لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه تهرانف
۳۷۳ عضو

فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه تهران

نخستین رسانه علمی_تخصصی فلسفه علوم اجتماعی در ایران
نشانی کانال در تلگرامt.me/philosophyofss
نشانی اینیستاگرام https://instagram.com/philosophyofss
ارتباط با ادمین@mohsenmollabashi@akhlaghi_n
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۷ بهمن ۱۳۹۸
بازارسال شده از
thumbnail
گزارش تصویری نشست«هگل و علوم‌اجتماعی»با سخنرانی دکتر مصطفی زالی
تالار دکتر شریعتیدانشکدهٔ علوم‌اجتماعیدانشگاه تهران
سه شنبه، ۱۵بهمن۱۳۹۸
#فلسفه_علوم_اجتماعی#هگل#رویداد
@utsaiss@philosophyofss
undefined۱

۲

۱۸:۳۲

۲۶ بهمن ۱۳۹۸
thumbnail
#فلسفه_علوم_انسانی#فلسفه_علوم_اجتماعی#ویلهلم_دیلتای#مرور_کتاب
@philosophyofss

۴۹۵

۱۵:۱۶

۱ اسفند ۱۳۹۸
thumbnail
گزارش علمی نشست«هگل و علوم اجتماعی»با سخنرانی دکتر زالی (۲)
کتاب عناصر فلسفهٔ حق هگل مشتمل بر سه بخش است: حق انتزاعی و اخلاق و حیات اخلاقی. منظور از حیات اخلاقی نحوهٔ چینش نهادهای اجتماعی است. بحث حیات اجتماعی در سه مرحله پیش می‌رود: خانواده و جامعه مدنی و دولت.
مقصود از جامعهٔ مدنی بازار آزادی است که آدام اسمیت توضیح داده و در جامعهٔ مدنی افراد تنها غایات خودشان را دنبال می‌کنند و غایت جمعی در جامعهٔ مدنی تحقق ندارد. همین غایت فردی در نظام جمعی شکل می‌گیرد. در وضعیت جامعه مدنی انسان‌ها نادانسته برای تعیین خیر جمعی مشارکت می‌کنند، گرچه قصد تحقق خیر مشرک را ندارند.
ادعای اصلی هگل این است: لازمهٔ تحقق اصول انتزاعی اخلاق، تحقق آن‌ها در دل جامعه‌ای است که این اصول را در قالب نهادهای اجتماعی و سیاسی متعین می‌سازد.
#فلسفه_علوم_اجتماعی#هگل#رویداد
@utsaiss@philosophyofss

۴۹۸

۱۰:۵۷

۲ اسفند ۱۳۹۸
thumbnail
گزارش علمی نشست«هگل و علوم اجتماعی»با سخنرانی دکتر زالی (۳)
اخلاق عقلانی در بستری اجتماعی محقق می‌شود، نظم اجتماعی و نهادهای اجتماعی با چه شرطی نهاد اجتماعی عقلانی تلقی می‌شوند؟ به عبارت دیگر، یک هنجار اجتماعی چگونه معقول می‌شود؟ از نظر هگل پاسخ به این پرسش، یک کلمه است: آزادی.
شرط معقول‌شدن هنجار اجتماعی و شرط پذیرش دولت عقلانی آن است که دولت بستر تحقق آزادی باشد. بنابراین، اجزای سه‌گانهٔ حیات اخلاقی، یعنی جامعه مدنی، خانواده و دولت نقش مهمی در تحقق آزادی ایفا می‌کنند.
در توضیح نظریهٔ اجتماعی هگل باید روشن شود سه نهاد فوق تا چه حد و چگونه به تحقق آزادی کمک می‌کنند.
هگل بین سه معنای آزادی تمایز قائل می‌شود:آزادی شخصی (آزادی گزافی) و آزادی سوژهٔ اخلاقی (آزادی هنجاری خرد انسان) و آزادی اجتماعی که آزادی اجتماعی مهم‌ترین و کامل‌ترین معنای آزادی است و از دل زندگی در جامعه‌ای محقق می‌شود که نهادهای آن آرایش خاصی دارند و انسان‌ها هم از حیث سابجکتیو نظر خاصی به این نهادها دارند.
#فلسفه_علوم_اجتماعی#هگل#رویداد
@utsaiss@philosophyofss
undefined۱

۵۰۱

۱۱:۴۶

۳ اسفند ۱۳۹۸
بازارسال شده از
thumbnail
انجمن علمی و گروه علوم‌اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران برگزار می‌کنند:
سلسله نشست‌های«فلسفه و علوم‌‌اجتماعی»
«ویتگنشتاین و علوم‌اجتماعی»با سخنرانی دکتر مهدی حسین زاده یزدی
تالار دکتر شریعتیدانشکدهٔ علوم‌اجتماعیدانشگاه تهران
سه شنبه، ۶اسفند١٣٩٨١۵ تا ۱۷
حضور برای عموم آزاد است.
#فلسفه_علوم_اجتماعی#ویتگنشتاین#رویداد
@utsaiss@philosophyofss

۹

۶:۰۹

فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه تهران
undefined انجمن علمی و گروه علوم‌اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران برگزار می‌کنند: سلسله نشست‌های «فلسفه و علوم‌‌اجتماعی» «ویتگنشتاین و علوم‌اجتماعی» با سخنرانی دکتر مهدی حسین زاده یزدی تالار دکتر شریعتی دانشکدهٔ علوم‌اجتماعی دانشگاه تهران سه شنبه، ۶اسفند١٣٩٨ ١۵ تا ۱۷ حضور برای عموم آزاد است. #فلسفه_علوم_اجتماعی #ویتگنشتاین #رویداد @utsaiss @philosophyofss
undefined نظر به توصیه‌های اکید بهداشتی از سوی وزارت محترم بهداشت و ضرورت پیشگیری مناسب از خطر ابتلا به بیماری و ضرورت صیانت از سلامتی دانشجویان گرامی، نشست های انجمن و گروه علوم اجتماعی اسلامی از جمله نشست «ویتگنشتاین و علوم اجتماعی» تا اطلاع ثانوی برگزار نخواهد شد.
undefined۲

۵۲۹

۱۷:۲۸

۲۵ اسفند ۱۳۹۸

هایدگر و علوم اجتماعی_2.m4a

۰۲:۰۱:۳۵-۷۰.۱۷ مگابایت
سلسله‌ نشست‌هایفلسفه و علوم اجتماعیسخنرانی دکتر احمد رجبی«هایدگر و علوم‌اجتماعی»

دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهرانسه‌شنبه، ۱۰دی۱۳۹۸

#هایدگر_و_علوم_اجتماعی #فلسفه_و_علوم_اجتماعی
@philosophyofss@utsaiss
undefined۲

۶۳۳

۷:۵۶

۴ فروردین
بازارسال شده از مسئلهٔ ایران
undefined علوم اجتماعی ایران در محکمهٔ وجدان
مهدی حسین‌زاده یزدیدانشیار دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
بیش از یک دهه است که از ضرورت حضور «علوم اجتماعی ایران در دادگاه و محکمهٔ نقد» گفته و نوشته‌ام. نقد در این عبارت به معنای کانتی آن مدنظر است. کانت در کتاب نقد عقل محض (Critique of pure reason) به دنبال آن بود که حدود و ثغور عقل را روشن کند. از این رهگذر معلوم می‌شود که آیا عقل توان آن را دارد که در باب متافیزیک و امور متعالی به ما شناختی دهد یا نه. با توجه به این مهم، مراد از نقد علوم اجتماعی، همان نگاه درجه دومی (second_order) است که دست‌کم از معرفت‌بخشی علوم اجتماعی می‌پرسد. آیا اساساً می‌توان آنچه به نام علوم اجتماعی خوانده می‌شود، علم دانست؟ آیا گزاره‌های علوم اجتماعی معرفت‌بخش هستند؟ یا اساساً قصه‌ها و رمان‌هایی را می‌مانند که در آن، سراغ‌گرفتن از استدلال و معرفت امری بی‌معناست؟ مسئله اینجاست که علوم اجتماعی دست‌کم در ایران پارادایم غالب ندارد. وقتی به ساحت علوم اجتماعی پا می‌گذارید، با پارادایم‌ها و بالتبع نظریات گوناگون و گاه متناقضی مواجه‌ می‌شوید که گاه جز سردرگمی چیزی نمی‌افزاید.

اما امروز می‌خواهم از همۀ این مجادلات نظری و هیاهوی پارادایم‌ها و نظریه‌ها گذر کنم. می‌خواهم در مقابل «وجدان» زانو بزنم. این روزها نه مسئلهٔ «معرفت» و «علم» که مسئلهٔ «خون» در میان است. خونی که بر خاک وطن می‌چکد و این پرسش را پیش روی همۀ ما می‌نهد: علوم اجتماعی در مقابل این جنگ تحمیلیِ ظالمانه و ددمنشانه، چه وظیفه‌ای بر دوش دارد؟ اندیشمندان و روشنفکرانی که از مواهب و فرصت‌های این سرزمین، متنعم شده‌اند، در برابر تجاوز به این بوم و بر چه موضعی باید بگیرند تا شرمنده وجدانشان نشوند؟
هر چند، برخی از دانشمندان و متفکران، بی‌هراس از تهدیدها با غیرتی سترگ، در برابر تجاوز به مام میهن پا به میدان گذاشته‌ و غیرتمندانه سینه ستبر کرده‌اند که بر ایشان می‌بالم، اما سکوت برخی از اصحاب علوم اجتماعی برایم اندوه‌بار و نامفهوم است. از روشنفکرانی که نان و نام و اعتبارشان وام‌دارِ همین خاک پرگهر است، می‌پرسم: شما که سال‌ها از «توسعه»، «مردم»، «حقوق زنان»، «حقوق کودکان»، «جامعهٔ مدنی» و «حقوق شهروندی» نوشته‌اید و در محافل علمی علیه «خشونت » و «بازتولید سلطه» سخن رانده‌اید، امروز که خشونتِ بی‌پرده در کوچه و خیابان، «توسعه»، «مردم»، «حقوق زنان»، «حقوق کودکان»، «جامعهٔ مدنی» و «حقوق شهروندی» را سلاخی می‌کند، چرا زبانتان بند آمده است؟ علوم اجتماعی اگر قرار است معنایی داشته باشد، اگر قرار است جز قصه و رمان، جز بازیِ واژگان و تولیدِ متونِ پرشمارِ بی‌مخاطب و بی‌خاصیت و جز مقالات «استاد» برساخت‌کُن چیزی باشد، باید در چنین روزهایی بخاری از آن بلند شود؛ نه در پشتِ میزهای صیقل‌خورده، که در میان مردم. آسمانِ پرستارهٔ بالای سرِ این سرزمین، قانونِ اخلاقی درونِ شما، شما را به هیچ تکلیفی فرا نمی‌خواند؟ تجاوز به مام میهن، درخون غلطیدن عزیزترین داشته‌هایمان، پرپرشدن دانش‌آموزان و دخترکان معصوم میناب برای شما «مسئلهٔ اجتماعی» نیست؟ قرار نبود علوم اجتماعی صدایِ بی‌صداها باشد و نه نظام سلطه؟ امروز فریاد مظلومیت، چنان رسا و چنان دردمندانه از گلوهای آغشته به خون و افتاده بر روی زمین، برمی‌آید که سکوت در برابر آن، نه نقصِ دانش که نبود وجدان است.برایم روش است که این روزهای سخت با سربلندی مردم غیور و پاک این سرزمین، تمام می‌شود، برایم واضح است که ایران و ایرانی از این میدان نیز سربلند بیرون می‌آید و برایم روشن‌تر است که بعد از این، آنان باز هم طلبکار می‌شوند و قصه پر غصه عوض‌کردن جای جلاد و شهید را می‌آغازند.
مسئلهٔ ایران

۲

۱۳:۳۹

بازارسال شده از مسئلهٔ ایران
undefined خودتحقیری سیستماتیک دانشگاه
سید محسن ملاباشیعضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
ما در ایران، به دلایل گوناگون، از جمله اینکه از زاویۀ علوم انسانی غیرایرانی خود را بررسی و تحلیل می‌کنیم و همچنین، تحت‌فشار بی‌وقفۀ رسانه‌ها هستیم، همواره خود را کمتر از آنچه هستیم، می‌بینیم و به همین دلیل هم در عرصه‌ها و زمینه‌های گوناگون درگیر خودتحقیری می‌شویم. برای نمونه، با وجود این همه پیشرفت در زمینه‌ها و عرصه‌های گوناگون، ازجمله در حوزه‌های راهبردی، آن هم در وضعیت تحریم حداکثری کشورهای ثروتمند و قدرتمند جهان، خود را جهان‌سومی و توسعه‌نیافته‌ می‌خوانیم.
یکی از نمونه‌های بارز این خودتحقیری، باور به ضعف ساختاری در ایران و شخصیت‌محور بودن سیاست و ادارۀ جامعه در ایران است و این را در مقابل ساختارمندبودن کشورهای پیشرفته و دوری از شخص‌محوربودن آن‌هاست‌. این‌ها گزاره‌هایی است که همواره روشنفکران مطرح می‌کردند و آن را نشانه‌ای از عقب‌ماندگی ایران می‌دانستند.
جنگ رمضان با وجود آسیب‌های فراوانی که برای کشور و ملت ایران به همراه داشت، دستاوردها و بصیرت‌های پُرشماری هم برای ما به ارمغان آورد که فقط کسانی آن‌ها را به‌خوبی درمی‌یابند که مرعوب علوم انسانی غیرایرانی و هژمونی رسانه‌ای حاکم بر جهان نباشند. یکی از این بصیرت‌ها فهم ژرف‌تر و دقیق‌تر از ماهیت و هدف انقلاب اسلامی ایران و جمهوری اسلامی ایران است.
بی‌گمان، هیچ ملتی در تاریخ، هدف چنین جنگ همه‌جانبه و ناجوانمردانه و ترکیبی، آن هم پس از سال‌ها تروریسم اقتصادی و فرهنگی و رسانه‌ای و اطلاعاتی و امنیتی نبوده است. ایران همواره در معرض ترور بوده است و دشمن آمریکایی‌صهیونی که به هیچ مرز اخلاقی و قانونی پایبند نیست، از رهبر ایران تا دانشمندان و استادان دانشگاه و سیاستمداران ایران را براساس همین تحلیل‌های نادرست از ساختار سیاسی ایران، ترور کرده است، به این امید که ساختار سیاسی ایران فروپاشد.
جالب اینکه این ساختار سیاسی گویا هیچ تأثیری از این ترورها نمی‌پذیرد و بدون هرگونه خللی به بهترین شکل ممکن با دو قدرت هسته‌ای جهان و فربه‌ترین و گران‌ترین ارتش‌های جهان در حال جنگ است و آن‌ها را دست‌به‌دامان کشورهای دیگر کرده است تا از این گرداب بیرون آیند.
بی‌گمان، چنین ساختار سیاسی از بهترین و بیشترین استحکام و انسجام ساختاری برخوردار است که با شهادت هرکدام از مسئولانش هیچ خللی در کار خدمت‌رسانی به مردم و مبارزه با دشمنان ملت ایجاد نمی‌شود‌. در اینجا به‌روشنی مشاهده می‌کنیم که این تحلیل‌ها تا چه اندازه نادرست و فقط به‌دلیل فقدان علوم انسانی ایرانی و نگریستن به جامعه از زاویۀ نظریه‌های غیرایرانی به جامعۀ ایران است و چنین کژنگری در بین روشنفکران می‌آفریند.
این جنگ به لطف خدا با پیروزی مردم ایران به پایان می‌رسد؛ اما پس از آن، وظیفۀ ما اصحاب علوم انسانی و اجتماعی در ایران، به‌مراتب سنگین‌تر از گذشته می‌شود؛ زیرا باید به‌دور از نظریه‌زدگی پیشین در دانشگاه‌ها، براساس داده‌های میدانی ارزشمندی که با هزینۀ بسیار به دست آورده‌ایم، نظریه‌پردازی دربارۀ واقعیت جامعۀ ایران را بیاغازیم و از خودتحقیری نظری و سیستماتیک دست برداریم.

مسئلهٔ ایران

۲

۱۳:۳۹

۱۶ فروردین
سلام و عرض ادب
سال‌هاست جامعۀ ایران از تسلط جامعه‌شناسی غربیِسکولار رنج می‌برد. «مسئلۀ ایران» تلاشی است براینگریستن به جامعۀ ایران از زوایۀ جامعه‌شناسی ایرانی.همراهی با شما در این مسیر، راه را هموارتر خواهد ساخت.
مسئلۀ ایران را می‌توانید در بله و ایتا و تلگرام دنبال بفرمایید.
مسئلهٔ ایران
undefined۵
undefined۳

۳۷۴

۱۵:۳۳