لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل پاراگرافپ
۲۴۴ عضو

پاراگراف

#آتیلا_حاجیزاده هستم، شاعر، نویسنده و ژورنالیست؛ در این چنل آثار قلمی خود و دوستانم را به اشتراک می‌گذارم.مسیر ارتباط با من: @atilla_hacizade
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۴ مرداد
پاراگراف
پنج جستار اختصاصی، تولید تیم #پاراگراف پیرامون «فدرالیسم» در ایران و آذربایجان: فدرالیسم؛ باز تعریف رابطه مرکز و پیرامون #سهند_کارگر https://ble.ir/paragraph_az/4596132450309570303/1780343248409 __ فدرالیسم؛ پاسخی ساختاری به بحران حکمرانی در ایران #محسن_غایبزاده https://ble.ir/paragraph_az/7557605193990871739/1778318535742 __ فدرالیسم؛ نام دیگر دموکراسی در جوامع چند هویتی #آتیلا_حاجیزاده https://ble.ir/paragraph_az/-8242152173505110914/1780428123622 __ فدرالیسم و ترس از تقسیم قدرت #اوختای_مجدالدینی_افشار https://ble.ir/paragraph_az/-2603141131232426548/1780602750056 __ نان و فدرالیسم؛ مطالبه‌ای فوق امنیتی #محسن_غایبزاده https://ble.ir/paragraph_az/3784375486516972299/1780677665983 __ #پاراگراف_آذ @paragraph_az @paragraph_az
۵ یادداشت اختصاصی #پاراگراف؛ جستار های بر بحران دموکراسی در ایران:
یک)آذربایجان؛ مبدل مطالبات اجتماعی به گفتمان سیاسی#محسن_غایبزاده
لینک:https://ble.ir/paragraph_az/8798574765542574483/1781891779105__دو)استبداد و تمرکزگرایی، دو روی یک سکه هستند.#آتیلا_حاجیزاده
لینک:https://ble.ir/paragraph_az/1147344725867819718/1781290517345__
سه)دموکراسی بدون حزب؛ مطالبه‌گری ناپایدار#دکتر_آیسان_فرجزاده https://ble.ir/paragraph_az/2950117337247787820/1783286636950__
چهار)دموکراسی بدون حل مسئله ملی؛ واقعیت یا رویا؟#اوختای_مجدالدینی_افشار
لینک:https://ble.ir/paragraph_az/4819286320304213763/1781725355118
__پنج)دموکراسی در ایران؛ از رؤیایی مرکزگرا تا ضرورتی کثرت‌گرا#آیلین_شریفی__لینک:https://ble.ir/paragraph_az/-3401710587829895360/1782032252303__جستار های گروه پاراگراف پرامون فدرالیسم:https://ble.ir/paragraph_az/-5640740641175819496/1781201482405__#پاراگراف_آذ@paragraph_az@paragraph_az
undefined۱

۵۱۱

۱۹:۴۳

۱۱ مرداد
یادداشت اختصاصی #پاراگراف
جستاری بر جنبش جمهوریخواهی در ایران:
جمهوری‌خواهی از آذربایجان آغاز می‌شود#آیلین_شریفی
در ایران، بسیاری از مفاهیم سیاسی پیش از آن‌که زندگی شوند، مصرف شده‌اند و جمهوری‌خواهی نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ اینچنین که سال‌هاست که از جمهوری سخن گفته می‌شود، بی‌آن‌که پرسش اصلی مطرح شود: جمهوری برای چه کسی و بر پایه کدام قرارداد سیاسی؟
اگر جمهوری تنها نام دیگری برای همان دولت متمرکز است و هویت‌ها همچنان به حاشیه رانده خواهد شد و مرکز همچنان درباره پیرامون تصمیم خواهد گرفت، چ ملت‌های غیرفارس تنها در مقام تماشاگران سیاست باقی خواهند ماند و آنگاه جمهوری نه یک گسست تاریخی، بلکه ادامه وضعیت تاریخی با لباسی تازه خواهد بود.
مسئله آذربایجان دقیقاً در همین نقطه آغاز می‌شود.
آذربایجان بیش از آن‌که یک جغرافیا باشد، یک تجربه سیاسی است. تجربه مردمی که در انقلاب مشروطه برای قانون جنگیدند، اما سهمشان از دولت مدرن را با تمرکزگرایی گرفتند؛ برای توسعه کشور هزینه دادند اما در روایت رسمی کشور به حاشیه رانده شدند؛ در انقلاب ۵۷ نیز فعالانه مشارکت جستند اما مجددا در بر همان پاشنه چرخید و آذربایجانیان زبانشان را در خانه حفظ کردند و هویتشان را در خیابان‌ها و استادیوم‌ها فریاد زدند.
از این رو، جمهوری‌خواهی در آذربایجان صرفاً نفی سلطنت نیست و حتی نفی یک حکومت خاص هم نیست و در اصل نقد تمرکز قدرت است. نقد این تصور که یک زبان، یک فرهنگ و یک روایت تاریخی می‌تواند نماینده همه ایران باشد.
جمهوری‌خواهی آذربایجان‌محور از همین‌جا به مسئله توزیع قدرت می‌رسد و از این ایده دفاع می‌کند که جمهوری بدون تمرکززدایی، به آسانی می‌تواند به استبداد اکثریت تبدیل شود.
آنچه نیاز ایران امروز است نه تعویض یک نماد با نمادی دیگر، بلکه بازتعریف رابطه دولت و ملت‌هاست و این جمهوری زمانی معنا پیدا می‌کند که هیچ شهروندی مجبور نباشد میان هویت ملی خود و شهروندی خود یکی را انتخاب کند.
جمهوری خواهی آذربایجان محور آذربایجان در جست‌وجوی امتیاز یا سهم بیشتر از قدرت نیست؛ بلکه حق برابر در قدرت را در دستور کار خود قرار داده است و معتقد است هر گونه‌ای از جمهوری‌ که این اصل را نپذیرد، دیر یا زود با همان بحران تاریخی، یعنی «شکاف میان دولت و جامعه» مواجه خواهد شد.
شاید به همین دلیل باشد که آینده دموکراسی در ایران نه در راهروهای قدرت، بلکه در حاشیه‌هایی نوشته می‌شود که سال‌ها به حاشیه رانده شده‌اند و در میان همه این حاشیه‌ها، آذربایجان همچنان یکی از مهم‌ترین صداهای مطالبه آزادی، عدالت و برابری باقی مانده است و این اصل را فریاد می‌زند که: هیچ ملتی در ایران صاحبخانه و هیچ ملتی در ایران مهمان نیست._#پاراگراف@paragraph@paragraph
undefined۱

۲۹۸

۱۹:۳۳

۱۴ مرداد
thumbnail
اورمولو شاعیر #امیر_نظرزاده‌ جنابلاریندان بیر شعر اوخویاق:
عطیرله کؤینه‌یینی،سیلکه‌لن،جالان شهرهبزن،دوزن،یئنی پالتارلاریندا آلقیشلان
یاپیش باخیشلاری تیترت،داغیت گؤرونتولریشکیل چک،آینالارین بیر به بیر اؤنونده دایان
دایان هامی سنی گؤرسون، دایان گوون اؤزونهسن ایندی بیر یاراشیقلی عطیرلی یالقیزسان

گوون آنان سنی قاندان آچان زاماندان ائلهدامار دامار دولدوردون قانینلا قورساغینی
اؤزون اؤزونده بوی آتدین،چکیلمه‌دین چیله‌دینیئدیکجه اؤز اتینه دامجی دامجی گؤز یاغینی
یئدین اما اؤزونو نئیله‌دین قوسانمادین آهیاخان الینده دوروب گؤزله‌دین بوغولماغینی

دئدین یاریم دریمی بلکه قورتاریم اؤزومودئدین هاچاندی ایتیبسن ایچینده منسیزسن
دئدین بو ائو بو وطن غوربته دؤنوب،چیخدیندئدین داها بورادا قالماغا ندن‌سیز‌سن
یئنی وطن اما بیرده یانی غریبسه‌مه‌یینیانی ایکی وطنین وار، یانی وطن‌سیزسن

یئتر،دایان،سورونوب قاچما، قاچدیغیندا بئلهیانینجا کؤلگه‌دن اؤنجه دولاندی یالقیزلیق
درین اولوب قورودو، بسله‌دی سنی، قورخمااؤزوندو یالقیزلیق، مهرباندی یالقیزلیق
یئتر، قاییت ائوه بیرده سنی امیزدیرسینقوجاق آچیب سنی گؤزلور، آناندی یالقیزلیق__#پاراگراف_آذ@paragraph_az@paeagraph_az

۲۸۳

۷:۳۱

۱۵ مرداد
فایل اختصاصی #پاراگراف
ورژن صوتی کتاب «سرزمینی شگفت‌انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی»
قسمت هشتم/ بخش دوم/فصل دوم:ناسیونالیسم کردی

نویسنده:#ویلیام_او_داگلاسمترجم:#فریدون_سنجریاجرا:#دکتر_آیسان_فرجزاده

این اثر، حاصل پژوهش ویلیام او داگلاس (۱۸۹۸-۱۹۸۰) قاضی دستیار دیوان عالی ایالات متحده آمریکا به هنگام بازدید از کشورهای اروپای شرقی و ایران است. او در این کتاب، ضمن بررسی کمونیسم در جنوب مرزهای شوروی، به ویژه در دوسوی آذربایجان، به شرح آداب رسوم و فرهنگ ایلات و عشایر ایران، به ویژه ایل قشقایی و مقایسه آن با تمدن غرب می‌پردازد. نویسنده همچنین با انتقاد از مسائل و مشکلات غرب، اخلاق و روحیات مردم جنوب قفقاز، آذربایجان و ایران را می‌ستاید.

لینک دانلود در روبیکا:https://rubika.ir/paragraph_az/BIGBIFHFJEJHBJFD
#سرزمینی_شگفت‌_انگیز_و_مردمی_مهربان_و_دوست_داشتنی__#پاراگراف_آذ
@paragraph_az@paragraph_az
undefined۱

۲۳۵

۹:۵۵

فایل اختصاصی #پاراگراف
ورژن صوتی کتاب «سرزمینی شگفت‌انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی»
قسمت نهم/ بخش دوم/فصل سوم:یک کرد همیشه یک کرد است.

نویسنده:#ویلیام_او_داگلاسمترجم:#فریدون_سنجریاجرا:#دکتر_آیسان_فرجزاده

این اثر، حاصل پژوهش ویلیام او داگلاس (۱۸۹۸-۱۹۸۰) قاضی دستیار دیوان عالی ایالات متحده آمریکا به هنگام بازدید از کشورهای اروپای شرقی و ایران است. او در این کتاب، ضمن بررسی کمونیسم در جنوب مرزهای شوروی، به ویژه در دوسوی آذربایجان، به شرح آداب رسوم و فرهنگ ایلات و عشایر ایران، به ویژه ایل قشقایی و مقایسه آن با تمدن غرب می‌پردازد. نویسنده همچنین با انتقاد از مسائل و مشکلات غرب، اخلاق و روحیات مردم جنوب قفقاز، آذربایجان و ایران را می‌ستاید.

لینک دانلود در روبیکا:https://rubika.ir/paragraph_az/BIGBIGDFJGCDJJFD
#سرزمینی_شگفت‌_انگیز_و_مردمی_مهربان_و_دوست_داشتنی_#پاراگراف_آذ
@paragraph_az@paragraph_az
undefined۱

۲۱۲

۹:۵۶

thumbnail
قاراداغلی شاعیر #علی_جوادپور جنابلاریندان بی شئعر اوخویاق؛ اثر "تویونا بورج اولسون" آدی ایله ۱۴۰۴-اونجو ایلین قیش مؤوسومونده یازیلمیشدیر:


آه، بو تویون،بو تویون بَیی تابوتداـگلینی نییه اویناییر!؟یوخ، بئله اویناماق اولمازاو نئجه وایا اویناییر!
سنه نه وار،سن دئیه‌رسن؛ او دلی‌دیر.دئمزسن؛ گزَن اؤلودور.او اؤزو دئییل کۆلودورسوورولور گؤیه اویناییر.
اؤلن ایگید،داها سنین تویون اولمازگلن یازدان پایین اولمازآخی بئله اویون اولمازاوینایان نه‌یه اویناییر؟
گؤیدن یاغان،یاغیش دا یوماز بو قانیبو شهری، خیاوانی.کیم او ایگیدلرین جانین،سؤیله‌دی سویا اویناییر؟!
آخ، بویئرلر،دونیانین بخت‌سیز اؤلکه‌سیدردین قوزئیی، کؤلگه‌سیاَریییب گئتمیر لکه‌سی،اۆزو کوله‌یه اویناییر.
آخی بیزی کیم سالیب‌دیر بو اویونا؟اوینادانلارین تویونا بورج اولسون دایانما اویناهامی بو تویا اویناییر!__#پاراگراف_آذ@paragraph_az@paragraph_az
undefined۷

۲۹۷

۹:۵۶

۱۶ مرداد
یادداشت اختصاصی #پاراگراف
جستاری بر جنبش جمهوریخواهی در ایران:
مسئله آذربایجان دموکراتیک است#سهند_کارگر
یکی از بزرگ‌ترین خطاهای فکری جنبش جمهوریخواه ایران این است که گمان می‌کند بحران کشور، صرفاً بحران استبداد است. بر این اساس، نسخه‌ای ساده نیز تجویز می‌شود: استبداد برود، دموکراسی بیاید؛ حکومت تغییر کند، مسئله حل شود.
اما تاریخ معاصر ایران روایت دیگری دارد.
مشروطه نیز علیه استبداد شکل گرفت. هزاران نفر برای قانون، مجلس و حاکمیت مردم مبارزه کردند. با این حال، چند دهه بعد بار دیگر ساختاری متمرکز و اقتدارگرا بر کشور حاکم شد. چرا؟ زیرا مسئله فقط استبداد نبود. مسئله این بود که دولت جدید، هرچند مدرن‌تر شده بود، اما همچنان بر تمرکز قدرت و انکار تکثر استوار بود.
امروز نیز بسیاری از جمهوری‌خواهان همان اشتباه را تکرار می‌کنند.
در اغلب طرح‌های آنان، ایران آینده کشوری است با انتخابات آزاد، پارلمان منتخب، رسانه‌های مستقل و قوه قضائیه غیرسیاسی. همه این‌ها ضروری‌اند، اما کافی نیستند. زیرا یک پرسش اساسی همچنان بی‌پاسخ باقی می‌ماند: جایگاه ملت‌های غیرفارس در این جمهوری کجاست؟
واقعیت این است که جمهوری‌خواهی ایرانی هنوز نتوانسته از سایه دولت-ملت متمرکز خارج شود. بخش مهمی از این جریان، دولت را دموکراتیک می‌خواهد اما همچنان آن را یگانه، متمرکز و دارای یک هویت سیاسی مسلط تصور می‌کند. در چنین مدلی، شهروندان برابرند اما ملت‌ها برابر نیستند.
این همان نقطه‌ای است که آذربایجان به مسئله‌ای فراتر از یک منطقه جغرافیایی تبدیل می‌شود.
آذربایجان در صد سال گذشته صرفاً درباره زبان ترکی سخن نگفته است. آنچه در پس مطالبه زبان، توسعه منطقه‌ای یا مدیریت محلی قرار دارد، یک پرسش بزرگ‌تر است: آیا ایران متعلق به همه ملت‌های ساکن آن است یا متعلق به یک مرکز سیاسی که دیگران را در خود هضم می‌کند؟
پاسخ به این پرسش، سرنوشت جمهوری‌خواهی را تعیین خواهد کرد.
اگر جمهوری آینده نتواند میان دموکراسی و تنوع ملی آشتی برقرار کند، دیر یا زود با همان بحرانی مواجه خواهد شد که دولت‌های پیشین با آن روبه‌رو بودند. زیرا مردمی که در تعیین سرنوشت خود سهم واقعی ندارند، صرفاً با تغییر نام حکومت قانع نخواهند شد.
برخلاف تصور رایج، مسئله آذربایجان یک مسئله قومی یا فرهنگی صرف نیست؛ یک مسئله دموکراتیک است. همان‌گونه که هیچ فردی نباید بدون رضایت خود تحت سلطه فرد دیگری باشد، هیچ ملت و جامعه‌ای نیز نباید بدون مشارکت واقعی در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور زندگی کند.
از این منظر، آذربایجان نه حاشیه جمهوری‌خواهی ایران، بلکه آزمون اصلی آن است.
هر جریان سیاسی که از آزادی سخن بگوید اما از توزیع قدرت سخن نگوید، هر جریانی که از دموکراسی دفاع کند اما از برابری ملت‌ها سکوت کند، در نهایت تنها نسخه‌ای نرم‌تر از همان تمرکزگرایی تاریخی را بازتولید خواهد کرد.
شاید به همین دلیل باشد که آینده جمهوری‌خواهی در ایران نه در بحث‌های بی‌پایان درباره شکل حکومت، بلکه در پاسخ به یک پرسش ساده نهفته است: آیا جمهوری آینده حاضر است قدرت را با ملت‌های تشکیل‌دهنده ایران تقسیم کند؟
پاسخ این پرسش، بیش از هر انتخابات و همه‌پرسی دیگری، سرنوشت ایران فردا را مشخص خواهد کرد.__#پاراگراف_آذ @paragraph_az@paragraph_az
undefined۱

۲۴۸

۱۹:۴۹

۱۷ مرداد
یادداشت اختصاصی #پاراگراف
پیرامون تحرکات اخیر ارامنه در تهران:
همه ملت‌ها برابرند؛ اما بعضی برابرترند.#آرین_نوروزیان
طی روزهای اخیر، شاهد تحرکاتی بر اساس ملی‌گرایی ارمنی یا پان‌ارمنیسم در مدارس ابتدایی ارمنی تهران بودیم که گردن‌آویزهای منقش به پرچم ارمنستانِ کودکان ارمنی در مدارس تهران تنها یک نمونه‌ از رخداد های اخیر است.
چگونه است که همواره ابراز علاقه آذربایجانی ها به هم‌وطنان آن سوی آراز، به مثابه تجزیه‌طلبی یا پانترکیسم تعبیر میشود اما بنیاد های ارمنی آزادانه می‌توانند پرچم کشور دیگری را در مدارس جمهوری اسلامی تبلیغ کنند.
آیا واژه تجزیه‌طلبی صرفا منحصر به یک ملت است یا با جریانی فراگیرتر از این چنین افکار فاشیستی مواجه هستیم؟
جمهوری اسلامی با وضع اصل ۱۵ قانون اساسی کشور، حقوق ملی، مدنی اقوام غیرفارس را قانونی برشمرده‌است، اما در اصل زمانی که قوانین در ایران به مرحله اجرا میرسند؛ قوانین جدیدی را با خود به همراه می‌آورند که خود ناقض قوانین اصلی است، آیا ارامنه در سرحدات ایران دارای پتانسیل و امتیاز والاتری نسبت به مابقی اقوام هستند؟ زمانی که حق تحصیل به زبان مادری خود صرفا برای ارامنه متروک شد و امروزه براحتی میتوانند با هم‌زبان های خود در آن سوی مرزها علایق خود را گسترش دهند و پرچم کشور ارمنستان را در قلب تهران برافراشته کنند.
این در حالی است که در ایران شمار زندانیان سیاسی و مدنی اقوام مختلف رو به افزایش است و اغلب به جرم تجزیه‌طلبی یا به مثابه جاسوس موساد به اعدام محکوم میشوند.
بیش از یک قرن است که فعالان آذربایجانی بدور از تحرکات نظامی و تروریستی، صرفا با حفظ قلم و هویت خود در بین ملت آذربایجان در صدد این هستند تا یک روزی هویت تورکی و زبان مادری خود را به آغوش مدارس آذربایجانی بازگردانند و همواره مطالبات مدنی و ملی آذربایجانیان با خشونت و سرکوب مواجه بوده‌است.
در کشوری کثیرالمله‌ای همچون ایران، در هر مقطعی از تاریخ جمهوری اسلامی هیچگاه ساختار اجتماعی، سیاسی کشور رو به پلورالیسم نبوده و همواره با وضع تبعیضات گوناگون در بین اقوام مختلف، تنش‌های قومی را افزایش داده و در نهایت ملت‌های غیرفارس را متحمل وضعیت بحرانی و اسفباری از هویت و فرهنگ ساخته است.
حرکات ملی‌گرایانه ارامنه را نمیتوان جز تبلیغ رویای ارمنستان بزرگ و تطهیر اعمال تروریستی ارمنستان، قلم‌داد کرد؛ اعمالی از جنس رویداد های قبل از ۲۰۲۰ میلادی، که از آرتساخ جعلی بارزترین آنها بوده است.
جمهوری اسلامی در وضعیتی که خود را مخالف تجزیه‌طلبی و اشغالگری دانسته و در مبارزه با اسرائیل در صدد است تا حقوق پایمال شده فلسطینیان را به احقاق برساند، به حمایت از ارمنستان در فعالیت های تروریستی و تجزیه‌طلبانه در دو جنگ قره‌باغ در راستای تجزیه قره‌باغ کوهستانی و تشکیل دولت آرتساخ جعلی برخواست.
سیاست های تهران و ایروان بصورت موازنه در یک خط‌مشی مشترک در راستای تحریف حقوق آذربایجانی‌ها و غصب اراضی قره‌باغ کوهستانی آذربایجان حرکت میکنند.
همچین سیاست‌هایی میتواند در آینده‌ای نه چندان دور به تهدیدی جدی در آذربایجان مبدل گردد و ماشین نفرت پراکن داشناک های ارمنی در نهایت تاریخ را بر علیه آذربایجانی‌ها بازتولید کنند._#پاراگراف_آذ@paragraph_az@paragraph_az
undefined۱

۱۹۷

۲۰:۳۶

۱۸ مرداد
یادداشت اختصاصی #پاراگراف
تأملی در باب سیاست جهانی/بخش اول#حامد_محمودی

۱. مقدمه: فراتر از تانک‌ها و ترازهای تجاریبرای دهه‌ها، تحلیل‌گران سنتی روابط بین‌الملل قدرت را با متر و معیارهای مادی می‌سنجیدند: تعداد کلاهک‌های هسته‌ای، تناژ تانک‌ها یا حجم تولید ناخالص داخلی. اما در دنیای فوق‌متصل امروز، این نگاه تقلیل‌گرایانه دیگر قادر به تبیین واقعیت‌های پیچیده نیست. سیاست جهانی بیش از هر زمان دیگری به «روانشناسی گشتالت» شباهت پیدا کرده است؛ همان‌طور که در این مکتب مطرح می‌شود، «کل، چیزی فراتر از مجموع اجزای آن است». در ژئوپلیتیک مدرن، این «کل» همان ساختار سیستم بین‌المللی است و «اجزا» کشورها هستند. برای درک نظم جهانی، نباید تنها به ویژگی‌های فردی کشورها نگریست، بلکه باید الگوهای تعاملی و سیستمی پدید آمده از دلِ پیوندهای آن‌ها را تحلیل کرد.

۲. قدرت در «داشتن» نیست، در «وصل شدن» است. برخلاف دیدگاه‌های «نئورئالیستی» که بر توانمندی‌های مادی و بقای مستقل تأکید دارند، مفهوم «قدرت شبکه‌ای» (Network Power) نشان می‌دهد که نفوذ یک کشور محصول موقعیت استراتژیک او در شبکه است، نه صرفاً دارایی‌های فیزیکی‌اش. در این پارادایم، قدرت از طریق دو ابزار کلیدی بازتعریف می‌شود:
دسترسی (Access):  توانایی بهره‌برداری از منابع، اطلاعات و دانش موجود در گره‌های دیگر شبکه.
گزینه‌های خروج (Exit options):  قدرت یک بازیگر در چانه‌زنی زمانی افزایش می‌یابد که وابستگی حیاتی به یک پیوند خاص نداشته باشد و بتواند با کمترین هزینه، از یک رابطه خارج و به پیوند دیگری متصل شود.«قدرت شبکه‌ای بر این اصل استوار است که توانمندی یک بازیگر دیگر صرفاً از ویژگی‌های فردی او ناشی نمی‌شود، بلکه محصول روابط پایدار و ساختارهایی است که او در آن قرار گرفته است؛ ساختارهایی که می‌توانند کنش‌ها را ممکن سازند یا آن‌ها را محدود کنند.» (Hafner-Burton)
۳. معمای دیپلماسی: چرا کشورها همیشه «لطف» را جبران می‌کنند؟ تحلیل شبکه‌های دیپلماتیک در یک بازه زمانی ۱۱۶ ساله (از ۱۸۹۹ تا ۲۰۱۵) حقیقتی خیره‌کننده را آشکار می‌کند. با وجود فروپاشی امپراتوری‌ها و ظهور دهه‌ها کشور جدید، منطق «عمل متقابل» (Reciprocity) در سطح  سفارتخانه‌ها و مأموریت‌های دیپلماتیک عالی‌رتبه  به شکلی اعجاب‌آور ثابت مانده است.داده‌های استخراج شده از پروژه‌هایی نظیر "Correlates of War" نشان می‌دهد:
در سال ۱۸۹۹: شبکه شامل ۵۲ کشور و ۶۲۸ پیوند دیپلماتیک بود. نرخ عمل متقابل در این ساختار  ۸۵ درصد  برآورد شد.
در سال ۲۰۱۵: تعداد کشورها به ۱۹۶ و پیوندها به ۹۲۶۰ افزایش یافت، اما نرخ عمل متقابل تقریباً بدون تغییر روی عدد ۸۴درصد  ایستاد. این ثبات آماری ثابت می‌کند که علیرغم پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک، کشورها همچنان به الگوی ساختاری پاسخ‌دهی به «سرمایه‌گذاری دیپلماتیک» دیگران وفادارند؛ یعنی باز کردن یک سفارتخانه، در ۸۴ درصد مواقع با پاسخی مشابه از سوی طرف مقابل روبرو می‌شود.ــ_#پاراگراف_آذ @paragraph_az@paragraph_az
undefined۱

۱۱۰

۱۹:۰۶

پاراگراف
یادداشت اختصاصی #پاراگراف تأملی در باب سیاست جهانی/بخش اول #حامد_محمودی ۱. مقدمه: فراتر از تانک‌ها و ترازهای تجاری برای دهه‌ها، تحلیل‌گران سنتی روابط بین‌الملل قدرت را با متر و معیارهای مادی می‌سنجیدند: تعداد کلاهک‌های هسته‌ای، تناژ تانک‌ها یا حجم تولید ناخالص داخلی. اما در دنیای فوق‌متصل امروز، این نگاه تقلیل‌گرایانه دیگر قادر به تبیین واقعیت‌های پیچیده نیست. سیاست جهانی بیش از هر زمان دیگری به «روانشناسی گشتالت» شباهت پیدا کرده است؛ همان‌طور که در این مکتب مطرح می‌شود، «کل، چیزی فراتر از مجموع اجزای آن است». در ژئوپلیتیک مدرن، این «کل» همان ساختار سیستم بین‌المللی است و «اجزا» کشورها هستند. برای درک نظم جهانی، نباید تنها به ویژگی‌های فردی کشورها نگریست، بلکه باید الگوهای تعاملی و سیستمی پدید آمده از دلِ پیوندهای آن‌ها را تحلیل کرد. ۲. قدرت در «داشتن» نیست، در «وصل شدن» است. برخلاف دیدگاه‌های «نئورئالیستی» که بر توانمندی‌های مادی و بقای مستقل تأکید دارند، مفهوم «قدرت شبکه‌ای» (Network Power) نشان می‌دهد که نفوذ یک کشور محصول موقعیت استراتژیک او در شبکه است، نه صرفاً دارایی‌های فیزیکی‌اش. در این پارادایم، قدرت از طریق دو ابزار کلیدی بازتعریف می‌شود: دسترسی (Access):  توانایی بهره‌برداری از منابع، اطلاعات و دانش موجود در گره‌های دیگر شبکه. گزینه‌های خروج (Exit options):  قدرت یک بازیگر در چانه‌زنی زمانی افزایش می‌یابد که وابستگی حیاتی به یک پیوند خاص نداشته باشد و بتواند با کمترین هزینه، از یک رابطه خارج و به پیوند دیگری متصل شود.«قدرت شبکه‌ای بر این اصل استوار است که توانمندی یک بازیگر دیگر صرفاً از ویژگی‌های فردی او ناشی نمی‌شود، بلکه محصول روابط پایدار و ساختارهایی است که او در آن قرار گرفته است؛ ساختارهایی که می‌توانند کنش‌ها را ممکن سازند یا آن‌ها را محدود کنند.» (Hafner-Burton) ۳. معمای دیپلماسی: چرا کشورها همیشه «لطف» را جبران می‌کنند؟ تحلیل شبکه‌های دیپلماتیک در یک بازه زمانی ۱۱۶ ساله (از ۱۸۹۹ تا ۲۰۱۵) حقیقتی خیره‌کننده را آشکار می‌کند. با وجود فروپاشی امپراتوری‌ها و ظهور دهه‌ها کشور جدید، منطق «عمل متقابل» (Reciprocity) در سطح  سفارتخانه‌ها و مأموریت‌های دیپلماتیک عالی‌رتبه  به شکلی اعجاب‌آور ثابت مانده است.داده‌های استخراج شده از پروژه‌هایی نظیر "Correlates of War" نشان می‌دهد: در سال ۱۸۹۹: شبکه شامل ۵۲ کشور و ۶۲۸ پیوند دیپلماتیک بود. نرخ عمل متقابل در این ساختار  ۸۵ درصد  برآورد شد. در سال ۲۰۱۵: تعداد کشورها به ۱۹۶ و پیوندها به ۹۲۶۰ افزایش یافت، اما نرخ عمل متقابل تقریباً بدون تغییر روی عدد ۸۴درصد  ایستاد. این ثبات آماری ثابت می‌کند که علیرغم پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک، کشورها همچنان به الگوی ساختاری پاسخ‌دهی به «سرمایه‌گذاری دیپلماتیک» دیگران وفادارند؛ یعنی باز کردن یک سفارتخانه، در ۸۴ درصد مواقع با پاسخی مشابه از سوی طرف مقابل روبرو می‌شود. ــ _ #پاراگراف_آذ @paragraph_az @paragraph_az
یادداشت اختصاصی #پاراگراف
تأملی در باب سیاست جهانی/بخش دوم#حامد_محمودی
۴. واسطه‌گری: هنر پر کردنِ «چاله‌های ساختاری» در تحلیل شبکه، نفوذ واقعی متعلق به کسانی است که «مرکزیت بینابینی» (Betweenness Centrality) دارند. این بازیگران که «واسطه» (Broker) نامیده می‌شوند، دقیقاً در جایی قرار می‌گیرند که «چاله‌های ساختاری» وجود دارد؛ یعنی دو گروه از بازیگران را که هیچ پیوند مستقیمی با هم ندارند، به یکدیگر وصل می‌کنند.سیستم‌های امپراتوری کلاسیک بهترین مثال برای این مفهوم هستند: قدرت مرکز نه از قدرت نظامی، بلکه از «ضعف پیوندهای بین زیرمجموعه‌ها» نشأت می‌گرفت؛ مرکز تمام پیوندهای جانبی را قطع می‌کرد تا تنها پل ارتباطی باشد. امروزه، نفوذ چین در قبال بازیگرانی نظیر کره شمالی یا ایران را می‌توان از این منظر دید؛ چین با پر کردن چاله ساختاری میان این بازیگران منزوی و بقیه جهان، نفوذی به دست می‌آورد که فراتر از قدرت اقتصادی صرف اوست.

۵. تضاد ابدی: کارایی در مقابل تاب‌آوریمطالعه «شبکه‌های تاریک» (مانند شبکه‌های تروریستی یا قاچاق سلاح) یک تضاد درونی حیاتی را فاش می‌کند: کارایی در مقابل  تاب‌آوری  (Robustness). شبکه‌های متمرکز و هاب‌محور بسیار کارآمد هستند چون فرمان‌ها سریع صادر می‌شوند، اما حذف تنها چند واسطه کلیدی می‌تواند کل سیستم را فلج کند.این بینش در سیاست‌گذاری علیه تکثیر سلاح‌ها (Ballistic Missiles) و تسلیحات کوچک (Small Arms) بسیار تعیین‌کننده است. تحقیقات نشان می‌دهد که در شبکه‌های موشکی یا سلاح‌های سبک، حذف واسطه‌ها و دلال‌ها به شدت مؤثر است، زیرا این شبکه‌ها بر «یکپارچه‌سازی سیستم‌ها» متکی هستند. در مقابل، مقابله با شبکه‌های تولید کلاهک هسته‌ای دشوارتر است، زیرا این دانش بیشتر ماهیت «ضمنی» (Tacit Knowledge) دارد و به جای پیوندهای واسطه‌ای، در ذهن متخصصان و هسته‌های بسته قرار گرفته که تخریب شبکه را پیچیده می‌کند.
۶. نتیجه‌گیری: آیا ما در یک «فیزیک اجتماعی» زندگی می‌کنیم؟ امروزه برخی از ظهور «فیزیک اجتماعی» سخن می‌گویند؛ دانشی که مدعی است با تحلیل کلان‌داده‌ها و شبکه‌های پیچیده، می‌توان رفتار سیاسی را با دقت ریاضی پیش‌بینی کرد.
با تمام این موارد نکته ای که باید به آن توجه شود این است که،شبکه می‌تواند به ما بگوید یک پیوند چگونه رشد می‌کند یا فرسوده می‌شود، اما هنوز از توضیح «اولین پیوند» یا تأثیر «بی‌نظمی ناشی از بی‌خردی انسان» عاجز است.در نهایت، تحلیل شبکه به ما می‌آموزد که هیچ بازیگری در انزوا معنا ندارد. قدرت، نه یک دارایی ثابت، بلکه جریانی است که در تاروپود پیوندهای ما می‌چرخد.
یک سوال تامل‌برانگیز برای پایان:  در شبکه‌ای که شما بخشی از آن هستید، آیا یک «هاب» قدرتمند و متصل هستید، یا تنها پیوندی که حذف شدنش هیچ خللی در کل سیستم ایجاد نخواهد کرد؟_#پاراگراف_آذ @paragraph_az@paragraph_az
undefined۱

۱۴۱

۱۹:۰۶