بازارسال شده از راز
۳
۱۹:۵۴
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۲
۰:۳۸
وقتی امام رفت و شما رهبر شدید، خوشم نیامد... ۱۵ ساله بودم.نمیخواستم کسی را جای امام ببینم...اما شما یار شهید بهشتی بودید.نمیدانم چه شد که از اولین سخنرانیتان به عنوان رهبر، نظرم عوض شد.اولین بار ۱۷ ساله بودم که شما را دیدم. با اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشآموزان، به همراه آیت الله جنتی، خدمت رسیدیم.بی اختیار وقتی وارد شدید، اشکم سرازیر شد.آن زمان دختران دستمال پارچهای زیبایی داشتند. من هم دستمالی با پارچه تترون که دورش را با چرخ مادرم دالبر زده بودم و رویش چند گل بنفشه روخته بودم، همراهم بود.از امام خمینی یادگرفته بودم، دستمالی جداگانه برای پاک کردن اشک و دستمالی برای پاک کردن بینی داشته باشم(در تلویزیون دیده بودم، هنگام روضههایی که مرحوم کوثری خدمتشان می خواند، امام اینگونه اشک و... پاک می فرمودند)
خلاصه اشکم را با آن دستمال گلدوزی شده پاک کردم و دستمال را یادگار نگه داشتم و هیچگاه نشستم!نوبت دوم در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی بود.به لطف آقای مومنی شریف ریاست محترم حوزه هنری در آن زمان و با وساطت خانم ملک مدیر آموزش حوزه، این در خواستم که در قبال کارهایی که انجام میدادم، فقط دیدار با آقا را طلب کرده بودم، اجابت شد و روز عید فطر بعد از نماز که آقا به حسینه بازگشتند و سفرای کشورهای دیگر برای عرض تبریک آمده بودند. من و عدهای از اهالی فرهنگ هم خدمت رسیدیم.
آقای روحانی سخنرانی کرد و چه ها که نگفت در باب برجام و...آقا بدون عکس العملی و بدون کوچک ترین تغییر در میمیک صورتشان، گوش کردند. فقط یکبار دست مبارکشان را به سمت خودکار بردند اما چیزی ننوشتند.آنجا اولین بار بود که آقاسید مجتبی خامنهای، رهبری جدیدمان را از نزدیک دیدم.ایشان اما برخلاف پدر، از سخنان ناجوانمردانه روحانی، گاهی ابروان را در هم گره میکردند.چندبار هم انگشتان دو دستشان را در هم گره کردند!بعد از اتمام سخنرانی آقای روحانی که مثلاً در حال تبریک عید به آقا و گزارش کار بود!آقای شهید شریف و نجیب و صبور و فکور و مظلوم اما قاطعمان، تک تک سخنان نابخردانه ایشان را با درایت طوری تعبیر کردند که به نفع کشور بود و با این سخنان حکیمانه، هیچ توهینی هم از سوی آقای روحانی به سمت ایشان مترتب نشد!سومین بار هم به دعوت یکی از دوستان در دیدار زنان فعال کشور با آقا، خدمت رسیدم و از دیدارشان حظ بردم.
دورانی در مجموعهای خدمت میکردم که به راحتی آقایان را خدمتشان میبردند.اما هیچگاه من در لیستشان نبودم!صدایم در نیامد که من با آقا دیدار داشته ام تا شاید من هم روزی در لیستشان قرار بگیرم اما...خدا را شکر که حسرت دیدارشان به دلم نمانده...هر چند که در این باب به قول قدیمی ها، گنجشک روزی بودم...
انشاءالله در سرای دیگر، خدمت برسم و گزارش کار بدهم.
انشاءالله که خیر پیش بیاید و دست پر خدمت برسم.
آقاجان! انشاءالله حالا که بدون واسطه کارهایم را میبینید، به اندازه لبخندی از من راضی باشید.
آقاجان یک عرض کوچکی هم دارم...، جسارت است، اما...می دانید ما هم دیگر خودمان را فرزند شهید میدانیم؟!
@nagofteha
خلاصه اشکم را با آن دستمال گلدوزی شده پاک کردم و دستمال را یادگار نگه داشتم و هیچگاه نشستم!نوبت دوم در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی بود.به لطف آقای مومنی شریف ریاست محترم حوزه هنری در آن زمان و با وساطت خانم ملک مدیر آموزش حوزه، این در خواستم که در قبال کارهایی که انجام میدادم، فقط دیدار با آقا را طلب کرده بودم، اجابت شد و روز عید فطر بعد از نماز که آقا به حسینه بازگشتند و سفرای کشورهای دیگر برای عرض تبریک آمده بودند. من و عدهای از اهالی فرهنگ هم خدمت رسیدیم.
آقای روحانی سخنرانی کرد و چه ها که نگفت در باب برجام و...آقا بدون عکس العملی و بدون کوچک ترین تغییر در میمیک صورتشان، گوش کردند. فقط یکبار دست مبارکشان را به سمت خودکار بردند اما چیزی ننوشتند.آنجا اولین بار بود که آقاسید مجتبی خامنهای، رهبری جدیدمان را از نزدیک دیدم.ایشان اما برخلاف پدر، از سخنان ناجوانمردانه روحانی، گاهی ابروان را در هم گره میکردند.چندبار هم انگشتان دو دستشان را در هم گره کردند!بعد از اتمام سخنرانی آقای روحانی که مثلاً در حال تبریک عید به آقا و گزارش کار بود!آقای شهید شریف و نجیب و صبور و فکور و مظلوم اما قاطعمان، تک تک سخنان نابخردانه ایشان را با درایت طوری تعبیر کردند که به نفع کشور بود و با این سخنان حکیمانه، هیچ توهینی هم از سوی آقای روحانی به سمت ایشان مترتب نشد!سومین بار هم به دعوت یکی از دوستان در دیدار زنان فعال کشور با آقا، خدمت رسیدم و از دیدارشان حظ بردم.
دورانی در مجموعهای خدمت میکردم که به راحتی آقایان را خدمتشان میبردند.اما هیچگاه من در لیستشان نبودم!صدایم در نیامد که من با آقا دیدار داشته ام تا شاید من هم روزی در لیستشان قرار بگیرم اما...خدا را شکر که حسرت دیدارشان به دلم نمانده...هر چند که در این باب به قول قدیمی ها، گنجشک روزی بودم...
انشاءالله در سرای دیگر، خدمت برسم و گزارش کار بدهم.
انشاءالله که خیر پیش بیاید و دست پر خدمت برسم.
آقاجان! انشاءالله حالا که بدون واسطه کارهایم را میبینید، به اندازه لبخندی از من راضی باشید.
آقاجان یک عرض کوچکی هم دارم...، جسارت است، اما...می دانید ما هم دیگر خودمان را فرزند شهید میدانیم؟!
@nagofteha
۵۸۴
۲۰:۴۳
بازارسال شده از نوشته ها و اخبار محمدرضا سرشار // آقای سرشار حق بزرگی بر ادبیات داستانی انقلاب دارند.(امام خامنهای، ۱۳۸۵)
در مصلی امام خمینی ره همه چیز آماده است و شرایط سختی برای حضور جمعیت وجود ندارد. به اخباری که موجب ترس میشود توجه نکنید و این توطئه رسانهای دشمن است. همراه خانواده خود و با خیالت راحت به سمت مصلی بیایید.
جریان معاند با تزریق ترس برای خلوت شدن مراسم وداع با خبرسازیهای مختلف درحال عملیات رسانهای هستند.
@mr_sarshr_rahgozar
۶
۲۰:۳۹
بازارسال شده از ..:: ایرانیوم ::...
این گنجینه جامع توسط یک تیم دغدغهمند جمعآوری شده تا در تدوین و تولید محتوا زمان شما صرف گشتن دنبال فیلمهای راش و فوتیج رهبری، راشهای مراسم وداع و تشییع و… بیکیفیت از منابع مختلف نشه!
۱
۱۵:۵۳
بازارسال شده از کبریت مدیا
۵
۱۴:۴۵
بازارسال شده از علیرضا پناهیان
امام شهید ما حق زیارت را ادا کرد و اینگونه خونینبدن و با اهل بیت شهیدش به حرم مولا رفت و اوج صداقتش در «نُصرَتِی لَکُم مُعَدَّة» را تا پای جان به اثبات رساند.
عمری حسرت زیارت را داشت ولی در نهایت از همه زائران و سینهزنان حسینی سبقت گرفت و در حالی که فدای حسین(ع) شده بود، به حرم ارباب رفت.
علیرضا پناهیان | ۱۴۰۵/۰۴/۱۷
@Panahian_ir
عمری حسرت زیارت را داشت ولی در نهایت از همه زائران و سینهزنان حسینی سبقت گرفت و در حالی که فدای حسین(ع) شده بود، به حرم ارباب رفت.
@Panahian_ir
۱
۱۵:۳۴
سلام علیکم می خوانیم نماز لیله الدفن برای آقای شهیدمان، پدر معنوی امت و خاندان پاکشان، انشاءالله نزد ائمه اطهار متنعم باشند.
🤍
🥹@nagofteha
۳۲۱
۱۶:۴۱
بازارسال شده از ..:: ایرانیوم ::...
برای غنیسازی «گنجینه جامع فیلمهای راش»، به زاویه دید شما نیاز داریم. اگر در مراسم تشییع در تهران، قم، عراق یا مشهد حضور داشتید، عکسها و فیلمهای خود را حتی اگر با موبایل گرفتهاید برای ما ارسال کنید.
۱
۱۸:۰۹
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۲
۱۵:۳۴