به رسانه باختیم، میبازیم و خواهیم باخت؛ اگر عبرت نگیریم!
همین ابتدا بگویم که مسئول این وضعیت آشفته رسانهای، شخص آقای قالیباف به عنوان رئیس تیم مذاکره کننده است و لاغیر.
توضیحات ناقص، مبهم و انفعالی ایشان در ایکس پس از توئیتهای ترامپ نیز مشکلی را حل نکرد و به ابهامات اضافه کرد؛ اینکه اساسا داده و ستانده ما در مذاکرات چه بود و چقدر محقق شد؟
متأسفانه افکار عمومی هنوز هم مظلوم و بیصاحب است و در این باره بعد از فتنه دیماه سال گذشته در اینجا نوشتم ولی متأسفانه درب هنوز بر همان پاشنه میچرخد و کسی نه متولی این حوزه است و نه دغدغهاش را دارد. سرخوردگی و سردرگمی مردم بعد از حدود ۵۰ شب حضور دشمنشکن و جهادی در خیابانها پیرامون کم و کیف اتفاقات اخیر و نتایج مذاکرات، از دیشب جدی شده است.
عزیزان مسئول! با مردم حرف بزنید. مردم را خطاب قرار دهید و با زبانی ساده و بیآلایش از بازی رسانهای و عملیات روانی دشمن بگویید و توضیح دهید. صحبت کردن غیر از توئیت زدن به زبان انگلیسی و عربی و... است! ساکت کردن مردم با این استدلال که «همه چیز تحت نظارت رهبری است» مشکلی را حل نمیکند. اصلا مگر قرار است چیزی تحت نظارت رهبری نباشد؟! ولی در کنار این اصل نیز نیازمند اقناع افکار عمومی و صحبت با مردم هستیم تا لیطمئن قلبی برایشان حاصل شود.
آقایان! تا دیرتر نشده با مردم صحبت کنید و مردم را در این آماج موشکباران رسانهای و پروپاگاندای دشمن تنها نگذارید که اگر دلی بلرزد و یا فکری منحرف شود و یا انگیزه و شور مردم برای حضور در خیابان کمتر شود، مسئولیتش با شماست.
️بعد نوشت: این مطلب پیش از انتشار مصاحبه ویدیویی محمدباقر قالیباف نگارش و منتشر شده است.
#رسانه#افکار_عمومی#ملاحظات
@molahezat1
همین ابتدا بگویم که مسئول این وضعیت آشفته رسانهای، شخص آقای قالیباف به عنوان رئیس تیم مذاکره کننده است و لاغیر.
توضیحات ناقص، مبهم و انفعالی ایشان در ایکس پس از توئیتهای ترامپ نیز مشکلی را حل نکرد و به ابهامات اضافه کرد؛ اینکه اساسا داده و ستانده ما در مذاکرات چه بود و چقدر محقق شد؟
متأسفانه افکار عمومی هنوز هم مظلوم و بیصاحب است و در این باره بعد از فتنه دیماه سال گذشته در اینجا نوشتم ولی متأسفانه درب هنوز بر همان پاشنه میچرخد و کسی نه متولی این حوزه است و نه دغدغهاش را دارد. سرخوردگی و سردرگمی مردم بعد از حدود ۵۰ شب حضور دشمنشکن و جهادی در خیابانها پیرامون کم و کیف اتفاقات اخیر و نتایج مذاکرات، از دیشب جدی شده است.
عزیزان مسئول! با مردم حرف بزنید. مردم را خطاب قرار دهید و با زبانی ساده و بیآلایش از بازی رسانهای و عملیات روانی دشمن بگویید و توضیح دهید. صحبت کردن غیر از توئیت زدن به زبان انگلیسی و عربی و... است! ساکت کردن مردم با این استدلال که «همه چیز تحت نظارت رهبری است» مشکلی را حل نمیکند. اصلا مگر قرار است چیزی تحت نظارت رهبری نباشد؟! ولی در کنار این اصل نیز نیازمند اقناع افکار عمومی و صحبت با مردم هستیم تا لیطمئن قلبی برایشان حاصل شود.
آقایان! تا دیرتر نشده با مردم صحبت کنید و مردم را در این آماج موشکباران رسانهای و پروپاگاندای دشمن تنها نگذارید که اگر دلی بلرزد و یا فکری منحرف شود و یا انگیزه و شور مردم برای حضور در خیابان کمتر شود، مسئولیتش با شماست.
#رسانه#افکار_عمومی#ملاحظات
۱۵۷
۱۰:۰۸
بازارسال شده از هابیل | نوشتههای میثم رمضانعلی
از قدرت تا فرسایش: مخاطرات رسانهٔ خیابان
میثم رمضانعلی
رسانهٔ خیابان، با همه ظرفیتهایش، پدیدهای بدون ریسک نیست. نخستین خطر، لغزیدن به سمت «نمایشیشدن» است؛ جایی که خیابان از بازتاب واقعیت اجتماعی فاصله میگیرد و به یک تصویر مدیریتشده تبدیل میشود. در این وضعیت، آنچه تضعیف میشود نه صرفاً پیام، بلکه اعتماد مخاطب است.
ریسک دوم، شکاف میان «تصویر خیابان» و «زیست واقعی جامعه» است. اگر آنچه در خیابان دیده میشود با آنچه در زندگی روزمره جریان دارد همراستا نباشد، خیابان بهجای تقویت روایت، آن را فرسوده میکند. رسانه، بیش از هر چیز، به انسجام میان تصویر و واقعیت نیاز دارد.
سومین مسئله، امکان بهرهبرداری گزینشی است. در یک محیط رسانهای متکثر، هر تصویر خیابانی میتواند با برشها و قاببندیهای متفاوت، معنایی کاملاً متفاوت پیدا کند. خیابان در اینجا نه فقط تولیدکننده پیام، بلکه میدان رقابت برای تفسیر آن است.
در نهایت، تکرار بدون نوآوری نیز میتواند این پدیده را مستهلک کند. آنچه در ابتدا اثرگذار است، اگر به الگوی ثابت و قابل پیشبینی تبدیل شود، بهتدریج قدرت اقناعی خود را از دست میدهد.
بر این اساس، مسئله اصلی صرفِ وجود خیابان بهعنوان رسانه نیست، بلکه نحوه فهم و مدیریت آن است. اگر این پدیده صرفاً بهعنوان یک واکنش خودجوش دیده شود، به احتمال زیاد در حد یک موج مقطعی باقی خواهد ماند. اما اگر بهعنوان بخشی از منظومه قدرت رسانهای فهم شود، میتواند به یک ظرفیت پایدار برای تولید و تثبیت روایت تبدیل شود.
در چنین وضعیتی، مسئله اصلی نه تقویت صرف حضور خیابانی، بلکه «طراحی هوشمند آن» است. رسانهٔ خیابان زمانی میتواند به یک ظرفیت پایدار تبدیل شود که میان خودجوشبودن و هدایتپذیری، تعادلی دقیق برقرار شود؛ بهگونهای که هم اصالت اجتماعی خود را حفظ کند و هم در سطح روایت، دچار پراکندگی و فرسایش نشود. بدون این مداخله آگاهانه، خیابان هرچند میتواند لحظاتی از قدرت را به نمایش بگذارد، اما بهسختی به یک مؤلفه ماندگار در معماری رسانهای تبدیل خواهد شد.
در جنگهای امروز، میدان اصلی نه زمین است و نه آسمان، بلکه ذهنها و ادراکهاست. در چنین میدانی، هر فضایی که توان تولید معنا داشته باشد، بالقوه یک رسانه است. خیابان، در شرایط خاص، یکی از مؤثرترین این فضاهاست؛ رسانهای زنده، بیواسطه و اثرگذار که فهم درست آن میتواند نقش تعیینکنندهای در معادلات روایت ایفا کند.
عکس از حمید وکیلی
@Ramezanali_com
میثم رمضانعلی
رسانهٔ خیابان، با همه ظرفیتهایش، پدیدهای بدون ریسک نیست. نخستین خطر، لغزیدن به سمت «نمایشیشدن» است؛ جایی که خیابان از بازتاب واقعیت اجتماعی فاصله میگیرد و به یک تصویر مدیریتشده تبدیل میشود. در این وضعیت، آنچه تضعیف میشود نه صرفاً پیام، بلکه اعتماد مخاطب است.
ریسک دوم، شکاف میان «تصویر خیابان» و «زیست واقعی جامعه» است. اگر آنچه در خیابان دیده میشود با آنچه در زندگی روزمره جریان دارد همراستا نباشد، خیابان بهجای تقویت روایت، آن را فرسوده میکند. رسانه، بیش از هر چیز، به انسجام میان تصویر و واقعیت نیاز دارد.
سومین مسئله، امکان بهرهبرداری گزینشی است. در یک محیط رسانهای متکثر، هر تصویر خیابانی میتواند با برشها و قاببندیهای متفاوت، معنایی کاملاً متفاوت پیدا کند. خیابان در اینجا نه فقط تولیدکننده پیام، بلکه میدان رقابت برای تفسیر آن است.
در نهایت، تکرار بدون نوآوری نیز میتواند این پدیده را مستهلک کند. آنچه در ابتدا اثرگذار است، اگر به الگوی ثابت و قابل پیشبینی تبدیل شود، بهتدریج قدرت اقناعی خود را از دست میدهد.
بر این اساس، مسئله اصلی صرفِ وجود خیابان بهعنوان رسانه نیست، بلکه نحوه فهم و مدیریت آن است. اگر این پدیده صرفاً بهعنوان یک واکنش خودجوش دیده شود، به احتمال زیاد در حد یک موج مقطعی باقی خواهد ماند. اما اگر بهعنوان بخشی از منظومه قدرت رسانهای فهم شود، میتواند به یک ظرفیت پایدار برای تولید و تثبیت روایت تبدیل شود.
در چنین وضعیتی، مسئله اصلی نه تقویت صرف حضور خیابانی، بلکه «طراحی هوشمند آن» است. رسانهٔ خیابان زمانی میتواند به یک ظرفیت پایدار تبدیل شود که میان خودجوشبودن و هدایتپذیری، تعادلی دقیق برقرار شود؛ بهگونهای که هم اصالت اجتماعی خود را حفظ کند و هم در سطح روایت، دچار پراکندگی و فرسایش نشود. بدون این مداخله آگاهانه، خیابان هرچند میتواند لحظاتی از قدرت را به نمایش بگذارد، اما بهسختی به یک مؤلفه ماندگار در معماری رسانهای تبدیل خواهد شد.
در جنگهای امروز، میدان اصلی نه زمین است و نه آسمان، بلکه ذهنها و ادراکهاست. در چنین میدانی، هر فضایی که توان تولید معنا داشته باشد، بالقوه یک رسانه است. خیابان، در شرایط خاص، یکی از مؤثرترین این فضاهاست؛ رسانهای زنده، بیواسطه و اثرگذار که فهم درست آن میتواند نقش تعیینکنندهای در معادلات روایت ایفا کند.
عکس از حمید وکیلی
@Ramezanali_com
۲
۱۰:۳۵
|میدانِ خیابان باید صدای «همه» باشد|تأملی کوتاه بر ضرورت مدیریت مدبّرانه تجمعات خیابانی
بعد از گذشت حدود ۶۰ روز از آغاز جنگ و حضور کمنظیر مردم در حمایت از وطن و منافع ملی در خیابان، یک پرسش بسیار مهم مطرح است: با نگاه به تجربه این دو ماه و شناخت عمیقتری از مردم، چگونه میتوان در ادامه بستری فراهم کرد که تمام ایرانیان، با هر اعتقاد و سلیقهای، احساس کنند که میدانِ خیابان متعلق به آنهاست؟
واقعیت این است که برای دفاع از وطن، باید زبانِ گفتوگو با «همه» را بلد باشیم. در دوره بینظیر و تاریخیِ بعثت مردم، اکثرا در طراحی و مدیریت تجمعات و حتی بهرهمندی از فضاهای محیطی و عمومی، ناخودآگاه دایره مخاطبان خود را به یک گروه خاصی از مردم محدود کردهایم. تکیه صرف بر مداحیهای حماسی -هرچقدر هم که ارزشمند و محبوب باشد و بنده هم طرفدارش هستم- حضور بخشی از طیفهای مختلف جامعه را که به هر دلیلی سلیقه و ذائقه متفاوتی دارند و یا با نمادهای ملی و فرمهای متفاوتِ اظهار وطنپرستی انس دارند، تا حدی به حاشیه رانده است.
برای پیروزی در برابر دشمن و شکافهای اجتماعی موجود، نباید اجازه دهیم تفاوتهای سلیقهای به دوری از میدانِ خیابان منجر شود. برای اینکه تجمعات ما واقعاً تجمعِ ایران باشد، باید از تکصدایی به سمت یک سمفونی ملی حرکت کنیم و همه مردم [وطنپرست] را به رسمیت بشناسیم و نقشی برایشان در تجمعات درنظر بگیریم.
اول اینکه در نواها و موسیقیهایی که پخش میشود، تنوع داشته باشیم. همانقدر که یک نوای حماسی و مذهبی میتواند شور و هیجان ایجاد کند، قطعات بیکلام، سرودها و موسیقیهای خاطرهانگیز با محوریت وطن و حتی موسیقیهای اصیلِ اقوامِ ایران نیز میتوانند حسی عمیقی از میهندوستی را در دل کسانی که شاید با فضای صرفا مذهبی ارتباط نزدیکی ندارند، بیدار کند.
دوم اینکه در نمادها و فضاسازیهای محیطی و شهری نیز باید فراگیرتر عمل کنیم. حضور پرچم و نمادهای مذهبی در کنار نمادهای تاریخی، قهرمانان ملی و هویتهای فرهنگیِ مختلف، پیامی بسیار قدرتمند ارسال میکند که خیابان جای همه است و اینجا خانه همه ماست.
هدف نهایی ما، ایجاد یکپارچگی و اتحاد است نه یکدستیِ اجباری و قالب زدن به مردم. یکپارچگی یعنی حضور همزمان افراد مذهبی و انقلابی در عین حضور افراد بهظاهر متفاوت از حیث فرهنگی، پوشش، سبک زندگی ولی وطندوست در کنار هم برای یک هدف واحد که آن «ایران» است.
اگر میخواهیم شکوه حضور مردم را به رخ دشمن بکشیم، باید بدانیم که هیچ سرمایهای ارزشمندتر از هویت ملی و احساس تعلق نیست. باید مقدمات میدانی این احساس را فراهم کنیم و از هرآنچه که باعث میشود افراد بخاطرش حاضر به جمع شدن نباشند، دوری کنیم. وقتی هر ایرانی بازتابی از هویت و نمادهای ملی را در یک تجمع مشاهده کند، خود را متعلق به آن میبیند و ضمن همدلی با باقی مردم، آنجا را نه یک تجمع ساده و جناحی که یک حضور و همبستگی ملی و وطنپرستانه خواهد دید.
ملاحظه آخر، ضرورت توازن شور و شعور در تجمعات است. رجزخوانی، شعار دادن و پرچمگردانی عالی است ولی باید توجه داشت که به مرور تهی از معنا نشود و باید در کنار آن، فضایی برای گفتگوی مردم با یکدیگر و پاسخگویی به ابهامات و مسائل شکل گرفته پیرامون جنگ، آتشبس، مذاکرات و موضوعات مرتبط با آن درنظر گرفت. بیتوجهی به دغدغههای به حق مردم و ساکت کردن آنها با برچسب «وحدت شکنی» نادرست و به دور از انصاف است و وظیفه مدیران و برنامهریزان تجمعات توجه به این مهم و تبیین موضوعات و شبهات برای مردم است.
#ملاحظات
@molahezat1
بعد از گذشت حدود ۶۰ روز از آغاز جنگ و حضور کمنظیر مردم در حمایت از وطن و منافع ملی در خیابان، یک پرسش بسیار مهم مطرح است: با نگاه به تجربه این دو ماه و شناخت عمیقتری از مردم، چگونه میتوان در ادامه بستری فراهم کرد که تمام ایرانیان، با هر اعتقاد و سلیقهای، احساس کنند که میدانِ خیابان متعلق به آنهاست؟
واقعیت این است که برای دفاع از وطن، باید زبانِ گفتوگو با «همه» را بلد باشیم. در دوره بینظیر و تاریخیِ بعثت مردم، اکثرا در طراحی و مدیریت تجمعات و حتی بهرهمندی از فضاهای محیطی و عمومی، ناخودآگاه دایره مخاطبان خود را به یک گروه خاصی از مردم محدود کردهایم. تکیه صرف بر مداحیهای حماسی -هرچقدر هم که ارزشمند و محبوب باشد و بنده هم طرفدارش هستم- حضور بخشی از طیفهای مختلف جامعه را که به هر دلیلی سلیقه و ذائقه متفاوتی دارند و یا با نمادهای ملی و فرمهای متفاوتِ اظهار وطنپرستی انس دارند، تا حدی به حاشیه رانده است.
برای پیروزی در برابر دشمن و شکافهای اجتماعی موجود، نباید اجازه دهیم تفاوتهای سلیقهای به دوری از میدانِ خیابان منجر شود. برای اینکه تجمعات ما واقعاً تجمعِ ایران باشد، باید از تکصدایی به سمت یک سمفونی ملی حرکت کنیم و همه مردم [وطنپرست] را به رسمیت بشناسیم و نقشی برایشان در تجمعات درنظر بگیریم.
اول اینکه در نواها و موسیقیهایی که پخش میشود، تنوع داشته باشیم. همانقدر که یک نوای حماسی و مذهبی میتواند شور و هیجان ایجاد کند، قطعات بیکلام، سرودها و موسیقیهای خاطرهانگیز با محوریت وطن و حتی موسیقیهای اصیلِ اقوامِ ایران نیز میتوانند حسی عمیقی از میهندوستی را در دل کسانی که شاید با فضای صرفا مذهبی ارتباط نزدیکی ندارند، بیدار کند.
دوم اینکه در نمادها و فضاسازیهای محیطی و شهری نیز باید فراگیرتر عمل کنیم. حضور پرچم و نمادهای مذهبی در کنار نمادهای تاریخی، قهرمانان ملی و هویتهای فرهنگیِ مختلف، پیامی بسیار قدرتمند ارسال میکند که خیابان جای همه است و اینجا خانه همه ماست.
هدف نهایی ما، ایجاد یکپارچگی و اتحاد است نه یکدستیِ اجباری و قالب زدن به مردم. یکپارچگی یعنی حضور همزمان افراد مذهبی و انقلابی در عین حضور افراد بهظاهر متفاوت از حیث فرهنگی، پوشش، سبک زندگی ولی وطندوست در کنار هم برای یک هدف واحد که آن «ایران» است.
اگر میخواهیم شکوه حضور مردم را به رخ دشمن بکشیم، باید بدانیم که هیچ سرمایهای ارزشمندتر از هویت ملی و احساس تعلق نیست. باید مقدمات میدانی این احساس را فراهم کنیم و از هرآنچه که باعث میشود افراد بخاطرش حاضر به جمع شدن نباشند، دوری کنیم. وقتی هر ایرانی بازتابی از هویت و نمادهای ملی را در یک تجمع مشاهده کند، خود را متعلق به آن میبیند و ضمن همدلی با باقی مردم، آنجا را نه یک تجمع ساده و جناحی که یک حضور و همبستگی ملی و وطنپرستانه خواهد دید.
ملاحظه آخر، ضرورت توازن شور و شعور در تجمعات است. رجزخوانی، شعار دادن و پرچمگردانی عالی است ولی باید توجه داشت که به مرور تهی از معنا نشود و باید در کنار آن، فضایی برای گفتگوی مردم با یکدیگر و پاسخگویی به ابهامات و مسائل شکل گرفته پیرامون جنگ، آتشبس، مذاکرات و موضوعات مرتبط با آن درنظر گرفت. بیتوجهی به دغدغههای به حق مردم و ساکت کردن آنها با برچسب «وحدت شکنی» نادرست و به دور از انصاف است و وظیفه مدیران و برنامهریزان تجمعات توجه به این مهم و تبیین موضوعات و شبهات برای مردم است.
#ملاحظات
۱۱۴
۱۱:۵۷
توی سختیها که جون به لب میادکاری از دست کسی برنمیادزیر لب هی بگو «یا ابا الجواد»تا غریب الغربا درست کنه...
کار خوبه امام رضا درست کنه...
#امام_رضا#ملاحظات
@molahezat1
کار خوبه امام رضا درست کنه...
#امام_رضا#ملاحظات
۱.۲K
۱۷:۳۰
وَ قالَ علیهالسلام:
الدُنيا ضُحْكَةُ مُستَعبِرٍ
و درود خداوند بر او، فرمود:دنيا، مضحكهاى گريهانگيز است.
(غررالحکم، ح ۱۷۲۱)
#علویات#ملاحظات
@molahezat1
الدُنيا ضُحْكَةُ مُستَعبِرٍ
و درود خداوند بر او، فرمود:دنيا، مضحكهاى گريهانگيز است.
(غررالحکم، ح ۱۷۲۱)
#علویات#ملاحظات
۱۰۲
۶:۵۹
بازارسال شده از وحید یامین پور
۴
۱۲:۰۹
آدمی درنهایت با مصیبت و ابتلا انس میگیره
و مسأله اصلی همین «انس گرفتن»ـه.
#ایکس#ملاحظات
@molahezat1
و مسأله اصلی همین «انس گرفتن»ـه.
#ایکس#ملاحظات
۱۲۸
۶:۴۱
وَ قَالَ عليهالسلام:
عِنْدَ تَنَاهِي اَلشِّدَّةِ تَكُونُ اَلْفَرْجَةُ وَ عِنْدَ تَضَايُقِ حَلَقِ اَلْبَلاَءِ يَكُونُ اَلرَّخَاءُ.
و درود خدا بر او، فرمود:چون سختىها به نهايت رسد، گشايش پديد آيد، و آن هنگام كه حلقههاى بلا تنگ گردد آسايش فرا رسد.
(نهجالبلاغه، حکمت ۳۵۱)
پن:علی علیهالسلام جز حق نمیفرمود؛پس صبر پیشه کن!
#علویات#ملاحظات
@molahezat1
عِنْدَ تَنَاهِي اَلشِّدَّةِ تَكُونُ اَلْفَرْجَةُ وَ عِنْدَ تَضَايُقِ حَلَقِ اَلْبَلاَءِ يَكُونُ اَلرَّخَاءُ.
و درود خدا بر او، فرمود:چون سختىها به نهايت رسد، گشايش پديد آيد، و آن هنگام كه حلقههاى بلا تنگ گردد آسايش فرا رسد.
(نهجالبلاغه، حکمت ۳۵۱)
پن:علی علیهالسلام جز حق نمیفرمود؛پس صبر پیشه کن!
#علویات#ملاحظات
۴۲
۱۷:۱۲