در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#یادداشت نقش نوجوان به عنوان شریک استراتژیک در مقابله با تهدیدات دشمن 
در ادبیات نظامی و سیاسی معاصر، مفهوم «جنگ» فراتر از تقابل نیروهای نظامی و تسلیحات فیزیکی تعریف شده است. امروزه، جنگ اصلی بر سر «ارادهها»ست؛ جایی که علم و قدرت حقیقی، ریشه در سعه وجودی فرد و جامعه دارد و نه در میزان تسلیحات جنگی. در این پارادایم نوین، نسل نوجوان نه به عنوان یک گروه صرفاً مصرفکننده یا قربانی، بلکه به عنوان «حلقه اتصال» و «پل ارتباطی» میان سنت و آینده و همچنین «محور اصلی جنگ شناختی» دشمنان مطرح میشود. تحلیل دقیق جایگاه نوجوان در این بستر، نشان میدهد که نحوه تعامل با این قشر، تعیینکننده سرنوشت تمدنی هر جامعهای است.
در طول گذشت چندین دهه از انقلاب اسلامی، دشمن در جنگ شناختی، هوشمندانهترین ابزار خود را بر روی «ترس»، «ناامیدی» و «بیهویتی» نسل جدید متمرکز کرده است. زیرا نوجوانان به دلیل ویژگیهای رشدی، حساسیت بالای عاطفی و جستجوی هویت، در معرض بیشترین آسیبپذیری قرار دارند. دشمن با القای ترس از آینده و ایجاد شک در ارزشهای بومی و دینی تلاش میکند تا «اراده جمعی» را فلج کند. او بر این اعتقاد است که اگر موفق شود نوجوان را از «باور» دور کند، میتواند شالوده جامعه را فروبریزد.
اما واقعیت این است که نوجوانان ایرانی دارای ظرفیتی بینظیر برای «مدیریت احساسات» و «تبدیل ترس به شجاعت» هستند. وقتی نوجوانی با تکیه بر باورهای عمیق و آگاهی علمی، در برابر القائات احساسی دشمن مقاومت میکند، او در واقع در یکی از مهمترین عرصههای دفاع فرهنگی و هویتی کشور ایستاده است.

برخلاف تصور رایج که نوجوان را تنها به فضای مدرسه و بازی محدود میکنند، در شرایط جنگ و بحران، حضور فعال نوجوانان در عرصههای فرهنگی، علمی و مدنی نوعی «مراقبت اجتماعی» است. نمونههای جنگ تحمیلی هشتساله نشان داده است که نوجوانان در بزنگاههای حساس، اغلب سریعتر و هوشمندانهتر از نهادهای رسمی عمل کرده و مسیر تاریخ را تغییر دادهاند. امروزه نیز، آنها با تولید محتوای آگاهانه و مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه و بسیجی، روحیه مقاومت را در جامعه زنده نگه میدارند.

یکی از چالشهای جدی امروز، تلاش دشمن برای تحریف مفهوم «نوجوانی» است. جریانهای تهاجم فرهنگی میکوشند با معرفی الگوهای فردگرا و مصرفگرا، نوجوان را از ریشههای دینی و ملی جدا کنند. در مقابل، مدل تربیتی صحیح نوجوانی را پرورش میدهد که: • آگاه باشد و توانایی تحلیل انتقادی داشته باشد. • باورمند باشد و بداند پیروزی نهایی در توکل بر خداست. • مسئولیتپذیر باشد و نوجوانی را فرصت طلایی آیندهسازی بداند.

جامعهای که نوجوانانش مغلوب ترس نشوند و با استواری در برابر طوفانهای رسانهای بایستند، تضمینکننده بقای تمدن خود است. نوجوان امروز، معمار فردا است. باید با ارتقای معرفت و فراهم کردن بستر امن رشد، آنها را به «سربازان آگاه» جبهه فرهنگ تبدیل کرد. وظیفه خانواده، مربیان و سیاستگذاران این است که نوجوان را «شریک استراتژیک» در مقابله با تهدیدات بدانند. تربیت نوجوانِ متعادلِ عقل و احساس، سپر استواری جامعه است.

به قلم دکتر مریم اسماعیلی
معاون پژوهشی اندیشکده مرآت
مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی
اندیشکده مرآتwww.merat-thinktank.ir
در ادبیات نظامی و سیاسی معاصر، مفهوم «جنگ» فراتر از تقابل نیروهای نظامی و تسلیحات فیزیکی تعریف شده است. امروزه، جنگ اصلی بر سر «ارادهها»ست؛ جایی که علم و قدرت حقیقی، ریشه در سعه وجودی فرد و جامعه دارد و نه در میزان تسلیحات جنگی. در این پارادایم نوین، نسل نوجوان نه به عنوان یک گروه صرفاً مصرفکننده یا قربانی، بلکه به عنوان «حلقه اتصال» و «پل ارتباطی» میان سنت و آینده و همچنین «محور اصلی جنگ شناختی» دشمنان مطرح میشود. تحلیل دقیق جایگاه نوجوان در این بستر، نشان میدهد که نحوه تعامل با این قشر، تعیینکننده سرنوشت تمدنی هر جامعهای است.
در طول گذشت چندین دهه از انقلاب اسلامی، دشمن در جنگ شناختی، هوشمندانهترین ابزار خود را بر روی «ترس»، «ناامیدی» و «بیهویتی» نسل جدید متمرکز کرده است. زیرا نوجوانان به دلیل ویژگیهای رشدی، حساسیت بالای عاطفی و جستجوی هویت، در معرض بیشترین آسیبپذیری قرار دارند. دشمن با القای ترس از آینده و ایجاد شک در ارزشهای بومی و دینی تلاش میکند تا «اراده جمعی» را فلج کند. او بر این اعتقاد است که اگر موفق شود نوجوان را از «باور» دور کند، میتواند شالوده جامعه را فروبریزد.
اما واقعیت این است که نوجوانان ایرانی دارای ظرفیتی بینظیر برای «مدیریت احساسات» و «تبدیل ترس به شجاعت» هستند. وقتی نوجوانی با تکیه بر باورهای عمیق و آگاهی علمی، در برابر القائات احساسی دشمن مقاومت میکند، او در واقع در یکی از مهمترین عرصههای دفاع فرهنگی و هویتی کشور ایستاده است.
برخلاف تصور رایج که نوجوان را تنها به فضای مدرسه و بازی محدود میکنند، در شرایط جنگ و بحران، حضور فعال نوجوانان در عرصههای فرهنگی، علمی و مدنی نوعی «مراقبت اجتماعی» است. نمونههای جنگ تحمیلی هشتساله نشان داده است که نوجوانان در بزنگاههای حساس، اغلب سریعتر و هوشمندانهتر از نهادهای رسمی عمل کرده و مسیر تاریخ را تغییر دادهاند. امروزه نیز، آنها با تولید محتوای آگاهانه و مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه و بسیجی، روحیه مقاومت را در جامعه زنده نگه میدارند.
یکی از چالشهای جدی امروز، تلاش دشمن برای تحریف مفهوم «نوجوانی» است. جریانهای تهاجم فرهنگی میکوشند با معرفی الگوهای فردگرا و مصرفگرا، نوجوان را از ریشههای دینی و ملی جدا کنند. در مقابل، مدل تربیتی صحیح نوجوانی را پرورش میدهد که: • آگاه باشد و توانایی تحلیل انتقادی داشته باشد. • باورمند باشد و بداند پیروزی نهایی در توکل بر خداست. • مسئولیتپذیر باشد و نوجوانی را فرصت طلایی آیندهسازی بداند.
جامعهای که نوجوانانش مغلوب ترس نشوند و با استواری در برابر طوفانهای رسانهای بایستند، تضمینکننده بقای تمدن خود است. نوجوان امروز، معمار فردا است. باید با ارتقای معرفت و فراهم کردن بستر امن رشد، آنها را به «سربازان آگاه» جبهه فرهنگ تبدیل کرد. وظیفه خانواده، مربیان و سیاستگذاران این است که نوجوان را «شریک استراتژیک» در مقابله با تهدیدات بدانند. تربیت نوجوانِ متعادلِ عقل و احساس، سپر استواری جامعه است.
معاون پژوهشی اندیشکده مرآت
اندیشکده مرآتwww.merat-thinktank.ir
۵۸۶
۲۰:۲۳
بازارسال شده از گفتاری در فرهنگ | محمد رحمانی
تربیت در میدان جنگ یا کلینیک روان؟ از کودکِ آسیبپذیر تا انسانِ حماسی#یادداشت
آنچه امروز در نسبت «جنگ» با تعلیم و تربیت در کشور ما رخ داده، بیش از آنکه نشانه بیداری راهبردی باشد، حکایت از نوعی تقلیلگرایی نگرانکننده دارد: فروکاستن تربیت به مدیریت آسیبهای روانی. ادبیات غالب، حول کاهش استرس، تابآوری فردی و پیشگیری از اضطراب شکل گرفته و کودک و نوجوان را بهمثابه «سوژهای آسیبپذیر» میبیند که باید از او محافظت کرد. این در حالی است که چنین رویکردی، به تعبیر میشل فوکو، در امتداد «پزشکیسازی امر اجتماعی» قرار میگیرد؛ جایی که مسائل وجودی و تاریخی انسان، به اختلالات فردی قابل درمان تقلیل مییابد. نتیجه آن است که تربیت، از پروژهای برای ساخت انسان تاریخی، به خدمتی برای کاهش رنجهای روانی تنزل پیدا میکند.
این نگاه، در سطح عمیقتر، بر یک انسانشناسی منفعل استوار است: انسانی که در برابر بحران، باید به تعادل بازگردد، نه آنکه از دل بحران، امکان کنش بیافریند. در حالیکه در سنت اسلامی، «شدت» و «ابتلاء» دقیقاً میدان تربیتاند، نه اموری برای حذف. چنانکه علامه طباطبایی در تفسیر آیات ابتلاء، آن را فرآیندی برای فعلیتبخشی به قوا و استخراج ظرفیتهای انسانی میداند، نه صرفاً تحمیل رنج . در این چارچوب، خوف و ناامنی نه اختلال، بلکه «موقعیت تربیتی» هستند؛ جایی که انسان میتواند نسبت خود را با حقیقت، مسئولیت و تاریخ بازتعریف کند.
از اینرو، آنچه امروز نیازمند آن هستیم، یک «چرخش پارادایمی» در فهم تربیت است: گذار از «تربیت حفاظتی» به «تربیت حماسی». تربیت حفاظتی، بر صیانت از روان کودک در برابر تهدیدها متمرکز است؛ در حالیکه تربیت حماسی، کودک را بهمثابه کنشگری میبیند که میتواند در دل تهدید، معنا، هویت و کنش تولید کند. این تمایز، صرفاً یک تفاوت در روش نیست، بلکه ریشه در دو انسانشناسی متفاوت دارد: یکی انسان را موجودی شکننده میبیند که باید از او مراقبت کرد؛ دیگری او را موجودی دارای ظرفیت «شدن در دل خطر» میفهمد.
بر این اساس، اگر جنگ را—در معنای گستردهی آن، شامل جنگ شناختی، رسانهای و تمدنی—بهعنوان یک «وضعیت دائمی» در نظر بگیریم، آنگاه نظام تعلیم و تربیت نمیتواند نسبت به آن خنثی بماند. خنثیبودن در اینجا، خود نوعی موضعگیری است؛ موضعی که به بازتولید انفعال میانجامد. بنابراین، مسئله اصلی این نیست که چگونه کودکان را از آثار روانی جنگ محافظت کنیم، بلکه این است که چگونه آنها را برای «زیستن در جهانِ پرمخاطره و پرمنازعه» تربیت کنیم.
در نهایت، باید تأکید کرد که نقد رویکرد روانشناختیِ رایج، بهمعنای نفی آن نیست، بلکه بهمعنای «قرار دادن آن در جایگاه درست» است. کاهش اضطراب و حمایت روانی، شرط لازم است، اما هرگز کافی نیست. اگر تربیت، صرفاً به این سطح فروکاسته شود، ما نسلی خواهیم داشت که شاید کمتر مضطرب باشد، اما در مواجهه با بحرانهای تاریخی، فاقد قدرت کنش، تحلیل و ایستادگی است.
@m_rahmani_g
این نگاه، در سطح عمیقتر، بر یک انسانشناسی منفعل استوار است: انسانی که در برابر بحران، باید به تعادل بازگردد، نه آنکه از دل بحران، امکان کنش بیافریند. در حالیکه در سنت اسلامی، «شدت» و «ابتلاء» دقیقاً میدان تربیتاند، نه اموری برای حذف. چنانکه علامه طباطبایی در تفسیر آیات ابتلاء، آن را فرآیندی برای فعلیتبخشی به قوا و استخراج ظرفیتهای انسانی میداند، نه صرفاً تحمیل رنج . در این چارچوب، خوف و ناامنی نه اختلال، بلکه «موقعیت تربیتی» هستند؛ جایی که انسان میتواند نسبت خود را با حقیقت، مسئولیت و تاریخ بازتعریف کند.
از اینرو، آنچه امروز نیازمند آن هستیم، یک «چرخش پارادایمی» در فهم تربیت است: گذار از «تربیت حفاظتی» به «تربیت حماسی». تربیت حفاظتی، بر صیانت از روان کودک در برابر تهدیدها متمرکز است؛ در حالیکه تربیت حماسی، کودک را بهمثابه کنشگری میبیند که میتواند در دل تهدید، معنا، هویت و کنش تولید کند. این تمایز، صرفاً یک تفاوت در روش نیست، بلکه ریشه در دو انسانشناسی متفاوت دارد: یکی انسان را موجودی شکننده میبیند که باید از او مراقبت کرد؛ دیگری او را موجودی دارای ظرفیت «شدن در دل خطر» میفهمد.
بر این اساس، اگر جنگ را—در معنای گستردهی آن، شامل جنگ شناختی، رسانهای و تمدنی—بهعنوان یک «وضعیت دائمی» در نظر بگیریم، آنگاه نظام تعلیم و تربیت نمیتواند نسبت به آن خنثی بماند. خنثیبودن در اینجا، خود نوعی موضعگیری است؛ موضعی که به بازتولید انفعال میانجامد. بنابراین، مسئله اصلی این نیست که چگونه کودکان را از آثار روانی جنگ محافظت کنیم، بلکه این است که چگونه آنها را برای «زیستن در جهانِ پرمخاطره و پرمنازعه» تربیت کنیم.
در نهایت، باید تأکید کرد که نقد رویکرد روانشناختیِ رایج، بهمعنای نفی آن نیست، بلکه بهمعنای «قرار دادن آن در جایگاه درست» است. کاهش اضطراب و حمایت روانی، شرط لازم است، اما هرگز کافی نیست. اگر تربیت، صرفاً به این سطح فروکاسته شود، ما نسلی خواهیم داشت که شاید کمتر مضطرب باشد، اما در مواجهه با بحرانهای تاریخی، فاقد قدرت کنش، تحلیل و ایستادگی است.
@m_rahmani_g
۶
۱۰:۳۶
اندیشکده مرآت
#یادداشت طلیعه آیت الله خامنه ای را بدون تردید میتوان معمار گفتمان تربیت اجتماعی در ایران معاصر دانست از سالهای متمادی، وی در تلاش بود تربیت نوجوانان و جوانان را از سطح فردی به سطح اجتماعی هدایت نموده و همه ساختار تربیتی را به سمت حضور جمعی و کنش جمعی هدایت و جامعه را بر آن اساس تربیت نماید که البته شبیه به این مدل از تربیت را که نمونه هایی تا حدی موفق را میتوان در برخی از کشورهای اسلامی نام برد که در یادداشت های بعدی به این مورد پرداخته خواهد شد تفسیر کنش اجتماعی از مفهوم تربیت و تبدیل آن به یک استراتژی مبارزاتی در ابتدای امر تحت نظر امام خمینی شروع گردید اما این آیت الله خامنه ای بود که با توسعه این گفتمان و تبدیل آن به یک ساختار، بزرگترین گام را در نهادینه کردن آن برداشت. استفاده از عباراتی مانند نوجوان پیشران، یا تشویق نوجوانان و جوانان به حضور در صحنه های اجتماعی و نقش آفرینی در این مواقف نشانه هایی از این تلاش گسترده در سطح کلان حکومت اسلامی می باشد کنش اجتماعی و پیشرانی نوجوان، دال مرکزی اندیشه و مدل حکمرانی تربیتی آیت الله خامنه ای بود بدون فهم این مهم که امام شهید امت تمام هم و غم خود را بر این نهاده بود که بتواند جامعه ایی را که خود امام آن است را به حضور در اجتماع و کنش های جمعی سوق دهد نگاه تربیتی وی را نمیتوان درک و تبیین نمود. برخلاف بسیاری از تئوریسین ها که صرفا در همین جایگاه باقی میمانند او این اقبال را داشت که علاوه بر گفتمان سازی و تئوری پردازی ، نسلی را در این اتمسفر تربیت کرده و عملیاتی شدن تئوری های خود را در زمان حیاتشان به چشم ببینند. تقدیر چنین بود که قطعه آخر پازل مدل نوجوان پیشران بعد از شهادت شان فراگیر و حتی جهانی بشود و رهبری جدید یعنی حضرت ایت الله سید مجتبی خامنه ای نیز در اولین پیام خویش از جضور اجتماعی مردم و کنش اجتماعی جوانان نسل های قبلی و جوانان امروزی از آیه ما ننسخ ایه.... تقدیر نمایند نگارنده این سطور قصد دارد طی چند یادداشت در رابطه با مفهوم نوجوان و جوان پیشران نکاتی را به رشته نگارش در بیاورد فلذا این بخش مهم از سلسله یادداشت ها را بعنوان طلیعه یادداشت نام نهاده است.
به قلم دکتر مهرداد مطلب زاده مدیر اندیشکده مرآت
مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی اندیشکده مرآت www.merat-thinktank.ir
#یادداشت #بخش دومپیشراندر قلمرو مهندسی مفهوم پیشران عبارت است از نیرویی که موجبات حرکت ماشین را فراهم میآورد به عبارت دیگر پیشران، نیروی محرکه یا عامل دینامیکی میباشد که موجبات حرکت، رشد و پیشرفت را فراهم میآورد. واژه پیشران از دهه هشتاد وارد اسناد سیاستی گردید و در فرایند برنامهریزی راهبردی، کارکردهای متنوعی یافت. البته بعدتر یعنی در دهه نود این واژه در ادبیات و گفتمان عمومی نیز رواج بیشتری پیدا نمود که در سه سطح پیشران فرهنگی،پیشران اجتماعی و پیشران اخلاقی بروز و ظهور پیدا نمود.
در ادبیات تربیتی آیت الله خامنه ای برای نوجوان و جوان کشور از واژه پیشران استفاده گردیده است و در این مسیر اساسا رهبری شهید به جوان به مثابه موتور یک خودرو توجه مینمایند و میفرمایند جوانها در همه کشورها در همه ملتها یک نیروی پیشران محسوب میشوند. به هر حال رهبری به جوان و نوجوان نگاه فردی و سنتی ندارد بلکه آنان را نیروی محرک جامعه میدانند که نه تنها یک فرد منفعل و یا متأثر از وقایع بلکه به عنوان یک عامل تغییر و تحول و یک پیشران اجتماعی است که نقشی سازنده دارد و در راه شکلگیری تمدن نوین اسلامی، نقشی محوری را ایفا مینمایدپیامدهای این الگوی حکمرانی تربیتی را میتوان به عیان در جنگ دشمن امریکایی-صهیونیستی با ایران اسلامی در کنش نوجوان و جوانان امروزی و جوانان گذشته شاهد بود نسلی که در پرتو این منظومهی معرفتی تربیت یافت، بعد از شهادت امام عزیزشان از پای ننشستن و کمر به شکست خم ننمودند بلکه محکم و استوار برخی در پای لانچر، برخی در ایست و بازرسی و بخش اعظم این جوانان در میادین شهرها، نقش شتابدهندهی راهبردی و نیروی محرکه ای برای حرکت انقلاب اسلامی به سمت ایجاد تمدن نوین اسلامی ایفا نمودند و مینمایند.
رهبری شهید به مقایسه تطبیقی نوجوان پیشران ایرانی با نوجوانان کشورهای دیگر پرداخته و معتقد بودند که نوجوان ایرانی در ساحت پیشرانی بسیار جلوتر و مقدمتر از کشورهای دنیا میباشند روزگار اینچنین رقم خورد که در این بزنگاه مهم و حساس کشور جوانان و نوجوانان تربیت یافته اندیشه این حکیم متأله و این مربی عظیم الشأن قرن و انقلاب اسلامی پس از شهادت استاد و مربی خود، میدان کنشگری و حرکت انقلاب را در دست بگیرند و پرچم حرکت انقلاب را در مسیر استقرار در قله نهایی به حرکت در بیاورند.
به قلم دکتر مهرداد مطلب زاده
مدیر اندیشکده مرآت
مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی
اندیشکده مرآت
www.merat-thinktank.ir
در ادبیات تربیتی آیت الله خامنه ای برای نوجوان و جوان کشور از واژه پیشران استفاده گردیده است و در این مسیر اساسا رهبری شهید به جوان به مثابه موتور یک خودرو توجه مینمایند و میفرمایند جوانها در همه کشورها در همه ملتها یک نیروی پیشران محسوب میشوند. به هر حال رهبری به جوان و نوجوان نگاه فردی و سنتی ندارد بلکه آنان را نیروی محرک جامعه میدانند که نه تنها یک فرد منفعل و یا متأثر از وقایع بلکه به عنوان یک عامل تغییر و تحول و یک پیشران اجتماعی است که نقشی سازنده دارد و در راه شکلگیری تمدن نوین اسلامی، نقشی محوری را ایفا مینمایدپیامدهای این الگوی حکمرانی تربیتی را میتوان به عیان در جنگ دشمن امریکایی-صهیونیستی با ایران اسلامی در کنش نوجوان و جوانان امروزی و جوانان گذشته شاهد بود نسلی که در پرتو این منظومهی معرفتی تربیت یافت، بعد از شهادت امام عزیزشان از پای ننشستن و کمر به شکست خم ننمودند بلکه محکم و استوار برخی در پای لانچر، برخی در ایست و بازرسی و بخش اعظم این جوانان در میادین شهرها، نقش شتابدهندهی راهبردی و نیروی محرکه ای برای حرکت انقلاب اسلامی به سمت ایجاد تمدن نوین اسلامی ایفا نمودند و مینمایند.
رهبری شهید به مقایسه تطبیقی نوجوان پیشران ایرانی با نوجوانان کشورهای دیگر پرداخته و معتقد بودند که نوجوان ایرانی در ساحت پیشرانی بسیار جلوتر و مقدمتر از کشورهای دنیا میباشند روزگار اینچنین رقم خورد که در این بزنگاه مهم و حساس کشور جوانان و نوجوانان تربیت یافته اندیشه این حکیم متأله و این مربی عظیم الشأن قرن و انقلاب اسلامی پس از شهادت استاد و مربی خود، میدان کنشگری و حرکت انقلاب را در دست بگیرند و پرچم حرکت انقلاب را در مسیر استقرار در قله نهایی به حرکت در بیاورند.
مدیر اندیشکده مرآت
اندیشکده مرآت
www.merat-thinktank.ir
۴۷۸
۶:۰۸
اندیشکده مرآت
#یادداشت #بخش دوم پیشران در قلمرو مهندسی مفهوم پیشران عبارت است از نیرویی که موجبات حرکت ماشین را فراهم میآورد به عبارت دیگر پیشران، نیروی محرکه یا عامل دینامیکی میباشد که موجبات حرکت، رشد و پیشرفت را فراهم میآورد. واژه پیشران از دهه هشتاد وارد اسناد سیاستی گردید و در فرایند برنامهریزی راهبردی، کارکردهای متنوعی یافت. البته بعدتر یعنی در دهه نود این واژه در ادبیات و گفتمان عمومی نیز رواج بیشتری پیدا نمود که در سه سطح پیشران فرهنگی،پیشران اجتماعی و پیشران اخلاقی بروز و ظهور پیدا نمود. در ادبیات تربیتی آیت الله خامنه ای برای نوجوان و جوان کشور از واژه پیشران استفاده گردیده است و در این مسیر اساسا رهبری شهید به جوان به مثابه موتور یک خودرو توجه مینمایند و میفرمایند جوانها در همه کشورها در همه ملتها یک نیروی پیشران محسوب میشوند. به هر حال رهبری به جوان و نوجوان نگاه فردی و سنتی ندارد بلکه آنان را نیروی محرک جامعه میدانند که نه تنها یک فرد منفعل و یا متأثر از وقایع بلکه به عنوان یک عامل تغییر و تحول و یک پیشران اجتماعی است که نقشی سازنده دارد و در راه شکلگیری تمدن نوین اسلامی، نقشی محوری را ایفا مینماید پیامدهای این الگوی حکمرانی تربیتی را میتوان به عیان در جنگ دشمن امریکایی-صهیونیستی با ایران اسلامی در کنش نوجوان و جوانان امروزی و جوانان گذشته شاهد بود نسلی که در پرتو این منظومهی معرفتی تربیت یافت، بعد از شهادت امام عزیزشان از پای ننشستن و کمر به شکست خم ننمودند بلکه محکم و استوار برخی در پای لانچر، برخی در ایست و بازرسی و بخش اعظم این جوانان در میادین شهرها، نقش شتابدهندهی راهبردی و نیروی محرکه ای برای حرکت انقلاب اسلامی به سمت ایجاد تمدن نوین اسلامی ایفا نمودند و مینمایند. رهبری شهید به مقایسه تطبیقی نوجوان پیشران ایرانی با نوجوانان کشورهای دیگر پرداخته و معتقد بودند که نوجوان ایرانی در ساحت پیشرانی بسیار جلوتر و مقدمتر از کشورهای دنیا میباشند روزگار اینچنین رقم خورد که در این بزنگاه مهم و حساس کشور جوانان و نوجوانان تربیت یافته اندیشه این حکیم متأله و این مربی عظیم الشأن قرن و انقلاب اسلامی پس از شهادت استاد و مربی خود، میدان کنشگری و حرکت انقلاب را در دست بگیرند و پرچم حرکت انقلاب را در مسیر استقرار در قله نهایی به حرکت در بیاورند.
به قلم دکتر مهرداد مطلب زاده مدیر اندیشکده مرآت
مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی اندیشکده مرآت www.merat-thinktank.ir
#یادداشت #بخش سومنوجوان پیشران در گذر تاریختربیت نوجوان از دیرباز در اندیشه بسیاری از اندیشمندان به ویژه متفکرین جهان اسلام وجود داشت و حتی برخی نیز در این مسیر قدمهایی برداشته و توفیقاتی نسبی نیز نصیبشان گردیده است بعنوان مثال میتوان از جمع شش نفره معلمانه اخوان المسلمین یاد کرد. در سال 1927 زمانی که سرتاسر تمدن مصر را نفوذ انگلیس گرفته بود شش معلم که بزرگترین آنان بلحاظ سن، حسن البناءِ بود که در آن دوران 23 ساله بیشتر نداشت تحت تفکرات ضد استعماری محمد عبده و سیدجمال الدین اسدآبادی، با مشاهده مشکلات مردم « انجمن اخوان المسلمین» را شکل دادند در این رابطه حسن البناء در خاطراتش اینگونه میآورد:«در مارس 1928 شش تن از برادرانی که در درس ها و جلسات من شرکت داشتند، یعنی «احمد المصری » ،« فؤاد ابراهیم » ،« عبدالرحمان حب الله» ،»اسماعیل عزو » و «ذکی المغربی » به منزل من آمدند و گفتند: ما دیگر از این زندگی ذلت بار خسته شده ایم، در این کشور مسلمانان از هیچ عزت و حرمتی برخوردار نیستند و جایگاه آنها از خدمتکاران و بیگانگان نیز پایین تر است. ما حاضریم با نثار خون خود با تو همراه شویم. من از سخنان آنها واقعا متأثر شدم و می دیدم که نمی توانم از زیر بار مسئولیتی که به عهده من می گذارند، شانه خالی کنم، از این رو به دعوت آنها لبیک گفتم و در همان جا با هم سوگند خوردیم تا جان در بدن داریم، در راه اسلام فعالیت و مبارزه کنیم. »ابتدای امر حرکت اخوان المسلمین در فعالیتهای تربیتی-فرهنگی و خدماتی خلاصه میشد ولکن در مدت کوتاهی به یک جنبش فراگیر نوجوانانه در کشور مصر مبدل گردید که اثرات ضد استعماری وسیعی در سرتاسر سرزمین مصر بجای گذاشت. مدل کنش تربیتی و راهبردهای این جنبش، نکات مهمی را در بردارد که به دلیل رعایت ایجاز، از شرح تفصیلی آنها صرف نظر میشود.از جمله فعالیتهای دیگری که میتوان از آن بعنوان یک حرکت نوجوانانه یاد نمود تلاشهای حزب عدالت و توسعه در ترکیه میباشد فتح الله گولن با تلاش در بستر ارائه خدمات دانشجویی نظیر کلاس های کنکور، تقویت دانشجویان در دانشگاه ها، بورسیه های دانشجویان خارج از کشور و نظایر اینها، توانسته بود، خیل نوجوانان و جوانان نخبه را در حلقه خود جمع نماید و از این بستر اسلام مدنظر خود که اسلام لیبرالی بود را در ذهن و جان بسیاری از نخبگان ترکیهایی حک نماید و با حمایت گراهام فولر اسلام شناس و کارشناس سازمان جاسوسی سیا بسیاری از این افراد پرورش یافته را در بخشهای مختلف دولت ترکیه سازماندهی نماید بعنوان نمونه رئیسجمهور فعلی ترکیه، از جمله فارغالتحصیلان این رویکرد تربیتی محسوب میشود.از جمله دیگر تلاشها در حوزه کنش اجتماعی نوجوانان، فعالیت امام موسی صدر بعد از علامه شرف الدین و به وصیت این عالم مجاهد نستوه در لبنان میباشد امام موسی صدر نیز طی پانزده سال با تربیت نوجوانان توانست کنشی جمعی و اجتماعی در سطح نوجوانان و جوانان به وجود بیاورد.
به قلم دکتر مهرداد مطلب زاده
مدیر اندیشکده مرآت
مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی
اندیشکده مرآتwww.merat-thinktank.ir
مدیر اندیشکده مرآت
اندیشکده مرآتwww.merat-thinktank.ir
۴۲۸
۱۸:۲۲
اندیشکده مرآت
#یادداشت #بخش سوم نوجوان پیشران در گذر تاریخ تربیت نوجوان از دیرباز در اندیشه بسیاری از اندیشمندان به ویژه متفکرین جهان اسلام وجود داشت و حتی برخی نیز در این مسیر قدمهایی برداشته و توفیقاتی نسبی نیز نصیبشان گردیده است بعنوان مثال میتوان از جمع شش نفره معلمانه اخوان المسلمین یاد کرد. در سال 1927 زمانی که سرتاسر تمدن مصر را نفوذ انگلیس گرفته بود شش معلم که بزرگترین آنان بلحاظ سن، حسن البناءِ بود که در آن دوران 23 ساله بیشتر نداشت تحت تفکرات ضد استعماری محمد عبده و سیدجمال الدین اسدآبادی، با مشاهده مشکلات مردم « انجمن اخوان المسلمین» را شکل دادند در این رابطه حسن البناء در خاطراتش اینگونه میآورد: «در مارس 1928 شش تن از برادرانی که در درس ها و جلسات من شرکت داشتند، یعنی «احمد المصری » ،« فؤاد ابراهیم » ،« عبدالرحمان حب الله» ،»اسماعیل عزو » و «ذکی المغربی » به منزل من آمدند و گفتند: ما دیگر از این زندگی ذلت بار خسته شده ایم، در این کشور مسلمانان از هیچ عزت و حرمتی برخوردار نیستند و جایگاه آنها از خدمتکاران و بیگانگان نیز پایین تر است. ما حاضریم با نثار خون خود با تو همراه شویم. من از سخنان آنها واقعا متأثر شدم و می دیدم که نمی توانم از زیر بار مسئولیتی که به عهده من می گذارند، شانه خالی کنم، از این رو به دعوت آنها لبیک گفتم و در همان جا با هم سوگند خوردیم تا جان در بدن داریم، در راه اسلام فعالیت و مبارزه کنیم. » ابتدای امر حرکت اخوان المسلمین در فعالیتهای تربیتی-فرهنگی و خدماتی خلاصه میشد ولکن در مدت کوتاهی به یک جنبش فراگیر نوجوانانه در کشور مصر مبدل گردید که اثرات ضد استعماری وسیعی در سرتاسر سرزمین مصر بجای گذاشت. مدل کنش تربیتی و راهبردهای این جنبش، نکات مهمی را در بردارد که به دلیل رعایت ایجاز، از شرح تفصیلی آنها صرف نظر میشود. از جمله فعالیتهای دیگری که میتوان از آن بعنوان یک حرکت نوجوانانه یاد نمود تلاشهای حزب عدالت و توسعه در ترکیه میباشد فتح الله گولن با تلاش در بستر ارائه خدمات دانشجویی نظیر کلاس های کنکور، تقویت دانشجویان در دانشگاه ها، بورسیه های دانشجویان خارج از کشور و نظایر اینها، توانسته بود، خیل نوجوانان و جوانان نخبه را در حلقه خود جمع نماید و از این بستر اسلام مدنظر خود که اسلام لیبرالی بود را در ذهن و جان بسیاری از نخبگان ترکیهایی حک نماید و با حمایت گراهام فولر اسلام شناس و کارشناس سازمان جاسوسی سیا بسیاری از این افراد پرورش یافته را در بخشهای مختلف دولت ترکیه سازماندهی نماید بعنوان نمونه رئیسجمهور فعلی ترکیه، از جمله فارغالتحصیلان این رویکرد تربیتی محسوب میشود. از جمله دیگر تلاشها در حوزه کنش اجتماعی نوجوانان، فعالیت امام موسی صدر بعد از علامه شرف الدین و به وصیت این عالم مجاهد نستوه در لبنان میباشد امام موسی صدر نیز طی پانزده سال با تربیت نوجوانان توانست کنشی جمعی و اجتماعی در سطح نوجوانان و جوانان به وجود بیاورد.
به قلم دکتر مهرداد مطلب زاده مدیر اندیشکده مرآت
مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی اندیشکده مرآت www.merat-thinktank.ir
#*یادداشت #بخش چهارمتفاوتها*در یادداشت پیشین به بررسی تلاشهایی در راستای تربیت نوجوانان و جوانان درکنش اجتماعی در امصار و ازمنههای مختلف دنیا اشاره گردید . آن تلاشها درصدد این بودند که بتوانند از طریق تربیت نسلی نوجوان و جوان دست به کنشهای اجتماعی بزنند و بن مایه اغلب آنان نیز بن مایه ضد استکباری و در مسیر استقلال و برگرداندن عزت به میان مسلمانان کشورهای مستعمره بود گرچه در برخی مانند حزب توسعه و عدالت اساسا قرائتشان از اسلام یک قرائت لیبرالی بود اما باز نمیتوان از مدل تربیتی آنان چشم پوشی نمود.در همه جنبشهای مذکور عملا تلاش برای فعال سازی انرژی بالقوه نوجوانان و جوانان جهت حضور در فعالیتها و کنشهای اجتماعی میباشد لکن برخی بدنبال برچیدن سفره استعمار از کشورهای متبوعشان بودند و برخی نیز بدنبال نفوذ در مراکز قدرت جهت ایصال الی المطلوب بودندبعنوان نمونه حسن البنا و جنبش اخوان المسلمین در تلاش بودند که با ارائه خدمات اجتماعی جوانانی برای برچیدن بساط دزدیهای انگلیس را از مصر رقم بزند و در برخی از موارد مانند تک محصول کردن مصر ایستادگی کردند و موفق نیز شدند اخوان المسلمین به فرایند شکل گیری و تکامل اعضای خود از لحاظ فکری و فرهنگی به عنوان یک فرایندِ «تغییرِ فراگیر » می نگریست و از این فرایند تحت عنوان «تربیت و پرورش » یاد می کردند. در واقع، در جریان فرایند مذکور تنها فرهنگ سازی و ارائه آموزش جای ندارد، بلکه برای نهادینه ساختن افکار و مفاهیم اسلامی نزد اعضاء تلاش میشد.با وجود آنکه تمرکز اصلی جنبشهای یادشده بر تربیت نوجوان به عنوان یک کنشگر فعال اجتماعی قرار داشت. اما در ایده تربیتی ایت الله خامنهای، تربیت تنها برای فعال کردن نیروی محرکه جوان و نوجوان جهت کنش اجتماعی مدنظر نبود بلکه وی بدنبال الگویی بود که بتواند در نتیجه این تئوری، امت پیشران را تأسیس نماید یعنی از "نوجوان پیشران" به سمت "امت پیشران" حرکت نماید امری که در کیسهایی مانند اخوان المسلمین و یا جنبش امل با وجود موفقیتهای چشمگیری که در تربیت نسل نو داشتند اما نهایتا به یک امت پیشران تبدیل نشد و همین را میتوان یکی از علل اساسی در عدم استمرار موفقیت این جنبشها مورد توجه قرار داد.حال که مع الاسف قضای روزگار و برگ برگ تاریخ اینگونه رقم خورد تا در نبود آیت الله خامنه ای ایده نوجوان پیشران تبدیل به امت پیشران گردد و این اتفاق را خامنهای بزرگ و عظیم الشأن با خون خود رقم زد این همان تعبیر مقام معظم رهبری در اولین پیام خود میباشد که فرمود: «مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا» (البقرة: ۲۶) بر این اساس، «امت پیشران» که متشکل از مردمان همین سرزمین است، با اتکاء به الطاف الهی، به موتور محرکه اصلی در جهت برچیدن بساط استعمارگران از منطقه و حتی فراتر از آن، یعنی در سطح جهان، مبدل خواهد شد تا تمدن نوین اسلامی و مقدمات ظهور که آرزوی انبیا و صالحان جهان میباشد با بعثت امت به وقوع بپیوندد.
به قلم دکتر مهرداد مطلب زاده
مدیر اندیشکده مرآت
مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی
اندیشکده مرآتwww.merat-thinktank.ir
مدیر اندیشکده مرآت
اندیشکده مرآتwww.merat-thinktank.ir
۴۴۱
۲۱:۴۶
در روزهای پایانی نمایشگاه کتاب که بزرگترین رویداد فرهنگی کشور است،
فرصت را غنیمت شمردیم تا به معرفی چند اثر ارزشمند در حوزهی تعلیم و تربیت بپردازیم.
در این مجال کوتاه، نگاهی داریم به کتابهایی که در سالهای اخیر منتشر شدهاند و میتوانند راهگشای بسیاری از پرسشها و چالشهای فعالان این عرصه باشند: 
۱. کتاب «خوانشی بر دلالت های تربیتی کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی» اثر محمد رحمانی، به بررسی نوآوریهای رهبر انقلاب در خصوص «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» میپردازد و چهار رویکرد تفسیری را ارائه میدهد. نکته کلیدی کتاب این است که شخصیتهای الهی، الگوی تربیتی جامعی را بر مبنای «کارخانهی انسانسازی» ارائه میدهند.

۲. کتاب «تربیت کودک در اندیشهی حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (مدّظلّهالعالی)» نوشتهی محمد شهریاری و توسط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شده، مدلی عملی برای تعلیم و تربیت و پرورش کودکان، بر اساس دیدگاههای آیتالله خامنهای، ارائه میدهد. این کتاب ۲۸۰ صفحهای، اهداف، اصول، رویکردهای برنامهای و معیارهای مواد آموزشی را پوشش میدهد و شامل مباحث نوینی از سوی ایشان است.

۳. کتاب «مربیان بزرگ ایران»: نوشتهی دکتر شهین ایروانی و منتشر شده از سوی انتشارات دانشگاه تهران، به زندگی، اندیشهها و دستاوردهای سه چهرهی اثرگذار تعلیموتربیت معاصر ایران ــ محمدعلی مجتهدی، محمد بهمنبیگی و رضا روزبه ــ میپردازد. این کتاب با رویکردی پژوهشی، نقش آنان را در تاریخ آموزش کشور بررسی کرده و در کنار روایت زندگی و فعالیتهایشان، به زمینههای تاریخی و اجتماعی تعلیموتربیت در ایران نیز توجه دارد.

۴. کتاب «مشورت و تربیت (اصول و فنون مشاوره تربیتی مربی با متربی)» اثر یاسر اخوان و معین علیزاده، و منتشر شده از سوی نشر سدره، راهنمایی عملی برای مربیان و والدینی است که به دنبال روشی صحیح برای همراهی و گفتگو با نوجوانان هستند.

۵. کتاب «چگونه دستورات دینی، ما را تربیت میکنند؟» نوشتهی علیرضا پناهیان (انتشارات حکمت و بیان)، به بررسی سازوکار و آثار تربیتی دستورات و عبادات دینی میپردازد. این کتاب بیان میکند که چگونه این آموزهها، که با پیچیدگیهای روح انسان طراحی شدهاند، میتوانند موجب سازندگی روح و آبادانی قلب شوند.

۶. کتاب «خانه فریب» نوشتهی علی صفایی حائری (عین. صاد) و منتشرشده از سوی انتشارات لیلهالقدر، اثری تربیتی و اخلاقی برای مربیان، معلمان و علاقهمندان به سیر و سلوک معنوی است. این کتاب با نگاهی عمیق به حقیقت دنیا و ریشههای غفلت و فریب، خواننده را به مسیر رشد درونی دعوت میکند.
🧭
۷. کتاب «رمانتیک: مرجعی برای انتخاب و تحلیل رمانهای نوجوان» جلد دوم، نوشتهی طاها اسفندیاری. در این جلد که توسط نشر شناختپژوه منتشر شده، به نقد و بررسی ۹۰ رمان نوجوان از سال ۱۳۹۵ به بعد پرداخته است. معیار انتخاب، جذابیت، ارزش تربیتی و نبود محتوای نامناسب بوده است. این کتاب با داشتن نمایه موضوعی فواید تربیتی، رویکردی منحصر به فرد به رمانها دارد.


امیدواریم این معرفی کوتاه، دریچهای به سوی مطالعه و بهرهگیری از این آثار گشوده باشد.

به قلم سید امین موسوی
معاون مدیریت دانش اندیشکده مرآت
مرکز راهبردی اکوسیستم تربیتی
اندیشکده مرآت
www.merat-thinktank.ir
۱. کتاب «خوانشی بر دلالت های تربیتی کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی» اثر محمد رحمانی، به بررسی نوآوریهای رهبر انقلاب در خصوص «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» میپردازد و چهار رویکرد تفسیری را ارائه میدهد. نکته کلیدی کتاب این است که شخصیتهای الهی، الگوی تربیتی جامعی را بر مبنای «کارخانهی انسانسازی» ارائه میدهند.
۲. کتاب «تربیت کودک در اندیشهی حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (مدّظلّهالعالی)» نوشتهی محمد شهریاری و توسط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شده، مدلی عملی برای تعلیم و تربیت و پرورش کودکان، بر اساس دیدگاههای آیتالله خامنهای، ارائه میدهد. این کتاب ۲۸۰ صفحهای، اهداف، اصول، رویکردهای برنامهای و معیارهای مواد آموزشی را پوشش میدهد و شامل مباحث نوینی از سوی ایشان است.
۳. کتاب «مربیان بزرگ ایران»: نوشتهی دکتر شهین ایروانی و منتشر شده از سوی انتشارات دانشگاه تهران، به زندگی، اندیشهها و دستاوردهای سه چهرهی اثرگذار تعلیموتربیت معاصر ایران ــ محمدعلی مجتهدی، محمد بهمنبیگی و رضا روزبه ــ میپردازد. این کتاب با رویکردی پژوهشی، نقش آنان را در تاریخ آموزش کشور بررسی کرده و در کنار روایت زندگی و فعالیتهایشان، به زمینههای تاریخی و اجتماعی تعلیموتربیت در ایران نیز توجه دارد.
۴. کتاب «مشورت و تربیت (اصول و فنون مشاوره تربیتی مربی با متربی)» اثر یاسر اخوان و معین علیزاده، و منتشر شده از سوی نشر سدره، راهنمایی عملی برای مربیان و والدینی است که به دنبال روشی صحیح برای همراهی و گفتگو با نوجوانان هستند.
۵. کتاب «چگونه دستورات دینی، ما را تربیت میکنند؟» نوشتهی علیرضا پناهیان (انتشارات حکمت و بیان)، به بررسی سازوکار و آثار تربیتی دستورات و عبادات دینی میپردازد. این کتاب بیان میکند که چگونه این آموزهها، که با پیچیدگیهای روح انسان طراحی شدهاند، میتوانند موجب سازندگی روح و آبادانی قلب شوند.
۶. کتاب «خانه فریب» نوشتهی علی صفایی حائری (عین. صاد) و منتشرشده از سوی انتشارات لیلهالقدر، اثری تربیتی و اخلاقی برای مربیان، معلمان و علاقهمندان به سیر و سلوک معنوی است. این کتاب با نگاهی عمیق به حقیقت دنیا و ریشههای غفلت و فریب، خواننده را به مسیر رشد درونی دعوت میکند.
۷. کتاب «رمانتیک: مرجعی برای انتخاب و تحلیل رمانهای نوجوان» جلد دوم، نوشتهی طاها اسفندیاری. در این جلد که توسط نشر شناختپژوه منتشر شده، به نقد و بررسی ۹۰ رمان نوجوان از سال ۱۳۹۵ به بعد پرداخته است. معیار انتخاب، جذابیت، ارزش تربیتی و نبود محتوای نامناسب بوده است. این کتاب با داشتن نمایه موضوعی فواید تربیتی، رویکردی منحصر به فرد به رمانها دارد.
امیدواریم این معرفی کوتاه، دریچهای به سوی مطالعه و بهرهگیری از این آثار گشوده باشد.
معاون مدیریت دانش اندیشکده مرآت
اندیشکده مرآت
۳۱۱
۱۴:۲۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بازارسال شده از گروه مشاوران مدیریت رواق
هزینه کارگاه: ۴۹۰ هزار تومان
جهت ثبت نام با آیدی @ad_rwaq در ارتباط باشیدو یا با شماره 09374345491 تماس حاصل فرمایید.
۵۱
۱۱:۱۷
عزاداری ها و نذری های شما مریدان و عاشقان اهل بیت قبول درگاه حق تعالی.
اندیشکده مرآت
۳۷
۱۰:۲۸