ما نیامدهایم یک فروشگاه بزرگتر بسازیمآمدهایم افراد بیشتری را در اقتصاد شریک کنیم چراکه وقتشه از «منِ بزرگ» برسیم به «ماِ بزرگ»
تعاون یعنی کارِ گنده با اکثریت، نه اشرافیتِ قارونی.
گاهی از ما میپرسند تفاوت «همسایه» با سایر فروشگاههای زنجیرهای چیست؟ مگر آنها هم کالا توزیع نمیکنند، تخفیف نمیدهند و اشتغال ایجاد نمیکنند؟
پاسخ این است که مسئله اصلی در اقتصاد، صرفاً توزیع کالا نیست؛ مسئله این است که ارزش ایجادشده در اقتصاد به چه کسانی میرسد.
فروشگاههای زنجیرهای و پلتفرمهای بزرگ خردهفروشی، هرچقدر هم موفق باشند، در نهایت به دنبال توسعه شبکه خود و افزایش سهم خود از بازار هستند. این مدل میتواند کارآمد باشد و خدمات خوبی ارائه دهد؛ اما طبیعتاً با بزرگتر شدن آن، بخش بیشتری از بازار و سود اقتصادی در یک ساختار متمرکز منحصر میشود.
اما در همسایه، هدف صرفاً فروش بیشتر کالا نیست؛ هدف افزایش مشارکت مردم در زنجیره تأمین و توزیع کالا است.
در این مدل، فروشگاه محلی حذف نمیشود؛ تقویت میشود. تولیدکننده محلی پشت درهای بسته نمیماند؛ به بازار متصل میشود. تعاونیها و کسبوکارهای خرد، به جای رقابت نابرابر با بازیگران بزرگ، بخشی از یک شبکه اقتصادی میشوند که امکان رشد برای آنها فراهم میکند.
تفاوت اصلی اینجاست که همسایه خود را مالک بازار نمیداند؛ بلکه تلاش میکند زیرساختی برای حضور و مشارکت بیشتر مردم در بازار باشد.
ما معتقدیم توسعه اقتصادی زمانی پایدار و فراگیر خواهد بود که مردم تنها مصرفکننده نباشند؛ بلکه در تولید، توزیع و خلق ارزش اقتصادی نیز نقشآفرین باشند.
اگر قرار باشد اقتصاد مردمی شکل بگیرد، نباید تنها چند شرکت بزرگ بزرگتر شوند؛ باید افراد بیشتری بتوانند سهمی از فرصتهای اقتصادی داشته باشند.
شاید بتوان تفاوت این دو نگاه را در یک جمله خلاصه کرد:
«برخی مدلها به دنبال افزایش سهم خود از بازار هستند؛ ما به دنبال افزایش سهم مردم از اقتصاد هستیم.»
محمد حسین قمری @mhghamary
گاهی از ما میپرسند تفاوت «همسایه» با سایر فروشگاههای زنجیرهای چیست؟ مگر آنها هم کالا توزیع نمیکنند، تخفیف نمیدهند و اشتغال ایجاد نمیکنند؟
پاسخ این است که مسئله اصلی در اقتصاد، صرفاً توزیع کالا نیست؛ مسئله این است که ارزش ایجادشده در اقتصاد به چه کسانی میرسد.
فروشگاههای زنجیرهای و پلتفرمهای بزرگ خردهفروشی، هرچقدر هم موفق باشند، در نهایت به دنبال توسعه شبکه خود و افزایش سهم خود از بازار هستند. این مدل میتواند کارآمد باشد و خدمات خوبی ارائه دهد؛ اما طبیعتاً با بزرگتر شدن آن، بخش بیشتری از بازار و سود اقتصادی در یک ساختار متمرکز منحصر میشود.
اما در همسایه، هدف صرفاً فروش بیشتر کالا نیست؛ هدف افزایش مشارکت مردم در زنجیره تأمین و توزیع کالا است.
در این مدل، فروشگاه محلی حذف نمیشود؛ تقویت میشود. تولیدکننده محلی پشت درهای بسته نمیماند؛ به بازار متصل میشود. تعاونیها و کسبوکارهای خرد، به جای رقابت نابرابر با بازیگران بزرگ، بخشی از یک شبکه اقتصادی میشوند که امکان رشد برای آنها فراهم میکند.
تفاوت اصلی اینجاست که همسایه خود را مالک بازار نمیداند؛ بلکه تلاش میکند زیرساختی برای حضور و مشارکت بیشتر مردم در بازار باشد.
ما معتقدیم توسعه اقتصادی زمانی پایدار و فراگیر خواهد بود که مردم تنها مصرفکننده نباشند؛ بلکه در تولید، توزیع و خلق ارزش اقتصادی نیز نقشآفرین باشند.
اگر قرار باشد اقتصاد مردمی شکل بگیرد، نباید تنها چند شرکت بزرگ بزرگتر شوند؛ باید افراد بیشتری بتوانند سهمی از فرصتهای اقتصادی داشته باشند.
شاید بتوان تفاوت این دو نگاه را در یک جمله خلاصه کرد:
«برخی مدلها به دنبال افزایش سهم خود از بازار هستند؛ ما به دنبال افزایش سهم مردم از اقتصاد هستیم.»
محمد حسین قمری @mhghamary
۱.۵K
۱۱:۱۷
۶۷۱
۱۶:۳۹
مردمیسازی اقتصاد؛ چرا باید از FMCG آغاز کرد؟
وقتی از «مشارکت مردم در اقتصاد» صحبت میکنیم، معمولاً ذهنها به سمت سرمایهگذاری، بورس یا راهاندازی کسبوکار میرود. در حالی که یک بستر بسیار مهم و فراگیر برای مشارکت اقتصادی، همان جایی است که هر روز با آن سروکار داریم؛ زنجیره تأمین کالاهای تندمصرف.در ادبیات کسبوکار، این کالاها با عنوان FMCG (Fast Moving Consumer Goods) شناخته میشوند؛ کالاهایی که با سرعت بالایی خرید و مصرف میشوند و به دلیل تقاضای مستمر، دائماً در چرخه تولید، توزیع و فروش قرار دارند. مواد غذایی، لبنیات، نوشیدنیها، محصولات شوینده، بهداشتی و سلولزی، نمونههایی از این گروه هستند.اما اهمیت FMCG صرفاً به حجم مصرف آن محدود نمیشود.این صنعت، بزرگترین زنجیره تأمین کشور را شکل میدهد؛ زنجیرهای که از صدها تولیدکننده آغاز میشود، از شبکههای حملونقل، انبارداری، توزیع و خردهفروشی عبور میکند و هر روز به میلیونها خانوار میرسد. به همین دلیل، هر اصلاحی در این زنجیره، اثر مستقیمی بر زندگی مردم، قیمت کالاها و بهرهوری اقتصاد خواهد داشت.اگر هدف، اقتصاد مردمی باشد، باید از جایی آغاز کنیم که بیشترین ارتباط را با مردم دارد؛ بازاری که همه در آن حضور دارند، نه فقط به عنوان مصرفکننده، بلکه بالقوه به عنوان یکی از بازیگران زنجیره ارزش.نگاه سنتی، مردم را تنها خریدار کالا میبیند. اما نگاه نوین به اقتصاد، تلاش میکند مردم را در خلق ارزش، توزیع منافع و افزایش بهرهوری این زنجیره نیز سهیم کند. هرچه فناوری بتواند واسطههای غیرضروری را حذف کند، اطلاعات را شفافتر کند و امکان مشارکت گستردهتر را فراهم آورد، اقتصاد به معنای واقعی کلمه مردمیتر خواهد شد.بر همین اساس، باور ما این است که بهترین نقطه آغاز مردمیسازی اقتصاد، صنعت FMCG است. زیرا این صنعت، هم بیشترین تماس را با زندگی روزمره مردم دارد و هم ظرفیت آن را دارد که با استفاده از فناوری، منافع بیشتری را میان همه بازیگران زنجیره توزیع کند.در «همسایه» نیز همین نگاه دنبال میشود؛ اینکه فناوری، صرفاً ابزاری برای فروش بیشتر نباشد، بلکه بستری برای افزایش سهم مردم از اقتصاد و مشارکت مؤثر آنان در زنجیره تأمین کالاهای تندمصرف باشد.اقتصاد مردمی، از زندگی روزمره مردم آغاز میشود؛ و چه نقطهای نزدیکتر از سبد خرید هر خانواده؟
وقتی از «مشارکت مردم در اقتصاد» صحبت میکنیم، معمولاً ذهنها به سمت سرمایهگذاری، بورس یا راهاندازی کسبوکار میرود. در حالی که یک بستر بسیار مهم و فراگیر برای مشارکت اقتصادی، همان جایی است که هر روز با آن سروکار داریم؛ زنجیره تأمین کالاهای تندمصرف.در ادبیات کسبوکار، این کالاها با عنوان FMCG (Fast Moving Consumer Goods) شناخته میشوند؛ کالاهایی که با سرعت بالایی خرید و مصرف میشوند و به دلیل تقاضای مستمر، دائماً در چرخه تولید، توزیع و فروش قرار دارند. مواد غذایی، لبنیات، نوشیدنیها، محصولات شوینده، بهداشتی و سلولزی، نمونههایی از این گروه هستند.اما اهمیت FMCG صرفاً به حجم مصرف آن محدود نمیشود.این صنعت، بزرگترین زنجیره تأمین کشور را شکل میدهد؛ زنجیرهای که از صدها تولیدکننده آغاز میشود، از شبکههای حملونقل، انبارداری، توزیع و خردهفروشی عبور میکند و هر روز به میلیونها خانوار میرسد. به همین دلیل، هر اصلاحی در این زنجیره، اثر مستقیمی بر زندگی مردم، قیمت کالاها و بهرهوری اقتصاد خواهد داشت.اگر هدف، اقتصاد مردمی باشد، باید از جایی آغاز کنیم که بیشترین ارتباط را با مردم دارد؛ بازاری که همه در آن حضور دارند، نه فقط به عنوان مصرفکننده، بلکه بالقوه به عنوان یکی از بازیگران زنجیره ارزش.نگاه سنتی، مردم را تنها خریدار کالا میبیند. اما نگاه نوین به اقتصاد، تلاش میکند مردم را در خلق ارزش، توزیع منافع و افزایش بهرهوری این زنجیره نیز سهیم کند. هرچه فناوری بتواند واسطههای غیرضروری را حذف کند، اطلاعات را شفافتر کند و امکان مشارکت گستردهتر را فراهم آورد، اقتصاد به معنای واقعی کلمه مردمیتر خواهد شد.بر همین اساس، باور ما این است که بهترین نقطه آغاز مردمیسازی اقتصاد، صنعت FMCG است. زیرا این صنعت، هم بیشترین تماس را با زندگی روزمره مردم دارد و هم ظرفیت آن را دارد که با استفاده از فناوری، منافع بیشتری را میان همه بازیگران زنجیره توزیع کند.در «همسایه» نیز همین نگاه دنبال میشود؛ اینکه فناوری، صرفاً ابزاری برای فروش بیشتر نباشد، بلکه بستری برای افزایش سهم مردم از اقتصاد و مشارکت مؤثر آنان در زنجیره تأمین کالاهای تندمصرف باشد.اقتصاد مردمی، از زندگی روزمره مردم آغاز میشود؛ و چه نقطهای نزدیکتر از سبد خرید هر خانواده؟
۱.۲K
۹:۲۷
باید برخاست؛ تا دشمن در میدان جنگ اقتصادی ناامید شود
طبیعی است که امنیت، یکی از مهمترین عرصههای مشارکت مردم در اداره کشور است و امروز نیز مدافعان این مرز و بوم با تمام توان از ایران عزیز دفاع میکنند.
اما پس از عرصه امنیت، مهمترین زمین بازی دشمن، اقتصاد است؛ جایی که هدف، ناامید کردن مردم، تضعیف تولید، گسترش بیکاری و سست کردن امید به آینده است.
شاید همه ما نتوانیم در خط مقدم دفاع نظامی حضور داشته باشیم و کسی هم قرار نیست روزی درِ خانهمان را بزند و بگوید: «بیا، تفنگ را بردار و از کشور دفاع کن.»
اما در میدان اقتصاد، همه ما سربازیم.
اینجا هیچکس تماشاگر نیست.
هر کارآفرینی که شغلی ایجاد میکند، هر تولیدکنندهای که چراغ کارخانهاش را روشن نگه میدارد، هر فروشندهای که منصفانه خدمت میکند، هر کارگری که با تعهد کار میکند، و هر خانوادهای که آگاهانه کالای ایرانی را انتخاب میکند، در این میدان نقشآفرین است.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید برخاست؛ برخاست برای کار، برخاست برای تولید، برخاست برای حفظ اشتغال، و برخاست برای مشارکت در اقتصادی که قدرت آن، قدرت ایران را افزایش میدهد.
اگر دشمن میخواهد مردم را از اقتصاد کشور ناامید کند، پاسخ ما تنها یک کلمه است:
برخاست.
همسایه | سهم مردم از اقتصاد
طبیعی است که امنیت، یکی از مهمترین عرصههای مشارکت مردم در اداره کشور است و امروز نیز مدافعان این مرز و بوم با تمام توان از ایران عزیز دفاع میکنند.
اما پس از عرصه امنیت، مهمترین زمین بازی دشمن، اقتصاد است؛ جایی که هدف، ناامید کردن مردم، تضعیف تولید، گسترش بیکاری و سست کردن امید به آینده است.
شاید همه ما نتوانیم در خط مقدم دفاع نظامی حضور داشته باشیم و کسی هم قرار نیست روزی درِ خانهمان را بزند و بگوید: «بیا، تفنگ را بردار و از کشور دفاع کن.»
اما در میدان اقتصاد، همه ما سربازیم.
اینجا هیچکس تماشاگر نیست.
هر کارآفرینی که شغلی ایجاد میکند، هر تولیدکنندهای که چراغ کارخانهاش را روشن نگه میدارد، هر فروشندهای که منصفانه خدمت میکند، هر کارگری که با تعهد کار میکند، و هر خانوادهای که آگاهانه کالای ایرانی را انتخاب میکند، در این میدان نقشآفرین است.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید برخاست؛ برخاست برای کار، برخاست برای تولید، برخاست برای حفظ اشتغال، و برخاست برای مشارکت در اقتصادی که قدرت آن، قدرت ایران را افزایش میدهد.
اگر دشمن میخواهد مردم را از اقتصاد کشور ناامید کند، پاسخ ما تنها یک کلمه است:
برخاست.
همسایه | سهم مردم از اقتصاد
۲.۱K
۸:۰۶
لجستیک در ایران؛ دو برابر متوسط جهانی هزینه برای مردم
مدیرعامل دیلیمارکت در سومین همایش جامع تحلیل بازار خردهفروشی گفت:«متوسط هزینه لجستیک در دنیا حدود ۱۵ درصد است، اما این عدد در ایران به بیش از ۳۰ درصد میرسد.»این یعنی هزینه رساندن کالا به دست مردم در ایران، حدود دو برابر متوسط جهانی است.وقتی توزیع کالا پرهزینه باشد، محصول گرانتر به فروشگاه میرسد. فروشگاه هم برای پرداخت اجاره، حقوق، انبارداری و دیگر هزینههای خود ناچار است قیمت بیشتری از مصرفکننده دریافت کند.در نتیجه، بخشی از پولی که مردم هنگام خرید میپردازند، نه بابت ارزش بیشتر کالا، بلکه بابت ساختار پرهزینه توزیع و فروش است.
اینجاست که مدل همسایه کار میکند.
همسایه قرار نیست یک ساختار پرهزینه دیگر به بازار اضافه کند؛ بلکه از ظرفیتهای موجود مردم و محلهها استفاده میکند. فضاها، ارتباطات و امکاناتی که از قبل وجود دارند، با یکدیگر همافزا میشوند تا هزینه توزیع و فروش کاهش پیدا کند.در این مدل، مردم فقط خریدار نیستند؛ بلکه میتوانند بخشی از زنجیره تأمین کالا باشند و به همان نسبتی که برای دیگران سود و منفعت ایجاد میکنند، خودشان نیز سود ببرند.راهحل گرانی فقط تخفیفهای مقطعی نیست؛باید مدل توزیع و فروش را اصلاح کرد.
کاهش هزینههای زائد
مشارکت مردم در اقتصاد
خرید ارزانتر برای مصرفکننده نهاییاین همان معنای واقعی سهم مردم از اقتصاد است.
همسایه
سود برسان، سود ببر
مدیرعامل دیلیمارکت در سومین همایش جامع تحلیل بازار خردهفروشی گفت:«متوسط هزینه لجستیک در دنیا حدود ۱۵ درصد است، اما این عدد در ایران به بیش از ۳۰ درصد میرسد.»این یعنی هزینه رساندن کالا به دست مردم در ایران، حدود دو برابر متوسط جهانی است.وقتی توزیع کالا پرهزینه باشد، محصول گرانتر به فروشگاه میرسد. فروشگاه هم برای پرداخت اجاره، حقوق، انبارداری و دیگر هزینههای خود ناچار است قیمت بیشتری از مصرفکننده دریافت کند.در نتیجه، بخشی از پولی که مردم هنگام خرید میپردازند، نه بابت ارزش بیشتر کالا، بلکه بابت ساختار پرهزینه توزیع و فروش است.
اینجاست که مدل همسایه کار میکند.
همسایه قرار نیست یک ساختار پرهزینه دیگر به بازار اضافه کند؛ بلکه از ظرفیتهای موجود مردم و محلهها استفاده میکند. فضاها، ارتباطات و امکاناتی که از قبل وجود دارند، با یکدیگر همافزا میشوند تا هزینه توزیع و فروش کاهش پیدا کند.در این مدل، مردم فقط خریدار نیستند؛ بلکه میتوانند بخشی از زنجیره تأمین کالا باشند و به همان نسبتی که برای دیگران سود و منفعت ایجاد میکنند، خودشان نیز سود ببرند.راهحل گرانی فقط تخفیفهای مقطعی نیست؛باید مدل توزیع و فروش را اصلاح کرد.
همسایه
سود برسان، سود ببر
۵۴۴
۱۰:۵۴
اگر به برنامهنویسی، فناوری اطلاعات، مدیریت محصول یا کنترل پروژه علاقهمند هستید و تمایل دارید در یک محیط حرفهای تجربه عملی کسب کنید، رزومه خود را برای ما ارسال کنید.
شرایط و امتیازات این موقعیت:
علاقهمندی جدی به یادگیری و فعالیت در حوزه IT
آشنایی با مفاهیم اولیه برنامهنویسی
آشنایی با ساختمان داده و پایگاه داده، امتیاز محسوب میشود
آشنایی با اصول مدیریت محصول و کنترل پروژه، مزیت همکاری خواهد بود
مسئولیتپذیری، نظم و روحیه کار تیمی
۱.۷K
۶:۵۵
«اگر قواعد کسبوکارمان اسلامی است، چرا خروجیاش شبیه الگوهای غربی است؟»
در این قسمت درباره همین تناقض حرف زدیم؛از اندیشههای شهید بهشتی تا نقش کار جمعی در ساختن یک اقتصاد سالم.
این ویدیو قرار نیست به شما نسخه بدهد؛قرار است یک سؤال مهم را در ذهنتان باقی بگذارد.
۴۶۲
۷:۰۶
اکبر عبدی رفت؛ خندههایش ماند
«فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً ۖ وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ»اما آنچه به مردم سود میرساند، در زمین میماند.سوره رعد، آیه ۱۷
درگذشت اکبر عبدی برای بسیاری از مردم، فقط از دستدادن یک بازیگر نبود؛ رفتن هنرمندی بود که چند نسل با نقشهایش خندیدند، از او خاطره ساختند و برای لحظاتی، تلخیهای زندگی را فراموش کردند.شاید خنداندن مردم را همیشه در شمار خدمتهای بزرگ نیاوریم؛ اما کسی که از غم مردم کم میکند و لبخند را به خانههایشان میبرد، به آنها سود رسانده است.سودرساندن فقط پولدادن یا حل یک مسئله اقتصادی نیست. هر کاری که از رنج مردم کم کند، گرهی از زندگیشان باز کند یا خیری به حالشان برساند، نوعی سودرسانی است.همهچیز در زندگی با انتخاب ما رقم نمیخورد. گاهی جایگاهها، فرصتها و مسیر زندگی بیش از آنکه در اختیار اراده ما باشند، در دست تقدیرند؛ اما یک انتخاب تقریباً همیشه در اختیار ماست:در همان جایگاهی که هستیم، چه سودی به مردم میرسانیم؟میشود بازیگر بود و شادی رساند؛معلم بود و امید؛پزشک بود و آرامش؛کارآفرین بود و فرصت؛فروشنده بود و انصاف؛یا فقط یک همسایه بود و در لحظهای سخت، دست همسایهای دیگر را گرفت.اکبر عبدی از میان ما رفت؛ اما آن بخش از زندگیاش که به مردم سود رساند، همچنان مانده است؛ خندههایی که آفرید، خاطرههایی که ساخت و نقشهایی که در حافظه مردم ثبت کرد.مرگ دوباره به ما یادآوری میکند که فرصت نامحدود نیست؛ اما تا زمانی که هستیم، انتخابهای فراوانی برای سودرساندن داریم.
بیایید از نزدیکترین آدمها شروع کنیم؛از خانواده، همکار، محله و همسایه.
شاید ماندگارشدن، از همین پرسش ساده آغاز شود:
امروز از رنج چه کسی کم کردم؟
روحش شاد و یادش ماندگار
همسایه | سود برسان، سود ببر
@mhghamary
«فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً ۖ وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ»اما آنچه به مردم سود میرساند، در زمین میماند.سوره رعد، آیه ۱۷
درگذشت اکبر عبدی برای بسیاری از مردم، فقط از دستدادن یک بازیگر نبود؛ رفتن هنرمندی بود که چند نسل با نقشهایش خندیدند، از او خاطره ساختند و برای لحظاتی، تلخیهای زندگی را فراموش کردند.شاید خنداندن مردم را همیشه در شمار خدمتهای بزرگ نیاوریم؛ اما کسی که از غم مردم کم میکند و لبخند را به خانههایشان میبرد، به آنها سود رسانده است.سودرساندن فقط پولدادن یا حل یک مسئله اقتصادی نیست. هر کاری که از رنج مردم کم کند، گرهی از زندگیشان باز کند یا خیری به حالشان برساند، نوعی سودرسانی است.همهچیز در زندگی با انتخاب ما رقم نمیخورد. گاهی جایگاهها، فرصتها و مسیر زندگی بیش از آنکه در اختیار اراده ما باشند، در دست تقدیرند؛ اما یک انتخاب تقریباً همیشه در اختیار ماست:در همان جایگاهی که هستیم، چه سودی به مردم میرسانیم؟میشود بازیگر بود و شادی رساند؛معلم بود و امید؛پزشک بود و آرامش؛کارآفرین بود و فرصت؛فروشنده بود و انصاف؛یا فقط یک همسایه بود و در لحظهای سخت، دست همسایهای دیگر را گرفت.اکبر عبدی از میان ما رفت؛ اما آن بخش از زندگیاش که به مردم سود رساند، همچنان مانده است؛ خندههایی که آفرید، خاطرههایی که ساخت و نقشهایی که در حافظه مردم ثبت کرد.مرگ دوباره به ما یادآوری میکند که فرصت نامحدود نیست؛ اما تا زمانی که هستیم، انتخابهای فراوانی برای سودرساندن داریم.
بیایید از نزدیکترین آدمها شروع کنیم؛از خانواده، همکار، محله و همسایه.
شاید ماندگارشدن، از همین پرسش ساده آغاز شود:
امروز از رنج چه کسی کم کردم؟
روحش شاد و یادش ماندگار
همسایه | سود برسان، سود ببر
@mhghamary
۳۵۵
۸:۰۵
فقط
نکن؛ شروع کن!
قسطها را بیشتر نکن؛ درآمدت را بیشتر کن
این روزها تهران پر شده از بیلبوردهایی که یک پیام مشترک دارند:«الان بخر، بعداً پرداخت کن.»
چهار قسط، خرید اعتباری، پرداخت از حقوق ماههای بعد...اسمش هرچه باشد، اصل ماجرا یکی است:قسط، هزینه را حذف نمیکند؛ فقط آن را به آینده میفرستد.یعنی چیزی را امروز میخریم و پولش را از درآمدی میدهیم که هنوز به دست نیاوردهایم.البته قسط همیشه انتخاب بدی نیست. برای یک نیاز ضروری یا خرید ابزاری که به کار و درآمدمان کمک میکند، گاهی میتواند راهحل خوبی باشد. مسئله از جایی شروع میشود که برای هر خواسته و هیجان تازه، سراغ حقوق ماههای آینده برویم.لذت خرید برای امروز است، اما تعهدش برای فرداست.ماه بعد که میرسد، بخشی از حقوق یا درآمدمان از قبل خرج شده است؛ دوباره کم میآوریم و دوباره سراغ خرید اعتباری میرویم.
این چرخه شبیه نوشیدن آب شور است؛هرچه بیشتر از آن بنوشی، تشنهتر میشوی.
در روزهای سخت اقتصادی، دو راه پیش رو داریم:یا آینده را گروگانِ امروز کنیم،یا به درآمد امروزمان کمک برسانیم.راه دوم یعنی بهجای فروختن حقوق آینده، یک درآمد تازه در کنار شغل یا کسبوکار اصلیمان بسازیم.
برای این کار لازم نیست شغل فعلیمان را کنار بگذاریم. خیلی از ما با روزی یکیدو ساعت و با تکیه بر مهارت، ارتباط و شناختی که از محله داریم، میتوانیم یک درآمد دوم ایجاد کنیم.اگر نمیدانی از کجا شروع کنی، «همسایه» برای همین ساخته شده است؛ بستری برای ایجاد درآمد دوم از بنکداری محلی، بدون نیاز به سرمایه اولیه و در کنار شغل فعلی.
دفعه بعد که خواستی چیزی را قسطی بخری، یک لحظه از خودت بپرس:چطور درآمدم را به جایی برسانم که بتوانم آن را نقد بخرم؟
پس فقط این پست را
نکن؛همین امروز شروع کن و بهترین همسایه محلهات باش.
https://hamsae.ir
اگر خودت به درآمد دوم نیاز نداری، این پست را برای کسی بفرست که شاید همین امروز به یک نقطه شروع نیاز داشته باشد.
🟣 همسایه؛ سهم مردم از اقتصاد
سود برسان، سود ببر
قسطها را بیشتر نکن؛ درآمدت را بیشتر کن
این روزها تهران پر شده از بیلبوردهایی که یک پیام مشترک دارند:«الان بخر، بعداً پرداخت کن.»
چهار قسط، خرید اعتباری، پرداخت از حقوق ماههای بعد...اسمش هرچه باشد، اصل ماجرا یکی است:قسط، هزینه را حذف نمیکند؛ فقط آن را به آینده میفرستد.یعنی چیزی را امروز میخریم و پولش را از درآمدی میدهیم که هنوز به دست نیاوردهایم.البته قسط همیشه انتخاب بدی نیست. برای یک نیاز ضروری یا خرید ابزاری که به کار و درآمدمان کمک میکند، گاهی میتواند راهحل خوبی باشد. مسئله از جایی شروع میشود که برای هر خواسته و هیجان تازه، سراغ حقوق ماههای آینده برویم.لذت خرید برای امروز است، اما تعهدش برای فرداست.ماه بعد که میرسد، بخشی از حقوق یا درآمدمان از قبل خرج شده است؛ دوباره کم میآوریم و دوباره سراغ خرید اعتباری میرویم.
این چرخه شبیه نوشیدن آب شور است؛هرچه بیشتر از آن بنوشی، تشنهتر میشوی.
در روزهای سخت اقتصادی، دو راه پیش رو داریم:یا آینده را گروگانِ امروز کنیم،یا به درآمد امروزمان کمک برسانیم.راه دوم یعنی بهجای فروختن حقوق آینده، یک درآمد تازه در کنار شغل یا کسبوکار اصلیمان بسازیم.
برای این کار لازم نیست شغل فعلیمان را کنار بگذاریم. خیلی از ما با روزی یکیدو ساعت و با تکیه بر مهارت، ارتباط و شناختی که از محله داریم، میتوانیم یک درآمد دوم ایجاد کنیم.اگر نمیدانی از کجا شروع کنی، «همسایه» برای همین ساخته شده است؛ بستری برای ایجاد درآمد دوم از بنکداری محلی، بدون نیاز به سرمایه اولیه و در کنار شغل فعلی.
دفعه بعد که خواستی چیزی را قسطی بخری، یک لحظه از خودت بپرس:چطور درآمدم را به جایی برسانم که بتوانم آن را نقد بخرم؟
پس فقط این پست را
اگر خودت به درآمد دوم نیاز نداری، این پست را برای کسی بفرست که شاید همین امروز به یک نقطه شروع نیاز داشته باشد.
🟣 همسایه؛ سهم مردم از اقتصاد
سود برسان، سود ببر
۶۷۲
۲۱:۴۱