندر روان        تو جهانی بر خیالی بین روان
undefined  بر خیالی صلحشان و جنگشان       وز خیالی فخرشان و ننگشان
undefinedآن خیالاتی که دام اولیاست  عکس مه‌رویان بستان خداست
اهمیت خیال:
فلاسفه درباره خیال نظریات گوناگونی دارند. افلاطون برای اولین بار در بیان مراتب معرفت، خیال را اخرین مرتبه شناخت قرار داد. ارسطو خیال را به دو دسته تخیّل حسی و تخیّل عقلی تقسیم کرد و بعدها فلاسفه مسلمان مثل کِنِدی، فارابی و ابن سینا هر کدام کارکردهای مختلفی برای خیال قائل شدند.
خیال از نوع ماده نیست اما قابل تصور است چون بُعد دارد. مثلاً تصویر در آینه از نوع خیال است. اما اگر آینه بشکند دیگر آن تصویر نیست چون خیال جسم ندارد.خیال می‌تواند منشا اثر باشد مثلاً اگر در خیال خود موضوع خنده داری را تصور کنیم ، می‌خندیم.  یا اگر کسی به ما وعده‌‌‌ای خوب دهد، در ذهن خود تصویرسازی کرده و خوشحال می‌شویم و بر عکس.
انسان در شناخت حقایق با حس و عقل، از خیال هم کمک می‌گیرد اما هر کدام از این سه (حس و عقل و خیال) ظرفیتهای خاص خود را برای شناخت امور دارد.
انسان می‌تواند با خیالات نامتناهی سفرهای زیادی به جاهای گوناگون داشته باشد. خیال بی نهایت و بسیار تندروست. خیال محدودیت ندارد و به هر شکلی و  هر جایی قابل تصور است.
undefinedنکته:
امروز در قوانین جذب تصویر سازی خیالی برای رسیدن به خواسته‌ها اهمیت یافته. زیرا معتقدند فرد با تصویر سازی ذهنی می‌تواند ایده‌ها و راه‌حل‌هایی برای رسیدن به آن خواسته پیدا کند و برای رسیدن به اهداف خود حرکت کند.
اما نکته مهمی که اندیشمندان مطرح می‌کنند این است که بیشتر خیالات برای انسان مضر هستند. چون اکثر مردم تصمیم‌های مهم زندگی خود را بر اساس خیال می‌گیرند. خیال در ذهن صورت می‌گیرد و ذهن دچار اشتباهات زیادی می‌شود. مثلاً فردی در خیال خود شغلی را ایده‌آل می‌داند و در خیال خود تصاویری از موفقیت می‌سازد ولی ممکن است به آن شغل وارد شود و موفقیت و رضایتی از آن نداشته باشد.
نکته مهم دیگر که باید به آن توجه داست این است که خیالات اولیاء با خیالات عامه مردم متفاوت است. خیالات اولیا از جنس کشف و شهود قلبی هستند. قلب  دچار اشتباه نمی‌شود.
مولانا می‌فرماید:
undefinedآن پير ربانی از دور مانند هلال بود. بر حسب ظاهر نيست بود، زيرا مقام حقيقی او از چشم عامگان مخفی بود، اما بر حسب باطن، وجود داشت و خاصگان به حقيقت او واقف بودند.شاید اشاره به این مطلب باشد که هلال ماه در سه شب آخر ماه قمری قابل دیدن نیست و به اصطلاح در محاق است. در واقع ماه هست اما دیده نمی‌شود. شب اول ماه قمری هم هلال ماه به سختی دیده می‌شود. گاه به چشم می‌آید و گاه ناپدید می‌شود.
undefinedقوه خيال گویی در روح آدمی وجود ندارد، زيرا ظاهراً ديده نمی‌شود، ليكن تو ببين كه جهان آدميان با همه وسعت بر محور خيال می‌گردد. يعني قوه خيال بر كل آدميان حاكميت دارد و در همه انسانها تصرف می‌كند، زيرا محرک آنان  در زندگی بیم و اميد‌های خیالی است.
undefinedصلح و جنگ مردم مبتنی بر خيال است. همچنين فخر و ننگشان نيز از خيال نشأت می‌گيرد.
در مثنوی غالباً "خيال" بر پایه شک و اوهام سست بنا شده كه گاه بر اذهان سايه می‌افكند و از بین می‌رود، بی‌آنكه در خارج از ذهن، مصداقی داشته باشد.
undefinedآن خيالاتی كه اولياءالله دارند انعكاسی از جمال زيبا رويان بوستان الهی و یا اسرار و معانی غیبی است. در واقع اسرار الهی مثل دامی است که اولیا را اسیر خود می‌کند.
بستان خدا:استعاره از عالم روحانی و الهینيكلسون در اين باره می‌گويد: مه رويان، يعنی صفات جمال حق كه اين صفات به صورت إلهام در دل اولیاءالله منعكس می‌شود.
#شرح_مثنوی_جان#دفتر_اول #تصحیح_نیکلسون
@masnaviijan
undefined۱

۱۷

۷:۵۹

undefined هر دو بحری، آشنا آموخته      هر دو جان بی دوختن بر دوخته
undefined گفت معشوقم تو بودستی نه آن         لیک کار از کار خیزد در جهان
بحری: منسوب به بحر، صفت کسی که با دریا آشنا باشد.دریا در اشعار مولانا نمادی از خداست
undefinedهر دو به راههای دريايی، آشنا بودند و شناگری می دانستند. منظور از راه‌های دریایی، راه‌های سیر و سلوک عارفانه است.هر دو سالک دريای حقيقت بودند. جان هر دو كه ظاهراً از هم جدا بودند در عالم معنا به هم دوخته شده بودند. يعنی با هم اتحاد داشتند.
undefinedشاه با رعايت ادب به مهمان غيبی خود گفت: معشوق حقيقی من تويی نه آن كنيزک. ليكن در اين دنيا از يك كار كاری ديگر حاصل می‌شود.كار از كار خيزد از ضرب المثل های رايج فارسی است. هر کار و فعل، معلول کار و فعل قبل از خود است. نيكلسون در شرح مصرع دوم گويد: حق تعالی معمولاً در اين دنيا به وسيله أسباب امكانی كار می‌كند. عشق شديد پادشاه به كنيزک سبب شد کنیزک از معشوق خود دور بیفتد و در نتیجه بیمار شده و بیماری برای او رنج آور بود.درد و رنج کنیزک سبب استغاثه پادشاه برای كمک خواستن از خداوند برای درمان کنیزک بود.در نتیجه دعای پادشاه برای شفای کنیزک مستجاب شده و حكيم الهی بر او ظاهر شد. در نتیجه عشق مجازی پادشاه به عشق حقيقی ارتقاء يافت.
(بیان روابط علی و معلولی)
#شرح_مثنوی_جان#دفتر_اول #تصحیح_نیکلسون
@masnaviijan
undefined۱

۱۷

۷:۵۹

undefined ابر بر ناید پی منع زکات      وز زنا افتد وبا اندر جهات
این بیت اشاره دارد به حدیثی از پیامبر اکرم(ص) به نقل از ابن عباس قالَ رَسولُ اللّهِ(ص): خَمسٌ بِخَمسٍ، قالوا: یا رَسولَ اللّهِ، وما خَمسٌ بِخَمسٍ؟قالَ: ما نَقَضَ قَومٌ العَهدَ إلاّ سَلَطَ عَلَیهِم عَدُوُّهُم، وما حَکموا بِغَیرِ ما أنزَلَ اللّهُ إلاّ فَشا فیهِمُ الفَقرُ، ولا ظَهَرَت فیهِمُ الفاحِشَةُ إلاّ فَشا فیهِمُ المَوتُ، ولا طَفَّفُوا المِکیالَ إلاّ مُنِعُوا النَّباتَ واُخِذوا بِالسِّنینَ، ولا مَنَعُوا الزَّکاةَ إلاّ حُبِسَ عَنهُمُ القَطرُ.
پیامبر خدا(ص) فرمود: «پنج به پنج». گفتند: ای پیامبر خدا! یعنی چه پنج به پنج؟ فرمود: «هیچ مردمی پیمان شکنی نکردند، مگر این که دشمنشان بر آنان مسلّط شدند و به غیر احکام خدا حکم نکردند، مگر این که فقر در میانشان شایع شد و فحشا در میانشان پدید نیامد، مگر این که مرگ در میان آنان شیوع یافت و پیمانه را سبُک نگرفتند، مگر این که به خشک سالی و قحطی گرفتار آمدند و از پرداخت زکات، خودداری نکردند، مگر این که باران از آنها باز داشته شد».
undefined هر چه بر تو آید از ظلمات و غم     آن ز بی‌باکی و گستاخی است هم
undefinedهر مصیبت و اندوهی که به تو روی آرد تماما نتیجه ی بی پروایی و گستاخی خود توست. آیه ی ۷۹ سوره نسا:(هر آن بدی که به تو رسد از خود توست)
مولانا عقیده دارد که هر عمل و نیتی نتیجه‌ی خاص خود را دارد.  اما نتیجه ی هر عمل الزاما همجنس آن عمل نیست.
#شرح_مثنوی_جان
@masnaviijan
undefined۱

۱۸

۸:۰۵

undefined از ادب پرنور گشته‌است این فلک      وز ادب معصوم و پاک آمد ملک
undefined بد ز گستاخی کسوف آفتاب      شد عزازیلی ز جرات رد باب
عزازیل:طبق روایات یکی از سه فرشته (هاروت، ماروت و عزازیل) که خدا آنان را به زمین فرستاد تا مانند آدمیان زندگی کنند و از محرّمات بپرهیزند. این فرشتگان اعتراض به انسان کرده بودند که چرا جرم و گناه انجام می‌دهند.عزازیل پس از مدتی متوجه شد که از پس این امتحان برنمی‌آید، توبه کرد و معاف شد ولی هاروت و ماروت در زمین ماندند و با زنی به نام زهره آشنا شده و فریب او را خوردند، شراب نوشیدند و اسم اعظم را به او آموختند. هاروت و ماروت به جرم این گناهان تا رستاخیز درون چاهی در بابل معلق شدند. در روایات آمده این زن جادوگر بود و موجب اختلاف بین آدمیان می‌شد.
عزازیل نام پیشین ابلیس بوده است قبل از قهر خداوند.
فلک گردون به برکت ادب نورانی شده است و به برکت ادب، فرشتگان پاک و معصوم شده اند.
ادب افلاک و فرشتگان چیست؟
مطیع امر الهی بودن.
کسوف آفتاب به سبب بی ادبی اوست و شیطان نیز به سبب گستاخی رانده ی درگاه حق شده است.
نیکلسون گوید:مولانا چنین می‌اندیشد که هرگاه خورشید جسارت ورزد به اینکه از مسیر معین خود انحراف یابد کسوف وسیله‌ی تأدیبی است که خداوند بر او وارد می‌آورد تا او را منضبط سازد.
انقروی نیز دو وجه در توضیح مصراع اول آورده است: وجه اول اینکه زشتی اعمال مردمان گستاخ حتی بر خورشید نیز اثر می‌گذارد و آنرا منکدر می سازد.
وجه دوم اینکه چون خورشید در فلک چهارم تنها است گاه به غرور دچار می‌شود. پس حق تعالی برای تنبیه خورشید، نور آن را لحظاتی زائل می کند.
حکیم سبزواری: گستاخی از قمر است که پیش روی خورشید می‌ایستد و کسوف واقع می‌شود.
#شرح_مثنوی_جان
@masnaviijan

۲۸

۸:۰۶

undefined از خدا جوييم توفيق ادب       بی‌ادب محروم گشت از لطف رب
undefined بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد      بلكه  آتش در همه ی آفاق زد
از خداوند توفیق ادب را خواهانیم، زیرا که بی‌ادب از لطف پروردگار محروم است. ادب به معنی دانش، هنر، حسن معاشرت، راه و رسم و نگاه داشتن حد هر چیزی.
تادیب: نگاه داشتن خود از نکوهیده‌های کرداری و رفتاری
از نظر صوفیه ادب به چهار دسته تقسیم میشود.۱- ادب شریعت ۲- ادب طریقت ۳- ادب حق ۴-ادب حقیقت
ادب مجموعه خصلت ها، احساسات و رفتاری دانست که ثمره فرهنگ روحانی است.مولانا در ابیات پیشین تصریح کرده که آن شاه نسبت به حکیم الهی نهایت ادب را رعایت کرد، درست مانند احترامی که خلیفه‌ی دوم نسبت به پیامبر (ص) قائل بود. سالک مبتدی باید نسبت به دلیل  و پیر خود ادب را مراعات کند.
شخص بی‌ادب نه تنها خود را دچار بلا می‌کند، بلکه سراسر جهان را در آتش فتنه ی خود می‌سوزاند.عده‌ای از مفسرین بی‌ادبی را ناسپاسی و ناشکری انسان از نعمتهای الهی بیان کرده‌اند. ناسپاسی و ناشکری فرد از نعمت‌های الهی، تنها فرد ناسپاس را دچار مشکل نمی‌کند بلکه همه افراد جامعه دچار مشکل می‌شوند. چرا؟چون افراد جامعه جدا از هم نیستند و به صورت شبکه‌‌هایی متصل، همه به هم وصل هستند. این اتصال هم در فکر است و هم در رفتار.به عنوان مثال کسی که از بارش برف و باران و ... اظهار ناراحتی و ناشکری می‌کند، نتیجه ناسپاسی او همه مردم جامعه را دچار مشکل می‌کند. اگر خشکسالی و کم بارانی که نتیجه این بی‌ادبی پیش بیاید ، شامل همه افراد جامعه می‌شود نه فقط فرد ناسپاس.
#شرح_مثنوی_جان#دفتر_اول #تصحیح_نیکلسون
@masnaviijan
undefined۲

۴۹

۸:۰۷

۴ شهریور
#آتش_کردن_پادشاه_جهود_و_بت_نهادن_پهلوی_آتش_که_هر_که_این_بت_را_سجود_کرد_از_آتش_برست
آن جهود سگ ببین چه رای کردپهلوی آتش بتی بر پای کرد
که‌آنکه این بت را سجود آرد برستور نیارد در دل آتش نشست
چون سزای این بتِ نفس، او نداداز بت نفسش، بتی دیگر بزاد
مادر بتها ، بت نفس شماستزانکه آن بت مار و این بت اژدهاست
آهن و سنگ است نفس و بت شرارآن شرار از آب می‌گیرد قرار
سنگ و آهن زآب کی ساکن شود؟آدمی با این دو کی ایمن بود
بت سیاه‌آبه‌ ست در کوزه نهاننفسِ مر آبِ سیه را چشمه دان
آن بت منحوت چون سیل سیاهنفس بتگر چشمه‌ای بر آب‌راه
صد سبو را بشکند یکپاره سنگو آب چشمه می‌زهاند بی‌درنگ
بت‌شکستن سهل باشد نیک سهلسهل دیدن نفس را جهل‌است جهل
صورت نفس ار بجویی ای پسرقصهٔ دوزخ بخوان با هفت در
هر نفس مکری و در هر مکر زانغرقه، صد فرعون با فرعونیان
در خدای موسی و موسی گریزآب ایمان را ز فرعونی مریز
دست را اندر احد و احمد بزنای برادر وا ره از بوجهل تن
#شرح_مثنوی_جان #دفتر_اول #تصحیح_نیکلسون
@masnaviijan
undefined۱

۱۷

۳:۳۷

#آتش_کردن_پادشاه_جهود_و_بت_نهادن_پهلوی_آتش_که_هر_که_این_بت_را_سجود_کرد_از_آتش_برست
undefinedآن جهودِ سگ ببین چه رأی کرد        پهلویِ آتش ، بُتی بر پای کرد
undefinedکآنکه این بُت را سجود آرد بِرَست         ور نه‌آرَد ، در دل آتش  نشست
undefinedببین که آن جهود سگ سیرت چه تدبیری اندیشید. او در کنار آتش بُتی قرار داد و گفت  هرکس این بُت را سجده کند از آتش رهایی پیدا می‌کند و اگر کسی (مقابل بت) سجده نکند،  باید در آتش افکنده شود.
دین یهود که خداپرستی است چرا مولانا در داستان  پادشاه را بت‌پرست معرفی کرده است؟ در پاسخ به این سوال ابتدا باید توجه داشت که مولانا هیچگونه تعصب دینی و یا مذهبی ندارد که به جانبداری یا دشمنی از گروهی پرداخته باشد.
ملت عشق از همه دین‌ها جداستعاشقان را ملت و مذهب خداست
همچنین او معتقد است باید معنا را از کلام فهمید، ظاهر کلام چندان اهمیت ندارد.
ای برادر قصه چون پیمانه است معنی اندر وی به‌سان دانه است
دانه معنی ،  بگیرد مرد عقل ننگرد پیمانه را گر گشت نقل
با اینحال شارحان مثنوی، نظرات گوناگونی مطرح  کرده‌اند از جمله:
مولانا در سرودن اشعار به پیشینه تاریخی و منطقی حوادث داستان ، توجهی ندارد و گویا در گذشته بعضی از اقوام  یهود به دلیل اثرپذیری از اقوام دیگر بت می‌پرستیدند.
ذونواس از پادشاهان حمیر و مردی ستمگر بود که در زمان قصی بن کلاب به یثرب گذری داشت و آنجا از عالمان جهود سخنانی شنید و به دین آنها گروید. نام اصلی او کعب بود و چون دو گیسو بر دوش داشت به ذونواس معروف شد. #دهخدا
#نیکلسون: بت‌پرستی را که مولانا به پادشاه جهود نسبت می‌دهد، اینگونه توضیح داده که ذونواس از ملوک حمیر بوده و آنها به صفت کافران یا جهودان توصیف شده‌اند.
مرحوم #فروزانفر علاقه انسان به مادیات و اشیاء و چیزها از جمله بت و هر چیزی را ناشی از خودخواهی و خودپرستی می‌داند. تا این غریزه در وجود انسان باقی است ؛ هرچندگاه بتی می‌تراشد و پیش آن سجده می‌کند. در اصل، بت، خود اوست و شخص، خود را و خواهش‌های نفسانی خود را سجود می‌کند.
طبق نظر برخی شارحان مثنوی، از جمله #علامه_مروجی_سبزواری مقصود از بُت، بدعتی است که آن پادشاه یهود در دین حضرت موسی (ع) ایجاد کرده بود.
طبق نظر مرحوم #زرین_کوب در کتاب نردبان شکسته، ذونواس چون مقهور نفس خود بود، دین حضرت موسی را (که او خود با آن مرتبط بود) برایش حکم بتی را پیدا کرده بود و هر چه جز آن نپذیرفته و با چشم نفرت به آن می‌نگریست و از شدت خودپرستی جایی برای افکار دیگران باز نمی‌گذاشت.
بت: تندیس و مجسمه به اشکال مختلف که بعضی اقوام به جای خدا می‌پرستیدند‌. معبود و مسجود کافران
به نظر می‌رسد؛ بت همان بدعتی بوده که آن پادشاه  در دین حضرت موسی ایجاد کرده بود چون در ابتدای داستان هم به همین نکته (بدعت) اشاره دارد:
هر که او بنهاد ناخوش سنتیسوی او نفرین رَوَد هر ساعتی
#شرح_مثنوی_جان #دفتر_اول #تصحیح_نیکلسون
@masnaviijan

۱۳

۳:۳۸

  #آتش_کردن_پادشاه_جهود_و_بت_نهادن_پهلوی_آتش_که_هر_که_این_بت_را_سجود_کرد_از_آتش_برست
undefinedچون سزای این بُتِ نفس او نداد         از بُتِ نفسش ، بُتی دیگر بزاد
تشبیه نفس به بت
undefinedچون این پادشاه به طور شایسته، بت نفس خود را طبق دستوارات الهی مجازات نکرده  بود، از بت نفس او، بت دیگری ظهور کرد. (پلیدی و بدی ذات او بیشتر شد؛  بدعت در دین ایجاد کرد یا مردم را مجبور به سجده کردن در مقابل بت کرد.)
undefined  مادرِ  بُت ها ، بُتِ نفسِ شماست زآنکه آن بُت، مار و این بُت، اژدهاست
undefinedاصل همۀ بُت‌های (درونی و بیرونی) نفس امّاره  خود انسان است. بُت‌های بیرونی مثل مار و بُت‌ درونی مثل اژدهاست. یعنی بتهای بیرونی در مقابل بت درون چیزی نیستند. بت می تواند هر چیز مادی و یا حتی معنوی باشد.
چرا نفس انسان، مادر همه بت‌هاست؟چون بت‌های ظاهری در بیرون هستند و می‌توان آنها را از بین برد اما بت درون ریشه و سرچشمه‌اش در درون انسان است و  هر روز با اشکال مختلف و حیله‌های گوناگون ظاهر می‌شود و ایجاد کننده بت‌های بیرونی است.
undefinedآهن و سنگ است نفس و بُت شرار        آن  شَرار  از  آب  می‌گیرد  قرار
undefined تمثیل: نفس انسان مثل آهن و سنگ  آتش‌زنه است و بُت‌های بیرونی (چه بت ظاهری باشد یا تعلقات گوناگون مادی و معنوی) مثل جرقه‌ها و شراره‌های ناشی از برخورد آهن و سنگ است. آن شراره‌های آتش با آب خاموش می‌شود.
undefinedسنگ و آهن ز آب، کی ساکن شود؟       آدمی با این دو ، کی ایمَن شود ؟
undefined امکان ندارد که سنگ و آهن با آب شستشو داده شوند و خاصیت آتش‌زایی خود را از دست بدهند.نفس و شراره‌های نفس (وسوسه‌ها) هم مانند سنگ و آهن است که انسان با بودن آن دو  نمی‌تواند در امنیت و سلامت باشد.
#شرح_مثنوی_جان #دفتر_اول #تصحیح_نیکلسون
@masnaviijan
undefined۱

۱۲

۳:۳۸

#آتش_کردن_پادشاه_جهود_و_بت_نهادن_پهلوی_آتش_که_هر_که_این_بت_را_سجود_کرد_از_آتش_برست
undefinedبُت سیاهابه است اندر کوزه‌ای      نَفس، مر آبِ سیه را چشمه‌ای
سیاه‌آب: آبی که در باتلاق و لجنزار جمع شده.بت: استعاره از زیاده‌خواهی و  تمایلات غیرمعمول و افراطی انسان
undefined بُت‌های ساخته شده ذهن انسان مثل آب سیاه داخل کوزه است ولی سرچشمهٔ اصلی این آب سیاه، نفس آدمی است که از درون می‌جوشد و روان می‌شود.
undefinedنکته: نفس انسان به سمت و سوی امور  منفی تمایل دارد مگر اینکه  مورد تربیت و تادیبی عمیق قرار گیرد. راه تربیت نفس را هم فقط کمک خواستن از خدا می‌داند که در ابیات بعد اشاره می‌کند.
undefinedآن بُتِ مَنحُوت چون سیلِ سیاه       نفسِ بُتگَر چشمه‌ای بر آبراه
مَنحوت: تراشیده شدهبت منحوت: بت‌های بیرون و ظاهری
undefined آن بُت تراشیده شده و ساخته شده به دست نفس (خواسته‌های گوناگون و بی‌پایان) در مَثَل مانند سیل سیاه و ویرانگری است که با سرعت و در اندک زمانی ویرانی به پا می‌کند و بعد از مدتی نیز ساکن می‌شود ولی نفس امّاره ،  بُتگر است یعنی بُت‌ساز و بت‌تراش است و هر لحظه سازنده‌ی بُتی و خواسته‌ای تازه می‌سازد.
undefinedنکتهتا وقتی که سرچشمه آلوده باشد، آب جاری از آن هم آلوده و سیاه خواهد بود. باید سرچشمه پاک شود تا آب پاک و زلال جاری شود.
بت‌های بیرون مثل آب جاری و بت درون(نفس) مثل سرچشمه‌ای است که باید پاک شود.
اشاره به جهاد اکبرپیامبر اکرم (ص) به یاران خود فرمودند: خوش آمدید و از جهاد اصغر پای به میدان جهاد اکبر گذاشتید. (جهاد با هوای نفس)
undefinedصد سَبو را بشکند یک پاره سنگ     و آبِ چشمه می‌زِهانَد بی درنگ
سبو: کوزه سفالی، ظرف آب زهیدن: تراویدن، جاری شدنمی‌زهاند: جاری می‌کند
undefined یک پاره سنگ می‌تواند صد کوزه را بشکند و آب درون آن را روی زمین بریزد، ولی آب چشمه  چون از درون می‌جوشد و به منبع اصلی وصل است، هیچ عامل خارجی نمی‌تواند آن‌ را از جریان ‌بیندازد.نفس مثل همان چشمه خروشان است که به راحتی نمی شود آن را مهار کرد.
#شرح_مثنوی_جان #دفتر
@masnaviijan
undefined۱

۱۳

۳:۳۹

#آتش_کردن_پادشاه_جهود_و_بت_نهادن_پهلوی_آتش_که_هر_که_این_بت_را_سجود_کرد_از_آتش_برست
undefined بُت شکستن، سهل باشد، نیک سهل   سهل دیدن نفس را، جهل است، جهل
undefinedشکستن بُت در بیرون و ظاهر بسیار آسان است ولی آسان پنداشتن نفس اماره ، جهالت و نادانی است.
undefinedنکته: اشاره به اینکه نفس می‌تواند دشمن اصلی ما شود اگر مراقب نباشیم و آن را کنترل نکنیم. در مورد نفس از دیدگاه حکما و فلاسفه و عرفا نظرات گوناگونی مطرح شده  است. مطلبی که باید به آن توجه کرد این است که از بین بردن نفس امکان‌پذیر نیست. چون طبق نظر ارسطو، نفس (ذهن) جزء ذات انسان و ابزار زندگی (تفکر) در این دنیاست. همانطور که مثلاً نفس تبر بریدن است و نفس آب رفع تشنگی است و ... 
undefined صورتِ نَفس ار بجویی ای پسر        قصّهٔ دوزخ بخوان با هفت در
صورت: تصور، تصویرار: مخفف اگر ای پسر: مجازاً کسی که در آغاز راه سلوک است.
undefinedاگر بخواهی تصوری از نفس داشته باشی مثل جهنمی است که هفت در دارد و اگر دری را ببندی، در دیگری باز است.
عدد هفت از گذشته مورد توجه اقوام مختلف بوده و اغلب در امور ایزدی و نیک و گاه در امور اهریمنی به کار میرفته‌ است. وجود بعضی عوامل طبیعی مثل: تعداد سیاره‌های کشف شده جهان باستان و همچنین رنگ‌های اصلی باعث برتری جنبه ماورایی این عدد شده است. عدد هفت در مذاهب و تاریخ جهان ، در تصوف و در سنن و آداب اهمیت زیادی داشته است و شماره بسیاری از امور و مواضع، هفت بوده است مانند: هفت طبقه زمین، هفت طبقه آسمان، هفت فرشته مقدس در نطر بنی اسرائیل، هفت بار طواف دور خانه کعبه، هفت پروردگار آریایی نزد هندوان قدیم، هفت امشاسپند در دین زرتشت، تقسیم جهان به هفت کشور یا هفت اقلیم، اشاره به هفت مقام مقدس در مهرپرستی، هفت ایزد در مذهب مانوی، هفت در و هفت طبقه دوزخ در قرآن، هفت شهر عشق و .... #علامه_دهخدا
undefinedبعضی از مفسران هفت در را اشاره به هفت در و طبقه جهنم دانسته‌اند و بعضی هفت را، هفت ویژگی اخلاقی ناپسند(حرص، شَرَه،حِقد، حسد، غصب، شهوت و کبر) و هم اشاره به حواس پنجگانه، وهم و خیال را بیان کرده‌اند. #فروزانفر
undefinedهر نَفَس مکری و در هر مکر زآن     غرقه، صد فرعون، با فرعونیان
undefinedاین نَفسِ بُتگر و بُت‌ساز در هر لحظه  می‌تواند، حیله‌ها و فریب‌هایی در انسان ایجاد کند و انسان‌های بزرگی مثل فرعون را نابود کند.
یکی از مکرهای رایج این است که نفس می‌گوید تو آدم خیلی خوبی هستی و از بقیه بهتری و حرف و سخن تو و رفتار تو دریت است و ... با چنین دیدگاهی است که صدها فرعون و فرعونیان با همین نفْس غرق شده و نابود گشتند.undefinedنکته: نام فرعون برای ما تداعی‌گر یک انسان پلید و بد از هر نظری است. فرعون لقب رامسس سوم به نام سوسستر است. نام فرعون برگرفته از کلمه تفرعن به معنی دچار غرور شدن، زشتخوی و ستمکار شدن است.فرعون در ابتدا بد نبود بلکه انسانی بسیار عاقل، باهوش، با تدبیر و بسیار بخشنده و مهربان نسبت به مردمش بود اما بعدها گرفتار غرور نفس شده و خود را بهتر از دیگران و برتر از آنها دانست و همین غرور باعث نابودی او شد. مولانا می گوید چنین کسانی که از هر نظر کامل بودند به خاطر نفْس غرق شده و به هلاکت رسیدند.نفس از بس مدح‌ها فرعون شدکُن دلیل‌النّفس هوناً لا تَسُد
undefined در خدایِ موسی و موسی گُریز      آبِ ایمان را ، ز فرعونی ، مَریز
آب: آبرو فرعونی: غرور، تَفرعُن و زیاده‌طلبی، خودخواهی
undefined اگر می‌خواهی نفس آبرویت را نریزد و تو را بی‌ایمان نکند و اگر می‌خواهی از شرّ و گزند نفس امّاره در امان باشی به خدای موسی و حضرت موسی پناه ببر. چون نفس و آسیب‌های آن به راحتی از بین نمی‌رود و فقط خداوند باید به کمک انسان بیاید.  (موسی: مجاز از اولیاءالله یعنی خود را به خوی و خصلت اولیاءالله نزدیک کن.)
undefinedدست را اندر اَحَد و احمد بزن     ای برادر ، وارَه از بُوجَهلِ  تن
undefinedای برادر ، به خداوند یگانه و پیامبر اکرم(ص) متوسّل شو، تا از هوای نفس و بوجهل تن نجات پیدا کنی. ابوجهل در این بیت به عنوان مظهر عناد و سرسختی مطرح شده است که نمی‌خواهد تغییری در خود ایجاد کند. در صورتی که شکستن بت‌های درون نیاز به تغییر دارد.
#شرح_مثنوی_جان #دفتر_اول #تصحیح_نیکلسون
@masnaviijan
undefined۲

۲۴

۳:۴۲