مکیال
قدمهای کوچک تربیت | شماره ۱۵
مناسب والدینِ کودکان ۴ تا ۱۲ سال بعضی کارها رو هر روز چند بار به بچهها یادآوری میکنیم: «اسباببازیهاتو جمع کن.» «لباسهات رو بذار سر جاش.» «وسایل نقاشی هنوز روی زمینه.» «کیفت رو هم آماده کن...» وقتی برای کارهای تکراری، همیشه مرحلهبهمرحله به بچه دستور میدیم، ممکنه عادت کنه برای هر کار منتظر یادآوری ما بمونه. برای همین، خوبه بعضی کارهای تکراری رو تبدیل به یک «روال مشخص» کنیم؛ البته متناسب با سن بچه.
برای بچههای ۴ تا ۶ سال، روال باید خیلی کوتاه و ساده باشه؛ مثلاً دو یا سه کار مشخص که حتی میشه با نقاشی یا تصویر نشونشون داد: «اسباببازیها توی سبد، مدادرنگیها توی جعبه.»
برای بچههای ۷ تا ۹ سال، میشه چند مرحله رو روی یک برگه نوشت و از خودش هم برای تنظیمش کمک گرفت. بعد بهجای تکرار دستورها بگیم: «ببین کار بعدیت چیه.»
از حدود ۱۰ تا ۱۲ سالگی، بهتره کمکم مسئولیت بیشتری به خودش بدیم. مثلاً بهجای اینکه بگیم «کتابت رو بذار، لباست رو جمع کن، کیفت رو آماده کن»، بگیم: «کارهایی که برای فردا داری رو خودت بنویس و یکی یکی انجام بده.» طبیعتاً سن تنها معیار نیست و توانایی بچهها با هم فرق داره. هدف این نیست که تذکر رو یکباره حذف کنیم؛ هدف اینه که هرچه کودک بزرگتر میشه، کمکم بخشی از مدیریت کارهای روزمره از دوش پدر و مادر برداشته بشه و به خودش سپرده بشه.
محور سوم: ساختن نظم و آرامش در برنامههای خانه ┈••✧❁❁✧••┈ سید علی میرلوحی مشاور آموزشی و پژوهشگر حوزه حقوق و رسانه https://zil.ink/samirlohy
گاهی وقتی از رفتار بچه عصبانی میشیم، همون لحظه یک قانون سنگین هم صادر میکنیم: «دیگه تا یک ماه گوشی بهت نمیدم!»، «از این به بعد دیگه خونه دوستت نمیری!»، «دیگه برات اسباببازی نمیخرم!»
اما چند ساعت یا چند روز که میگذره، خودمون میبینیم اجرای چیزی که گفتیم منطقی یا حتی ممکن نیست و مجبور میشیم حرفمون رو پس بگیریم
وقتی این اتفاق زیاد تکرار بشه، بچه کمکم متوجه میشه خیلی از تهدیدها و محدودیتهایی که موقع عصبانیت اعلام میکنیم، جدی نیست و فقط کافیه کمی صبر کنه تا همهچیز به حالت قبل برگرده؛ همین اتفاق باعث میشه حرفای دیگهمون هم جدی نگیره.
برای همین وقتی خیلی عصبانی هستیم، قبل از تعیین محدودیت فقط از خودمون بپرسیم: «اگر الان عصبانی نبودم، باز هم همین تصمیم رو میگرفتم؟» اگر جوابش رو نمیدونیم، اصلاً لازم نیست همون لحظه تصمیم بگیریم. میتونیم به بچه بگیم: «کاری که کردی درست نبود؛ من الان عصبانیام و نمیخوام از روی عصبانیت تصمیم بگیرم. بعدا دربارهش صحبت میکنیم.»
┈••✧❁
۱۲۸
۴:۲۲
۸۲۸
۴:۲۴
صندوقدار ﻧﮕﺎﻫﯽ از روی ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺑﻬﺶ اﻧﺪاﺧﺖ و ﻫﻤﯿﻨﻄﻮر ﮐﻪ داﺷﺖ ﺑﺎرﮐﺪ اﺟﻨﺎس را ﻣﯽﮔﺮﻓﺖ اﺟﻨﺎس او را ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﻣﺘﮑﺒﺮاﻧﻪ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻣﯿﺰ ﻣﯽاﻧﺪاﺧﺖ،اﻣﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﺎﺣﺠﺎب ﻣﺎ ﮐﻪ روﺑﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩ داﺷﺖ ﺧﻮﻧﺴﺮد ﺑﻮد و ﭼﯿﺰي ﻧﻤﯽﮔﻔﺖ و اﯾﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﺪ ﺻﻨﺪوﻗﺪار ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺑﺸﻪ! ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺻﻨﺪوقدار ﻃﺎﻗﺖ ﻧﯿﺎورد و ﮔﻔﺖ:
ﻣﺎ اﯾﻨﺠﺎ ﺗﻮی ﻓﺮاﻧﺴﻪ ﺧﻮدﻣﻮن ﻫﺰار ﺗﺎ ﻣﺸﮑﻞ و ﺑﺤﺮان دارﯾﻢ، اﯾﻦ ﻧﻘﺎﺑﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ روی ﺻﻮرﺗﺖ داری ﯾﮑﯽ از ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺸﮑﻼﺗﻪ ﮐﻪ ﻋﺎﻣﻠﺶ ﺗﻮ و اﻣﺜﺎل ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯿﺪ! ﻣﺎ اﯾﻨﺠﺎ اوﻣﺪﯾﻢ ﺑﺮای زﻧﺪﮔﯽ و ﮐﺎر، ﻧﻪ ﺑﺮاي ﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﮔﺬاﺷﺘﻦ دﯾﻦ و ﺗﺎرﯾﺦ! اﮔﻪ ﻣﯽﺧﻮاي دﯾﻨﺖ رو ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺑﺪی ﯾﺎ روﺑﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺑﺰﻧﯽ ﺑﺮو ﺑﻪ ﮐﺸﻮر ﺧﻮدت؟!!
ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺤﺠﺒﻪ اﺟﻨﺎﺳﯽ رو ﮐﻪ ﺧﺮﯾﺪﻩ ﺑﻮد ﺗﻮی ﻧﺎﯾﻠﻮن ﮔﺬاﺷﺖ، ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺻﻨﺪقدار ﮐﺮد، روﺑﻨﺪﻩ را از ﭼﻬﺮﻩ ﺑﺮداﺷﺖ و در ﭘﺎﺳﺦ ﺧﺎﻧﻢ ﺻﻨﺪوقدار ﮐﻪ از دﯾﺪن ﭼﻬﺮﻩ اروﭘﺎﯾﯽ و ﭼﺸﻤﺎن رﻧﮕﯿﻦ او ﺟﺎ ﺧﻮردﻩ ﺑﻮد ﮔﻔﺖ:ﻣﻦ ﻓﺮاﻧﺴﻮی ﻫﺴﺘﻢ…اﯾﻦ دﯾﻦ ﻣﻦ اﺳﺖ.اﯾﻨﺠﺎ هم وﻃﻨﻢ هست…ﺷﻤﺎ دﯾﻨﺘﻮن را ﻓﺮوﺧﺘﯿﺪ و ﻣﺎ ﺧﺮﯾﺪيم !!!
۵۴۶
۴:۵۱
۴۹۰
۱۱:۴۴
پ.ن: تصویر این پست جدیدترین اقدام اهالی این حوزه است که جرئت کرده اند پس از حضور درخشان شان و بیان بیپرده کثیفترین مسائل خصوصی شان حال ابایی از نمایش عقیده ضداسلامی شان ندارند
۴۹۴
۱۳:۳۷
انصارالله یمن پس از آزادسازی بندر المخاء، انواع مختلفی از مشروبات الکلی را در محل سکونت مزدوران و افسران عربستان سعودی کشف کرد
همین مستان عیاش سعودی، بدون سند گفتن انصارالله یمن به کعبه مکرمه حمله کرده!هزار تا دیپلمات سازشگر، فدای لنگه کفش یه مجاهد یمنی
@Myrlohi
۴۶۸
۱۵:۰۱
ما در قالب شوخی کردن، انتقام خودمان را میگیریم. بعد که میگویی چرا اینجوری با من حرف زدی؟میگوید: «شوخی کردم! میخواستم ادخال سرور کنم (خوشحال کنم)!»
یک کسی توی غذایش یک دانه ریگ کوچکی بود. مهمان بود. به خویشاوندش که میزبان بود گفت: «یک سنگ قبری کنار قبر آقای بروجردی گم شده!»خب، این چه ربطی دارد؟این حرف را برای مطایبه و شوخی گفت ولی در واقع این حرف شوخی نیست؛ چراکه این خورشت، محصول زحمت میزبان است. وقتی میخواهی تذکری بدهی، خیلی با لطافت تذکر بده. طوری که طرف مجروح نشود. گاهی ما با شوخیمان، خانوادهمان را مجروح میکنیم.
┈••✧❁
۷۰
۴:۱۹
۲۵۳
۴:۲۲
۳۰۱
۴:۲۷
مکیال
اقدام قابل تقدیر آقای رئیس جمهور در امریکا
رئیسجمهور پزشکیان در سفر به نیویورک بهجای هتل، در محل اقامت نماینده ایران در سازمان ملل (رزیدانس) مستقر شده است
این اقدام با هدف کاهش هزینههای سفر، برای اولینبار توسط یکی از رؤسای جمهور ایران انجام شده است.
@Myrlohi
#پیام_وارده
فکر نمی کنم برای اولین بار باشه و تا جایی که اطلاع دارم معمولا رئیس جمهور در سفر خارجی در هتل اقامت نمی کند و این امر دلایل مختلفی میتونه داشته باشه از جمله اینکه امنیت فیزیکی و امنیت ارتباطات در اقامتگاه اختصاصی متعلق به نمایندگی خیلی بیشتر از هتل هست و راحتی و امکانات خیلی بیشتری هم داره ولی طبعا همراهان خصوصا اگر تعدادشون زیاد باشه باید در هتل مستقر بشوند.دوستان وزارت خارجه ای باید در این باره بیشتر اطلاع داشته باشند.بنده سال 84 در صدا و سیما کار میکردم و در سفر آقای خاتمی به فرانسه جزو گروه رسانه ای بودم. یادم هست که اون زمان هم آقای خاتمی به همراه محافظین و چند نفر از مقامات ارشد در اقامتگاه سفارت بودند و بقیه که ماشاءالله تعداد هم کم نبود (حدود 130 نفر) در دو هتل مستقر شدیم. سال 85 هم در سفر آقای احمدی نژاد به چند کشور آمریکای جنوبی حضور داشتم اصلا یادم نمیاد که در هتل مستقر شده باشه، هرچند که برای احمدی نژاد اصولا محل استقرار خیلی معنی نداشت و دائم این طرف و آن طرف می رفت. در یک سفر شش روزه به ونزوئلا، نیکاراگوئه، اکوادور و مجددا ونزوئلا رفتیم و در مسیر رفت و برگشت هم دو بار در گامبیا در غرب آفریقا توقف داشتیم. بدون اغراق شاید نصف بیشتر صبحانه و ناهار و شام ها رو در هواپیما خوردیم چون دائما در حال تردد بودیم.
@Myrlohi
فکر نمی کنم برای اولین بار باشه و تا جایی که اطلاع دارم معمولا رئیس جمهور در سفر خارجی در هتل اقامت نمی کند و این امر دلایل مختلفی میتونه داشته باشه از جمله اینکه امنیت فیزیکی و امنیت ارتباطات در اقامتگاه اختصاصی متعلق به نمایندگی خیلی بیشتر از هتل هست و راحتی و امکانات خیلی بیشتری هم داره ولی طبعا همراهان خصوصا اگر تعدادشون زیاد باشه باید در هتل مستقر بشوند.دوستان وزارت خارجه ای باید در این باره بیشتر اطلاع داشته باشند.بنده سال 84 در صدا و سیما کار میکردم و در سفر آقای خاتمی به فرانسه جزو گروه رسانه ای بودم. یادم هست که اون زمان هم آقای خاتمی به همراه محافظین و چند نفر از مقامات ارشد در اقامتگاه سفارت بودند و بقیه که ماشاءالله تعداد هم کم نبود (حدود 130 نفر) در دو هتل مستقر شدیم. سال 85 هم در سفر آقای احمدی نژاد به چند کشور آمریکای جنوبی حضور داشتم اصلا یادم نمیاد که در هتل مستقر شده باشه، هرچند که برای احمدی نژاد اصولا محل استقرار خیلی معنی نداشت و دائم این طرف و آن طرف می رفت. در یک سفر شش روزه به ونزوئلا، نیکاراگوئه، اکوادور و مجددا ونزوئلا رفتیم و در مسیر رفت و برگشت هم دو بار در گامبیا در غرب آفریقا توقف داشتیم. بدون اغراق شاید نصف بیشتر صبحانه و ناهار و شام ها رو در هواپیما خوردیم چون دائما در حال تردد بودیم.
۶۸
۵:۲۰